برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1316 100 1

گرد کردن

معنی گرد کردن در لغت نامه دهخدا

گرد کردن. [ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) از جمله کارهای داروسازی یکی گرد کردن است و آن عبارت از تقسیم جامد به قسمت های کوچک است. قبل از گرد کردن اجسام را خوب و بد کرده خشک میکنند و سپس آنها را با قیچی و یا کارد و یا ماشین های مخصوص به قطعات کوچکی درمی آورند و با یکی از روشهای زیر آنها را گرد میکنند: الف - کوبیدن. ب - سائیدن. پ - آسیا کردن. ت - مالش روی الک. ث - پرفیریزاسیون ج - لویگاسیون چ - گردکردن به کمک واسط . رجوع به کارآموزی داروسازی تألیف جنیدی صص 39 - 42 شود.

گرد کردن. [ گ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جمع کردن. (آنندراج ). فراهم آوردن. عَش. غَلث. (منتهی الارب ). تدویر. (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). ابسال. (ترجمان القرآن ). وسق. لم. تحصیل. تجمیع. جبایة. جمع. حشر. الفغدن :
کنون گر کند مغزم اندیشه گرد
بگویم جهان جستن یزدگرد.
فردوسی.
گشادند از آن پس درگنج باز
کجا گرد کرد او به روز دراز.
فردوسی.
سران سپه را همه گرد کرد
بسی درد و تیمار لشکر بخورد.
فردوسی.
شتاب شاهان باشد به گرد کردن زر
شتاب میر به خشنود کردن زوار.
فرخی.
پس بفرمود شاه تا همه را
گرد کردند پیش او یکسر.
فرخی.
مالی یافت صامت و ناطق و کاغذها و دویت خانه ٔ سلطانی گرد کردند. (تاریخ بیهقی ).
بگفت این و لشکر همه گرد کرد
بزد کوس و برخاست صف نبرد.
اسدی (گرشاسب نامه ).
داد گسترده شود گرد کند دامن جور
باز شیطان به زمین آید باز از پرواز.
ناصرخسرو.
خرمنی گرد کرد و پاک بسوخت
هرکه پرهیز و علم و زهد فروخت.
سعدی (گلستان ).
مال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. (گلستان ).
جهان گرد کردم نخوردم برش.
سعدی.
زر را به رای صرف کند سکه دار پهن
لعنت بر آن کسی که ورا گرد میکند.
؟
|| فرازآوردن. || مدور کردن. گرد کردن. گلوله کردن. || فربه کردن. فربه کردن بدانسان که به تدویر گراید :
گرد کردند سرین محکم کردند رقاب
رویها یکسره کردند به زنگار خضاب. ...

معنی گرد کردن به فارسی

گرد کردن
( مصدر ) ۱ - مدور ساختن گلوله کردن . ۲ - جمع کردن فراهم آوردن : هر چهارشان گرد کرد و بنشاند بفراز آوردن این نامه های شاهان ... ۳ - تحصیل بدست آوردن کسب کردن . ۴ - فربه کردن ( بدانسان که بتدویر گراید ) : گرد کردند سرین محکم کردند رقاب رویها یکسره کردند بزنگار خضاب . ( منوچهری ) ۵ - دور زدن .
اعتکاف
( مصدر ) پیروی کردن تبعیت نمودن : و نکردیم ما آن قبله که تو بودی بر آن مگر ما بدانیم که پی گر میکند رسول را از آنکه بر گردد بر پی خود. دادند و اگر بیاری به آنان که ایشان را کتاب بهر دلیلی پی گرمی نکنند قبل. تو را و نه تو پیروی کنی قبل. ایشانرا.
اصطلاحی در حرکات و عملیات سر بازان ارتش . نوعی چرخیدن . که افسر یا گروهبان ارتش بسربازان خود فرمان اجرای آن را میدهد بدین معنی که اگر سربازان بوضعی ایستاده اند که روی آنها بجانب مشرق است هنگام چپ گرد کردن باید از سمت دست چپ طوری بچرخند که روی آنها بجانب مغرب شود . بچپ گشتن . بسمت چپ چرخیدن . از جانب دست چپ عقب گرد کردن .
مهیا و آماده شدن مهیای تاخت و حمله گشتن

معنی گرد کردن در فرهنگ معین

گرد کردن
(گِ. کَ دَ) (مص م .) ۱ - جمع کردن ، فراهم آوردن . ۲ - سر راست کردن ، روُند کردن .
( ~. گِ. کَ دَ) (مص ل .) آماده شدن برای ترک کردن و رفتن .
( ~ . گِ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - آماده شدن . ۲ - آمادة حمله شدن .

گرد کردن در دانشنامه ویکی پدیا

گرد کردن
گرد کردن عملی است که در آن یک عدد با عدد دیگری که ارزش آن نزدیک به عدد اصلی است جایگزین می شود تا اعداد کوتاه تر یا ساده تر شود. برای مثال ۲۳٫۴۴۷۶ دلار به ۲۳٫۴۵ دلار گرد شود یا کسر ۳۱۲⁄۹۳۷ به صورت ساده ۱⁄۳ تبدیل شود یا مقدار رادیکال دو به ۱٫۴۱۴ گرد می شود.
تقریب زدن یک عدد گنگ به یک کسر نزدیک مثلاً π به ۲۲/۷؛
تبدیل یک کسر که تعمیم آن به شکل یک عدد اعشاری متناوب است به یک عدد اعشاری با تعداد ارقام متناهی، مثلاً ۵/۳ به ۱٫۶۶۶۷؛
جایگزینی یک کسر ساده ناشدنی با اعداد بزرگ به یک کسر ساده، مثلاً ۳۱۲۲/۹۴۱۷ به ۱/۳؛
تبدیل یک اعداد اعشاری با چندین رقم اعشار به عددی با چندین رقم کمتر مثلاً ۲٫۱۷۸۴ دلار به ۲٫۱۸ دلار؛
تبدیل یک عدد صحیح به عددی که چندین رقم آخرش صفر باشد مثلاً، ۲۳٬۲۱۷ نفر به ۲۳٬۲۰۰ نفر؛
یا به طور عمومی تبدیل یک عدد به عددی نزدیک که ضریب عددی خاص باشد مثلاً ۲۷٫۲ ثانیه به ۳۰ ثانیه (مضرب ۱۵).
گرد کردن باعث تولید خطای گرد کردن می شود که تفاضل مقدار واقعی و مقدار گرد شده است.
انواع گرد کردن عبارتند از:
برای گرد کردن عددی همچون y به عددی صحیح همچون q راه های زیادی وجود دارد. راه هایی که بیشتر معمولند عبارتند از


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گرد کردن در دانشنامه آزاد پارسی

گِرد کردن (rounding)
تقریب زدن عددی اعشاری با نزدیک ترین عدد کوچک تر (تقریب نقصانی) یا بزرگ تر (تقریب اضافی). این امر با حذف یک یا چند رقم اعشاری صورت می گیرد. تعداد ارقام حذفی برحسب دقت لازم تعیین می شوند. اگر رقم یا نخستین رقمی که می خواهند حذف کنند، بزرگ تر از ۵ باشد، یک واحد به رقم قبل از آن می افزایند وگرنه تغییری در رقم ماقبل نمی دهند. مثلاً،۳۴.۳۵۸۳ تا سه رقم اعشار به صورت۳۴.۳۵۸ گرد می شود، ولی۳۴.۳۵۸۷ به صورت ۳۴.۳۵۹. اگر نخستین رقم حذفی برابر ۵ باشد و بعد آن ارقامی غیرصفر وجود داشته باشند، یک واحد به رقم ماقبل افزوده می شود. مثلاً،۳۴.۸۳۵۴ تا دو رقم اعشار به صورت ۳۴.۸۴ گرد می شود، زیرا نخستین رقم حذفی ۵ است و پس از آن رقم غیرصفر ۴ قرار دارد. اگر نخستین رقم حذفی ۵ و رقم قبل از آن فرد باشد، معمولاً یک واحد به رقم قبلی می افزایند. مثلاً،۳.۱۵ تا یک رقم اعشار به صورت۳.۲ گرد می شود. اگر گردکردن فقط به صورت حذف ارقام اعشاری ناخواسته باشد، آن را قطع کردن یا برش می گویند. اعداد صحیح را هم ممکن است گرد کنند، یعنی عدد را به نزدیک ترین عدد صحیح، برحسب دقت لازم، تقریب بزنند. مثلاً، عدد ۳۵۸۷ با تقریب کمتر از ۱,۰۰۰، به عدد ۴,۰۰۰ و عدد ۳۵۸ با تقریب کمتر از ۱۰ به عدد ۳۶۰ گرد می شود. گردکردن ممکن است خطای بسیار ایجاد کند، به خصوص وقتی اعداد گردشده در اعداد گردشدۀ دیگری ضرب شوند. مثلاً اگر ابعاد مکعب مستطیلی۳.۴،۴.۴، و۵.۴ باشد و آن ها را با ۳، ۴، و ۵ تقریب بزنیم و حجم را به جای ۵.۴×۴.۴×۳.۴ به صورت ۵×۴×۳ محاسبه کنیم، خطای ناشی از گرد کردن برابر۲۰.۷۸۴ است که با توجه به حجم واقعی،۸۰.۷۸۴ ، ۲۵% خطا دارد.

ارتباط محتوایی با گرد کردن

معنی گرد کردن به انگلیسی

rounding (اسم)
گرد کردن
gather (فعل)
جمع کردن ، گرد کردن ، گرد امدن ، جمع شدن ، بزرگ شدن ، فراهم اوردن ، نتیجه گرفتن ، اجتماع کردن ، گرد اوری کردن ، استباط کردن
agglomerate (فعل)
انباشتن ، جمع کردن ، متراکم شدن ، گرد کردن ، گرد امدن
round (فعل)
گرد کردن ، دور زدن ، کامل کردن ، بیخرده کردن
round off (فعل)
گرد کردن ، گرد کردن برشی
conglobate (فعل)
گرد کردن ، گلوله شدن
globe (فعل)
گرد کردن ، کروی کردن
roll (فعل)
گرد کردن ، پیچیدن ، گشتن ، غلتیدن ، غلت خوردن ، غلتاندن ، غلت دادن ، غل دادن ، غلتک زدن ، بدوران انداختن ، تراندن ، تر دادن ، تلاطم داشتن

معنی کلمه گرد کردن به عربی

گرد کردن
کتلة , کرة ارضية

گرد کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرحیم ریگی
نابودکردن
فاطمه حق پرست
تاثیری نداشتن
آن اخبار و اراجیف گَردی نکردی. جهانگشا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• روش گرد كردن در رياضي ششم   • تقریب در ریاضی پنجم   • روش قطع كردن اعداد   • اعداد تقریبی چیست   • تقریب اعداد اعشاری   • تقریب در ریاضی ششم ابتدایی   • تقریب زدن   • تقریب در ریاضی چیست   • معنی گرد کردن   • مفهوم گرد کردن   • تعریف گرد کردن   • معرفی گرد کردن   • گرد کردن چیست   • گرد کردن یعنی چی   • گرد کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرد کردن
کلمه : گرد کردن
اشتباه تایپی : 'vn ;vnk
عکس گرد کردن : در گوگل

آیا معنی گرد کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )