انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1019 100 1

کلی

/kolli/

مترادف کلی: بسیار، خیلی، زیاد، عام، عمومی، همگانی، همگانی

متضاد کلی: جزیی

برابر پارسی: بسیار، فراگیر، همادی، همه گیر

معنی کلی در لغت نامه دهخدا

کلی. [ ک ُ ] (ص نسبی ) به معنی دهی و روستایی باشد چه کل به معنی ده و روستا هم آمده است. (برهان ). روستایی و دهی. (فرهنگ رشیدی ). روستایی و دهاتی. (ناظم الاطباء). منسوب به کل ، روستایی. دهی. (فرهنگ فارسی معین ) :
چون تو صنم و چو ما شمن نیست
شهری وکلی تویی و ماییم.
سنایی (از آنندراج ).
تیز بر ریش و سبلت آن کل
خوه کلی باش و خوه بیابانی.
سوزنی (از آنندراج ).
و رجوع به کُل شود. || (اِ) دهکده. (ناظم الاطباء). || (حامص ) زندگانی و تعیش در ده. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).

کلی. [ ک ُ ] (اِ) عربانه را گویند و آن دائره ای باشد حلقه دار که بیشتر عربان نوازند. (از برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). به معنی دف که به تازی عربانه گویند. (فرهنگ رشیدی ). دف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
من و این ساده دلی بیهده بر هر سخنی
پای می کوبم چون گیلان بر نای و کلی .
فرخی (از آنندراج ).
|| نوعی از ماهی هم هست و آن پر گوشت و کوچک می باشد و خوردنش قوت شهوت دهد و آن را عربان سمک رضراضی گویند. (برهان ). قسمی از ماهی ریزه که مقوی باه باشد و آن را سمکه ٔ رضراضی گویند، زیرا که رضراض سنگ ریزه را گویند. (آنندراج ). قسمی از ماهی ریزه که مبهی است و به تازی سمک رضراضی گویند، یعنی در آبهای سنگ ریزه دار می باشد که رضراض سنگ ریزه است. (فرهنگ رشیدی ). نوعی ماهی کوچک استخوانی و پر گوشت که در مرداب پهلوی و بحر خزر فراوان است و آن را در حوضها نگهداری کنند. کولی (در گیلکی ). رضراضی. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کولی شود. || نام علتی و مرضی هم هست که آن را خوره گویند. (برهان ). مرض خوره که به عربی جذام گویند... و عسرالعلاج است. (از آنندراج ). خوره. (ناظم الاطباء). کُلَه. (فرهنگ فارسی معین ): چنین نقل کنند که در دست او کلی افتاد، طبیبان گفتند دستش بباید برید... (تذکرة الاولیاء). و چون عیسی در یکی از شهرها بود، آمد یکی مرد از کلی جذام پر بود، عیسی را دید... و گفت : ای خداوند! اگر بخواهی بتوانی مرا پاک گردانی. عیسی دست خود برآورد و بدو گفت : خواستم ، پاک شو! همان ساعت کلی ازو رفت و پاک شد... (انجیل فارسی ص 50 از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || قرص نان روغنی بزرگ را هم گفته اند. (برهان ) (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کلیچه و کلوچه شود.

کلی. [ ک َ ] (حامص ) بمعنی کچلی باشد و آن علتی است معروف که در سر اطفال بهم می رسد. (برهان ). کچلی. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کچلی. کل بودن. (فرهنگ فارسی معین ). قَرعَة. اقرعی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
کر کند با تو کسی دعوی به صاحب گیسویی
گیسو از شرمت فرو ریزد پدید آرد کلی.
سوزنی.

کلی. [ ک ُ لا ] (ع اِ) ج ِ کُلْوَة و کُلْیَة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). کلیه ها. رجوع به کلیه شود. || کلی الوادی ؛کرانهای آن. (منتهی الارب ). جوانب آن. (از اقرب الموارد). || غنم حمراء الکلی ؛ گوسپندان لاغر، و حمرالکلی بالضم مثله. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || لقیته بشحم کلاه ،یعنی در آغاز جوانی و ایام نشاط وی را ملاقات کردم. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).

کلی. [ ک ُ لا ] (ع اِ) چهارپر است از بال مرغان. (از اقرب الموارد). آخرین پرهای مرغ. اول پرهای مرغ را قوادم و پس از آن را مناکب و پس از آن را خوافی و پس از آن را اباهر و پس از آن را کلی گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلیة شود.

کلی. [ ک َل ْی ْ ] (ع مص ) برگرده ٔ کسی زدن. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). بر گرده زدن. (آنندراج ). اکتلاء. (زوزنی )؛ کلاه یکلیه کلیاً (ناقص یائی )؛ اصابت کرد بر کلیه ٔ او و آن را بدرد آورد. (از اقرب الموارد). و رجوع به کلیة شود.

کلی. [ ک ُل ْ لی ] (ص نسبی ) عمومی و هر چیز که عمومیت داشته باشد و شامل همه گردد. (ناظم الاطباء). منسوب به کل ، هر چیز که عمومیت داشته باشد. (فرهنگ فارسی معین ) : و حکمت چیزهای کلی را معلوم کند. (مصنفات باباافضل ، از فرهنگ فارسی معین ). || تام. تمام. کامل. (فرهنگ فارسی معین ) : خواب مرگی است جزوی و مرگ خوابی کلی. (قابوسنامه ).
صاحبقران عالم هرگز قران به حکم
با طالع سعادت کلی قرین شده ست.
مسعودسعد.
علاجی در وهم نیامد که موجب صحت اصلی تواند بود و بدان از یک علت مثلاًایمنی کلی حاصل تواند آمد. (کلیله و دمنه ). و از هوای زنان اعراض کلی کردم. (کلیله و دمنه ). طبع شعراء عرب از آن نفرت کلی نمود. (المعجم ). که فساد کلی در ملک و دین راه یابد. (مجالس سعدی ).
- خسوف کلی ؛ مقابل خسوف جزئی. خسوف کل و تمام.
|| در اضافه به کلمه ٔ دیگر، همگی. کلیه ٔ. (از فرهنگ فارسی معین ) : در جمله مرا مقرر شد که مقدمه ٔ همه ٔ بلاها و پیش آهنگ همه ٔ آفتها طمع است و کلی رنج و تبعت عالم بدان بی نهایت است. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 177، از فرهنگ فارسی معین ). || دراصطلاح فلسفه و منطق ، آن است که مفهوم او از شرکت ابا نکند. (از غیاث ) (از آنندراج ). هر مفهومی که مشترک باشد بین کثیرین ، مانند جانور و درخت و آدمی و مانند آن. لفظ کلی همان لفظ مشترک معنوی است. مقابل جزئی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). لفظ چون بر معنی خوددلالت کند و مفهوم آن اقتضاء منع شرکت نکند، آن را کلی خوانند، مانند مردم و آفتاب و عنقا. چه مفهوم این سه لفظ با آنکه اول بر اشخاص بسیار واقع است در وجود و دوم بیش از بر یک شخص موجود واقع نیست و سوم بر هیچ شخص موجود واقع نیست ؛ اقتضاء منع شرکت نمی کند و از این سبب در توهم ، فرض اشخاص بسیار از هر یکی ممکن است ، بل اگر معنی لفظ دوم و سوم در وجود بر اشخاص بسیار نمی تواند افتاد، آن منع نه از جهت مجرد مفهوم لفظ است ، بل از سبب خارجی لفظ است. (اساس الاقتباس ص 17). مفهومی است ذهنی که عنوان برای افراد و انواع زیادی است و وصف اضافیی است که عارض بر ماهیات می شود و تمام این ماهیات را این صفت هست ، و موقعی این صفت از قوت به فعل می آید که افراد آن حادث شوند. این نوع کلی را که عبارت از مجرد مفهوم و وصف اشتراک بین کثیرین است کلی منطقی گویند. و گاه معروض این وصف را از کلی می خواهند و آن کلی طبیعی است ، و گاه مجموع عارض ومعروض ، وصف و موصوف را می خواهند و آن کلی عقلی است و بالاخره مراد از کلی طبیعی ماهیت بلاشرط است ، و از این جهت گویند کلی طبیعی یعنی ماهیت من حیث هی موجود نیست بلکه موجود بالعرض است زیرا حاکی از وجود است. و بدیهی است که کلی منطقی که مجرد وصف و موصوف است در خارج موجود نخواهد بود. (فرهنگ علوم عقلی ، تألیف سید جعفر سجادی ) :
در عقل واجب است یکی کلی
این نفسهای خرده ٔ اجزا را.
ناصرخسرو.
- قضیه ٔ کلی ؛ رجوع به قضیه و قضیه ٔ کلیه شود.
- کلی اضافی ؛ در اصطلاح منطق ، هر لفظی که معنی او خاص تر بود از معنی لفظی دیگر عام ، و اگرچه کلی باشد، آن را به اضافه با او جزوی خوانند چنانک انسان به اضافه با حیوان و حیوان به اضافه با او کلی باشد، و وقوع لفظ جزوی بر این دومعنی به اشتراک است ، چه یکی به حسب اضافت با غیر است و دیگری بی اعتبار اضافت ، پس کلی نیز در این دو موضوع به اشتراک بر این دو معنی افتد، چه مقابل هر دو مختلف است در معنی ، هر چند این دو معنی متلازمند. (اساس الاقتباس ص 17).
- کلی ذاتی ؛ در اصطلاح منطق ، مقول بود در جواب ای شی ٔ هو (آن چه چیز است ؟) و آن ذاتی خاص بود که امتیاز به او حاصل شود و آن را فصل خوانند، مانند ناطق انسان را. پس کلی ذاتی یا جنس بود یا نوع یا فصل ،چه اگر تمام ماهیت بود نوع بود و اگر جزو ماهیت بودو مشترک بود جنس بود، و اگر جزو ممیز بود فصل بود. (اساس الاقتباس ص 28).
- کلی طبیعی ؛ در اصطلاح منطق ، چیزهایی که به این صفت (قابل وقوع شرکت ) موصوف تواند بود از اعیان موجودات ، مانند انسان و سواد (سیاهی ) و غیر آن ، چه ماهیتهای انسان و سواد و غیر آن هم شایستگی آن دارند که با قبول شرکت مقارن شوند تا انسان و سواد کلی باشند و هم شایستگی آن که با منع شرکت مقارن شوند مانند این انسان ، و این سواد، تا انسان و سواد جزوی باشند. پس این ماهیات را که محل این تقابل باشند کلی طبیعی خوانند. (اساس الاقتباس ص 20).
- کلی عرضی . در اصطلاح منطق ، کلی عرضی یا خاص بود به یک نوع مانند ضحاک و کاتب انسان را، یا شامل بود زیادت از یک نوع را، مانند متحرک انسان را، و اول را خاصه خوانند، و دویم را عرض عام ، و بهری هم خاصه را عرض خاص خوانند و بهری هم خاصه را فصل عرضی خوانند. (اساس الاقتباس ص 28).
- کلی عقلی . در اصطلاح منطق ، آنچه مرکب باشد از کلی منطقی و کلی طبیعی یعنی اعیان موجودات از آن روی که قابل شرکت باشند و مقول بر کثیر، آن را کلی عقلی خوانند. (اساس الاقتباس ص 20).
- کلی منطقی ؛ در اصطلاح منطق ، آنچه قابل وقوع شرکت باشد، آن را کلی منطقی خوانند. (اساس الاقتباس ص 20).
- نفس کلی ؛ رجوع به همین کلمه شود.
|| (ق ) تماماً. بالتمام. بتمام. کاملاً. کلاً :
چون وزیر آن مکر را برشه شمرد
از دلش اندیشه را کلی ببرد.
مولوی.
- بکلی ؛ یکباره. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- بطور کلی ؛ تماماً. بالتمام. بتمام. کاملاً.
|| خیلی. بسیار. مقدار زیاد.(فرهنگ فارسی معین ).

کلی. [ ک ُل ْ لی ] (اِخ ) دهی از دهستان خان اندبیل است که در بخش مرکزی شهرستان هروآباد واقع است و 830 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

کلی. [ ک ُل ْ لی ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاردانگه است که در بخش هوراند شهرستان اهر واقع است و 274تن سکنه دارد. (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

معنی کلی به فارسی

کلی
( اسم ) بسته عدل . توضیح احتراز از استعمال این کلم. بیگانه اولی است .
برگرده کسی زدن . برگرده زدن
[ گویش مازنی ] /keli/ لانه ی مرغ - کنام جانوران & صدا، فریاد - دو سو عرضی جعبه & کلید، قفل کوچک در
[ گویش مازنی ] /keli bayyen/ قفل شدن
[ گویش مازنی ] /kelipar/ مرتعی در روستای لاشک شهرستان نوشهر
( اسم ) بسته پستی که ادارات راه آهن تحت نظارت پست حمل کنند امانت پستی .
دختر [ تیندار ] پادشاه اسپارت ولدا و خواهر [ هلن ] [ کاستور ] و [ پولوس ] کلی تمنستر با [ آگاممنون ] ازدواج کرد و از او فرزندانی بنام : [ اوراست ] [ الکتر ] [ ایفی ژنی ] و [ کریزوتمیس ] بوجود آورد . وی از قربانی ایفی ژنی به خشم آمد و هنگام جنگ [ تروا ] با [ اژیست ] رابطه نامشروع بر قرار کرد. این دو در برگشت آگاممنون سر او را بریدند و خود نیز بدست اوراست کشته شدند .
[ گویش مازنی ] /keli tek/ اچار - کلید قفل
آنکه کالاهای بازرگانی را به صورت عمده فروشد . عمده فروش
عمل و شغل کلی فروشی . عمده فروشی
[ گویش مازنی ] /keli gooshe/ کلید قفل - آچار
( صفت ) آنکه به بیماری کلی مبتلی است خوره ناک جذامی : ( چون مرد کلی ناک را پاک کرد ( عیسی ) ... ) .
[ گویش مازنی ] /kali vang/ صدا کردن افراد از فاصله ای دور که با صوتی مخصوص سورت گیرد
[ گویش مازنی ] /keliyaa/ عصاره کش – دستگاه شیره کشی از مواد گیاهی
[general works] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] آثاری که جنبه های مختلف و گوناگون یک موضوع را به طور کلی مورد بحث قرار می دهد
[شنوایی شناسی] ← ارتباط تام
[ گویش مازنی ] /espi keli/ از ارتفاعات بخش یا نه سر واقع در هزارجریب بهشهر - غار سفید رنگ & چشمه ای معروف در روستای یخکش بهشهر
[major modification] [حمل ونقل هوایی] انجام هرگونه تغییر در طراحی هواگَرد که در نتیجۀ آن دریافت گواهینامۀ جدید اجتناب ناپذیر است، زیرا تغییر وزن و حدود گرانیگاه و استحکام سازه و کارایی و کارکرد منبع توان و مشخصه های پروازی و زیست محیطی و صلاحیت پروازی آن باید تأیید شود
چیزیهایی که هم موجود در موضوع و هم مقول بر موضوع وصفی باشد .
[ گویش مازنی ] /afen keli/ لانه زنبور
ده از بخش سواد کوه شهرستان شاهی ٠ آب از رودخانه تیجون ٠ محصول : برنج غلات نیشکر عسل ٠
[ گویش مازنی ] /baaz keli/ نام مرتعی در لفور سوادکوه

معنی کلی در فرهنگ معین

کلی
(کُ لِ) (ص نسب .) ۱ - روستایی . ۲ - جذام ، خوره .
(کُ) (اِ.) = کولی : نوعی ماهی کوچک استخوانی و پر گوشت که در مرداب انزلی و بحر خزر فراوان است و آن را در حوض ها نگهداری کنند، رضراضی .
(کُ لّ یّ) [ ع . ] (ص نسب .) ۱ - منسوب به کل ، هر چیز که عمومیت داشته باشد، عمومی . ۲ - در فارسی : عمده ، زیاد.
(بِ طُ رِ کُ لّ) [ ع . ] (ق مر.) از هر لحاظ ، من حیث المجموع .

معنی کلی در فرهنگ فارسی عمید

کلی
کَل بودن، کچلی.
جذام، خوره.
روستایی، ده نشین.
دف، دایره.
۱. هرچیز دارای عمومیت، عمومی .
۲. تام، تمام، کامل.
۳. [مقابلِ جزئی] خیلی، بسیار، زیاد.
۴. (قید) [قدیمی] تماماً.

کلی در دانشنامه اسلامی

کلی
کلی، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای مفهوم قابل صدق بر افراد متعدد است.
کلی، در مقابل جزئی قرار دارد. جزئی، مفهومی است که قابلیت صدق بر افراد متعدد را ندارد و فقط دارای یک مصداق است. و کلی، مفهومی است که قابلیت شمول و صدق بر افراد متعدد را دارد.
مصادیق مفهوم کلی
مفهوم کلی چند مصداق را شامل می شود:۱. مفهومی که بالفعل دارای مصادیق متعدد باشد؛ مثل مفهوم انسان.۲. مفهومی که بالفعل دارای مصداق واحد باشد اما فرض تعدد آن محال نیست؛ مثل مفهوم شمس (خورشید). ۳. مفهومی که بالفعل دارای مصداق واحد باشد و فرض تعدد آن محال است؛ مثل مفهوم واجب الوجود بالذات.۴. مفهومی که بالفعل هیچ مصداقی ندارد اما فرض وجود مصداق (واحد یا متعدد) برای آن محال نیست؛ مثل مفهوم عنقا.۵. مفهومی که بالفعل هیچ مصداقی ندارد و فرض وجود مصداق هم برای آن محال است؛ مثل مفهوم شریک الباری.محال بودن تعدد مصداق در فرض سوم، و محال بودن مصداق در فرض پنجم، ناشی از مجرد مفهوم لفظ نیست بلکه ناشی از سببی خارج از لفظ است.
کل و جزء
همان طور که کلی مقابل جزئی است، کل هم مقابل جزء است. کل، شئ واحدِ دارای اجزای متعدد است؛ مانند یک فرد انسان که دارای اجزای مختلف مثل دست و پا و شکم و سر و… می باشد. مفهوم کل، در مورد اشیای مرکب متصور است نه اشیای بسیط که فاقد جزء هستند.
تفاوت میان کلی و کل
...
کلی باب برهان، به معنای قضیه دارای محمول مشتمل بر همه افراد موضوع در همه زمان های وجود موضوع و به حمل اوّلی است.
"کلی" در ابواب مختلف منطق معانی مختلقی دارد. در بحث کلیات خمس، کلی وصف برای مفهوم مفرد است، و آن عبارت است از مفهومی که قابل صدق بر امور متعدد باشد. و اما کلی در باب قضایا و قیاس، و همچنین در باب برهان، وصف برای قضیه است؛ با این فرق که مفهوم کلی در باب برهان، اخص از کلی باب قضایا و قیاس است.
توضیح اصطلاح
کلی باب قیاس، قضیه ای است که محمولش تمام افراد موضوع را شامل می شود. این ویژگی (شمول مصداقی محمول بر تمام افراد موضوع) که در کلی باب قیاس و کلی باب برهان مشترک است، در حقیقت، مقوّم مفهوم کلی (به عنوان وصف قضیه) است و نیازمند توضیح نیست.
شروط تحقق کلی باب برهان
و اما کلی باب برهان علاوه بر لزوم صدق محمول بر تمام افراد موضوع، دو شرط دیگر هم دارد:۱. در همه زمان ها وجود موضوع را شامل شود؛ زیرا مطلوب در علوم برهانی، امور یقینی دائمی است و به همین جهت، مقدمات آن هم باید دائمی باشد (زیرا نتیجه، تابع مقدمات است)، و دوام حکم به دو صورت نقض می شود؛ یکی این که محمول، مشتمل بر بعضی از مصادیق موضوع نباشد؛ و دوم این که بعضی یا همه مصادیق موضوع در برهه ای از زمان، فاقد وصف محمول باشند. و در هر دو صورت، قضیه را نمی توان کلی به نحو مطلق دانست. ۲. حمل محمول بر موضوع، به نحو حمل اوّلی باشد؛ یعنی به نحو مستقیم و بی واسطه بر موضوع حمل گردد.
دیدگاه محقق طوسی
...
احکام کلی به احکام ناظر به عموم مکلّفان به خطاب واحد اطلاق می شود.
احکام کلی که مقابل احکام جزئی است، به احکامی می گویند که برای تمامی مکلفان جعل شده است؛ به بیان دیگر، احکامی که با خطاب واحد به عموم مکلفان تعلق گیرد، احکام کلی است، مانند: حکم وجوب روزه در خطاب قرآنی : ﴿یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ.. . ﴾. در کتاب « تهذیب الاصول » آمده است: «کل حکم کلی قانونی فهو خطاب واحد متعلق لعامة المکلفین بلا تعدد و لا تکثر فی ناحیة الخطاب بل التعدد و الکثرة فی ناحیة المتعلق.. . ».
عناوین مرتبط
 ۱. ↑ بقرة/سوره۲، آیه۱۸۴.    
...
اخذ کل مکان کلی یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و یکی از مصادیق مغالطه سوء اعتبار حمل است.
بعضی از موارد «سوء اعتبار حمل» آن است که جزء را به جای جزئی یا کل را به جای کلی، یا به جای کل واحد به کار برند، و این باعث اشتباه است. همچنین کل به معنای مجموع اجزا و کلی به معنای همگی افراد که سور قضیه کلیه است به سبب حذف قیود مصرحه مشتبه می شوند؛ مثلاً اگر گفته شود: «همه زنگیان سیاه اند»، اینجا اگر مقصود گوینده، همه اعضا و کل آنها باشد، دروغ است، زیرا دندانشان؛ که عضوی از اعضای آنان است، سفید است، و اگر مقصود، همه افرادشان باشد، راست است.کل به معنای همه افراد نیز گاهی با کل به معنای هر یک از افراد به سبب حذف قید مشتبه می شود؛ مثال: «کلیه مردم شهر را یک قرص نان سیر می کند». اینجا اگر به معنای هر یک از افراد مردم باشد، قضیه راست است، و اگر به معنای مجموع افراد باشد، دروغ است. این گونه اشتباهات را جزء اشتراک نیز می توان شمرد.
استصحاب حکم کلی به حکم به بقای حکم شرعی کلی اطلاق می شود.
استصحاب حکم کلی از اقسام استصحاب کلی و مقابل استصحاب حکم جزئی می باشد و مراد از آن، استصحابی است که مستصحب آن حکم شرعی کلی ، مثل وجوب ، حرمت ، طهارت و نجاست است، مانند: استصحاب حکم نماز جمعه در زمان غیبت ؛ به این بیان که اگر در زمان حضور امام علیه السّلام نماز جمعه واجب بود، الآن (زمان غیبت) هم واجب است. یا برای مثال، یقین وجود دارد که هر آب کری که با نجاست ملاقات نماید و یکی از اوصاف سه گانه آن تغییر کند، متنجس می شود، حال اگر بعد از مدتی این تغییر اوصاف به خودی خود از بین برود و شک به وجود آید که آیا الآن هم نجاست باقی است یا خیر، در این مورد نیز بقای نجاست استصحاب می گردد.
دیدگاه علما
برخی از علما معتقدند استصحاب مطلقا در احکام شرعی چه احکام کلی و چه احکام جزئی حجت است.اخباری ها اعتقاد دارند که استصحاب در احکام شرعی کلی جاری نیست، ولی در احکام شرعی جزئی جاری است، و به « محقق خوانساری » نسبت داده شده است که وی استصحاب را در احکام شرعی جزئی جاری دانسته، ولی در احکام شرعی کلی جاری نمی داند.
استصحاب کلی در مقابل «استصحاب جزئی» قرار دارد. از این عنوان در اصول فقه، مبحث اصول عملی بحث شده است. استصحاب کلی حکم به بقای مستصحب کلّیِ در ضمن افراد است.
استصحاب کلی، استصحابی است که مستصحب ( متیقن سابق ) آن، کلی است؛ به بیان دیگر، هر گاه وجود کلی در ضمن فردی از افرادش یقینی باشد، آن گاه، در بقای آن کلی شک شود و سپس از روی تعبد ، حکم به بقای آن گردد، در این صورت، استصحاب کلی جاری گردیده است؛ برای مثال، یقین وجود دارد که حیوانی در ضمن یک فرد خاص تحقق یافته است، اما مشخص نیست که این حیوان پشه بوده که عمرش از سه روز تجاوز نمی کند یا فیل می باشد که عمرش طولانی است، در این صورت، اگر بعد از سه روز در بقای حیوان شک شود، این شک ناشی از شک در تعیین نوع حیوان است که در این جا مردد بین فیل و پشه می باشد.
نکته اول
درباره اقسام استصحاب کلی اختلاف است؛ مشهور اصولی ها آن را سه قسم می دانند، ولی برخی دیگر مانند مرحوم خویی تا چهار قسم هم برای آن بر شمرده اند.
نکته دوم
برخی از اصولیون معتقدند در هیچ یک از اقسام سه گانه کلی (قسم اول، دوم و سوم) استصحاب جاری نیست، ولی عده ای دیگر قائل به تفصیل هستند.
اقسام مستصحب
...



کلی در دانشنامه ویکی پدیا

کلی
کلی ممکن است به موارد زیر اشاره داشته باشد:
اشریشیا کلی، نوعی باکتری
کلی (ابهر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ابهر در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان دولت آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۷ نفر (۲۹خانوار) بوده است.
کلی (جوانرود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان پلنگانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۴۸ نفر (۳۰خانوار) بوده است.
کلی (خاش)، روستایی از توابع بخش نوک آباد شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان اسکل آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۷ نفر (۴خانوار) بوده است.
کلی یک روستا در ایران است که در دهستان خانندبیل غربی واقع شده است. کلی ۵۱۸ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای ایران
کلی روستایی در دهستان مهیار بخش مرکزی شهرستان قائنات استان خراسان جنوبی ایران است.
کلی (به چکی: Kly) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری چک است که در ناحیه میلنیک واقع شده است. کلی ۱۰٫۶۱ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۱۸۱ نفر جمعیت دارد و ۱۵۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای جمهوری چک
سیارک ۲۲۳۱۲ (به انگلیسی: 22312 Kelly، نامگذاری:1991GW1) بیست و دو هزار و سیصد و دوازدهمین سیارک کشف شده است که در ۱۴ آوریل ۱۹۹۱ کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۱۴٫۶ است.
کلی آدامز (انگلیسی: Kelly Adams؛ زادهٔ ۱۶ اکتبر ۱۹۷۹) هنرپیشه اهل بریتانیا است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به شیادها، برانسون، آقای سلفریج، دکتر مارتین و رابین هود اشاره کرد. کلی آدامز با شبکه های تلویزیونی چون بی بی سی سه، بی بی سی وان و آی تی وی همکاری داشته است.
کلی میشل لی آزبورن (به انگلیسی: Kelly Osbourne) (متولد ۲۷ اکتبر ۱۹۸۴) خواننده و بازیگر انگلیسی است. او دخترِ خواننده ی مشهور هوی متال آزی آزبورن است. کلی به همراه خانواده اش در برنامه "The Osbournes" حضور یافت. برنامه "The Osbournes" در سال ۲۰۰۲ یک جایزه امی نصیب خانواده آزبورن کرد. کلی در مسابقه "رقص با ستارگان" هم شرکت کرده است.
مختصات: ۳۳°۴۲′۰″ شمالی ۸۶°۳۷′۲۳″ غربی / ۳۳٫۷۰۰۰۰°شمالی ۸۶٫۶۲۳۰۶°غربی / 33.70000; -86.62306 کلی (به انگلیسی: Clay) شهری در شهرستان جفرسون، آلاباما ایالت آلاباما است که مساحت آن ۲۵٫۸۹ کیلومتر مربع است و در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۹٬۷۰۸ نفر جمعیت داشته و تراکم جمعیتی آن، ۳۷۴٫۹۷ نفر در هر کیلومتر مربع بوده است.
فهرست شهرهای آلاباما
رابرت سیل وستر کلی (به انگلیسی: Robert Sylvester Kelly) (زادهٔ ۸ ژانویه ۱۹۶۷) که با نام آر. کلی شناخته می شود؛ خواننده، ترانه سرا و تهیه کنندهٔ سیاه پوست اهل آمریکا است. او تا به امروز برندهٔ جوایز متعددی از مراسم های موسیقی شده که ۳ جایزهٔ گرمی از جمله آن است.
وبگاه رسمی
آر. کلی در فیس بوک
آر. کلی در توئیتر
آر. کلی در مای اسپیس
آر. کلی در یوتیوب
آر. کلی در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها
در سال ۲۰۱۸ دختر ۲۰ ساله ای به نام فیت راجرز مدعی شد این خواننده مشهور ضمن سوء استفاده جنسی، او را به بیماری های مقاربتی دچار کرده است. وی مدعی است این خواننده او را مجبور به استفاده از مشروبات الکلی و مواد مخدر کرده و درخواست های نامتعارف جنسی داشته است. پس از آن مستندی توسط دریم همپتون ساخته شد که در آن با چندین زن دربارهٔ اتهام های آزار جنسی توسط آر کلی گفتگو شده است.
لیدی گاگا، خواننده پاپ آمریکایی، می گوید ادعاهای زنانی را که خود را قربانی جنسی آر کلی، ستاره موسیقی معرفی می کنند، باور کرده و نسخه اجرای مشترک خود با آر کلی که با نام "هر چی می خواهی (با بدنم) بکن ‏(en)‏ " در سال ۲۰۱۳ منتشر شده بود را از روی تمامی مجاری پخش موسقی پاک خواهد کرد.وی همچنین بابت این همکاری عذرخواهی کرد. چنس د رپر ‏(en)‏ نیز با صدور بیانیه ای همچون لیدی گاگا از سابقه همکاری با آر کلی عذرخواهی کرد و آنچه در مستند مربوط به اتهام های این ستاره موسیقی مورد اشاره قرار گرفته است را به شدت محکوم کرد.
برخی از سایت های عرضه محصولات موسیقی، آهنگ های این خواننده را به دلیل محتوای نامناسب و واژه های غیراخلاقی از فهرست خود خارج کرده اند.
آرایش در مقابل طرح کلی (LVS) طبقه ای از نرم افزار بازرسی اتوماسیون طراحی الکترونیک (EDA) است که مشخص می کند که آیا یک آرایش مدار جامع خاص به طرح کلی اصلی یا نمودار مدار جواب می دهد یا خیر.
L-Edit LVS توسط Tanner EDA
Calibre توسط Mentor Graphics
Quartz LVS توسط Magma
Hercules LVS توسط Synopsys
Assura, Dracula and PVS توسط Cadence
یک بررسی قانون طراحی(DRC) موفق این اطمینان را می دهد که آرایش با قوانین طراحی شده/مورد نیاز برای تولید بدون نقص تطابق داشته باشد. اگرچه تضمین نخواهد کرد که واقعاً مدار مورد نظر شما برای تولید را ارائه دهد. این جایی است که یک بررسی LVS مورد استفاده قرار می گیرد.
نرم افزار بررسی LVS اشکال کشیده شده آرایش را شناسایی می کند که اجزاء الکتریکی مدار را به خوبی ارتباط بین آنها نشان می دهد. سپس نرم افزار آنها را با طرح کلی یا نمودار مدار مقایسه می نماید.
بررسی LVS شامل سه مرحله زیر می باشد:
آلن کلی (انگلیسی: Allen Kelley؛ زاده ۲۴ دسامبر ۱۹۳۲) یک بازیکن بسکتبال اهل ایالات متحده آمریکا است.
NCAA champion (1952)
2x first team All-Big Seven (1953–1954)
آلوارز کلی (انگلیسی: Alvarez Kelly) فیلمی در ژانر وسترن به کارگردانی ادوارد دمیتریک است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد.
فرانکلین کوئن
Elliott Arnold (uncredited)
ابی کلی (انگلیسی: Abby Kelley Foster؛ ۱۵ ژانویه ۱۸۱۱ – ۱۴ ژانویه ۱۸۸۷(1887-01-14)) اهل ایالات متحده آمریکا یک اصلاح طلب اجتماعی بود که از دهه ۱۸۳۰ تا ۱۸۷۰ فعال بود. او تبدیل به یک سرمایه گذار، مدرس و عضو کمیته برگزاری انجمن تأثیرگذار انجمن ضد بردگی آمریکا شد، جایی که او با ویلیام لیولد گریسون و دیگر رادیکال ها کار می کرد. او با استفان سیمونز فاستر، یکی از اعضای انحصاری و استاد، ازدواج کرد و هر دو برای حقوق برابر برای زنان و بردگان / آفریقایی آمریکایی کار می کرد.
احمد کلی (انگلیسی: Ahmed Kelly؛ زادهٔ ۱۸ نوامبر ۱۹۹۱) شناگر پارالمپیکی استرالیایی متولد عراق است. او به نمایندگی از استرالیا در بازی های پارالمپیک تابستانی ۲۰۱۶ و بازی های پارالمپیک تابستانی ۲۰۱۲ شرکت کرد.
کلی در نوامبر ۱۹۹۱ در بغداد بدون دو دست و پا به دنیا آمد. او تا هفت سالگی با برادرش امانوئل که معلولیت مشابهی دارد در یتیم خانه مادرترزای بغداد زندگی کرد. مویرا کلی، بشردوست استرالیایی در ۱۹۹۸ این دو برادر را ملاقات کرد و با کمک والدینش آنها را در سال ۲۰۰۰ به ویکتوریای استرالیا آورد تا از مراقبت پزشکی بهره مند شوند. او در سال ۲۰۰۰ این دو برادر را به فرزندخواندگی قبول کرد.
سر ادوارد کلی (انگلیسی: Edward Kelley) که به نام ادوارد تالبوت (Edward Talbot) نیز شناخته می شود (زاده ۱ آگوست ۱۵۵۵- ۱ نوامبر ۱۵۹۷) یک شخصیت بحث برانگیز در علوم خفیه رنسانس بود. او به همراه جان دی آزمایش های زیادی برای ارتباط با ارواح و فرشتگان انجام داد. کلی ادعا می کرد که دانش کیمیا برای تبدیل فلزات پایین به طلا را دارد. داستان های زیادی در رابطه با ادوارد کلی گفته می شود و در بسیاری از این داستان ها از او به عنوان یک کیمیاگر حقه باز نامبرده می شود.
ابتدای زندگی کلی به درستی مشخص نیست. او ادعا می کرد که از یک خانواده ایرلندی است. او یک خواهر و یک برادر داشت. بیشتر زندگی کلی قبل از دوستی با جان دی نامشخص است. او ممکن است در آکسفورد تحصیل کرده باشد و او لاتین و مقداری یونانی میدانست.
ادوارد کلی در سال ۱۵۸۲ با جان دی ملاقات کرد. دی در این زمان تلاش می کرد که با فرشتگان از طریق آیینه سیاه و گوی کریستال خود ارتباط برقرار کند. کلی به دستیار جان دی در این ارتباطها بدل شد. در بین سال های ۱۵۸۲ تا ۱۵۸۹ جان دی و ادوارد کلی بیشتر وقت خود را صرف این تلاش ها کردند. در این هفت سال آن ها بسیار دعا برای روشنفکری می کردند تا بتوانند به وسیله آن دنیای مسیخیت را متحد کنند. کلی با یک بیوه به نام جین کوپر ازدواج کرد. او به تربیت بچه های او پرداخت و ناپدری مهربانی بود. او همچنین به کودکان لاتین درس میداد. بعد از یک سال معاشرت با جان دی، ادوارد کلی به همراه یک کتاب کیمیا پودری قرمز رنگ داشت که ادعا می کرد یک فرشته به آن ها نشان داده است. او باور داشت که این پودر می تواند فلزات را تبدیل به طلا بکند. نوشته می شود که او چندین بار قدرت این پودر را به چندین نفر نشان داد. در سال ۱۵۸۳ جان دی با یک پرنس لهستانی به نام آلبرت لاسکی آشنا شد که به کیمیا علاقه مند بود. او به همراه کلی انگلستان را ترک کرده و به لهستان رفت. دی به نزد پادشاه کراکف و پراگ رفت ولی نتوانست هیچیک را متقاعد کند. دی و کلی به گشت و گذار در اروپا مشغول شدند. پاپ که از کارهای سحرآمیز کلی و دی خبردار شده بود آن ها را به نزد کلیسای کاتولیک احضار کرد. جان دی توانست از آن دو دفاع کند ولیکن ادوارد کلی با سخنان نسنجیده نزدیک بود خشم پاپ را برانگیزد. کلی و دی نزد یک شاهزاده بوهمی ساکن شدند و در این زمان گفته می شود که کلی اولین تبدیل موفقیت آمیز فلز به طلا را انجام داد. در سال ۱۵۸۷ ادوارد کلی به جان دی گفت که فرشته مدینی به او دستور داده است که هر چه دارد- از جمله همسرش - را با جان دی تعویض کند. جان دی از ادوارد کلی بسیار عصبانی شد ولیکن او با اینکار موافقت کرد. در نهایت رابطه جان دی و ادوارد کلی خراب شد و آن دو با یکدیگر قطع رابطه کردند. همسر جان دی در این زمان بچه دار شد و شکهایی در مورد اینکه این فرزند، فرزند ادوارد کلی باشد وجود داشت. ولیکن این تعویض همسر از اذهان عمومی مخفی ماند و تنها پس از مرگ جان دی در خاطرات او آشکار شد. جان دی به انگلستان بازگشت و دیگر ادوارد کلی را تا آخر زندگیش ندید. ادوارد کلی در بوهم ماند و بسیار ثروتمند شد. رودولف دوم او را شوالیه کرد و لقب سر به او داد. ولیکن بعداً دز سال ۱۵۹۱ رودولف دوم او را دستگیر کرد و زندانی نمود. دلیل این دستگیری کشتن یکی از افراد او در دوئل بود. در سال ۱۵۹۵ کلی آزاد شد و قول داد طلا تولید کند ولیکن اینکار را نکرد و دوباره زندانی شد. همسر او تلاش کرد وی را نجات دهد ولیکن کلی در زندان در سال ۱۵۹۷ به دلیل جراحت هایی که در اثر تلاش برای فرار پیدا کرده بود درگذشت. بعضی نوشتارهای کیمیایی ادوارد کلی هنوز هم موجود هستند.
فرشتگانی که ادوارد کلی با آن ها ارتباط برقرار می کرد به زبانی خاص به نام انوشی صحبت می کردند. دی و کلی ادعا می کردند که این زبان توسط فرشتگان به آن ها داده شده است. این زبان ادعا میشد که توسط فرشته ای که کلی به وسیله گوی کریستال با آن ارتباط برقرار می کرد داده شده بود.
ادی کلی (انگلیسی: Eddie Kelly؛ زادهٔ ۷ فوریهٔ ۱۹۵۱) بازیکن فوتبال اهل اسکاتلند است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال تورکی یونایتد، باشگاه فوتبال آرسنال، باشگاه فوتبال کویینز پارک رنجرز، باشگاه فوتبال ای اف سی بورنموث، باشگاه فوتبال نوتس کانتی، باشگاه فوتبال لستر سیتی، و باشگاه فوتبال لستر سیتی، اشاره کرد.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال زیر ۲۳ سال اسکاتلند بازی کرده است.
ارین کلی (انگلیسی: Erin Kelly؛ زادهٔ ۲۱ اوت ۱۹۸۱) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۲۰۰۲ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کلی در دانشنامه آزاد پارسی

کُلّی
(دربرابر «جزئی») در منطق، مفهومی که بر افراد متعدد و متکثر اطلاق می شود، مثل مفهوم انسان که بر عمرو و زید و ... اطلاق می شود. در فلسفه و هستی شناسی، وجود نامحدود و مستقل از جزئیات موجود واقعی؛ در فلسفۀ زبان، تعیین اعتبار و تحلیل معنایی «کلمات عام». کلّی در منطق در دو حوزه تصورات و تصدیقات محل بحث است؛ در حوزۀ تصورات، کلی مفهومی است که فی نفسه بر افراد متکثر و متعدد، از خارجی و ذهنی و فرضی، صادق است، مانند حیوان و اژدها. کلی را در حوزۀ تصورات، به کلی ذاتی (جنس و نوع و فصل) و کلی عَرَضی (عرض خاص و عرض عام) تقسیم کرده اند و به این پنج قسم عنوان کلیات خمس داده اند. کلی در حوزۀ تصدیقات عبارت است از کیفیت قضایای موجبۀ کلیّه و سالبۀ کلیّه. اصطلاح «کلی» را نخستین بار ارسطو وارد قاموس فلسفه کرد. پیش از آن، افلاطون در بحث از مُثُل، بی آن که لفظ «کلی» را به کار برده باشد، مقدمات ظهور مفهوم «کلی» را مطرح کرده بود. ارسطو در تقابل با افلاطون که می گفت جزئی نمی تواند بدون کلی وجود داشته باشد، بر آن بود که وجود «کلی» منوط به وجود «جزئی» است و خود وجود عینی و مستقلی ندارد. فلاسفۀ اسلامی کلی را به سه قسم «کلی طبیعی»، «کلی منطقی» و «کلی عقلی» تقسیم می کردند. بحثِ «کلی» محور بنیادی ترین مناقشه های فلسفی در قرون وسطای مسیحی بود. دو مکتب مجزای فکری، نام انگاری (نومالیسم)، تابعان ارسطو، و مفهو م انگاری (رئالیسم)، تابعان افلاطون، از درون این مناقشه سر برآوردند. بحث «کلّی» محور مناقشه های فلسفی دو مکتب اصلی فلسفه در دورۀ مدرن نیز بوده است: مناقشۀ تجربه باوری و خردباوری مدرن و نحله های فکری وابسته بدان ها. کانت بر آن بود که فقط به قاعده ای عمل می بایست کرد که به قانون کلی بدل تواند شد. کلی در فلسفه هگل همانا عقل است که در واقعیت تاریخی تحقق می یابد. مباحث بحث گرایان در باب «کلی» عموماً با این پرسش بیان می شود: «همۀ چیزهایی که وجود دارند، جزئی اند؛ اگر چنین است، پس اسم عام چیست؟» همّ تجربیان انگلیسی، لاک و بارکلی و هیوم، آن بوده است که کاربرد اسم های عام را روشن کنند، بدان سان که با این نظر که جز جزئی ها چیزی در جهان وجود ندارد، سازگار افتد. برخی از فلاسفۀ معاصر نیز کوشیده اند از رهگذر نظریۀ تکرار و تشابه، روایتی پذیرفتنی از دو روایت واقع باورانه و ایده باورانه به دست دهند. مباحث برتراند راسل در باب عدد و شباهت و مباحث ویتگنشتاین متأخر را در باب بازی (بحث شباهت خانوادگی) می توان در این رده جای داد. در فلسفه سه نظریۀ عمده در باب کلی ارائه شده است: نظریه ای که کلی را صرفاً امری انتزاعی و موجود در ذهن می داند؛ نظریه ای مبتنی بر باور به وجود خارجی کلی؛ نظریه ای که کلی را به صرف نام گذاری تقلیل می دهد.

کلی در جدول کلمات

معاینه کلی بدن
چکاپ
نام کلی واکنش های شیمیایی است
اکسایش
نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام از اختیارات ایشان است
رهبر
از آثار آلفرد هیچکاک با نقش آفرینی جیمز استوارت | گریس کلی و ریموند بر
پنجره عقبی

معنی کلی به انگلیسی

totality (اسم)
مجموع ، تمامیت ، کلی ، کلیت ، مقدار کلی
general (صفت)
معمولی ، جامع ، متداول ، عام ، عمومی ، همگانی ، قابل تعمیم ، کلی ، همگان
universal (صفت)
جامع ، عمومی ، همگانی ، عالمگیر ، جهانی ، کلی ، فراگیر ، مشتق از دنیا
generic (صفت)
عمومی ، جنسی ، کلی ، نوعی ، وابسته به تیره
generalized (صفت)
کلی ، تعمیم یافته
material (صفت)
مقتضی ، اساسی ، جسمانی ، جسمی ، مادی ، اصولی ، کلی
total (صفت)
مطلق ، کامل ، مجموع ، کل ، کلی ، تام

معنی کلمه کلی به عربی

کلی
جنرال , عالمي , عام , مادة , مجموع ، إِجْمالي
عمومية
فحص
عموما
مفهوم
خلاصة
مبدا
شريعة
مجموع
عمومية

کلی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی کلی

آرین ١٧:٢٨ - ١٣٩٥/١٢/٠٤
کلی با کسره «ک» در زبان مازنی (تبری) به معنای لانه و سرپناه ماکیان و برخی خزندگان نظیر مار است.
|

الینا ٢١:٠٨ - ١٣٩٦/٠١/٠٣
"کلی" در زبان مازنی معنی لانه میدهد. مر کلی (لانه مار)، کرک کلی (لانه مرغ ).
|

آریا بهداروند ١٩:٥٢ - ١٣٩٦/٠٦/١٣
در زبان لری بختیاری به معنی
کلید
کلیتانه اوردی::کلیدها را آوردی
Keli
|

مرتضی امیرخانلو ١٩:٣٤ - ١٣٩٧/٠٤/٠٥
مفهوم به دو قسم کلی و جزئئ انقسام میشود. کلی آن است که اعم و فراگیر باشد و قابل انطباق بر کثرین برای مثال کوه.
کلی خود دو قسم دارد: 1-یاخود کلی مدنظراست.2- یا افراد آن کلی مدنظرهستند.
|

جمشید احمدی ٠٥:٢٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٤
کلان / بزرگ / بزرگتر / کلانتر
|

جمشید احمدی ٠٤:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٨
کلان / بزرگ / بزرگتر / کلانتر
|

پیشنهاد شما درباره معنی کلی



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• لیلا کلی   • محمد علی کلی و جو فریزر   • محمد علی کلی شیعه   • مرگ محمد علی کلی   • محمد علی کلی در ایران   • محمد علی کلی چگونه مسلمان شد   • محمد علی کلی شیعه بود یا سنی   • محمد علی کلی اپارات   • معنی کلی   • مفهوم کلی   • تعریف کلی   • معرفی کلی   • کلی چیست   • کلی یعنی چی   • کلی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کلی
کلمه : کلی
اشتباه تایپی : ;gd
آوا : kolli
نقش : صفت
عکس کلی : در گوگل


آیا معنی کلی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )