برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1290 100 1

کچه

/kaCe/

مترادف کچه: چانه، ذقن، زنخدان

معنی کچه در لغت نامه دهخدا

کچه. [ ک َ چ َ / چ ِ ] (اِ) انگشتر بی نگین خانه را گویند یعنی حلقه ای باشد از طلا و نقره و غیره که بر انگشت کنند و آن را به عربی فَتخَه خوانند و بدان شبها بازی کنند و کچه بازی همان است. (برهان ). انگشتری بی نگین خانه را گویند چنانکه بازی انگشتری که زنان و دخترکان کنند کچه بازی گویند. (آنندراج ). چهله (هندی ) (از جهانگیری ) (از غیاث اللغات ). انگشتری بی نگین خانه یعنی حلقه ای از طلا و نقره که بر انگشت و زنخ و چانه کنند. (ناظم الاطباء) :
دو دست این جهان و آن جهان پوچ
کچه پیش من است این پوچ و آن پوچ.
میرتشبیهی (از فرهنگ جهانگیری ).
رجوع به کَجَه شود.
- کچه گل کردن ؛ بیرون آمدن کچه از مشت کسی. (از آنندراج ).
- || ظاهر شدن راز پنهانی و مأخذ، همان انگشتربازی است و هر وقتی که گل کند انگشتر که پنهان است پیدا می شود. (از آنندراج ).ظاهر شدن و فاش کردن چیزی نهانی. (ناظم الاطباء). رجوع به کچه بازی شود.
|| زنخ و چانه را نیز گویند که موضع ریش بیرون آمدن باشد. (برهان ). کچه بمعنی زنخ است مرادف کاچه و آن را چانه نیز گفته اند. (از آنندراج ). کاجه.(از فرهنگ جهانگیری ). کُچَّه. (از لغت محلی شوشتر نسخه ٔ خطی ). مخفف کاچه ، در شیراز نیز بدین معنی مستعمل است. (فرهنگ نظام ).
- کچه درآوردن ؛ به شیرازی یعنی دهان و چانه را کج کردن به تمسخر و تقلید کسی. (آنندراج ). دهن کجی کردن به تمسخر و تقلید کسی. (فرهنگ نظام ). و رجوع به کُچَّه شود.
|| کفگیر. || قلابی که از آن گوشت آویزان کنند. (ناظم الاطباء). || کسی که سخن فصیح نتواند گفت و آن را کج زبان نیز گویند. (آنندراج ).

کچه. [ ک َ چ َ ] (اِخ ) قصبه ای در رویان بود و به نام های کَجَّه ، کجو، کجویه کچو نیز خوانده می شد. (از ترجمه سفرنامه ٔ مازندران ص 205 و بخش انگلیسی ص 154). لسترنج در جغرافیای تاریخی نوشته است که در حول و حوش چالوس دو شهر بوده که یکی را کبیره و دیگر را کچه می گفته اند و یاقوت شهر کلار را همان کچه دانسته اما در این نامها اختلاط و اشتباه روی داده است دور نیست که کلار و کچه و رویان شهرهایی نزدیک به هم و حتی احتمال می رود هر سه اسم یک شهر باشند. (از جغرافیای تاریخ لسترنج ص 398 و 399).
...

معنی کچه به فارسی

کچه
( اسم ) زنخ چانه . یا کچه در آوردن . دهن کج کردن بتمسخر و تقلید کسی .
قصبه ای در رویان بود و بنامهای کجه کجو
[ گویش مازنی ] /kache/ قاشق چوبی
( صفت ) آنکه کجه بازی کند : [ چرخ کجه باز تا نهان ساخت کجه با نیک و بد دایره در باخت کجه ... ] . ( رودکی ) درینجا ایهام است ( معنی دیگر کج باز کجرفتار و کج روش است ) .
انگشتر بازی .
[ گویش مازنی ] /kachche bazoen/ دست زدن و شادمانی کردن - هم زدن – هم زدن آش های نذری که جنبه ی تبرک دارد
[ گویش مازنی ] /kache tak/ از انواع مرغابی
[ گویش مازنی ] /kache dachin/ ظرفی چوبی و معمولا استوانه ای شکل که قاشق های چوبی را در آن قرار دهند – قاشق دان
[ گویش مازنی ] /kache dem/ دسته ی قاشق چوبی
[ گویش مازنی ] /kache rek/ نوعی ابزار در تراشیدن قاشق چوبی - وسیله ای برای بیرون آوردن تخم کدو از داخل آن
[ گویش مازنی ] /keche laab/ پوسته ی تخم مرغ
[ گویش مازنی ] /kache les/ قاشق بزرگ با دسته ی بلند و صاف
[ گویش مازنی ] /kache loole/ کچه لوله
[ گویش مازنی ] /kache haakerdan/
[ گویش مازنی ] /kache kaal sang/ ابزار آ ...

معنی کچه در فرهنگ معین

کچه
(کَ چِ) (اِ.) ۱ - انگشتر بی نگین . ۲ - چانه ، زنخ .

معنی کچه در فرهنگ فارسی عمید

کچه
۱. انگشتر بی نگین.
۲. مهره.
۳. =کاچه

کچه در دانشنامه ویکی پدیا

کچه
کچه (به مجاری: Kékcse) یک منطقهٔ مسکونی در مجارستان است که در زابولکس-زاتمار-بریج واقع شده است. کچه ۱۸٫۲۳ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۵۲۴ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای مجارستان
کچه باش، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان باش قلعه قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۰۱ نفر (۱۱۹ خانوار) بوده است.
کچه رود، روستایی از توابع بخش میرجاوه شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان لادیز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۴ نفر (۸خانوار) بوده است.
کچه گنبد، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان سیاه منصور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۴۹ نفر (۹۷خانوار) بوده است.
کچه گنبد (بیجار)، روستایی از توابع بخش چنگ الماس شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
سایت روستای کچه گنبد این روستا با فاصله شش کیلومتری دامنه جنوبی طبیعت زیبای کوه چنگ الماس واقع شده دارای مزارع سرسبز،وجنگل زیبای بالای روستا با درختان بلند قامت صنوبر و درخت بیدانواع زیادی از درختان میوه و باغهای انگور و آب معدنی خنک چشمه طبیعی بالای جنگل جلوه با شکوهی به این روستاداده است، برای آشنای بیشتر به وب سایت این روستا مراجعه نمائید.
این روستا در دهستان پیرتاج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۸ نفر (۳۱خانوار) بوده است.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کچه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدیاسین
به فتح ک و کسر چ. چانه در گویش کازرونی(ع.ش)
محمد
کُچه در زبان ترک قشقایی به چه معناست
و آیا اقوامی هستند که پسوند فامیلی کُچه باشد!؟
حسین
کچه کلمه ترکی است.به معنی انگشتربدون نگین یاهمان حلقه ی طلا
مجید از عقیلی شوشتر
نام طایفه ی ما کجه است. ما خود را بختیاری می دانیم.شاید جای دیگری هم در کشور عزیزمان به همبن وجود داشته باشد. دوست دارم اطلاعات دوستان را بشنوم. سپاس
سجادیه
کُچَه در گویش یزدی یعنی دهان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وسایل کچه دوزی   • آموزش عروسک کچه   • کچه چیست   • عروسک با کچه   • آموزش کچه دوزی خانم امیریان   • آموزش کچه کاری   • کچه دوزی چیست   • کچه دوزی برجسته روی کیف   • معنی کچه   • مفهوم کچه   • تعریف کچه   • معرفی کچه   • کچه یعنی چی   • کچه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کچه
کلمه : کچه
اشتباه تایپی : ;]i
آوا : kaCe
نقش : اسم
عکس کچه : در گوگل

آیا معنی کچه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )