انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1015 100 1

کیانت

معنی کیانت در لغت نامه دهخدا

کیانت. [ ن َ ] (ع اِمص ) پذیرفتاری. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به کیانة شود.

کیانة. [ ن َ ] (ع اِمص ) پذرفتاری. (منتهی الارب ) (آنندراج ). پذرفتاری و کفالت. (ناظم الاطباء). کفالت ، و آن اسم است از: کنت علی فلان کوناً؛ ای تکفلت به. (از اقرب الموارد).

معنی کیانت به فارسی

کیانت
پذیرفتاری .

کیانت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی کیانت



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• کیانت مشهد   • فن آوا   • کیان نت   • صبا نت   • معنی کیانت   • مفهوم کیانت   • تعریف کیانت   • معرفی کیانت   • کیانت چیست   • کیانت یعنی چی   • کیانت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کیانت
کلمه : کیانت
اشتباه تایپی : ;dhkj
عکس کیانت : در گوگل


آیا معنی کیانت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )