برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1160 100 1

گبر

/gabr/

مترادف گبر: زرتشتی، زردشتی، مجوس، بت پرست، کافر، گور، ملحد، خفتان، خود

معنی گبر در لغت نامه دهخدا

گبر. [ گ َ ] (ص ، اِ) مغ.(جهانگیری ). آتش پرست. (برهان ) (انجمن آرا). مجوس. زرتشتی به دین : هربذ، مجاور آتش کده و قاضی گبران. (منتهی الارب ). بعقیده ٔ پورداود گبر از لغت آرامی هم ریشه ٔ «کافر» عربی مشتق است و امروزه در ترکیه (گور) گویندو آن اصلاً بمعنی مطلق مشرک و بیرون از دین (جددین ) است ولی در ایران اسلامی به زرتشتیان اطلاق شده و معناً در این استعمال نوعی استخفاف بکار رفته است. این واژه با فقه اللغه که برخی از پارسیان در اینمورد بکارمیبرند و آن را ریشه ٔ گبران «هوزوارش » و بمعنی «مرد» دانند هیچگونه ارتباطی ندارد. علاوه بر این اطلاق ، در آغاز برای مزید استخفاف گبر را با کاف تحقیر استعمال میکردند و «گبرک » و دین زرتشت را دین «گبرکی » میگفتند فردوسی راست [ از زبان مسیحیان ] :
که دین مسیحا ندارد درست
ره گبرکی ورزد و زند و است.
عنصری گوید :
تو مرد دینی این رسم رسم گبران است
روا نداری بر دین گبرکان رفتن.
ولی دقیقی در گشتاسب نامه «گبر» را بکار نبرده است.
زخونشان بمرد آتش زردهشت
ندانم چرا هیربذ را بکشت ؟
(مزدیسنا تألیف دکتر معین ص 395).
لفظ گبر بنیاد ایرانی ندارد باید همان کلمه ٔ کافر (جمع کفار) عربی باشد. لفظ کافر که با عرب بمیهن ما درآمد چون بیگانه بود بزبان ایرانیان نگردید ناگزیر بهیئت گبر = گور درآمد و از اینجا بسرزمینهای همسایگان ایران رخنه کرد البته این نباید مایه ٔ شگفت باشد که ایرانیان در آغاز استیلای عرب نمیتوانستند لغتهای سامی و بیگانه را درست بر زبان رانند، همان ایرانیانی که چندی پس از آن خدمات شایانی بزبان دشمنان خود کردند. ابوبکر محمدبن جعفر النرشخی (286 - 348 هَ. ق.) گوید: چون ایرانیان بخارا از ادای تلفظ لغت عرب بر نمی آمدند بناچار بایستی نماز را به زبان پارسی بخوانند . کافر یگانه لغت عرب نیست که نزد ما گبر (= گور) شده باز لغتهایی در فارسی بجای مانده که از همان آغاز اسلام در ایران رنگ و روی دیگر گرفته است. از آنهاست از برای نمونه واژه ٔ مزکت پیداست که همان لغت مسجد در فارسی به این هیئت درآمده است البته ایرانیان که در زبان خود نامی از برای عبادتگاه عربهای مسلمان نداشتند مسجد آنان را مزکت خواندند. در هم ...

معنی گبر به فارسی

گبر
زردشتی، پیروزردشت، این نام بعدازاسلام به زردشتیان اطلاق شده
( اسم ) کبر خود و خفتان : چو شد روز رستم بپوشید گبر نگهبان تن کرد بر گبر ببر .
مراد
[ گویش مازنی ] /gabr/ زرتشتی & ابیا از خانواده ی آب چلیک
دهی در قوچان
زردشتی شدن
[ گویش مازنی ] /gabre keti/ خاکریز دستی و اثری قدیمی در گیل محله ی دشت سر واقع در منطقه ی آمل
خطایی طعن آمیز گبر کهنسال را
ده کوچکی است از دهستان خزل شهرستان نهاوند واقع در ۳۹ هزار گزی باختری شهر نهاوند و ۲ هزار گزی کنگاور کهنه .
یا گنبد کبر بنایی است تاریخی بشکل گنبدی منفرد در دامنه شیوشگان ( سید حسین کنونی کرمان ) که باحتمال قوی از ابنیه پیش از اسلام است .

معنی گبر در فرهنگ معین

گبر
(گَ) (ص .) آتش پرست ، مجوس .
(گَ بَ) (اِ.) ۱ - نوعی سنگ که از آن دیگ و کاس ه و امثال آن درست می کنند. ۲ - خیمه که به یک ستون برپای باشد.

معنی گبر در فرهنگ فارسی عمید

گبر
۱. زردشتی، پیرو زردشت. &delta، این نام بعد از اسلام به زردشتیان اطلاق شده.
۲. [مجاز] کافر.
نوعی سنگ که از آن دیگ و دیزی و کاسه و امثال آن ها درست می کردند.
= کَبْر

گبر در دانشنامه ویکی پدیا

گبر
گبر یا گَوْر واژه ایست در فارسی جدید (فارسی دری) به معنی زرتشتی، که بعدتر معنای توهین آمیز گرفت و به تمامی غیرمسلمانان اطلاق می شد. پیش تر این واژه را تغییریافتهٔ واژهٔ عربی «کافر» می پنداشتند، ولی اکنون نظریه غالب این است که از واژهٔ آرامی gbrʾ (خوانش: گَبْرا یا گَوْرا؛ به معنی مرد) است که در فارسی میانه نیز به صورت هزوارش GBRA (خوانش: mard) به کار می رفته است. این واژه احتمالاً در همان دوران ساسانیان برای اشاره به بخشی از زرتشتیان ساکن میان رودان (زیستگاه آرامیان) اطلاق می شده است و بعدتر پس از اسلام میان ایرانیان به عنوان واژه ای کلی برای اشاره به زرتشتیان رواج پیدا کرده است. در زبان های بلوچی و کردی نیز این واژه دیده شده که به معنی مرد است. در کردی، گور به معنی بزرگ و گورگارکان یعنی بزرگ بزرگان یا پهلوان است. این واژه از فارسی وارد ترکی عثمانی شده و به کافران و به خصوص به اقوام مسیحی بومی آناتولی (یونانی، ارمنی، صرب، بلغار و آشوری) اطلاق می شده است. زرتشتیان خود را بهدین یا زرتشتی یا وِهدین نامند. لهجهٔ زرتشتیان را گبری خوانند که پورداوود این لهجه را به جای گبری بهدینی نامیده است. لهجهٔ گبری را اردشیر مهربان یزدی گردآوری کرده که با یک ترجمهٔ انگلیسی توسط ادوارد براون انتشار یافته است. زرتشتیان خود، مرد را گوره گویند.
واژه گبر که در زبان لری گور گفته می شود به معنی کسی یا چیزی هست که سن زیادی کرده و ما نمی دانیم در چه دورانی از زندگی به سر می برد ابتدای عمر یا میانه عمر یا در پایان عمر ، اما نسبت به سنجش ما دارای عمر زیادی هست، وقتی می گوییم تمدن ما گبری است یعنی تمدن ما عمر زیادی کرده اما ممکن است این سن برای ما زیاد باشد ولی تمدن ما در دوران کودکی خود به سر برد و یا شاید این تمدن همین فردا تمام شود پس نمی توانیم بگوییم تمدن ما پیر شده ولی می توانیم بگوییم گبر شده ،یا وقتی یک جوان بر اساس زحمت زیاد چهره ای به سان پیرمردها داشته باشد می گوییم گور شده یعنی به نظر می رسد که سن زیادی کرده اما پیر نشده و واژه پیر که در کنار گبر به کار می رود به کسی یا چیزی گفته می شود که بر اساس طبیعت زندگی به دوران پایانی زندگی نزدیک شده است
آیا گبری ها همان زرتشتی ها هستند؟ در مورد گبرها و آیین آن ها هیچ کتاب مستقلی وجود ندارد از ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گبر در دانشنامه آزاد پارسی

گَبر
اصطلاحی که در دوران ساسانیان بر کشاورزان آزاد زردشتی ناحیۀ بین النهرین اطلاق می شد. این اصطلاح از همان آغاز در فارسی جدید به کار رفته و آن را با واژۀ مُغ، و اصطلاح تحقیرآمیز آتش پرست، مترادف دانسته اند. ریشۀ کلمۀ گبر هنوز به دقت تمام شناخته نشده است؛ اما به احتمال قوی، این اصطلاح را ساسانیان از کلمۀ گَبرا (به معنی مرد) در زبان آرامی برگرفته اند. گرچه پیش از اسلام واژۀ گبر با زردشتی مترادف شمرده می شد، با افول قدرت دین زردشت و محدودشدن حقوق زردشتیان، اصطلاح گبر نیز مفهومی تحقیرآمیز به خود گرفت و بعضاً، حتی در ایران، به معنای بی دین و کافر، اما نه ضرورتاً در مورد زردشتیان، به کار رفته است. محتمل است که زردشتیان بین النهرین بعد از گرویدن به اسلام برای تمایزگذاری بین خود و دیگر مسلمانان این عنوان را حفظ کرده باشند، که بعدها، معناً مفهوم موسع به خود گرفته و در عین حال بر زردشتیان داخل ایران نیز دلالت پیدا کرده باشد. برخی از محققان، ازجمله پورداود، ریشه هایی دیگر برای اصطلاح گبر پیشنهاد کرده اند. تحریف مُغ مرد و کافر به گبر، از این جمله است، لیکن قواعد زبان شناسی چنین تحریف و تصریفی را نفی می کند. بعضاً نیز آن را از ریشۀ واژۀ گَپ (به معنای بزرگ) دانسته اند، که هنوز در گویش های غرب ایران متداول است. اما از همه درست تر همان ریشۀ «گبرا»ی آرامی به نظر می رسد. گبر را به صورت های گَبرَک، گاوژ، گائور و گُوْر نیز ضبط کرده اند.

گبر در جدول کلمات

گبر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سینا
درختی در جنوب ایران که نام آن سمر است .رجوع به سمر
مجتبی عیوض صحرا
خِفتان،لباسِ جنگی،زره!
علی لطفی
گبر در زبان کردی به ریخت gawra به معنی بزرگ است.
ʙʙᴀʀᴛᴀɴ|ᵃʳᵗʷᵒʳᵏ
لباس جنگی
ʙʙᴀʀᴛᴀɴ|ᵃʳᵗʷᵒʳᵏ
گبر در ادبیات حماسی به معنی لباس جنگ‌ است.
و در جای دیگر به معنای پیروان آیین زرتشت و در کل غیرمسلمان است.
چو شد روز‌ رستم بپوشید گبر..
کلمات پس‌ و پیش در درک مفهوم واژه بسیار مهم هستند.
علی سیریزی
به پیروان مزدیسنا ((زرتشتیان گویند)) مترادف آن گور و گورا بوده که گور در برهه ای از زمان گذشته به معنای توهین محسوب می گردیده است.
محمد شعاعی
من تا بحال فکر میکردم گبر یک کلمه از دیار یهود است ولی تحقیق کنید فکر کنم یهودی است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گبری ها که بودند   • دین گبر   • عکس پرنده گبر   • گبر و ترسا   • قبر گبری در مازندران   • دین گبر چیست   • قبرستان گبرها   • مشخصات قبر گبری   • معنی گبر   • مفهوم گبر   • تعریف گبر   • معرفی گبر   • گبر یعنی چی   • گبر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گبر
کلمه : گبر
اشتباه تایپی : 'fv
آوا : gabr
نقش : اسم
عکس گبر : در گوگل

آیا معنی گبر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )