برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1287 100 1

کنش

/konaS/

مترادف کنش: رفتار، عمل، فعل، خو، رسم، عادت

معنی کنش در لغت نامه دهخدا

کنش. [ ک ُ ن ِ ] (اِمص ، اِ) کردار، خواه کردار نیک باشد و خواه کردار بد. (برهان ). کردار و عمل. (غیاث ) (از انجمن آرا). کردار، چنانکه گویند: «بدکنش » یعنی ، بدکردار. (فرهنگ رشیدی ). کردار. (فرهنگ جهانگیری ). کنشت. کار و عمل. (آنندراج ). فعل. (فرهنگستان ). فعل. (دانشنامه ٔ علایی ص 17). کردن. فعل و عمل و کار و کردار. (ناظم الاطباء). اسم از کردن. عمل کردن. اسم مصدر کردن. فعل. عمل. مصدر دوم کردن. کردار.کرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پهلوی و پازند، «کونیشن » . اسم مصدر، از: کن (کردن ) + ش (اسم مصدر). (از حاشیه برهان چ معین ).کنشت. کردار. عمل. (فرهنگ فارسی معین ) :
معجز پیغمبر مکی تویی
به کنش و به منش و به گوشت.
محمدبن مخلد سگزی (از تاریخ سیستان ص 214).
نشانه شد روانت سرزنش را
چو بگزید از کنشها این کنش را.
(ویس و رامین ).
هنرهای تو پیداتر ز خورشید
کنشهای تو زیباتر ز امید
کنشهایی کزو بینیم هموار
بود بر حکم و بر فرمان دادار.
(ویس و رامین ).
و این به حول قوت و کنش من است. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 33).
غرض آن بد او را بدانسان کنش
که از ما نباشد بدو سرزنش.
شمسی (یوسف و زلیخا).
آنچه در عالم هست به دو قسم منقسم شود بخشش و کنش ومراد او تقدیر است و فعل و هر یک بر آن دیگر مقدر است و بعد از آن در موارد تکلیف سخن گزار گشت و به سه قسم تقسیم کرد: منش و گویش و کنش. (ترجمه ٔ ملل و نحل شهرستانی چ نائینی ص 253).
ندارد به آن حسن و فعل و کنش
کسی بیش از این طاقت سرزنش.
میرزا طاهر وحید (از آنندراج ).
- بدکنش ؛ بدکار. بدکردار. بدفعل. و رجوع به همین ماده شود.
- خوش کنش ؛ مقابل بدکنش. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- نیکوکنش ؛ نیکوکردار. و رجوع به همین ماده شود
- نیکی کنش ؛ نیکوکنش.
|| رسم و عادت. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). || یکی ازاعراض. ان یفعل. (فرهنگ فارسی معین ) : یکی کنش که به تازی «ان یفعل » گویند. (دانشنامه از فرهنگ فارسی معین ). || خوی. || روش و طریقه. || ترتیب. || وضع. || گناهکا ...

معنی کنش به فارسی

کنش
کاروکردار، کردارنیک یابد، کنشت وکنشن وکنیش نیزگفته شده
( اسم ) ۱ - کردار عمل : معجز پیغمبر مکی تویی بکنش و بمنش و بگوشت . ( محمد بن مخلد سگزی ) ۲ - رسم عادت . ۳ - یکی از اعراض ان یفعل : یکی کنش که بتازی این یفعل گویند . ۴ - حالی است که اندک اندک از گوهری ظاهر میشود در گوهری چنانکه هیچ دو حال از آن اثر با هم موجود نباشند بلکه یکی نیست همی شود و دیگری هستی می یابد .
رشته گلیم بافتن . تافتن رشته گلیم . یا نرم کردن مسواک خشن
[action] [فیزیک] 1. اثرگذاری نیرو بر جسم 2. انتگرال زمانی مـربوط به تحـول هـر سامانۀ فیزیکی در فضای مکان ـ تکانه
[performance] [زبان شناسی] ← کنش زبانی
[ گویش مازنی ] /kannesh/ جای حفر شده – کنده شده
[community action] [جامعه شناسی] کنش هدفمند اجتماع برای احقاق حقوق یا مقابله با تهدیدهایی که علیه آن صورت می گیرد
[action at a distance] [فیزیک] برهم کنش دو جسم که در فاصله ای از یکدیگر قرار دارند
[زبان شناسی] ← پذیرا
[perlocutionary act, perlocutionary effect] [زبان شناسی] تأثیر بیان جمله بر شنونده
[collective action] [جامعه شناسی] کنشی که براساس اشتراک نظر اعضای یک جمع یا گروه یا اکثریت آنها صورت پذیرد
[linguistic performance] [زبان شناسی] به کارگیری قواعد توانش زبانی درگفتار یا نوشتار یا زبان اشاره متـ . کنش 2 performance 2
[speech act] [زبان شناسی] ← کنش گفتاری مستقیم
[indirect ...

معنی کنش در فرهنگ معین

کنش
(کُ نِ) (حامص .) عمل ، کردار.

معنی کنش در فرهنگ فارسی عمید

کنش
کردار، کار: به گفتار گرسیوز بدکنشت / به نوی درختی ز کینه بکشت (فردوسی۲: ۶۶۴).
همکار، هم کردار.

کنش در دانشنامه ویکی پدیا

کنش
کنش می تواند به موارد زیر اشاره کند:
کنش (فیزیک)
نظریه کنش (فلسفه)
کنش اجتماعی
برهم کنش
کنش گفتاری
کنش غیربیانی
کُنش یا ژیرِش یک کمیّت فیزیکی با بُعد انرژی ضرب در زمان یا اندازهٔ حرکت ضرب در طول است. بُعد کنش همانند اندازهٔ حرکت زاویه ای است با این تفاوت که کنش یک کمیّت عددی است و اندازهٔ حرکت زاویه ای یک کمیّت برداری است. معادلات حرکت در فیزیک را بر مبنای اصل کمترین کنش می توان به دست آورد.
در فیزیک کلاسیک، کنش دارای تعاریف مختلف است.
در مکانیک کوانتمی کنش هم مانند اندازه حرکت زاویه ای، مقادیر دلخواه و پیوسته ندارد بلکه همواره یک عدد کامل یا یک نیم عدد ضربدر ثابت پلانک هستند
اگر کنش را به صورت یک انتگرال در زمان تعریف کنیم که در طول مسیر سیستم و از زمان آغازین تا زمان پایان حرکت سیستم گرفته شود و به تابع زیر انتگرال اصطلاحاً لاگرانژین می گویند.
کنش اجتماعی سلول بنیادین جامعه شناسی و همان رفتار نیت مند است که افراد در جامعه نسبت به هم دارند.
درآمدی به جامعه شناسی: بروس کوئن ـ محسن ثلاثی
زندگی واندیشه بزرگان جامعه شناسی: لیوئیس کوزر ـ محسن ثلاثی
زمینه جامعه شناسی: نیم کوف واگبرن ـ ا. ح. آریانپور
جزوه درسی مبانی جامعه شناسی :صدیق اورعی
فرد و شخص انسان به عنوان کوچکترین واحد فیزیکی درمطالعات جامعه شناسی به حساب می آید. برای توصیف و درک مفاهیم اجتماعی مانند گروه اجتماعی، نهاداجتماعی، طبقةاجتماعی و… باید شخص انسان مورد بررسی قرارگیرد. جامعه شناسی به مطالعه واقعیت های مربوط به پدیده های مادون و مافوق انسانی نمی پردازد و این سخن که رفتاراعضای یک جامعه پاسخی غریزی به بازتاب های محیطی می باشد از مدت ها قبل ازسوی جامعه شناسان کنار گذاشته شده است. امتیاز انسان بر دیگر موجودات آن است که انسان می تواند در قالب مفاهیم مختلف فکر کند، انتخاب کند و تصمیم بگیرد. علاوه برآن انسان می تواند پیش بینی کرده، برنامه ریزی نماید و برای آینده خود ت ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی کنش به انگلیسی

act (اسم)
رساله ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، سند ، کردار ، حقیقت ، فرمان قانون ، تصویب نامه ، اعلامیه ، پردهءنمایش ، امر مسلم
action (اسم)
گزارش ، عمل ، فعل ، کنش ، کار ، کردار ، جدیت ، اقدام ، بازی ، حرکت ، رفتار ، نبرد ، جنبش ، تاثیر ، تعقیب ، اشاره ، وضع ، پیکار ، طرز عمل ، تمرین ، سهم ، سهام شرکت ، جریان حقوقی ، اقامهء دعوا ، اشغال نیروهای جنگی ، اثر جنگ ، جریان

معنی کلمه کنش به عربی

کنش
عمل , فعل
نشيط
نشيط
نشط
نشاط
احفر
فعل

کنش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مائده
بجای مصدر
علی سیریزی
فعل ، عمل، کار، کردار، کنش، اثر، شغل
و ایران باستان ساتو sato
اوستایی: ثاتو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف کنش   • کنش در فیزیک   • کنش چیست   • کنش فردی   • کنش انسانی   • ویژگی های کنش   • معنی کنش   • کنش و واکنش چیست   • مفهوم کنش   • معرفی کنش   • کنش یعنی چی   • کنش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کنش
کلمه : کنش
اشتباه تایپی : ;ka
آوا : konaS
نقش : بن حال
عکس کنش : در گوگل

آیا معنی کنش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )