برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1321 100 1

کوچه

/kuCe/

مترادف کوچه: برزن، خیابان، گذرگاه، معبر

معنی کوچه در لغت نامه دهخدا

کوچه. [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میرعبدی که در بخش دستیاری شهرستان چاه بهار واقع است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

کوچه. [ چ ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کنگاور که در بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان واقع است و 320 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

کوچه. [ چ َ / چ ِ ] (اِ مصغر) محله و برزن. (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بعضی گویند به معنی برزن است که به عرب محله خوانند. (برهان ).محله ٔ کوچک. برزن. (فرهنگ فارسی معین ) :
پس در این کوچه نیست راه شما
راه اگر هست ، هست آه شما.
سنائی.
هفت شهر عشق را عطار گشت
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
مولوی.
ای که از کوچه ٔ معشوقه ٔ ما می گذری
با خبر باش که سر می شکند دیوارش.
حافظ.
|| خیابان. (فرهنگ فارسی معین ) : در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو در هر یک بیاعان و حجره داران بسیار نشسته بودند. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو از فرهنگ فارسی معین ). || راه کوچک و تنگ را گویند، چه راه بزرگ و فراخ را کو و کوی خوانند. (برهان ). راه کوچک و دراز. (آنندراج ).مصغر کو، یعنی راه کوچک و تنگ. (ناظم الاطباء). راه تنگ و باریک در شهر یا ده. (فرهنگ فارسی معین ). چندان برف بود در صحرا که کس اندازه ندانست و از پیشتر نامه رفته بود به بوعلی کوتوال تا حشر بیرون کند و راه بروبند و کرده بودند که اگر نروفته بودندی ممکن نبودی که کسی بتوانستی رفت و راست به کوچه ای مانست از رباط محمد سلطان تا شهر. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص 534). تا چهار دانگ نیشابور کوچه ها و محلات بسیار بود. (عالم آرا ص 218).
- خود را به کوچه علی چپ زدن ؛ در تداول عامه ، از موضوع مورد بحث به موضوع دیگر پرداختن. (فرهنگ فارسی معین ).
- || تجاهل کردن. (فرهنگ فارسی معین ). برای جلب نفعی یا احتراز از زیانی تجاهل کردن. (امثال و حکم ).
- کوچه ٔ آشتی کنان ؛ کوچه ای تنگ که دو تن از آن به سختی گذرند. (از امثال و حکم ).
- کوچه ٔ باستان ؛ کنایه از دنیا و عالم است. (برهان ) (آنندراج ).
- کوچه ٔ بن بست ؛ کوچه ٔ سربست. (آنندراج ). کوچه ای که آخر آن مسدود است و راه به خار ...

معنی کوچه به فارسی

کوچه
مصغرکوی، راه باریک میان شهریاده
۱ - محل. کوچک بر زن : تا چهار دانگ شب در کوچه ها و محلات بسیار بود . ۲ - خیابان : کوچه ای بود که آنرا کو طراز میگفتند در آن کوچه پنجاه کاروانسرای نیکو و در هر یک از بیاعان و حجره داران بسیار نشسته بودند . ۳ - راه تنگ و باریک در شهر یا ده . یا کوچ. باستان . دنیا عالم . یا کوچ. بن بست . کوچه ای که آخر آن مسدود است و راه بخارج ندارد . دل مرا زخ زلف او رها یی نیست بدرز کوچ. بن بست هیچکس نزده است . ( صائب ) یا کوچ. خطر . عالم دنیا . یا کوچ. خموشان . گورستان قبرستان : یاد شهادت عشق در کوچ. خموشان کاسودگی ز ما برد غوغای زندگانی . یا کوچ. سلامت . کوچه ای که برای گرفتن قلعه در زیر زمین کنند و قلعه گیران بدان راه دارند : دیوانه شو که عشرت طفلان. جهان در کوچ. سلامت زنجیر بوده است . ( صائب ) توضیح یا خود را به کوچ. علی چپ زدن . ۱ - از موضوع مورد بحث بموضوع دیگر پرداختن . ۲ - تجاهل کردن . یا کوچه را عوض کردن . اشتباه کردن .
[alley] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] راه باریک بین منازل مسکونی برای دسترسی به آنها
( اسم ) کوچه ای که راهی ببازار داشته باشد : وانکه خود را شوکت کیوان عجولی خوانده است باشد اندر کوچه بازار خیالم لته چین . ( فوقی یزدی )
( اسم ) کوچهای که راهی بباغ داشته باشد یا از کنار باغ گذرد : در کوچه باغ زلف خزانرا گذار نیست دل را بان دو سلسل. مشکبار بخش . ( صائب )
( صفت ) منسوب به کوچه باغ . یا آواز کوچه باغی . آوازی که داش مشدیها و جاهلها خوانند و آن یکی از گوشه های دستگاه شور است .
( اسم ) ۱ - سد و بند سر کوچه : سیلاب را ملاحظه از کوچه بند نیست زنهار پیش دید. من آستین مگیر . ( صائب ) ۲ - نشان و علامت حد کوچه ها .
( مصدر ) ۱ - سد و بند کردن سر کوچه ه ...

معنی کوچه در فرهنگ معین

کوچه
(چِ) (اِمصغ .) کوی ، محل عبور و مرور. ، خود رابه ~ی علی چپ زدن کنایه از: خود را به نادانی و نشنیدن و بیراهه زدن .
( ~ .) (اِمر.) کوچه ای که راهی به باغ داشته باشد یا از کنار باغ بگذرد.
( ~. چِ) (اِ.) کوچه فرعی .

معنی کوچه در فرهنگ فارسی عمید

کوچه
راه باریک میان شهر یا ده.
* کوچه دادن: (مصدر لازم) [مجاز] راه باز کردن مردم برای عبور کسی، راه دادن.
کوچه ای که به باغ راه داشته باشد یا از کنار باغی بگذرد.
۱. = کوچه باغ
۲. [مجاز] ویژگی هر نوع آواز جاهل مآبانه.
۳. (اسم) (موسیقی) گوشه ای در آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور.
در، سد، یا بندی که در سر کوچه می ساختند: سیلاب را ملاحظه از کوچه بند نیست / زنهار پیش دیدۀ من آستین مگیر (صائب: لغت نامه: کوچه بند).
کوچه های تنگ یکی پس از دیگری، کوچۀ باریک.
کسی که در کوچه و خیابان گردش می کند.
۱. کوچۀ کوچک.
۲. کوچۀ بن بست.
کوچه های تنگ یکی پس از دیگری، کوچۀ باریک.

کوچه در دانشنامه اسلامی

محسن کوچه باغی تبریزی، (1302 - 1390)، در شهر تبریز زاده شد. پدرش میرزا عباسعلی کوچه باغی از روحانی های صاحب نام آن زمان در تبریز بود.
دروس ابتدایی را تا ششم در مدرسه اعتماد که بعدها به انوری تغییر نام داد به اتمام رسانید و طی مراحلی تا دیپلم تحصیلاتش را ادامه داد. از 11 سالگی دروس حوزوی را در مدرسه جامع تبریز تحصیل نمود.
وی دروس مقدماتی پایه حوزوی را در ابتدا از پدر خود و به ترتیب از میرزا باقر واعظ ویجویه ای، شیخ علی اکبر نحوی و دیگر دروس مقدماتی مانند شرح لمعه، مغنی و شرایع را از شیخ حسین شنب غازانی، حاج سید علی مولانا، حاج حجت ایروانی به پایان برد و دروس سطح حوزوی را که شامل رسائل، مکاسب و کفایه است، نزد آیت الله شهیدی به پایان رساند. همچنین سفرهایی نیز به قم داشت و در درس و بحث حضرات آیات نجفی و بروجردی شرکت کرد.
وی دروس خارج یا عالی حوزوی را نیز تا حدودی در تبریز و قم تلمذ نمود و برای تکمیل آن راهی حوزه علمیه نجف شد و مدت 10 سال در جلسات فقهی و اصولی مراجعی چون حضرات آیات خویی، سید محسن حکیم، سید عبدالهادی شیرازی، حلی و کاشف الغطاء شرکت نمود و در دروس خارج آیت الله میلانی در کربلا نیز شرکت می کرد. وی از همه اساتید مذکور در عراق اجازه اجتهاد کسب نمود و در سال 1382ق، به ایران برگشت.
وی هم زمان با تحصیل، به تدریس نیز می پرداخت و تا کفایه را در تبریز تدریس می نمود و هم زمان با ورود به نجف، پس از مدتی، شروع به تدریس به طور محدود نمود و سپس به تدریس دروس خارج و گاهی نیز مکاسب نمود و همان روال تدریس را نیز در ایران ادامه داد و شاگردان زیادی داشت.
میرزا محسن کوچه باغی، شامگاه 11 مرداد 1390، بر اثر کهولت سن درگذشت. وی در قطعه صدیقین وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شده است.



کوچه در دانشنامه ویکی پدیا

کوچه
کوچه راه باریکه ای است که معمولاً میان یا پشت ساختمان ها قرار دارد و تنها یک خودرو می تواند از آن بگذرد.مثالی از کوچهٔ ایرانی سقف دار در نائین   کوچه ای در کاشان، ورودی خانه طباطبایی، به سمت بیرون   کوچه ای در یزد
کوچهٔ بن بست کوچه ای است که پایانش بسته باشد.در شهرها یا شهرک های قدیمی ، کوچه ها اغلب به جامانده از شبکهٔ خیابانی سده های میانه هستند یا دنبالهٔ یک راه یا پیاده روی کهن در یک شهر می باشند.
در محلّه های کهن شهرهای ایران ، کوچه ها اغلب با دیوارهای بلند خشتی یا آجری و دارای سقف در فواصل گوناگون هستند که رهگذران را از گردوخاک و نور شدید آفتاب محافظت می کند.
مثالی از کوچهٔ ایرانی سقف دار در نائین
عکس کوچه
کوچه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کوچه
رادیو کوچه
کوچه برلن
کوچه طلا
کوچه (ایرانشهر)
کوچه (ایرانشهر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان دامن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۳ نفر (۳۰خانوار) بوده است.
کوچه (به لهستانی: Kucze) یک روستا در لهستان است که در گمینا کالینووو واقع شده است.
فهرست شهرهای لهستان
کوچه (کنگاور)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کنگاور در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان گودین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۵ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های کوچه

کوچه راه باریکه ای است که معمولاً میان یا پشت ساختمان ها قرار دارد و تنها یک خودرو می تواند از آن بگذرد. کوچهٔ بن بست کوچه ای است که پایانش بسته باشد. در شهرها یا شهرک های قدیمی، کوچه ها اغلب به جامانده از شبکهٔ خیابانی سده های میانه هستند و یا دنبالهٔ یک راه یا پیاده روی کهن در یک شهر می باشند.
• «زاهد از کوچه ی رندان به سلامت بگذر/تا خرابت نکند صحبت بدنامی.» -> حافظ

ارتباط محتوایی با کوچه

کوچه در جدول کلمات

کوچه
کوی
کوچه ای که راه به جایی نداشته باشد
بن بست
کوچه ته بسته
بن بست
بخشی در خانه های قدیمی که بین کوچه و در ورودی می ساختند
هشتی
مولف کتاب کوچه درباره فرهنگ مردم کشورمان
احمد شاملو

معنی کوچه به انگلیسی

alley (اسم)
کوچه ، خیابان کوچک
street (اسم)
کوچه ، خیابان ، جاده
lane (اسم)
کوچه ، نای ، راه باریک ، گلو ، خط سیر هوایی ، راه دریایی

معنی کلمه کوچه به عربی

کوچه
شارع , طريق , ممر
طريق

کوچه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین فلاح
کوچه از بن مضارع کوچیدن ساخته شده و به معنی جای گذر، گذرگاه و کوچیدنگاه می باشد.
در گویش یزدی به دهان، کٌچه نیز گفته می شود راه عبور غذا.
علی باقری
کوچه: [ اصطلاح معماری و شهر سازی ] به گذرهایی اطلاق می شود که عرض آنها از 12 متر کمتر باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شعر کوچه شاملو   • شعر کوچه باغ   • شعر كوچه سهراب سپهري   • دانلود شعر کوچه فریدون مشیری   • جواب شعر کوچه   • کوچه فریدون مشیری با صدای ارش   • معنی کوچه   • شعر کوچه بن بست   • مفهوم کوچه   • تعریف کوچه   • معرفی کوچه   • کوچه چیست   • کوچه یعنی چی   • کوچه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوچه
کلمه : کوچه
اشتباه تایپی : ;,]i
آوا : kuCe
نقش : اسم
عکس کوچه : در گوگل

آیا معنی کوچه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )