برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1283 100 1

گربه

/gorbe/

مترادف گربه: پیشی، سنور

معنی گربه در لغت نامه دهخدا

گربه. [ گ ُ ب َ / ب ِ ] (اِ)در پهلوی گوربک . جانوری است از تیره ٔ گربه از رسته ٔ گوشتخواران که در غالب خانه ها هست. چنگالها، دندانها و نیش بسیار تیز دارد در هر آرواره ای دارای شش دندان پیشین ، دو نیش و نیش آسیاست. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). نام حیوانی است معروف و به عربی سنور خوانند. (برهان ) (آنندراج ).هِرّ. هِرّه. دَله. دلق. خیطل. پوشک. قط. ابوغزوان.(دهار). ابوشماخ. ابوعروان. ابوالهیثم. ام خداش. (المرصع). پیچا. (در تداول دیلمان و گیلان ) :
به گربه ده و بغلبه سپرز و خیم همه
وگر یتیم بدزدد بزنش و تاوان کن.
کسائی.
همی گفت اگر ناودانی بجای
ببینم وگر گربه ای در سرای...
فردوسی.
همی گربه از خانه بیرون کند
یکایک همه ناودان برکند.
فردوسی.
چون گربه جز که فرزند چیزی دگرش خور نیست
آنراست نیکبختی کو را چنین پدر نیست.
ناصرخسرو.
گربه گرچه بزیر بنشیند
موش را سر بگردد اندر جنگ.
ناصرخسرو.
طمع کی گربه در انبان فروشد
که بخل امروز با سگ در جوال است.
انوری.
تو کشان زلف و من چو گربه بر آن
سنبل دلنوازمی غلطم.
خاقانی.
زاده ٔ طبع منند اینان که خصمان منند
آری آری گربه هست از عطسه ٔ شیر ژیان.
خاقانی.
من جسته چو باغبان پس این
نبشته چو گربه در پی آن.
خاقانی.
از پی گربه دویدند و گریخت
کودک از ترس عتابش رنگ ریخت.
مولوی.
یکی گربه در خانه ٔ زال بود
که برگشته ایام و بدحال بود.
سعدی.
گربه ٔ مسکین اگر پر داشتی
تخم گنجشک از زمین برداشتی.
سعدی (صاحبیه ).
مژدگانی که گربه عابد شد
عابد و زاهد و مسلمانا.
عبید زاکانی.
ج ، گربگان :
وز آن پس همه گربگان را بکشت
دل کدخدیان از او شد درشت.
فردوسی.
ترکیب ها:
- پنجه گربه . تره گربه. شترگربه. کله گربه (لقمه ٔ بزرگ ). گه گربه. مخمل ...

معنی گربه به فارسی

گربه
حیوانی است کوچک وگوشتخوار، دارای پوزه کوتاه وسبیل های درازوموهای نرم وچنگال های تیز
( اسم ) ۱ - پستانداریست از راست. گوشتخواران که سر دست. تیر. گربه ها میباشد ( در این تیره شیر و ببر و پلنگ و گرب. وحشی نیز قرار دارند ) . گربه ها و هم. گوشتخواران دیگر تیر. گربه پنجه رو و دارای ناخنهای تیز بسیار قوی هستند که در حالت عادی و استراحت دنباله ای از پوست روی آنها را می پوشاند بقسمی که در این موقع بزمین نمیرسند ولی بهنگام حمله از غلاف خارج شده وسیل. دفاعی و شکار حیوان را تشکیل میدهند . گرب. اهلی که در منازل میزید از بقایای اغذیه تغذیه میکند و چون دشمن موش است مفید میباشد . گرب. ماده سالی دوبار قادر بزاییدن است ( اوایل بهار و اوایل پاییز ) و هر بار بین ۲ تا ۵ نوزاد تولید میکند . گربه دارای نژاد های مختلف است که معروفترین آنها گرب. ایرانی گرب. آنقره و گرب. هندی است جمع : گربگان : ( سلطان محمد خوارزمشاه ) بزیارت مشهد طوس رفت و در دهلیز آن دو گربه یکی سپید و دیگری سیاه دید در جنگ . یا ترکیبات اسمی : گرب. آنقره . نژادی از گرب. اهلی که دارای مو های بلند لطیف است . این نژاد دارای لبهای سرخ است و رنگ مو هایش عموما سفید یا خاکستری نقره یی است گرب. براق . یا گرب. اهلی . گرب. معمولی که در منازل زندگی میکند و با انسان مانوس است گرب. خانگی . یا گرب. باتلاقی ( باطلاقی ) . نوعی گربه . یا گرب. براق نوعی گربه که مو های بدنش نسبت بگربه های دیگر بلند و براق است : حریف شاهسواری که میتواند شد که هست شیر فلک گرب. براق او را ? یا گرب. خانگی . گرب. اهلی . گرب. خلاف . گربه بید بید مشک : گر پادشاه نامیه را تقویت کند خون پلنگ چرخ خورد گرب. خلاف . ( رکنای مسیح ) یا گرب. دشتی . ۱ - گورگیا یا گرب. روس ( روسی ) . گرب. خانگی زیرا در سابق گرب. روسی را در ایران می پروردند . یا گرب. عابد . آنکه تظاهر بزهد میکند : ای کبک خوشخرام . که خوش میروی بایست غره مشو که گرب. عابد نماز کرد . ( حافظ ) یا گرب. کور . ۱ - گربه ای که اعمی باشد ۲ - محیل مکار فریبنده . یا گرب. مرتضی علی . کسی که نان را بنرخ روز خورد ابن الوقت . یا گرب. وحشی . گونه ای گربه که در صحرا ها و جنگلها و کوهستانهای اکثر نقاط دنیا ( از جمله ایران ) میزید . نژاد های مختلف این حیوان عبارتند از : گ ...

معنی گربه در فرهنگ معین

گربه
(گُ بِ) [ په . ] (اِ.) حیوانی است پستان دار و گوشت خوار از تیرة گربه سانان ، دارای جثه ای نسبتاً کوچک ، سرِ گرد، سبیل های حساس ، گوش های راست و متحرک و پنجه ها و دندان هایی تیز. این حیوان به بی صفتی و نمک نشناسی معروف است . ، ~را دم حجله کشتن کنایه از
( ~ .) (اِ.) بیدمشک .
( ~ . چَ) (ص مر.) کبود چشم ، ازرق .
( ~ . رَ دَ) (مص ل .) (عا.) در انجام کار خلل وارد کردن و آن را به تأخیر انداختن .
( ~ . نِ. کَ دَ) (مص ل .) حیله گری کردن .
( ~ . کَ دَ) (مص م .) بدون دقت و با سهل انگاری شُستن چیزی .
( ~ .) (ص مر.) فریبنده ، ذغاباز، محیل .
( ~ . رِ) (ص مر.) ۱ - حیله گر، مکار. ۲ - نمک نشناس .

معنی گربه در فرهنگ فارسی عمید

گربه
پستانداری کوچک، گوشت خوار، و بسیار چالاک، با پوزۀ کوتاه، سبیل های دراز، موهای نرم، و چنگال های تیز که جانوران کوچک مانند موش، گنجشک، و ماهی را شکار می کند و غالباً شب ها به شکار و دزدی می پردازد. چشم هایش در تاریکی می درخشد و مردمک آن در تاریکی گِرد و در روشنایی روز شبیه خط عمودی باریکی می شود.
* گربهٴ وحشی: (زیست شناسی) نوعی گربۀ بیابانی که جثه اش از گربۀ خانگی بزرگ تر است.
= بیدمشک
ادا و اطوار درآوردن و اشکال تراشی کردن در انجام دادن کاری، گربه رقصاندن.
گربه مانند، مانند گربه.
تیره ای از جانوران گوشت خوار که شبیه گربه هستند، مانند شیر، پلنگ و ببر.
۱. محیل و مکار.
۲. چاپلوس.
۱. حیله گری، مکاری.
۲. تملق گویی.
چیزی را به عجله و ناتمام شستن.
* گربه شور کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه، مجاز] = گربه شور
۱. گربه مانند.
۲. [مجاز] حیله گر، فریب کار.
۳. [مجاز] چاپلوس.
۱. گربۀ کور.
۲. [عامیانه، مجاز] حیله گر، مکار.
۳. [عامیانه، مجاز] نمک نشناس.

گربه در دانشنامه ویکی پدیا

گربه
Felis lybica
فهرست نژاد گربه ها
گربه ایرانی
گربه بنگال
گربه آنقره
گربه سیامی
گربه حبشی
گربه برمه ای
گربه آشرا
گربه ساوانا
گربه یک پستاندار کوچک گوشتخوار با بدن معمولاً پوشده از خز است؛ وقتی گربه به عنوان حیوان خانگی نگهداری شود آن را گربه خانگی می نامند. این حیوان به جهت ارتباطی که با انسان برقرار می کند و شکار برخی آفت ها برای انسان ارزشمند است. در حال حاضر ۷۰ گونه مختلف گربه به ثبت رسیده است.
گربه ها از نظر فیزیولوژی با بدنی قوی و منعطف، واکنش های سریع، دندان های تیز و پنجه های جمع شده که مناسب کشتن طعمه هایند شبیه دیگر گربه ایان هستند.
گربه در زبان پارسی میانه که نیای پارسی امروزین است "گوربک" نامیده می شده و در فارسی افغانستان و فرارود به آن "پِشَک" هم گفته می شود و در زبان کردی و برخی از زبان های ترکی تبار دیگر نیز به این حیوان "پشک یا "پیشیک" گفته می شود. در زبان عامیانه پارسی هم گربه را «پیشی» می نامند. این نام برگرفته از صدای «پیش» یا «پیشی» است که برای ارتباط با دیگر گربه ها از آن استفاده می شود. در اصطلاح، به گربه هایی با پشم های بلند «گربه بُراق» گفته می شود. هم چنین در زبان گیلکی به گربه «پیچا» و به بچهٔ گربه «پیچا کوته» اطلاق می شود. در زبان گلکی (مازندرانی) نیز به گربه «بامشی» و به بچهٔ گربه «بامشی کوته» گفته می شود.
عکس گربه
گربه حیوانی از خانواده زیستی گربه سانان است و ممکن است در یکی از این موارد گفته شود:
گربه
نژادهای گربه اهلی:
گربه ایرانی
گربه وان
گربه بنگال
گربه سیامی
گربه برمه ای
گربه آنقره
گربه حبشی
گربه (جیرفت)، روستایی از توابع بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان دلفارد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹ نفر (۱۰خانو ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گربه در دانشنامه آزاد پارسی

گُربه (cat)
گُربه
پستانداری کوچک، اهلی، و گوشتخوار با نام Felis catus. اغلب به صورت جانور دست آموز یا برای گرفتن موجودات مضر، ازجمله جوندگان کوچک، نگهداری می شود. رنگ هایی متنوع دارد و ممکن است موهایش کوتاه، بلند، یا بدون مو باشد. عموماً ظاهر و اندازۀ عمومی این جانوران ثابت است. گربه های بالغ بین ۵۱ تا۷۱ سانتی متر طول دارند. گربه ها پوزه ای کوتاه، اندام های حرکتی قوی، و ستون فقراتی انعطاف پذیری دارند و می توانند پائین بپرند و بالا بروند. همگی روی بالشتک انگشتان پا راه می روند و پنجه روند. چنگال هایی قابل جمع شدن دارند، به طوری که قادرند شکارشان را بی صدا شکار کنند. گربه ها چشم هایی بزرگ و حس شنوایی قوی دارند. دندان های نیششان بلند است. این دندان ها به خوبی نمو کرده و برای پاره کردن مناسب اند.منشاء. گربه های اهلی جد مشترکی، با نام گربه وحشی افریقایی، دارند که در سراسر افریقا و عربستان یافت می شود. این نمونه بسیار شبیه گربۀ وحشی اروپایی است. گربه های اهلی قادرند با هر کدام از این وابستگان وحشی هم آوری (زاد و ولد) کنند. گونه های متنوع دیگری از گربۀ وحشی کوچک در همۀ قاره ها، به جز جنوبگانو استرالیا، زندگی می کنند. گربه های بزرگ مثل شیر، ببر، پلنگ، پوما و جگوار نیز به خانوادۀ گربه سانان تعلق دارند. در اروپا جمعیت گربه های اسکاتلندی خالص ترین نژاد گربه ها است.
تاریخچه. گربه ها بیش از ۳هزار سال پیش در مصر شناسایی، پرستش، و پس از مرگ مومیایی و در تابوت به خاک سپرده می شدند. این جانوران بیش از ۲هزار سال پیش در هند، و سپس در چین و ژاپن شناخته شدند. رومی ها آن ها را به بریتانیا آوردند. این جانوران در بریتانیا ارزشمند بودند. در قرن ۱۰م، قوانینی برای محافظت از آن ها وضع شد، اما در قرون وسطا چون آن ها را عامل سحر و جادو می دانستند در معرض خطر قرار گرفتند. در دوران ویکتوریا دوباره به آن ها توجه شد و در بسیاری از منازل برای گرفتن موش نگهداری شدند.
انواع گربه ها. بیش از ۵۰ نژاد متنوعِ گربه وجود دارد که در سه گروه قرار می گیرند: موبلند یا ایرانی، موکوتاه، و سیامی. گربه های موبلند سری بزرگ و گرد، گوش هایی کوچک، بدنی حجیم، پاهایی کوتاه و کلفت، و دمی کوتاه و ضخیم دارند. در میان گربه های موبلند چین چیلاها با موهای سفید نوک سیاه، و گربۀ دودی، با موهای زیرین س ...

نقل قول های گربه

گُربه سرسلسله گربه سانان است.
• «تفاوت اساسی بین یک گربه و یک دروغ در این است که گربه نه تا جان دارد.» -> مارک تواین
• زمانی که با گربه ها صرف شود بیهوده نگذشته است.
• «گربه شیر کوتوله ای است که موش دوست دارد، از سگ متنفرست و از انسان ها طرفداری می کند.» الیوور هرفورد بدون منبع
• «رفتار ما با گربه ها این پایین موقعیت ما را در بهشت مشخص می کند.»
• «شاید خدا گربه را برای این آفریده که انسان بتواند لذت نوازش ببر را تجربه کند...»
• «آهسته برو، آهسته بیا که گربه شاخت نزند!»
• «از تاب ناعلاجی به گربه گفتم خانم باجی!»
• «به ات نشون میدم، کجا گربه تخم می کند!»
• «به دعای گربهٔ سیاه باران نمی آید.»
• «به دعای گربه کوره طاق مبال پایین نمی آید.»
• «به گربه گفتند: گهت درمان است، خاک رویش ریخت.»
• «به گربه گفتند فضله ات درمان است، به خاک کرد.»
• «چوب را که برداری گربهٔ دزد می گریزد.»
• «در دیزی باز است، حیای گربه کجاست؟»
• «دست که به چوب بردی گربهٔ دزد حساب کار خودش را می کند.»
• «دستی که از من بریده شد می خواهد سگ بخورد، می خواهد گربه.»
• «دعای گربه در آسمان رخنه نکند.» -> ضرب المثل آلمانی
• «زنگوله را کی به گردن گربه می بندد (می اندازد)؟»
• «شب، گربه سمور می نماید، هندوبچه حور می نماید.»
• «مبادا یکی موش و دو گربه تنها// مبادا دو زن در یکی خانه باهم» -> ضرب المثل هلندی
• «گربه آمد و دنبه ربود.»
• «گربه، بی چشم و رو است.»
• «گربه تنبل را موش طبابت می کند.»
• «گربه خانه هم باید مقبول باشد.»
• «گربه خودش زشت، معوش هم زشت.»
• «گربه خونه آدم هم باید خوشگل باشه.»
• «گربه در انبان فروختن.»
• «گربه در دکان شیشه گر.»
• «گربه در راه خدا موش نمی گیرد.»
• «گربه دستش به گوشت نمی رسه، می گه بو می ده.»
• «گربه دنبه خواب بیند.»
• «گربه را باید دم حجله کشت!»
• «گربه را سه تکه اندازه گوشش.»
• «گربه را مجال گذر نیست!»
• «گربه سر دیگ را باز ببیند شرم می کند.»
• «گربه که به تنگنا افتد چشم آدمی را برآرد.»
• «گربه گشنیز خورد گرسنه همه چیز.»
• «گربه مرتضی علی است، پشتش به زمی ...

ارتباط محتوایی با گربه

گربه در جدول کلمات

گربه
سنور, هر
گربه تازی
هر
گربه صحرایی
دله
گربه صحرایی شبیه سمور
دله
گربه عرب
هر
گربه وحشی
سمور
گربه کارتونی
تام
صفت گربه زیبا
ملوس
موش و گربه معروف انیمیشنی
تام و جری
موش و گربه معروف کارتونی
تام و جری

معنی گربه به انگلیسی

pussy (اسم)
پیشی ، گربه ، دخترک
puss (اسم)
لب ، گربه ، دخترک ، چهره ، زن جوان
cat (اسم)
گربه
grimalkin (اسم)
گربه ، پیر زن ، گربه ماده

معنی کلمه گربه به عربی

گربه
قط , قطة , هرة
ماکر
ماکر
هرة
عدة , هريرة
نورس
ماکر

گربه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهادر
هر _ سنور _ پیشی
VatanDoost
حیوانات خوبی هستند گربه‌ها.
بهمن عنایتی کاریجانی
بنام خدا
با سلام، ناپلیون بنا پارت با انهمه شجاعت و کشور گشایی به شدت از گربه وحشت داشت. با تشکر.
ابوالفضل میرزاوند
لری آن می شود :
پشو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گربه ایرانی   • گربه حبشی   • گربه نژاد   • گربه بنگال   • گربه عکس   • گربه بی مو   • گربه سیامی   • گربه ها   • معنی گربه   • مفهوم گربه   • تعریف گربه   • معرفی گربه   • گربه چیست   • گربه یعنی چی   • گربه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گربه
کلمه : گربه
اشتباه تایپی : 'vfi
آوا : gorbe
نقش : اسم
عکس گربه : در گوگل

آیا معنی گربه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )