انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1071 100 1

گروه

/goruh/

مترادف گروه: امت، جماعت، طایفه، طبقه، قبیله، جمع، جمعیت، جمهور، باند، توده، فرقه، جوخه، دسته، رده، رسته، فوج، عده، انجمن، جرگه، حلقه، زمره، سلک، ملا، سنخ، قشر، تیم، مجتمع، قافله، بخش، دپارتمان

متضاد گروه: فرد

معنی گروه در لغت نامه دهخدا

گروت. [ گ ِ رُ ] (اِخ ) ژورژ. مورخ انگلیسی ، متولد در کلای هیل (1794-1871م.). مؤلف یکی از بهترین و قابل توجه ترین کتب درباب تاریخ یونان.

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان درزآب بخش حومه ٔ وارداک شهرستان مشهد، واقع در 58 هزارگزی شمال باختری مشهد و 5 هزارگزی باختر راه مشهد به ارداک. هوای آن سرد و دارای 171 تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رادکان بخش حومه وارداک شهرستان مشهد، واقع در 108هزارگزی شمال باختری مشهد و 20هزارگزی شمال خاوری رادکان. هوای آن سرد و دره است. دارای 462 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات و چغندر، شغل اهالی زراعت و مالداری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

گروه. [ گ ُ ] (اِ) پهلوی ، گره (دسته ، گروه ). ارمنی ، گره (ملت ، جمعیت ). بلوچی ، گرف . ایرانی باستان ، ظاهراً گروثوه . کردی ، کوروه (اجتماع اشخاص ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ).جماعت مردم را گویند و به عربی قوم خوانند. (غیاث ) (برهان ). جماعة از مردم و غیره از سایر حیوانات. (آنندراج ). جماعت مردم و غیر آن. (انجمن آرا). طائفه. جمعیت. دسته. امت. ثله. رهط. زمره. حزب. فرقه. فریق. فئه. عصبه. فوج. قبیله : و مغرب وی گروهی از خرخیزیانند. (حدود العالم ). و کوفیانند و ایشان هفت گروهند و هر گروهی را مهتری است. (حدود العالم ).
ای خواجه چرا جداشده ستی ز گروه
چونانکه ز جمع تره ها خود خروه.
ابوعلی صاحبی.
یکی غار بود اندر آن برزکوه
بدو سخت نزدیک و دور از گروه.
فردوسی.
همانگاه سیمرغ برشد به کوه
بمانده برو چشم سام و گروه.
فردوسی.
مرا گفت رو تا به البرز کوه
قباد دلاور ببین با گروه.
فردوسی.
گروه دیگر گفتند نه که این بت را
برآسمان برین بود جایگاه آور.
فرخی.
شده بنفشه بهر جایگه گروه گروه
کشیده نرگس بر گرد او قطار قطار.
فرخی.
دلم یکی و در او عاشقی گروه گروه
تو در جهان چو دل من دلی دگر بنمای.
فرخی.
به هر تلی پر از کشته گروهی
به هر غفجی پر از فرخسته پنجاه.
عنصری.
نبید خور که به نوروز هر که می نخورد
نه از گروه کرام است و نز عداد اناس.
منوچهری.
در باغها نشاند، گروه از پس گروه
در راغها کشید، قطار از پس قطار.
منوچهری.
اما چنانکه بروی کار دیدم گروهی مردم که گرد وی درآمده اند... (تاریخ بیهقی ). و از آن گروهی بی سر وپا که با تست بیمی نیست. (تاریخ بیهقی ).
چلیپاپرستان رومی گروه
چنانند از او وز سپاهش ستوه.
اسدی.
ز بس کشته کآمد ز هر دو گروه
ز خون خاست دریا و از کشته کوه.
اسدی.
با گروهی که بخندند و بخندانند
چون کنم چون نه بخندم نه بخندانم.
ناصرخسرو.
منگر سوی گروهی که چون مستان ازخلق
پرده بر خویشتن از بی خردی می بدرند.
ناصرخسرو.
چون خدای تعالی آسمان و زمین و آفتاب و ماه و ستارگان و فرشتگان را بیافرید همه از نور و یک گروه فرشته از آتش بیافرید. (قصص الانبیاء ص 17). و مردم دو گروهند: حازم و عاجز. (کلیله و دمنه ).
در آن انجمنگاه انجم شکوه
که جمع آید از هفت کشور گروه.
نظامی.
صف زنده پیلان بیکجا گروه
چو گرد گریوه کمرهای کوه.
نظامی.
ای گروه مؤمنان شادی کنید
همچو سرو و سوسن آزادی کنید.
مولوی.
دست گدا بسیب زنخدان این گروه
مشکل رسد که میوه ٔ اول رسیده اند.
سعدی.
گروهی همنشین من خلاف عقل و دین من
گرفته آستین من که دست از دامنش بگسل.
سعدی.
خانه ای بس بود گروهی را
چون کشی بر سپهر کوهی را.
اوحدی.
- گروه شدن ؛ گرد آمدن.اجتماع کردن. جمع شدن :
ز هر کشوری دانشی شد گروه
دو دیوار کرد از دو پهنای کوه.
فردوسی.

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هشتگانه ٔ بخش ساردوئیه جیرفت که در شمال ساردوئیه واقع است. حدود آن بشرح زیر است :
از شمال به دهستان راین ، از خاور به دهستان مرغک ، از جنوب به دهستان ساردوئیه ، از باختر به دهستان هنزل. موقعیت آن کوهستانی است. هوای آن سردسیر و محصولات عمده ٔ آنجا غلات و لبنیات است. آب مشروبی از چشمه ها و رودخانه ها دارد. راه آن مالرو است. از 36 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده. جمعیت آن در حدود 1500 تن است. مرکز دهستان قریه گروه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است مرکز دهستان گروه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت ، واقع در 18000گزی شمال ساردوئیه و 10000گزی باختر راه مالرو ساردوئیه به راین. هوای آن سرد. دارای 360 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود.محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سرباز شهرستان ایرانشهر، واقع در 5000گزی جنوب سرباز و کنار راه فرعی سرباز به شهرستان ایرانشهر. هوای آن گرم و مالاریائی است. دارای 55 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات خرما و برنج ، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه ٔ سرباز هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

گروه. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مسکون بخش جبال بارز شهرستان جیرفت ، واقع در 6000گزی باختر مسکون و 4000گزی باختر شوسه ٔ بم به سبزواران. هوای آن سرد و دارای 350 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشودو محصول آن غلات و حبوبات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. مزارع یشته ساوندان و سنگستان جزء این ده است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

معنی گروه به فارسی

گروه
دهستانی است از بخش ساردوئیه جیرفت واقع در شمال ساردوئیه . کوهستانی و سردسیر دارای ۱۵٠٠ سکنه از ۳۶ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده . محصول آن غله و لبنیات است .
جماعت، جمعی ازمردم، دستهای ازحیوانات، گره وگروهه وگروزه نیزگفته شده
( اسم ) ۱ - دسته ای از مردم جماعت جمع : گروهان : مسعود گفت او بازار خویش تیز می کند و گروهی ترکان را چه محل و قدر تواند بود . ۲ - طایفه قبیله . ۳ - واحدی از سربازان که در عصر پهلوی اول شامل سه جوخه دو جوخ. تیرانداز و یک جوخ. آتش ) و هر دسته ( رسد ) شامل دو گروه بود سپس هر گروه شامل دو جوخه و هر دسته شامل سه گروه شد . امروزه گروه شامل ۹ تن است ( دو تیم ۴ نفری و یک فرمانده گروه ) . یاگروه آموزشی . اصطلاحی است که در دانشگاه بجای یعنی جزوی از دانشگاه که در آن دروس مشابه و مربوط بیکدیگر تدریس میشود اطلاق کنند مثلا گروه آموزشی ادبیات فارسی گروه آموزشی تاریخ گروه آموزشی جغرافی .
[phrase] [زبان شناسی] واحدی نحوی بزرگ تر از واژه و کوچک تر از بند که هستۀ آن مقوله ای نحوی از جنس همان واحد است
[commission] [عمومی] گروهی موقت یا دائمی و درعین حال ملی و جهانی که از سوی دولت یا سازمانی رسمی برای رسیدگی به امری مأمور می شود و رسماً موظف است دربارۀ موضوع مربوط پژوهش و تحقیق کند؛ ممکن است پژوهش و تحقیقات به معنی اعم آن باشد، یا جنبۀ قضایی و داوری داشته باشد...
[عمومی] ← بخش 2
[group] [ریاضی، علوم نظامی] [ریاضی] مجموعه ای با یک عمل دوتایی شرکت پذیر که دارای عنصر همانی باشد و هر عنصر آن وارون داشته باشد [علوم نظامی] یگانی راهکنشی و اداری انعطاف پذیری که از دو یا چند گردان تشکیل می شود و شامل یگان های پشتیبانی رزمی و پشتیبانی خدمات...
[platoon] [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] دسته ای از وسایل نقلیه که به دلیل وضعیت چراغ های راهنمایی یا هندسۀ راه با یکدیگر حرکت می کنند
[section , choir] [موسیقی] سازهای هم خانواده در یک سازگان/ ارکستر
[علوم نظامی] ← جوخه
[amphibious group] [علوم نظامی] بخشی از نیروی آب خاکی که با هدایت یک فرمانده عملیات آب خاکی مشخصی را انجام می دهند
[Abelian group] [ریاضی] هر گروه که عمل دوتایی آن جابه جایی باشد متـ . گروه جابه جایی 1 commutative group
[fire party] [حمل ونقل دریایی] گروهی از خدمۀ شناور که در کنار وظایف روزمرۀ خود مقابله با آتش را نیز بر عهده دارند
[swing gang] [سینما و تلویزیون] گروهی که مسئولیت برپایی و برچیدن آرایه های صحنه را در تولید فیلم بر عهده دارد
( مصدر ) جمع شدن گرد آمدن : که لشکر بیک جا گروه آمدند شدند از خصومت ستوه آمدند . ( نظامی )
[pendant group] [شیمی، مهندسی بسپار] گروهی شیمیایی که در زنجیر بسپارها وجود دارد و به مازه آویزان است
[social group, group] [جامعه شناسی] شماری از افراد متحد با یکدیگر که براساس الگوهای کمابیش پایدار تعاملی به طور رسمی یا غیررسمی به عضویت یک جمع درمی آیند
[handling squadron] [حمل ونقل هوایی] گروهی که مأموریت آن ارزیابی فرمان پذیری هواگرد جدید و گردآوری و تنظیم نقد و نظر خلبانان آزمایشگر است
[noun phrase, NP] [زبان شناسی] گروهی که هستۀ آن اسم است
[groupware, teamware, workgroup software] [مهندسی مخابرات] نرم افزاری که گروهی از کاربران به صورت اشتراکی به کار می برند تا بتوانند اطلاعات خود را مبادله کنند
[end group] [شیمی] اتم یا گروهی در انتهای یک زنجیرۀ بسپاری که لزوماً با واحد تکرارشونده متفاوت است و به جای دو پیوند تنها با یک پیوند به انتهای زنجیره چسبیده است
[cast] [سینما و تلویزیون] مجموعۀ بازیگران یک فیلم
[closed group] [جامعه شناسی] گروهی که در برابر روابط اجتماعی بیرون از خود نفوذناپذیر است و درنتیجه، فاقد کنش های متقابل با خارج از گروه است
تقسیم کردن واحدی است بدسته های مختلف .
[grouping] [باستان شناسی] جدا کردن اشیای مشابه به صورت مجموعه بدون دسته بندی ازپیش تعیین شده
[data grouping] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] دسته بندی مجموعه ای از داده ها براساس کاربرد و کارکرد آنها
[ecological group] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] گروهی از گونه ها با نیازهای بوم شناختی مشابه
[centreless group] [ریاضی] گروهی که تنها عضو مرکز آن عضو همانی گروه است
[جامعه شناسی] ← گروه مطرود
[status group] [جامعه شناسی] در تعریف وبری، گروهی که پایگاه اجتماعی آن نه براساس جایگاه اقتصادی بلکه براساس حیثیت و دین و اشکال مشابهی از موقعیت اجتماعی استوار است

معنی گروه در فرهنگ معین

گروه
(گُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - دسته ، جمعیت . ۲ - امت ، فرقه . ۳ - واحدی از سربازان شامل ۹ نفر. ۴ - امتیاز کارمند از جهت مدرک تحصیلی و سابقة کار که خود به چند پایه تقسیم می شود. ۵ - اصطلاحی است که در دانشگاه ها به جای کلمة انگلیسی دپارتمان یعنی جزوی از دانشگاه

معنی گروه در فرهنگ فارسی عمید

گروه
۱. جماعت.
۲. جمعی از مردم.
۳. دسته ای از حیوانات.
* گروه خونی: (پزشکی) نوع خون انسان یا برخی پستانداران که بر اساس وجود یا عدم آنتی ژن های خاص، بر سطح گلبول های قرمز تقسیم بندی می شود، و شامل گروه های a، b، ab و o است.
دو یا چند تن که از یک گروه و دسته باشند.

گروه در دانشنامه ویکی پدیا

گروه
گروه یا نیم رَسَد (به انگلیسی: Section) یکی از یگان های نظامی است. هر گروه معمولاً از ۱۲ تا ۲۴ سرباز تشکیل شده است. در ارتش حتی یک جوخهٔ ۱۲ نفره را یک گروه کوچک می نامند و در حالت جدی تر معمولاً ۲ جوخه با هم یک گروه و ۳ تا ۴ گروه با هم یک دسته را تشکیل می دهند. فرماندهِ یک گروه معمولاً درجهٔ گروهبانی دارد.
گروه (به انگلیسی: The Crew) یک بازی ویدئویی آنلاین در سبک ریسینگ است که توسط ایوری تاور و یوبی سافت رفلکشنز ساخته شده و به وسیلهٔ یوبی سافت در سپتامبر ۲۰۱۴ برای مایکروسافت ویندوز، پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان عرضه شد، همچنین یک نسخهٔ سازگار برای کنسول ایکس باکس ۳۶۰ منتشر شده است.
JP ۴ دسامبر، ۲۰۱۴
WW ۲ دسامبر، ۲۰۱۴
این بازی دارای ۲۰ ساعت گیم پلی در شهرهای مختلف آمریکا است. بازیکنان می توانند با تشکیل گروه هایی برای مسابقه یا رکوردزنی بازی کنند. در بازی هیچ صحنهٔ بارگذاری یا توقف وجود ندارد. بازیکنان می توانند از اپلیکیشن بازی برای ساخت ماشین استفاده کنند. بخش چند نفره در انواع مختلف مسابقه ظرفیت ۸ بازیکن را داراست. باوجود اینکه بازیکن می تواند تک نفره بازی کند، ولی برای اجرای بازی به اتصال مداوم اینترنت نیاز است.
بازی از موتور Babel که توسط استودیو ایوری تاور ویرایش شده استفاده می کند. نسخهٔ آزمایشی بازی برای کنسول های پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان در ۳۰ سپتامبر و سپس از ۶ تا ۱۰ نوامبر و در مرحلهٔ بعدی از ۲۵ تا ۲۷ نوامبر باز شد. بازی برای استفادهٔ بهینه از قابلیت های اجتماعی جدید کنسول های نسل هشتم برنامه ریزی شد.
موسیقی بازی توسط ژوزف تراپانیسی و پیتر کانلی ساخته شده است. ترانه "Heavy As a Feather" در تریلر رسمی انتشار بازی استفاده شد. مدت موسیقی بازی ۷۳ دقیقه است و این آلبوم در ۱۱ نوامبر ۲۰۱۴ در فروشگاه آی تیونز با برچسب «یوبی سافت موزیک» منتشر شد.
گروه، روستایی از توابع بخش جبالبارز شهرستان جیرفت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان مسکون قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
گروه (چناران)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است. تمام اهالی روستا مسلمان شیعه می باشند. زبان مردم فارسی با گویش محلی می باشد. این روستا با روستاهای دلمی و میریجگان و آبگاهی همسایه می باشد. شغل اکثر مردم دامداری وباغداری است. از مهم ترین محصولات باغی روستا می توان سیب، گردو و گیلاس را نام برد این روستا دارای مسجد و مدرسه در مقاطع ابتدایی و راهنمایی می باشد. این روستا دارای برق و آب لوله کشی است. امکانات مخابرات نیز در چند سال اخیر وارد روستا شده است. دامداران در این روستا به صورت نیمه کوچ زندگی می کنند بصورتی که نیمی از بهار و تابستان را در ییلاق و در چادر زندگی می کنند و مابقی سال را در روستا به سر می برند. آب و هوای روستا در بهار وتابستان نسبتا معتدل است اما زمستانهای بسیار سردی دارد. ساختار روستا از نوع پلکانی کوهپایه ای می باشد.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان رادکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۳۶ نفر (۱۷۹خانوار) بوده است.
گروه (انگلیسی: Group) در چینه شناسی یکی از واحدهای سنگ چینه شناسی است که دربرگیرنده چینه های سنگی مشخص است. معمولاً هر گروه به دو یا چند سازند تقسیم می شود، یعنی به مجموعه دو یا چند سازند گروه گفته می شود. گروه معمولاً به وسیله دگرشیبی های مشخص ، محدود می گردد.
واحد چینه شناسی
گاهی دو یا چند گروه یک اَبَرگروه را پدید می آورند ولی کاربرد ابرگروه چندان معمول نیست.
به عنوان نمونه گروه فارس یکی از واحدهای چینه شناسی زاگرس است که شامل سه سازند گچساران، میشان و آغاجاری است.
گروه یا عبارت مجموعه ای از یک یا چند واژه است که در نحو جمله همچون یگانی مستقل عمل می کند. هر گروه هسته ای دارد که می تواند یک یا چند وابسته داشته باشد. بنابراین، وجود هسته در هر گروه الزامی ست اما وجود وابسته الزامی نیست. گروه ها را بر اساس رده واژگانی هسته شان نام می گذارند:
گروه اسمی: هستهٔ این گروه از ردهٔ واژگانی «اسم» است.
گروه فعلی: هستهٔ این گروه از ردهٔ واژگانی «فعل» است.
گروه صفتی: هستهٔ این گروه از ردهٔ واژگانی «صفت» است.
گروه قیدی: هستهٔ این گروه از ردهٔ واژگانی «قید» است.
گروه حرف اضافه ای: هستهٔ این گروه از ردهٔ واژگانی «حرف اضافه» است.
گروه در ریاضیات یک ساختار جبری شامل یک مجموعه به همراه یک عمل دوتایی، مانند جمع یا ضرب، است که بر روی اعضای گروه عمل می کند. برای اینکه ساختار تعریف شده یک گروه نامیده شود، عمل دوتایی باید شرایط زیر را داشته باشد:
بسته باشد.
شرکت پذیر باشد.
دارای عضو خنثی باشد.
دارای وارون باشد.
اگر عمل دوتایی علاوه بر خواص بالا دارای خاصیت جابه جایی باشد، به آن گروه جابه جایی یا گروه آبلی می گویند. آن بخش از ریاضیات که به بررسی ویژگی های گروه ها می پردازد نظریه گروه ها نام دارد که زیر شاخهٔ جبر مجرد است.
گروهها به دو دسته متناهی و نامتناهی تقسیم می شوند. از جمله مفاهیم مربوط به آنها، گروه آبلی، گروه دوری، زیرگروه(مشابه زیر مجموعه) و غیره است. در واقع نظریه گروهها نوعی تعمیم از نظریه مجموعه ها است. وقتی یک گروه را با دو عمل دوتایی به همراه برخی ویژگیها در نظر بگیریم، وارد حلقه ها و میدانها می شویم.
آشناترین مثال برای یک گروه اعداد صحیح همراه با عمل جمع معمولی است.
گروه (سرباز)، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان سرباز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۵۰ نفر (۶۲خانوار) بوده است.
گروه (انگلیسی: The Group) فیلمی به کارگردانی سیدنی لومت است که در سال ۱۹۶۶ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کندیس برگن، جوآن هکت، الیزابت هارتمن، شرلی نایت و جسیکا والتر اشاره کرد.
۴ مارس ۱۹۶۶ (۱۹۶۶-03-۰۴)
«گروه» (انگلیسی: The Squad (1981 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد.
گروه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سردونیه استان کرمان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، پلی متال است.سنگ میزبان این اندیس گرانیت-گرانودیوریت است و دیرینگی آن به دوران ائوسن می رسد. در این اندیس، پاراژنز های سرب و روی مولیبدن یافت می شوند.
فهرست اندیس های استان کرمان
پویایی گروه عبارت است از رشته ای تحقیقاتی که هدفش پیشبرد دانش انسان در مورد گروه ها، قوانین تکوین و تحول آن ها و روابط متقابل گروه ها با افراد، دیگر گروه ها و مؤسسات بزرگ است.
گروه عبارت است از دو یا چند نفر که به هم وابسته اند و با تعامل اجتماعی، بر یکدیگر تأثیر می گذارند.
رشتهٔ پویایی گروه در دورهٔ پنجاه ساله ۱۸۹۰ تا ۱۹۴۰ پدید آمد. در این دوران عده ای از روان شناسان، جامعه شناسان و متخصصان سایر حوزه های مربوطه به گروه ها علاقه مند شدند. روان شناسان و جامعه شناسان تقریباً در اوایل قرن بیستم به طور هم زمان گروه ها را «کشف» کردند. جامعه شناسانی که در صدد تبیین نقش نظام های دینی، سیاسی، اقتصادی و آموزشی در حفظ جامعه بودند به نقش گروه ها در حفظ نظم اجتماعی اشاره کردند. برای مثال امیل دورکهیم اظهار می داشت فردی که عضو گروه دوستان، خانواده یا هم کیشان نیست بی هویت می شود و بیشتر احتمال دارد خودکشی کند. همچنین چارلز هورتون کولی بر نقش مهم گروه های اولیه تأکید داشت یعنی گروه های کوچکی که در آن ها تعاملات رو در رو، وابستگی متقابل و همانندسازی شدید اعضا با گروه به چشم می خورد. به نظر کولی گروه های اولیه چون خانواده، گروه هم بازی ها و گروه همسالان صمیمی اساس تشکیل ماهیت اجتماعی و افکار و عقاید افرادند.
تمب گروه، روستایی از توابع بخش شیبکوه شهرستان فسا در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان میانده قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
تک گروه یا تک لاد یا هاپلوگروه (به انگلیسی: Haplogroup) مجموعه ای از هاپلوتیپ های مشابه هستند که دارای نیای مشترک و جهش های ژنی پلی مرفیسم تک نوکلئوتید هسنتد. جهش های ژنی را می توان به عنوان یک تک گروه در نظر گرفت. هر جهش یک هاپلوتیپ را تشکیل می دهد که از مجموع هاپلوتیپ های مشابه یک هاپلوگروه یا تک گروه ایجاد می شود. به عبارتی، اگر دو یا سه جهش در ژنها صورت بگیرد، می توان این جهش ها را در یک هاپلوگروه به صورت هاپلوگروه C ،B ،A و... قرار داد.
A
B
تک گروه ها شاخه ای از دانش ژنتیک انسانی هستند و هر تک گروه مطابق با مهاجرت های اولیهٔ بشر به قاره ها یا مناطق جغرافیایی مختلف است. در ژنتیک انسانی، تک گروه هایی که بیشترین تحقیق روی آنها انجام گرفته شده تک گروه های دی ان ای کروموزومِ Y (که از پدر به پسر منتقل می شوند) و تک گروه های دی ان ای میتوکندری (که از مادر به فرزند منتقل می شوند) هستند.
تک گروه های دی ان ای کروموزومِ Y انسان (دی ان ای Y) (برپایهٔ گروه قومی · هاپلوتیپ های معروف)
گروه های بدون جهش ژنی M168
جانب گرایی درون-گروه (به انگلیسی: In-group favoritism) که بعضاً با عنوان تعصب درون-گروه—برون-گروه، تعصب درون-گروه یا تعصب میانگروه شناخته می شود، اشاره به یک الگوی هواخواهی اعضای درون-گروهی فراتر از اعضای برون-گروه دارد. این موضوع می تواند در ارزیابی دیگران، تسهیم منابع، و بسیاری از روش های دیگر بروز یابد. برای مثال، نشان داده شده افراد بدنبال ایجاد خصایص داخلی (غیروضعی) فزاینده تری ضمن رویدادهایی که انعکاس مثبت بر گروهشان دارد، و به طبع بدنبال ایجاد خصایص خارجی (وضعی) بیشتر برای رویدادهایی که انعکاسی منفعی بر گروهشان دارد خواهند بود. این تعامل توسط بسیاری از روانشناسان مورد مطالعه، و به بسیاری از نظریات مربوطه با تعارض گروهی و تعصبی پیوند یافته است. پدیده مورد نظر عمداً از دیدگاه روانشناسی اجتماعی رویت شده است. دو رویکرد برجسته نظری به پدیده جانبگرایی درون-گروهی، نظریه تعارض واقع گرا و نظریه هویت اجتماعی هستند. نظریه تعارض واقع گرا مطرح می سازد که رقابت میانگروهی، و گاه تعارض میانگروهی، هنگامیکه دو گروه خواسته های مغایر از منابع نادری داشته باشند، افزایش می یابد. در مقابل، نظریه هویت اجتماعی مفروض می دارد که یک محرک روانی برای تمایز مثبت هویت های اجتماعی به عنوان ریشه کلی بانی رفتار هواخواهی درونگروهی است.
ویکی پدیا:روان شناسی شناختی
ویکی پدیا:فرافکنی
ویکی پدیا:پیش داوری
ویکی پدیا:تعصب
در سال ۱۹۰۶، ویلیام سامنر، جامعه شناس آمریکایی مفروض دانست که انسان ها از قسمی اند که در گروه ها صرف طبیعت خویش به هم می پیوندند. با این وجود، او همچنین معتقد بود که انسان ها گرایشی بالفطره به هواخواهی از گروه خودشان بیش از دیگران دارند، که گواه چگونگی «قوت بخشی غرور و نخوت هر گروه، خودستایی برتری خود، موجود در الوهیت، و نظر تحقیرآمیز به بیگانگان» است. این در سطح گروه با تعصب درون-گروه—برون-گروهی مشاهده شده است. هرگاه در دسته ّهای گسترده تر همچون قبایل، گروه های قومیتی، یا ملیتی، کشیده شد، به عنوان قوم پرستی منتسب می شود.
نظریه تعارض واقع گرا (یا تعارض واقع گرای گروهی) مفروض می دارد که رقابت میان گروه ها بواسطه منابع، موجب تعصب درون-گروهی و برخورد منفی متناظر اعضای برون-گروهی است. آزمون غار سارقان مظفر شریف یکی از شناخته شده ترین برهان های نظریه تعارض واقع گراست. در این آزمون، ۲۲ پسربچه یازده ساله با سوابق مشابه در یک اردوی ساختگی تابستانی مورد مطالعه قرار گرفتند. پسران به دو دسته مساوی تقسیم شده و برای معاهده تشویق شدند، سپس پژوهشگران مجموعه فعالیت ّهای رقابتی که در آن گروه ها مقابل هم به رقابت واداشته می شدند را معرفی کردند. خصومت و منفی نگری برون-گروهی به وقوع پیوست. سپس محققین برای وارونسازی خصومت از راه بکارگیری پسران در موقعیت های متقابل وابسته تلاش ورزیدند، تلاشی که سرانجام در هماهنگی نسبی میان دو گروه به نتیجه رسید. این آزمون نشان داد که، فارق از تشابه، اعضای گروه هنگام رقابت بواسطه منابع محدود رفتار خصمانه ای به برون-گروه خواهند داشت.
اینگونه استدال شده که یکی از عوامل کلیدی تعصبات گروهی، نیاز به اصلاح عزت-نفس است. به این معنا، که افراد استدالی خواهند یافت، مهم نیست تا چه اندازه ناچیز، تا چرایی برتری گروه خویشتن را به خودشان اثبات نمایند. این پدیده به صورت پیشگامانه و گسترده توسط هنری تاجفل مورد مطالعه قرار گرفت، یک روانشناس اجتماعی انگلیسی که نظر بر ریشه درون-گروه/برون-گروهی تعصب کرد. برای مطالعه این در آزمایشگاه، تاجفل و همکارانش آنچه که امروزه با عنوان کمینه گروه شناخته می شود را ایجاد نمودند، که هرگاه «غریبه های تام با استفاده از بی اهمیت ترین معیارهای قابل تصور تشکیل گروه می دهند» رخ می دهد. در مطالعات تاجفل، شرکت کنندگان با انداختن سکه به دو گروه تقسیم شدند، سپس به هر گروه گفته شد که بعد شروع آزمایش از سبک معینی از نقاشی که هیچ یک از شرکت کنندگان با آن آشنایی نداشتند تقدیر کنند. آنچه تاجفل و همکارانش به آن دست یافتند–فارق از حقایق که الف) شرکت کنندگان همدیگر را نمی شناختند، ب) دسته های أنان کاملاً بی معنی بود، و پ) هیچ یک از شرکت کنندگان تمایلی نظر به اینکه کدامین «سبک» را بهتر می پسندند نداشتند—شرکت کنندگان قریب به یقین همواره «اعضای گروه خودشان را نیک تر پسندیدند و به اعضای درون-گروهی خود بعنوان افرادی که شخصیت ّهای مطبوعی دارند بها دادند». با داشتن تأثیر مثبت تر افراد در درون-گروه، افراد قادر به افزایش عزت-نفس خودشان به عنوان اعضای آن گروه هستند. رابرت سیالدینی و تیم تحقیقاتیش نظر بر تعداد تی-شرت های دانشگاه که در محوطه های دانشکده پوشیده می شد و پیرو یکی از برد یا باخت در بازی فوتبال بود انداختند. جای تعجب نیست، دوشنبه بعد از یک برد تی-شرت های پوشیده شده بیشتری، بطور متوسط، نسبت به آن هایی که پیرو باخت بودند وجود داشت. در مجموعه دیگری از تحقیقات، که در سال ۱۹۸۰ توسط جنیفر کروکر و همکارانش انجام پذیرفت، عزت-نفس با استفاده از رویه های کمینه ای گروه مورد مطالعه قرار گرفت که در آن افراد با عزت-نفس بالا و دستخوش هراسهٔ خویشتن-پندارانه، تعصب درون-گروهی فراتری نسبت به افراد با عزت-نفس پایین و دستخوش هراسهٔ خویشتن-پندارانه بروز دادند. درحالیکه برخی از مطالعات از این برداشت همبستگی منفی میان عزت-نفس و تعصب درون-گروهی حمایت می کنند، دیگر پژوهشگران دریافتند که افراد با عزت-نفس پایین، تعصب فزاینده تری نسبت به هر دو اعضای درون-گروه و برون-گروه دارند. برخی از مطالعات حتی نشان داد که گروّها با عزت-نفس-بالا تعصب بیشتری نسبت به گروه های با عزت-نفس پایین تر، نشان می دهند. این پژوهش ممکن است نشان دهد که یک توضیح جایگزین و استدلال اضافی به عنوان رابطی میان عزت-نفس و تعصبات درون-گروه/برون-گروهی وجود دارد. متناوباً، ممکن است محققان از قسم اشتباهی از مقیاس عزت-نفس برای آزمودن ارتباط میان عزت-نفس و تعصب درون-گروه استفاده کردند (عزت-نفس شخصی جهانی بجای عزت-نفس اجتماعی).
مختصات: ۳۸°۳۴′۰″ شمالی ۴۶°۱۴′۴″ شرقی / ۳۸٫۵۶۶۶۷°شمالی ۴۶٫۲۳۴۴۴°شرقی / 38.56667; 46.23444
جوانان گروه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان ارزیل بخش خاروانا شهرستان ورزقان واقع شده است.
رودخانه ای دائمی به نام رودخانهٔ کبود در این روستا جریان دارد.
جمعیت این روستا، برپایهٔ نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، ۴۴ نفر بوده است.
چاه گروه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان میبد در استان یزد ایران است.
این روستا در دهستان بفروئیه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
دهستان گروه، دهستانی است از توابع بخش راین شهرستان کرمان در استان کرمان ایران. از روستاهای توابع این دهستان می توان به روستای درب آسیاب، احمد آباد، کدبک، دشت شقین و کمسرخ اشاره نمود.
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵جمعیت آن ۲٬۰۸۵نفر (۵۴۱خانوار) بوده است.
رنه لو گروه (انگلیسی: René Le Grevès; ۶ ژوئیهٔ ۱۹۱۰ – ۲۵ فوریه ۱۹۴۶(1946-02-25)) دوچرخه سوار اهل فرانسه بود.
وی در مسابقات کشوری و بین المللی در مجموع برندهٔ ۱ مدال نقره شده است.
گروه سیستم های پشتیبانی تصمیم(GDSS) کلاسی است از سیستم های جلسه الکترونیکی؛ یک تکنولوژی همکاری که برای حمایت از همایش ها و کار گروهی طراحی شده .
GDSS متمایز هستند از CSC؛ GDSS بیشتر در حمایت از کار متمرکز شده است، در حالی که ابزار CSCW تأمین پشتیبانی از ارتباطات عمومی است.
گروه سیستم های پشتیبانی تصمیم در درون یک پارادایم زمان طبقه بندی شده است. ویژگی های مختلف ممکن است برای ارتباط همزمان ناهمگام مورد نیاز باشد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گروه در دانشنامه آزاد پارسی

گروه (group)
افرادی که در سازمانی با یکدیگر کار می کنند. در یک گروه رسمی به هر فرد در سازمان نقش مشخصی واگذار می شود (مثلاً یکی از کارمندان مدیر عامل می شود، دیگری مدیر مالی، و دیگری مدیر فروش). گروه غیررسمی، گروهی از افراد است که فارغ از ساختارهای رسمی سازمان با یکدیگر رابطه دارند، مثل کارمندان یک سازمان که با یکدیگر فوتبال بازی می کنند، یا افرادی که فرزندان شان به یک مهد کودک می روند. گروه های غیررسمی ممکن است مستقل از ساختارهای رسمی، در تولید و سرپرستی نقش داشته باشند، مثلاً، چه بسا دو یا سه نفر یکی از بخش های سازمانی را اداره کنند، در حالی که هیچ یک از آنان رئیس آن بخش نباشد. افرادی که معتقدند سازمان ها را باید گروه های رسمی با بهره گیری از ساختارهای رسمی اداره کنند احتمالاً تشکل های غیررسمی در یک سازمان را مخاطره آمیز می دانند.

ارتباط محتوایی با گروه

گروه در جدول کلمات

گروه
دسته _ جرگه_زمره
گروه بت پرست هند جنوبی
تامول
گروه پراکنده و پریشان
شلال
گروه خلافکار
باند
گروه زیاد
خیل
گروه سواران
رکب
گروه فرنگی
گروپ
گروه گذارنده
راهن
گروه مجهز
اکیپ
گروه محافظ
گارد

معنی گروه به انگلیسی

many (اسم)
گروه ، بسیاری
school (اسم)
اموزشگاه ، گروه ، دسته ، مکتب ، دبیرستان ، دبستان ، مدرسه ، تحصیل در مدرسه ، تدریس در مدرسه ، مکتب علمی یا فلسفی ، جماعت همفکر ، دسته ماهی ، گروه پرندگان
section (اسم)
برش ، قسمت ، گروه ، دسته ، قطعه ، بخش ، دایره ، مقطع ، برشگاه
outfit (اسم)
ساز ، ساز و برگ ، گروه ، همسفر ، توشه ، بنه سفر ، تجهیز ، لوازم فنی
mass (اسم)
توده ، جمع ، انبوه ، گروه ، جرم ، حجم ، توده مردم ، کپه ، قسمت عمده ، مراسم عشاء ربانی
heap (اسم)
توده ، انبوه ، گروه ، جمعیت ، پشته ، کومه ، کپه
cohort (اسم)
پیرو ، گروه ، هم کار
kind (اسم)
جور ، قسم ، گروه ، دسته ، طبقه ، نوع ، جنس ، گونه ، طرز ، کیفیت ، در مقابل پولی
flock (اسم)
گروه ، جمعیت ، گله ، رمه ، دسته پرندگان
society (اسم)
اجتماع ، محفل ، گروه ، جمعیت ، انجمن ، شرکت ، مجمع ، مصاحبت ، جامعه ، نظام اجتماعی ، اشتراک مساعی ، انسگان
assembly (اسم)
اجتماع ، گروه ، انجمن ، مجلس ، هیئت قانونگذاری ، هم گذاری
clique (اسم)
محفل ، گروه ، دسته
ring (اسم)
محفل ، میدان ، طوق ، حلقه ، عرصه ، گود ، گروه ، ناقوس ، طنین صدا ، زنگ اخبار ، طنین ، چنبر ، طوقه ، انگشتر ، صحنه ورزش ، جسم حلقوی ، صدای زنگ تلفن
troop (اسم)
گروه ، دسته ، خیل ، عده سربازان ، استواران
team (اسم)
جفت ، دست ، گروه ، دسته ، گروهه ، تیم ، یک دستگاه
pack (اسم)
یک بسته ، گروه ، دسته ، کوله پشتی ، بسته ، ملافه ، بقچه ، یک دست ورق بازی
army (اسم)
ارتش ، سپاه ، لشکر ، گروه ، جمعیت ، صف ، دسته
host (اسم)
سپاه ، گروه ، دسته ، خواجه ، ازدحام ، خانه دار ، مهمانخانه دار ، میزبان ، صاحبخانه ، مهمان دار ، انگل دار
corps (اسم)
سپاه ، لشکر ، گروه ، دسته ، هیئت
group (اسم)
گروه ، جمعیت ، دسته ، انجمن ، غند
company (اسم)
گروه ، جمعیت ، دسته ، انجمن ، شرکت ، گروهان ، هیئت بازیگران
platoon (اسم)
گروه ، جوخهءافراد
folk (اسم)
گروه ، مردم ، خلق ، ملت ، قوم و خویش
crowd (اسم)
اجتماع ، گروه ، جمعیت ، شلوغی ، ازدحام ، جماعت ، انبوه مردم
class (اسم)
جور ، گروه ، دسته ، طبقه ، نوع ، رده ، رسته ، زمره ، کلاس ، سنخ ، هماموزگان
gang (اسم)
گروه ، جمعیت ، دسته ، گام برداری ، دسته جنایتکاران
clinch (اسم)
گروه
cluster (اسم)
گروه ، دسته ، خوشه
bunch (اسم)
گروه
ensign (اسم)
اشاره ، نشان ، گروه ، دسته ، پرچم ، علم ، ناوبان دوم ، پرچمدار ، نشان افتخار ، نشان رسمی ، سربازی که حامل پرچم است
fry (اسم)
گروه ، بریانی ، تخم ، تهییج ، گوشت سرخ کرده ، حیوان نوزاد
shoal (اسم)
گروه ، کم ژرفا ، تپه زیرابی
bevy (اسم)
گروه ، دسته
concourse (اسم)
گروه ، محل اجتماع ، محل ملاقات ، محل تلاقی چند خیابان یا جاده
swarm (اسم)
گروه ، ازدحام ، دسته زیاد ، گروه زنبوران
throng (اسم)
گروه ، جمعیت ، ازدحام ، هجوم
congregation (اسم)
گروه ، دسته ، جماعت ، حضار در کلیسا
covey (اسم)
گروه ، دسته ، یک دسته کبک ، گله
herd (اسم)
گروه ، جمعیت ، گله ، رمه
multitude (اسم)
گروه ، بسیاری ، جمعیت کثیر ، گروه بسیار
horde (اسم)
گروه ، دسته ، گروه ترکان و مغولان ، ایل وتبار ، گروه بیشمار
legion (اسم)
گروه ، لژیون ، هنگ ، سپاه رومی
rout (اسم)
وفور ، جمع ، گروه ، طغیان ، بی نظمی و اغتشاش
skulk (اسم)
گروه ، دسته ، ادم بی بند و بار
squad (اسم)
گروه ، دسته ، جوخه

معنی کلمه گروه به عربی

گروه
احکام , باقة , تجمع , جحفل , جيش , حشد , راية , زمرة , زي , صغار السمک , صنف , عدد , عصابة , علبة , فريق , قطيع , قوات , قوم , کثير , کومة , مجتمع , مجموعة , مدرسة , مضيف , نوع
سرب
عدد
مجموعة
حشد
مدرسة
حشد
اجتماعي
تدرج
سلة
سرب
جناح
اتحاد

گروه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گروه تلگرام لینک   • لینک گروه تلگرام دختر پسر   • گروه های تلگرام+18   • گروه تلگرام دخترونه   • گروه های تلگرامی   • گروه های چت تلگرام   • گروه چت مختلط تلگرام   • گروه تلگرام دوست یابی   • معنی گروه   • مفهوم گروه   • تعریف گروه   • معرفی گروه   • گروه چیست   • گروه یعنی چی   • گروه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گروه
کلمه : گروه
اشتباه تایپی : 'v,i
آوا : goruh
نقش : اسم
عکس گروه : در گوگل


آیا معنی گروه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )