انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 957 100 1

کمد

/komod/

مترادف کمد: آرمالی، قفسه، گنجه

برابر پارسی: گنجه، اِشکاف

معنی کمد در لغت نامه دهخدا

کمد. [ ک َ / ک َ م َ ] (ع اِ) اندوه سخت. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اندوهی صعب. حزن شدید. (یادداشت به خطمرحوم دهخدا). || اندوه نهانی. (آنندراج )(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). حزن مکتوم. (اقرب الموارد) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || دردمندی دل از اندوه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). بیماری دل از اندوه بسیار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || برگشتگی رنگ و تیرگی آن و رفتگی صفای گونه. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تغییر لون و بشدن صفا و آب آن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کمد. [ ک َ م ِ ] (ع ص ) سخت اندوهگین. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). آنکه دل وی از اندوه سخت و نهانی بیمار باشد. کامد. کمید. (از اقرب الموارد).

کمد. [ک َ ] (ع مص ) کوفتن جامه را. (از منتهی الارب ). کوفتن جامه را و دقاقی کردن آن را. (ناظم الاطباء): کمد القصار الثوب کمداً؛ کوفت آن را. (از اقرب الموارد).

کمد. [ ک َ م َ ] (ع مص ) دردمند گردیدن دل از اندوه. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || اندوهگین شدن. (زوزنی ) (از ناظم الاطباء) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || تیره شدن رنگ. (از ناظم الاطباء). || برگشتن صفای گونه. (از ناظم الاطباء). || فرسوده و کهنه شدن و تغییر یافتن رنگ جامه. (از اقرب الموارد). || تغییر رنگ یافتن چیزی. (از اقرب الموارد).

کمد. [ ک ُ م ُ ] (فرانسوی ، اِ) گنجه ای دارای کشو که در آن لباسها و اشیاء دیگر گذارند. (فرهنگ فارسی معین ). گنجه. دولاب. دولابچه. اشکاف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کمد بایگانی ؛ کمدی که در آن پرونده های اداری را بایگانی کنند. (فرهنگ فارسی معین ).
- کمد جالباسی ؛ کمدی که در آن جامه ها را جای دهند. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی کمد به فارسی

کمد
اشکاف، گنجه پهن کشودارکه در آن لباس یاچیزدیگربگذارند
( اسم ) گنج. دارای کشو که در آن لباسها و اشیائ دیگر گذارند . یا کمد بایگانی . کمدی که در آن پرونده های اداری را بایگانی کنند . یا کمد جالباسی . کمدی که در آن جامه ها را جای دهند .
دردمند گردیدن دل از اندوه . اندوهگین شدن یا تیره شدن رنگ

معنی کمد در فرهنگ معین

کمد
(کُ مّ) [ فر. ] (اِ.) گنجه کوتاه مخصوص لباس و غیره .

معنی کمد در فرهنگ فارسی عمید

کمد
گنجۀ پهن کشودار که در آن لباس یا چیز دیگر می گذارند.

کمد در دانشنامه ویکی پدیا

کمد
کُمُد یا به فارسی افغانستان گنجه (به انگلیسی: Closet) اتاقک و فضای کوچکی است که در خانه برای آویزان کردن و نگهداری لباس ها استفاده می شود. کمدهای جدید بیشتر در اتاق خواب و در میان دیوار به طوری که از نظر ظاهری جلب توجه نکند یا بصورت مجزا و مانند یک قفسه ساخته می شود.
کمد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کمد (فیلم ۲۰۰۱)
کمد (فیلم ۲۰۰۷)
«کمد» (فرانسوی: Le placard) یک فیلم به کارگردانی فرانسیس وبر است که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به دانیل اوتوی، ژرار دوپاردیو، و ژان روشفور اشاره کرد.
«کمد» (انگلیسی: The Closet (2007 film)) یک فیلم در سبک ترسناک است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد.
کمد سرما یا جعبهٔ یخ گونه ای یخچال غیرمکانیکی و کم-جا است که در گذشته پیش از اختراع ابزارهای سردسازی، به فراوانی در میان لوازم خانگی دیده می شد. کمد یخ به دوران کندن یخ از سرزمین های سرد و یخبندان بازمی گردد. صنعت کندن یخ از اواسط سدهٔ ۱۹ میلادی از هنگامی که یخدان ها و یخچال ها داشت به خانواده ها معرفی می شد، آغاز شد. بیشتر یخی که در شهرها استفاده می شد در زمستان از دریاچه های یخ زده و سرزمین های برفی به انبارهای یخ برده می شد و پس از آن در کمدهای سرمای خانگی می رسید.
هیولا در کمد (به انگلیسی: Monster in the Closet) فیلمی است محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی باب باهلین است. در این فیلم بازیگرانی همچون دنیس دوباری، پال دولی، پل واکر، کلود ایکینز، استلا استیونس، هاوارد داف، هنری گیبسون، جسی وایت، جان کارادین، فرگی، دونالد موفات، کوین پیتر هال، فرانک اشمور ایفای نقش کرده اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کمد در جدول کلمات

کمد
گنجه
کمد کشویی
دراور

معنی کمد به انگلیسی

commode (اسم)
کمد ، گنجه کشودار ، رختدان ، رختان ، چارپایه زیر مستراح دستی
dresser (اسم)
کمد ، میز ارایش ، میز کشودار واینه دار ، میز یاقفسه اشپزخانه

معنی کلمه کمد به عربی

کمد
خزانة

کمد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی کمد

محمد خضری ١٤:٤١ - ١٣٩٧/١٢/١٨
اشکاف
|

شهریار آریابد ١٢:١٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٤
در پهلوی " تونک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
|

پیشنهاد شما درباره معنی کمد



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی صباغ > Neon
مهدی صباغ > V neck
مهران گودرزی > subjective
Sadahy.Fareeba > petrichor
حمید > cutlery
محمد تقي حمزه اي > مقاله
مجید خانی پور > دم اسبی
اشکان > حیاط

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کمد لباس دست دوم تهران   • قیمت انواع بوفه   • خرید کمد لباس   • قیمت جاکفشی دست دوم   • دیوار کمد لباس   • قیمت انواع جاکفشی   • خرید اینترنتی کمد لباس   • کمد ریلی دست دوم   • معنی کمد   • مفهوم کمد   • تعریف کمد   • معرفی کمد   • کمد چیست   • کمد یعنی چی   • کمد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کمد
کلمه : کمد
اشتباه تایپی : ;ln
آوا : komod
نقش : اسم
عکس کمد : در گوگل


آیا معنی کمد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )