برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1273 100 1

گردنکشی کردن

معنی گردنکشی کردن در لغت نامه دهخدا

گردنکشی کردن.[ گ َ دَ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) استکبار کردن. مخالفت کردن. تکبر. (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). تطاول. (دهار) (منتهی الارب ). اباء. (دهار) (زوزنی ) (مجمل اللغه ). تبدخ. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ).

معنی گردنکشی کردن به فارسی

گردنکشی کردن
( مصدر ) ۱ - شجاعت نمودن دلیری کردن ۲ - سرکشی کردن طغیان نمودن . ۳ - تکبر ورزیدن خودستایی کردن .

گردنکشی کردن در جدول کلمات

گردنکشی کردن
استکبار

گردنکشی کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

جوادقیاسوند
استکبار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گردنکشی در جدول   • کریدور در جدول   • آتشگیر در جدول   • خشک سر در جدول   • معنی کریدور   • توده غله   • معنی گردنکشی کردن   • مفهوم گردنکشی کردن   • تعریف گردنکشی کردن   • معرفی گردنکشی کردن   • گردنکشی کردن چیست   • گردنکشی کردن یعنی چی   • گردنکشی کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گردنکشی کردن
کلمه : گردنکشی کردن
اشتباه تایپی : 'vnk;ad ;vnk
عکس گردنکشی کردن : در گوگل

آیا معنی گردنکشی کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )