انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1070 100 1

کودک

/kudak/

مترادف کودک: بچه، جوان، خردسال، رود، صبی، طفل، نوباوه، نوجوان

معنی کودک در لغت نامه دهخدا

کودک. [ دَ ] (ص ) کوچک. صغیر. (فرهنگ فارسی معین ). پهلوی ، کوتک بمعنی صغیر. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). صورت دیگر آن کوچک است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کوچک شود. || (اِ) طفل و بچه خواه پسر باشد و یا دختر. (ناظم الاطباء). فرزندی که به حد بلوغ نرسیده (پسر یا دختر). طفل. ج ، کودکان. (فرهنگ فارسی معین ). ولید. صبی. (ترجمان القرآن ). طفل. بچه. ولید. صبی (پسر). صبیه (دختر). (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
کودک شیرخوار، تا نگریست
مادر او را به مهر شیر نداد.
شهید بلخی.
به ایران زن و مرد و کودک نماند
همان چیز بسیار و اندک نماند.
فردوسی.
همه کودکان را به چوگان فرست
بیارای گوی و به میدان فرست.
فردوسی.
بزد کودکی تیز چوگان ز راه
بشد گوی گردان به نزدیک شاه.
فردوسی.
ساده دل کودکا مترس اکنون
نزیک آسیب خر فگانه کند.
ابوالعباس.
چنانچون کودکان از پیش الحمد
بیاموزند ابجد را و کلمن.
منوچهری.
معلم چون کند دستان نوازی
کند کودک همیدون پای بازی.
(ویس و رامین ).
نصر احمد سامانی هشت ساله بود که از پدر بماند... دیگر روز آن کودک را بر تخت ملک نشاندند. (تاریخ بیهقی ). تاریخ سبکتگین را براند از ابتدای کودکی تا آنگاه که به سرای البتگین افتاد، من نیز تا آخر عمرش براندم. (تاریخ بیهقی ). چون او رفت کار آن ولایت با دو کودک ضعیف فتد. (تاریخ بیهقی ).
عاشق به کام خویش نخواهد فراق دوست
کودک به کام خویش نبرد لب از لبن.
قطران.
کودک علم را به چوب آموزد نه به شفقت. (قابوس نامه ).
چون شدستند خلق غره بدوی
همه خرد و بزرگ و کودک و شاب.
ناصرخسرو.
خجلت عیب تن خویش و غم جهل کشد
کودکی کو نکشد زحمت استاد و ادیب.
ناصرخسرو.
کودک از زرد و سرخ نشکیبد
مرد را زرد وسرخ نفریبد.
سنائی.
کودکی ، در سفر تو مرد شوی
رنجه از راه گرم و سرد شود.
سنائی.
کودکی را سوی بستان خواند، عم کودک چه گفت
گفت رو، بستان ما پستان مادر ساختند.
خاقانی.
بخت تو کودک و عروس ظفر
انتظار بلوغ کودک توست.
خاقانی.
در این رصدگه خاکی چه خاک می بیزی
نه کودکی نه مقامر ز خاک چیست ترا.
خاقانی.
باد تک می راند تنها بی یکی
بر لب دریا بدید او کودکی.
عطار (منطق الطیر).
کودک اندوهگین بنشسته بود
هم دلش خون گشته هم جان خسته بود.
عطار (منطق الطیر).
گفت ای کودک چرایی غمزده
من ندیدم چون تو یک ماتمزده.
عطار (منطق الطیر).
کودکان را حرص لوزینه و شکر
از نصیحتها کند دو گوش کر.
مولوی.
چون ز کودک رفت آن حرص بدش
بر دگر اطفال خنده آیدش.
مولوی.
چون که با کودک سر و کارت فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد.
مولوی.
بر دوستی پادشاهان اعتماد نتوان کرد و بر آواز خوش کودکان. (گلستان سعدی ).
گاه باشد که کودک نادان
به غلط بر هدف زند تیری.
سعدی (گلستان ).
استاد معلم چو بود کم آزار
خِرسَک بازند کودکان در بازار.
سعدی (گلستان ).
و زنان و کودکان را آزاد کردند. (ظفرنامه ٔ یزدی ).
کودک اگرچند هنرپرور است
خرد بود گر همه پیغمبر است.
جهانشاه.
کودکی را که عقل و تدبیر است
به ز یک شهر جاهل پیر است.
مکتبی.
با مرد مجازبین حقیقت مگذار
خود جوز ز مغز جوز به کودک را.
واعظ قزوینی.
شاعر و آنگاه رد بوسه ٔ شیرین
کودک و آنگاه رد دانه ٔ خرما.
قاآنی.
- کودک شیرخوار. رجوع به ترکیب بعد شود.
- کودک شیرخواره ؛ کودکی که هنوز از شیر بازگرفته نشده. طفل رضیع :
گلستان بهرمان دارد همانا شیرخوارستی
لباس کودکان شیرخواره بهرمانستی.
فرخی.
- کودک عشرخوان ؛ کودک نوآموز که عشر قرآن را خواندن گیرد :
وز چوب زدن رباب فریاد
چون کودک عشرخوان برآورد.
خاقانی.
رجوع به عشرخوان شود.
- کودک غازی ؛ پسر بازی کن که پیش آهنگ دیگران بود و پیش از آنان از چنبر گذرد. (از آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ) :
باد چالاک در رسن بازی
سر تو همچو کودک غازی.
کمال الدین اسماعیل (از آنندراج ).
|| غلام و نوکری را گویند که کوچک باشد و به حد بلوغ نرسیده باشد. و بعضی گویند کودک ، غلام بچه ای است که بنده باشد و آزاد را بر سبیل مجاز کودک گویند. (برهان ) (آنندراج ).غلام. (ناظم الاطباء) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کودک نارسید ؛ غلام بچه. غلامی که به سن بلوغ نرسیده باشد :
یکی تخته ٔ جامه هم نابرید
دو آرام دل کودک نارسید
روان را همی لعلشان نوش داد
بیاورد و یکسر به شیدوش داد.
فردوسی.
|| فرزند. (ناظم الاطباء). توسعاً، فرزند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : گفت : اکنون مرا زمان دهید باز خانه شوم و کودکان خویش را ببینم و وصیتی بکنم. (تاریخ بیهقی ). || (ص ) این کلمه بمعنی خرد و صغیر مزید مقدم و مزید مؤخر رود آمده است : کودک دریا؛ دجله. دیله کودک ؛ دجیل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || جوان. (فرهنگ فارسی معین ) : بازرگانی که زن نیکو و کودک گزیند و عمر در سفر گذارد. (کلیله و دمنه چ مینوی ص 381). درمتن عربی : الشابة. (حاشیه ٔ مینوی بر کلیله و دمنه ص 381 از فرهنگ فارسی معین ).

معنی کودک به فارسی

کودک
پسریادخترخردسال
۱ - ( صفت ) کوچک صغیر . ۲ - ( اسم ) فرزندی که بحد بلوغ نرسیده ( پسر یا دختر ) طفل جمع : کودکان : و زنان و کودکان را اسیر گردانیدند . یا کودک غازی . پسر بازیکن که پیش آهنگ دیگران بود و پیش از آنان از چنبر بگذرد : باد چالاک در رسن بازی سر تو همچو کودک غازی . ( کمال اسماعیل ) ۳ - جوان : بازرگانی که زن نیکو و کودک گزیند و عمر در سفر گذارد .
زاییده شدن کودک . متولد شدن کودک
بچه زاییدن
[child with a disability] [شنوایی شناسی] کودکی با یک یا چند نوع کم توانی که نیاز به آموزش ویژه دارد
دجله اربل رود
[day nursery] [گردشگری و جهانگردی] اتاق یا محلی خاص در مهمان خانه/ هتل که در آن از کودکان مراقبت می شود
کسی که اخلاق و عادات کودکان دارد : همه کوسه و پیر و کودک سرشت بخوبی روند از چه هستند زشت . ( نظامی )
اخلاق و عادات کودکان داشتن .
کسی که اخلاق و عادات کودکان دارد : همه کوسه و پیر و کودک سرشت بخوبی روند از چه هستند زشت . ( نظامی )
کودک سرشتی : آه کز کودک مزاجیهای ابنای زمان ابجد ایام طفلی راز سر باید گرفت . ( صائب )
کودک سرشت کودک مزاج .
کودک سرشتی کودک مزاجی .
کسی که اخلاق و عادات کودکان دارد : همه کوسه و پیر و کودک سرشت بخوبی روند از چه هستند زشت . ( نظامی )
اخلاق و عادات کودکان داشتن .
[pedophobia] [روان شناسی] ترس مرضی یا تنفر شدید از کودکان
مانند کودک . کودکانه
کودک مانند بچگانه : مرد خدا کی کند میل بلذات خلد در دل کودک و شان لذت حلوا طلب . ( وحشی بافقی )
[pedophile/ paedophilia, pedophilic] [روان شناسی] فرد دچار کودک کامی
[pedophiliac/ paedophiliac] [روان شناسی] مربوط به کودک کامی
[pedophilia/ paedophilia] [روان شناسی] ترجیح دادن کودک به عنوان موضوع رابطه و فعالیت جنسی

معنی کودک در فرهنگ معین

کودک
(دَ) [ په . ] (ص .) طفل ، خردسال .

معنی کودک در فرهنگ فارسی عمید

کودک
بچه، پسر یا دختر خردسال.
کودک مانند، مانند کودک.

کودک در دانشنامه اسلامی

از نظر پیمان نامه حقوق کودک و هم چنین قوانین داخلی ایران، انواع مختلف کودک آزاری، ممنوع شمرده شده است. البته کودک آزاری نیز انواع و اقسام مختلفی دارد. از نظر فقهی نیز می توان به ممنوعیت آن در ابعاد مختلف فقهی نگریست؛ چرا که به لحاظ فقهی، علاوه بر حرمت ظلم و ایذاء، حفظ سلامت جسمی و روانی کودک نیز از وظایف سرپرستان او به شمار می رود.
کودک، لطیف ترین گل انسانیت است که اسلام نیز توجه ویژه ای به آن نموده است. از این رو، پدیده کودک آزاری، پدیده ای است شوم که عواطف انسان ها را جریحه دار می کند. امروزه یکی از تاسف بارترین اخبار جهان، که دل هر انسانی را می لرزاند، افزایش آمار کودک آزاری است. در ایران نیز عوامل متعددی دست به دست هم داده اند تا روز به روز شاهد افزایش کودک آزاری باشیم. بنابر آماری که انجمن حمایت از حقوق کودکان منتشر کرده، کودک آزاری در سال ۸۶ به نسبت سال پیش از آن ۳ و نیم درصد افزایش داشته است. این در حالی است که از هر ۲۰ مورد کودک آزاری تنها یک مورد آن گزارش می شود. از این رو، بررسی ابعاد مختلف این پدیده ضروری است، که در این نوشته با نگاهی گذرا به دیدگاه های فقهی علما، به بررسی فقهی و حقوقی کودک آزاری نیز پرداخته خواهد شد. امید است که این ناچیز گامی در جهت التیام درد کودکانی باشد که جز گریه راه دفاعی ندارند.
مفهوم شناسی
کودک آزاری از دو کلمه کودک (child) و آزار (abuse) تشکیل شده است. از نگاه قوانین بین المللی، هم چون پیمان نامه حقوق کودک، به بچه کمتر از ۱۸ سال، کودک اطلاق می شود. و در فقه نیز به فردی اطلاق می شود که به بلوغ شرعی نرسیده باشد. البته بر اساس نظریه اکثر فقها سن بلوغ شرعی برای دختران ۹ سالگی و برای پسران ۱۵ سالگی است. قانون مجازات اسلامی و قانون مدنی نیز از دیدگاه فقها پیروی می کند. البته با توجه به آن چه در ذیل ماده اول پیمان نامه آمده، سن ۱۸ سال در صورتی لحاظ می شود، که در حقوق جاری کشورهای عضو، سن زودتری تعیین نشده باشد. لذا با توجه به این که سن بلوغ در حقوق جاری ایران زودتر از سن مقرر در پیمان نامه است، لذا سن بلوغ مذکور در قوانین ایران مورد عمل خواهد بود.آزار نوعی آسیب است، که ناشی از رفتار و برخورد ظالمانه است. از این رو، کودک آزاری نوعی صدمه رساندن ظالمانه به کودک است. فرهنگ اکسفورد در تعریف کودک آزاری می نویسد: رفتاری ستمگرانه با کودک (به عنوان مثال) از سوی بزرگسالان که در برگیرنده اعمال جنسی و جنایی می شود.ماده دوم قانون حمایت از کودکان و نوجوانان (مصوب ۱۳۸۱) در تعریف گونه ای از کودک آزاری می گوید: هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی یا روانی و اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به مخاطره اندازد، ممنوع است.نویسنده ای در تعریف از کودک آزاری می گوید: کودک آزاری، عبارت است از هرگونه فعل یا ترک فعلی که باعث آزار روحی و جسمی و ایجاد آثار ماندگار در وجود یک طفل شود، که برخی از این آثار می تواند به صورت مخفی باشد و لذا ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس در حمام یا زیرزمین، اشکال مختلف کودک آزاری است. در تعریف مناسبی از این پدیده می توان گفت: «کودک آزاری عبارت است از هرگونه صدمه و آزار جسمی، روحی و یا اخلاقی کودکان یا نوجوانان، که برخلاف قانون بوده و سلامت جسمانی یا روانی ایشان را به خطر اندازد».
کودک آزاری از نگاه حقوق بین المللی
اعلامیه جهانی حقوق کودک (مصوب ۱۹۵۹) در قسمت ابتدایی اصل ۹ می گوید: «کودک باید در برابر هرگونه غفلت، ظلم، شقاوت و استثمار حمایت شود». همچنین در ابتدای اصل ۶ مقرر می دارد: «کودک، جهت پرورش کامل و متعادل شخصیت اش نیاز به محبت و تفاهم دارد و باید حدالامکان تحت توجه و سرپرستی والدین خود، و به هر صورت در فضایی پرمحبت، در امنیت اخلاقی و مادی، پرورش یابد».لازم به ذکر است که ایران نیز در اسفند ماه ۱۳۷۲ پیمان نامه جهانی حقوق کودک را پذیرفت. بنابراین، یکی از شرایط اساسی اجرای درست این پیمان نامه، آشنایی همه افراد جامعه، به ویژه مقامات مربوط به امور کودکان، والدین، سرپرستان کودک و البته خود او با این پیمان نامه است. بر اساس ماده ۳ پیمان نامه جهانی کودک، منافع عالیه کودک باید در هر اقدامی از سوی سرپرستان و والدین او مورد توجه قرار گیرد. بر اساس این ماده، دولت ها نیز موظف شده اند، در صورت کوتاهی والدین نسبت به فرزندان، حمایت ها و مراقبت های لازم را از آنان انجام دهند.بر اساس ماده ۱۹ این پیمان نامه، کشورهای عضو باید جهت حمایت از کودکان در برابر خشونت های جسمی و روانی و هرگونه آزار، بی توجهی و سهل انگاری، اقدامات قانونی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورند.
← پیمان نامه جهانی حقوق کودک
...
گفتار فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، اثر حجت الاسلام محمدتقی فلسفی، بررسی نقش وراثت و تربیت، در شخصیت کودک و سعادت و شقاوت وی می باشد که به زبان فارسی و در سال 1381ش تدوین شده است.
کتاب با مقدمه دفتر نشر فرهنگ اسلامی اشاره به موضوع اثر، آغاز و مطالب که حاصل سخنرانی های نویسنده می باشد، در دو جلد، در قالب سی جلسه، ارائه شده است.
نویسنده، مطالب علمی و مشکل را با بیانی ساده، نافذ و قابل فهم عموم ایراد نموده و هرکس به فراخور ذوق خود، از هر طبقه و مرتبه ای که باشد، از آن استفاده می کند.
در گفتارهای کتاب، نویسنده در باره مسائل مربوط به فطرت، وراثت و تربیت کودک بحث نموده و آرا و افکار بزرگان جهان را به اسلام عرضه داشته است و با استفاده از نظریه های آنان و انتقاد از بعضی از مکاتب، حقایقی نهفته را آشکار و برتری اسلام را از لحاظ علمی، روشن ساخته است.
در گفتارهای این کتاب، از آیات و احادیث مربوطه، با اسلوب تازه ای، ضمن بحث های متنوع، استفاده شده است. همچنین پاره ای از مسائل مربوط به کودک از نظر دینی مورد بحث قرار گرفته و شواهدی از سخنان دانشمندان جهان آورده شده است.
پرسمان قرآنی کودک از آثار ارزنده حجت الاسلام غلامرضا حیدری ابهری (متولد تهران 1348ش) که به زبان فارسی برای «مرکز فرهنگ و علوم قرآن» تهیه شده است. در این اثر برخی از پرسش های مهمّ کودکان و نوجوانان در مورد مباحث گوناگون مرتبط با قرآن (مانند تلاوت، حفظ، تجوید، علوم قرآن، ترجمه، تفسیر، قصه ها و معارف، اخلاق و ...) را مطرح کرده و به آن، پاسخ هایی آسان، روشن و متقن متناسب با مخاطبان عرضه کرده است.
کتاب حاضر از مقدمه تهیه کننده (مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم) تحت عنوان سخنی با والدین و مربیان و هشت فصل به ترتیب ذیل تشکیل شده است: 1- تلاوت قرآن، اصول حفظ قرآن، نکته های تجویدی، 2- علوم قرآنی، 3- ترجمه و تفسیر، 4- داستانها و قصه های قرآنی، 5- معارف قرآن، 6- فروع دین و احکام عملی، 7- اخلاق، 8- دانستنی ها. شیوه بیان مطالب در این اثر متناسب با اطلاعات مخاطبان است که چندان وسیع و عمیق نیست و بنابراین، نویسنده از کلمات و جملات ساده و روشنی استفاده کرده و همچنین مباحث پیچیده و اختلافی را مطرح نکرده است.
در مورد مباحث این کتاب چند نکته گفتنی است:
این اثر دارای فهرست موضوعات است ولی با نظر به آنکه مخاطبش کودکان و نوجوانان هستند برای آن فهرست های فنی دیگر تنظیم نشده است. همچنین به جهت ذکر شده، پاورقی و ارجاع و استناد به منابع نیز در آن وجود ندارد. به نظر می رسد شایسته است که برای همه یا بسیاری از مباحث این کتاب، آثار متعدد و کافی متناسب با زبان و اطلاعات مخاطبان معرفی شود تا کودکان و نوجوانان تشویق به مطالعه بیشتر شوند و با بهره گیری از آن بر دانش خود بیفزایند.
با مراجعه به کتاب های فقهی روشن می شود که فقیهان شیعه در هر عصری کم و بیش در باره حضانت و احکام آن بحث کرده اند. لذا مسئله حضانت، پیشینه ای به دیرینه فقه دارد.
در سال های اخیر، مسئله حضانت به گونه معضلی اجتماعی درآمده و مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. پرسش ها و ابهام های نگهداری و سرپرستی کودک در فقه و حقوق، پاسخی مناسب را می طلبد. عمده ترین پرسش ها، درباره نگهداری و سرپرستی از بچه های طلاق است؛ در مواردی که پدر و مادر ، جدا از هم زندگی می کنند، یا در نگهداری کودک اختلاف نظر دارند، حقّ کدام یک مقدم است؟این پرسش و امثال آن را چگونه پاسخ می دهند: برخی با ترحم به مادرانی که دل سوزانه در پیچ و خم دادگاه ها، خواستار به عهده گرفتن حضانت کودکان خود هستند، آنان را بهترین گزینه برای حضانت کودک برمی گزینند و تجدید نظر در قانون حضانت را یگانه راه حل این مشکل برمی شمرند؛ برخی با استناد به اصل تساوی مرد و زن ، بر این باور تأکید دارند که اگر پدر و مادر در امر حضانت کودک اختلاف کردند، قانون کلی، که یکی از والدین را به حضانت شایسته تر بداند، راه گشا نیست و باید به صورت جزئی و خاص، تصمیم گرفت: به این صورت که در اختلافات، بررسی شود و کودک را به هر کدام از پدر و مادر که برای نگهداری فرزند شایستگی دارند واگذار کنند؛ گروهی نیز با برشمردن برخی از مواردی که کودکان حقوقشان تضییع شده و گاه در زیر شکنجه های نامادری جان باخته اند، نتیجه گرفته اند: قانون فعلی حضانت، جواب گوی مشکلات امروز خانواده ها نیست. با آن که تحقیقات از سوی محققان در این موضوع صورت گرفته، هنوز پرسش هایی مطرح است و ابهام هایی وجود دارد که میدان را برای ورود به این مسئله و پژوهش در اطراف آن خالی می کند.در این نوشته، مسئله حضانت کودک با توجه به آیات و روایات معصومان (علیه السلام) و آرای فقیهان، در سه بخش بررسی می شود: بخش نخست این نوشتار، در پی شرح و توضیح مفاهیم و کلیات است؛ در بخش دوم، اولویت و شایستگی هر یک از پدر و مادر برای نگهداری کودک، بررسی می شود؛ بخش سوم نیز به شرایط سرپرست کودک می پردازد.
معنای لغوی
بعضی از اهل سنت، مجموع دوران رشد کودک را از ابتدا تا رسیدن به رشد و بلوغ به چهار دوره تقسیم کرده و برای هر دوره نام مخصوصی قرار داده اند: دوره اوّل را که دو سال است، (رضاع)؛ دور دوّم از دو سالگی تا سنّ تمیزیعنی حدودهفت سالگی (حضانت) و از هفت سالگی تا بلوغ را (کفالت) و بعد از بلوغ را (کفایه) نامیده اند. بر اساس این تقسیم بندی، (کفالت) به معنای نگهداری و سرپرستی از کودک در دوره تمیز است. خطیب شربینی می گوید:(با رسیدن طفل به حدّ تمیز، حضانت پایان می پذیرد و از آن به بعد تا بلوغ را کفالت می گویند). در قرآن، دوره رضاع دو سال کامل برشمرده شده، (والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین). اما به واژه کفالت، در خصوص سرپرستی کودک در دوره تمیز اشاره نشده و بلکه برای اشاره به نگهداری موسی در دوره رضاع نیز از مشتقات واژه کفالت بهره گرفته شده است. بنابراین، به نظر می رسد: واژه کفالت در اصطلاح قرآن، به معنای نگهداری و سرپرستی از کودک است، خواه در دوره تمیز باشد، یا بعد از آن. در کتب لغت نیز دلیلی بر این که واژه کفالت برای سرپرستی از کودک در دوره تمیز است، وجود ندارد. در نتیجه، برای این تقسیم بندی شاهدی از قرآن و روایات و لغت نمی توان یافت.
حضانت در فقه
...
نگهداری و تربیت کودک را حضانت گویند. از این عنوان در باب نکاح و لقطه سخن گفته اند.
بسیاری حضانت را به ولایت بر نگهداری کودک و آنچه در ارتباط با مراقبت و تربیت او است، مانند بهداشت، تغذیه، آموزش و سایر مصالح کودک و برخی به حق نگهداری و تربیت کودک و بعضی دیگر به نگهداری و تربیت کودک تعریف کرده اند.

ماهیّت حضانت
در اینکه حضانت از سنخ ولایت، همچون ولایت پدر و جدّ پدری بر فرزند نابالغ است، یا حقّی از حقوق، ظاهر کلمات فقها مختلف است.

← قول به از سنخ ولایت بودن حضانت
حضانت بنابر اینکه از سنخ ولایت، همچون ولایت پدر بر فرزند باشد، بر مادر بدون اینکه مستحق اجرت باشد، واجب است؛

استحقاق مادر بر اجرت
...
فرزندان، شکوفه های زندگی و عامل تحکیم اساس خانواده هستند که در اسلام آداب و رسوم و قوانین و دستورهای ارزشمندی به آنان اختصاص یافته است. از آن جا که بیان همه آن ها کتاب های مستقلی را می طلبد، در این درس، اندکی از حقوق انبوه کودک را یادآوری می کنیم.
نخستین حق کودک، «حقّ حیات» است که با استقرار و انعقاد نطفه در رحم مادر، شروع می شود و پدر و مادر موظّفند چنین حقی را به رسمیت بشناسند و از موجودیت کودک بالقوه خویش صیانت کنند.مهم ترین وظایف پدر و مادر، در این راستا عبارت است از؛
امنیت و تغذیه کافی
مادر باید در دوران بارداری از امنیت و تغذیه سالم برخوردار باشد، تا سلامت و رشد جنین را تأمین کند؛ تأثیر امنیت جسمی و روحی مادر بر جنین، امری محسوس و غیر قابل تردید است و نیازی به بحث نیز ندارد. درباره تغذیه مادر نیز سخن فراوان است.دستور کلّی، تغذیه کافی و استفاده از غذاها و میوه های مقوّی و خوشبو وانواع ویتامین های مورد نیاز است و راز این که بانوان باردار، میل شدید به برخی از غذاها پیدا می کنند (ویار) نیز همین است که جنین آن ها چنین غذایی را نیاز دارد و نیاز او به مادر منتقل می شود. روایات متعدّدی از سوی پیشوایان معصوم (ع)، مسأله تغذیه مادر را مطرح کرده که به دو روایت از پیامبر (ص) بسنده می کنیم؛۱- «اطْعِمُوا حَبالاکُمُ السَّفَرْجَلَ فَانَّهُ یُحْسِنُ اخْلاقَ اوْلادِکُمْ» به زنان باردارتان «به» بخورانید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می کند.۲- «اطْعِمُوا حَبالاکُمُ اللُّبانَ فَانَّ الصَّبِیَّ اذا غُذِّیَ فی بَطْنِ امِّهِ بِاللُّبانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَ زیدَ عَقْلُهُ...» به زنان حامله، کندر بخورانید که کودک، وقتی در شکم مادر، کندر تغذیه کند، دلش محکم و خِرَدش افزون می گردد.
هنگام زایمان
زایمان و نوزاد در اسلام، آداب خاصّی دارند که برخی واجب و برخی مستحب است؛ ما در این جا به بیان آداب مهم بسنده می کنیم.
زایمان
...
برای روشن شدن حکم داد و ستد کودک باید یکی از شرطهای دادوستدگران، که همانا بلوغ است، بررسی شود.
پیش از این که وارد بحث بشویم و شرط بلوغ را در داد و ستدگران به بحث بگذاریم و از شرط بودن و نبودن آن سخن بگوییم، شایسته است پیش انگاره هایی را در مقدمه یادآور شویم، تا جایگاه بحث روشن شود و خواننده به خوبی دریابد که در پی چه هستیم. ← معنای بیع شیخ انصاری ، در مکاسب معنای بیع را برابر دیدگاه لغت شناسان چنین بیان می کند: (البیع مبادله مال بمال.) این معنی فراگیر است و همه گونه دادوستد را در بر می گیرد، حتی خرید و فروش کالاها و جنسهای کم ارزش را، مانند: کبریت . شیخ انصاری پس از تعریف بیع، به شرح بیع بالصیغه و بیع معاطاتی پرداخته است. ← بیع بالصیغه بیع بالصیغه بیعی است که دادوستدی که در آن ایجاب و قبول (صیغه مخصوص) باشد. ← بیع المعاطات بیع المعاطات به هر دادوستدی که در آن ایجاب و قبول نباشد و دادوستد، بدون صیغه عقد ، انجام بگیرد گفته می شود. در بیع معاطاتی، دادن و گرفتن رکن اساسی را دارند و صیغه شرط نیست. البته معاطات ، ملکیت ناپایدار می آورد؛ یعنی تا پیش از بین رفتن یکی از دو عوض، هر یک از دو طرف بیع معاطاتی، می تواند معامله را به هم بزند. در عرف امروز، معاطات در خرید و فروش چیزهای کم ارزش به کار برده می شود، مانند خرید و فروش سبزی ، میوه و آنچه در مغازه ها خرید و فروش می شود. ولی بیع بالصیغه ، در خرید و فروش چیزهای مهم به کار برده می شود و امروزه خرید و فروشهایی در دفترهای اسناد رسمی ثبت می شوند و نیاز به رد وبدل سند است، صیغه عقد خوانده می شود و معامله با صیغه انجام می شود. ویژگی های جاری کنندگان بیع بالصیغه اکنون، پس از بیان این مقدمه، می پردازیم به بحث اصلی که همانا ویژگیهای جاری کنندگان بیع بالصیغه باشد از کتابهای فقهی پیشینیان و احادیث به دست می آید که دادوستدگران باید شرطها و ویژگیهایی داشته باشند، تا بتوانند، دادوستدهای کلان و نیازمند به صیغه را انجام دهند. در این مقال یکی از شرطها و ویژگیهای دادوستدگران، که همانا بلوغ باشد، به بوته بررسی نهاده می شود. شیخ انصاری نخستین شرط دادوستدگران را بلوغ یاد کرده و می نویسد:... المشهور کما عن الدروس و الکفایه بطلان عقد الصبی بل عن الغنیه الاجماع علیه وان اجاز الولی. مشهور، بنابر آنچه از دروس و کفایه نقل شده، باطل بودن دادوستد کودک است. در غنیه، بر این مطلب، ادعای اجماع شده، گرچه با اجازه سرپرست وی باشد. پیش از بررسی مطلب از راه دلیلهای چهارگانه: کتاب ، حدیث ، عقل و اجماع ، ناگزیریم بحث را تقسیم بندی کنیم، تا بحث سامان مندی در خوری بیابد: حکم دادوستد کودک کودک:۱. خوب از بد را باز نمی شناسد. فقیهان در باطل بودن دادوستد این کودک اتفاق نظر دارند. ۲. خوب از بد را می شناسد الف - رشید مستقل غیرمستقل با اجازه درست با اجازه نادرست آیا کودک می تواند وکیل شود و عقد را بخواند وکالت وی صحیح نیست کلام کودک که بگوید بعت ارزش دارد کلام کودک که بگوید بعت ارزش ندارد ب - غیر رشید ← عقد کودک رشید ممیز پس از این تقسیم بندی و روشن شدن نادرستی عقد کودک غیر تمیز دهنده، اکنون این مساله را بررسی می کنیم که آیا عقد کودک رشید تمیز دهنده و بازشناسنده خوب از بد، درست است، یا خیر؟ اگر صحیح نباشد، پس به طور کلی دیگر قسمها نیز درست نخواهد بود و اگر درست بود، نوبت به بحث از آنها می رسد. برای بررسی این مطلب، دلیلهای چهارگانه را مرور می کنیم: بررسی آیات کتاب در عقد بیع کودک ۱. لاتقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده. به مال یتیم ، جز برای اصلاح نزدیک نشوید، تا این که به کمال رسد. ۲. ولاتقربوا مال الیتیم الا بالتی هی احسن حتی یبلغ اشده واوفوا بالعهد ان العهد کان مسئولا. به مال یتیم نزدیک نشوید، مگر آن که راه بهتری منظور دارید، تا آن که به مرحله بلوغ و رشد برسد. همه باید به عهد خود وفادار باشید که از عهد و پیمان(در روز قیامت) پرسش خواهد شد. ۳. وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا النکاح فان ءانستم منهم رشدا فادفعوا الیهم اموالهم. یتیمان را بیازمایید، تا زمانی که به مرحله بلوغ رسند و به ازدواج میل پیدا کنند. آن گاه اگر آنان را دانا و رشید به درک مصالح زندگی خود یافتید، اموالشان را به آنان باز دهید. ← نظر امین الاسلام طبرسی امین الاسلام طبرسی در تفسیر آیه نخست می نویسد: لاتقربوا مال الیتیم والمراد بالقرب التصرف فیه وانما خص مال الیتیم بالذکر لانه لایستطیع الدفاع عن نفسه ولاعن ماله فیکون الطمع فی ماله اشد وید الرغبه الیه امد فاکد سبحانه النهی عن التصرف فی ماله وان کان ذلک واجبا فی مال کل احد. منظور از نزدیک شدن به مال یتیم، دست یازی به مال یتیم است. خداوند در آیه شریفه، تنها یادآور مال یتیم شده؛ زیرا یتیم توانایی دفاع از خود و مال خود را ندارد؛ پس طمع در مال او بیش تر و رغبت به آن افزون تر است. از این روی، خداوند سبحان تاکید بیش تری کرده، تا از دست یازی در مال یتیم خودداری شود. اگر چه دست نیازیدن به مال هرکسی واجب است. همو، در تفسیر این بخش از آیه شریفه: حتی یبلغ اشده، دیدگاه های گوناگونی را بیان و سرانجام بهترین دیدگاه را چنین بیان می کند: وقیل انه لاحد له بل هو ان یبلغ عقله ویونس منه الرشد فیسلم الیه ماله وهذا اقوی. گفته شده:حد و مرزی برای رسیدن به رشد نیست، بلکه اگر یتیم بالغ و عقل او کامل شود و رشد او مورد آزمایش قرار گیرد، در این صورت مالش به او بازگردانده می شود. و این قوی ترین دیدگاه است. ← نظر علامه طباطبایی علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه: (لاتقربوا مال الیتیم) می نویسد: النهی عن القرب للدلاله علی التعمیم فلایحل اکل ماله ولا استعماله ولا ای تصرف فیه الا بالطریقه التی هی احسن الطرق المتصوره لحفظه وتمته هذا النهی وقدوم الحرمه الی ان یبلغ اشده فاذا بلغ اشده لم یکن یتیما قاصرا عن اداره ماله وکان هو المتصرف فی مال نفسه من غیر حاجه بالطبع الی تدبیر الولی بماله... ومن هنا یظهر ان المراد ببلوغه اشده هو البلوغ والرشد کما یدل علیه ایضا قوله تعالی:وابتلوا الیتامی حتی... این که خداوند تعالی در این آیه شریفه از نزدیک شدن به مال یتیم پرهیز داده، بدان خاطر است که (نهی) در آیه، دلالت بر فراگیری و شمول دارد و بنابراین، خوردن مال یتیم، به کار بردن آن و هرگونه دست یازی در آن روایت، مگر به گونه ای که آن بهترین گونه است برای نگهداری مال یتیم. این بازداشتن از نزدیک شدن به مال یتیم، ادامه دارد، تا این که یتیم به رشد برسد که در این صورت، دیگر یتیم نیست و توانایی اداره مال خود را دارد، بدون این که نیازی به تدبیر وی داشته باشد... از این جا ظاهر می شود که منظور (بلوغ اشده) بلوغ شرعی و رشد است، همان گونه که آیه ۶ سوره نساء بر این مطلب دلالت دارد. ← نتیجه بحث و بررسی نتیجه بحث و بررسی این دو آیه شریفه این شد که:کودک، نمی تواند در مال خود دست بیازد، مگر این که به سن بلوغ شرعی و رشد برسد که در این هنگام، می تواند در مال خود دست بیازد و مالش به وی بازگردانده می شود. ← آیه سوم اما آیه سوم: وابتلوا الیتامی حتی اذا بلغوا... در تفسیر این آیه، در تفسیر نمونه آمده است: ۱. از تعبیر به حتی استفاده می شود که باید آزمایش یتیمان، پیش از رسیدن به حد بلوغ و به صورت مکرر و مستمر انجام شود، تا هنگامی که در آستانه بلوغ قرار گرفته وضع آنها کاملا از نظر رشد عقلی برای اداره امور مالی خود روشن گردد. ۲. تعبیر (اذا بلغوا النکاح) اشاره به این است که آنها به سر حدی برسند که قدرت بر ازدواج داشته باشند و روشن است کسی که قدرت بر ازدواج داشته باشد، قدرت برتشکیل خانواده خواهد داشت و چنین کسی بدون سرمایه نمی تواند به اهداف خود برسد. بنابراین، آغاز زندگی زناشویی، با آغاز زندگی اقتصادی مستقل همراه است و به عبارت دیگر، ثروت آنان، موقعی به دستشان می رسد که هم به بلوغ جنسی برسند و هم به بلوغ فکری و قدرت بر حفظ مال داشته باشند. ۳. تعبیر به (آنستم منهم رشدا) اشاره به این است که رشد آنها کاملا مسلم شود؛ زیرا (آنستم) از ماده (ایناس) به معنی مشاهده و رویت می باشد. ← نظر امین الاسلام طبرسی امین الاسلام طبرسی نیز می نویسد: لما امر الله بایتإ الایتام اموالهم ومنع من رفع المال الی السفهإ یبین هنا الحد الفاصل بین ما یحل من ذلک للولی ومالا یحل فقال:(وابتلوا الیتامی) هذا خطاب لاولیإ الیتامی امرهم الله ان یختبروا عقول الیتامی فی افهامهم وصلاحهم فی ادیانهم واصلاحهم فی اموالهم... (فان آنستم منهم رشدا...) والاقوی ان یحمل علی ان المراد به (ایناس الرشد) به العقل واصلاح المال علی ما قاله ابن عباس والحسن وهو المروی عن الباقر، علیه السلام، للاجماع علی ان من یکون کذلک لایجوز علیه الحجر فی ماله وان کان فاجرا فی دینه فکذلک اذا بلغ وهو بهذه الصفه وجب تسلیم ما له الیه. چون خداوند فرمان داده: دارایی یتیمان به آنان بازگردانده شود و از دادن مال نابخردان خودداری شود، روشن می شود که مرز بین دستیازی حلال و دستیازی حرام برای ولی چیست؟ پس خداوند می فرماید: (وابتلوا الیتامی) که این، خطابی است به سرپرستان و اولیاء یتیمان که خرد یتیمان را بیازمایند، در فهم آنان، شایستگی و صالح بودن آنان در دین و راه استفاده از دارایی خود و.... اما درباره جمله شریفه: آنستم منهم رشدا( پس از طرح دیدگاههای گوناگون می نویسد: دیدگاه قوی تر آن است که گفته شود:منظور از ایناس، رشد، عقل و اصلاح مال است. همان گونه که ابن عباس و حسن گفته اند همین قول از امام باقر - علیه السلام- نیز روایت شده است. اما چرا قوی ترین قول است، بدین خاطر که اجماع داریم کسی که خردمند است و توان اصلاح مال خود را دارد، بازداشتن او از دارایی خود، روا نیست، گرچه در دینش فاجر باشد. همچنین است هنگامی که کودک بالغ شد و چنین صفتی داشت؛ یعنی در دینش فاجر بود، باید مالش به او بازگردانده شود. ← تفسیر راهنما در ذیل همین آیه در تفسیر راهنما آمده است: ۱. رسیدن به مرحله بلوغ جنسی و تحقق رشد اقتصادی، دو شرط برای تحویل اموال یتیمان به آنان و جواز تصرف در اموال خودشان است. ۲. وجوب رد اموال یتیمان، پس از بلوغ جنسی و احراز رشد اقتصادی آنان. موید برداشت فوق، فرمایش امام صادق - علیه السلام- است. ایناس الرشد حفظ المال. ۳. کودکان (نابالغان) و کسانی که رشد اقتصادی ندارند، از تصرف در اموال خود محجورند. ۴. صحت تصرف کودکان یتیم در اموال با اذن و نظارت ولی ، چون بودن تصرف یتیم در اموال و بدون نظارت ولی بر آن تصرفات، آزمایش محقق نمی شود. روشن شد که این آیه هم دلالت دارد بر این که اموال یتیم را در صورتی می توان به او بازگرداند که کودک، به حد بلوغ جنسی و رشد رسیده باشد که تنها در این صورت است که کودک می تواند در اموال خود تصرف کند. حال که به طور اجمال، با تفسیر آیه آشنا شدیم، مناسب است دیدگاه فقها را درباره آیه شریفه از نظر بگذرانیم، تا مقدار دلالت آیه روشن تر شود و پاسخ به این پرسش به دست آید که آیا کودک، پیش از بلوغ جنسی، محجور کامل است، مانند مجنون ، آن گونه که شماری از فقیهان بر این باورند، یا این که کودک، استقلال در دستیازی ندارد که همان گونه که شماری دیگر گفته اند و یا بلوغ نقشی ندارد، تنها نقش طریقی دارد و تمام موضوع برای بازگرداندن اموال آنان (رشد) است، آن گونه که یکی از فقیهان بر این باور است. ← نظر ایروانی ایروانی ، بر این باور است که بلوغ طریقی است و رشد موضوع برای بازگرداندن دارایی کودک به کودک، گرچه پیش از بلوغ او باشد: ممکن است رشد کودک در درستی دادوستدهای وی کافی باشد و نیازی به بلوغ نباشد و دور نیست که این مطلب را بتوان از آیه استفاده کرد بنابراین که جمله (فان آنستم...) استدراک از صدر آیه باشد که فرمود: (وابتلوا الیتامی). بی گمان، یتیم، به کودک نابالغی گفته می شود که پدر نداشته باشد و یتامی جمع دارای الف و لام است و عمومیت را می رساند؛ یعنی تمام کودکان را بیازمایید، اما در ذیل آیه می فرماید: اگر در آنان رشد را دریافتید، اموال آنان را به آنان بازگردانید. پس برای بازگرداندن اموال آنان، غیر از دریافت رشد، چیز دیگری لازم نیست و نباید منتظر بلوغ آنان ماند و معتبر دانستن بلوغ ، طریقی است؛ یعنی اماره و نشانه ای که رشد کودک را به دست می دهد. خود بلوغ موضوعیتی ندارد و این، از اخبار استفاده می شود. در موثقه محمد بن مسلم آمده: طلاق غلام نافذ است، وقتی که عاقل باشد و وصیت و صدقه او هم نافذ است، اگر چه به حد بلوغ نرسیده باشد. ←← موثقه ابی بصیر و ابی ایوب در موثقه ابی بصی ر و ابی ایوب از حضرت صادق - علیه السلام- درباره وصیت پسر ده ساله پرسش شد، فرمود: اذا اصاب موضع الوصیه جاز یعنی هرگاه در جایگاه وصیت کردن قرار گرفته باشد، وصیت او صحیح است. روایت دیگری نیز نقل می کند و آن گاه می نویسد: در تایید آنچه گفته شد که استیناس رشد کافی است، سیره مستمره است که بر آن جریان دارد. در این سیره، کودکان بسان بالغان هستند در دادوستد، اگر به رشد عقلی رسیده باشند، بدون در نظر گرفتن اجازه ولی . همین سیره باورمندان به فساد دادوستدهای کودک را ناگزیر کرده که دادوستدهای جزئی را از این حکم خارج کنند و بگویند:دادوستدهای کودک در چیزهای کوچک و کم ارزش درست است. یا از این حکم خارج کنند و دادوستدهایی را که کودک با اجازه ولی خود انجام می دهد، چه دادوستدهای کوچک و چه دادوستدهای بزرگ. نهایت چیزی که به آن گردن می نهیم و پایبند می شویم این است: دادوستدهای کودک در صورت استقلال، درست نیست، نه آن جایی که به اجازه ولی باشد و اولیإ، کودکان را برای دادوستد قرارداده باشند. ← نظر میرزای نائینی میرزای نائینی ، کودک را محجور کامل می داند، مانند مجنون . میرزای نائینی با این دیدگاه، به طور کامل در جبهه مخالف ایروانی قرار می گیرد: سخن در این است که آیا محجور بودن کودک، بمانند محجور بودن سفیه است، یا مانند محجور بودن مجنون؟ تحقیق این است که مانند محجور بودن مجنون است و دلیل آن، فرموده خداوند تعالی است:(وابتلوا الیتامی) شرح استدلال، بستگی به بسط کلام دارد. گاهی به این آیه تمسک شده برای ثابت کردن این که رشد در درستی دستیازیهای کودک، کافی است، اگر چه این رشد، پیش از بلوغ جنسی باشد، به دلیل این که آزمودن در آیه مغیا به بلوغ نکاح قرارداده شده است. بنابراین، زمان آزمایش ، از ابتدای زمانی است که در رشد کودک شک شود و تا زمان بلوغ ادامه پیدا می کند و در زمان بلوغ اموال به کودک بازگردانده می شود، به شرط این که رشد در او دیده شود. مخفی نماند آیه کریمه گرچه ظهور کمی در مطالب گفته شده دارد، ولی به طور قطع، این مطلب مراد نیست؛ زیرا یا ملاک دربازگرداندن اموال به یتیمان، رشد است، حال فرق ندارد پیش از بلوغ باشد، یا پس از آن که در این صورت لغو بودن ذکر بلوغ پیش می آید و الله، سبحانه و تعالی، منزه از هرگونه لغو و سهوی است و یا این که رشد پس از بلوغ، دیگر اعتباری ندارد و باید به یکی از دو امر اکتفا کرد، یا رشد قبل از بلوغ و یا بلوغ، اگر چه بدون رشد باشد و کسی ملتزم به این قول شده است. میرزای نائینی ، پس از این که مستقل بودن هر یک از بلوغ و رشد را در موضوع حکم رد می کند، یادآور می شود: فلابد ان یجعل ظرف دفع اموالهم الیهم عنه استیناس الرشد بعد البلوغ فتدل الآیه علی عدم نفوذ تصرفات الصبی مطلقا لابالاستقلال و لابانضمامه الی الولی و لابانضمام الولی الیه. پس ناگزیر باید زمان بازگرداندن دارایی کودک را به وی، هنگام دیدن رشد پس از بلوغ قرارداد. پس آیه دلالت دارد به نافذ نبودن دستیازیهای کودک در دارایی خود، نه به گونه استقلال و نه با اجازه ولی. ← نظر آقای خوئی آقای خوئی ،دستیازی در اموال را بسته به بلوغ و رشد دانسته است و در ذیل آیه شریفه (وابتلوا الیتامی) در کتاب مصباح الفقیه می نویسد: خداوند تعالی در روا بودن دستیازی کودک به دارایی خود به گونه مستقل، پس از این که بلوغ جنسی را معتبر دانسته رشد را هم معتبر دانسته است. روشن است که اگر تنها رشد در روا بودن دستیازی های کودک در اموال خود، کافی بود، معتبر دانستن بلوغ پیش از رشد، کار بیهوده ای بود و نیازی به یادآوری آن نبود. بنابراین، روشن می شود که روا بودن دستیازیهای کودک در دارایی خود، بر دو امر بستگی دارد: بلوغ جنسی و رشد. پس در نتیجه آیه کریمه دلالت دارد بر این که دستیازیهای کودک در اموال خود، پیش از بلوغ جنسی نارواست، گرچه رشید هم باشد؛ زیرا این دو شرط، همراه هم و با هم هستند البته حکم این آیه در مورد یتیم است که می توان آن را گستراند و شامل غیر یتیم هم دانست. ← نظر امام خمینی امام خمینی در کتاب بیع، برای آیه شریفه (وابتلوا الیتامی)، چند احتمال را بر می شمرد و آن گاه دیدگاه خود را بیان می کند. برابر نظر ایشان، مجموع رشد و بلوغ، موضوع برای حکم در آیه شریفه می شود: ←← احتمال نخست امر به امتحان ، تا زمان بلوغ ؛ یعنی باید یتیمان را آزمایش کنید، تا زمان بلوغ نکاح ، که کفایه از بلوغ جنسی است. لازمه آن این است که:رشد، تمام موضوع باشد و بلوغ، هیچ گونه نقشی در درستی دادوستد نداشته باشد؛ زیرا از ظاهر این احتمال بر می آید که آزمایش از وقتی که احتمال رشد در یتیمان می رود، واجب است و این واجب بودن، باقی است تا زمان بلوغ، پس زمان یتیم شدن و بلوغ، هر دو، داخل در آزمایش هستند. بنابراین دیدن رشد در هر یک از این دو زمان، موضوع برای حکم به صحت است و باید مال یتیم به وی بازگردانده شود، هنگامی که در او رشد دیده شود، چه پیش از بلوغ و چه پس از آن. ←← احتمال دوم حتی، برای غایت باشد، به گونه ای که غایت (بلوغ) خارج از مغیا (پیش از بلوغ) باشد. بنابراین زمان آزمایش، از زمانی است که احتمال رشد داده می شود، تا تمام شدن یتم . و لازمه اش این است که رشد پیش از بلوغ، موضوع مستقلی برای درستی دادوستدهای کودک باشد و بلوغ موضوع مستقل دیگری باشد، اگر چه رشد حاصل نشده باشد (که هر کدام احکام مختلفی دارد) در این صورت آزمایش کردن و دیدن رشد و واجب بودن بازگرداندن مال، اختصاص به یتیم دارد. بنابراین، احتمال دارد که بلوغ موضوع مستقلی باشد که احتیاج به آزمایش ندارد، یا موضوع مستقلی است و گرچه کشف شود که رشید نیست. ←← احتمال سوم حتی، برای غایت است. بنابراین، آیه کریمه در صدد بیان این نکته است که آزمایش لازم است تا زمان بلوغ و پس از آن که با آزمودنهای پیاپی، رشد کودک روشن شد، دارایی وی، در اختیار خود او قرار بگیرد و اگر رشد او روشن نشد، مال به وی بازگردانده نمی شود. لازمه این قول این است که رشد و بلوغ، با هم، موضوع برای حکم هستند و آزمایش کودک از زمان احتمال رشد، تا بلوغ واجب است. ←← احتمال چهارم حتی، حرف ابتدا است که برای تعلیل آمده است و اذا برای شرط و جمله شرط و جزإ:(واذا بلغوا النکاح) متعلق به حتی هستند. پس منظور آیه این است که:آزمایش واجب است، به خاطر این که هنگامی می توان دارایی کودک را به وی بازگرداند که به بلوغ رسیده باشد و رشد هم دیده شود. بنابراین، نتیجه این احتمال، مانند احتمال سوم است. ←← نظر نهایی امام امام پس از بیان احتمالهای چهارگانه، دیدگاه خود را چنین بیان می کند: ثم ان اظهرها ثالثها... لاجل ان الظاهر من حتی الظاهره فی الغایه ان الابتلإ یجب ان یکون مستمرا من زمان احتمال الرشد، الی زمان بلوغ النکاح فیکون قوله تعالی:(فان آنستم منهم رشدا) تفریعا علی الابتلاء المستمر عرفا الی حال البلوغ. روشن ترین این دیدگاهها، دیدگاه سوم است... زیرا از حتی که ظهور در غایت دارد آشکار می شود که آزمایش باید از زمان احتمال رشد، تا بلوغ ادامه داشته باشد. پس قول خداوند تعالی: فان آنستم منهم رشدا فرع بر آزمایش است که در عرف تا حال بلوغ ادامه دارد. آن گاه امام خمینی روایتهای مساله را به دو دسته تقسیم می کند: الف. روایتهای تایید کننده آیه شریفه، مانند روایت اصبغ بن نباته از حضرت علی - علیه السلام-: انه قضی ان یحجر علی الغلام المفسد حتی یعقل. از روایت بر می آید که حجر به وسیله رشد بر طرف می شود و غلام رشید، محجور نیست. ب. وایتهایی که ناظر بر آیه نیستند، مانند حدیث رفع القلم که حضرت علی - علیه السلام- خطاب به عمر می فرماید: اما علمت ان القلم یرفع عن ثلاثه؟ عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یفیق و عن النأم حتی یستیقظ. البته پس از بررسی آیات و بیان دیدگاهها، روایات مساله را به شرح، یادآور خواهیم شد و اکنون، به ذکر این نکته بسنده می کنیم که امام خمینی ، در شرح آیه، مبانی گوناگونی را یادآور شده و با توجه به مبانی نحوی، شقهای گوناگون بحث را شرح داده و سپس یکی را برگزیده است. این دسته بندی، برای دریافت مطلب و جداشدن طرفداران هر نظریه، بسیار مناسب است. ← نتیجه بررسی آیات سه گانه از بررسی آیات سه گانه، بویژه آیه سوم: (وابتلوا الیتامی...) که بیش تر عالمان عصرما و استادان آنان، برای ثابت کردن نادرستی دادوستدهای کودک، به آن تمسک جسته اند، چنین به دست می آید که کودک، استقلالی در انجام دادوستد در مال خود ندارد. یادآور می شود که علما و فقیهان در استفاده از آیه، به سه دسته تقسیم می شوند: دسته نخست: کودک رشید نابالغ، حق تصرف استقلالی در اموال خود را ندارد. بیش ترین علما بر این نظرند. دسته دوم: ملاک دستیازی و فروگیری استقلالی کودک در دارایی و مال خود، رشید بودن اوست، چه به بلوغ جنسی رسیده باشد، یا خیر. بلوغ در این دیدگاه، موضوعیت ندارد و راه برای به دست آوردن رشد است؛ زیرا در حدود زمان بلوغ، به طور معمول، افراد رشید می شوند. برابر این دیدگاه، کودک رشید در فروگیری دارایی خود، استقلال دارد. این دیدگاه از آن ایروانی است. دسته سوم: کودک، بسان محجور و مجنون کامل است و به هیچ روی، دستیازیها و تصرفهای او، نافذ نیست. این دیدگاه از آن میرزای نائینی است. به هر حال، برابر بیش تر دیدگاههای بیان شده، آیه بیانگر این مطلب نیست که فروگیریها و تصرفهای کودک به طور کلی باطل است، بلکه شاید در صورت اجازه ولی، تصرفهای او درست باشد که این بحث را در گاه سخن از روایات، پی می گیریم. ← یادآوری همان گونه که گفته شد، بیش تر علمای حاشیه زننده بر مکاسب برای ثابت کردن درستی تصرفهای کودک در اموال خود، به آیه: وابتلوا الیتامی... تمسک جسته اند و امام خمینی بیش ترین بحث و شرح را درباره آیه شریفه ارأه کرده است. اما شیخ انصاری ، تنها به احادیث تمسک جسته و یادی از آیه شریفه نکرده است. شاید وجه آن این باشد که از دیدگاه ایشان، روشن و ضروری بوده که کودک استقلالی در تصرفها و دستیازیها ندارد و وقتی مطلبی ضروری بود، نیازی به بحث و آوردن دلیل ندارد.( آقای خوئی این مطلب را روشن و خالی از اشکال دانسته و نوشته است: الظاهر انه لاخلاف و لا اشکال فی انه لایجوز للصبی الاستقلال فی التصرف فی امواله بدون اذن الولی و لم یخالف فی ذلک احد فیما نعلم الا الحنفیه ) ولی محجور بودن کامل کودک، نیاز به بحث داشته است، چون آیه نه در نفی و نه در اثبات، به آن اشاره ای ندارد، از این روی، از تمسک به آیه خودداری ورزیده اند. حال که روشن شد برابر آیه، عقد کودک رشید، به گونه مستقل و بدون اجازه ولی، درست نیست و از آن طرف، به خوبی روشن است که عقد کودک غیر رشید به طور مستقل و بدون اجازه ولی درست نیست و نیازی به بحث ندارد، نوبت به این مطلب می رسد و این پرسش مطرح می شود:آیا کودک رشید حق هیچ گونه دستیازی و تصرف را ندارد و حتی با اجازه ولی هم دادوستدهای وی درست نمی شود، یا نه ممکن است با اجازه ولی بتواند دادوستدهایی انجام دهد که آیه شریفه از این جهت ساکت است. بنابراین برای ثابت کردن این که کودک محجور است، یا دادوستدهای او با اجازه ولی می تواند صحیح باشد، سراغ احادیث می رویم. بررسی احادیث از جمله حدیث هایی که به طور معمول همه فقیهان از آن سخن به میان آورده اند، حدیث رفع القلم است. این حدیث در منابع شیعه ، در خصال، نوشته شیخ صدوق ، دعائم الاسلام، نوشته نعمان بن محمد بن منصور ، کشف الغمه، نوشته اربلی و بحارالانوار، نوشته علامه مجلسی با اختلاف نقل شده و وسائل الشیعه آن را از خصال نقل کرده است که برای روشن شدن زوایای مساله، همه را نقل می کنیم: ۱. بحارالانوار، به نقل از دعائم: روینا عن علی صلوات الله علیه انه قال:قال رسول الله، صلی الله علیه وآله، رفع القلم عن ثلاثه عن النائم، حتی یستیقظ و عن المجنون حتی یفیق وعن الطفل حتی یبلغ. از سه گروه قلم برداشته شده است:۱.شخص خواب تا بیدار شود. ۲.مجنون، تا بهبود یابد. ۳. کودک تا بالغ شود. ۲. بحارالانوار، به نقل از کشف الغمه: ... مرفوعا عن الحسن، علیه السلام، ان عمر بن الخطاب اتی بامراه مجنونه حبلی قد زنت فاراد ان یرجمها فقال علی، علیه السلام، یا عمر اما سمعت ما قال رسول الله، صلی الله علیه وآله؟ قال: وما قال: قال رسول الله صلی الله علیه وآله:رفع القلم عن ثلاثه:عن المجنون، حتی یبرا و عن الغلام حتی یدرک وعن النائم حتی یستیقظ. ۳. کنزالعمال از عایشه : رفع القلم عن ثلاثه:عن النائم حتی یستیقظ و عن المبتلی حتی یبرا وعن الصبی حتی یکبر. ۴. همان از حضرت علی - علیه السلام- که همان حدیث بالاست، با کمی اختلاف:... عن الصبی حتی یحتلم.... ۵. همان از حضرت علی - علیه السلام-:... عن الصبی حتی یشب... ۶. صحیح بخاری از علی - علیه السلام-:الم تعلم ان القلم رفع عن ثلاثه:عن المجنون، حتی یفیق و عن الصبی حتی یدرک و عن النائم حتی یستیقظ. ۷. مسند احمد حنبل از عایشه :قال النبی، صلی الله علیه وآله:رفع القلم عن ثلاث:عن النائم، حتی یستیقظ و عن الصبی حتی یحتلم و عن المجنون حتی یعقل. ۸.... عن الصبی حتی یعقل.... ← اجمال احادیث از مجموع این نقلها به دست می آوریم که کلامی از رسول خدا - صلی الله علیه وآله-، یا امام - علیه السلام- صادر شده، ولی لفظ حدیث کدام است:(حتی یحتلم)، (حتی یبلغ)، (حتی یدرک)، (حتی یکبر)، (حتی یشب)، (حتی یعقل)؟ روشن نیست. اگر (حتی یحتلم) باشد، ظهور در بلوغ جنسی دارد و اگر (حتی یدرک) یا (حتی یعقل) باشد، ظهور در بلوغ فکری ؛ یعنی رشد دارد و اگر (حتی یبلغ) باشد، مطلق بلوغ را می رساند که شاید ظاهر در بلوغ جنسی باشد. پس چون لفظ صادر شده از معصوم - علیه السلام- برای ما روشن نیست، به این حدیث درباره پایان زمان یتم نمی توان استناد کرد و حدیث از این جهت مجمل است. به دیگر سخن، اگر (حتی یدرک)، یا (حتی یعقل) را ملاک قرار دهیم سخن از بلوغ جنسی به میان نیامده و روایت مانند آیه شریفه:(وابتلوا الیتامی...) بر رشد دلالت دارد، ولی لفظ صادر شده:(حتی یحتلم) باشد، دلالت بر بلوغ جنسی دارد و چون لفظ صادر شده از رسول خدا -صلی الله علیه وآله- برای ما روشن نیست، به طور قطع نمی توانیم بگوییم از چه کسی قلم رفع شده است، اگر چه می توان گفت: بی گمان قلم از کودک غیر بالغ، غیر مدرک، غیر عاقل برداشته شده، ولی بالغ غیر مدرک و مدرک غیر بالغ چه حکمی دارد؟ روشن نیست، چون لفظ صادر شده روشن نیست. ← یادآوری این حدیث از طریق شیعه سند صحیحی ندارد و طرق اهل سنت هم برای ما درخور اعتماد و پذیرفتنی نیست، پس اصل صدور حدیث از معصوم برای ما در پرده ابهام است و ناروشن. بله، شاید بتوان گفت: از آن جا که این حدیث به زیان اهل سنت است و ناآگاهی خلیفه را در مسائل شرعی می رساند، ولی با این حال، آن را نقل کرده اند، روشن می شود که حدیث آن قدر مسلم و بی خدشه بوده که آنان نیز نتوانسته اند آن را منکر شوند که این خود، به بحث و بررسی بیش تری نیاز دارد. به دیگر سخن، گاهی از راه سلسله سند و نقل موثق عن موثق، حدیث را به معصوم می رسانیم و گاهی از طریق اهل سنت فضیلتهایی از امامان - علیه السلام- نقل شده، یا مطلبی به زیان خودشان بوده نقل کرده اند که انسان اطمینان می یابد چنین سخنی از پیامبر -صلی الله علیه وآله- صادر شده و اهل سنت، به دلیل جایگاه روایت و بی خدشه بودن آن، نتوانسته اند از نقل آن چشم بپوشند. با این حال، ممکن است کسی اشکال کند و بگوید این احادیث تنها در مجادله با آنان کارایی دارند: الزموهم بما الزموا به انفسهم. آنان را ملزم کنید، به آنچه را به آن ملزم کرده اند. ← احادیث منابع شیعی این حدیث به گونه ای دیگر در منابع شیعی روایت شده است: عن قرب الاسناد بسنده عن ابن البختری عن ابی عبدالله عن ابیه عن علی، علیه السلام:انه کان یقول: فی المجنون والمعتره الذی لایفیق والصبی الذی لم یبلغ عمدها خطا تحمله العاقله وقد رفع عنهما القلم. در وسائل الشیعه آمده: فی موثقه عمار الساباطی عن ابی عبدالله، علیه السلام، قال:سالته عن الغلام متی یجب علیه الصلوه:قال اذا اتی علیه ثلاث عشر سنه فان احتلم قبل ذلک نقد وجب علیه الصلوه و جری علیه القلم. یا در مکاسب آمده: حمزه بن عمران عن مولانا علی - علیه السلام-: ان الجاریه اذا زوجت ودخل بها ولها تسع سنین ذهب عنها الیتم ورفع الیها مالها وجاز امرها فی الشراء والغلام لایجوز امره فی البیع والشراء ولایخرج عن الیتم حتی یبلغ خمس عشر سنه. یا:فی الروایه ا بن سنان متی یجوز امرا لیتیم؟ قال حتی یبلغ اشده:قال:ما اشده؟ قال:احتلامهم. افزون بر اشکالهای پیشین:مجمل بودن لفظ حدیث و سند حدیث، این اشکال نیز مطرح است: حضرت علی - علیه السلام- از این حدیث در کیفر استفاده کرده و خواسته به خلیفه بفهماند که مجنون را نباید کیفر داد. ← اشکالهای شیخ انصاری اما اگر بخواهیم درباره احکام وضعی مانند درستی از آن استفاده کنیم، باید به اشکالهای بسیاری پاسخ دهیم. در همین باره خوب است که اشکالهای شیخ انصاری را بر استدلال به این حدیث، یادآور شویم: ←← اشکال نخست از ظاهر روایت:(رفع القلم) بر می آید که بازخواست برداشته شده نه قلم جعل احکام. از این روی، در بین علما مشهور شده که عبادت کودک شرعی است و ما هم همین مبنی را پذیرفته ایم. شرح اشکال: آیا قلمی که از کودک برداشته شده، قلم بازخواست است؛ یعنی کودک در برابر کارهایی که انجام می دهد بازخواست می شود، یا قلم برداشته شده، قلم جعل احکام است؛ یعنی برای کودک حکمی نوشته نشده است. بنابراین، اگر نمازی گزارد، یا روزه ای گرفت ثوابی ندارد و روایاتی که هم در این باب وارد شده اند، مانند: امروهم بالصلوه و هم ابنإ خمسه یا... و هم ابنإ سبعه. برای تمرین دادن آنان است. جواب اجمالی: پیش از این که جوابهای بزرگان را نقل کنیم، به گونه اجمال می توان به شیخ انصاری عرض کرد:چه اشکالی دارد که کودک، مانند شخص خواب و مجنون باشد؛ یعنی هم قلم بازخواست و هم قلم جعل الزامی از او برداشته شده باشد. ←← اشکال دوم مشهور است که احکام وضعیه ، ویژه بالغان نیست. بنابراین، مانعی ندارد که عقد کودک سبب شود که او، پس از بلوغ به آن عمل کند، یا بر ولی کودک واجب شود که به آن عقد پایبند باشد. البته اگر با اجازه ولی عقد انجام گرفته باشد. همان گونه که جنابت کودک در دوران کودکی، سبب واجب بودن غسل بر او پس از بلوغ می شود. شرح اشکال: اگر کسی بگوید برداشتن قلم از کودک مطلق است هم احکام وضعیه را می گیرد و هم تکلیفیه را، می گوییم: بی گمان این سخن نادرستی است؛ زیرا آنچه مشهور است و همه از آن آگاه، احکام وضعیه ویژه بالغان نیست، در مَثَل اگر کودک کوزه ای را شکست، بر ولی کودک واجب است که خسارت دیگران را جبران کند، یا خود، پس از بلوغ باید به جبران خسارتها بپردازد. یا اگر دست کودک نجس شد، بر دیگران واجب است آن دست را نجس بدانند و یا اگر تری آن به چیزی برخورد کرد، آن را نجس بدانند و بر خود او واجب است پس از بلوغ دست را پاک کند و یا جنابت کودک، سبب می شود که دیگران او را از وارد شدن به مسجد و دست زدن به قرآن ، بازدارند و بر خود او هم واجب است که پس از بلوغ، غسل کند. یا عقد او سبب می شود که خود کودک پس از بلوغ و یا ولی او اگر با اجازه وی بوده، به آن پایبند باشند. پس روشن شد که قلم از این موارد از کودک برداشته نشده و چون (رفع القلم) قابل تخصیص نیست باید از آغاز آن را به گونه ای معنی کرد که نیازی به تخصیص نداشته باشد. ←← اشکال سوم گیریم که بپذیریم همه احکام، حتی احکام وضعی اختصاص به بالغان دارد، ولی بی گمان مانعی ندارد که کارهای نابالغان، موضوع باشد برای احکامی که در حق بالغان جعل می شود. پس کودک مانند نابالغان، خارج از حکم است و وظیفه ای ندارد، تا وقتی که به سن بلوغ برسد، در مثل اگر کودک معامله ای را انجام داد، معامله معلق می ماند تا وقتی کودک به سن بلوغ برسد، آن گاه، عمل به عقد بر او واجب است. شرح اشکال: گیریم که همه احکام تکلیفی و وضعی ویژه بالغان باشد، می گوییم چه اشکال دارد که کودک غیربالغ، کاری را انجام دهد، عقدی و معامله ای، که اکنون نه درست باشد و نه نادرست، بلکه معلق، تا کودک به سن بلوغ برسد و در آن زمان، برابر عقد عمل کند، مانند عقد فضولی که باطل نیست، بلکه معلق است تا اجازه بیاید. بنابراین، رفع القلم گیریم که احکام تکلیفی و وضعی را از نابالغ بردارد، بی گمان، تعلیق را بر نمی دارد. سپس شیخ انصاری در ادامه می نویسد: به طور کلی تمسک به حدیث رفع القلم با آنچه بین علما مشهور شده ناسازگاری دارد که عبارت است از:۱.شرعی بودن عبادتهای کودک ۲.اختصاص داشتن احکام وضعی به بالغان. خلاصه: به هر حال اشکالهای سندی متنی و دلالتی حدیث رفع القلم روشن شد و برفرض از اشکالهای سندی و متنی چشم بپوشیم، اشکالهای دلالی شیخ انصاری باقی می ماند. ← پاسخ به برخی اشکالهای شیخ انصاری حاشیه زنندگان بر مکاسب شیخ، حدیث رفع القلم را از نظر سندی مورد دقت قرار نداده، بلکه تنها به اشکالهای دلالی توجه کرده و گاهی به اشکالهای شیخ پاسخ گفته و پاره ای را هم پذیرفته و توضیح داده اند که اکنون به نقل بخشی از این دیدگاه ها می پردازیم: ۱. میرزای نائینی می نویسد: رفع القلم در این حدیث، بین سه گروه مشترک است: کودک، مجنون، شخص خوابیده. بنابراین، باید برای کلمه رفع، معنایی در نظر گرفت که بین این سه گروه و دسته مشترک باشد. احتمال دارد که کلمه رفع، یکی از این دو معنی را داشته باشد: ۱. رفع القلم، کنایه از رها کردن عنان و افسار باشد که در این صورت، کنایه از رفع تکلیف و قلم تشریع است. این معنی روشن تر است؛ زیرا این تعبیر در رها کردن افسار ، ظهور دارد. ۲. آنچه برداشته می شود، خود تکلیف و تشریع باشد و کنایه نباشد. یعنی قلم تشریع و تکلیف از کودک برداشته شده است. و بنا بر هر دو احتمال، چه صریح و چه کنایه ، قلم تکلیف برداشته شده است. خلاصه بیان میرزای نائینی:شیخ انصاری سه اشکال بر حدیث (رفع القلم) وارد کرده است که هیچ کدام از این سه اشکال بر این حدیث وارد نیست. ←← پاسخ اشکال نخست شیخ شیخ در اشکال نخست خود بر حدیث (رفع القلم) یادآور شده بود:مراد حدیث از رفع، رفع قلم بازخواست است. و از این اشکال پاسخ گفته شده:جمله ظهور ندارد در این که آنچه برداشته شده بازخواست باشد و نمی توان این حدیث را با حدیث رفع مشهور: رفع عن امتی تسعه:الخطإ والنسیان و ما اکرهوا علیه ومالایعلمون... مقایسه کرد چون برداشته شده (مرفوع) در حدیث رفع مشهور یاد نشده است. از این روی، باید برای آن تقدیری در نظر گرفت و آن کلمه (مواخذه) است، ولی در حدیث (رفع القلم) کلمه (القلم) نایب فاعل است. بنابراین، به هیچ روی، نمی توان چیزی را در تقدیر گرفت و آنچه برداشته (قلم) است و نیازی به تقدیر گرفتن کلمه (مواخذه) یا کلمه دیگری نیست. بنابراین، یا معنای حدیث همان معنایی است که در عرف از آن فهمیده می شود؛ یعنی همان معنای نخست. پس مراد از (رفع القلم) آن است که کودک افسارش رهاست و یا از (رفع القلم) معنی دوم مراد است؛ یعنی برداشته شدن قلم تشریع و تکلیف از کودک. ←← پاسخ اشکال دوم شیخ شیخ در اشکال دوم خود یادآور شده بود: احکام وضعیه به بالغان اختصاص ندارد. این هم رد می شود؛ زیرا احکام وضعیه از مورد رفع، تخصصا خارج است. (تخصص، یعنی این موضوع به هیچ روی، داخل در حکم موضوع دیگری نباشد. در مثل وقتی می گوییم: اکرم العلمإ، جاهلان از حکم اکرام ، تخصصا خارج است و در بحث ما آنچه قلم از آن برداشته شده، تکلیف و تشریع است.) این خروج تخصصی، بدان خاطر است که کودک، مجنون و شخص خوابیده در احکامی که برداشته شده، مشترک هستند و آنچه برداشته شده حکم شرعی است که بر کارهایی که قصد و نیت در آنها معتبر است، جعل شده باشد؛ زیرا هیچ یک از افراد این دسته گروه نمی توانند قصد و نیت بکنند. اما آثار شرعی که بر کارهای خود این سه گروه بار است، بدون معتبر دانستن قصد و نیت، برداشته نشده است. در مثل اگر شخص خوابیده کوزه ای را شکست، باید عوض آن را بپردازد، زیرا در این جا قصد و نیت معتبر نیست. نکته دیگر این که دلالت این خبر بر برداشته شدن امور یاد شده، به گونه عام است و بسان دیگر عمومات در خور تخصیص. پس اگر انگاشته شود دلیلی وارد شده بر ثابت بودن اثر بر پاره ای از کارهای این سه گروه (مجنون، کودک، شخص خوابیده) از این عموم (رفع القلم) به طور تخصیص خارج می شود. در مثل اگر دلیلی بر نفوذ وصیت کودک قائم شود، خارج شدن آن مورد از حدیث رفع القلم به گونه تخصیص است. یادآوری: مواردی که به گونه تخصیصی خارج شده، اندک شمارند، مانند وصیت کودک، حیازت کودک و... ←← پاسخ اشکال سوم شیخ شیخ در اشکال سوم خود یادآور شده بود: کارهای نابالغان موضوع باشد برای احکامی که در حق بالغان جعل می شود. میرزای نائینی در پاسخ به این اشکال می نویسد: اشکال سوم، از دو اشکال اول ضعیف تر است. در این جا این پرسش پیش می آید: آیا منظور از بالغی که کار کودک موضوع است برای جعل حکم در حق او، چه کسی است؟ آیا شخص بالغ بیگانه با کودک است، یا شخص بالغ ولی کودک؟ بنابر اول که بالغ، بیگانه با کودک باشد، معنی ندارد که بگوییم کار کودک موضوع قرار گرفته برای جعل حکمی در حق شخص بیگانه با کودک و بنا بر دوم، خود این سخن اقرار است بر این که به کار کودک ترتیب اثر داده شده و دارای اثر وضعی بوده است، ولی به خاطر تصور کودک از توجه تکلیف به او، این تکلیف متوجه ولی کودک می شود. در پایان میرزای نائینی نتیجه می گیرد: به این حدیث، برای ثابت کردن محجور بودن کودک می توان تمسک جست و از این حدیث شریف می توان فهمید که کودک محجور است و به هیچ روی، نمی تواند در دارایی خود دست بیازد، حتی با اجازه ولی. ← نظر آقای خویی آقای خویی می نویسد:کیفر و بازخواست، بسان پاداش ثواب ، به هیچ روی، پیوند و ربطی به جعل ندارد، بلکه از آثار جعل به شمار است. همانند ترتیب اثر بر صاحب اثر. در مثل، در آغاز، واجب بودن نماز جعل می شود، سپس بر ترک کننده نماز، کیفر تعلق می گیرد. درست نیست که بگوییم رفع به چیز بستگی یافته (مواخذه) که جعل به آن بستگی نیافته است. یادآوری می شود:با برداشته شدن منشا کیفر، خود کیفر نیز برداشته می شود و منشا آن همان تکلیفهای الزامیه است. ولی این فرق دارد و با آن که بگوییم بازخواست از ابتدا برداشته شده است. اما مشروع بودن عبادتهای کودک، به هیچ روی پیوند با مطالب پیشین ندارد و از دلیلهای خاص استفاده می شود و این مطلب را روایتهای دیگر بیان داشته اند و از این حدیث شریف، چیزی در این مورد فهمیده نمی شود. به طور کلی می توان گفت: حدیث: (رفع القلم عن الصبی) دلالت می کند بر برداشته شدن احکام الزامی که متوجه کودک است و روشن است که تنها اجرای صیغه، نه از احکام الزامی است و نه موضوع برای احکام الزامی، تا به وسیله این حدیث شریف برداشته شود. بنابراین، آنچه که موضوع احکام الزامی است، از کودک سر نزده، تا حدیث :(رفع القلم) آن را در بربگیرد و آنچه از کودک سر زده موضوع احکام الزامی نیست. ← پاسخ آقای خویی به اشکال دوم و سوم شیخ آن گاه، آقای خویی به اشکال دوم و سوم شیخ انصاری بدین گونه پاسخ می دهد: برداشته شدن قلم تکلیف از کودک ناسازگاری با التزام به این که عقود و ایقاعات کودک صحیح باشد، ندارد؛ بلکه برداشته شدن قلم از کودک، دلالت دارد به برداشته شدن الزام و اجبار کودک، تا هنگامی که کودک است و بیش تر از این، چیزی را نمی رساند. از این روی، می توان گفت: از این حدیث استفاده می شود اگر کودک عقدی را جاری ساخت، تا هنگامی که دوران کودکی سپری می کند، ناگزیر و ملزم نیست که به آن عقد عمل کند. این حدیث دلالت ندارد بر این که کار کودک، بردارنده الزام از بالغان است، یا این که الزام کودک را پس از بلوغ بر می دارد. البته شیخ انصاری به این مساله در اشکال سوم خود، اشاره کرده است. بنابراین، در این صورت، حدیث بر باطل بودن دادوستد کودک، دلالت ندارد، چه رسد به این که دلالت داشته باشد به بی اهمیتی و بی اعتباری سخن کودک. آقای خویی آن گاه می نویسد: شیخ انصاری در اشکال دوم می نویسد: احکام وضعی ، ویژه بالغان نیست... این سخن شیخ، ناسازگاری دارد با آنچه که خود ایشان در اصول یادآور شده که احکام وضعی از احکام تکلیفی جدا شده اند و چنانچه ما در این جا فرض کنیم که حکم تکلیفی از کودک برداشته شده به واسطه حدیث:(رفع القلم) پس منشأی برای جدا کردن حکم وضعی باقی نمی ماند. دیدگاه امام خمینی در باب روایات دادو ستد کودک در بحث روایات، امام خمینی دامنه سخن را بیش از همه گسترانده و روایات باب را به چندین بخش دسته بندی کرده است، بدین گونه: ← روایاتی ناظر بر آیه شریفه وابتلوا الیتامی روایاتی که ناظر بر آیه شریفه (وابتلوا الیتامی) وارد شده بر چهار دسته اند: الف. روایاتی که دلالت می کنند بر این که کارهای کودک پس از بلوغ نافذ است: دختر ، بسان پسر نیست. دختر وقتی شوهر کرد و نه سال او تمام شد، دوران یتیمی وی، تمام می شود و آنچه دارد از مال ، به او داده می شود و سخن او در دادوستد ، نافذ است. ولی پسر در دادوستد، نافذ نیست و از یتم بودن خارج نمی شود، تا به پانزده سال برسد. ب. روایاتی که امر رشید را نافذ می دانند، مانند روایت اصبغ بن نباته از امیرالمومنین - علیه السلام- حضرت حکم کرد بر محجور بودن غلامی که مال خود را تباه می سازد، تا این که عاقل شود. ج. روایاتی که دلالت می کنند یکی از بلوغ، یا رشد کافی است برای بازگرداندن دارایی کودک به او، مانند صحیحه عیص بن قاسم از امام صادق - علیه السلام- که می گوید: از امام صادق - علیه السلام- درباره دخترک یتیم پرسیدم که چه هنگام دارایی وی به وی بازگردانده می شود؟ فرمود:هنگامی که فهمیدی آن را تباه نمی سازد. پرسیدم اگر شوهر داده شد، چه کنم؟ فرمود: هنگامی که شوهر داده شد، ملک وصی از او قطع می شود. امام خمینی می نویسد: از ظاهر روایت بر می آید دختر هنگامی که شوهر می کند، مستقل می شود و ولایت وصی و غیر آن پایان می پذیرد. شوهر کردن، کنایه از بلوغ اوست و گرنه روشن است که ازدواج نقشی در دادن مال و ندادن مال به وی، ندارد. د. روایاتی که دلالت دارند، هم رشد و هم بلوغ، هر دو در موضوع نقش دارند، مانند صحیحه هشام از امام صادق - علیه السلام-: پایان یافتن یتم یتیم، به احتلام اوست و همان، رشد اوست. اگر محتلم شد و از او رشدی روشن نشد و سفیه و یا ضعیف بود، باید ولی او مالش را نگهداری کند. در روایت ابوبصیر از امام صادق - علیه السلام-: پرسیدم از امام درباره یتیمی که قرآن می خواند و در عقل وی، اشکالی نیست و در دست شخصی مالی دارد که آن شخص می خواهد با آن مال، مضاربه کند و کودک به وی اجازه می دهد،آیا اشکالی دارد؟ امام فرمود: درست نیست با آن مال کار کند، تا این که کودک محتلم شود و مال را به آن شخص بدهد. اگر محتلم شد و خردی نداشت، هیچ گاه به او چیزی نمی دهد. ←← شرحی از نگارنده جمع بین روایات شرحی از نگارنده، به این است که: روایات دسته اول و روایات دسته دوم، یکدیگر را مقید می کنند و حاصل آن، همان دسته چهارم می شود. بنابراین دسته سوم را به خاطر مخالفت آن با کتاب خدا کنار می گذاریم، یا روشنی و صریح بودن دسته چهارم را بر ظهور سیاقی دسته سوم مقدم می داریم. باری، رشد و بلوغ، با هم اعتبار دارند که موافق با ظاهر آیه قرآن است. پس این روایات، ناظر بر آیه قرآن است و همان را بیان می کند که آیه شریفه بیان می کرد. همه اینها، این مطلب را می رساند که تا بلوغ و رشد یتیم به دست نیاید و علم به آن پیدا نشود، نمی توان مال را به یتیم داد و چون فرقی بین یتیم نیست معلوم می شود که تصرفهای کودک در مال خود، نافذ نیست، گرچه سرپرست او اجازه داده باشد. ← روایات ناظر بر غیر آیه وابتلوا الیتامی روایاتی که به آیه شریفه:(وابتلوا الیتامی) ناظر نیستند. در این بخش، امام خمینی ، روایات:رفع القلم عن الصبی را که پیش از این، روایات، با سندهای گوناگون نقل و اشکالهای سندی و دلالتی آنها بررسی می کند. مهم ترین اشکالها از شیخ انصاری بود، بدین شرح: ←← مراد از برداشته شدن قلم ۱. از ظاهر روایات بر می آید که قلم بازخواست از کودک برداشته شده، نه قلم جعل احکام. ۲. گیریم که قلم جعل احکام برداشته شده باشد، از خود کودک در هنگام کودکی برداشته شده، نه از ولی کودک و نه از کودک پس از بلوغ. امام خمینی، در شرح این حدیث سخنانی دارد که در ضمن اشکالهای شیخ نیز روشن می شود: شاید مراد از برداشته شدن قلم، همان مطلبی باشد که بین مردم رایج است و می گویند فلانی، مانند دیوانگان است و تکلیفی ندارد. ولی این احتمال، اشکالش این است که بین دینداران و متشرعان رایج است و شاید از خود حدیث (رفع القلم) این مطلب را فهمیده باشند و اصطلاح شده باشد. بنابراین، چنین مطلبی از پیش رایج نبوده، تا عبارت براساس آن معنی شود. ۲. قلم برداشته شده، قلم نوشته شدن گناهان است و کنایه از این که کودک به احکام الزامی مکلف نیست، تا انجام ندادن آنها، گناه باشد. بنابراین مستحبات و کارهای خردمندانه را می تواند انجام دهد. سپس امام خمینی به ذکر اشکال و پاسخ از آن می پردازد: کسی نگوید به مناسبت مورد روایت که رجم زن دیوانه است، معلوم می شود که قلم برداشته شده، قلم احکام وضعی است؛ زیرا پاسخ می دهیم: رجم برای زنای بدون گناه نیست؛ از این روی، زناهای اکراهی و اشتباهی رجم ندارند. شاید مراد این است که چنین تکلیفی از کودک برداشته شده و چنین زنایی از کودک رجم ندارد. پس روایت دلالت ندارد بر این که احکام وضعی از کودک برداشته شده است. ۳. شاید مراد از برداشته شدن قلم، برداشته شدن ذات، به گونه حقیقت ادعائیه( حقیقت ادعائیه، از ابتکارها و نوآوریهای امام خمینی است. وی در کتابهای فقهی و اصولی، در هر جایی که سخن از مجاز و حقیقت است و دیگران کلمه، یا کلمه هایی در تقدیر می گیرند و به سوی مجاز در اسناد ، یا مجاز درکلمه می روند، امام، بحث حقیقت ادعایی را مطرح می کند و از این نکته معانی و بیان به خوبی استفاده می کند. درمعانی و بیان وقتی می گویند:(شیر آمد) و مرادشان زید است که بسیار شجاع است آیا در این جا محذوفی، یا مجاز در اسنادی وجود دارد؛ یعنی زید شجاع آمد، یا زیدی که در شجاعت، بسان شیر است، آمد. یا این ادعا می شود شیر دو فرد دارد:حقیقی و ادعائی و زید فرد ادعایی جنس شیر است که این آخری با لطافت کلام سازگارتر است.)باشد، نه این که قلم تکلیف و یا قلم بازخواست، یا قلم احکام وضعی ، برداشته شده باشد؛ بلکه از روی ادعا، خود قلم برداشته شده است و هیچ قلمی به کودک وجود ندارد. بدین معنی، چون تمامی آثار قلم برداشته شده، پس در واقع مانند این است که خود قلم برداشته شده است. به دیگر سخن قلمی که اثری بر آن بار نیست و چیزی با آن نوشته نمی شود، قلم نیست. به هر حال، یا مراد از برداشته شدن قلم، برداشته شدن ذات قلم است، مصحح ادعا، برداشته شدن همه آثار قلم است. یا مراد برداشته شدن ذات قلم است، به لحاظ برداشته شدن آثار کارهایی که از روی عمد و توجه انجام گرفته است. یا مراد، برداشته شدن وصف قلم است، نه ذات آن؛ یعنی از صفحه نوشته شده برداشته شده، کنایه از این که، آثار آن برداشته شده است که احتمال همه آثار مراد باشد، یا آثار کارهای عمدی، همان گونه که در برداشته شدن ذات قلم بیان شد. ←← آشکارترین احتمالها امام خمینی ، آشکارترین احتمالها را همین احتمال اخیر می داند و می نویسد: والاظهر من بینها هو رفع القلم عنهم لارفع ذاته ویراد رفع الکتب علیهم والتعبیر برفع القلم عنهم کانه بدعوی ان القلم موضوع علیهم والثقل ثقل القلم بلحاظ الآثار و هو الموضوع عنهم. ظاهرترین احتمال از بین احتمالها این است که:قلم از آنان برداشته شده، نه ذات آن و مراد این است که نوشته شدن علیه آنان برداشته شده و تعبیر به برداشته شدن قلم، به این ادعاست که قلم (نوشته شدن علیه آنان) بر آنان گذاشته شده بوده و سنگینی، سنگینی قلم است به لحاظ آثار آن. این سنگینی از آنان برداشته شده است. ←← مقتضای اطلاق امام درادامه می افزاید: مقتضای اطلاق این است که همه آثار، یا آثار سنگین، برداشته شده باشد. با وجود قرینه های پیشین، به آثاری که مترتب بر کارهای انجام پذیرفته از روی توجه، اختصاص می یابد، نه آنچه که بر ذات عمل مترتب است. از سخنان ایشان به دست می آید، چون ذات عمل برداشته نشده، بنابراین کاری که کودک انجام می دهد، آن کار در خارج پدید می آید و به هیچ روی درخور برداشته شدن نیست. وقتی کودک کوزه ای را می شکند، آن کوزه شکسته می شود و قلم در این جا برداشته شده بدین معنی نیست که کودک در خارج ناتوان از انجام عمل است. این روشن است. به همین جهت، شاید مراد از برداشته شدن، برداشته شدن تمام آثار باشد؛ یعنی نه محاکمه دارد، نه عقاب، نه عوض کوزه را به مردم بدهکار است، نه کارهای وی به خوبی و بدی وصف می شوند. شاید مراد این باشد که آثار و کار عمدی برداشته شده؛ یعنی محاکمه و عقاب ندارد، چون عمدی نبوده، ولی عوض آن را بدهکار است. آن گاه امام در چند صفحه، به شرح:(عمد الصبی خطا) و احتمالهای گوناگون آن می پردازد و دست آخر، در پایان بحث می نویسد: ثم ان المتحصل من اول الباب الی هاهنا عدم صحه معاملات الصبی. آنچه از آغاز باب، تاکنون به دست می آید، صحیح نبودن دادوستدهای کودک است. سپس می نویسد: اما اگر بین خردمندان و بالغان، در مورد معامله ای تمامی کارهای بایسته ولازم، قیمت گذاری، پسندیدن، چند و چون کامل روی قیمت کردن و... انجام پذیرفت و تنها اجرای صیغه عقد باقی ماند و آنان، کودک را در انشاء صیغه عقد وکیل کردند، دلیلی بر باطل بودن این عقد نداریم؛ زیرا تمامی روایات، تصرفهای مالکانه کودک را ناروا می شمردند و اجرای صیغه عقد از سوی وی، پس از حاصل شدن دیگر شرطها از سوی دیگران، تصرف در اموال نیست و حتی وزر و سنگینی هم نیست که از وی برداشته شده باشد. بنابراین، اجرای صیغه عقد توسط کودک اهل تمییز ، صحیح است. نتیجه بحث در دادو ستد کودک پس از تقسیم بندی ویژگی بلوغ از تمام اقسام آن، به این قسم پرداختیم: اگر کودکی رشید بود و دارای ادراک کامل، آیا می تواند دادوستد و خرید و فروش کند؟ در این باره آیه شریفه (وابتلوا الیتامی) و آیات دیگر مطرح شد و از آیات به دست آمد:نابالغ، استقلال کامل ندارد؛ اما سخن او بی ارزش باشد و یا با اجازه ولی دادوستدهای وی صحیح شود، روشن نشد! اما از این که به تناسب حکم و موضوع روشن شد که آزمایشهای کودک باید در دایره دادوستدها باشد، شاید به ذهن بیاید که دادوستد کودک با نظارت و یا اجازه ولی، صحیح باشد. سپس به بررسی روایات پرداختیم حدیث (رفع القلم) از کتابهای گوناگون نقل شد و ناهماهنگی و نایکسانی لفظ آنها روشن شد و این، یعنی مجمل بودن لفظ حدیث . روشن نشد که رسول اکرم -صلی الله علیه وآله- فرموده:(حتی یبلغ)، (حتی یدرک)، (حتی یعقل) و... ولی آنچه می توانیم روی آن انگشت بگذاریم و به عنوان قدر متیقن بگیریم این که از گروهی از کودکان قلم برداشته شده است و حال این قلم برداشته شده، چه نوع قلمی است، بحث شد و کلام بزرگان فقه نقل گردید و بحث در این باره به دازا کشید و خلاصه این شد:تصرفهای کودک در دارایی خود، نافذ نیست و با اجازه ولی هم درست نمی شود. بله، سخنان کودک بی ارزش نیست، به این معنی که می تواند وکیل در اجرای صیغه عقد باشد. ← یادآوری ۱. آنچه بیان شد، درباره بیع بود، ولی بیع معاطاتی را کودک می تواند انجام دهد. بنابراین برای خرید و فروش کالاها و جنسهای گران قیمت، یا معامله هایی که دفترهای اسناد رسمی ثبت می شود و... بلوغ و رشد شرط است، ولی در معامله های کوچک، مانند خرید از مغازه های خوار بارفروشی، لبنیاتی، نانوایی و... خرید کودک درست است و سیره پیاپی خردمندان و متشرعان دلیل روشن آن. ۲. آنچه در ذهن خلجان می کند و دلیلهای ارأه شده نتوانست آن را از بین ببرد این که: اگر کودکی زیرک بود از عهده امتحان به خوبی به در آمد، چرا ولی کودک نتواند به وی اجازه دهد دادوستد کند و چرا دادوستدهای او با این اجازه صحیح نشوند. به هر حال، این نکته نیاز به بحث و بررسی دارد؛ زیرا این گونه مسأل، تعبدی نیستند و عقل و عرف در آن ها نظر دارند، باید برای ثابت کردن آنها و یا نفی آنها، دلیل خردمندانه وارد شود، در حالی که در این جا، هیچ دلیل خردمندانه و مورد پسند عقل، ارائه نشد. چه بسا کسی بگوید به مناسبت حکمت حدیث (رفع القلم) منتی است بر کودک و تنها احکام الزامی را در بر می دارد ولی عبادتهای مستحبی او صحیح است. می توان گفت دراین روزگار که کودکان ازهوش بالایی برخوردارند ومسئله را به خوبی می فهمند، قرآن از بر می کنند، در المپیادهای علمی شرکت می جویند و... امتنان اقتضا می کند که دادوستد آنان درست باشد، نه این که به دانش آموز حافظ قرآن، حدیث و آشنای با مفاهیم قرآنی و... گفته شود:تو حق نداری، در مثل، برای خود کامپیوتر بخری، یا اتومبیلی را هدیه به تو داده اند تصرف مالکانه بکنی و... به نظر می رسد که آیه شریفه (وابتلوا الیتامی) ارشادی باشد و شاید هم روایات که بیانگر باطل بودن دادوستدهای کودک هستند، مربوط به همان زمان صدور باشد، که به طور معمول، کودکان از هوش و زیرکی کم تری برخوردار بوده اند و فرهنگ جامعه در مرحله پایین تری قرار داشته است. زیرا نمی شود تصور کرد که در مثل امام جواد - علیه السلام- در نه سالگی به امامت برسد و همه مردم وظیفه داشته باشند از آن حضرت پیروی کنند، ولی او حق خرید و فروش نداشته باشد، چون بالغ نیست! و احتمال استثنا بودن او را، برابر بودن تکلیف بین همگان، نفی می کند.گیریم که حضرت ایشان استثنا باشد، ولی هیچ کس قبول نمی کند که علامه حلی که پیش از بلوغ مجتهد بوده ومردم از او پیروی می کرده اند، حق خرید و فروش نداشته باشد.



کودک در دانشنامه ویکی پدیا

کودک
کودَک یا بچه یا وچه به انسان خردسال (دختر و پسر) گفته می شود. برابر دیگر کودک در زبان فارسی واژه بچه می باشد.واژه کودک از ریشه واژه پهلوی kuk به معنای کوتاه می باشد و با واژه های کوتاه و کوچک هم خانواده می باشد. این واژه به بزرگ نشدن و سادگی و پاکی نیز اشاره دارد.
دورهٔ عدم تمیز
دورهٔ تمیز
در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، کودک به هر انسانی که زیر هجده سال تمام باشد گفته می شود؛ مگر این که مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد.
به مانند بیشتر نظام های حقوقی، دورهٔ کودکی به دو دوره بخش می شود:
در حقوق ایران، تعریف قانونی از دورهٔ تمیز نشده است. کودکی که در دورهٔ تمیز باشد، کودک مُمَیِّز گفته می شود و آن عبارت از کودکی است که گرچه سن و سال کمی دارد، ولی شعورش به امور روزمره می کشد و سرش در خرید و فروش های عادی کلاه نمی رود و هنجارهای روزمرهٔ مردم را تا حد متعارف می داند. کودک غیر ممیز نیز کسی است که پا به دورهٔ تمیز نگذاشته باشد. پس دورهٔ عدم تمیز، به دورهٔ زندگانی کودک، پیش از دورهٔ تمیز، گفته می شود.
عکس کودک
کودک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کودک (فیلم ۱۹۴۰)
کودک (کتاب)
«کودک» (دانمارکی: Barnet) فیلمی در ژانر درام است که در سال ۱۹۴۰ منتشر شد.
۲۱ اوت ۱۹۴۰ (۱۹۴۰-08-۲۱)
کودک نام یک کتاب ادبی است که توسط آلبرتو موراویا، نویسندهٔ اهل ایتالیا نوشته شده است.
کودک ۴۴ (به انگلیسی: Child 44) رمان تریلری است نوشته نویسنده انگلیسی، تام راب اسمیت و روایتگر مأمور سابق امنیتی شوروی، لئو دمیدوف، که به تحقیق دربارهٔ قتل چند کودک در شوروی دوران استالین می پردازد.
رمان بر اساس جنایت های قاتل زنجیره ای اوکراینی، آندره چیکاتیلو است که به قتل ۵۲ کودک متهم بود و به اعدام محکوم شد.
این کتاب اولین قسمت از سه گانه تام راب اسمیت دربارهٔ تاریخ روسیه در دوران حکومت کمونیست است.
کودک ۴۴ برای ۱۷ جایزه بین المللی کاندیدا شد که موفق به اخذ هفت جایزه از آنها شد. این کتاب در سال ۲۰۰۸ کاندیدای جایزه بوکر بود و جایزه خنجر فولادی یان فلمینگ را از آن خود کرد. این کتاب در برترین کتاب های دهه در فهرست ریچارد و جودی قرار گرفت و در سال ۲۰۰۹ جایزه ویورتون گود رید را دریافت کرد. همچنین در سال ۲۰۰۸ در فهرست جوایز دزموند الیوت قرار داشت. همچنین اسمیت جایزه بهترین نویسنده گالاکسی بوک را در سال ۲۰۰۸ دریافت کرد.
کودک ۴۴ (انگلیسی: Child 44) فیلمی در ژانر مهیج و درام است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به تام هاردی، نومی راپاس، یوئل کینامن، گری الدمن و ونسان کسل اشاره کرد.
سامیت اینترتینمنت
Worldview Entertainment
Scott Free Productions
«#کودک۴۴» نام کتابی به قلم تام راب اسمیت بریتانیایی می باشد که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد و اولین قسمت از سه گانه این مجموعه محسوب می گردد. کتاب «کودک ۴۴» پس از انتشار، موفق به دریافت جوایز معتبر بسیاری شد و همچنین در رده یکی از پرفروش ترین کتاب های سال قرار گرفت. فضای تیره و خفقان آور داستان در دوره حکومت استالین بر شوروی و وجود همیشگی ترس در داستان، از جمله نکات جذابی هست که باعث جذب بسیاری از خوانندگان این کتاب شد. «کودک ۴۴» در کشورمان نیز با ترجمه نادر قبله ای از طریق انتشاران مروارید در دسترس است و به راحتی می توانید آن را تهیه و از خواندن آن لذت ببرید.
ماجرای این کتاب که براساس واقعیت است، داستان دوران استالین در شوروی را روایت می کند. استالین و حکومت کمونیستی، اعتقاد داشتند که قتل و تجاوز و جنایات دیگر، مخصوص دولت های امپریالیستی و کاپیتالیستی است و در یک حکومت سوسیالیست رخ نمی دهد. این مسئله از آرمانهای انقلاب روسیه بود
فیلم Child 44 داستان های بحرانی مأمور مخفی پلیس لئو دمیدوف را در روسیه شوروی بیان می کند، کسی که با محکوم نکردن همسر خود رایسا به عنوان یک خیانتکار، موقعیت، قدرت و خانه خود را از دست می دهد. لئو و رایسا که از مسکو به یک پایگاه استانی تبعید شده اند، به نیروهای ژنرال میخائیل نستروف می پیوندند قهرمان این داستان که یک افسر شوروی است، دچار بحران های زندگی خود و اتهام خیانت همسرش است که کودک دوستش مفقود شده و پس از مدتی جسد او یافت می شود. پزشکی قانونی قتل را خودکشی اعلام کرده و از بیان حقیقت و تجاوز صورت گرفته به این پسربچه سرباز می زند. او تصمیم می گیرد که به تنهایی به دنبال قاتل این کودک برود و او را بیابد. در این مسیر متوجه می شود که این کودک، چهل و سومین کودکی است که توسط آن قاتل، به قتل رسیده است
کودک افسون (به انگلیسی: Voodoo Chile) ترانه ای از گروه جیمی هندریکس اکسپرینس است که توسط جیمی هندریکس نوشته شده و در سومین آلبوم استودیویی این گروه به نام بانوکده الکتریکی قرار دارد که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد. این ترانه از نظر مدت زمان، طولانی ترین اثر جیمی هندریکس است و موسیقی دانان دیگری هم در آن مشارکت داشته اند. ترانه کودک افسون بر اساس ترانه های قدیمی بلوز نوشته شده است و ترانه دیگری از همین آلبوم به نام کودک افسون (بازگشت خفیف) هم بر مبنای همین ترانه نوشته شده است که ترانه بازگشت خفیف، از جمله شناخته شده ترین آثار هندریکس است.
کودک افسون (بازگشت خفیف) (به انگلیسی: Voodoo Child (Slight Return)‎) آخرین ترانه در آلبوم بانوکده الکتریکی، آخرین آلبوم جیمی هندریکس اکسپرینس است. ترانه کودک افسون گر (برگشت ناچیز) توسط مجله رولینگ استون در فهرست ۵۰۰ ترانه برتر همه دوران ها در جایگاه ۱۰۲ قرار گرفت. ترانه در سال ۱۹۶۸ ضبط شد و پس از اینکه در سال ۱۹۷۰ جیمی هندریکس درگذشت، ترانه مجدداً به صورت یک تک آهنگ منتشر شد. در نسخه تک آهنگ سه ترانه قرار داشت که ترانه کودک افسون گر در قسمت روی دیسک قرار داده شده بود و تنها تک آهنگ هندریکس بود که در بریتانیا به مقام اول دست می یافت. این آهنگ تبدیل به یکی از آهنگ های اصلی هندریکس در کنسرت ها و اجراهای زنده شده بود و طول اجرای آن بین ۷ تا ۱۸ دقیقه متغیر بود. تاکنون این ترانه توسط چند خواننده دیگر هم کاور شده است.
کودک بیمار (به نروژی: Det syke barn) نام عنوان شده به شش نقاشی و تعدادی از چاپ سنگی، نقاشی خشک و چاپ فلزی کشیده شده توسط هنرمند نروژی ادوارد مونک (۱۸۶۳–۱۹۴۴) بین سال ۱۸۸۵ و ۱۹۲۶ است. همه نقاشی ها لحظاتی قبل از مرگ خواهر بزرگترش، جوهانا سوفی (۱۸۶۲–۱۸۷۷) از سل را در ۱۴ سالگی اش را نشان می دهند.
ویکی پدیای انگلیسی.
کودک پرافتخار (انگلیسی: The Golden Child) فیلمی کمدی به کارگردانی مایکل ریچی، نویسندگی دنیس فلدمن و تهیه کنندگی ادوارد اس. فلدمن و رابرت دی. واچز و بازی ادی مورفی محصول سال ۱۹۸۶ میلادی است.
۱۲ دسامبر ۱۹۸۶ (۱۹۸۶-12-۱۲)
اختلال رشد بچه به ناتوانی کودکان و شیرخواران از رشدطبیعی گفته می شود. تا زمانی که تشخیص خاصی برای توجیه این مشکل نباشد از اصطلاح اختلال رشد بچه صحبت می شود سنی که این بیماری آن رادربرمیگیرد ۵-۱سالگی است .
اصول کلی
دور سر، وزن و قد این کودکان به طور طبیعی رشد نمی کند. مهارتهای حرکتی این گونه کودکان از جمله چرخیدن در تخت ونشستن وایستادن و راه رفتن معمولاً" دیرتر از حالت طبیعی سایر کودکان ظاهر می شود. مهارتهای ذهنی و اجتماعی مانند صحبت کردن، رابطهٔ اجتماعی و غذا خوردن بدون کمک دیگران و اختیار ادرار و... نیز غالباً" از حالت طبیعی و نرمال خود به تآخیر میفتد
در بعضی از این کودکان مقصر اصلی خود کودک نیست بلکه عدم تغذیهٔ مناسب کودک به وجود می ایدو علت اصلی بروز این مشکل معمولاً" به مشکلات جسمی مانند گوارشی یا به دستگاه عصبی مربوط می شود.
نوزاد زود رس یا بیمار بی تجربگی والدین محیط عاطفی نامناسب و عدم رسیدگی به بچه بیماری های مزمن مثل نارسایی کلیه یا عفونت مزمن بیماریهای ژنتیکی مثل نشانگان داون سوءتغذیه محیط زندگی شلوغ یا غیر بهداشتی بیماری های غدد مثل غدهٔ تیرویید و... شیر خواری که نا هنجاری جسمی دارد.
ادبیات کودک و نوجوان گونه ای از ادبیات است که جداسازی آن از بخش های دیگر ادبیات با سن مخاطبان آن انجام می شود. این گونهٔ ادبی هنگامی پدید آمد که بزرگسالان متوجه شدند کودکان و نوجوانان به سبب گنجایش های شناختی و ویژگی های رشدی خود آمادگی پذیرش متن های بزرگسال را ندارند و به متن هایی نیاز دارند که پاسخگوی دورهٔ رشد و نیازهای آن ها باشد.
الف) اشکال مختلف نوشتن:
کودکان خردسال به متن هایی آهنگین و کوتاه مانند لالایی ها و ترانه - متل ها و ترانه های آهنگین واکنش بیشتری نشان می دهند. هرچه گروه سنی مخاطبان بالاتر برود، آن ها کم کم می توانند داستان هایی را با واژگان بیشتر بشنوند. ویژگی دیگر ادبیات کودک و نوجوان در این است که با سطح سواد کودکان پیوند دارد. کودک نوآموز تنها می تواند متن های ساده را بخواند و بفهمد. هرچه سواد او بیشتر می شود، متن هایی با دایرهٔ واژگانی گسترده تر را درک می کند. کودکانی که به مرز نوجوانی و پس از آن می رسند می توانند رمان های متناسب با نیازهای خود را مطالعه کنند. امروزه این رمان ها اغلب در قالب فانتزی ها یا داستان های علمی و تخیلی منتشر می شود. البته داستان های واقع گرایی که بازتاب دهندهٔ احساسات و درگیری های زیستی و اجتماعی نوجوانان در موضوعاتی مانند جدایی پدر و مادر، مرگ نزدیکان، بیماری ها و عشق های دورهٔ نوجوانی است نیز به فراوانی منتشر می شود. کودک می تواند سعادت از دست رفته جامعه جدید را برگرداند و در عین حال عاملی باشد برای کسب دوباره آن. کودکان دارای دو خصوصیت متضاد از هم هستند فاقد (قدرت) هستند ومنجی جهانند. اگر جامعه به دنبال ارزش های نوین باشد باید دستان خود را به سوی کودکان دراز کند. بنا به گفته پروفسور هوگارت :ادبیات کشف می کند بازآفرینی می کند و در جست و جوی معناست سپش کودک در کنار ادبیات قرار می گیرد. ادبیات کودک آغاز معینی ندارد از زمانی که مادر و طفلش وجود داشته شکلی از ادبیات خلق شده است.ماکسیم گورکی می گوید: نیروهای مؤثر برای آموزش یک فرد عبارتند ازهنروعلم که هر دو در ادبیات وجود دارد آموزش هنر است مخصوصاً اگر آموزش کودکان باشد هنرمندان تنها افرادی هستند که تا اندازه ای به وجود واقعی و شرطی نشده کودکان نزدیک هستند. ادبیات کودک را رهبری می کند و موجب تقویت اندیشه او می شود راهنمایی های اخلاقی تنبیه یا #تشویق؛ # تربیت شخص؛ #ایجاداعتماد به نفس ارضای نیازهای ذهنی و عاطفی و لذت بردن از دستاوردهای ادبیات اند، #ادبیات عامل وحدت همه کودکان جهان به حساب می آید هنرمندان با مراجعه به ضمیر ناخودآگاه و زنده کردن خاطرات احساسات درونی و رویاهای خود سعی می کند ذهن خود را پاک و آزاد کرده و با چشم و دل کودکی به دنیای کودکی قدم بگذارند. ادبیات کودک با او زاده می شود و در تمام دوران کودکی کنار اوست.
ادبیات کودک نوجوان گونه های متنوعی دارد؛ از داستان های مصور گرفته تا داستان های فانتزی که امروزه از رایج ترین گونه ها در این حوزه است. شعر و ادبیات منظوم نیز بخش گسترده ای از ادبیات کودکان و نوجوانان را می سازد. همچنین افسانه های کهن گونه ای گسترده است که به فراوانی در اختیار این گروه سنی قرار می گیرد. افسانه های نو که آفرینندهٔ آن را هانس کریستین آندرسن.
بخش چشمگیری از ادبیات کودک را ادبیات غیر داستانی می سازد که اغلب به آن کم تر توجه می شود. حجم بزرگی از نوشته هایی که کودکان می خوانند از جمله کتاب های درسی، کتاب های علمی-آموزشی و دانش نامه ها از گونه های مختلف ادبیات غیرداستانی است. ایرج جهانشاهی با انتشار مجلات پیک و توران میرهادی با انتشار فرهنگنامه کودک و نوجوان، ادبیات غیر داستانی کودک را در ایران رونق بخشیدند.
بنیاد کودک موسسه ای خیریه است که در سال ۱۹۹۴ ایجاد شده و تلاش می کند به ماندن کودکان در مدرسه کمک کند. این موسسه در ایران با نام موسسه خیریه رفاه کودک به ثبت رسیده است و در کشورهای انگلستان، آمریکا، سوییس، آلمان، افغانستان و امارات دفتر دارد. مهر ماه ۱۳۹۲ بنیاد کودک فروش آثار هنری سینماگران و عکاسان را برگزار کرد که با استقبال مردم مواجه شد. در این نمایشگاه آثار عکس، نقاشی و مجسمه از ۲۵ سینماگر و عکاس معروف ایران به نفع بنیاد کودک به فروش گذاشته شد.
وب گاه رسمی بنیاد کودک
وب گاه بنیاد کودک ایران
کلیپ تبلیغاتی بنیاد کودک به کارگردانی حسین دهباشی با حضور هنرمندان و شخصیتهای شناخته شده ایرانی، کمک شایانی به افزایش شهرت و مقبولیت این موسسه خیریه در ایران نموده است.
این موسسه که یک مؤسسه خیریه مردم نهاد، غیردولتی، غیرسیاسی، غیرانتفاعی، فرامذهبی و فرامرزی است در ایران ابتدا با نام بنیاد کودک و Child Foundation در امریکا، هر دو در سال 1373 شروع به کار کرد. در سال 1378، این بنیاد با شماره مجوز 398 در شیراز ثبت و دفتر مرکزی نیز به آن شهر منتقل و مجددا در سال 1388 در دفتر اسناد رسمی با شماره 25540، ثبت شد.
هدف نهایی بنیاد کودک این است که «هیچ دانش آموز با استعدادی به دلیل مشکلات اقتصادی از تحصیل و تلاش باز نماند.»
بیانیه حقوق کودک (انگلیسی: Declaration of the Rights of the Child) که بعضاً با عنوان بیانیه ژنو حقوق کودک نامیده می شود یک سند بین المللی ارتقاء حقوق کودکان است که توسط اگلانتین جب، یک اصلاح طلب اجتماعی بریتانیایی قرن نوزدهم. مطرح شد و توسط جامعه ملل در سال ۱۹۲۴ تصویب شد و فرم افزوده شده ان در سال ۱۹۵۹ به تصویب سازمان ملل رسید.
پیمان نامه حقوق کودک
صندوق نجات کودکان
متن سند توسط صندوق نجات کودکان در ۲۳ فوریه ۱۹۲۳ در ژنو منتشر شده و بقرار زیر است:
این متن در ۲۶ نوامبر ۱۹۲۴ به عنوان منشور رفاه کودک به تایید مجمع عمومی جامعه ملل رسید ، و اولین سندی بود که توسط یک نهاد بین چند دولت تصویب شد. در سال ۱۹۳۴ متن به تایید مجدد جامعه ملل رسید. سران دولت ها و حکومت ها خواهان ترکیب اصول ان در قوانین داخلی شدند. در فرانسه حکم شد که این متن در تمامی مدارس به نمایش گذاشته شود.
سند اصلی که امضاء بسیاری از نمایندگی های بین المللی – شامل جب ، یانوش کورچاک و گوستاو آدر رئیس جمهور سابق فدراسیون سویس - درزیر ان است در آرشیو در شهر ژنو نگهداری می شود.
امروزه به اشخاصی که در نگهداری کودک به مادر کمک می کند، پرستار کودک (به انگلیسی: Nanny) یا پرستار بچه می گویند.در زمان قدیم به زنی که در نگهداری کودک به مادر کمک می کرد دایه یا لَلِه یا دَدِه گفته می شد. دایه گاه به معنای زنی است که بچهٔ زن دیگری را شیر دهد. همچنین گاه به معنای ماما و قابله، کسی که کمک می کند بچه ای زاده شود، است.
دایه
پرستار بچه (فیلم ۱۹۹۹)
خاطرات پرستار بچه (فیلم)
پرستاریِ کودک (به انگلیسی: pediatric nursing)، گرایشی است از رشته ی پرستاری، که می پردازد به پرستاریِ ویژه ی کودکان و نوجوانان.
پرستاری نوزاد
نگهداری از کودک
ترابری کودک به روش های نقل و انتقال کودک گفته می شود. این روش ها در فرهنگ ها و زمان های مختلف متفاوت بوده است.
از رایج ترینِ این روش ها می توان به انتقال با کالسکه، صندلی ماشین نوزاد، بند، گهواره، کوله پشتی، سبد و حامل دوچرخه اشاره کرد.
جعبه کودک مجموعه ای از غذاهای فوری است که به صورت تجاری برای کودکان در نظر گرفته شده است. بیشتر جعبه های کودک کیسه یا جلدی رنگارنگ داشته و داخل خود سرگرمی یا اسباب بازی کوچکی دارند. یک جعبه کودک معمولی شامل یک همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده و یک نوشیدنی می شود.
خواننده کودک (انگلیسی: Child singer) به خوانندگانی گفته می شود که به صورت حرفه ای برای کودکان آواز می خوانند.
این خوانندگان شامل خوانندگان خردسال و بزرگسال می باشند که در اجرای آثار موسیقی (آلبوم موسیقی یا کنسرت های موسیقی) که برای کودکان تدارک دیده می شود، خوانندگی می کنند. این آوازخوانان معمولاً قبل از دوران بزرگسالی خوانندگی را آغاز می کنند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های کودک

کودک هر انسان کمتر از ۱۸ سال سن است.
• «اگر می خواهید کودکانتان باهوش شوند، برایشان افسانه ها بخوانید. اگر می خواهید باهوشتر شوند، برایشان بیشتر افسانه بخوانید.» -> آلبرت اینشتین
• «اگر می خواهید کودکتان را نگه دارید، به آن ها اجازه بدهید که بروند». اگر می خواهید از کودکتان حفاظت کنید، به آن ها اجازه بدهید که بروند ».
• -> مالکوم فوربس
• «اگر ما می خواهیم صلحِ واقعی را در جهان آموزش بدهیم و اگر ما واقعاً می خواهیم ضد جنگ باشیم، باید از کودکان شروع کنیم.» -> گاندی
• «اگر می خواهی ببینی که کودکان چکار می توانند انجام دهند، باید دادنِ همه چیز به آن ها را تمام کنی». -> نورمان داگلاس
• «امروزه بر همگان بخوبی آشکار است که برای کاهش اختلالات تغذیه ای، اسهال، ذات الریه و عفونت در میان نوزادان هیچ چیز موثرتر و مفیدتر از شیر مادر نیست. اما هنوز هم در جهان تنها ۳۷٪ کودکان در شش ماه اول پس از تولد به طور انحصاری با شیر مادر تغذیه می شوند.» ، نماینده صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) در ایران -> محمد المنیر صفی الدین
• «آموزش حق همه کودکان است. دولت ها باید برای آموزش و پرورش کودکان تلاش کنند و امکانات آموزشی و حرفه ای را برای همه کودکان فراهم آورند.» پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۲۸، بند ۱-د)
• «استراحت، تفریح، بازی و فعالیت های خلاق حق هر کودک است.» پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۳۱، بند۱)
• «این را یک اصل قرار بده: کتابی را که خودت نخوانده ای به کودکی هدیه نده». -> جرج برنارد شاو
• «این روزها بچه ها دوست داشتنی تر شده اند. دوستی می گفت قبلاً توی کوچه ها و خیابان ها و پارک ها و در آغوش مادران و پدران جوان، بچه های کوچک بیشتری دیده می شد، اما امروز تعداد بچه ها و کودکان به مراتب کمتر شده است و به محض این که در فروشگاه یا سینما یا صف اتوبوس کودک زیبایی در آغوش مادر یا پدر یا درون کالسکه دیده می شود، ده ها نفر برای بازی کردن و خنداندن او ناخودآگاه پیش قدم می شوند و خیلی از بچه ها و نوزادان با حیرت و تعجب به این همه آدم بزرگ بامزه دور و بر خود خیره می شوند و شاید از خود می پرسند چرا در بیرون منزل ناگهان این قدر طرفدار پیدا کرده اند!؟». -> سهیلا ثقفی
• «ارزش ازدواج این نیست که بزرگسالان به کودکان بیاموزند، بلکه این است که کودکان به بزرگسالان بیاموزند». -> پیتر دوریس/Peter De Vries
• «انسان ها به طور کلی، چیزی جز کودکان بزرگ نیستند.» -> ناپلئون بناپارت
• «ارزشمندترین منابع زمین کودکان هستند، این بهترین امید برای آینده است.» -> جان اف. کندی
• «آرزومندم حتی یک طفل کشور هم به بیماری فلج مصاب نشود… از تمام علما و بزرگان قریه ها و دهات آرزو دارم تا اگر مخالفین مسلح مانع تطبیق واکسین پولیو می گردند آنها را بفهمانند که عدم تطبیق واکسین پولیو به اطفال به معنای دشمنی با کودکان وطن می باشد.» -> حامد کرزی
• : «یقیناً، افغانستان بهترین محل برای رشد و پرورش اطفالم است. افغانستان بهترین محل برای رشد و پرورش آنهاست…» -> حامد کرزی
• «اگر چه کودکان، بزرگسالان را به عنوان بزرگسال می پذیرند، امّا بزرگسالان هرگز نمی توانند کودکان را به عنوان بزرگسال بپذیرند. » -> ویلیام فاکنر
• «اطفال به الطبع مایلند مانند والدین خود باشند و هرکاری را که آن ها می کنند انجامدهند.» ویلیام کوبت بدون منبع
• «باید بدون خودخواهی فرزندانت را دوست بداری. این سخت است امّا تنها راه است.» -> باربارا بوش/Barbara Bush
• «برای کودک، هیچ شیری بهتر از شیر مادرش نیست.» -> محمد، پیامبر اسلام، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۳۴، ح ۶۹
• «بیشتر اطلاعاتِ جذاب از کودکان می آید، چرا که آنان همهٔ آنچه که می دانند را می گویند و ساکت می شوند.» -> مارک تواین
• «به صلح فکر کردن یعنی فکر کردن به کودکان.» -> میخائیل گورباچف در نامه ای به آسترید لیندگرن
• «بهترین چیزی که یک پدر می تواند برای فرزندش انجام دهد، دوست داشتنِ مادرش است». -> تئودور هسبرگ / Theodore Hesburgh
• «بهداشت و تندرستی حق کودکان است. باید برای کودکان برنامه های ایمن سازی و مراقبت های بهداشتی را گسترش داد.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۲۴، بند۲-ج)
• «بشر تنها مخلوفات روی کرهٔ زمین هستند که به بچه هایشان اجازه می دهند که به خانه هایشان بر گردند!» -> بیل کاسبی/Bill Cosby
• «به فرزندان خود شعر آموزش دهید، چرا که ذهن را باز می کند. فضل را با عقل آشنا می سازد و میراثی از ویژگی های قهرمانانه است.» -> والتر اسکات / Walter Scott
• «بدانید که اموال و فرزندان شما، ابرازِ آزمایش شما هستند. (۲۸)» -> قرآن، سورهٔ انفال
• «بهترین راه برای راهنمایی کودکان -بدون اجبار - این است که خودمان باشیم». -> مادلین آنجل/Madeleine L'Engle در A Circle of Quiet
• «پدر و مادر اولین کسانی هستند که مسئول رشد کامل و پیشرفت کودک می باشند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۱۸، بند ۱)
• «پیمان جهانی حقوق کودک از کودکان در برابر کارهای زیان یاری که مانع آموزش آنان می شود و برای بهداشت و پیشرفت اجتماعی آنها مضر است حمایت می کند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۳۲، بند۱)
• «پیراهن دریده به زودی قابل اصلاح است ولی کلمات درشت قلب کودک را جریحه دار می کند.» -> هنری لانگ فلو
• «پیمان جهانی حقوق کودک، از پدران و مادران و سرپرستان می خواهد که در برابر اشتباهات کودکان از روش های نامناسب تنبیه و سرزنش استفاده نکنند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۴۰، بند۱)
• «پدرانی هستند که فرزندانشان را دوست نمی دارند، امّا پدربزرگانی وجود ندارند که به نوه هایشان عشق نورزند.» -> ویکتور هوگو
• «به نظر من دنیا بدون بچه ها خیلی جای غیرقابل تحملی می شود.» -> گیتا گرکانی
• «تقریباً همهٔ «صادقانه حقیقت گفتن» در جهان به دست کودکان است.» -> اولیور واندل هولمز/ Oliver Wendell Holmes
• «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.» -> آلبرت اینشتین
• «جنون ارثی است، شما آن را از فرزندان خود را می گیرید!»
• سام لونسُن/Sam Levenson
• «چیزهای بسیاری در این دنیا هست که کودکان نباید دربارهٔ آنان بپرسند». -> ناتانیل هاثورن
• «جهان به شمار کودکانی که هر لحظه در آن گام می گذارند تازه است.» -> رابرت براولت
• «حق فرزند بر پدر این است که مادر او را گرامی بدارد..» -> محمد، پیامبر اسلام، کافی، ج ۶، ص ۴۸، ح ۶
• «حقّ فرزند بر پدر، آن است که نام خوب بر او بگذارد و او را خوب تربیت کند و قرآن به او بیاموزد .» -> علی بن ابی طالب، نهج البلاغة، حکمت ۳۹۹
• «حق کودکان است با زندگی در کنار والدین و یا قیم خود، از تکامل توانایی های خود برخوردار شوند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۵)
• «حق کودکان بیمار است که با درمان و مراقبت های پزشکی، هر چه زودتر بهبود پیدا کنند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف (ماده ۲۴، بند ۱)
• «خانه ای که کودک در آن نباشد، برکت ندارد.» -> محمد، پیامبر اسلام، نهج الفصاحه ص ۳۷۴، ح۱۰۹۶
• «خوب است فراموش نکنیم که کودکان به مثال ها بهتر از پند دادن نگاه می کنند». روی اسمیث /Roy L. Smith
• «دختران حسنه و پسران نعمت اند. در برابر حسنه پاداش دهند و برای نعمت پرسش کنند.» تحف العقول -> جعفر صادق
• «دنیای بچه ها خیلی آزادتر و جذاب تر از دنیای آدم بزرگ هاست. بچه ها متحیر می شوند، علاقمند می شوند، رؤیا دارند و رویاهای شان مرز ندارد.
• -> گیتا گرکانی
• «دنیای ما، دنیای خوبی برای کودکان نیست، بزرگترها به خاطر منافع خود، لشگرکشی می کنند و جنگ به راه می اندازند… صلح واقعی در صورتی تحقق خواهد یافت که جلوی زورگویی ها گرفته شود و به همه مردم احترام گذاشته شود و برای همه حق پیشرفت قائل شد … بزرگترها بدانند که کودکان سرمایه های آینده کشور هستند و امروز نیز باید آنان را باور کنیم. کودکان و نوجوانان در کودکستان و مدارس باید احساس حضور کنند، حرف خود را بزنند و با یکدیگر تبادل نظر کنند.» -> سید محمد خاتمی
• «در برابرِ چشم هایم، دایره ای از تن های کوچکِ کودکان به دورِ خود می پیچید و می چرخید… خیال کردم (و خیال در آن لحظه حقیقت بود) که کودکی از کودکان سرودخوانِ دست درهم چسبیده … ناگهان از دایره بیرون آمد. جسمِ کوچکش را دیدم … صورتش را دیدم، کودکی پسر نبود، دختر بود، یقیناً نمی دانم که دختر بود، چرا که چهره های کودکان مانندِ پیران جنسیّت ندارد … میانِ کودکی و پیری مرحله ای پیدا می شود که انسان در آن با روشنی بیشتر به بیانِ جنسش می پردازد.» -> نوال سعداوی، در «الأغنیة الأطفال الدائریة» ناشر: دار الآداب. ص ۱
• «روح-و-روان با بودن نزدِ کودکان شفا می یابد» -> فیودور داستایفسکی
• «زندگی های زیادی بدونِ کودکان هستند که می توانم آن ها را تصور کنم، امّا هیچ یک از آن ها خنده و سر-و-صدا ندارند.»
• -> برایان آندریس/Brian Andreas
• «زن وقتی نشسته بود وسط اتاق هیچ حسی نداشت. کودک شیرخواره را روی زمین رها کرده بود … چشمش به صندوق چوبی و بزرگی افتاد که گوشه اتاق بود و کل دارایی اش همان صندوق بود و دید کودک شیرخواره که پاهای کوچکش را تکان می دهد و افتاده است کنار ظرف نانی که درش باز است و چیزی درونش نیست …» -> داستان «قیمت خون» نویسنده «نوال سعداوی» مترجم «ندا هاشمی»
• «زن فرعون گفت: این کودک (مایهٔ نشاط دل و) نور دیدهٔ من و توست، او را مکشید، باشد که در خدمت ما سودمند افتد و یا او را به فرزندی خود برگیریم، و آن ها (از حقیقت حال موسی و تقدیر ازلی حق) بی خبر بودند. (۹) و مادر موسی دلش (از هر چیز جز یاد طفلش) فارغ شد (و به حدی غم و اندوه قلبش را فرا گرفت که) اگر نه ما دلش را بر جای نگاه داشتیم تا ایمانش بر قرار ماند نزدیک بود راز درونش را آشکار سازد. (۱۰) و (آن گاه مادر موسی) به خواهر او گفت که از پی طفلم رو. خواهر رفت و موسی را از دور دید (و شناخت) ولی آل فرعون بی خبر بودند. (۱۱)و ما پیش از آن، شیر هر دایه ای را بر او حرام کردیم، و خواهر موسی گفت: آیا مایلید که من شما را بر خانواده ای که دایه و پرستار این طفل شوند و در کمال محبت و مهربانی تربیت کنند رهنمایی کنم؟ (۱۲)و بدین وسیله ما موسی را به مادرش برگردانیدیم تا دیده اش روشن شود و حزن و اندوهش به کلی برطرف گردد و نیز به طور یقین بداند که وعدهٔ خدا حق است، لیکن اکثر آنان از این حقیقت آگاه نیستند. (۱۳)» -> قرآن، سوره قصص
• «سازه ها و ساختمان ها نیز کودکانِ زمین و خورشید هستند». -> فرانک رایت/Frank Lloyd Wright
• «شک نکنید که یک کودک، فرزند هر که می خواهد باشد، از هر نژادی که باشد و متعلق به هر قبیله ای که باشد، قبل از هر چیزی کودک است و باید در قد و قواره یک کودک با او برخورد کرد. شاید بزرگترهای قد کشیده و رشید با هم سر ناسازگاری داشته باشند و یا به مرزبندی های رنگ و وارنگ معتقد باشند اما کودکان این بزرگترها به خاطر معصومیتی که در وجودشان موج می زند از همه این مرزها و ناسازی ها به دورند و وقتی در نگاه من و تو خیره می شوند چیزی جز لبخندی آرام بخش را جست وجو نمی کنند.» -> احمد حلت
• «فرزندانتان را بر پایهٔ آداب خود تربیت نکنید؛ چرا که آنها برای آینده و برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شده اند.» -> علی بن ابی طالب، ۲۴ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص ۲۶۷٫
• «فرزندان شما به حقیقت، فرزندان شما نیستند. آنها دختران و پسران زندگی اند در سودای خویش. این جوهر حیات است که به شوق دیدار خویش هر دم از گوشه ای سر برمی کند. آنها از کوچه وجود شما می گذرند، اما از آن شما نیستند و اگر چه با شمایند، به شما تعلق ندارند. عشق خود را بر آنها نثار کنید، اما اندیشه هایتان را برای خود نگه دارید؛ زیرا آنها را نیز برای خود، اندیشه ای دیگر است. جسم آنها را در خانه خود مسکن دهید، اما روح آنها را به آینده واگذارید؛ چرا که روح آنها در خانه فردا زیست خواهد کرد که شما حتی در رؤیا نیز نمی توانید به دیدار آن بروید. ممکن است تلاش کنید که شبیه آنان باشید، ولی مکوشید که آنان را مانند خود بار بیاورید؛ زیرا زمان به عقب باز نخواهد گشت و با دیروز درنگ نخواهد کرد. شما کمانی هستید که از چله آن، فرزندانتان چون تیرهای جاندار به آینده پرتاب می شوند. کماندار – که همان پروردگار هستی باشد- نشانه را در بی نهایت می بیند و با قوت، شما را خم می کند تا تیرهایش با شتاب به دور دست پروازکند. بگذارید فشار این خم شدن، با شادمانی همراه باشد؛ زیرا کماندار هم تیرهای پرشتاب و روبه آینده را دوست دارد و هم ثبات و استحکام کمان را…» ، پیامبر، ترجمه: دکتر الهی قمشه ای، ص ۳۵ و ۳۶٫ -> جبران خلیل جبران
• «فرزند داشتن مانند داشتن یک بولینگ نصب شده در کوجهٔ مغز شماست .» -> مارتین مال /Martin Mull
• «فرزندانِ شما، حضورتان را بیشتر از هدیه هایتان لازم دارند.» -> جسی جکسون/Jesse Jackson
• «فرزند خود را آزاد گذارید تا هر راهی را می خواهد انتخاب کند.» -> سید روح الله خمینی
• «قبل از آنکه کودکی را کتک بزنید باید یقین پیدا کرده باشید که خود سبب خطای او نبوده اید.» اوستین اومالی
• «کسی که کودکی را شاد کند، همچو کسی است که پیامبر را زیارت کرده است. (من فرح الصبی، زار نبی).» -> ضرب المثل عربی
• «کودکان معمولاً خودشان را بخاطر گم شدن سرزنش نمی کنند.» -> آنا فروید /Anna Freud
• «کودکان کلیدهای بهشت هستند». اریک هافر/Eric Hoffer
• «کودکان بسیار، توجّه بسیار؛ کودکان کمتر، خوشبختی کمتر !». -> کریستیان نستل باو/ Christian Nestell Bovee
• «کودکان کارگرانِ عزیزی هستند، امّا آن ها بدبختی ها را تلخ تر می کنند». -> فرانسیس بیکن
• «کودکان بزرگترین منابع طبیعی ما هستند». -> هربرت هاور/Herbert Hoover
• «کودکان در لبخندهای بازیگوشی هایشان به من «نیروی الهی را در هر کس» نشان دادند. » -> مایکل جکسون
• «کودکان نیازمند عشق هستند، به ویژه آنگاه که سزاوارِ آن نیستند». -> هارولد هالبرت / Harold Hulbert
• «کودکان پیش از آنکه بفهمند موسیقی چیست، می رقصند». -> ویلیام استافور / William Stafford
• «کودکان لنگرهای زندگی مادر هستند». -> سوفوکلس /Sophocles
• «کودکان کتاب های رنگ آمیزی نیستند، با رنگ های محبوبت آن ها پر نکن.» -> خالد حسینی
• «کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید و هرگاه به آنان وعده دادید، به آن وفا کنید، زیرا آنان، روزی دهنده خود را کسی غیر از شما نمی دانند.» -> محمد، پیامبر اسلام، کافی (ج ۶، ص ۴۹، ح ۳
• «کودکان مانند والدین خود دارای حقوقی هستند. کشورهای عضو پیمان جهانی حقوق کودک متعهد شده اند که حقوق کودکان را در همه زمینه ها رعایت کنند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۲، بند ۲)
• «کودکان حق دارند از هویت فرهنگی، زبان و ارزش های ادبی، هنری و ملی کشور خود مراقبت کنند و آنها را پاس بدارند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۲۹، بند۱-ج)
• «کودکان دارای معلولیت باید از همه حقوق یک کودک سالم بهره مند باشند و بتوانند در تصمیم گیریهایی که زندگیشان را تحت تأثیر قرار می دهد، شرکت کنند. این کودکان باید دیده شوند و باید به آنها به عنوان اعضای فعال جامعه و نه صرفاً دریافت کنندگان صدقه نگاه کرد و حضور آنها را ارج نهاد… ورزش و سرگرمی یکی از راه های مهمی است که کودکان دارای معلولیت و خانواده هایشان به واسطه آن می توانند میزان نگرانی و اضطراب خود را تا حد زیادی کاهش دهند.» -> محمد المنیر صفی الدین، نماینده صندوق کودکان سازمان ملل (یونیسف) در ایران
• «کودکان مانند والدین خود دارای حقوقی هستند. کشورهای عضو پیمان جهانی حقوق کودک متعهد شده اند که حقوق کودکان را در همه زمینه ها رعایت کنند.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف (ماده ۲، بند ۲)،
• «کودکان خیابانی و رویدادهایی که از کودکانِ خیابان می گذرد یکی از مشکلات جامعهٔ مصری است … و از نمایان ترین چالش های اجتماعی و ظواهر اخلاقی و امنی که در موضوع کودکانی خیابانی پنهان است: گشترش خرده-دزدی ها مانند جیب بری ها، درگیر شدن در تجارت مواد مخدر، اعتیاد خطری بزرگ که این کودکان را تهدید می کند، گدایی، به ویژه گدایی های که به سودِ رهبران باندهای گدایی می انجامد؛ استثمار جنسی و فحشا و جرایم اخلاقی … تداوم این پدیده ناگزیر به بدتر شدن انحراف اخلاقی و گردش ارزش های اخلاقی در جامعه منجر خواهد شد … کودکانِ خیابانی امروز، جوانان فردا و و پدران و مادران سال های آینده هستند…» از برنامهٔ حزب اخوان المسلمین در مصر،
• «کودکان عموماً بیکاری را دوست ندارند، بنابراین تمام توجه شما باید معطوف به این باشد که این خصلت مشغله دوستی ایشان در چیزی صرف شود که به سود ایشان باشد.» -> جان لاک
• «کودکان یاد گذشته را نمی کنند و به فکر آینده هم نیستند. دم را غنیمت شمرده و آن را به خوشی طی می کنند. در بین سالمندان بسیار معدودند افرادی که اینچنین رفتار می کنند.» -> لابرویر
• «کمی هم خودمان را جای کودک بگذاریم. شاید هنوز احترام به کودک را یادنگرفته ایم.» -> محمدعلی بنی اسدی
• «... گهی کودک شو و طفلانه میرقص.»
• «مادران باید فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند. این حکم برای کسی است که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند و خوراک و پوشاک آنان به طور شایسته بر عهده پدر است. هیچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمی شود. هیچ مادری نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدری نباید به خاطر فرزندش ضرر ببیند]و مانند همین احکام بر عهده وارث نیز هست، پس اگر پدر و مادر بخواهند با رضایت و صوابدید یکدیگر کودک را زودتر از شیر بازگیرند گناهی بر آن دو نیست و اگر خواستید برای فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهی نیست، به شرط آنکه چیزی را که پرداخت آن را به عهده گرفت ه اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به آنچه انجام می دهید بیناست .» -> قرآن، سوره البقرة، آیهٔ ۲۳۳
• «مسئولان باید فضاهای مناسب و متعددی را برای بازی کودکان درست کنند. این مکان ها باید به محل زندگی کودکان نزدیک باشد.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۳۱، بند ۲)
• «میان فرزندانت به یک اندازه عمل کن.» ترجمهٔ دیگر: «میان فرزندانت به طور مساوی عمل کن.»
• -> حدیث، از پیامبر اسلام
• «نمی دانم چه کسی این را گفته، امّا واقعاً جاهایی در قلب هست که نمی دانی وجود دارند تا وقتی که کودک را دوست داشته باشی.» -> آن لموت
• «نمی توانید به کودکی بیاموزید که از خود مواظبت کند مگر اینکه او را آزاد بگذارید تا برای مواظبت از خود بکوشد. ممکن است اشتباه بکند ولی دانایی وی از میان همین اشتباهات بیرون می آید.» هریت بیچر استو
• «نفرینی که از قلب خاموش کودکی برمی خیزد، کارگرتر از خشم نیرومندترین مردان است.» الیزابت برت براونینگ
• «وقتی که من کودکان را می بینم، چهرهٔ خدا را می بینم. به همین دلیل است که آن ها را بسیار دوست می دارم. این است آنچه من می بینم.» -> مایکل جکسون
• «والدین یا سایر سرپرستان کودک باید در حد توان و امکانات، شرایط زندگی مناسب را برای شکوفایی توانایی ها و رشد جسمی، ذهنی، روانی، اخلاقی و اجتماعی کودک فراهم آورد.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۲۷، بندهای ۱و۲)
• «وقتی کودکی به دنیا می آید، والدین کودک باید برای او شناسنامه بگیرند. هر کودک حق دارد که نام، ملیت و تاریخ تولدش ثبت شود.» -> پیمان حقوقی کودکان در یونیسف، (ماده ۲، بند ۲)
• «وقتی نگاه حسرت یک کودک فقیر/ در پردهٔ سرشک پناهنده می شود// احساس می کنم که غمی خفته و بزرگ/ ناگه درون سینهٔ من زنده می شود.» -> میمنت میرصادقی
• «هروقت حالم بد باشد به کودکان پناه می برم زیرا کودکان حالم را خوب می کند. کودکی و جهان کودکی همیشه برایم جذاب بوده است زیرا هنوز جوهره وجودشان زنده و پویاست به همین دلیل کودکان برای من گوهر گرانبهایی هستند. اینکه از زاویهٔ یک کودک جهان را نگاه کنم برایم جالب بود.» -> نرگس آبیار
• «هرگز این کوچکان را حقیر نشمارید، بدانید که آنان نیز در عالم بالا فرشتگانی دارند که پیوسته در پیشگاه پدر آسمانی حاضرند». انجیل به روایت متی باب۱۸، کلام ۱۰ -> عیسی
• «هر کودکی مسلمانِ درست ایمان زاده می شود امّا والدینِ او هستند که او را به دین یهودی و مسیحی و یا زرتشتی برمی گردانند.» -> حدیث، از پیامبر اسلام، منبع:صحیح بخاری، ۲٫۴۴۰
• «هیج چیزی «عشق ورزیدن روحِ پدر» را همچون گریهٔ فرزندش نمی جنباند.» -> جانی ایرکسون تادا/ Joni Eareckson Tada
• «هر آهنگ یک کودک است که خوراکش می دهم و به من عشق نیز می دهد. امّا اگر شما هرگز آهنگی ننوشته باشید، زندگی شما یک آهنگ است. چطور نباشه؟» -> مایکل جکسون

کودک در جدول کلمات

کودک
صبی
کودک بی پدر
یتیم
کودک تازه راه افتاده
شیر
کودک یا بیماری را پرستاری کردن
ترو خشک کردن
از مجریان قدیمی برنامه های کودک تلویزیون
قناد
پرستار کودک که زن باشد
دده
دو کودک که از یک دایه شیر خورده باشند
همشیر
زنی که از کودک پرستاری کند و او را پرورش دهد
دایه
ساخته وحید نیکخواه آزاد در ژانر کودک محصول سال 7
علی و دنی
فیلمی در ژانر کودک به کارگردانی اسماعیل براری در سال 70 با بازی مجید قناد
شهر در دست بچه ها

معنی کودک به انگلیسی

babe (اسم)
شخص ساده و معصوم ، کودک ، طفل ، نوزاد
baby (اسم)
شخص ساده و معصوم ، کودک ، طفل ، نوزاد ، بچه ، بچه کوچک
child (اسم)
کودک ، طفل ، بچه ، زاد ، فرزند ، خردسال ، زاده
kid (اسم)
کودک ، بچه ، بچه کوچک ، کوچولو ، بزغاله ، چرم بزغاله
infant (اسم)
کودک ، طفل ، بچه ، بچه کمتر از هفت سال
tike (اسم)
کودک ، سگ ، ادم خام دست وبی تجربه
bantling (اسم)
کودک ، کوچولو
trot (اسم)
کودک ، عجوزه ، یورتمه روی ، صدای یورتمه رفتن اسب ، یورتمه ، بچه تاتی کن
chit (اسم)
یادداشت ، کودک ، بچه ، دخترک ، توله حیوانات
tyke (اسم)
کودک ، طفل ، سگ ، بچه شیطان و موذی ، ادم خام دست وبی تجربه ، ادم خام دست

معنی کلمه کودک به عربی

کودک
رضيع , طفل , طفل رضيع , فتاة جميلة
طفل
طفولي
طفل
واد
هو
روضة الاطفال

کودک را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کودک   • کودک آپارات   • سایت کودکان بازی و سرگرمی   • تعریف کودک   • کودک زیبا   • کودک چیست   • کودک ایرانی   • کودک کیست   • مفهوم کودک   • معرفی کودک   • کودک یعنی چی   • کودک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کودک
کلمه : کودک
اشتباه تایپی : ;,n;
آوا : kudak
نقش : اسم
عکس کودک : در گوگل


آیا معنی کودک مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )