برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1316 100 1

کول کردن

معنی کول کردن در لغت نامه دهخدا

کول کردن. [ کو ک َ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه ، حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت. (فرهنگ فارسی معین ). بر پشت برداشتن کسی یا چیزی را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کول گرفتن. کسی را بر پشت خود گرفتن و راه بردن. (فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ). و رجوع به کول (معنی اول ) و ترکیب های آن شود.

معنی کول کردن به فارسی

کول کردن
( مصدر ) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت .
در تداول عامه حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت . کول گرفتن

معنی کول کردن در فرهنگ معین

کول کردن
(کَ دَ) (مص م .)(عا.) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت .

معنی کول کردن به انگلیسی

piggyback (فعل)
برپشت خود سوار کردن ، کول کردن ، پرپشت یاشانه سوار شدن
pick-a-back (فعل)
کول کردن

کول کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کول کردن   • مفهوم کول کردن   • تعریف کول کردن   • معرفی کول کردن   • کول کردن چیست   • کول کردن یعنی چی   • کول کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کول کردن
کلمه : کول کردن
اشتباه تایپی : ;,g ;vnk
عکس کول کردن : در گوگل

آیا معنی کول کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )