برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1161 100 1

گروه

/goruh/

مترادف گروه: امت، جماعت، طایفه، طبقه، قبیله، جمع، جمعیت، جمهور، باند، توده، فرقه، جوخه، دسته، رده، رسته، فوج، عده، انجمن، جرگه، حلقه، زمره، سلک، ملا، سنخ، قشر، تیم، مجتمع، قافله، بخش، دپارتمان

متضاد گروه: فرد

معنی گروه در لغت نامه دهخدا

گروت. [ گ ِ رُ ] (اِخ ) ژورژ. مورخ انگلیسی ، متولد در کلای هیل (1794-1871م.). مؤلف یکی از بهترین و قابل توجه ترین کتب درباب تاریخ یونان.

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومه ٔ وارداک شهرستان مشهد، واقع در 58 هزارگزی شمال باختری مشهد و 5 هزارگزی باختر راه مشهد به ارداک. هوای آن سرد و دارای 171 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رادکان بخش حومه وارداک شهرستان مشهد، واقع در 108هزارگزی شمال باختری مشهد و 20هزارگزی شمال خاوری رادکان. هوای آن سرد و دره است. دارای 462 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات و چغندر، شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

گروه. [ گ ُ ] (اِ) پهلوی ، گره (دسته ، گروه ). ارمنی ، گره (ملت ، جمعیت ). بلوچی ، گرف . ایرانی باستان ، ظاهراً گروثوه . کردی ، کوروه (اجتماع اشخاص ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).جماعت مردم را گویند و به عربی قوم خوانند. (غیاث ) (برهان ). جماعة از مردم و غیره از سایر حیوانات. (آنندراج ). جماعت مردم و غیر آن. (انجمن آرا). طائفه. جمعیت. دسته. امت. ثله. رهط. زمره. حزب. فرقه. فریق. فئه. عصبه. فوج. قبیله : و مغرب وی گروهی از خرخیزیانند. (حدود العالم ). و کوفیانند و ایشان هفت گروهند و هر گروهی را مهتری است. (حدود العالم ).
ای خواجه چرا جداشده ستی ز گروه
چونانکه ز جمع تره ها خود خروه.
ابوعلی صاحبی.
یکی غار بود اندر آن برزکوه
بدو سخت نزدیک و دور از گروه.
فردوسی.
همانگاه سیمرغ برشد به کوه
بمانده برو چشم سام و گروه.
فردوسی.
مرا گفت رو تا به البرز کوه
قباد دلاور ببین با گروه.
فردوسی.
گروه دیگر گفتند نه که این بت را
برآسمان برین بود جایگاه آور.
فرخی.
شده بنفشه بهر جایگه گروه گروه
کشیده نرگس بر گرد او قطار قطار.
فرخی.
دلم یکی و در او عاشقی گر ...

معنی گروه به فارسی

گروه
دهستانی است از بخش ساردوئیه جیرفت واقع در شمال ساردوئیه . کوهستانی و سردسیر دارای ۱۵٠٠ سکنه از ۳۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده . محصول آن غله و لبنیات است .
جماعت، جمعی ازمردم، دستهای ازحیوانات، گره وگروهه وگروزه نیزگفته شده
( اسم ) ۱ - دسته ای از مردم جماعت جمع : گروهان : مسعود گفت او بازار خویش تیز می کند و گروهی ترکان را چه محل و قدر تواند بود . ۲ - طایفه قبیله . ۳ - واحدی از سربازان که در عصر پهلوی اول شامل سه جوخه دو جوخ. تیرانداز و یک جوخ. آتش ) و هر دسته ( رسد ) شامل دو گروه بود سپس هر گروه شامل دو جوخه و هر دسته شامل سه گروه شد . امروزه گروه شامل ۹ تن است ( دو تیم ۴ نفری و یک فرمانده گروه ) . یاگروه آموزشی . اصطلاحی است که در دانشگاه بجای یعنی جزوی از دانشگاه که در آن دروس مشابه و مربوط بیکدیگر تدریس میشود اطلاق کنند مثلا گروه آموزشی ادبیات فارسی گروه آموزشی تاریخ گروه آموزشی جغرافی .
[phrase] [زبان شناسی] واحدی نحوی بزرگ تر از واژه و کوچک تر از بند که هستۀ آن مقوله ای نحوی از جنس همان واحد است
[commission] [عمومی] گروهی موقت یا دائمی و درعین حال ملی و جهانی که از سوی دولت یا سازمانی رسمی برای رسیدگی به امری مأمور می شود و رسماً موظف است دربارۀ موضوع مربوط پژوهش و تحقیق کند؛ ممکن است پژوهش و تحقیقات به معنی اعم آن باشد، یا جنبۀ قضایی و داوری داشته باشد...
[عمومی] ← بخش 2
[group] [ریاضی، علوم نظامی] [ریاضی] مجموعه ای با یک عمل دوتایی شرکت پذیر که دارای عنصر همانی باشد و هر عنصر آن وارون داشته باشد [علوم نظامی] یگانی راهکنشی و اداری انعطاف پذیری که از دو یا چند گردان تشکیل می شود و شامل یگان های پشتیبانی رزمی و پشتیبانی خدمات...
[platoon] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] دسته ای از وسایل نقلیه که به دلیل وضعیت چراغ های راهنمایی یا هندسۀ راه با یکدیگر حرکت می کنند
[section , choir] [موسیقی] سازهای هم خانواده در یک سازگان/ ارکستر
[علوم نظامی] ← جوخه
[amphibious group] [علوم نظامی] بخشی از نیروی آب خاکی که با هدایت یک فرمانده عملیات آب خاکی مشخصی را انجام می دهند
...

معنی گروه در فرهنگ معین

گروه
(گُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - دسته ، جمعیت . ۲ - امت ، فرقه . ۳ - واحدی از سربازان شامل ۹ نفر. ۴ - امتیاز کارمند از جهت مدرک تحصیلی و سابقة کار که خود به چند پایه تقسیم می شود. ۵ - اصطلاحی است که در دانشگاه ها به جای کلمة انگلیسی دپارتمان یعنی جزوی از دانشگاه

معنی گروه در فرهنگ فارسی عمید

گروه
۱. جماعت.
۲. جمعی از مردم.
۳. دسته ای از حیوانات.
* گروه خونی: (پزشکی) نوع خون انسان یا برخی پستانداران که بر اساس وجود یا عدم آنتی ژن های خاص، بر سطح گلبول های قرمز تقسیم بندی می شود، و شامل گروه های a، b، ab و o است.
دو یا چند تن که از یک گروه و دسته باشند.

گروه در دانشنامه ویکی پدیا

گروه
گروه یا نیم رَسَد (به انگلیسی: Section) یکی از یگان های نظامی است. هر گروه معمولاً از ۱۲ تا ۲۴ سرباز تشکیل شده است. در ارتش حتی یک جوخهٔ ۱۲ نفره را یک گروه کوچک می نامند و در حالت جدی تر معمولاً ۲ جوخه با هم یک گروه و ۳ تا ۴ گروه با هم یک دسته را تشکیل می دهند. فرماندهِ یک گروه معمولاً درجهٔ گروهبانی دارد.
گروه (به انگلیسی: The Crew) یک بازی ویدئویی آنلاین در سبک ریسینگ است که توسط ایوری تاور و یوبی سافت رفلکشنز ساخته شده و به وسیلهٔ یوبی سافت در سپتامبر ۲۰۱۴ برای مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان عرضه شد، همچنین یک نسخهٔ سازگار برای کنسول ایکس باکس ۳۶۰ منتشر شده است.
JP ۴ دسامبر، ۲۰۱۴
WW ۲ دسامبر، ۲۰۱۴
این بازی دارای ۲۰ ساعت گیم پلی در شهرهای مختلف آمریکا است. بازیکنان می توانند با تشکیل گروه هایی برای مسابقه یا رکوردزنی بازی کنند. در بازی هیچ صحنهٔ بارگذاری یا توقف وجود ندارد. بازیکنان می توانند از اپلیکیشن بازی برای ساخت ماشین استفاده کنند. بخش چند نفره در انواع مختلف مسابقه ظرفیت ۸ بازیکن را داراست. باوجود اینکه بازیکن می تواند تک نفره بازی کند، ولی برای اجرای بازی به اتصال مداوم اینترنت نیاز است.
بازی از موتور Babel که توسط استودیو ایوری تاور ویرایش شده استفاده می کند. نسخهٔ آزمایشی بازی برای کنسول های پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان در ۳۰ سپتامبر و سپس از ۶ تا ۱۰ نوامبر و در مرحلهٔ بعدی از ۲۵ تا ۲۷ نوامبر باز شد. بازی برای استفادهٔ بهینه از قابلیت های اجتماعی جدید کنسول های نسل هشتم برنامه ریزی شد.
موسیقی بازی توسط ژوزف تراپانیسی و پیتر کانلی ساخته شده است. ترانه "Heavy As a Feather" در تریلر رسمی انتشار بازی است ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گروه در دانشنامه آزاد پارسی

گروه (group)
افرادی که در سازمانی با یکدیگر کار می کنند. در یک گروه رسمی به هر فرد در سازمان نقش مشخصی واگذار می شود (مثلاً یکی از کارمندان مدیر عامل می شود، دیگری مدیر مالی، و دیگری مدیر فروش). گروه غیررسمی، گروهی از افراد است که فارغ از ساختارهای رسمی سازمان با یکدیگر رابطه دارند، مثل کارمندان یک سازمان که با یکدیگر فوتبال بازی می کنند، یا افرادی که فرزندان شان به یک مهد کودک می روند. گروه های غیررسمی ممکن است مستقل از ساختارهای رسمی، در تولید و سرپرستی نقش داشته باشند، مثلاً، چه بسا دو یا سه نفر یکی از بخش های سازمانی را اداره کنند، در حالی که هیچ یک از آنان رئیس آن بخش نباشد. افرادی که معتقدند سازمان ها را باید گروه های رسمی با بهره گیری از ساختارهای رسمی اداره کنند احتمالاً تشکل های غیررسمی در یک سازمان را مخاطره آمیز می دانند.

ارتباط محتوایی با گروه

گروه در جدول کلمات

گروه
دسته _ جرگه_زمره
گروه بت پرست هند جنوبی
تامول
گروه پراکنده و پریشان
شلال
گروه خلافکار
باند
گروه زیاد
خیل
گروه سواران
رکب
گروه فرنگی
گروپ
گروه گذارنده
راهن
گروه مجهز
اکیپ
گروه محافظ
گارد

معنی گروه به انگلیسی

many (اسم)
گروه ، بسیاری
school (اسم)
اموزشگاه ، گروه ، دسته ، مکتب ، دبیرستان ، دبستان ، مدرسه ، تحصیل در مدرسه ، تدریس در مدرسه ، مکتب علمی یا فلسفی ، جماعت همفکر ، دسته ماهی ، گروه پرندگان
section (اسم)
برش ، قسمت ، گروه ، دسته ، قطعه ، بخش ، دایره ، مقطع ، برشگاه
outfit (اسم)
ساز ، ساز و برگ ، گروه ، همسفر ، توشه ، بنه سفر ، تجهیز ، لوازم فنی
mass (اسم)
توده ، جمع ، انبوه ، گروه ، جرم ، حجم ، توده مردم ، کپه ، قسمت عمده ، مراسم عشاء ربانی
heap (اسم)
توده ، انبوه ، گروه ، جمعیت ، پشته ، کومه ، کپه
cohort (اسم)
پیرو ، گروه ، هم کار
kind (اسم)
جور ، قسم ، گروه ، دسته ، طبقه ، نوع ، جنس ، گونه ، طرز ، کیفیت ، در مقابل پولی
flock (اسم)
گروه ، جمعیت ، گله ، رمه ، دسته پرندگان
society (اسم)
اجتماع ، محفل ، گروه ، جمعیت ، انجمن ، شرکت ، مجمع ، مصاحبت ، جامعه ، نظام اجتماعی ، اشتراک مساعی ، انسگان
assembly (اسم)
اجتماع ، گروه ، انجمن ، مجلس ، هیئت قانونگذاری ، هم گذاری
clique (اسم)
محفل ، گروه ، دسته
ring (اسم)
محفل ، میدان ، طوق ، حلقه ، عرصه ، گود ، گروه ، ناقوس ، طنین صدا ، زنگ اخبار ، طنین ، چنبر ، طوقه ، انگشتر ، صحنه ورزش ، جسم حلقوی ، صدای زنگ تلفن
troop (اسم)
گروه ، دسته ، خیل ، عده سربازان ، استواران
team (اسم)
جفت ، دست ، گروه ، دسته ، گروهه ، تیم ، یک دستگاه
pack (اسم)
یک بسته ، گروه ، دسته ، کوله پشتی ، بسته ، ملافه ، بقچه ، یک دست ورق بازی
army (اسم)
ارتش ، سپاه ، لشکر ، گروه ، جمعیت ، صف ، دسته
host (اسم)
سپاه ، گروه ، دسته ، خواجه ، ازدحام ، خانه دار ، مهمانخانه دار ، میزبان ، صاحبخانه ، مهمان دار ، انگل دار
corps (اسم)
سپاه ، لشکر ، گروه ، دسته ، هیئت
group (اسم)
گروه ، جمعیت ، دسته ، انجمن ، غند
company (اسم)
گروه ، جمعیت ، دسته ، انجمن ، شرکت ، گروهان ، هیئت بازیگران
platoon (اسم)
گروه ، جوخهءافراد
folk (اسم)
گروه ، مردم ، خلق ، ملت ، قوم و خویش
crowd (اسم)
اجتماع ، گروه ، جمعیت ، شلوغی ، ازدحام ، جماعت ، انبوه مردم
class (اسم)
جور ، گروه ، دسته ، طبقه ، نوع ، رده ، رسته ، زمره ، کلاس ، سنخ ، هماموزگان
gang (اسم)
گروه ، جمعیت ، دسته ، گام برداری ، دسته جنایتکاران
clinch (اسم)
گروه
cluster (اسم)
گروه ، دسته ، خوشه
bunch (اسم)
گروه
ensign (اسم)
اشاره ، نشان ، گروه ، دسته ، پرچم ، علم ، ناوبان دوم ، پرچمدار ، نشان افتخار ، نشان رسمی ، سربازی که حامل پرچم است
fry (اسم)
گروه ، بریانی ، تخم ، تهییج ، گوشت سرخ کرده ، حیوان نوزاد
shoal (اسم)
گروه ، کم ژرفا ، تپه زیرابی
bevy (اسم)
گروه ، دسته
concourse (اسم)
گروه ، محل اجتماع ، محل ملاقات ، محل تلاقی چند خیابان یا جاده
swarm (اسم)
گروه ، ازدحام ، دسته زیاد ، گروه زنبوران
throng (اسم)
گروه ، جمعیت ، ازدحام ، هجوم
congregation (اسم)
گروه ، دسته ، جماعت ، حضار در کلیسا
covey (اسم)
گروه ، دسته ، یک دسته کبک ، گله
herd (اسم)
گروه ، جمعیت ، گله ، رمه
multitude (اسم)
گروه ، بسیاری ، جمعیت کثیر ، گروه بسیار
horde (اسم)
گروه ، دسته ، گروه ترکان و مغولان ، ایل وتبار ، گروه بیشمار
legion (اسم)
گروه ، لژیون ، هنگ ، سپاه رومی
rout (اسم)
وفور ، جمع ، گروه ، طغیان ، بی نظمی و اغتشاش
skulk (اسم)
گروه ، دسته ، ادم بی بند و بار
squad (اسم)
گروه ، دسته ، جوخه

معنی کلمه گروه به عربی

گروه
احکام , باقة , تجمع , جحفل , جيش , حشد , راية , زمرة , زي , صغار السمک , صنف , عدد , عصابة , علبة , فريق , قطيع , قوات , قوم , کثير , کومة , مجتمع , مجموعة , مدرسة , مضيف , نوع
سرب
عدد
مجموعة
حشد
مدرسة
حشد
اجتماعي
تدرج
سلة
سرب
جناح
اتحاد

گروه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

من
هیئت
محسن مرادنوری
دسته
تیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گروه تلگرام لینک   • لینک گروه تلگرام دختر پسر   • گروه های تلگرام+18   • گروه تلگرام دخترونه   • گروه های تلگرامی   • گروه های چت تلگرام   • گروه چت مختلط تلگرام   • گروه تلگرام دوست یابی   • معنی گروه   • مفهوم گروه   • تعریف گروه   • معرفی گروه   • گروه چیست   • گروه یعنی چی   • گروه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گروه
کلمه : گروه
اشتباه تایپی : 'v,i
آوا : goruh
نقش : اسم
عکس گروه : در گوگل

آیا معنی گروه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )