برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1187 100 1

کهل

/kahl/

معنی کهل در لغت نامه دهخدا

کهل. [ ک َ ] (ع ص ) مرد نه پیر نه جوان. (ترجمان القرآن ). دوموی. دومویه. نیم عمر. میانه سال. (زمخشری )(از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مرد سیاه سپیدموی باوقار، یا مرد میانه سال ، یا آنکه از سی و سی وچهار درگذشته باشد تا پنجاه ویک رسیده باشد. گویند که مرد تاشانزده سال حدث است و از شانزده تا سی ودو، شاب و ازسی ودو تا پنجاه کهل ، سپس ِ آن شیخ. ج ، کهول ، کهلون ، کهال ، کُهلان ، کُهَّل. کهلةمؤنث ، کَهلات و یا کَهَلات جمع. (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). مردی که سنش بین سی تا پنجاه باشد. (فرهنگ فارسی معین ). بزرگتر از شاب و خردتر از شیخ است ، و آن از سی وپنج سالگی است تا چهل سالگی ، و صاحب این سن را در تداول عامه ، عاقل مرد و عاقله زن و گاهی عاقل و عاقله گویند. مرد میانه سال. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : اذ قال اﷲ یا عیسی بن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک اذ ایدتک بروح القدس تکلم الناس فی المهد و کهلاً. (قرآن 110/5).و یکلم الناس فی المهد و کهلاً و من الصالحین. (قرآن 46/3). و کهل را به پارسی دوموی خوانند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، از یادداشت ایضاً). و سیزده مرد از پیر و جوان و کهل در آنجا بر قفا خوابانیده. (مجمل التواریخ ، از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ناگاه سواری پیداشد کهل و پیاده ای چند چالاک و مردانه در پیش این مردکهل روان شد... (سمک عیار، از فرهنگ فارسی معین ).
کهل گشتی و همچنان طفلی
شیخ بودی و همچنان شابی.
سعدی.
کهلی آن روز که ریشت شمرند ابیاری
پیریت صوف سفید است گه استغفار.
نظام قاری.
- نبات کهل ؛ گیاه به پایان درازی رسیده و سخت گردیده و شکوفه برآورده.
|| طار له طائر کهل ؛ یعنی او را نصیبی و بهره ای است از نعمت دنیا. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد).

کهل. [ ک ُهَْ هََ ](ع ص ، اِ) ج ِ کَهْل. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به کَهْل (ع ص ) شود.

کهل. [ ک ُ / ک ُ هَُ ] (اِ) درختی جنگلی در لاهیجان ، و نام دیگر آن لارک و لرک است. (ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا). کوچی یا کوچ ، در لاهیجان و دیلمان و شهسوار، ک ...

معنی کهل به فارسی

کهل
مردی که سنش بین سی وپنجاه باشدمجازابه معنی مرد آزموده وعاقل
( صفت ) مردی ۱ - که سنش بین سی تا پنجاه سالگی باشد : ناگاه سواری پیدا شد کهل و پیاده ای چند چالاک و مردانه در پیش این مرد کهل روان شد ... . ۲ - مرد دو موی ( سیاه و سپید موی ) باوقار .
درختی جنگلی در لاهیجان و نام دیگر آن لارک و لرک است ٠ کوچی ٠ یا کوچ در لاهیجان و دیلمان و شهسوار کهل ٠
[ گویش مازنی ] /kohol/ درخت لرگ - چوب خیلی نامرغوب & سوراخ طبیعی در دل کوه – غار
[ گویش مازنی ] /kohol pate/ پختن برگ درخت لرگ جهت جلوگیری از بوی بد و تابستانه ی پا که از رطوبت هوا ایجاد شود
دو موی شدن : اکتهال کهل گردیدن .
[ گویش مازنی ] /kohol kash/ از مراتع نشتای شهر عباس آباد تنکابن
ده جزئ دهستان سهند آباد بخش بستان آباد شهرستان تبریز
دهی است از دهستان کلخوران بخش مرکزی شهرستان اردبیل .
دهی است جزئ دهستان کندوان بخش ترک شهرستان میانه
نام درختی در رود سرو رامسر
[ گویش مازنی ] /kal kahel/ بز نر پیر

معنی کهل در فرهنگ معین

کهل
(کَ) [ ع . ] (ص .) مسن ، سالخورده .

معنی کهل در فرهنگ فارسی عمید

کهل
۱. ویژگی مردی که سنش بین سی و پنجاه باشد.
۲. [مجاز] آزموده و عاقل.

کهل در دانشنامه اسلامی

کهل
معنی کَهْلاًَ: ميانسالي (کهل به کسي گفته ميشود که جوانيش با پيري مخلوط شده و چه بسا گفته باشند کهل کسي است که سنش به سيوچهار سال رسيده باشد )
تکرار در قرآن: ۲(بار)
«کَهْل» به معنای شخص یا چیزی است که به سرحدّ کمال رسیده است، و از آنجا که انسان در سی سالگی تا چهل یا پنجاه سالگی به حدّ تکامل می رسد، این سال ها را سال های کهولت می نامند، و کمتر از آن را «شَباب» (جوانی) و بیشتر از آن را «شَیب» (پیری) می گویند.

کهل در دانشنامه ویکی پدیا

کهل
واژه کهل (با تلفظ کُهُل Kohol) اسمی خاص است که در ایران برای نام مکان ها (روستا، غار، قنات و …) اسم فامیلی، و نام نوعی درخت می باشد، دیگر تلفظ های این واژه شامل: کُهَل (kohal) جمع کَهل (Kahl) می باشد و به معنی فرد میان سال است.
در زبان فرانسوی، kohol یا khôl به معنی سرمه و خط چشم به کار می رود که معادل کلمه کُحل می باشد.
در زبان ترکی آذری، کُهُل به معنی غار است.
در کشورهای غربی، کهل (Kohol, Kohl) به عنوان اسم فامیلی استفاده می شود.
در زبان عربی این واژه با تلفظ کَهَل یا کَهُل (کُهُولةً) فعل و به معنی میان سال بودن می باشد و با تلفظ کَهْل (مُتَوَسّطُ السّنّ) اسم است.
در ایران نام کهل برای چندین روستا شامل: کهل سفلی، کهل علیا (شاهین دژ)، کهل (شبستر)، کهل (بیجار)، کهل (خلخال)، آغچه کهل، کهلو سفلی، کهل آباد، کهل بلاغ، کهل قو، کهل جیک، بنه کهل، حسن کهل، کهلستان، کهلا، قشلاق کهل به کار رفته است.
همچنین آغچه کهل نام قناتی است که در روستای آغچه مزار از توابع بخش مرکزی، شهرستان بوئین زهرا در استان قزوین قرار دارد (قنات آغچه کهل).
تپه کهل مربوط به سده های میانه دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان جلفا، بخش مرکزی، دهستان شجاع، ۱۰۰ متری جنوب روستای گلفرج واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۲۵۹۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
کهل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کهل (بیجار)
کهل (خلخال)
کهل (بیجار)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان سیلتان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۸ نفر (۱۴خانوار) بوده است.
روستای کهل یکی از روستاها ...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با کهل

کهل را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کهل   • مفهوم کهل   • تعریف کهل   • معرفی کهل   • کهل چیست   • کهل یعنی چی   • کهل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کهل
کلمه : کهل
اشتباه تایپی : ;ig
آوا : kahl
نقش : صفت
عکس کهل : در گوگل

آیا معنی کهل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )