برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1289 100 1

گرگین

/gorgin/

معنی اسم گرگین

اسم: گرگین
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی پسر میلاد در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

معنی گرگین در لغت نامه دهخدا

گرگین. [ گ َ ] (ص مرکب ) (از: گر + گین پسوند اتصاف ) مخفف آن گرگن است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). شخصی را گویندکه صاحب گر باشد یعنی جرب داشته باشد چه گین بمعنی صاحب هم آمده است. (برهان ) (آنندراج ). اجرب. (لغت نامه ٔ مقامات حریری ) (زمخشری ). جرباء. (بحر الجواهر): معرورة؛ شتر گرگین. موقوس. (منتهی الارب ) :
سوار رخشم و اسفندیار روئین تن
چرا که با خر گرگین همی روم به چرا.
سوزنی.
بوجهل را از سگ گرگین کمتر دانم. (کتاب النقض ص 145).
چشم را این نور حالی بین کند
چشم عقل و روح را گرگین کند.
مولوی (مثنوی ).
خاک گرگین را کرم آسیب کرد
ده گهر از نور حس در جیب کرد.
مولوی (مثنوی ).
صد کس از گرگین همه گرگین شوند
خاصه آن گرّ خبیث عقل بند.
مولوی (مثنوی ).
ای سگ گرگین زشت از حرص وجوش
پوستین شیر را بر خود مپوش.
مولوی (مثنوی ).
بر توگر از صبر نگشاید دری
از سگ گرگین گبران برتری.
شیخ بهایی.

گرگین. [ گ ُ ] (اِخ ) نام پهلوانی است ایرانی. (برهان ). نام پهلوانی بوده پسر میلاد نام ایرانی که آن را گرگین میلاد میگفته اند و به گرگ منسوب داشته اند یعنی به حدت و قوت گرگ است و در جنگ گرازان با بیژن گیو غدر کرده اما وقتی از جانب پادشاه ایران به حکمرانی اراضی خوارزم مأمور شد چنانکه مرقوم شده در آن حدود شهری بنام خود بساخت و به گرگان موسوم شد. (آنندراج ). پسر میلاد. رجوع به فهرست ولف شود. میلاد بقول نلدکه (حماسه ٔ ملی ایران ص 7) محرف مهرداد (نام پادشاه اشکانی ) است. اما گرگین بدرستی معلوم نیست تحریف چه نامی است. رجوع به حماسه سرایی در ایران تألیف دکتر صفا چ 1 صص 544- 545 و حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین شود :
به طوس و به گودرز گشوادگان
به گیو و به گرگین از آزادگان.
فردوسی.
چوطوس و چو گودرز و گیو دلیر
چو گرگین و بیژن چو رهام شیر.
فردوسی (شاهنامه ٔ چ خاور ج 3 ص 115).
نبیره جهانجوی گرگین نیم
همان آتش تیز برزین نیم.فردوسی (شاهنامه ٔ بروخیم ص 26 ...

معنی گرگین به فارسی

گرگین
پسر میلاد پهلوانی است ایرانی . میلاد بقول نولد که محرف مهرداد ( نام پادشاه اشکانی ) است . در داستان جنگ بیژن با گرازان کسیکه مایه رنج بیژن و افکندن او در بند تورانیان شد گرگین میلاد بود . وی از جانب پادشاه ایران حکمران خوارزم گشت و شهری بنام خود ساخت که گرگان نامیده شد : [ به طوس و به گودرز گشوادگان به گیو و به گرگین از آزادگان . ] ( فردوسی )
گرگن:حیوانی که به بیماری جرب مبتلاباشد
آنکه جرب دارد اجرب گرگن : بوجهل را از سگ گرگین کمتر دانیم .
گرگین خان گرجی ملقب به شاه نوازخان در زمان شاه سلطان حسین صفوی ( مقت. ۱۱۴۲ ه.) بحکومت قندهار منصوب شد و در آنجا با مردم بدرفتاری کرد و مردم قندهار و افغانان را بستوه آورد . میرویس افغان بوکالت افاغنه قندهار برای شکایت بدربار شاه سلطان حسین آمد و چون کسی بشکایت او توجهی نکرد بقندهار برگشت و بر حاکم شورید و گرگین خان را بقتل رسانید .
مخفف دگرگون .

معنی گرگین در فرهنگ معین

گرگین
(گَ) (ص مر.) کسی که بیماری گَر دارد.

معنی گرگین در فرهنگ فارسی عمید

گرگین
حیوانی که به بیماری جرب مبتلا باشد، گرگ.
دلیر و گستاخ مانند گرگ.

گرگین در دانشنامه ویکی پدیا

گرگین
گرگین خان گرجی یکی از حاکمان گرجی تبار ایران در زمان صفویان بوده است.
گرگین پسر میلاد از پهلوانان ایرانی شاهنامه است.به احتمال قوی بنیانگذار شهر میلاجرد استان مرکزی می باشد.
گرگین سبک خانه ای موقت است که حاشیه نشینان شهرهای تهران، خوزستان، بندرعباس درست می کنند. این خانه ها دارای دیوار معمولی ولی سقفی حصیری است.گرگین یکی از محلهای شهرستان رفسنجان واقع در کشور ایران است .
مختصات: ۲۸°۴۷′۵۷″ شمالی ۵۶°۱۰′۴۳″ شرقی / ۲۸٫۷۹۹۱۷°شمالی ۵۶٫۱۷۸۶۱°شرقی / 28.79917; 56.17861
کِرگین (بافت)، روستایی از توابع بخش خَبر شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان خبر (بافت) قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۷۹ نفر (۵۲خانوار) بوده است.
درآمد عمده مردم از طریق زراعت (کشت گندم، جو و یونجه)، باغداری (زردآلو و انجیر)و دامداری (پرورش گوسفند و گاو) و همچنین صنایع دستی شامل قالیبافی و گلیم بافی تأمین می شود. منابع آبی این روستا از چشمه های بالا دست رودخانه تأمین می شود. این روستا در بیست کیلومتری غربی دهستان خبر قرار دارد و راه دسترسی آن یک جاده خاکی است. تیپ روستا متمرکز بوده و از نظر توپوگرافی در گروه پایکوهی طبقه بندی می شود
گرگین (بیجار)، روستایی از توابع بخش کرانی شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان گرگین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۷۲ نفر (۷۲خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۱°۵۸′۱۵″ شمالی ۵۵°۵۷′۳۷″ شرقی / ۳۱٫۹۷۰۸۳°شمالی ۵۵٫۹۶۰۲۸°شرقی / 31.97083; 55.96028
گرگین آباد، روستایی است از توابع بخش بهاباد شهرستان بافق در استان یزد ایران.
روستای گرگین آباد در شمال شهر بهاباد شهرستان یزد و در ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با گرگین

گرگین را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا
گر=کچلی + پسوند گین یعنی گر گرفته
معنی مجازی فاسد و پوسیده
صد کس از گرگین همه گرگین شوند. مثل یک بز گر گله را گر می کند
مثنوی دفتر چهارم بیت 1942
گرجی
شاید
نام کشور گرجستان *گرگینستان* بوده
حاکمان این کشور در زمان صفوی
ایرانی بودند
محمدرحیم ریگی
همانندگرگ(شجاع)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جمشید گرگین و همسرش   • جمشید و ایرج گرگین   • گرگین خواننده   • عاطفه گرگین همسر خسرو گلسرخی   • ايرج گرگين   • افشين گرگين   • گرگین شاهنامه   • همسر جمشيد گرگين   • معنی گرگین   • مفهوم گرگین   • تعریف گرگین   • معرفی گرگین   • گرگین چیست   • گرگین یعنی چی   • گرگین یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرگین
کلمه : گرگین
اشتباه تایپی : 'v'dk
آوا : gorgin
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس گرگین : در گوگل

آیا معنی گرگین مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )