انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1017 100 1

کوفه

/kufe/

معنی کوفه در لغت نامه دهخدا

کوفت. (اِمص ، اِ) به معنی آسیب و آزار و ضربی باشد که از سنگ و چوب و مشت و لگد و امثال آن به کسی رسد. (برهان ). به معنی آسیب و آزار و ضربی که از سنگ و چوب به کسی برسد یا لگد اسب یا از افتادن اسب. (آنندراج ). ضربی که از چوب و سنگ و مشت و لگد و مانند آن به کسی رسد. (ناظم الاطباء) : سواری به صدمه بر او افتاد و کوفتی سخت بدو رسید... طبیب را فرمودند تا مداوات خستگی او کند. (تاریخ طبرستان ).
- کوفت کوب ؛ ضرب و کتک. (ناظم الاطباء).
- کوفت و روفت ؛ کوفتگی و آسیب دیدگی : این دست حسن را که دررفته است یک کمی زرده ٔ تخم مرغ بینداز بگذار کوفت و روفتش را جمع کند.کوفت هرگاه با تابع خود همراه باشد به معنی خستگی و درد ناشی از آن نمی آید و حتماً به معنی درد ناشی از ضرب و آسیب دیدگی است. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).
- کوفت وروفت را بردن ؛ رفع کردن دردهایی که از ضرب وزخم به زمین خوردگی پیدا شود. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کوفت و روفت کردن ؛ سخت و بسیار زدن کسی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| آسیب و آزار و صدمه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ) :
عدوی دولت او را همیشه کوفت رسد
وگر سرش همه پیشانی است چون مسمار.
سعدی.
- کوفت خوردن ؛ آسیب و آزار و صدمه دیدن :
گفت خاموش چون کنم سعدی
کاین همه کوفت می خورم از دوست.
سعدی.
|| اندوه و آزردگی. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). || کوفته شدن اعضا. (آنندراج ). ماندگی و واماندگی تن از کار و تعب بدنی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). علاوه بر معنی...به معنی خستگی و کوفتگی و درد عضلات ناشی از کار بدنی زیاد، در این صورت آن را با فعل رفتن استعمال می کنند: دیروز زورخانه رفتیم ، من چون مدتی بود ورزش نکرده بودم بعد از ورزش بدنم کوفت رفت. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). || در اصطلاح ، مرضی سوداوی است. (انجمن آرا) (آنندراج ). یک نوع که بیشتر در آلات تناسل از اثر مجامعت ناپاک پدید آید و آبله ٔ فرنگ نیز گویند و به اصطلاح علمی سیفلیس نامیده می شود. (ناظم الاطباء). آتشک. آبله ٔ فرنگ. ارمنی دانه. نار افرنجیه. نار افرنجی. حب افرنجی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
نسوانی پرشهوت و پر سوزنک و کوفت
مردانی بی همت و بی غیرت و لاشی.
بهار (از فرهنگ فارسی معین ).
- کوفت گرفتن ؛ به بیماری کوفت مبتلا شدن.
|| کلمه ٔ فحش. (ناظم الاطباء). نفرینی است در تداول عامه ، یعنی کوفت رساد ترا... و در جواب کسی که او را دشمن دارند گویند و گاه در جواب آنکه پرسد چه خورم یا چه آشامم آرند و نظایر آن ، کلمه ٔ آهرمنی بجای بلی. زهرمار! آتشک !قزل قروت ! زغنبوت ! درد بیدرمان ! (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کوفت کاری ؛ نفرینی است مانند کوف. زهرمار. زغنبوت. درد بیدرمان. قزل قروت. آتشک. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کوفت کاری کردن ؛ (کلمه ٔ آهرمنی ) خوردن. زهرمار کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کوفت کردن ؛ (کلمه ٔ اهریمنی ) خوردن. آشامیدن. زهرمار کردن. تخیدن : کوفت کن ؛ بخور. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- کوفت کردن طعام را به کسی ؛ با بدرفتاری و بدزبانی ، آن طعام را بد وناگوار کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
|| (ن مف ) مخفف کوفته. کوفته شده : آهن کوفت. زرکوفت. سیم کوفت. طلاکوفت. نقره کوفت. نیم کوفت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (مص مرخم ) مخفف کوفتن : سرکوفت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || (اِ) آنچه از کار کوفتن هویدا می گردد.(آنندراج ). || آنچه از زر و سیم و مانند اینها که بر دسته ٔ شمشیر و دشنه و کارد بکوبند و آن را منبت کاری خوانند. (آنندراج ). || (فعل ماضی ) ماضی آزار و آسیب رسانیدن هم هست ، یعنی آسیب و آزار رسانیدن. (برهان ). سوم شخص مفرد ماضی از «کوفتن ». (فرهنگ فارسی معین ).

کوفة. [ ف َ ] (ع اِ) ریگ توده ٔ سرخ گرد یا هر ریگ توده ٔ سنگریزه آمیز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || عیب. و گویند: لیست به کوفة و توفة. (منتهی الارب ): لیست به کوفة و توفة؛ یعنی در آن عیبی نیست. (از اقرب الموارد).

کوفه. [ ف َ ] (اِخ ) شهر اکبر عراق که قبةالاسلام و دار هجرت مسلمانان است و سعدبن ابی وقاص آنجا را بنا کرد. (از منتهی الارب ). نام شهری در عراق عرب در کنار رود فرات که در زمان خلیفه ٔ دویم رضی اﷲ عنه بناشده بود. (ناظم الاطباء). نام ناحیه ٔ کوفه به زمان ساسانیان سورستان بوده است. (بلاذری ، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). بر لب رود فرات نهاده بنای وی سعدبن ابی وقاص کرده است و روضه ٔ امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب کرم اﷲ وجهه آنجاست. (حدود العالم چ دانشگاه ص 154).شهر معروفی است در خاک بابل از سواد عراق و گروهی آن را خداالعذراء گویند و به جهت مستدیر بودنش و یا به جهت اجتماع مردم در آن ، کوفه نامیده اند. در وجه تسمیه ٔ کوفه چیزهایی دیگر نیز گفته اند. طول آن 69/5 درجه و عرضش 31 و یک سوم درجه و در اقلیم سوم واقع است. (از معجم البلدان ). بنای کوفه چند ماه پس از بصره به دست سعدبن ابی وقاص صورت گرفت. و در علت بنای آن چنین گفته اند که سعد پس ازفتح عراق و غلبه بر ایرانیان در مداین فرودآمد و چند تن را به مدینه فرستاد تا مژده ٔ فتح را به عمر برسانند. عمر فرستادگان سعد را زرد و نزار دید و از ایشان سبب این تغییر حال را پرسید، گفتند: بدی آب و هوای شهرها رنگ ما را دگرگون ساخته. عمر دستور داد سرزمینی را برای اقامت مسلمانان در نظر بگیرند که با مزاج آنان سازگار باشد. سعد زمینی را در کنار فرات و درنزدیکی حیره انتخاب کرد و در آغاز مانند بصره خانه ها را با نی ساخت ، اما چون پس از چندی آتش درگرفت و سوخت با اجازه ٔ عمر خانه ها را از خشت ساختند. کوفه درنزد شیعه مقامی ارجمند دارد، زیرا که حضرت علی (ع ) آنجا را مرکز خلافت خود قرار داد و در همانجا کشته شد. (از تاریخ تمدن جرجی زیدان ج 2 ص 187). شهری است در عراق و در جانب راست نهر کوفه (یکی از شعبه های فرات ) و در 10هزارگزی شرق نجف واقع است و 21880 تن سکنه دارد. شهر تاریخی مهمی است و آنجا را سعدبن ابی وقاص به سال 638 م. بنا کرد. مقر خلافت علی بن ابی طالب (ع )بود و هم در مسجد مشهور آنجا به قتل رسید. خط کوفی بدانجا منسوب است و در زمان امویان و عباسیان مدارس فقهی و لغوی کوفه رقیب بصره بود. (از الموسوعة العربیة). قبر مسلم بن عقیل و عاتکه و سکینه بنت الحسین و مسجد امیرالمؤمنین که مقتل آن حضرت است در آنجاست وگویند تنور پیرزن که طوفان نوح از آن آغازید نیز بدانجا باشد و گور ابن ملجم و قبر مختاربن ابی عبید نیز در کوفه است. کوفه را به زمان عمربن الخطاب در نزدیکی حیره به جای مداین پی افکندند و لقب آن خدالعذراء بوده است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) :
بها داد منذر چو بود ارزشان
که در بیشه ٔ کوفه بد مرزشان.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 4 ص 1813).
زآن بوحنیفه مرتبت و شافعی بیان
چون مصر و کوفه بودنشابور ز احترام.
خاقانی.
کوس چون مار شده حلقه و کوبند سرش
بانگ آن کوفتن از کوفه به صنعا شنوند.
خاقانی.
با وجود چنین دو حجت شرع
ری و خوی کوفه دان و مصر شمار.
خاقانی.
پیاده ای سرو پا برهنه با کاروان حجاز از کوفه بدرآمد و همراه ما شد. (گلستان سعدی ). رجوع به معجم البلدان شود.

معنی کوفه به فارسی

کوفه
شهریست در کشور عراق ( بین النهران ) که در جنوب آن کشور نزدیک مرز ایران قرار دارد . این شهر چند ماه پس از بصره بدست سعد و قاص در کنار فرات - میان حیره و فرات - بنا شد . شهر کوفه نزد شیعیان مقامی ارجمند دارد زیرا علی ۴ بن ابی طالب آنرا پایتخت خود قرار داد و در همانجا بشهادت رسید .
ریگ توده سرخ گرد یا هریک توده سنگریزه آمیز
[ گویش مازنی ] /koofe bavien/ ویران شدن
مسجد معروف کوفه از ابنیه بسیار قدیمی و یکی از چهار مسجدیست که در اسلام برای عبادت در آنها فضیلت بیشمار ذکر شده .
پیر زنی در زمان نوح (۴) که طوفان معروف از تنور خانه او ظاهرشد .

کوفه در دانشنامه اسلامی

کوفه
کوفه ؛ از شهرهای جنوب کشور عراق فعلی، در ۱۰ کیلومتری شمال شرق نجف و دومین شهری است که به دست مسلمانان بنا شده است. امام علی ـ علیه السلام ـ این شهر را به عنوان مقر حکومت خود برگزید و در همین شهر به شهادت رسید. بیشتر شیعیان در قرن نخست از شهر کوفه بودند. امام صادق ـ علیه السلام ـ دو سال در این شهر اقامت گزید.از آثار مهم این شهر، مسجد کوفه و مسجد سهله است.
واژه کوفه به معنای شن سرخی است که در جایی انباشته شده باشد و برخی گفته اند دایره وار باشد، یا شنی که با سنگریزه مخلوط باشد و یا هر گونه شنی. بنابر برخی منابع، «کوفه» از کلمه «تکوف» مشتق شده است که به معنای «جمع شدن» است.
تاریخچه
بنابر روایات، منطقه کوفه در زمانهای پیش از اسلام، آباد و مسکونی بوده و بعدها ویران شده است. طبق روایتی دینی، حضرت نوح ـ علیه السلام ـ در کوفه کشتی خود را ساخت و قوم نوح در کوفه بتها گذاشته بودند. بنای مجدد شهر کوفه را به مسلمانان نسبت می دهند. این شهر همراه بصره یکی از دو شهری است که تاسیس آنها به دست مسلمانان بوده است. گویند این منطقه محل اردوی دائم سپاهیان مسلمان درگیر در فتوحات اسلامی بوده است. وقتی عمر بن خطاب دریافت که سپاهیان عرب در این منطقه به حال افسردگی افتاده اند به سعد بن ابی وقاص در سال ۱۵، ۱۷ و ۱۹ق دستور داد تا در آن حوالی جایی را برای اقامت مسلمانان در نظر بگیرد که با مزاج آنان سازگار باشد. سعد منطقه ای را در کنار فرات و در نزدیکی حیره انتخاب کرد. از اولین اقدامات سعد، ساخت مسجد و دارالاماره در کوفه بود که این دو را در مکان مرتفع کوفه بنا نهاد. تأسیس شهر کوفه از ضروریات راهبردی بود که فتوحات عصر خلیفه دوم ایجاب می نمود. زمانی که نیروی رزمی عرب به فرمان دهی سعد بن ابی وقاص به سرزمین ایران رسید، نیاز به یک خط ارتباطی بین مدینه - که مرکز دولت اسلامی بود - و میدان جنگ احساس می شد و لازم بود که سپاه مسلمانان یک نقطه اتکاء و پایگاه نظامی ثابت در نزدیکی میدان جنگ داشته باشد. بدین رو عمر فرمان داد در منطقه عمومی کوفه، پایگاه نظامی ثابتی ساخته شود و بدین سان، رفته رفته شهر کوفه گسترش و رونق یافت.شیعیان کوفه نخستین کسانی بودند که پس از اینکه مردم، ولایت اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را رد کردند آن ها ولایت و دوستی اهل بیت ـ علیهم السلام ـ را پذیرفتند و به همین خاطر روایاتی وجود دارد که سکونت در کوفه بر مکه و مدینه ترجیح داده شده است و کوفه مرکزی جهت رشد تشیع و گسترش این این مکتب در میان مردم بود.
← جمعیت
غیر از مسجد کوفه مساجد دیگری ساخته شد که بیشتر آنها مساجد قبیله ای است و به قبایل خاص نزدیک به آن مسجد متعلق بود از نظر روایات شیعه این مساجد به سه قسم تقسیم می شوند: •مساجد مبارکه که به وسیله افراد نیک و با هدف های نیک بنا شده اند؛ •مساجد ملعونه که به وسیله افراد پست و با اهداف پست ساخته شده اند؛ •مساجد دیگر که یا در روایات شیعه مطرح نشده و یا عنوانی به آن داده نشده است.
← مساجد مبارک کوفه
...
کوفه
کوفه از شهرهای عراق و دومین شهری است که به دست مسلمانان ساخته شد. امام علی(ع) در سال ۳۶ق این شهر را به عنوان مرکز خلافت خود برگزید و در همین شهر به شهادت رسید. بیشتر شیعیان در قرن نخست از شهر کوفه بودند. از مکان های مهم این شهر، مسجد کوفه و مسجد سهله است. علومی همچون فقه، حدیث و نحو در کوفه رونق فراوان داشته است.
خاندان ابن فرات آل ابی الجعد آل ابی الجهم آل ابی ساره آل ابی شعبه آل ابی سبره آل ابی صفیه آل اعین آل حیان تغلبی آل یقطین آل خرسان خاندان بحرالعلوم خاندان ابن نما آل بریدی آل خاقانی آل ثوابه خاندان جواهری خاندان حرزالدین
کوفه
کوفه یکی از شهرهای مهمی است که مسلمانان صدر اسلام آن را پایه گذاری کردند و حضرت امام علی علیه السلام آن را به عنوان پایتخت خود انتخاب کردند. گویند محل بنای این شهر را دو صحابی جلیل القدر یعنی سلمان فارسی و حذیفه یمانی در سال 17 هـ.ق و در دوره خلافت عمر انتخاب کردند و در آغاز به این شهر «کوفه الجند» می گفتند که به معنی «محل تجمع لشکریان» بود و بعدها این واژه خلاصه شده و به آن کوفه می گفتند. در سال 22 هـ.ق و در زمان حکمرانی مغیره بن شعبه، تعداد هفت محله به تعداد قبایل ساکن در شهر کوفه که هفت قبیله بودند پایه گذاری شد و در سال 36 هـ.ق حضرت علی علیه السلام پس از جنگ جمل این شهر را به عنوان پایتخت انتخاب فرمودند.
در وجه تسمیه کوفه چند قول وجود دارد: یکی آن که «کوفه به معنای جایی است که در آن ریگ و شن باشد». مقدسی می گوید: «هر شن که باریگ آمیخته بود کوفه است، نمی بینی که زمین آن چنین است».
دیگر آن که «نام سرزمین بابل از سواد عراق است و از آن رو کوفه نامیده اند که به صورت دایره است یا تپه شنی دایره» و نیز چون سعد بن ابی وقاص، پس از فتح قادسیه و استقرار در انبار، سپاه مسلمانان را برای رهایی از بدی آب و هوا و موجودات آزاردهنده آن به سوی این سرزمین هدایت کرد و به آنان گفت: «تکوفوا فی هذا الموضع؛ در این مکان جمع شوید»، از ریشه کاف و تکوف است. برخی نیز گفته اند: «به سبب وجود کوه کوچکی در آن جا که به کوفان معروف است، این منطقه را کوفه نامیده اند».
کوفه در هشت کیلومتری شرق نجف اشرف بر کرانه رود فرات قرار دارد. این سرزمین 22 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در شرق آن رود فرات، در غرب آن صحرا، در جنوب غربی آن شهر باستانی حیره (شش کیلومتری آن) و در شمال شرقی آن ذی الکفل واقع شده است. به سبب همین نزدیکی به فرات که در سه کیلومتری شرق آن قرار دارد و نیز جاری بودن یکی از شاخه های فرات در شرق آن، زمین های اطراف شهر حاصلخیز است و به گفته اصطخری «به همین سبب آب و هوای کوفه از بصره خوش تر است». در شش کیلومتری کوفه، شهر باستانی حیره قرار دارد.
در دوره خلافت خلیفه دوم، مسلمانان که هدف فتح ایران را در سر داشتند، به دنبال محلی بودند که علاوه بر نزدیکی به مرز ایران، از نظر آب و هوایی، مطلوب ساکنین جزیرة العرب باشد؛ از این رو سعدبن ابی وقاص پس از مکاتبه با خلیفه دوم، به سلمان فارسی و حذیفة بن الیمان مأموریت داد تا به دنبال محلی مناسب جهت اسکان خود و گله شترانشان باشند. در پی این مأموریت، منطقه ای در ساحل غربی رود فرات و نزدیکی شهر باستانی حیره انتخاب گردید، که بعدها کوفه نامیده شد، و این اولین شهری بود که پس از ظهور اسلام، به وسیله مسلمانان ساخته شد.
اولین ساختمانی که در شهر کوفه بنا گردید و تقسیم بندی شهر و محله های آن بر اساس آن و در کنار آن انجام شد، مسجد جامع کوفه بود که ساخت آن هم زمان با حضور مسلمانان در این منطقه آغاز شد
«عمربن الخطاب به سعدبن ابی وقاص دستور داد مسجد جامع کوفه را به نحوی طراحی کند که گنجایش چهل هزار نفر سربازی که می بایست در آن جا مستقر شوند داشته باشد.» احمدبن یحیی بلاذری در «فتوح البلدان» در این باره چنین گزارش می دهد: «تعداد کل مهاجرین اولیه به کوفه بیست هزار نفر بود که از دوازده هزار نفر یمنی و هشت هزار نفر نزاری تشکیل شده بود»
در آغاز خلافت امام علی علیه السلام مسئله «ناکثان »، یعنی پیمان شکنی کسانی که پیش از همه با او بیعت کرده بودند، و آنها به کمک مالی بنی امیه ونفوذ واحترام همسر پیامبر، جنوب عراق را تسخیر کردند و پس از تصرف بصره دهها نفر از یاران وکارگزاران امام علیه السلام را به ناحق کشتند.
کوفه مرکز حکومت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر ظهور می باشد.
شهر کوفه در سال ۱۷ ق به دستور عمر بن خطاب و به دست سعد بن ابی وقاص فرمانده سپاه مسلمانان در جنگ با ایرانیان پی ریزی شد. هدف از تاسیس این شهر، بنیان گذاری یک پادگان نظامی در نزدیکی ایران، به منظور پشتیبانی نیروهای عمل کننده در داخل ایران بوده است.
ظرفیت شهر کوفه
عمر دستور داده بود گنجایش مسجد این شهر، به گونه ای باشد که تمام جمعیت نظامی را در خود جای دهد و مسجدی که طبق این دستور ساخته شد، می توانست چهل هزار تن را در خود پذیرا باشد. بنابراین شهر کوفه، در آغاز تاسیس، حدود چهل هزار جمعیت نظامی داشته است. با توجه به این که بسیاری از این جمعیت، زن و فرزند خود را نیز همراه داشته اند، با احتساب حداقل یک زن و یک فرزند برای هر سرباز، به جمعیتی معادل ۱۲۰ هزار تن برای این شهر هنگام تاسیس دست می یابیم.
مرکز خلافت امیرالمؤمنین
حضرت علی (علیه السّلام) در سال ۳۶ ق این شهر را مرکز خلافت خود برگزید. از آن پس، این شهر در تاریخ پر فرازونشیب خود، حوادث فراوانی را پشت سر گذاشته است.
صفات مردم کوفه
...
پس از ارسال نامه های فراوان از جانب کوفیان به امام حسین (علیه السّلام) و دعوت از آن حضرت برای ورود به کوفه ، امام (علیه السّلام) پسر عموی خویش مسلم بن عقیل را به عنوان نماینده خویش به این شهر فرستادند تا در صورت مساعد بودن اوضاع، آن حضرت نیز به این شهر سفر کند.
در این زمان در شهر کوفه نعمان بن بشیر از طرف معاویه و یزید والی شهر بود. «کان والیا علی الکوفة من قبل معاویة فاقره یزید علیها» نعمان بن بشیر هر چند مردم را از وارد شدن به فتنه بر حذر داشت؛ اما در عین حال بیان کرد: کسانی که به من کاری نداشته باشند، من نیز به آنان کاری ندارم کسانی که با من سر جنگ نداشته باشند، من نیز با آنان جنگ نمی کنم. من کسی را بی دلیل دستگیر نمی کنم. «انی لا اقاتل من لا یقاتلنی و لا آتی علی من لم یات علی و لا انبه نائمکم و لا اتحرش بکم و لا آخذ بالقرف و لا الظنة و لا التهمة»
ارسال نامه به یزید
در همین زمان مزدوران حکومت بنی امیه که این موضع نعمان بن بشیر را دلیل بر ضعف او دانستند، (عبدالله بن ربیعه حضرمی به نعمان بن بشیر گفت: «ان هذا الذی انت علیه فیما بینک و بین عدوک رای المستضعفین») در صدد بر آمدند برای یزید نامه بنویسند تا او را از اوضاع کوفه با خبر سازند. عبدالله بن ربیعه در نامه اش به یزید نوشت: «فان مسلم بن عقیل قد قدم الکوفة فبایعته الشیعة للحسین بن علی فان یکن لک فی الکوفة حاجة فابعث الیها رجلا قویا ینفذ امرک و یعمل مثل عملک فی عدوک فان النعمان بن بشیر رجل ضعیف او هو یتضعف»؛ اما بعد بدان که مسلم بن عقیل به کوفه آمده و شیعه برای خلافت حسین بن علی (علیه السّلام) با او بیعت کرده اند، پس اگر کوفه را می خواهی، مرد نیرومندی را بفرست که فرمان تو را به انجام رساند، و مانند خودت درباره دشمنت رفتار نماید، زیرا نعمان بن بشیر مرد ناتوانی است یا خود را به ناتوانی زده است.عمارة بن عقبه و عمر بن سعد بن ابی وقاص نیز مانند عبدالله بن مسلم به همین مضمون به یزید نامه نوشتند.
اعزام ابن زیاد به کوفه
در این زمان یزید با مشاور خویش «سرجون» مشورت کرد و سرجون پیشنهاد کرد: عبیدالله بن زیاد را به کوفه بفرستد. در برخی از منابع آمده است: معاویه خود، حکم ابن زیاد را برای سرپرستی شهر کوفه و بصره با خط خود نوشته بود و آن را به سرجون سپرده بود که چند ماه بعد از مرگ معاویه آن نامه فاش شد. طبری می نویسد: یزید غلام خویش را که سرجون نام داشت و با او مشورت می کرد، پیش خواند و خبر را به او گفت. سرجون گفت: اگر معاویه زنده بود از او می پذیرفتی؟ یزید جواب مثبت داد. سرجون گفت: پس از من بپذیر که کس جز عبیدالله بن زیاد شایسته کوفه نیست، او را ولایت دار کوفه کن. («ا کنت قابلا من معاویه لو کان حیا؟ قال: نعم، قال: فاقبل منی، فانه لیس للکوفه الا عبید الله ابن زیاد، فولها ایاه») شیخ مفید می نویسد: «سرجون گفت اگر معاویه زنده شود و به تو فرمانی بدهد طبق فرمان او عمل می کنی؟ گفت: بله. سرجون همان دم ابلاغ حکمرانی پسر زیاد را که معاویه برای عبیدالله نوشته بود، بیرون آورد و اضافه کرد اینک این ابلاغیه، رای معاویه است که پیش از مرگ نامبرده را به حکمرانی کوفه نامزد کرده است و ضمنا حکمرانی بصره را هم به او تفویض داشته است». «فاخرج سرجون عهد عبید الله بن زیاد علی الکوفة و قال هذا رای معاویة مات و قد امر بهذا الکتاب.»
ابلاغ حکم عبیدالله
...
سابقه بد مردم کوفه و شناختی که امام از آنها داشت، امام را بر آن داشت که ابتدا اطمینان پیدا کند آیا این دعوت ها از روی صداقت و آگاهی است یا نه. بر این اساس لازم بود شخصی را برای بررسی اوضاع و شرایط کوفه به آنجا بفرستد. برای این منظور می بایست شخصی را برمی گزید که هم از جهت پرهیزگاری و پرواپیشگی، هم از نظر اندیشه و دیدگاه های اجتماعی و هم در زمینه سیاست و هوشمندی، معتمد باشد. بر این اساس، شخصی مورد اعتماد و امین خود، مسلم بن عقیل را، که به همراه امام حسین (علیه السّلام) که از مدینه به مکه آمده بود، به عنوان نماینده انتخاب کرد.
امام حسین (علیه السّلام) پس از انتخاب مسلم به عنوان نماینده خود، نامه ای بدین مضمون برای کوفیان مرقوم فرمود:بسم الله الرحمن الرحیم. نامه ای است از حسین بن علی به گروه مؤمنان و مسلمانان؛ اما بعد هانی و سعید آخرین فرستادگان شما بودند که نامه هایتان را به من رساندند و من همه آنچه را که مطرح کردید و یادآور شدید، فهمیدم. سخن اکثر شما این بود که ما امام و پیشوایی نداریم؛ پس به سوی ما بیا؛ شاید خداوند به وسیله تو ما را به سوی حق و هدایت رهنمون کرد. من، هم اکنون برادرم و پسرعمویم و شخص مورد وثوق و اطمینان از اهل بیتم، مسلم بن عقیل را به سوی شما فرستادم، و او را مامور کردم که وضع و نظرتان را برایم بنویسد. اگر مسلم برای من نوشت که رأی و اندیشه شما و خردمندان و دانایانتان همانند سخن فرستادگان شما و آنچه در نامه هایتان خواندم است، انشاءالله به زودی نزد شما خواهم آمد. به جان خودم سوگند، امام و پیشوا کسی نیست، مگر آن کسی که به کتاب خدا عمل (و حکم) کند و به دادگستری و عدالت اقدام کند و به دین حق ملتزم باشد و خود را وقف خدا کند. والسلام. انتخاب مسلم و فرستادن این پیام به کوفه، پاسخی به همه نامه ها و دعوت ها و طومارها بود.
محتوای پیام امام
محتوای پیام امام در چند محور خلاصه می شود:۱. تایید کامل مسلم به عنوان برادر، پسرعمو و نماینده مورد اطمینان؛۲. محدوده و مسئولیت مسلم در کوفه برای ارزیابی وحدت کلمه و صداقت مردم؛۳. پاسخ به دعوت های مکرر، برای اتمام حجت؛۴. درخواست از مردم برای حمایت و اطاعت از مسلم.
حامل نامه امام حسین
اما باید دید حامل نامه امام چه کسی بود؟ خود مسلم یا شخصی دیگر؟ اینکه نامه امام برای اهل کوفه را خود مسلم برای آنان برده باشد، از متن بسیاری از منابع کهن تاریخی، همچون انساب الاشراف، تاریخ طبری، الاخبار الطوال و الارشاد به دست نمی آید؛ بلکه در این منابع آمده است: حضرت جواب خود را به آخرین فرستادگان آنها ( هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله خنفی) داد و به آنان اعلام کرد که مسلم را نزد آنان می فرستد تا او اطاعت آنان را بیازماید و حالات و نظریات آنان را برای امام بنویسد. سپس مسلم بن عقیل را فراخواند و او را همراه قیس بن مسهر صیداوی (قیس بن مسهر صیداوی پیش از رسیدن امام به کربلا چندین بار از امام ماموریت گرفته و حامل پیام ها و نامه هایی بدین ترتیب بوده است: الف) چنان که گذشت، حامل نامه های کوفیان در مرحله دوم برای امام حسین (علیه السّلام) در مکه؛ ب) همراهی با مسلم بن عقیل به سمت کوفه؛ ج) پیک مسلم به امام حسین از منطقه «بطن خبیت» (یکی از نقاط بین مدینه و مکه)، که اندکی بعد خواهد آمد؛ د) پیک امام از منطقه «حاجر» به سمت کوفه و حامل نامه حضرت برای کوفیان، که در جای خود خواهد آمد) و عمارة بن عبید سلولی و عبدالرحمن بن عبدالله بن کدن ارحبی، روانه کوفه کرد و او را به تقوای الهی، کتمان ماموریت خود، و مدارا فرمان داد و اضافه کرد: «چنانچه دیدی مردم متحد و هم رای هستند، این مطلب را به سرعت به من برسان». آن گاه در حق او این گونه دعا فرمود: «امیدوارم من و تو در درجه شهیدان باشیم». سپس ادامه داد: «پس به یاری خداوند حرکت کن تا به کوفه برسی». آن گاه حضرت، مسلم را در آغوش کشید و با او خداحافظی کرد. و بدین گونه ماموریت حساس مسلم آغاز شد.
اعمال مسجد کوفه، مجموعه ای از زیارات، نمازها و دعاهایی است که در مسجد کوفه بجا آورده می شود.
ورود به مسجد کوفه بهتر است از باب الثّعبان باشد. نام این در از قدیم باب الثعبان بوده و داستانش چنین است: هنگامی که امیرالمؤمنین (ع) بالای منبر بود، یکی از جنّیان به صورت اژدهایی از این در وارد مسجد شد، نزد حضرت آمد و سوالی پرسید؛ بعد از شنیدن جواب، از همین در بازگشت؛ از آن به بعد، این در «باب الثعبان» نام گرفت. این معجزه آشکار امیرالمؤمنین (ع) چنان بر معاویه گران آمد که برای تغییر نام این در، دستور داد فیلی را برای مدتی بر کنار آن در بستند و به مرور نام آن را به «باب الفیل» تغییر داد. این در با نام اصلی آن، باب الثّعبان شناخته می شود.
آنگاه برو به طرف ستون چهارم نزدیک باب الانماط که روبروی ستون پنجم و به ستون حضرت ابراهیم (ع) معروف است و چهار رکعت نماز بخوان به این ترتیب که دو رکعت آن را با حمد و سوره قل هواللّه و دو رکعت دیگر را با حمد و سوره قدر. وقتی نماز را به پایان بردی تسبیحات حضرت زهرا (س) را ذکر و بعد این گونه سلام کن:
انتقام یا انقلاب کوفه، نوشته محمدحسن محمدی، کتابی است که به تبیین نهضت مختار ثقفی پرداخته و با دیدی انتقادی گزارشات منابع تاریخی و اخبار مربوط به او را مورد ارزیابی قرار داده است.
کتاب در یک مقدمه و پنج بخش تدوین شده که هریک از بخش ها خود مشتمل بر عناوین متعددی است.
نویسنده اگرچه در نگارش اثر از منابع مهم تاریخی و روایی استفاده کرده، اما در بخش هایی از کتاب به هیچ منبعی اشاره نکرده است و این از پژوهشی بودن کتاب می کاهد.
نویسنده در مقدمه کتاب، از قیام مختار بن ابوعبیده ثقفی، به عنوان نهضتی مقدس و بزرگ ترین ثوره و انقلاب های مذهبی، که هدف آن احیای عدل و داد و گسترش حکومت حقه الهی و برانداختن ریشه ستمگران و بیدادگران، بوده است، یاد می کند .
وی در تبیین ضرورت نگارش اثر می نویسد: «تاکنون درباره انقلاب و نهضت «مختار» کتاب های زیادی نوشته شده است. ممکن است تصور شود که در این باره، آنچه گفتنی است گفته شده، ولی یک نظر اجمالی به محتویات این کتاب، این تصور را در هم می ریزد و زیروزبر می کند؛ زیرا برخورد نویسنده با وقایعی که جزءبه جزء آن متکی بر اسناد مهم تاریخ است، از دیدگاه تازه ای شروع می شود و در هر فصل نکته های تازه ای از قیام دلاورانه مختار و واقعه شورانگیز کوفه را بر خواننده مکشوف می سازد» .
عبدالله بن مسلم بن سعید حضرمی، و عمارة بن عقبة بن ابی معیط که هر دو جاسوس یزید در کوفه بودند، و همچنین عمر بن سعد و محمد بن اشعث، برای یزید نامه نوشتند و او را از آمدن مسلم بن عقیل به کوفه آگاه کردند. عبدالله بن مسلم در نامه ای که برای یزید فرستاد، چنین نوشت: مسلم به شهر کوفه وارد شده و شیعیان حسین بن علی با او بیعت کرده اند. حال اگر میخواهی کوفه همچنان تحت فرمان تو باشد، باید مردی مقتدر و بانفوذ برای حکومت کوفه برگزینی، تا همانند تو با دشمنانت رفتار کند؛ زیرا نعمان بن بشیر مرد ناتوانی است یا خود را به ناتوانی می زند.
پس از او عمارة بن عقبة و سپس عمر بن سعد بن ابی وقاص نامه هایی به همین مضمون برای یزید نوشتند. وقتی نامه ها به فاصله دو روز پس از یکدیگر به دست یزید رسید و باخبر شد که امام به طرف کوفه حرکت کرده است، نگران شد و سرجون غلام معاویه را احضار کرد و گفت: «نظر تو چیست؟ حسین به سوی کوفه حرکت کرده و مسلم بن عقیل در کوفه برای حسین بن علی بیعت می گیرد. شنیده ام نعمان بن بشیر ضعیف است و سخن ناروا گفته است». آن گاه از او خواست نامه ها را بخواند و به او گفت: به نظر تو چه کسی را به امارت کوفه بگمارم؟ سرجون، عبیدالله بن زیاد را پیشنهاد کرد؛ اما یزید از عبیدالله آزرده خاطر و خشمگین بود (شاید علت ناراحتی یزید از ابن زیاد، همان علت ناراحتی معاویه از زیاد بن ابیه پدر ابن زیاد باشد، که در بخشی دوم کتاب در بحث ولیعهدی یزید بیان کردیم و آن اینکه یعقوبی می نویسد: وقتی نامه معاویه مبنی بر ولیعهدی یزید به دست زیاد رسید و آن را مطالعه کرد، یکی از اطرافیان خود را که به دانایی و فهم او اطمینان داشت، نزد خود فراخواند و به او گفت: می خواهم تو را برچیزی امین قرار دهم که حتی درون نامه ها را نیز بر آن امین قرار نداده ام. نزد معاویه برو و به او بگو: «نامه تو به دست من رسید. آیا میدانی اگر مردم را برای بیعت با یزید فرا بخوانیم چه می گویند، در حالی که او با سگ ها و میمون ها بازی می کند و جامه های رنگین پوشیده، پیوسســـته شراب می نوشد و با ساز و آواز روزگار می گذراند؟ و حال آنکه اشخاصی مانند حسین بن علی و عبدالله بن عباس و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر در محضر و منظر مردم هستند لذا اگر تو او را امر کنی که یک یا دو سال خود را متخلق به اخلاق آنها کند. شاید بتوانیم امر را بر مردم مشتبه کنیم. وقتی این نامه به دست معاویه رسید، گفت: وای بر من! به من خبر رسیده که در گوش او خوانده اند که امیر بعد از من او خواهد بود. به خدا سوگند او را به سوی مادرش سمیه و پدرش عبید بازمی گردانم!) و حتی قصد داشت او را از حکومت بصره عزل کند. سرجون گفت: اگر معاویه زنده بود، مطابق رای او عمل می کردی؟ گفت: بلی، سرجون فرمان معاویه درباره امارت عبیدالله بر کوفه را آورد و گفت: این نامه معاویه برای نصب عبیدالله بر حکمرانی کوفه است. او وقتی در حال مرگ بود، دستور نوشتن این نامه را داد و من آن را نوشتم و او مهر کرد. ولی از دنیا رفت و این نامه پیش من باقی ماند.
نامه یزید به ابن زیاد
پس یزید به رأی وی عمل کرد و دو شهر کوفه و بصره را تحت فرمان عبیدالله درآورد و در نامه ای برای او چنین نوشت:دوستداران من در کوفه به من گزارش کرده اند که مسلم بن عقیل در کوفه مردم را گرد آورده و آنها می خواهند وحدت مسلمانان را بر هم بزنند. پس وقتی نامه مرا خواندی، به سوی کوفه حرکت کن و ابن عقیل را بجوی، چنان که مهره تسبیح را می جویند تا اینکه او را پیدا کنی و (سپس او را) در بند افکن یا به قتل برسان و یا از کوفه بیرون کن. والسلام. یزید این نامه را توسط مسلم بن عمرو باهلی به بصره فرستاد. وی نزد عبیدالله رفت و نامه و حکم امارت را به او داد، عبیدالله با قرائت نامه، همان ساعت دستور داد وسایل سفر را فراهم کردند تا روز بعد برای رفتن آماده شوند. عبیدالله قبل از حرکت به کوفه، ابتدا دستور داد سلیمان حامل نامه امام به مردم بصره را گردن زده، مصلوب کردند. سپس در اجتماع مردم در مسجد بزرگ بصره حاضر شد و سخنان تهدیدآمیزی به زبان آورد و چنین گفت: «... ای اهل بصره: امیرالمؤمنین یزید مرا به فرمانداری کوفه برگزیده است و من فردا به سوی این شهر خواهم رفت، و عثمان بن زیاد بن ابی سفیان را جانشین خود در این شهر کرده ام و شما را از آشوب و فتنه برحذر میدارم. سوگند به خدایی که جز او معبودی نیست، اگر به من گزارش شود که یکی از مردان شما سر ناسازگاری دارد، او و تمام دوستان و هم پیمانانش را به قتل خواهم رساند و نزدیک را به جای دور می گیرم (اگر به فرد خاطی دست نیابم، نزدیکانش را دستگیر خواهم کرد) تا مطیع من شوید و میان شما مخالف و منازعه گری باقی نماند. من پسر زیاد هستم و بیشتر از هر کس که قدم بر زمین نهاده به او شبیه ترم و شباهت دایی و پسرعمو (از آنجا که مادرش مرجانه عجم بود، گویا مرادش این بوده که من مانند دایی ام که عجم بود، ترسو نیستم و همچنین به پسرعمویم عثمان که فردی راحت طلب و سست عنصر بود و در خانه نشست تا او را کشتند، شباهتی ندارم؛ بلکه مانند پدرم فردی سختگیرم.) مرا از او جدا نکرده است».
عبیدالله در کوفه
صبح روز بعد، عبیدالله پانصد نفر از اهالی بصره، از جمله: عبدالله بن الحارث بن نوفل و شریک بن اعور را (که از شیعیان علی (علیه السّلام) محسوب می شد و در جنگ جمل و صفین در رکاب علی (علیه السّلام) جنگیده بود) انتخاب کرد. برخی منابع، به همراهی مسلم بن عمرو باهلی، منذر بن جارود نیز اشاره کرده اند. در بین راه عده ای از همراهان از راه ماندند؛ اما عبیدالله توقف نکرد و از بیم آنکه مبادا حسین بن علی (علیه السّلام) قبل از او وارد کوفه شود، همچنان با سرعت به راه خود ادامه داد. شریک اولین کسی بود که از ادامه راه بازماند. در بعضی منابع آمده است که او عمدا این کار را کرد و عده ای نیز با او ماندند و سپس عبدالله بن حارث نیز با عده ای دیگر خود را برای ادامه راه ناتوان جلوه دادند؛ به این امید که عبیدالله نگران آنها شود (و معطل گردد) و در نتیجه امام حسین (علیه السّلام) زودتر از او به کوفه برسد. اما ابن زیاد به هیچ کدام از آنها التفات نکرد و (با بقیه افراد) به راه خود ادامه داد تا به قادسیه رسید. در آنجا غلامش مهران نیز از ادامه راه ناتوان شد. عبیدالله به او گفت: اگر با این حال به راه خود ادامه دهی تا به قصر برسیم، صدهزار (درهم) به تو می دهم. اما او گفت: به خدا سوگند دیگر نمی توانم ادامه دهم. ابن زیاد پیاده شد و لباسی یمنی پوشید؛ نقابی بر صورت زد و دوباره سوار بر استرش شد و (گویا چون استراش از رفتن بازماند) پیاده شد و با پای پیاده، راه را ادامه داد و به هر زحمتی بود خود را به کوفه رساند. مردم کوفه که شنیده بودند امام حسین (علیه السّلام) به سوی ایشان حرکت کرده است، همگی از خانه هایشان (برای استقبال) بیرون آمدند. همین که عبیدالله (و افرادش) را دیدند، گمان کردند حسین بن علی (علیه السّلام) (با یارانش) است. لذا به استقبال او رفته و به وی می گفتند: خوش آمدی ای پسر رسول خدا عبیدالله از اینکه می دید مردم به او با عنوان حسین (علیه السّلام) خوشامد می گویند، ناراحت شد. ولی هیچ سخنی نگفت و به راه خود ادامه داد تا با این هیئت از جلوی نگهبانان دار الاماره گذشت. هرکس به او نظر می کرد بی شک او را حسین می پنداشت. نعمان بن بشیر با مشاهده آن صحنه، در دار الاماره را به روی او و همراهانش بست. برخی از همراهان عبیدالله فریاد زدند. در را باز کنید. نعمان که گمان می کرد حسین (علیه السّلام) آمده است، از بالای بام قصر فریاد زد: «تو را به خدا سوگند می دهیم که از اینجا دور شو؛ زیرا من امانتی که در دست دارم، به تو نخواهم سپرد و حاضر به جنگ با تو هم نیستم». عبیدالله که تا آن موقع ساکت بود، نزدیک شد و گفت: «در را باز کن که خدا توفیقت ندهد تا دری به روی خود بگشایی، شب گذشته است». یکی از اهل کوفه خطاب به مردمی که به دنبال عبیدالله آمده بودند، ولی می پنداشتند و امام حسین (علیه السّلام) است گفت: ای مردم! به خدا سوگند این مرد، پسر مرجانه است. در این هنگام نعمان در را باز کرد و عبیدالله وارد قصر شد و مردم پراکنده شدند.
سختگیری عبیدالله بر مردم
...



کوفه در دانشنامه ویکی پدیا

کوفه
مختصات: ۳۲°۰۲′ شمالی ۴۴°۲۰′ شرقی / ۳۲٫۰۳۳°شمالی ۴۴٫۳۳۳°شرقی / 32.033; 44.333
۳۲°۰۱′شمالی ۴۴°۱۴′شرقی / ۳۲٫۰۲°شمالی ۴۴٫۲۴°شرقی / 32.02; 44.24
نجف
کوفه یکی از شهرهای کشور عراق است. این شهر در ۱۷۰ کیلومتری جنوب بغداد و در استان نجف واقع شده است. مسجد کوفه که در قرن ۷ میلادی ساخته شده است از بناهای مهم این شهر و زیارت گاه شیعیان است. این شهر مدتی پایتخت علی بن ابیطالب بود و به همین دلیل به همراه سامرا، کربلا، کاظمین و نجف جایگاه ویژه ای در نزد شیعیان دارد. پارچه ای را که مردان عرب به سر می اندازند و چفیه نام دارد برخاسته از این شهر است.
عکس کوفه
باشگاه فوتبال کوفه (به عربی: نادي الكوفه) یک باشگاه فوتبال عراقی در شهر کوفه می باشد.
برگه باشگاه در وب گاه Goalzz.com
گم کوفه، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سید ولی الدین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
مسجد کوفه یکی از مساجد چهارگانه بزرگ جهان اسلام است که در شهر کوفه عراق ساخته شده است. این مسجد در ۱۲ کیلومتری شمال شهر نجف واقع است.گفته می شود این مسجد ابتدا توسط حضرت آدم ساخته شده و پس از مسجدالحرام قدیمی ترین مسجد جهان است. در دهه های اول هجری قمری این مسجد توسط سعد بن ابی وقاص بازسازی و سپس توسط علی ابن ابی طالب مرکزی مهم برای خلافت در نظر گرفته شد. مقبره برخی از بزرگان و علمای دینی در آنجا قرار دارد. گفته می شود پس از ظهور حجت بن حسن، این مسجد وسعت بسیاری خواهد یافت. این مسجد یکی از مکان هایی است که شیعیان حتی اگر آن جا مسافر باشند می توانند نماز خود را تمام بخوانند.
در اژدها
مسجد الحرام
مسجد النبی
مسجد الاقصی
مسجد سهله


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کوفه در دانشنامه آزاد پارسی

مسجد مسجد مسجد شهری در کرانۀ غربی رود فرات، به فاصلۀ ۱۰کیلومتری شمال شرقی نجف و ۱۷۰کیلومتری جنوب بغداد، با ۱۱۰هزار نفر جمعیت (۲۰۰۳). به همراه سامرا، کربلا، و نجف یکی از چهار شهر مهم عراق است که برای شیعیان اهمیتی خاص دارد و مرکز حکومت حضرت علی (ع) بود. کوفه در زمان خلافت عمر و پس از پیروزی اعراب مسلمان بر ساسانیان در جنگ قادسیه به دست سعد بن ابی وقاص بنا شد (۱۷ق) و با پیشروی اعراب به سمت شمال اهمیت یافت. پس از شهادت امام حسین (ع)، مختار ثقفی کوفه را اشغال، و کسانی را که از تشیع پیروی نمی کردند قتل عام کرد (۶۶ق). پس از شکست مختار از مُصعب بن زبیر در ۶۷ق، مصعب بسیاری از کوفیان را، از راه انتقام جویی، کشت. خوارج در ۱۲۷ق کوفه را از اشغال کردند. با روی کارآمدن عباسیان کوفه مقر خلافت شد، اما با احداث بغداد اهمیت خود را ازدست داد. قرمطیان در ۳۱۲ق کوفه را تسخیر و تاراج کردند، ولی پس از آن که مقر حکومت خود را به حله منتقل کردند (۴۹۵ق) کوفه اهمیت خود را ازدست داد و از زمان مغولان به بعد نامی از این شهر به میان نیامده است. کوفه در زمان امویان و عباسیان مرکز فضل و دانش بود و با بصره رقابت می کرد. خط کوفی منسوب به این شهر است. حضرت علی (ع) در کوفه به شهادت رسید؛ مسجدی که حضرت در آن ضربت خورد هنوز باقی است.

نقل قول های کوفه

کوفه شهری در ۱۷۰ کیلومتری جنوب بغداد و ۱۰ کیلومتری شمال شرق نجف، در عراق.
• «کوفه شهری است بزرگ و کهن ساز که ویرانی بسیار بر آن رفته و اکنون ویرانه هایش بیش از آبادانی هایش است… در یک فرسنگی غرب شهر مزاری گران قدر منسوب به علی بن ابی طالب رضی الله عنه که ناقهٔ بارکشِ پیکرِ بی جان آن حضرت در آنجا به زمین نشسته و گویند قبر حضرتش همان جاست و خدا به صحّت این سخن آگاه تر است. در این زیارتگاه ساختمانی است باشکوه…» -> ابن جبیر، در ۲۸ محرم ۵۸۰/ ۱۰ مه ۱۱۸۴

ارتباط محتوایی با کوفه

کوفه در جدول کلمات

سرزمینی که مرکز خلافت حضرت علی (ع) شهر کوفه در آن بود
عراق
یکی از خوارج که در سحرگاه روز ۱۹ رمضان سال چهلم هجری | در مسجد کوفه با شمشیر زهرآلودش ضربتی به حضرت علی (ع) زد
ابن ملجم

کوفه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی کوفه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کوفه پس از مختار   • مردم کوفه   • فاصله کوفه تا کربلا   • فاصله کوفه تا نجف   • جمعیت کوفه   • دانشگاه کوفه   • نقشه کوفه   • نقشه شهر کوفه   • معنی کوفه   • مفهوم کوفه   • تعریف کوفه   • معرفی کوفه   • کوفه چیست   • کوفه یعنی چی   • کوفه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوفه
کلمه : کوفه
اشتباه تایپی : ;,ti
آوا : kufe
نقش : اسم خاص مکان
عکس کوفه : در گوگل


آیا معنی کوفه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )