برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1326 100 1

گرگ

/gorg/

مترادف گرگ: ذئب

معنی گرگ در لغت نامه دهخدا

گرگ. [ گ ُ ] (اِ) پارسی باستان ورکانا ، اوستایی وهرکه (گرگ )، پهلوی گورگ ، هندی باستان ورکه (گرگ )، ارمنی گل ، کاشانی ور، ورگ ، ورگ ، مازندرانی وُرگ ، کردی ورگ ، افغانی لوگ ، اُسّتی برق یا بیرق ، بیرنق ، بلوچی گورگ ، گورک ، یودغاورگ ، یغنابی ارک جانوری است وحشی از تیره ٔ گربه سانان از راسته ٔ گوشتخواران که در روسیه و نروژ و امریکای شمالی فراوان است و در ایران نیز هست. جانور خطرناکی است و به چارپایان و انسان به هنگام گرسنگی حمله میکند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). معروف است ، گویند اگر گرگی را بنزدیک دهی درزیر خاک کنید هیچ گرگ جانب آن ده نگاه نکند، اگر سرگرگ را در برج کبوتر آویزند هیچ حیوان موذی گرد آن برج نگردد، و اگر در جائی که گوسفندان میخوابند دفن کنند همه گوسفندان بتدریج بمیرند، و اگر دم او را درجائی که علف خوار گاو باشد بیاویزند آن گاو علف نخورد هرچند گرسنه باشد، و اگر سرگین او را در جایی بخورکنند موشانی که در آن توابع باشند همه آنجا جمع شوند، و اگر زنی بر بالای شاش گرگ بشاشد هرگز آبستن نشود . (برهان ) (آنندراج ). ابن الارض. ابن والدن. (المرصع). اَرسَنج. (منتهی الارب ). اَبوعُسَیلَه. (المرصع). اَبوعَسلَه. (المزهر). ابوجاعده. ابوجعده. اَبوجَعدَه. (السامی ). ابورعله [ اَ رَ / رُ ل َ ]. (منتهی الارب ). اَبوسِلعامَه. رجوع به همین مدخل شود. اَبُوالغَطَلَّس. رجوع به همین مدخل شود. اَبوکاسِب. رجوع به همین مدخل شود. اَبومُعطَه. رجوع به همین مدخل شود. تِبن. (منتهی الارب ). خَیدَع.خَیعَس. خَنیتَعُور. خاطِف. خِمع. خَیلَع. خَلیعَة.خَولَع. دَلهَم. دَعلَج. دَأل. ذَألان. ذُألَة. ذُعبان. ذِئب. رِئبال. سَمَیدَع. سَرحان. سِلقامَة. سِمام. سِبد. شَیمُذان. شَیذَمان. طُلو. طُهی. طِبس. عَمَرَد. عِلوش. عَولَق. عَسوس. عَسعَس. عَسعاس. عَجوز. عَسلَق. جمع آن عسالق. قَلوب. قِلّیب. قاعِب. کِساب. کُتَع. لَعلَع. لَعین. لَذلاذ. لَغوَس. لَوشَب. مُرَّخ. مُلاذ. نُشبَه. نَهشَل. وَلاّس. وَرقاء. هَملَع. هُلَبَع. هِطل. (منتهی الارب ). هُلابِع :
گرگ را کی رسد صلابت شیر
باز را کی رسد نهیب شخیش.
رودکی.
چنانکه اشتر ابله سوی کنام شده
ز مکر روبه و زاغ وز گرگ بی خبرا. ...

معنی گرگ به فارسی

گرگ
جانوری است وحشی وگوشتخواروشبیه سگ اماازاوقوی ترودرنده تر
( اسم ) ۱ - پستانداری است از راست. گوشتخواران و از تیر. سگان بجث. سگی قوی هیکل که در سراسر اروپا و شمال و مرکز آسیا و سراسر آمریکا و افریقا و استرالیا وجود دارد . گرگ گوشتخواری بسیار شرور و جنگجو و محیل است و آفتی بزرگ برای دامها خصوصا گله های گوسفند میباشد . پوست گرگ ایران خاکستری رنگ و دارای لکه های سیاه است و آنرا جهت آستر لباس بکار برند ذئب . جمع : گرگان گرگها . یا گرگ اجل . ( تشبیهی ) مرگ موت : گرگ اجل یکایک از این گله می برد وین گله را ببین که چه آسوده میچرد . ( اوحدی ) یا گرگ باران دیده . شخص آزموده و محیل مجرب و زیرک . توضیح گویند گرگ از باران می ترسد و در باران از سوراخ خود بیرون می آید اما همینکه در صحرا باشد و باران بخورد دیگر ترسش میریزد . اما رشیدی پالان دیده را ( بمناسبت آنکه بازیگران گرگ را پالان بندند . ) ترجیح داده . بعضی از معاصران اصل را گرگ بالان دیده دانند و بالان را بمعنی دام گیرند یعنی گرگی که یکبار بدام گرفتار شده باشد . اما استعمال قدما موید قول اول است : زباران کجا ترسد آن گرگ پیر که گر گینه پوشد بجای حریر . ( نظامی ) نیست دلگیر از زر قلبی که در کارش کنند یوسف بی طالع ما گرگ باران دیده است . ( صائب ) گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد ولی نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را . ( محمد قلی سلیم ) یا گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده . بکسی اطلاق شود که او را متهم بتقصیری کنند که از وی سر نزده ( اشاره بداستان یوسف که برادران او را بچاه انداختند و بپدر خود گفتند گرگ او را دریده ) . ۲ - محیل زیرک . یا گرگ پیر . پیر مرد محیل و زیرک : پس بر آن قرار گرفت که مصاف کنند و تاش گرگ پیر بود و چهل سال سپهسالاری کرده بود و از آن نوع بسیار دیده ... . ۳ - ( استعاره ) دنیا جهان : بده تا روم بر ملک شیر گیر بهم برزنم دام این گرگ پیر . ( حافظ ) ۴ - در بازیهای که بین کودکان متداول است بشخصی اطلاق شود که بحکم قرعه انتخاب میگردد و او باید دنبال دیگران بدود تا یکی را گرفتار کند . یا گرگ تیر خورده . مایوس و خشمگین . یا گرگ عزیز مصر . ۱ - گرگی که متهم بخوردن یوسف شد . ۲ - متهم بیگناه . یا گرگ سیمین سم . ۱ - غالب قوی پرزور . ۲ - دنیا روزگار . یا گرگ فتنه ...

معنی گرگ در فرهنگ معین

گرگ
(گُ) [ په . ] (اِ.) جانوریست پستان دار و گوشت خوار شبیه سگ اما بسیار خطرناک و وحشی با رنگ سفید، خاکستری ، خرمایی و صدایی زوزه مانند. ، ~ باران دیده کنایه از: آدم باتجربه و کهنه کار.
( ~ .) (اِ مر.) آشتی ظاهری که در باطن دل های طرفین بر دشمنی باقی باشد، صلح به نفاق و مکر و فریب .
( ~ . بَ) (ص مر.) ۱ - کنایه از: گرفتار و اسیر، زبون ، خفیف . ۲ - بسیار ترسان .
(گُ) (ص مر.) منافق ، دورو.
(گُ گُ) (ص مر.) (عا.) هوای تاریک و روشن .
(دُ مِ گُ) (اِ.) ۱ - کنایه از: صبح کاذب . ۲ - یکی از منازل قمر، شوله ، دنبال گرگ ، ذنب السرحان .

معنی گرگ در فرهنگ فارسی عمید

گرگ
پستانداری وحشی، گوشت خوار و شبیه سگ اما از آن قوی تر و درنده تر که در موقع گرسنگی به چهارپایان و حتی به انسان حمله می کند.
* گرگ باران دیده: [مجاز] شخص مجرب، کارآزموده، سختی کشیده، و سردوگرم چشیده. &delta، می گویند گرگ بچه از باران می ترسد و موقع باران از لانه بیرون نمی آید اما اگر اتفاقاً در بیابان بود و باران گرفت و دید آسیبی به او نمی رسد دیگر نمی ترسد، بعضی گرگ بالان دیده گفته اند یعنی گرگی که یکبار به دام افتاده و جان به در برده، گرگ پالان دیده.
* گرگ پیر:
۱. [مجاز] پیر جنگ دیده و کارآزموده: ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر / که گرگینه پوشد به جای حریر (نظامی۵: ۸۲۹).
۲. [مجاز] زیرک، مکار.
=گَرگین
گرگ مانند، مانند گرگ
آشتی ظاهری که دل های طرفین در باطن بر کینه و دشمنی باشد، صلح و سازش از روی مکر و نفاق.
اظهار آشنایی و دوستی از روی نفاق و مکر: مکن قصد جفا گر باوفایی / ز سگ طبعی بود گرگ آشنایی (ناصر خسرو: لغت نامه: گرگ آشنانی).
گرفتار، اسیر، دست وپابسته.
گیاهی با شاخه های کوتاه و برگ های ریز به هم فشرده، پای گرگ، پنجه گرگی.
پوینده و دونده مانند گرگ، گرگ تاز، گرگ دو.

گرگ در دانشنامه ویکی پدیا

گرگ
گُرگ (نام علمی: Canis lupus) از پستانداران گوشتخوار است. این حیوان بومی اوراسیا و آمریکای شمالی است و بیشترین پراکندگی جغرافیایی را در بین تمام اعضای خانواده سگ سانان دارد. گرگ نیای وحشی سگ است. یعنی سگ ها از نسل نوعی گرگ هستند که بین ۱۸ تا ۳۲ هزار سال پیش اهلی شدند. ۳۷ زیرگونه از گرگ شناسایی شده که سگ اهلی، دینگو، گرگ خاوری، گرگ قرمز و گرگ ایرانی از جمله آن ها هستند.
گرگ در نقش حیوان خانگی یا کاری
شغال زرد
گرگ اتیوپیایی
گرگ سرخ
گرگ جزیره فالکلند
گرگ های خاکستری
زیست شناسی بقا
بیشتر گرگ ها به رنگ خاکستری با لکه هایی از رنگ های دیگر هستند اما رنگ های سفید، سرخ، قهوه ای و سیاه نیز در آن ها دیده می شود. اندازه و وزن گرگ ها در نقاط مختلف بسیار متفاوت است. به این صورت که عموماً در عرض های جغرافیایی بالاتر (مناطق شمالی) گرگ ها جثه بزرگتری دارند. گرگ های روسی از بزرگترین انواع گرگ هستند با میانگین وزن حدود ۹۰ تا ۱۳۰ کیلوگرم هستند که گرگ های آلاسکا و کانادا و شمال روسیه بسیار بزرگترند. گرگ ها در مقایسه با خویشاوندان نزدیک خود همچون شغال زرد و کایوت بیشتر برای شکار جانوران بزرگ تخصص یافته اند. علاقه بیشتری به زندگی اجتماعی دارند و از زبان رفتاری غنی و پیچیده ای بهره مند هستند.
هسته اصلی گروه اجتماعی گرگ ها از یک خانواده متشکل از زن و شوهر و فرزندانشان تشکیل می شود که معمولاً در قالب گله ای از چند خانواده زندگی می کنند. گرگ به طور کلی یک شکارچی رأس هرم غذایی محسوب می شود و فقط انسان و در برخی نقاط ببر توانایی شکار آن را دارند. غذای اصلی گرگ ها با شکار سم داران بزرگ مثل انواع گوسفند وحشی، بز وحشی، آهو و گوزن تأمین می شود اما گاهی به سراغ حیوانات کوچکتر، دام های اهلی، لاشه و زباله های انسانی هم می روند. هرچند بسیاری از انسان ها از گرگ هراس دارند اما اغلب موارد حمله گرگ به انسان به گرگ های مبتلا به بیماری هاری مربوط می شود و حمله گرگ های سالم به انسان به ویژه انسان های بالغ غیرعادی می باشد.
گرگ ها حدود ۳۰ هزار سال پیش در جستجوی پس مانده غذای انسان به حاشیه اردوگاه های محل سکونت انسان نزدیک شدند. فرایند «اهلی» کردن و پرورش آن ها بعد از آن به تدریج به تغییر رفتار و ژن های گرگ ها منجر شد که نهایتاً به سگ ها ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گرگ در دانشنامه آزاد پارسی

گُرگ (wolf)
گُرگ
گُرگ
گُرگ
گُرگ
هریک از دو گونۀ سگ های وحشی بزرگ، از جنس Canis. گرگ خاکستری یا گرگ جنگلی Canis lupus، بومی امریکای شمالی و اوراسیا، بسیار اجتماعی است. بلندی این جانور تا شانه ۹۰ سانتی متر، و وزنش حدود ۴۵ کیلوگرم است. تعداد این جانور، جز در نواحی مجزای حفاظت شده، به میزان زیادی کاهش یافته است. گرگ قرمز Canis rufus عموماً باریک تر و کوچک تر است. وزن متوسط آن حدود ۱۵ کیلوگرم است و رنگی سبزه تر دارد. ممکن است گونه ای مجزا نباشد و ممکن است هیبرید (دورگۀ) حاصل از گرگ ـ کایوت باشد. زیستگاه گرگ قرمز محدود به نواحی جنوب ایالات متحده مرکزی بود، ولی اکنون به نظر می رسد در طبیعت منقرض شده باشد. گرگ مرغزار نام دیگر کایوت است. گرگ ها در پایان قرن ۱۳ در انگلستان، و در قرن ۱۷ در اسکاتلند منقرض شدند. در ۱۹۹۴، گرگ های کانادا افزایش یافتند. بنا به تخمین، ۴۰ تا ۶۰ گرگ در یال های شرقی کوه های راکی آلبرتا زیست می کنند. همچنین، تعداد گرگ ها در اروپا رو به افزایش است، از جمله جمعیت فزایندۀ ۳هزار قلاده ای در کوه های کارپات رومانی، و ۲هزار قلاده در شمال اسپانیا.
حفاظت. در ۱۹۹۵، برنامۀ دولت مرکزی ایالات متحده برای احیای گرگ خاکستری امریکای شمالی در ایالت های وایومینگ و آیداهو، آغاز شد، سپس شش گرگ در پارک ملی یلوستون، در وایومینگ، رها شدند. به گرگ ها ردیاب رادیویی وصل، و حرکات آن ها را کنترل کردند. در دهه ۱۹۳۰، گرگ خاکستری در جنوب غربی ایالات متحده امریکا منقرض شد و در لیست گونه های در معرض خطر در تمام ایالت ها، جز آلاسکا و مینه سوتا، قرار گرفت. در ۱۹۹۸، جمعیت گرگ در پارک یلوستون به۱۲۰ قلاده رسید. از ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۶، مجموعاً ۳۱ گرگ در این پارک آزاد شد. گرگ خاکستری مکزیک Canis lupus baileyi نادرترین زیرگونۀ گرگ خاکستری است و در ۱۹۷۷، برنامۀ پرورش در اسارت، برای افزایش تعداد آن ها، اجرا شد. این عمل موفقیت آمیز بود و در ۱۹۹۸، یازده گرگ به جمعیت آن ها افزوده و در جنگل ملی آپاچی آریزونا آزاد شدند. این برنامه در ۱۹۹۹، با آزادسازی دو دسته گرگ خاکستری از اسارت ادامه یافت. در ایران، گرگ Canis lupus یافت می شود که در بیشتر مناطق کشور پراکنده است. گرگ ها جمعی شکار می کنند. این جانور به درستی حیوانات مریض و ضعیف را تشخیص می دهد و آن ها را شکار می کند و بدین ...

نقل قول های گرگ

گرگ، پستان داری گوشت خوار از خانواده سگ سانان.
• «از این جهت شیری از جنگل ایشان را خواهد کشت و گرگ بیابان ایشان را تاراج خواهد کرد و پلنگ بر شهرهای ایشان به کمین خواهد نشست و هرکه از آن ها بیرون رود دریده خواهد شد زیرا که تقصیرهای ایشان بسیار و ارتدادهای ایشان عظیم است.» -> انجیل عهد عتیق، کتاب ارمیاء، ۵، ۶
• «اسبان ایشان از پلنگ ها چالاک تر و از گرگان شب تیزروترند و سواران ایشان جست و خیز می کنند.» -> انجیل عهد عتیق، حبقوق نبی - ۱، ۸
• «گرسنگی، گرگ را از جنگل بیرون می کند.»که باعث میشودحیوانی درنده وخونخوارباشد -> انوره دو بالزاک
• «و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری باهم و طفل کوچک آن ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آن ها باهم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد.» -> انجیل عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی - ۱۱، ۶
• «از دهن گرگ گوشت کشیدن.»
• «از گیر گرگ دررفت، گیر کفتار افتاد.»
• «با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گریه کردن.»
• «برای گرگ دنبه بردن و برای میش ضجه زدن.»
• «داشتند کتاب مقدس را برای گرگ می خواندند، گفت: عجله کنید که گله رفت.» -> ضرب المثل ارمنی
• «گرگ پیر مضحکه سگان است.» -> ضرب المثل آلمانی
• «گرگ در لباس میش.»
• «گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده.»
• «گرگ را گرفتند پندش دهند، گفت: سرم دهید گله رفت»
• «گرگ که پیر شد، رقاص شغال می شود.»
• «گرگ و پوستین دوزی؟»
• «گرگ و میش باهم آب خوردن.»
• «میراث گرگ نصیب کفتار می شود.»
• «میش بخوره پیشواز گرگ میره.»
• «ابله آن گرگی که او نخجیر با شیر افکند// احمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند» -> منوچهری دامغانی
• «اگر زمانه به گرگی دهد زمام امور// بر او زبهر سلامت سلام باید کرد» -> ناشناس
• «تو نشنیدی آن داستان شغال// که زد با یکی پیرگرگ همال// که سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد ونگ وی کم شود» -> ناشناس
• «در برابر چو گوسفند سلیم// در قفا هم چو گرگ مردم خوار» -> سعدی
• «سر پشه و مور تا شیر و گرگ// رها نیست از چنگ و منقار مرگ» -> فردوسی
• «س ...

ارتباط محتوایی با گرگ

گرگ در جدول کلمات

گرگ عرب
اویس
گرگ عربی
اویس

معنی گرگ به انگلیسی

wolf (اسم)
گرگ

معنی کلمه گرگ به عربی

گرگ
ذيب

گرگ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ارتبن
Wer wolf
Mohammad Reza
گرگ وحشی wild wolf
گرگ زخمی injured wolf
شاه گرگ king wolf
گرگ سیاه black wolf
king wolf
گرگ معنی های زیادی داره اما گرگ یعنی وحشی یعنی یک ارتش یک نفره گرگ یعنی تمام غرور گرگ یعنی خود زندگی تنهایی
Alone wolff
گرگ یعنی تنهایی
گرگ یعنی جدایی
گرگ یعنی ارتش تک نفره
A.R.H
اوس
اویس
اهمر
سیاوش
در زبان لری بختیاری،گورگ می گویند
النا
گرگ حيواني درنده و وحشي است گرگها معمولاً دسته جمعي و گروهي شكار ميكنند و بأهم زندگي ميكنند امانكته جالب اينجاست كه هر كسي اگر كلمه گرگ را بشنود ميگردد گرگ تنها و گرگ يعني ارتش يكنفره بنظر من أصلا هم اينجوري نيست و بيشتر براي شاعرانه كردن اين كلمه استفاده ميشود
با تشكر
علی باقری
در زبان آذری به گرگ گورد گفته می شود.
یک ضرب المثل ترکی در مورد گرگ
"گودورقان گوردون عمری قیخ گون اولار"
گرگ هار عمرش از چهل روز بیشتر نیست‌
عمر طولانی نخواهد نداشت ظالم در جهان
هار شد چون گرگ عمرش از چهل روز اندک است
بنیامین
گرگ یعنی اینکه بی اعتماد حتی به همنوع خودت باهم شکار میکنن ولی همیشه با یک چشم باز میخوابن یک گرگ خوب همیشه تنهاست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گرگ ایرانی   • گرگ اوراسیا   • گرگ عکس   • گرگ قطبی   • گرگ و سگ   • گرگ هنشو   • گرگ مکزیکی   • گرگ تبتی   • معنی گرگ   • مفهوم گرگ   • تعریف گرگ   • معرفی گرگ   • گرگ چیست   • گرگ یعنی چی   • گرگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرگ
کلمه : گرگ
اشتباه تایپی : 'v'
آوا : gorg
نقش : اسم
عکس گرگ : در گوگل

آیا معنی گرگ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )