برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1285 100 1

گرز

/gorz/

مترادف گرز: چماق، عمود، کوپال، گرزه

معنی گرز در لغت نامه دهخدا

گرز. [ گ ُ ] (اِ) پهلوی وزر ، اوستا وزرا ، معرب آن جُرز، ارمنی ورز ، هندی باستان وجره (گرز رعد [ ایندرا ]، کردی گورز . و رجوع به گرزه شود. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عمود آهنین. (برهان ). کوپال و لخت. (از فرهنگ اسدی ). عمود باشد و گرز گاوسار گویند آن را که فریدون داشت. (اوبهی ). لت. دبوس :
سری بی تن و پهن گشته به گرز
تنی بی سر افکند بر خاک بُرز.
ابوشکور.
به تیغ طرّه ببرد ز پنجه ٔ خاتون
به گرز پست کند تاج بر سر چیپال.
منجیک.
یکی گرز زد ترک را بر هَباک
کزاسب اندرآمد همانگه به خاک.
فردوسی.
اگر خسرو آید به ایران زمین
نبیند بجز گرز و شمشیر کین.
فردوسی.
فروکوفتند آن بتان را به گرز
نه شان رنگ ماند و نه فر و نه برز.
عنصری.
تیغ او و رمح او و تیر او و گرز او
دست او و جام او و کلک او و پالهنگ.
منوچهری.
به یکی زخم شکسته سر هفتاد سوار
گرز هفتادمن قلعه گشای تو کند.
منوچهری.
همه تیغ بر پای و ناخن زنش
مر او را فکن گرز بر گردنش.
اسدی.
شب تار و شبرنگ در زیر من
که تابد بر گرز و شمشیر من.
اسدی.
به شیب مقرعه اکنون نیابت است ترا
ز گرزسام نریمان و تیغ رستم زال.
امیرمعزی.
شیر فلک از نهیب گرزت
چون گاو زمین جبان ببینم.
خاقانی.
گرز او در قلعه ٔ البرز زلزال افکند
چتر او درقبه ٔ افلاک نقصان آورد.
خاقانی.
گرز با خود از محاکاة پتک و سندان حکایت میکرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 161). || کنایه از قضیب هم هست که آلت تناسل باشد. (برهان ). || دسته ٔ هاون. (برهان ) (انجمن آرا). || چماق چوب. (برهان ).

گرز. [ گْرُ / گ ِ رُ ] (اِخ ) ژان باتیست. نقاش فرانسوی ، متولد در تورنوس (1725-1805 م.) (سون و لوار) . وی در ساختن صحنه های خانوادگی و تصاویر اشخاص مهارت داشت و آثار عمده ٔ او عبارتند از: نامزد دهکده ،لعنت پدری ، پسر تنبیه شده ...

معنی گرز به فارسی

گرز
ژان باتیست نقاش فرانسوی ( و . ۱۷۲۵ ف. ۱۸٠۵ م . ) . وی در ساختن صحنه های خانوادگی و تصاویر اشخاص مهارت داشت . آثار مهم وی عبارتند از : [ نامزد دهکده ] [ لعنت پدری ] [ پسر تنبیه شده ] [ پرنده مرده ] [ سبوی شکسته ] و [ مهر فرزندی ] .
نوعی آلت جنگی قدیمی که ازچوب و آهن ساخته میشده باسربیضی شکل یاگلوله مانندکه برسردشمن میزدند
( اسم ) ۱ - عمود آهنین یا چوبین دبوس : مسعود ... بر اسب سوار شد و حمله برد و گرزی برسر سوار زد . گرزی که بیک ضرب کار حریف را تمام کند . ۲ - دست. هاون . یا گرز خشخاش . سرغوز. خشخاش که از آن تریاک استخراج کنند . ۳ - شرم مرد آلت تناسل مرد قضیب . یا گرز عصبی . آلت نرین. جانوران .
[ گویش مازنی ] /gerz/ گرز - نوعی علف، متعلق به ارتفاعات البرز، با ارتفاع یک متر با برگهای شویدی و بوی تند ۳دندان سگ & گاز - فشردن چیزی بین دندان ها ۳دندان های نیش سگ و گرگ و گربه سانان & هویج
[ گویش مازنی ] /garaz bazooan/ گاز بزرگ زدن - حمله ی گوشتخواران بزرگ با دندان های تیز و فکین قوی
[Cynomorium] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از خونین گُرزیانِ بدون سبزینه با ساقه یا سنبله ای گوشتی و گل های کوچک و سرخ
آنکه گرزی سنگین دارد : گرفتش سنان و کمان و کمند گران گرز را پهلو دیوبند .

معنی گرز در فرهنگ معین

گرز
(گُ) [ په . ] (اِ.) عمود آهنین ، کوپال .
(گُ زِ گِ) (اِمر.) کوپال سنگین .

معنی گرز در فرهنگ فارسی عمید

گرز
از آلات جنگ که در قدیم به کار می رفته و از چوب و آهن ساخته می شده و سر آن بیضی شکل یا گلوله مانند بوده و آن را بر سر دشمن می زدند، دبوس، کوپال.

گرز در دانشنامه اسلامی

مجازات جهنمیان با گرزهایی از آهن صورت می گیرد.
و لهم مقمع من حدید. و برای (وارد کردن ضربت بر سر ) آنان گرزهایی آهنین است. «مقامع» جمع «مقمع» به معنای گرز است.

گرز در دانشنامه ویکی پدیا

گرز
گُرز نام یک جنگ افزار باستانی است که در جنگهای روزگار پیشین کاربرد داشته است. ساختمان کلی آن از یک دسته و یک گوی سخت گردآمده است. این ابزار را گُرزه،کوپال و دَبوس هم می گویند که واژه واپسین به عربی هم راه یافته و جمعش هم دبابیس گردیده است.
فرهنگ فارسی صبا
واژه نامه پهلوی مکنزی
این واژه در پارسی میانه به ریخت وارز (warz) بوده است. همچنین در این زبان به گرز گاد (gad) هم می گفتند که از اوستایی گادا (gadâ) گرفته شده بود.
عکس گرز
گرز (خاش)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
درگرز طایفه شهلی بر وکرداست سفید ریش منطقه حاج خداداد شهلی بر است
این روستا در دهستان سنگان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۸۸ نفر (۴۰خانوار) بوده است.
گرز طلایی (نام علمی: Orontium) نام یک سرده از تیره گل شیپوریان است.
ایگنان، گرز (به فرانسوی: Aignan, Gers) یک کمون در فرانسه است که در Canton of Aignan واقع شده است.
فهرست شهرهای فرانسه
۱ داده های فرانسه رودخانه و دریاچه و یخچال ها را در نظر نگرفته است > ۱ km² (۰٫۳۸۶ مایل مربع یا ۲۴۷ هکتار)
ایگنان ۳۲٫۱۶ کیلومترمربع مساحت و ۸۳۰ نفر جمعیت دارد و ۱۶۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
بازی گرز، یک بازی استراتژیک جنگی ایرانی تحت وب است که در ایران طراحی شده. مراحل ساخت بازی از اردیبهشت ۱۳۹۰ آغاز شده و نسخه بتای بازی در تاریخ ۱۲ اسفندماه ۱۳۹۰ به طور رسمی در اختیار گروهی از بازی دوستان ایرانی برای تست قرار گرفت. این ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گرز در دانشنامه آزاد پارسی

گُرز
گُرز
(یا: کوپال؛ عمود) از کهن ترین سلاح های بشری، متشکل از یک دستۀ چوبی ستبر و محکم و سری فلزی به شکل گوی یا کلّۀ جانورانی چون گاو، اسب، یا شیر. به کاربردن گرز نیازمند زور بازوی زیاد است. در قدیم جنگاور گرزدار می کوشید با کوبیدن سلاح خودبر سپر، کلاه خود، و جوشن دشمن، او را از پای درآورد. استفاده از گرز تا قرون میانه معمول بود. پادشاهان به هنگام بر تخت نشستن و تاج گذاری گرزی کوچک به نشانۀ اقتدار و حاکمیت به دست می گرفتند. این رسم هنوز در برخی کشورها معمول است. در اسطوره ها، حماسه ها و تواریخ ایران از گرز بسیار یاد شده است. گرز گاوسر فریدون، در اسطوره، و گرز هفده منی شاه منصور مظفری در تاریخ ایران شهرت دارد. در جنگ چالدران، دستۀ تخصصی گرزداران شاه اسماعیل صفوی، که به «چرخچی» معروف بودند، خود را به میان صفوف دشمن می رسانند و با چرخیدن به دور خود و چرخاندن گرز با چند حریف می جنگیدند. میل زورخانه در ورزش باستانی در واقع نمادی از گرز است، که از آیین کهن میترایی برجای مانده است. نیز ← دبوس

گرز در جدول کلمات

گرز
عمود
گرز آهنی
دبوس
گرز آهنین
کوپال

معنی گرز به انگلیسی

club (اسم)
انجمن ، چماق ، باشگاه ، کانون ، گرز ، باتون ، مجمع ، خال گشنیز ، خاج ، عمود
ferule (اسم)
چوب خیزران ، عصا ، گرز ، تنبیه با چوب ، خط کش ، خط کش پهن برای زدن بچه
mallet (اسم)
چوگان ، گرز ، چکش ، پتک ، چکش چوبی ، کلوخ کوب
mace (اسم)
چماق ، گرز ، عمود ، کوپال ، گل جوز ، پوست جوز ، راف ، گول زدنی
wand (اسم)
عصا ، چوب میزانه ، ترکه ، گرز ، چوب گمانه
maul (اسم)
چماق ، گرز ، تخماق ، توپوز ، چکش چوبی
quarterstaff (اسم)
چماق ، گرز ، واحد یموت

معنی کلمه گرز به عربی

گرز
اضرب , صولجان , مطرقة , نادي

گرز را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
گُرز-
واژه ی ترکی آن می شود: دَگَنَک!
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
درز.شکاف
gerz
Chooba
تپوز،دبوس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گرز 2   • هک گرز   • معنی گرز   • گرز قدیمی   • گرز رستم   • سلاح گرز   • بازی آنلاین مستر 90   • عکس گرز   • مفهوم گرز   • تعریف گرز   • معرفی گرز   • گرز چیست   • گرز یعنی چی   • گرز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرز
کلمه : گرز
اشتباه تایپی : 'vc
آوا : gorz
نقش : اسم
عکس گرز : در گوگل

آیا معنی گرز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )