انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1095 100 1

گاز

/gAz/

مترادف گاز: دندان، نیش، کلبتین، گازانبر، علف، بخار

برابر پارسی: گارس، تورک

معنی گاز در لغت نامه دهخدا

گاز. (فرانسوی ، اِ) فرانسوی مأخوذ از نام غزه موضعی در سوریه که پارچه ٔ مذکور در ذیل بدان منسوب است. جامه ٔ سخت نازک و لطیف و تابدار، بافته شده از پشم و ابریشم و غیره.

گاز. (اِ) به هندی علف را گاز خوانند و بسیار باشد که پارسیان سین را به زا بدل کنند خواه از لغت خود، خواه از لغت دیگر، بلکه در عربی نیز اینگونه تبدیل آمده و این در اصل هندی گهاس است به های مخلوط التلفظ. چون تلفظ این ها درغیر هندی دشوار است آن «ها» را حذف کردند. (آنندراج ) (غیاث ). و به زبان هندی گاس خوانند. (جهانگیری ).
چو پیله ز برگ خزان خورد گاز
همه تن شد انگشت و قی کرد باز.
نظامی.
|| علف چاروا. (برهان ).

گاز. (فرانسوی ، اِ) بخار. دم . جسمی هوایی که حجم و شکل معینی ندارد. صفت ممیزه ٔ آن خاصیت انبساط دائمی است. اگر به مایعی گرما بدهیم بتدریج انرژی و دامنه ٔ حرکت ذرات آن افزایش میباید. اگر انرژی بیش از میزان تأثیر نیروی ربایش ذرات مجاور باشد ملکولها ممکن است از منطقه ٔ خویش خارج شوند. فرض کنیم چنین ذره ای در سطح آزاد مایع باشد بمجرد خروج از مدار خویش از مایع خارج میشود و دیگر تحت تأثیر ربایش ملکولهای مجاور نیست. چنین ذره ای که دارای انرژی و سرعت آغازی است و تحت تأثیر نیرویی نمیباشد آزادانه به حرکت خود ادامه میدهد تا هنگامی که به مانعی برخورد کند (جدار ظرف یا ذره ٔ دیگر) و در نتیجه ٔ این برخوردامتداد و سرعتش تغییر یابد ولی در هر حال همچنان دارای حرکت است. اگر بتدریج به مایعی گرما دهیم ممکن است تمام ملکولها بطریقی که گفته شد بتدریج از سطح آزاد مایع خارج شوند و بالنتیجه مایع به بخار تبدیل یابد، آنگاه جسم در حالت موسوم به حالت گازی است. ملکولها آزادانه حرکت میکنند و در اثر برخورد به یکدیگر و یا برخورد به جدار ظرف پیوسته مسیر آنها تغییر میکند و بالنتیجه در تمام فضای موجود منتشر میشوند. چنین جسمی را گاز یا بخار مینامند. (فیزیک ترمودینامیک تألیف دکتر ا. روشن ج 1 صص 80 - 81). سوختهای گازی :
1 - استیلن - از جمله ٔ گازهایی که برای تولید دمای زیاد به کار میرود گاز استلین است.
برای تهیه ٔ استلین آهک و زغال را در کوره حرارت میدهند. فعل و انفعال شیمیائی ذیل انجام میگیرد:
CO + CaC2 = 3C + CaO
کربور دوکلسیم که حاصل میشود آب را تجزیه میکند و استلین تولید میشود:
H2O + Cao + C2H2 = 2H2O + CaC2
هر کیلوگرم کربور دو کلسیم معمولی در حدود 300 لیتر استلین تولید میکند.
2 - گاز شهری - گاز شهری که سابق به گاز چراغ معروف بود از تقطیر زغال سنگ درظرف بسته حاصل میشود. این گاز سابق بر این برای مصرف روشنایی و سوخت در شهرها به کار میرفت. اینک مورد استعمال آن در سوخت منازل و به کار انداختن ماشینهای صنعتی است. تهیه و استفاده از گازهای شهری شامل سه عمل اصلی تقطیر زغال سنگ. تصفیه ٔ گاز، توزیع آن بمنازل است.
3 - گاز آبی - اگر بخار آب را از روی زغالی که گداخته شده است عبور دهیم عمل شیمیائی ذیل انجام میگیرد:
H2 + Co = H2O + C
گاز حاصل شده را گاز آبی نامند.
4 - گاز پژوم - اگر مقداری هوا را از مجاورت یک طبقه ٔ زغال گداخته شده عبور دهیم عمل شیمیائی ذیل صورت میگیرد:
Q + 4H2 +CO 2 = 4H2 + o2 + 2C =هواC
2+
اگر بجای هوا آب عبور دهیم
سQ - H2 + Co = H2O + C
تولید مترادف این دو گاز با نسبت های آمیزش مشخصی اساس تهیه گازی است موسوم به گاز یژوم که برای گرم کردن کوره های ذوب و به کار انداختن موتورهای احتراقی به کار میرود. || چراغ گاز، رجوع به گاز شهری شود. (از فیزیک ترمودینامیک. دکتر. ا. روشن ج 2 صص 199 - 202).
مایع کردن گازها -هر گازی را که دمای بحرانی آن بالاتر از دمای محیط باشد میتوان بوسیله ٔ تراکم تبدیل به مایع کرد مثلاً دربیست درجه سانتیگراد. کلرورد متیل Cl CH3 تحت فشار 3/2 آتسمفر به مایع تبدیل میشود. انیدرید سولفورو So2 تحت فشار 4 آتمسفر به مایع تبدیل میشود. آمونیاک NH3 تحت فشار 9 آتمسفر به مایع تبدیل میشود چنانچه دمای بحرانی گازی کمتر از دمای محیط باشد باید نخست دمای آن را پائین تر از دمای بحرانی آن رساند. سپس بوسیله ٔ تراکم به مایع تبدیل کرد. (فیزیک ترمودینامیک. دکتر. ا. روشن ج 2 صص 390 - 391).

گاز.(اِ) مقراض بریدن طلا و نقره. مقراض. (صراح ). مقراض موچنه. مقراض کاغذ: مفرض و مفراض ، گاز که بدان آهن وسیم و زر تراشند. قِطاع. (منتهی الارب ) :
و یا چو گوشه و دینار جعفری بمثل
که کرده باشد صراف از او به گاز جدا.
منوچهری.
گر چنویک صیرفی بودی و بزازی یکی
دیبه و دینار نه مقراض دیدی و نه گاز.
منوچهری.
چون در بزیر پاره ٔ الماسم
چون زر پخته در دهن گازم.
مسعودسعد.
زر کانی کی روایی بیند ازروی کمال
تا تف و تابی نبیند زآتش و خایسک و گاز.
سنایی.
تو که دربند حرص و آز شدی
همچو زر در دهان گاز شدی.
سنایی.
نقش بت و نام شاه برخود بستن چو زر
وآنگهی از بیم گاز رنگ سقم داشتن.
خاقانی.
دوش گرفتم بگاز نیمه ٔ دینار تو
چشم توبا زلف گفت زلف تو در تاب شد.
خاقانی.
وگر خرده ای زر ز دندان گاز
بیفتد بشمعش بجویند باز.
سعدی (بوستان ).
از طعنه ٔ رقیب نگردد عیار من
چون زر اگر برند مرا در دهان گاز.
حافظ.
|| آلتی باشد که نعلبندان را به کار آید بر طریق مقراض به قاف و صاد معجمه و عرب مفرص گوید به فا و صاد غیرمعجم. (صحاح الفرس ). برای کشیدن میخ از چیزی آهنگران را نیز به کار است و برای کشیدن دندان نیزچون کلبتین. آلت آهنین که میخ از تخته بدان بیرون کشند و دندان برآرند از لثه. گاز انبر. قیچی. قسمی گازانبر :
به لیف خرما پیچیده خواهمت همه تن
فشرده خایه به انبر بریده کیربه گاز.
منجیک.
دو چیزش برکن و دو بشکن
مندیش ز غلغل و غرمبه
دندانْش به گاز و دیده به انگشت
پهلو به دبوس و سر به چنبه.
لبیبی.
شوم چنگال چو نشبیل خود از مال یتیم
نکشد گرچه ده انگشت ببریش به گاز.
ناصرخسرو.
نتواند کسیش برد به قهر
نتواند کسش برید به گاز.
ناصرخسرو.
آن کز دهانه ٔ گاز خورد آب ناسزایی
بر زربخت او هیچ نکنی تو کیمیائی.
خاقانی.
رفت آنک از پی یک خردگی چشم امل
باز کرده دهن از حرص چو گازش بیند.
کمال الدین اسماعیل.
|| گل گیر شمع. آلتی است آهنین که سر شمع را بدان میگرفته اند :
چو شمع باد بداندیش تو ز شب تا روز
به گاز داده سر از سوز و تن بسوز و گداز.
سوزنی.
چو شمع چندان بسر دهد همه تن
چو سر شود همه تن سر جدا کنند به گاز.
سوزنی.
کمتر از شمع نیستی بفروز
گر سرت را جدا کنند به گاز.
مسعودسعد.
پایم از خطه ٔ فرمان تو بیرون نشود
سرم ار پیش تو چون شمع ببرند به گاز.
انوری.
نی نی اگر چوشمعی دم درزنم ز گرمی
اکنون چو شمع از آن دم سر زیر گاز دارم.
عطار.
سر باززن چو شمع به گازی فرید را
گر سر دمی چو شمع بتابد ز گاز تو.
عطار.
تا ز بنگه رسید خواجه فراز
شمع رادید در میان دو گاز.
نظامی.
شمعهایی را دید در میان دو گاز.
نظامی.
شمعهایی بدست شاهانه
خالی از دود و گاز و پروانه.
نظامی.
|| ناخن پیرای. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) :
نوک منقار کبک را عدلش
گاز ناخن پر عقاب کند.
خاقانی.
|| دندان. (برهان ). || دندان نیش که دندان شتر گویند، ناب. (غیاث ) (جهانگیری ) (آنندراج ) :
عجب نبود گر از تأثیر عدلش
همه تریاک بارد گاز ارقم.
عمید لوبکی.
|| عضوی را به دندان گرفتن. (آنندراج ). عضوی را به دندان گرفتن و خاییدن. (از برهان ) . عمل فشردن دو رده ٔ دندان بر چیزی بقصد جدا کردن یا الم رسانیدن.
آن صنم را ز گاز و ازنشکنج
تن بنفشه شد و دو لب نارنج.
عنصری.
پیغام دادمش که نشانی بدان نشان
کز گاز بر کناره ٔ لعلت نشان ماست.
خاقانی.
بر لبش بین که ز گازم اثر است
اثر گاز بر آن لب چه خوش است.
خاقانی.
بر لعلشان ز گاز نهادن هزار مهر
وز گاز مهر صفوت ایشان شکستنش.
خاقانی.
بنده ٔ دندان خویشم گو بگاز
نقش یاسین کردبر بازوی من.
خاقانی.
لب گل را بگاز برده سمن
ارغوان را زبان بریده چمن.
نظامی.
ز بس کز گاز نیلش درکشیدی
ز برگ گل بنفشه بردمیدی.
نظامی.
دهد خبر که پشیمانم از جدایی خویش
دو پشت دست به صد گاز برگزیده ٔ من.
محمدبن عمر مسعود.
- به گاز کردن . به دندان زدن. بادندان گزیدن : دو سه دندانه دیدند آنها نهاده برداشتند و پیش تخت شاه شمیران آوردند. شاه بگازکرد. دانه ای سخت دید. (نوروزنامه ).
- به گاز گرفتن ؛ دندان گرفتن :
بهم هر دو منقار برده فراز (کبوتر نر و ماده )
چو یاری لب یار گیرد به گاز.
اسدی (گرشاسب نامه ).
گر قناعت کنی بشکّر وقند
گاز میگیر و بوسه در می بند.
نظامی.
- به گاز گزیدن ؛ گزیدن به دندان :
ایا حسود تو از جاه تو بغیرت و رشک
ز رشک تو سرانگشت خود گزند به گاز.
سوزنی.
- سر کس به گاز آوردن ؛ سر وی را بریدن. کشتن :
گر این مرد را سر به گاز آوری
بدین مرز رنج دراز آوری.
فردوسی.
مگر بخت گم گشته بازآوریم
سر دشمنان زیر گاز آوریم.
فردوسی.
مگر کین هومان تو بازآوری
سر دشمنان را به گاز آوری.
فردوسی.
سر دشمنان تو بادا به گاز
بریده چنان چون سران گراز.
فردوسی.
که تا کینه ٔ شاه بازآورم
سر دشمنان زیر گاز آورم.
فردوسی.
گرایدون که تازانه بازآورم
و یا سر به کوشش به گاز آورم.
فردوسی.
مگر سر دهم تا سر خوشنواز
به مردی ز تخت اندرآرم بگاز.
فردوسی.
- سرکسی به گاز آمدن یا اندرآمدن ؛ سر وی بریده شدن. نزدیک به مرگ شدن :
برو نیز بگذشت روز دراز
سر تاجدار اندرآمد به گاز.
فردوسی.
تو ای نامور پهلوان سپاه
نگه کن برین گردش هور و ماه
که بند سپهری فراز آمده ست
سر بخت ترکان به گاز آمده ست.
فردوسی.
برو [ بر فریدون ] خوبرویان گشادند راز
مگر کاژدها را سرآید بگاز.
فردوسی.
- گاز زدن ؛ دندان زدن.
- امثال :
گران گاز بمعنی دندان گرد و گران فروش.
|| گزیدگی. عضة. لسع. لدغ : وگر بر زخم هوام کنی منفعت دارد [ افرفیون را ] و نیز گاز سگ غیر کلب الکلب [ ک َ ل ِ ]. (الابنیه عن حقایق الادویه ). و خاکستر وی [ خاکستر سرطان ] گاز کلب الکلب را نیک باشد. (الابنیه عن حقایق الادویه ).
دست زی می بر و برنه به سر نیکان تاج
جام بر کف نه و برنه به دل اعدا گاز.
منوچهری.
|| لگد بود و سیلی :
همی نبارد نان و همی نخرد گوشت
زند برویم مشت و زند به پشتم گاز.
قریعالدهر (لغت فرس اسدی ).
|| آلتی که نجاران و هیزم شکنان لای چوب و کنده جای دهند. (فرهنگ فارسی معین ).
- || در میان کسی جای گرفتن ؛ جای دادن :
در میان حلقه ٔ پاکان حق
خویشتن را کی تواند کرد گاز.
نزاری قهستانی.

گاز. (اِ) صومعه ای که در سر کوه ساخته باشند، و به این معنی با کاف تازی هم آمده است. (برهان ). به این معنی اصح کاز است. رجوع به کاز و کازه شود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).

گاز. (اِ) اخذ و جر. (برهان ).

گاز. (اِ) غار و مغاره ٔ کوه. (برهان ). || جایی و سوراخی را نیز گویند که در کوه یا در زمین بکنند تا وقت ضرورت آدمی یا گوسفند در آنجا رود. (برهان ).

گاز. (اِ) بمعنی گاه است :
گر کند هیچ گاز وقت گریز
خیز ناگه به کوشش اندرمیز.
خسروی.

گاز. (اِ) درخت صنوبر که ستون کنندش. (حاشیه ٔفرهنگ اسدی نخجوانی از صحاح الفرس ). و در پهلوی گاس با سین است :
یکی چادری جوی پهن و دراز
بیاویز چادر ز بالای گاز.
ازرقی (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).
اصح کاز و کاژ است.

گاز. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مارز بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، در 170 هزارگزی جنوب کهنوج و 8 هزارگزی باختر راه مالرو و مارز به کهنوج. دارای 4 تن سکنه. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی گاز به فارسی

گاز
( اسم ) ۱ - پارچه ای نازک و لطیف و تابدار که در شهر غزه ساخته میشده . ۲ - امروزه بپارچ. نازک تور مانند درشت باف که برای پانسمان بکار برند اطلاق میشود .
دهی از شهرستان جیرفت
[gas] [فیزیک] حالتی از ماده که شکل و حجم آن را ظرف دربرگیرنده اش تعیین می کند
[ideal gas] [فیزیک] گازی که ذرات آن بی نهایت کوچک و بدون برهم کنش محسوس باشد
[tear gas, lacrimator] [شیمی، علوم نظامی] ماده ای که به طور موقت چشم ها را به شدت ملتهب می کند و باعث ریزش اشک می شود
[ گویش مازنی ] /gaaz amboor/ گاز انبر انبر
( اسم ) ۱ - مقراض قیچی . ۲ - کلبتین
( صفت ) منسوب به گاز انبر یا حرکت ( محاصر. ) گاز انبر . دوستون نظامی را از یک نقطه بشکل دو تیغ. گاز انبر یا عدد ( ۷ ) برای محاصر. دشمن فرستادن بنحوی که چون نزدیک دشمن رسند بتدریج دو ستون مانند لبه های گاز انبر بیکدیگر نزدیک گردند و دشمن را مغلوب کرده بیکدیگر پیوندند .
[ گویش مازنی ] /gaaz bazooen/ گاز زدن
[inert gas] [شیمی] ← گاز نجیب
[ گویش مازنی ] /gaaz bayten/ گاز گرفتن
[monoatomic gas] [شیمی] هر گازی که از اتم های منفرد تشکیل شده باشد
[real gas, imperfect gas] [فیزیک] گازی که به علت برهم کنش بین مولکولی، خواص آن با خواص گاز آرمانی متفاوت است
( صفت ) مایعی که دارای گاز است آب گازدار دوغ گازدار .
[flue gas] [مهندسی محیط زیست و انرژی] گاز و مواد حاصل از احتراق که از راه دودکش یا مجرا از کوره خارج می شود
[dielectric gas] [فیزیک] گازی با ثابت دی الکتریک زیاد
( مصدر ) ۱ - دندان زدن فرو بردن دندان در چیزی : خیار را گاز زد . ۲ - لگد زدن : همی نیارد نان و همی نخرد گوشت زند برویم مشت وزند به پشتم گاز . ( قریی الدهر )
[gasification] [شیمی] تبدیل هیدروکربن های جامد یا مایع به سوخت گازی
[compressed natural gas, CNG] [شیمی] گاز طبیعی که به طور عمده از متان تشکیل شده است و تا فشار 2400 پوند بر مایع فشرده می شود و در ظروف تحت فشارِ زیاد نگهداری می شود متـ . گاز فشرده
[liquefied natural gas, LNG] [شیمی] نوعی گاز طبیعی شامل متان که با توجه به دمای بحرانی 73 درجۀ سلسیوس می توان آن را در دمای پایین سرد کرد و به حالت مایع درآورد متـ . گاز مایع
[associated-dissolved natural gas] [شیمی] گاز طبیعی که در مخازن نفت خام به صورت گاز همراه (آزاد) و گاز حل شده وجود دارد
دهی از شهرستان تربت حیدریه

معنی گاز در فرهنگ معین

گاز
[ فر. ] (اِ.) ۱ - تور نازک و لطیف که برای بستن زخم به کار می رود. ۲ - پدالی که در جلوی اتومبیل و در پیش پای راننده قرار دارد و با فشار دادن بر آن بنزین بیشتری به کاربراتور می رسد و اتومبیل سرعت بیشتری می گیرد.
(اِ.) ۱ - قیچی ، قیچی آهن بری . ۲ - ابزاری آهنی مانند انبر که با آن میخ را از جایی که در آن فرو رفته است بیرون می کشند. ۳ - دندان .
(اِ.) علف ، علف چاروا.
(اِ.) گاژ، گاه .
[ فر. ] (اِ.) بخار، ماده ای بی شکل ، سیُال و قابل گسترش .
(گِ رِ تَ) (مص م .) به دندان گرفتن ، دندان گرفتن .
( ~.) [ فا - فر. ] (ق .) ۱ - با فشار آخرین حد پدال گاز به طوری که وسیلة نقلیه بسیار تند حرکت کند. ۲ - (عا.) بسیار تند و سریع .

معنی گاز در فرهنگ فارسی عمید

گاز
تکۀ چوب یا آهن که هنگام ترکاندن و شکافتن چوب یا تخته لای آن می گذارند، بغاز، پغاز، براز، فانه، پانه، پهانه، فهانه.
۱. فروبردن دندان در چیزی.
۲. آلتی دوشاخه که با آن میخ را از چیزی بیرون می کشند، انبر، گاز انبر: تو که در بند حرص و آز شدی / همچو زر در دهان گاز شدی (سنائی۱: ۴۴۰).
* گاز زدن: (مصدر متعدی) دندان زدن، دندان به چیزی فروبردن.
* گاز گرفتن: (مصدر متعدی) عمل فروبردن دندان در چیزی، دندان گرفتن، گاز زدن.
۱. (فیزیک) یکی از حالت های سه گانۀ ماده که در آن مولکول ها، می توانند آزادانه حرکت کنند و حجم و شکل ثابتی ندارد، هر نوع مادۀ سیال و بی شکل که تمامی حجم ظرف را اشغال می کند و سطح آزاد ندارد.
۲. (شیمی) [عامیانه] گاز طبیعی که به عنوان سوخت به کار می رود.
۳. [عامیانه] وسیله ای برای پخت وپز که گاز طبیعی را به گرما تبدیل می کند، اجاق گازو.
۴. پدالی در خودرو.
پارچۀ لطیف، نازک، شبیه تور، و ضد عفونی شده که برای زخم بندی به کار می رود: گاز استریل.
به شکل گاز انبر.

گاز در دانشنامه ویکی پدیا

گاز
گاز یکی از چهار حالت وجود ماده است. حالت های دیگر ماده (جامد، مایع و پلاسما) هستند. گاز در واقع یک مایع قابل تراکمی است که نه تنها به شکل ظرف خود در می آید؛ بلکه حجم خود را تا پر کردن آن ظرف نیز گسترش خواهد داد.
گاز ایده آل
گاز حقیقی
گاز طبیعی
وابستگی حرکت اتم ها یا مولکول های ماده از یکدیگر در حالت گاز بسیار کم تر از حالت های جامد یا مایع است. در این حالت از ماده، فاصله های مولکول ها از یکدیگر بسیار زیاداست و به همین دلیل نیروهای برهم کنش مولکولی در آن بسیار اندک هستند. همین فاصلهٔ زیاد بین ذرات است که گاز را از مایع و جامد متمایز می کند. این جدایی باعث می شود که گاز معمولاً بی رنگ و نامرئی در نگاه انسان مشاهده گردد. یک نمونهٔ بسیار شناخته شدهٔ گاز بخار آب است.
در حالت گازی نیز مولکول ها به صورت کاتوره ای (Random) حرکت می کنند اما از آنجا که فاصلهٔ آنها از یکدیگر زیاداست تعداد برخوردهای میان آن ها بسیار کم تر از حالت های دیگر ماده است.
گازها نیز مانند مایعات و پلاسما از شاره ها هستند.
عکس گاز
گاز در زبان فارسی دارای معانی زیر می باشد:
گاز به عنوان یکی از حالت های ماده.
گاز طبیعی به معنای یک سوخت فسیلی.
پدال گاز
گازگرفتگی
گاز (به انگلیسی: Gauze) یک پارچهٔ نازک با بافت باز است. معمولاً از گاز پس از سترون کردن (استریل) برای پانسمان زخم استفاده می شود. ریشه این واژه از فارسی و اسپانیایی در کلمه حریر گرفته شده است. این پارچه های تور مانند در اتاق عمل کاربرد زیادی دارند و در ابعاد ۱۰ در ۱۰ سانتی متر یافت می شوند. از نظر شناسایی و رادیوپک بودن به دو نوع ساده و خط دار تقسیم می شوند.
سمپسون گمجی
برخی از گازها دارای ویژگی خاصی هستند مثلاً گاز وازلین که برای پانسمان سوختگی به کار می رود و به دلیل چرب بودن به سطح زخم زیاد نمی چسبد یا گاز خط دار که در اتاق عمل به کار می رود و به دلیل داشتن یک نخ حاجب در رادیوگرافی، یافتن آن در بدن بیمار در مواردی که گاز در موضع جراحی جا می ماند ساده تر است.
گاز (انگلیسی: Gas) فیلمی است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به حاوی ماندل، استرلینگ هایدن، هلن شیور و دونالد ساترلند اشاره کرد.
جی ای زد-۲۱ (GAZ-۲۱) خودرویی است که در سال های ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۰تولید شده است. طول آن در حالت طبیعی ۴٬۳۸۰ میلیمتر (۱۷۲ اینچ) است. سیستم جعبه دندهٔ آن ۳ دنده به دو صورت خودکار و دستی است.
4 door saloon (GAZ-21, GAZ-23)
5 door wagon (GAZ-22)
جی ای زد-۶۱ (GAZ-۶۱) خودرویی است که در سال های ۲۳۸ (۱۹۳۸–۱۹۴۵)تولید شده است.
غاز - 61 -- سیارة لحراس الاتحاد السوفیاتی
این خودرو در کلاس اس یووی قرار گرفته، است.
موتور آن ۳۶۰۰ سی سی است.
گازهای آتشفشانی (انگلیسی: Volcanic gases) به موادی گفته می شود که از آتشفشان های فعال (و گاهی آتشفشان های خاموش) خارج می شود. این مواد شامل گازهای به دام افتاده در حفره های (بافت حفره ای) سنگ های آتشفشانی و گازهای حل شده یا جداشده از ماگما و گدازه ها است یا گازهایی که به طور مستقیم از گذاره خارج شده یا به طور غیر مستقیم از طریق گردش آب گرم پدید آمده اند.
مواد اولیه و جایگزین شده از گوشته زمین
مواد جذب شده از پوسته زمین
آب های زیرزمینی و جو زمین
منبع گازهای آتشفشانی در کره زمین موارد زیر است:
موادی که در هنگام گرم شدن ممکن است گازی شده یا از خود گاز متصاعد کنند را مواد فرّار می نامند.
گاز اسیدی (انگلیسی: Acid gas) یک نوع خاص از گاز طبیعی یا هر مخلوط گازی دیگر است که حاوی مقدار قابل توجهی از سولفید هیدروژن، کربن دی اکسید یا گازهای اسیدی مشابه می باشد. اصطلاح گاز اسیدی اغلب به اشتباه با گاز ترش مترادف گرفته می شود، گاز ترش به هر گازی که به طور خاص حاوی سولفید هیدروژن در مقادیر قابل توجهی باشد اطلاق می شود و گاز اسیدی گازی است که حاوی گازهای اسیدی مانند دی اکسید کربن یا سولفید هیدروژن باشد؛ بنابراین، دی اکسید کربن به خودی خود یک گاز اسیدی بشمار می آید ولی بعنوان یک گاز ترش محسوب نمی شود.
پالایشگاه نفت
گاز اشک آور یا عامل اشک آور ترکیبی شیمیایی است که با تحریک اعصاب قرنیه در چشم ها باعث ریزش اشک، درد و حتی کوری موقت می شود.
ویکی پدیای انگلیسی
گاز اشک آور غشای مخاطی در چشم ها، بینی، دهان و ریه ها را تحریک می کند و باعث سرازیر شدن اشک، عطسه، سرفه، دشواری در تنفس و… می شود.
عامل های اشک آور عموماً به عنوان عامل ضدشورش و عامل شیمیایی جنگی به کار می روند. به عنوان مثال، استفاده از گاز اشک آور و افشانه فلفل برای کنترل شورش بسیار رایج است.
جی ای زد-ام۲۰ پوبیدو (GAZ-M۲۰ Pobeda) خودرویی است که در سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۸در نیژنی نووگورود و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تولید شده است. طراحی آن خودروهای موتور جلو-محور عقب بوده طول آن در حالت طبیعی ۴٬۶۶۵ میلیمتر (۱۸۳٫۷ اینچ)، عرض آن در حالت طبیعی ۱٬۶۹۵ میلیمتر (۶۶٫۷ اینچ) و ارتفاع آن در حالت طبیعی ۱٬۵۹۰ میلیمتر (۶۲٫۶ اینچ) است.
خودروی موتور جلو-محور عقب
خودروهای موتور جلو-چهار چرخ متحرک (GAZ-M72)
موتور آن ۲۱۲۰ سی سی است.
گاز آرمانی یا گاز ایده آل یک تقریب از گازهای حقیقی است که برای مقاصد محاسباتی بکار می رود. همچنین گاز ایده آل به گازی گفته می شود که:
بنویت پال امیل کلاپیرون
جدول معادلات ترمودینامیکی
گازهای حقیقی را در چگالی های پایین با تقریب خوبی می توان ایده آل فرض کرد.
گازهای ایده آل در حالت تعادل داخلی از معادلهٔ گاز ایده آل پیروی می کنند:
که در آن P فشار داخلی مجموعه، V حجم مجموعه، n تعداد مول های ذرات مجموعه، R ثابت جهانی گازها و T دمای مجموعه با یکای کلوین است.
اتاق گاز به مکانی گفته می شود که برای اعدام انسان یا حیوان، وی را در آن قرار می دهند و به کمک گازهای سمی یا گازهای خفه کننده او را می کشند. اتاق های گاز در سال های ۱۹۲۰ در آمریکا روشی برای اجرای حکم محکومین به مرگ بود.اتاق های گاز در کرهٔ شمالی همچنان مورد استفاده است.
از سال ۱۹۷۶ یازده اجرای حکم مرگ با اتاق گاز در ۴ ایالت آمریکا (آریزونا، کالیفرنیا، مریلند و میسوری) صورت گرفته و محکومین بین آمپول هوا و اتاق گاز حق انتخاب داشتند.
جی جان اولین آمریکایی است که در ۸ فوریه ۱۹۲۴ در ایالت نوادا به مرگ با اتاق گاز محکوم شد و آخرین نفر والتر لاگراند است که تابعیت آلمانی داشت و در ۴ مارس ۱۹۹۹ باز هم در ایالت نوادا اعدام شد.
.
اجاق گاز وسیله ای برای آشپزی است که از گاز قابل اشتعالی مانند گاز طبیعی، پروپان یا بوتان به عنوان سوخت استفاده می کند. با آن که استفاده از اجاق گاز قدمت زیادی ندارد، ولی امروزه اجاق گاز یکی از ضروری ترین وسایل منازل ایرانی است و زندگی بدون آن، به ویژه در شهرهای بزرگ با دشواری همراه است. اجاق گاز هم چنین یکی از رئوس اصلی مثلث کار در آشپزخانه را تشکیل می دهد.
اجاق های گاز از اوایل سده نوزدهم میلادی تولید شدند و بس از مدتی به تولید صنعتی و انبوه رسیدند.
بطور معمول، یک اجاق گاز فر دار امروزی، از این اجزاء تشکیل شده است. بدنه، عایق، چند راهه ها، شیرها، نازل ها، محفظه یا لوله های رابط، مشعل ها، شمعک (پیلوت)، ترموکوپل، فندک، ترموستات، درجه تنظیم حرارت، ساعت زنگ دار و جوجه گردان
اجاق گاز به سه دسته اجاق گاز رومیزی، اجاق گاز توکار یا صفحه ای و اجاق گاز مبله تقسیم می شود. در اجاق گاز صفحه ای، گاز و فر از هم جدا بوده و هر کدام باید جداگانه خریداری شوند، از اینرو تنوع بیشتری در انتخاب اجاق گاز و فر خواهیم داشت و نکته مثبت دیگر این که اجاق گاز توکار فضای کمتری را نسبت به اجاق گاز مبله اشغال می کند. اجاق گاز رومیزی ارزان ترین نوع اجاق گاز است؛ و بیشتر مناسب آشپزخانه هایی با پخت و پز کم یا شرکت ها می باشد.
ازبک نفته گاز، (به ازبکی: O`zbekneftgaz) شرکت ملی نفت و گاز ازبکستان است، که در سال ۱۹۹۲ تأسیس شد.
این شرکت، عملیات نفت و گاز خود را، با مشارکت کنسرسیومی متشکل از: شرکت ملی نفت کره، شرکت ملی نفت چین ، لوک اویل، ساسول، پتروویتنام و پتروناس اجرا می نماید.
عمده فعالیت های شرکت ازبک نفته گاز به توسعه میدان های گازی، استخراج نفت و گاز مایع و خط لوله انتقال گاز طبیعی مستقر در کشور ازبکستان بازمی گردد.
سهام این شرکت بطور کامل در اختیار دولت ازبکستان است. دفتر مرکزی ازبک نفتگاز در شهر تاشکند قرار دارد.
انجمن بین المللی تولیدکنندگان نفت و گاز، (انگلیسی: International Association of Oil & Gas Producers) از همکاری و گردهمایی جهانی شرکت های نفت و گاز دولتی، خصوصی و تحت نظارت دولت ها، انجمن های نفت و گاز کشورهای مختلف و همچنین شرکت های اصلی فعال در اجرای پروژه های بالادستی، تشکیل شده است. کشورهای عضو این انجمن بیش از نیمی از نیازهای نفتی و تقریباً یک سوم مصرف گاز جهان را تأمین می کنند.
وب گاه رسمی انجمن بین المللی تولیدکنندگان نفت و گاز
انجمن بین المللی تولیدکنندگان نفت و گاز، در سال ۱۹۴۷، با هدف ایجاد ارتباط مؤثر بین صنایع بالادستی و شبکه پیچیده ای از دستگاه های نظارتی بین المللی تشکیل شد.
این نهاد، که در ابتدا تحت عنوان «مجمع اکتشاف و تولید» شناخته شده بود، در سال ۱۹۹۹ «انجمن بین المللی تولیدکنندگان نفت و گاز» نام گرفت. تأمین منافع صنایع بالادستی در مقابل دستگاه های نظارتی و قانون گذار بین المللی، بخش مهمی از مأموریت این انجمن را تشکیل می دهد.
انجمن بین المللی تولیدکنندگان نفت و گاز که مقر اصلی آن در لندن است، به عنوان نماینده صنعت نفت و گاز در چندین نهاد سازمان ملل، نظیر سازمان جهانی دریانوردی و کمیته توسعه پایدار، حضوری فعال دارد، ضمن آنکه همکاری های مستمر خود را نیز با بانک جهانی و سازمان بین المللی استاندارد حفظ کرده و علاوه بر آن، تاکنون از سوی چندین نهاد منطقه ای؛ از جمله کمیسیون اُسپار (کمیسیون حفاظت محیط زیست دریایی در آتلانتیک شمال شرقی)، کمیسیون هلسینکی و کنوانسیون بارسلون به رسمیت شناخته شده است.
برج شرکت گاز، (به انگلیسی: Gas Company Tower) آسمان خراش ۵۲ طبقه به ارتفاع ۲۲۸٫۳ متر (۷۴۹ فوت) و مساحت زیربنای آن ۱٬۳۱۳٬۳۶۰ فوت مربع (۱۲۲٬۰۱۵ مترمربع)، با کاربری اداری-تجاری است، که در شهر لس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا مستقر می باشد. پروژه ساخت این ساختمان در سال ۱۹۸۸ آغاز شد و در سال ۱۹۹۱ تکمیل و افتتاح گردید. معمار این بنا اسکیدمور، اوینگز و مریل است.
بل ترانس گاز (به انگلیسی: Beltransgaz) شرکت تولید و انتقال گاز طبیعی بلاروس است، که دفتر مرکزی آن، در شهر مینسک قرار دارد.
وب گاه رسمی شرکت بل ترانس گاز
شرکت بل ترانس گاز در سال ۱۹۹۲ با استفاده از دارایی های شرکت زاپادترانس گاز، که مسئولیت ترانزیت گاز از طریق کشور بلاروس را بر عهده داشت، تأسیس شد. اکثریت سهام شرکت بل ترانس گاز در حال حاضر، متعلق به شرکت روسی گازپروم می باشد.
شرکت پرسی ایران گاز از شرکت های تجارت گاز طبیعی در ایران است. این شرکت با ۵۲ درصد از سهم بازار، بزرگترین توزیع کننده گاز مایع ایران می باشد. این شرکت ۵ شرکت توزیع گاز مایع، دو کارخانه تولید و تعمیر سیلندر و یک شرکت پشتیبانی و خدمات مهندسی را زیر مجموعه خود دارد. شرکت پرسی ایران گاز در سال ۱۳۸۷ از ادغام دو شرکت «پخش گاز ایران - پرسی گاز» و «شرکت ایران گاز» به وجود آمد.
وبگاه شرکت پرسی ایران گاز
سهامداران عمدهٔ شرکت پرسی ایران گاز، شرکت سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی کشوری (مربوط به سازمان بازنشستگی کشوری) با ۵۰ درصد سهام و شرکت سرمایه گذاری نفت، گاز و پتروشیمی تأمین (شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) مربوط به سازمان تامین اجتماعی) با ۴۹٫۹۹ درصد سهام هستند.
تخت گاز ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد مانند:
تخت گاز (مجموعه تلویزیونی ۱۹۷۷)
تخت گاز (مجموعه تلویزیونی ۲۰۰۲)
تخته گاز میتواند یکی از موارد زیر باشد:
تخته گاز (فیلم) به کارگردانی محمد آهنگرانی
تخت گاز (مجموعه تلویزیونی ۲۰۰۲) محصول کشور انگلستان
تخت گاز: ویژه برنامه قطبی محصول شبکه بی بی سی
تخت گاز (مجموعه تلویزیونی ۱۹۷۷) محصول شبکه بی بی سی
تخت گاز (مجله)
ترنس گاز، (به رومانیایی: Transgaz) شرکت گاز دولتی رومانی است، که به عنوان اپراتور فنی سیستم انتقال گاز طبیعی رومانی، فعالیت می کند. این شرکت در سال ۲۰۰۶ به میزان ۱۵٫۸۵ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را، جابجا نموده است.
ظرفیت حمل ونقل گاز طبیعی شرکت ترنس گاز، در سال ۲۰۰۷ برابر ۳۰ میلیارد متر مکعب بوده، همچنین دارای شبکه خط لوله ای معادل ۱۳،۰۰۰ کیلومتر می باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گاز در دانشنامه آزاد پارسی

گاز (gas)
در فیزیک، نوعی حالت ماده، مثل هوا. در گاز مولکول ها به صورت گسترده و اتفاقی در فضای خالی به حرکت درمی آیند و همۀ حجم محفظه ای را که در آن وارد شوند، با هر شکل و اندازه ای، اشغال می کنند. تعداد مولکول های موجود در هوایی به حجم یک حبۀ قند، در دمای معمولی، به حدود ۳۰ هزار میلیارد می رسد که با سرعت متوسط ۵۰۰ متر بر ثانیه (۱۸۰۰ کیلومتر در ساعت) در حرکت اند. گازها را با سرمایش به مایع تبدیل می کنند. عمل سردکردن سرعت حرکت مولکول ها را کاهش می دهد و به نیروهای جاذبۀ بین مولکول ها امکان می دهد آن ها را به همدیگر پیوند دهند.

گاز در جدول کلمات

گاز
دم
گاز اتمسفر
ازن
گاز اســتخر
کلر, گلر
گاز انبر
پنس
گاز بی رنگ و آتشزا
اتیلن
گاز بی رنگ و بو
اتان
گاز بی رنگ وبی بو
اتان
گاز بیهوشی
اتر
گاز تنفسی
بالون
گاز تولیدی دراکثر آتش سوزی
دی اکسید کربن

معنی گاز به انگلیسی

bite (اسم)
نیش ، گاز ، گزش ، گزندگی
gas (اسم)
بنزین ، گاز ، خود ستایی ، بخار ، گاز معده
fume (اسم)
گاز ، بخار ، دود
effervescence (اسم)
گاز ، جوش ، طراوت و شادی ، خروش اب
effervescency (اسم)
گاز ، جوش ، طراوت و شادی ، خروش اب

معنی کلمه گاز به عربی

گاز
عضة , غاز
انفعال
هليوم
فوران
اقضم
اقضم , عضة
فوران
نيون
هليوم

گاز را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گاز گرفتن   • قبض گاز اصفهان   • قبض گاز مازندران   • پرداخت قبض گاز   • قبض گاز گیلان   • شرکت گاز استان البرز   • محاسبه قبض گاز   • قبض گاز مشهد   • معنی گاز   • مفهوم گاز   • تعریف گاز   • معرفی گاز   • گاز چیست   • گاز یعنی چی   • گاز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گاز
کلمه : گاز
اشتباه تایپی : 'hc
آوا : gAz
نقش : اسم
عکس گاز : در گوگل


آیا معنی گاز مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )