برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1293 100 1

کول

/kul/

مترادف کول: دوش، شانه، کتف، پلاس، گلیم، آبگیر، استخر، تالاب، کولاب

معنی کول در لغت نامه دهخدا

کول. (اِ) به معنی دوش و کتف باشد. (برهان ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). دوش که به عربی کتف گویند. (از فرهنگ رشیدی ). شانه. دوش. کتف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). گلپایگانی کول ، گیلکی کول. شانه و دوش. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
- از سر و کول هم بالا رفتن ؛ رجوع به ترکیب بعد شود.
- از کول هم بالا رفتن ؛ در تداول عامه ، در جایی پرازدحام برای خود جا بازکردن. (فرهنگ فارسی معین ).
- این کول و آن کول انداختن ؛ در تداول عامه ، تعلل کردن. مماطله کردن. (فرهنگ فارسی معین ).
- بر کول سوار کردن ؛ در تداول عامه ، بر شانه و پشت سوار کردن کسی را. (فرهنگ فارسی معین ).
- به کول انداختن ؛ کول کردن. رجوع به مدخل کول کردن شود.
- به کول گرفتن کسی یا چیزی را ؛ کول کردن :
رجوع به مدخل کول کردن شود.
خرسر و خرس روی و سگ سیرت
خر گرفته به کول ، خیک شراب.
سوزنی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- دم را روی کول گذاشتن و رفتن ؛ با یأس و نومیدی بازگشتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مأیوس یا مغلوب رفتن. (امثال و حکم ج 3 ص 825).
- کولبار ؛ کوله بار. باری که بر دوش یا پشت حمل کنند :
کولباری ز معصیت بر کول
کی توانی شدن به صدر قبول.
سراجی (از آنندراج ).
و رجوع به کوله بار شود.
- کول کردن کسی را ؛ به کول گرفتن. بر پشت یا بر دوش بردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مدخل کول کردن شود.
|| پشت و ظهر. (ناظم الاطباء). و رجوع به معنی قبل شود. || جایی بود که آب تنک ایستاده بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 325). با ثانی مجهول به معنی تالاب و استخر و آبگیر بود. ترکان هم تالاب را کول می گویند. (برهان ). به معنی آبگیر و تالاب گفته اند. و به ترکی هم کول به معنی حوض و آبگیر آمده ، ولی به کاف فارسی تکلم نمایند. (آنندراج ). آبگیر وهر گوی که در آن آب ایستد. (فرهنگ رشیدی ). تالاب و مغاک. (غیاث ). در اوراق مانوی (پهلوی ) کول (گودال ، گنداب ). این کلمه را به خطاگول نوشته اند چنانکه در لغت فرس اسدی چ هرن ص 87. (حاشیه ٔ برهان چ معی ...

معنی کول به فارسی

کول
دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل واقع در ۲٠ کیلومتری شمال سکوه جلگه و گرم معتدل دارای ۲۴٠٠ تن سکنه محصول غله پنبه لبنیات صنعت دستی قالیچه بافی .
( اسم ) تپه پشته .
کوله خاس . درختچه ایست که در کلیه نقاط مرطوب جنگلهای شمال فراوان است .
[ گویش مازنی ] /kool/ دوش، شانه - بلندی تپه – برآمدگی & پوست، پوسته، تفاله ی هر چیز & کوهان گاونر - شانه و کتف آدمی & گلپر
[ گویش مازنی ] /kool espan/ مخلوط گلپر و اسپند که برای جلوگیری از چشم زخم می سوزانند
[ گویش مازنی ] /kool beKhaarden/ جوشیدن
[ گویش مازنی ] /kool bashennian/ پوست عوض کردن
[ گویش مازنی ] /kol bakeshiyen/ زوزه کشیدن همراه با آوای ممتد - پوست کندن
[ گویش مازنی ] /kool bayitan/ به پشت گرفتن – کول گرفتن
[ گویش مازنی ] /kool vaeiten/ به پشت گرفتن
آنکه کول پزد
عمل و شغل کول پز یا کوره یا جایی که کول پزند.
( اسم ) درختچهای کوتاه از تیر. سوسنیها و از دست. مارچوبه ها که ارتفاعش حدود ۶٠ سانتیمتر است . ساقه اش منشعب بساقه های فرعی و منتهی به نوکی خار مانند است . گلها یش کوچک و سبز رنگ و دارای دم گلی است که بصفحات سبز رنگ و برگ مانند چسبیده است . میوه اش سته و برنگ ارغوانی و بقطر یک سانتیمتر است جز جیز چوشت چشت هس پل کول کولر کول کیش کول خس .
کول دم هدائن ...

معنی کول در فرهنگ معین

کول
(اِ.) گلیم و پلاس کهنه .
(اِ.) پشت ، به ویژه بخش بالای پشت انسان یا حیوان ، گُرده .
(اِ.) ۱ - کتف ، دوش . ۲ - آبگیر، برکه .
(کَ دَ) (مص م .)(عا.) حمل کردن بار یا شخصی را بر روی شانه یا پشت .
(حَ. کُ) [ ع - فا. ] (اِمر.) کسی که خود توانایی مالی برای رفتن به حج را ندارد و از طریق گدایی کردن از دیگران ، امکان رفتن به حج را فراهم کند.
( ~ .) (اِمر.) (عا.) بازوها و شانه ها. ، از ~ افتادن احساس خستگی شدید و طاقت فرسا کردن .

معنی کول در فرهنگ فارسی عمید

کول
حلقه های بزرگ سفالی یا سیمانی در مجرای قنات یا فاضلاب که مانع نشست یا ریزش آن می شود.
پوستینی از جنس پوست گوسفند: میفکن کَوَل گرچه خوار آیدت / که هنگام سرما به کار آیدت (نظامی۵: ۸۱۷ ).
دوش، کتف، کوله.
= کولیدن
= گول۲

کول در دانشنامه ویکی پدیا

کول
کول ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کول (دیواندره)
کول (زبان برنامه نویسی)
کول (به کوردی:کۆڵ)(دیواندره)، روستایی از توابع بخش سارال شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.
این روستای گردشگری دارای طبیعت بکر و همچنین چشمه آب زیبای احمد مری است،همچنین این روستا به خاطر وجود آرامگاه سید محمود کول یک روستای زیارتی نیز محسوب میشود،که در طول سال گردشگرانی از نقاط مختلف استان و حتی استان های هم جوار برای زیارت به این روستا می آیند.
این روستا در دهستان سارال قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۲۹ نفر (۱۰۲خانوار) بوده است.
کول (زبان برنامه نویسی) (COOL مخفف Classroom Object Oriented Language) یک زبان برنامه نویسی است که به وسیلهٔ الکساندر ایکن برای استفاده در پروژهٔ درس کامپایلر طراحی شد. با اینکه که COOL برای یک پروژهٔ درسی، به اندازهٔ کافی جمع وجور است، اما خیلی از ویژگی های زبان های برنامه نویسی جدید مثل شی ها، قابلیت مدیریت حافظهٔ خودکار، نوع بندی ایستا به طور قوی و بازتاب آسان را داراست.
مرجع مترجم کول با سی پلاس پلاس نوشته شده و به طور کامل با ابزار دامنهٔ عمومی ساخته شده است. این مرجع برای SPIM، شبیه ساز MIPS (میپس)، کد تولید می کند؛ بنابراین این زبان باید به راحتی با سایر بسترهای نرم افزاری ارتباط برقرار کند. این زبان برای آموزش کامپایلر در بسیاری از مراکز آموزشی از جمله دانشگاه کالیفرنیا، برکلی (جایی که برای اولین بار مورد استفاده قرار گرفت) و دانشگاه شهید بهشتی ایران استفاده شده است و نرم افزار آن نیز پایدار است.
این زبان ارتباطی با زبان COOL موجود در CLIPS ندارد.
ازآنجایی که هدف اصلی این زبان، استفاده در آموزش است، خیلی از ویژگی های زبان های برنامه نویسی کلی تر را ندارد. برای مثال این زبان از عملگر مقایسه ای کوچک تر پشتیبانی می کند اما از بزرگ تری نه. نحو ای ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی کول به انگلیسی

piggyback (قید)
کول
pick-a-back (قید)
کول

معنی کلمه کول به عربی

شبوط

کول را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ماریا
باحال خفن یا خوب
مصیب مهرآشیان مسکنی
کول کمینگاه صیادان است که اصل ان چون در زمین کالیده شده و گود شده و با نی و هیزم مانندآلاچیق پوشیده شده است کول نام گرفته ولی در خراسان که مهد وخاستگاه فرهنگ ها می باشد تمام کمینگاه های صیادی که جهت رصد صید ساخته شده چه کالیده شده باشد چه بنا شده باشد کول می نامند ولذا کومه واژه طبری و گیلکی می باشد و اصلا نه در خراسان و نه در افغانستان که خراسان بزرگ است کاربرد ندارد ولی هنوز در خراسان و روستا های ان به اینگونه آلا چیق ها کول میگویند
علی باقری
کول cool در زبان ترکی به معنی خاکستر می باشد و در زبان انگلیسی هم به زغال و خاکستر کول گفته می شود
این واژه در ترکیب بیشتر لغات ترکی دیده می شود
گول
کول در زبان تورکی به صورت گول به معنی تالاب و دریا میباشد، بنابراین اگر کول معنی تالاب ،استخر، برکه داشته باشد پس یک کلمه تورکی است
علی باقری
کَوَل : کول لوله های سیمانی و استوانه ای شکل است که به هنگام حفر چاه های آب و فاضلاب برای جلوگیری از ریزش آن در چاه قرار می‌ گیرد. (اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)
هنرزاده
در لهجه شیراز و شهرهای فارسو لهجه عربهای خمسه هنگامی که به فارسی صحبت می کنند، علاوه بر معانی ذکر شده : کول و کولِه کردن و بر پشت گذاشتن مقدار معینی بار ، یک کول و کولِه هیزم به اندازه ای که با بند بسته می شود و یک نفر بتواند حمل کند بر پشتش. دوش و کتف و شانه کسی بالا رفتن. حمل کردن و کول و کوله کردن بار به وسیله شخص و معمولا بر پشت شخص. کوله بار مقدار معینی از بار که بوسیله شخص حمل می شود. کول بر و کوله بر کسی که بار را بر پشت خود حمل می کند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تمرینات کول با دمبل   • کول با دستگاه ساق پا   • بهترین حرکات کول   • حرکات زیربغل در بدنسازی   • حركت كول با هالتر   • کول وزنه صفحه ای   • تقویت عضله کول   • کول چاه   • معنی کول   • مفهوم کول   • تعریف کول   • معرفی کول   • کول چیست   • کول یعنی چی   • کول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کول
کلمه : کول
اشتباه تایپی : ;,g
آوا : kul
نقش : اسم
عکس کول : در گوگل

آیا معنی کول مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )