برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1157 100 1

گاز

/gAz/

مترادف گاز: دندان، نیش، کلبتین، گازانبر، علف، بخار

برابر پارسی: گارس، تورک

معنی گاز در لغت نامه دهخدا

گاز. (فرانسوی ، اِ) فرانسوی مأخوذ از نام غزه موضعی در سوریه که پارچه ٔ مذکور در ذیل بدان منسوب است. جامه ٔ سخت نازک و لطیف و تابدار، بافته شده از پشم و ابریشم و غیره.

گاز. (اِ) به هندی علف را گاز خوانند و بسیار باشد که پارسیان سین را به زا بدل کنند خواه از لغت خود، خواه از لغت دیگر، بلکه در عربی نیز اینگونه تبدیل آمده و این در اصل هندی گهاس است به های مخلوط التلفظ. چون تلفظ این ها درغیر هندی دشوار است آن «ها» را حذف کردند. (آنندراج ) (غیاث ). و به زبان هندی گاس خوانند. (جهانگیری ).
چو پیله ز برگ خزان خورد گاز
همه تن شد انگشت و قی کرد باز.
نظامی.
|| علف چاروا. (برهان ).

گاز. (فرانسوی ، اِ) بخار. دم . جسمی هوایی که حجم و شکل معینی ندارد. صفت ممیزه ٔ آن خاصیت انبساط دائمی است. اگر به مایعی گرما بدهیم بتدریج انرژی و دامنه ٔ حرکت ذرات آن افزایش میباید. اگر انرژی بیش از میزان تأثیر نیروی ربایش ذرات مجاور باشد ملکولها ممکن است از منطقه ٔ خویش خارج شوند. فرض کنیم چنین ذره ای در سطح آزاد مایع باشد بمجرد خروج از مدار خویش از مایع خارج میشود و دیگر تحت تأثیر ربایش ملکولهای مجاور نیست. چنین ذره ای که دارای انرژی و سرعت آغازی است و تحت تأثیر نیرویی نمیباشد آزادانه به حرکت خود ادامه میدهد تا هنگامی که به مانعی برخورد کند (جدار ظرف یا ذره ٔ دیگر) و در نتیجه ٔ این برخوردامتداد و سرعتش تغییر یابد ولی در هر حال همچنان دارای حرکت است. اگر بتدریج به مایعی گرما دهیم ممکن است تمام ملکولها بطریقی که گفته شد بتدریج از سطح آزاد مایع خارج شوند و بالنتیجه مایع به بخار تبدیل یابد، آنگاه جسم در حالت موسوم به حالت گازی است. ملکولها آزادانه حرکت میکنند و در اثر برخورد به یکدیگر و یا برخورد به جدار ظرف پیوسته مسیر آنها تغییر میکند و بالنتیجه در تمام فضای موجود منتشر میشوند. چنین جسمی را گاز یا بخار مینامند. (فیزیک ترمودینامیک تألیف دکتر ا. روشن ج 1 صص 80 - 81). سوختهای گازی :
1 - استیلن - از جمله ٔ گازهایی که برای تولید دمای زیاد به کار میرود گاز استلین است.
برای تهیه ٔ استلین آهک و زغال را در کوره حرارت میدهند. فعل و انفعال شیمیائی ذیل انجام میگیرد: ...

معنی گاز به فارسی

گاز
( اسم ) ۱ - پارچه ای نازک و لطیف و تابدار که در شهر غزه ساخته میشده . ۲ - امروزه بپارچ. نازک تور مانند درشت باف که برای پانسمان بکار برند اطلاق میشود .
دهی از شهرستان جیرفت
[gas] [فیزیک] حالتی از ماده که شکل و حجم آن را ظرف دربرگیرنده اش تعیین می کند
[ideal gas] [فیزیک] گازی که ذرات آن بی نهایت کوچک و بدون برهم کنش محسوس باشد
[tear gas, lacrimator] [شیمی، علوم نظامی] ماده ای که به طور موقت چشم ها را به شدت ملتهب می کند و باعث ریزش اشک می شود
[ گویش مازنی ] /gaaz amboor/ گاز انبر انبر
( اسم ) ۱ - مقراض قیچی . ۲ - کلبتین
( صفت ) منسوب به گاز انبر یا حرکت ( محاصر. ) گاز انبر . دوستون نظامی را از یک نقطه بشکل دو تیغ. گاز انبر یا عدد ( ۷ ) برای محاصر. دشمن فرستادن بنحوی که چون نزدیک دشمن رسند بتدریج دو ستون مانند لبه های گاز انبر بیکدیگر نزدیک گردند و دشمن را مغلوب کرده بیکدیگر پیوندند .
[ گویش مازنی ] /gaaz bazooen/ گاز زدن
[inert gas] [شیمی] ← گاز نجیب
[ گویش مازنی ] /gaaz bayten/ گاز گرفتن
[monoatomic gas] [شیمی] هر گازی که از اتم های منفرد تشکیل شده باشد
[real gas, imperfect gas] [فیزیک] گازی که به علت برهم کنش بین مولکولی، خواص آن با خواص گاز آرمانی متفاوت ا ...

معنی گاز در فرهنگ معین

گاز
[ فر. ] (اِ.) ۱ - تور نازک و لطیف که برای بستن زخم به کار می رود. ۲ - پدالی که در جلوی اتومبیل و در پیش پای راننده قرار دارد و با فشار دادن بر آن بنزین بیشتری به کاربراتور می رسد و اتومبیل سرعت بیشتری می گیرد.
(اِ.) ۱ - قیچی ، قیچی آهن بری . ۲ - ابزاری آهنی مانند انبر که با آن میخ را از جایی که در آن فرو رفته است بیرون می کشند. ۳ - دندان .
(اِ.) علف ، علف چاروا.
(اِ.) گاژ، گاه .
[ فر. ] (اِ.) بخار، ماده ای بی شکل ، سیُال و قابل گسترش .
(گِ رِ تَ) (مص م .) به دندان گرفتن ، دندان گرفتن .
( ~.) [ فا - فر. ] (ق .) ۱ - با فشار آخرین حد پدال گاز به طوری که وسیلة نقلیه بسیار تند حرکت کند. ۲ - (عا.) بسیار تند و سریع .

معنی گاز در فرهنگ فارسی عمید

گاز
تکۀ چوب یا آهن که هنگام ترکاندن و شکافتن چوب یا تخته لای آن می گذارند، بغاز، پغاز، براز، فانه، پانه، پهانه، فهانه.
۱. فروبردن دندان در چیزی.
۲. آلتی دوشاخه که با آن میخ را از چیزی بیرون می کشند، انبر، گاز انبر: تو که در بند حرص و آز شدی / همچو زر در دهان گاز شدی (سنائی۱: ۴۴۰).
* گاز زدن: (مصدر متعدی) دندان زدن، دندان به چیزی فروبردن.
* گاز گرفتن: (مصدر متعدی) عمل فروبردن دندان در چیزی، دندان گرفتن، گاز زدن.
۱. (فیزیک) یکی از حالت های سه گانۀ ماده که در آن مولکول ها، می توانند آزادانه حرکت کنند و حجم و شکل ثابتی ندارد، هر نوع مادۀ سیال و بی شکل که تمامی حجم ظرف را اشغال می کند و سطح آزاد ندارد.
۲. (شیمی) [عامیانه] گاز طبیعی که به عنوان سوخت به کار می رود.
۳. [عامیانه] وسیله ای برای پخت وپز که گاز طبیعی را به گرما تبدیل می کند، اجاق گازو.
۴. پدالی در خودرو.
پارچۀ لطیف، نازک، شبیه تور، و ضد عفونی شده که برای زخم بندی به کار می رود: گاز استریل.
به شکل گاز انبر.

گاز در دانشنامه ویکی پدیا

گاز
گاز یکی از چهار حالت وجود ماده است. حالت های دیگر ماده (جامد، مایع و پلاسما) هستند. گاز در واقع یک مایع قابل تراکمی است که نه تنها به شکل ظرف خود در می آید؛ بلکه حجم خود را تا پر کردن آن ظرف نیز گسترش خواهد داد.
گاز ایده آل
گاز حقیقی
گاز طبیعی
وابستگی حرکت اتم ها یا مولکول های ماده از یکدیگر در حالت گاز بسیار کم تر از حالت های جامد یا مایع است. در این حالت از ماده، فاصله های مولکول ها از یکدیگر بسیار زیاداست و به همین دلیل نیروهای برهم کنش مولکولی در آن بسیار اندک هستند. همین فاصلهٔ زیاد بین ذرات است که گاز را از مایع و جامد متمایز می کند. این جدایی باعث می شود که گاز معمولاً بی رنگ و نامرئی در نگاه انسان مشاهده گردد. یک نمونهٔ بسیار شناخته شدهٔ گاز بخار آب است.
در حالت گازی نیز مولکول ها به صورت کاتوره ای (Random) حرکت می کنند اما از آنجا که فاصلهٔ آنها از یکدیگر زیاداست تعداد برخوردهای میان آن ها بسیار کم تر از حالت های دیگر ماده است.
گازها نیز مانند مایعات و پلاسما از شاره ها هستند.
عکس گاز
گاز در زبان فارسی دارای معانی زیر می باشد:
گاز به عنوان یکی از حالت های ماده.
گاز طبیعی به معنای یک سوخت فسیلی.
پدال گاز
گازگرفتگی
گاز (به انگلیسی: Gauze) یک پارچهٔ نازک با بافت باز است. معمولاً از گاز پس از سترون کردن (استریل) برای پانسمان زخم استفاده می شود. ریشه این واژه از فارسی و اسپانیایی در کلمه حریر گرفته شده است. این پارچه های تور مانند در اتاق عمل کاربرد زیادی دارند و در ابعاد ۱۰ در ۱۰ سانتی متر یافت می شوند. از نظر شناسایی و رادیوپک بودن به دو نوع ساده و خط دار تقسیم می شوند.
سمپسون گمجی
برخی از گازها دارای ویژگی خاصی هستند مثلاً گاز وازلین که برای پانسمان سوختگی به کار می رود و به دلیل چرب بودن به سطح زخم زیاد نمی چسبد یا گاز خط دار که در ا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گاز در دانشنامه آزاد پارسی

گاز (gas)
در فیزیک، نوعی حالت ماده، مثل هوا. در گاز مولکول ها به صورت گسترده و اتفاقی در فضای خالی به حرکت درمی آیند و همۀ حجم محفظه ای را که در آن وارد شوند، با هر شکل و اندازه ای، اشغال می کنند. تعداد مولکول های موجود در هوایی به حجم یک حبۀ قند، در دمای معمولی، به حدود ۳۰ هزار میلیارد می رسد که با سرعت متوسط ۵۰۰ متر بر ثانیه (۱۸۰۰ کیلومتر در ساعت) در حرکت اند. گازها را با سرمایش به مایع تبدیل می کنند. عمل سردکردن سرعت حرکت مولکول ها را کاهش می دهد و به نیروهای جاذبۀ بین مولکول ها امکان می دهد آن ها را به همدیگر پیوند دهند.

ارتباط محتوایی با گاز

گاز در جدول کلمات

گاز
دم
گاز اتمسفر
ازن
گاز اســتخر
کلر, گلر
گاز انبر
پنس
گاز بی رنگ و آتشزا
اتیلن
گاز بی رنگ و بو
اتان
گاز بی رنگ وبی بو
اتان
گاز بیهوشی
اتر
گاز تنفسی
بالون
گاز تولیدی دراکثر آتش سوزی

معنی گاز به انگلیسی

bite (اسم)
نیش ، گاز ، گزش ، گزندگی
gas (اسم)
بنزین ، گاز ، خود ستایی ، بخار ، گاز معده
fume (اسم)
گاز ، بخار ، دود
effervescence (اسم)
گاز ، جوش ، طراوت و شادی ، خروش اب
effervescency (اسم)
گاز ، جوش ، طراوت و شادی ، خروش اب

معنی کلمه گاز به عربی

گاز
عضة , غاز
انفعال
هليوم
فوران
اقضم
اقضم , عضة
فوران
نيون
هليوم

گاز را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گاز گرفتن   • قبض گاز اصفهان   • قبض گاز مازندران   • پرداخت قبض گاز   • قبض گاز گیلان   • شرکت گاز استان البرز   • محاسبه قبض گاز   • قبض گاز مشهد   • معنی گاز   • مفهوم گاز   • تعریف گاز   • معرفی گاز   • گاز چیست   • گاز یعنی چی   • گاز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گاز
کلمه : گاز
اشتباه تایپی : 'hc
آوا : gAz
نقش : اسم
عکس گاز : در گوگل

آیا معنی گاز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )