برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1223 100 1

کیران

معنی کیران در لغت نامه دهخدا

کیران. (ع اِ) ج ِ کیر. (منتهی الارب ). (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به کیر(ع اِ) شود. || ج ِ کور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). ج ِ کور، به معنی پالان یا با ساختگی آن. (آنندراج ). رجوع به کور (ع اِ) شود.

کیران. (اِخ ) شهری است میان تبریز و بیلقان. (منتهی الارب ). شهری است میان آذربایجان بین تبریز و بیلقان. (از معجم البلدان ).

معنی کیران به فارسی

کیران
جمع کیر ٠ یا جمع کور به معنی پالان یا با ساختگی آن ٠
محدث است

کیران را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کیران   • مفهوم کیران   • تعریف کیران   • معرفی کیران   • کیران چیست   • کیران یعنی چی   • کیران یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کیران
کلمه : کیران
اشتباه تایپی : ;dvhk
عکس کیران : در گوگل

آیا معنی کیران مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )