انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 803 100 1

معنی کوپال در لغت نامه دهخدا

کوپال.(اِ) لخت آهنین بود، تازیش عمود است. (لغت فرس اسدی ). عمود و گرز آهنین را گویند. (برهان ). به معنی گرزو عمود باشد و به بای عربی معنی آن روشن تر شود یعنی کوبنده ٔ بال و بازو و به قانونی که در فارسی رسم است یک با را حذف کرده کوب بال را کوبال گویند . (آنندراج ). گوپال. کردی ، کوپال (عصا، چوب دست چوپان )، کوپال (چوب دست شبان ). ولف در شاهنامه گوپال (با کاف پارسی ) آورده است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
به پای آورد زخم کوپال من
نراند کسی نیزه بربال من.
فردوسی (از لغت فرس ).
از او باد بر سام نیرم درود
خداوند شمشیر و کوپال و خود.
فردوسی.
اگر داد مردی بخواهیم داد
ز کوپال و شمشیر گیریم یاد.
فردوسی.
بر و بر منوچهر کرد آفرین
که بی تو مباد اسب و کوپال و زین.
فردوسی.
ای به کوپال گران کوفته پیلان را پشت
چون کرنجی که فروکوفته باشد به جواز.
فرخی.
این ز کوپال گران خوردن مغفر همه پست
وآن ز خون دل و از خون جگر جوشن تر.
فرخی.
من نه مسلمانم و نه مرد جوانمرد
تا سرتان نگسلم ز دوش به کوپال.
منوچهری.
از دل گردان برآرزهره به پیکان
در سر مردم بکوب مغز به کوپال.
منوچهری.
یکی تیغ پولاد گرز گران
همان درع و کوپال و برگستوان.
اسدی.
زبر مغز کوبنده کوپال بود
به زیر از یلان بر سر و یال بود.
اسدی.
ز گردان خاور سواری چو ببر
برون تاخت با گرز و کوپال و گبر.
اسدی (از آنندراج ).
ز نیزه نیستان شده روی خاک
زکوپالها کوه گشته مغاک.
نظامی.
ز بس زخم کوپال خاراستیز
زمین را شده استخوان ریزریز.
نظامی.
بر آن بود رایم که عزم آورم
به کوپال با پیل رزم آورم.
نظامی.
نمایم به گیتی یکی دستبرد
که گردد ز کوپال من کوه خرد.
نظامی.
نه در خشت و کوپال و گرز گران
که آن شیوه ختم است بر دیگران.
سعدی.
|| گردن سطبر و گنده را نیز گفته اند. (برهان ).گردن سطبر و قوی. (آنندراج ) :
جوانی و کوپال و نیرو نماند
ز من هیچ جزنام نیکو نماند.
فردوسی (از فرهنگ رشیدی ).
من از دور دیدم بر و یال اوی
چنان برز بالا و کوپال اوی.
فردوسی.

کوپال. (اِخ ) نام مبارزی است از خویشان پادشاه روس. (جهانگیری ) (برهان ). و به این معنی با کاف فارسی هم آمده است. (برهان ).

معنی کوپال به فارسی

کوپال
محمد صادق ( خان ) سالار نظام ( سرلشکر) از رجال نظامی اواخر قاجاریه و اوایل دوره پهلوی ( ف.اواخر ۱۳۳۴ه ش./ ۱۳۷۵ه ق.) وی تحصیلات متوسطه را در دبستان ایرانیان استانبول گذرانید و پس از طی تحصیلات ابتدایی در مدرسه نظام استانبول و ارتقا بدرجه نایب دومی در سال ۱۳۲۸ ه ق . به ایران بازگشت . محمد صادق خان پس از ورود بایران بفرماندهی آتشبار توپ شنیبدر کوهستانی در توپخانه منصوب شد و در جنگ با طرفداران سالار الدوله شرکت کرد و بسبب رشادت در ۱۳۳٠ ه ق . بدرجه سلطانی ( سروانی ) رسید . در ۱۳۳۳ با درجه سرگردی با مهاجران همراهی کرد . در سال ۱۳۴۸ ه ق ./ ۱۳٠۸ ه ش . بدرجه سرتیپی و در سال ۱۳۶۵ بدرجه سرلشکری ارتقا یافت. وی علاوه بر مناصب نظامی در موسسات کشوری نیز مصدر خدماتی بود . از جمله در سال ۱۳۴۷ بحکومت پشت کوه منصوب گردید و سال بعد بریاست کل شهربانی کشور و در سال ۱۳۵٠ ه ق ./ ۱۳۱٠ ه ش . بسرپرستی کل اداره هواپیمایی انتخاب شد و مدتی هم ریاست اداره کل ژاندارمری را داشت . بعد از شهریور ۱۳۲٠ ه ش . فرمانداری نظامی رضائیه را بعهده گرفت . آخرین سمت او ریاست کل شهربانی در ۱۳۳٠ ه ش . بود .
کوبال:گرز، عمود، به معنی بروبازووگردن ستبرهم گفته شده
( اسم ) گرز آهنین عمود : وز و باد بر سام نیرم درود خداوند شمشیر و کوپال و خود .

معنی کوپال در فرهنگ معین

کوپال
(اِ.) عمود، گرز آهنین .
(لُ) (اِمر.) توش و توان ، نیرو، زورمندی .

معنی کوپال در فرهنگ فارسی عمید

کوپال
۱. = گرز: نمایم به گیتی یکی دستبرد / که گردد ز کوپال من کوه خرد (نظامی۵: ۹۲۳).
۲. [مجاز] گردن ستبر و بروبازوی قوی.

کوپال در دانشنامه ویکی پدیا

کوپال
گرز
میدان نفتی کوپال
کوپال (سنگ) ‏(en)‏ نوعی گوهر آلی زینتی تشکیل شده از صمغ درختان
کوپال اولین فیلم بلند سینمایی کاظم ملایی است که پیش از آن آثار کوتاه متفاوتی همچون «لطفاً از خط قرمز فاصله بگیرید»، «منها» و «دیلیت» را ساخته و در جشنواره های داخلی و خارجی متعددی حضور موفق داشته است.
کوپال مشکوت (زاده ۱۳۳۱، کرمان) کارگردان، فیلمنامه نویس و عکاس ایرانی است.
ابیگری، کوپال (به لاتین: Abbigeri, Koppal) در هند است که در کارناتاکا واقع شده است.
کوپال یک اندیس مصالح ساختمانی است که در حوالی شهر مارون استان خوزستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مارن است.سنگ میزبان این اندیس رس،مارن،آهک است
اکالکامپی، کوپال (به انگلیسی: Akalkumpi, Koppal) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در کارناتاکا واقع شده است.
شاخ کوپال، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان اهواز در استان خوزستان ایران است.
فرودگاه کوپال (به انگلیسی: Koppal Airport) یک فرودگاه خصوصی است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۱۸۲۸ متر است. این فرودگاه در شهر هوسپت کشور هند قرار دارد و در ارتفاع ۵۱۸ متری از سطح دریا واقع شده است.
محمد صادق (خان) سالار نظام (سرلشکر) کوپال از رجال نظامی اواخر قاجاریه و اوایل دوره پهلوی (ف. اواخر ۱۳۳۴ه ش. / ۱۳۷۵ه ق)
میدان نفتی کوپال، از میدان های نفتی ایران می باشد، که در استان خوزستان در فاصله ۶۰ کیلومتری از شمال شرقی اهواز قرار دارد. طول این میدان ۳۹ کیلومتر و عرض آن ۴ کیلومتر است. ظرفیت تولید نفت خام میدان کوپال بطور متوسط معادل ٩١ هزار بشکه در روز است، که از طریق ۳۲ حلقه چاه فعال در دو سازند آسماری و گروه بنگستان این میدان انجام می گیرد. از این میدان روزانه ٢ هزار بشکه میعانات گازی نیز تولید می شود.
میدان نفتی کوپال در سال ۱۳۴۴ کشف و در سال ۱۳۵۰ بهره برداری از آن آغاز شد. میدان کوپال ۵ میلیارد و ۶۰۰ میلیون بشکه نفت درجای اولیه دارد و تاکنون تعداد ۴۸ حلقه چاه نفت در این میدان حفاری شده است. این میدان نفتی در حوزه عملیاتی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب قرار دارد، که عملیات استخراج از آن توسط شرکت بهره برداری نفت و گاز مارون انجام می شود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کوپال در جدول کلمات

ساخته کوپال مشکات در سال 63 با بازی جمشید مشایخی و عنایت بخشی
پیراک
فیلمی از کوپال مشکوت در سال 63 با شرکت جمشید مشایخی | عنایت بخشی و شهاب عسگری
پیراک
فیلمی از کوپال مشکات به بازیگری سعید راد
,,,,,

معنی کوپال به انگلیسی

mace (اسم)
چماق ، گرز ، عمود ، کوپال ، گل جوز ، پوست جوز ، راف ، گول زدنی

معنی کلمه کوپال به عربی

کوپال
صولجان

کوپال را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی کوپال



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مرغ سوخاری کوپال   • فیلم کوپال   • بخاری کوپال   • مرغ کوپال   • فست فود کوپال   • کولر کوپال   • شرکت کوپال   • کوپال اصفهان   • معنی کوپال   • مفهوم کوپال   • تعریف کوپال   • معرفی کوپال   • کوپال چیست   • کوپال یعنی چی   • کوپال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوپال
کلمه : کوپال
اشتباه تایپی : ;,~hg
آوا : kupAl
نقش : اسم
عکس کوپال : در گوگل


آیا معنی کوپال مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )