برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1319 100 1

کمون

/komon/

معنی کمون در لغت نامه دهخدا

کمون. [ ک َم ْ مو ] (معرب ، اِ) زیره. (دهار). زیره ، معرب خامون. کرمانی و فارسی و شامی و نبطی بود... (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). زیره. (ناظم الاطباء). معرب از «کومی نوم » لاتینی. زیره. (فرهنگ فارسی معین ). نباتی بری و بستانی است دارای دانه ، و انواع بسیاری دارد از جمله کرمانی ، سیاه و فارسی ، زرد و شامی و نبطی و کمون معمولی ، سفید است. (از اقرب الموارد). معرب از خامون یونانی است و به فارسی زیره نامند. بری و بستانی می باشد و هریک را اصناف مختلفه است : سیاه بری و بستانی را کمون کرمانی و زرد را فارسی و شامی و سفید را نبطی نامندو اخیر زیره ٔ سبز است و در اکثر امکنه می باشد و بری هر صنفی قویتر از بستانی و صنفی از بری سیاه می باشدو شبیه است به شونیز و قوی الحرارت است و از مطلق کمون مراد کرمانی است و به یونانی او را باسلیقون نامند و به معنی ملوکی است و بهترین اقسام کرمانی است و زبون ترین ، سفید بستانی است ، و قوتش تا هفت سال باقی می ماند و نبات آن از رازیانه کوچکتر و برگش مستدیر مانند شبت است... (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) :
سخن به نزد تو آوردن آن چنان باشد
که سوی خطه ٔ کرمان کسی برد کمون.
ابن یمین.
و رجوع به زیره شود.
- کمون ارمنی ؛ زیره ٔ رومی که کرویا نیزنامندش. (منتهی الارب ). کرویا. (تاج العروس ج 7 ص 322)(اقرب الموارد). کرویا که زیره ٔ رومی نیز نامند. (ناظم الاطباء). قرنباد. (فرهنگ فارسی معین ).
- کمون اسود ؛ زیره ٔ کرمانی است و در بعضی بلاد شونیز را به این اسم می نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). سیاه دانه. توضیح آنکه در بعض مآخذ ازآن رو که کمون مرادف با زیره ٔ مطلق است کمون اسود را زیره ٔ سیاه معنی کرده اند. (فرهنگ فارسی معین ).
- کمون اصغر ؛ کمون فارسی است. (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ) (از اقرب الموارد).
- کمون الجبل ؛ بسبسه. تامشاورت. تامساورت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کمون بری ؛کمون دشتی. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمون دشتی شود.
- || سیاه دانه. (فرهنگ فارسی معین ).
- کمون بری اسود ؛ بهترین آن از کرمان بدست آید و از آن داروی بیخته ای بدست آورند که مشهور است. (از تاج العروس ج 7 ص 322).
- کمو ...

معنی کمون به فارسی

کمون
پنهان شدن، پوشیده شدن، مخفی شدن، درنهان بودن
( اسم ) بخشی از تقسیمات کشوری فرانسه و آن معادل بلوک و بخش است .
ناقه کمون ناقه که آبستنی خود پنهان دارد . ماده شتری که آبستنی خود پنهان دارد .
( اسم ) کمون کوهی
[ گویش مازنی ] /kamoon paayin/ از توابع بابل کنار شهرستان بابل
[ گویش مازنی ] /koman taa/ نخ کمان
[ گویش مازنی ] /kamoon zi/ نخ کمان
[ گویش مازنی ] /tir kamon/ رنگین کمان – قوس و قزح
[ گویش مازنی ] /Khizde kamoon/ از متعلقات و ادوات خیش
[ گویش مازنی ] /roosteme tir kamon/ رنگین کمان
[ گویش مازنی ] /vale kamoon/

معنی کمون در فرهنگ معین

کمون
(کُ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) پنهان داشتن . ۲ - (اِمص .) پوشیدگی ، نهفتگی .
(کُ مُ) [ فر. ] (ص .) عمومی ، مشترک ، جامعه ای که همة افراد آن در همة دارایی ها شریکند.
(کَ مُّ) [ ع . ] (اِ.) زیره .

معنی کمون در فرهنگ فارسی عمید

کمون
ویژگی جامعه ای که در آن هیچ کس مالک چیزی نیست و همه در آنچه دارند، شریک هستند.
۱. پنهان شدن، پوشیده شدن، مخفی شدن.
۲. در نهان بودن.
۳. (اسم) (پزشکی) دورۀ نهفتگی بیماری، فاصلۀ بین ورود عامل بیماری زا به بدن و نمایان شدن نخستین علائم بیماری.
زیره.

کمون در دانشنامه ویکی پدیا

کمون
کمون ممکن است به معناهای زیر به کار رود:
کومون commune: سازمان زندگی و کار جمعی که در آن افراد دارایی خصوصی نداشته و به طور یکسان از حاصل کار جمعی برخوردار می شوند.
کمون اولیه به مرحله ای تاریخی در زندگی انسان گفته می شود که اجتماعات بشر به شکل کمون (جامعه شناسی) بود.
دوره کمون به زمان ورود عامل بیماری زا تا ظهور علائم بیماری گفته می شود.
کمون از تقسیمات استانی در برخی کشورهای اروپائی است مانند سوئد. در این کشورها معمولاً هر شهر و یا حتی کلانشهر کمون نامیده می شود.
کمون پاریس (۱۸۷۱)
کمون ممکن است به معناهای زیر به کار رود:
کومون commune: سازمان زندگی و کار جمعی که در آن افراد دارایی خصوصی نداشته و به طور یکسان از حاصل کار جمعی برخوردار می شوند.
کمون اولیه به مرحله ای تاریخی در زندگی انسان گفته می شود که اجتماعات بشر به شکل کمون (جامعه شناسی) بود.
دوره کمون به زمان ورود عامل بیماری زا تا ظهور علائم بیماری گفته می شود.
کمون از تقسیمات استانی در برخی کشورهای اروپائی است مانند سوئد. در این کشورها معمولاً هر شهر یا حتی کلانشهر کمون نامیده می شود.
کمون پاریس (۱۸۷۱)
کمون (پاریس، ۱۸۷۱) (به فرانسوی: (La Commune (Paris, 1871) یک فیلم درام تاریخی به کارگردانی پیتر واتکینز دربارهٔ کمون پاریس است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. این فیلم یک باز اجرای تاریخی به سبک مستند است. از بازیگران آن نیز می توان به فرانسیس دامینز اشاره کرد.
کمون (به فرانسوی: Commune) به سطوح تقسیمات کشوری مناطق در جمهوری فرانسه گفته می شود، که معادل آن در کشور ایران بخش و ادارهٔ آن بر عهدهٔ بخشداری است. برای رسیدگی به امور هر بخش، یک بخشدار از سوی وزارت کشور برگزیده می شود و به امور آن رسیدگی می کند. ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کمون در دانشنامه آزاد پارسی

کُمون (commune)
زندگیِ گروهی افراد یا چند خانواده با یکدیگر، با دارایی ها و وظایف مشترک. انواع گوناگون کمون در دوره های متفاوت وجود داشته اند؛ ازجملۀ آنهاست، گروهی از بورژواها یا شهروندان در قرون وسطا، اجتماعی دینی در امریکا و تقسیمات منطقه ای در چین کمونیست. این اصطلاح به اتحادیۀ شهرهای شمال و مرکز ایتالیای قرن های ۱۱م و ۱۲م نیز اطلاق می شود. این کمون ها، پس از آن که استقلال خود از حاکمیت پاپ یا امپراتور مقدس روم را اعلام داشتند، در قرن های ۱۳ـ۱۴م، تحت سلطۀ حکومت های گروه سالاری یا خودکامه قرار گرفتند. در فرانسۀ دورۀ فئودالیسم، کمون به گروهی از افراد اطلاق می شد که مجوز تأسیس مؤسسه یا شرکتی را از شاه کسب می کردند. متعاقباً این اصطلاح به گروهی گفته می شد که در بخش یا منطقه ای، حکومتی محلی تحت تابعیت حکومت مرکزی تشکیل می دادند. امروزه در فرانسه، کمون حکومتی محلی است متشکل از شهروندان، شورایی منتخبِ کمون و یک شهردار منصوب از جانب حکومت مرکزی. این اصطلاح از اوایل قرن ۱۷، برای اجتماعات دینی هم به کار رفته است، نظیر فرقۀ روزی کروشنها، ماگلِتونیها و گروه های افراطی تری نظیر دیگِرها، و کواکرها (اعضای انجمن دوستان). در آن زمان، گروه های بسیاری به امریکا رفتند و کمون تشکیل دادند؛ از آن جمله اند کمون هایی نظیر جامعۀ فیلادلفیادر دهۀ ۱۶۸۰ و شِیکِرها که تا ۱۸۰۰ دَه کمون در امریکای شمالی تشکیل دادند. در دورۀ انقلاب صنعتی اجتماعاتی اتوپیایی، ملهم از عقاید رابرت اوئن و شارل فوریه، شکل گرفتند. در قرن ۲۰ این اصطلاح برای تقسیمات محلی یا مناطق مسکونی کشورهای کمونیستی به کار رفته است. در چین دورۀ مائو تسه تونگ کمون از ادغام روستاهای موجود در یک بخش، با متوسط جمعیت ۳۰هزار نفر و ادغام تعاونی ها در واحدهای بزرگ تری به نام کمون ها، تشکیل می شدند. در ۱۹۵۸، با آغاز برنامۀ جهش بزرگ، کمون های خلقی (گروه های کارگری) در چین شکل گرفتند که مسکن و غذای اشتراکی به افراد می دادند. کمون های خلقی گروه های کارگران را سازماندهی می کردند و امکاناتی نظیر مهد کودک، مدرسه، و درمانگاه در اختیار آنان می گذاشتند. کمون ها در کشورهای غربی، در دهۀ ۱۹۶۰، در قالب گروه های کوچک اِحیا شدند.

معنی کمون به انگلیسی

dormancy (اسم)
رکود ، کمون ، نهفتگی

کمون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کمون در اقصاد
اشتراک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گیاه کمون   • شربت کمون   • داروی گیاهی کمون   • کمون فرانسه   • ادویه کمون   • کمون ثانویه   • کمون اولیه چیست   • دوره کمون   • معنی کمون   • مفهوم کمون   • تعریف کمون   • معرفی کمون   • کمون چیست   • کمون یعنی چی   • کمون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کمون
کلمه : کمون
اشتباه تایپی : ;l,k
آوا : komon
نقش : اسم
عکس کمون : در گوگل

آیا معنی کمون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )