برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

کوری

/kuri/

مترادف کوری: ضرارت، عمیاء، نابینایی

متضاد کوری: بینایی

معنی کوری در لغت نامه دهخدا

کوری. (حامص ) نابینایی را گویند. (برهان ). نابینایی. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نابینایی. فقدان حس باصره. (فرهنگ فارسی معین ). عمی. (ترجمان القرآن ). بطلان حاسه ٔ بصر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
ز کوری یکی دیگری را ندید
همی این بر آن ، آن بر این بنگرید.
فردوسی.
همه مردمش کور بودی به چشم
یکی را ز کوری ندیدم به خشم.
فردوسی.
به دیده کوری دختر نبیند
همان داماد بی آهو گزیند.
(ویس و رامین از امثال و حکم ج 3 ص 245).
بدین کوری اندر نترسی که جانت
بناگاه از این بند بیرون جهد.
ناصرخسرو.
آن یکی کوری همی گفت الامان
من دو کوری دارم از اهل زمان.
مولوی.
کوری عشق است این کوری من
حب یعمی و یصم است ای حسن.
مولوی.
نخواهم گندم سلطان صانع
به کوری گردم از دو دیده قانع.
امیرخسرو (از فرهنگ رشیدی ).
کَمَه ْ؛ کوری مادرزادی. (منتهی الارب ).
- شب کوری ؛ عشا. عشاوره. (منتهی الارب ). عاجز بودن از دیدن در شب. فقدان یا ضعف بینایی در شب.
- کوری چشم فلانی ؛ یعنی به رغم او. (از آنندراج ). به رغم فلان. (از غیاث ) :
کوری چشم رقیبان بینش ما شد زیاد
همچو آتش خار اگر در دیده ٔ ما ریختند.
صائب (از آنندراج ).
- کوری کسی ؛ علی رغم او. بر خلاف آرزوی او :
گفته ام پیغام جانان بود از آن بستم زبان
کوری نامحرم این طومار را پیچیده ام.
نادم گیلانی (از آنندراج ).
- کوری تو یا کوری ترا ؛ به رغم انف تو. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
بزیم کوری ترا چندان
که دگر ره ریی به دازه ٔ من.
؟ (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کوری و کبودی ، کبودی و کوری ؛ کنایه از سیه روزی و بدحالی و غم و اندوه. (آنندراج ). کنایه از سیه روزی و بدحالی. (فرهنگ فارسی معین ). حالت چیزی که ناقص و رسوا یا زشت و نادلپذیر است.(کلیات شمس چ فروزانفر جزو 7 ص 405) :
کبودی و کوری درآمد به چرخ
که بغداد را ...

معنی کوری به فارسی

کوری
خاندانی فرانسوی که چند تن از دانشمندان بزرگ از آن برخاسته اند : پیر کوری فیزیکدان فرانسوی ( و. پاریس ۱۸۵۹ - ف. ۱۹٠۶ م . ) . وی تحصیلات خود را در سربن بپایان رساند و پس از گرفتن درجه دکتری استاد فیزیک سربن گردید . پیر- کوری [ پیزو الکتریسیته ] و [ تقارنها] را در فیزیک کشف کرد و [ قانون کوری ] را درباره ظرفیت الکتریسیته بوجود آورد وی بهمکاری زنش ماری کوری [ رادیوم ] را کشف کرده و بعضویت فرهنگستان فرانسه پذیرفته شد . یا ماری اسکولودوسکا فیزیکدان ( و . ورشو ۱۸۶۷ - ف . ۱۹۳۴ م .) وی پس از پایان تحصیل در ورشو و مدتی کار در آزمایشگاه فیزیک شهر کراکوی به پاریس رفت و در سر بن بتحصیل مشغول شد. در سال ۱۸۹۵ با پییر کوری ازدواج کرد و در دانشسرای عالی دختران در شهر [ سور] فرانسه استاد فیزیک شد . ماری کوری در سال ۱۸۹۸ نیز فلز رادیوم را که بیش از تمام فلزات خاصیت رادیو آکتیویته دارد بکمک [ ژ . بمون ] کشف نمود . بسبب این کشف بزرگ در سال ۱۹٠۳ جایزه نوبل را گرفت و در سال ۱۹۱۱ نیز دوباره جایزه نوبل را در شیمی بمناسبت تجزیه رادیوم از کلرید آن دریافت کرد .
( اسم ) غله ایست خود روی که آنرا چینه و خوراک مرغان کنند : چه مانم از پی شاماخ و کوری ز شور خاکیان در خاک شوری ? نخواهم گندم سلطان صانع بکوری گردم از دو دیده قانع . ( امیر خسرو )
ظرف چرمین بزرگی که دواها را جهت فروش در آن ریزند .
[ گویش مازنی ] /koori/ ساده لوح، خل
تغطش . تغاطش . خود را به نابینایی زدن
[ گویش مازنی ] /koori koori baKhaaniyen/ رجز خواندن
[tritanopia] [پزشکی] اختلال نادری در تشخیص رنگ که در آن شخص مبتلا، به نور آبی حساس نیست و آبی و سبز را با هم اشتباه می کند
کور بخت بودن یا شوی خوب نداشتن زن .
[snow blindness, nivialis ophtalmia] ...

معنی کوری در فرهنگ معین

کوری
(حامص .) نابینایی .

کوری در دانشنامه ویکی پدیا

کوری
کوری وضعیتی ست که بیمار در آن ادراک بینایی ندارد.
کوری همچنین ممکن است در یکی از معناهای زیر به کار رفته باشد:
کوری وضعیتی ست که بیمار در آن ادراک بینایی ندارد.
ماری کوری
پییر کوری
ایرن ژولیو-کوری
فردریک ژولیو کوری
راشل کوری
کوری همچنین ممکن است در یکی از معناهای زیر به کار رفته باشد:
کوری، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اندیکا در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان قلعه خواجه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۸ نفر (۱۶خانوار) بوده است.
مختصات: ۲۷°۵۰′۳۰″ شمالی ۵۲°۱۸′۳۰″ شرقی / ۲۷٫۸۴۱۶۷°شمالی ۵۲٫۳۰۸۳۳°شرقی / 27.84167; 52.30833
روستای کوری بانک اطلاعاتی دهیاری های ایران
درگاه ملی آمار
کوری روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جم استان بوشهر در جنوب ایران.
این روستا در دهستان جم قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۰۴ نفر بوده است.
کوری (جوانرود)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان پلنگانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۴ نفر (۳۵خانوار) بوده است.
کوری (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۱ دهانه اقماری دارد.
...

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کوری در دانشنامه آزاد پارسی

کوری (curie)
یکای قدیمی پرتوزایی، با نماد C، و برابر با ۱۰۱۰×۳.۷ بکرل. پرتوزایی یک گرم رادیومحدود یک کوری است. این یکا را به افتخار فیزیک دان فرانسوی، پیِر کوری، نام گذاری کرده اند.

ارتباط محتوایی با کوری

معنی کوری به انگلیسی

blindness (اسم)
کوری ، بی بصیرتی

کوری را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رمان کوری pdf   • قیمت کتاب کوری   • بهترین ترجمه کتاب کوری   • دانلود کتاب کوری ترجمه اسدالله امرایی   • نقد رمان کوری   • دانلود کتاب صوتی کوری   • فیلم کوری   • فيلم كوري   • معنی کوری   • مفهوم کوری   • تعریف کوری   • معرفی کوری   • کوری چیست   • کوری یعنی چی   • کوری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوری
کلمه : کوری
اشتباه تایپی : ;,vd
آوا : kuri
نقش : اسم
عکس کوری : در گوگل

آیا معنی کوری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )