انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1103 100 1

گرگ

/gorg/

مترادف گرگ: ذئب

معنی گرگ در لغت نامه دهخدا

گرگ. [ گ ُ ] (اِ) پارسی باستان ورکانا ، اوستایی وهرکه (گرگ )، پهلوی گورگ ، هندی باستان ورکه (گرگ )، ارمنی گل ، کاشانی ور، ورگ ، ورگ ، مازندرانی وُرگ ، کردی ورگ ، افغانی لوگ ، اُسّتی برق یا بیرق ، بیرنق ، بلوچی گورگ ، گورک ، یودغاورگ ، یغنابی ارک جانوری است وحشی از تیره ٔ گربه سانان از راسته ٔ گوشتخواران که در روسیه و نروژ و امریکای شمالی فراوان است و در ایران نیز هست. جانور خطرناکی است و به چارپایان و انسان به هنگام گرسنگی حمله میکند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). معروف است ، گویند اگر گرگی را بنزدیک دهی درزیر خاک کنید هیچ گرگ جانب آن ده نگاه نکند، اگر سرگرگ را در برج کبوتر آویزند هیچ حیوان موذی گرد آن برج نگردد، و اگر در جائی که گوسفندان میخوابند دفن کنند همه گوسفندان بتدریج بمیرند، و اگر دم او را درجائی که علف خوار گاو باشد بیاویزند آن گاو علف نخورد هرچند گرسنه باشد، و اگر سرگین او را در جایی بخورکنند موشانی که در آن توابع باشند همه آنجا جمع شوند، و اگر زنی بر بالای شاش گرگ بشاشد هرگز آبستن نشود . (برهان ) (آنندراج ). ابن الارض. ابن والدن. (المرصع). اَرسَنج. (منتهی الارب ). اَبوعُسَیلَه. (المرصع). اَبوعَسلَه. (المزهر). ابوجاعده. ابوجعده. اَبوجَعدَه. (السامی ). ابورعله [ اَ رَ / رُ ل َ ]. (منتهی الارب ). اَبوسِلعامَه. رجوع به همین مدخل شود. اَبُوالغَطَلَّس. رجوع به همین مدخل شود. اَبوکاسِب. رجوع به همین مدخل شود. اَبومُعطَه. رجوع به همین مدخل شود. تِبن. (منتهی الارب ). خَیدَع.خَیعَس. خَنیتَعُور. خاطِف. خِمع. خَیلَع. خَلیعَة.خَولَع. دَلهَم. دَعلَج. دَأل. ذَألان. ذُألَة. ذُعبان. ذِئب. رِئبال. سَمَیدَع. سَرحان. سِلقامَة. سِمام. سِبد. شَیمُذان. شَیذَمان. طُلو. طُهی. طِبس. عَمَرَد. عِلوش. عَولَق. عَسوس. عَسعَس. عَسعاس. عَجوز. عَسلَق. جمع آن عسالق. قَلوب. قِلّیب. قاعِب. کِساب. کُتَع. لَعلَع. لَعین. لَذلاذ. لَغوَس. لَوشَب. مُرَّخ. مُلاذ. نُشبَه. نَهشَل. وَلاّس. وَرقاء. هَملَع. هُلَبَع. هِطل. (منتهی الارب ). هُلابِع :
گرگ را کی رسد صلابت شیر
باز را کی رسد نهیب شخیش.
رودکی.
چنانکه اشتر ابله سوی کنام شده
ز مکر روبه و زاغ وز گرگ بی خبرا.
رودکی.
به بازی و خنده گرفتن نشست
شغ گاو و دنبال گرگی به دست.
فردوسی.
جهاندار محمود شاه بزرگ
به آبشخور آردهمی میش و گرگ.
فردوسی.
کجا نبرد بود درفتد میان سپاه
چو گرگ گرسنه اندر فتد میان غنم.
فرخی.
ابله آن گرگی که او نخجیر با شیران کند
احمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند.
منوچهری.
سماع مطربان بگرد او درون
زئیر شیر و گرگ پر عوای او.
منوچهری.
به حقیقت بدانید که این رمه را شبانی آمد که ضرر گرگان و ددگان بسته گشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 385).
مانده بچنگال گرگ مرگ شکاری
گرچه ترا شیر مرغزار شکار است.
ناصرخسرو.
گرنه گرگی بر ره گرگان مرو
گوسپندت را مران سوی ذئاب.
ناصرخسرو.
شد آن لشکر بوش پیش طورگ
دوان چون رمه ٔ میش در پیش گرگ.
اسدی.
گرگ با میش در بیابان جفت
عدل بیدار گشت و فتنه بخفت.
سنایی.
یوسف از گرگ چون کند نالش
که بچاهش برادر اندازد.
خاقانی.
یوسف من گرگ مست باده بکف صبح فام
وز دو لب باده رنگ سرکه فشان از عتاب.
خاقانی.
تویی که در حرم دولتت بنقل طباع
موافقت دهد ایام گرگ را با میش.
ظهیر فاریابی.
گرگ اگر با تو نماید روبهی
هین مکن باور که ناید روبهی.
مولوی.
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود.
سعدی.
گر از چنگال گرگم درربودی
چو دیدم عاقبت گرگم تو بودی.
سعدی.
با عدل او شبان نتواند که گرگ را
در حفظ گوسفند کند از سگ امتیاز.
ابن یمین.
- امثال :
از گرگ شبانی نیاید.
با شبان گله می برد و با گرگ دنبه میخورد.
به گرگ گفتند تو را چوپانی داده اند، بگریست. گفتند: چرا گریی ؟ گفت ، ترسم دروغ باشد.
توبه ٔ گرگ مرگ است .
دنبه را به گرگ سپردن .
گرگ در لباس میش ؛ به ظاهر آراسته به باطن پلید.
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده ؛ کسی که بدون تقصیر متهم شده باشد.
گرگ دیدن مبارک است ، ندیدن مبارکتر.
گرگ را گرفتند پندش دهند گفت سرم دهید گله رفت .
گرگ میزبان کلاغ است .
گرگ همیشه گرسنه است .
گفت در ره موسیم آمد به پیش
گرگ بیند دنبه اندر خواب خویش.
جلال الدین رومی.
مثل گرگ یوسف ؛ کنایه از متهم بی گناه :
شها تو شیر خدایی من آن سگ در تو
که بی گناه تر از گرگ یوسفم حقا.
مجیر بیلقانی.
ز گفتار بدگوی چون گرگ یوسف
ز تلبیس بدخواه چون شیر مادر.
عمعق بخاری.
نایداز گرگ پوستین دوزی :
از بدان نیکوئی نیاموزی
ناید از گرگ پوستین دوزی.
نصیب گرگ بیابان شود چنین دختر.

گرگ. [ گ َ ] (ص ) حیوانی را گویند که گر داشته باشد یعنی جرب داشته باشد و آن جوششی است با خارش بسیار. (برهان ) (آنندراج ). با اول مفتوح کسی را و چهارپائی را گویند که «گر» برآورده باشند. (جهانگیری ).

گرگ. [ گ َ رَ ] (اِ) آن دو قطعه ریسمان باشد هر کدام به شکل چنبر که چهارسر آن را بهم متصل کرده اند به سقف آویزند و خربزه و یا هندوانه بدان بیاویزند (لهجه ٔ قزوین و گیلان ).

گرگ. [ گ ُ ](اِ) بهیریا. (الفاظ الادویه ). بهیریا همان بلیله است که دوایی است قابض و طبیعت آن سرد و خشک است در دویم و سیم و معرب آن بلیلج است. رجوع به بلیله شود.

گرگ. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رستم آباد بخش رامهرمز شهرستان اهواز، واقع در 8 هزارگزی جنوب رامهرمز و 4 هزارگزی خاور راه اتومبیل رو رامهرمز به خف آباد. منطقه ای است گرمسیری و مالاریائی دارای 120 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ رامهرمز تأمین میشود و محصول آن غلات و برنج و کنجد و بزرک است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ساکنین آن از طایفه ٔ جلالی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

گرگ. [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل ، واقع در 14000شمال باختری سکوهه و 10000گزی شوسه ٔ زاهدان به زابل. هوای آن معتدل و دارای 300 تن سکنه است. آب آن از رودخانه ٔ هیرمند تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

گرگ. [ گ ُ ] (اِخ ) ده کوچکی ازبخش نصرت آباد شهرستان زاهدان ، واقع در 51000گزی جنوب باختری نصرت آباد و کنار شوسه ٔ زاهدان به بم. دارای 15 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

گرگ. [ ] (اِخ ) منزل اول از شیراز تا دیه گرگ از نواحی شیراز است. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ). از فول نو تا دیه گرگ پنج فرسنگ ، از او تا شهر شیراز پنج فرسنگ. (نزهةالقلوب ص 185).

معنی گرگ به فارسی

گرگ
جانوری است وحشی وگوشتخواروشبیه سگ اماازاوقوی ترودرنده تر
( اسم ) ۱ - پستانداری است از راست. گوشتخواران و از تیر. سگان بجث. سگی قوی هیکل که در سراسر اروپا و شمال و مرکز آسیا و سراسر آمریکا و افریقا و استرالیا وجود دارد . گرگ گوشتخواری بسیار شرور و جنگجو و محیل است و آفتی بزرگ برای دامها خصوصا گله های گوسفند میباشد . پوست گرگ ایران خاکستری رنگ و دارای لکه های سیاه است و آنرا جهت آستر لباس بکار برند ذئب . جمع : گرگان گرگها . یا گرگ اجل . ( تشبیهی ) مرگ موت : گرگ اجل یکایک از این گله می برد وین گله را ببین که چه آسوده میچرد . ( اوحدی ) یا گرگ باران دیده . شخص آزموده و محیل مجرب و زیرک . توضیح گویند گرگ از باران می ترسد و در باران از سوراخ خود بیرون می آید اما همینکه در صحرا باشد و باران بخورد دیگر ترسش میریزد . اما رشیدی پالان دیده را ( بمناسبت آنکه بازیگران گرگ را پالان بندند . ) ترجیح داده . بعضی از معاصران اصل را گرگ بالان دیده دانند و بالان را بمعنی دام گیرند یعنی گرگی که یکبار بدام گرفتار شده باشد . اما استعمال قدما موید قول اول است : زباران کجا ترسد آن گرگ پیر که گر گینه پوشد بجای حریر . ( نظامی ) نیست دلگیر از زر قلبی که در کارش کنند یوسف بی طالع ما گرگ باران دیده است . ( صائب ) گفتم از اشکم مگر گردون بپرهیزد ولی نیست بیم از گریه ام این گرگ باران دیده را . ( محمد قلی سلیم ) یا گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده . بکسی اطلاق شود که او را متهم بتقصیری کنند که از وی سر نزده ( اشاره بداستان یوسف که برادران او را بچاه انداختند و بپدر خود گفتند گرگ او را دریده ) . ۲ - محیل زیرک . یا گرگ پیر . پیر مرد محیل و زیرک : پس بر آن قرار گرفت که مصاف کنند و تاش گرگ پیر بود و چهل سال سپهسالاری کرده بود و از آن نوع بسیار دیده ... . ۳ - ( استعاره ) دنیا جهان : بده تا روم بر ملک شیر گیر بهم برزنم دام این گرگ پیر . ( حافظ ) ۴ - در بازیهای که بین کودکان متداول است بشخصی اطلاق شود که بحکم قرعه انتخاب میگردد و او باید دنبال دیگران بدود تا یکی را گرفتار کند . یا گرگ تیر خورده . مایوس و خشمگین . یا گرگ عزیز مصر . ۱ - گرگی که متهم بخوردن یوسف شد . ۲ - متهم بیگناه . یا گرگ سیمین سم . ۱ - غالب قوی پرزور . ۲ - دنیا روزگار . یا گرگ فتنه گر . دنیا یا گرگ فسونگر . دنیا. یا گرگ کهن . آزموده مجرب . یا گرگ مسیحا دم . صبح .
[Lupus, Lup, Wolf] [نجوم] صورتی فلکی در نیمکرۀ جنوبی آسمان در جنوب صورت های میزان و عقرب
( اسم ) آشتی ظاهری که در باطن دلهای طرفین بر دشمنی باقی باشد صلح بنفاق و مکر و فریب : قورچی باشی که مرد خیر اندیشی بود در مقام اصلاح در آمده میان. ایشان گرگ آشتی واقع شد .
آشنایی و دوستی بفریب و نفاق و حیله : مکن قصد جفا گر با وفایی زسگ طبعی بود گرگ آشنایی . ( ناصر خسرو )
( صفت ) آنکه گرگ را ببازی گیرد : چندانکه باز یوسف مشغول تر کتاز است در خاطر زلیخا غوغای گرگ باز است . ( طاهر وحید )
در قدیم معمول بود ( مخصوصا در کاشان ) که گرگ را رها میکردند و مردم از پیش او میگریختند .
( اسم ) بچ. گرگ گرگ زاده .
۱ - گرفتار و اسیر . ۲ - زبون خفیف . ۳ - بسیار ترسان .
( اسم ) گیاهی است از گروه گرگ پایان از دست. نهانزادان آوندی که برروی ساق. آن برگهای کوچک بهم فشرده بسیار روییده میشود و از این جهت ظاهرا بخزه ها شبیه میگردند . تقسیمات ساقه و ریش. آن همیشه دوتایی است . زایش این گیاه بوسیل. هاگ است . هاگدانهای آن در بغل برگها قرار دارد و محتوی هاگ زرد رنگ فراوانند که بصورت غباری بسیار نرم و مورد استفاد. دارو سازان میباشد و آنرا گرد لیکوپود نامند کبریت نباتی مسکیه پای گرگ پنجه گرگ پنجه گرگی : خجسته را بجز از خرد پاندارد گوش بنفشه را بجز از گرگ پاندارد پاس . ( منوچهری ) یا گرگ پایان . ( جمع گرگ پا ) گروهی از گیاهان نهانزاد آوندی که دارای برگهای کوچک ساده و متعددند و بدو راست. ایزسپره و هترسپره تقسیم میشوند . نمون. راست. اول گیاه پنجه گرگ است و نمون. راست. دوم سلاژینلا میباشد پنجه گرگیان پای گرگیان .
( صفت ) دونده مانند گرگ گرگ دو : گرد ساق و شیر زهره یوزتاز و غرم تک پیل گام و کرگ سینه رنگ تازو گرگ پوی . ( منوچهری )
۱ - آنچه دارای اندام و پیکر گرگ باشد . ۲ - درفشی که شکل گرگ بر آن منقوش باشد : شاه او را خلعت داد و علم گرگ پیکر بدو داد و سپاه او را نیز ترتیب داد .
( صفت ) آنکه مانند گرگ تازد آنکه بهر وله رود : صیادی سگی معلم داشت ازین پهن بری ... گرگ تازی نهنگ یازی چون صرصر در صحرا ... .
( اسم ) یکی از گونه های فیل زهره ( دیو خار ) است که بصورت درختچه میباشد و در اراضی شوره زار نواحی معتدل میروید ( در ایران در اطراف دریاچ. رضائیه و مرد آباد کرج فراوانست ) المز .
( اسم ) صبح کاذب عمودالصبح دم گرگی
( اسم ) مانند گرگ دویدن هروله : کهنه گر گاویی برابر داشت کرد در پای و گرگ دو برداشت . ( جامی )
۱ - گرگ رنگ سیاه مایل بخاکستری . ۲ - ( اسم ) پارچ. اطلس .
۱ - ربودن مانند گرگ . ۲ - غارت تاراج کردن : تا کی بود این گرگ ربایی بنمای سرپنج. دشمن افکن ای شیر خدای . ( حافظ )
( اسم ) ۱ - سگی که مادرش گرگ باشد . ۲ - سگی که گرگ مانند باشد : زان گرگ سگان اژدها روی نازرده بر او یکی سرموی . ( نظامی )
معشوق ستمکار : یوسف روز جلوه کرد از دم گرگ و میکند یوسف گرگ مست ما دعوی روز پیکری . ( خاقانی )
آنکه ظاهری نیک و باطنی بد دارد منافق : این عزیزان در لباس گرگ میشی میکنند یوسفم یوسف بسی زین گرگ میشان دیده ام . ( سالک یزدی ) یا گرگ میش شدن ( هوا ) . تاریک وروشن شدن هوا .
ظاهر نیک و باطن بد داشتن .

معنی گرگ در فرهنگ معین

گرگ
(گُ) [ په . ] (اِ.) جانوریست پستان دار و گوشت خوار شبیه سگ اما بسیار خطرناک و وحشی با رنگ سفید، خاکستری ، خرمایی و صدایی زوزه مانند. ، ~ باران دیده کنایه از: آدم باتجربه و کهنه کار.
( ~ .) (اِ مر.) آشتی ظاهری که در باطن دل های طرفین بر دشمنی باقی باشد، صلح به نفاق و مکر و فریب .
( ~ . بَ) (ص مر.) ۱ - کنایه از: گرفتار و اسیر، زبون ، خفیف . ۲ - بسیار ترسان .
(گُ) (ص مر.) منافق ، دورو.
(گُ گُ) (ص مر.) (عا.) هوای تاریک و روشن .
(دُ مِ گُ) (اِ.) ۱ - کنایه از: صبح کاذب . ۲ - یکی از منازل قمر، شوله ، دنبال گرگ ، ذنب السرحان .

معنی گرگ در فرهنگ فارسی عمید

گرگ
پستانداری وحشی، گوشت خوار و شبیه سگ اما از آن قوی تر و درنده تر که در موقع گرسنگی به چهارپایان و حتی به انسان حمله می کند.
* گرگ باران دیده: [مجاز] شخص مجرب، کارآزموده، سختی کشیده، و سردوگرم چشیده. &delta، می گویند گرگ بچه از باران می ترسد و موقع باران از لانه بیرون نمی آید اما اگر اتفاقاً در بیابان بود و باران گرفت و دید آسیبی به او نمی رسد دیگر نمی ترسد، بعضی گرگ بالان دیده گفته اند یعنی گرگی که یکبار به دام افتاده و جان به در برده، گرگ پالان دیده.
* گرگ پیر:
۱. [مجاز] پیر جنگ دیده و کارآزموده: ز باران کجا ترسد آن گرگ پیر / که گرگینه پوشد به جای حریر (نظامی۵: ۸۲۹).
۲. [مجاز] زیرک، مکار.
=گَرگین
گرگ مانند، مانند گرگ
آشتی ظاهری که دل های طرفین در باطن بر کینه و دشمنی باشد، صلح و سازش از روی مکر و نفاق.
اظهار آشنایی و دوستی از روی نفاق و مکر: مکن قصد جفا گر باوفایی / ز سگ طبعی بود گرگ آشنایی (ناصر خسرو: لغت نامه: گرگ آشنانی).
گرفتار، اسیر، دست وپابسته.
گیاهی با شاخه های کوتاه و برگ های ریز به هم فشرده، پای گرگ، پنجه گرگی.
پوینده و دونده مانند گرگ، گرگ تاز، گرگ دو.

گرگ در دانشنامه ویکی پدیا

گرگ
گُرگ (نام علمی: Canis lupus) از پستانداران گوشتخوار است. این حیوان بومی اوراسیا و آمریکای شمالی است و بیشترین پراکندگی جغرافیایی را در بین تمام اعضای خانواده سگ سانان دارد. گرگ نیای وحشی سگ است. یعنی سگ ها از نسل نوعی گرگ هستند که بین ۱۸ تا ۳۲ هزار سال پیش اهلی شدند. ۳۷ زیرگونه از گرگ شناسایی شده که سگ اهلی، دینگو، گرگ خاوری، گرگ قرمز و گرگ ایرانی از جمله آن ها هستند.
گرگ در نقش حیوان خانگی یا کاری
شغال زرد
گرگ اتیوپیایی
گرگ سرخ
گرگ جزیره فالکلند
گرگ های خاکستری
زیست شناسی بقا
بیشتر گرگ ها به رنگ خاکستری با لکه هایی از رنگ های دیگر هستند اما رنگ های سفید، سرخ، قهوه ای و سیاه نیز در آن ها دیده می شود. اندازه و وزن گرگ ها در نقاط مختلف بسیار متفاوت است. به این صورت که عموماً در عرض های جغرافیایی بالاتر (مناطق شمالی) گرگ ها جثه بزرگتری دارند. گرگ های روسی از بزرگترین انواع گرگ هستند با میانگین وزن حدود ۹۰ تا ۱۳۰ کیلوگرم هستند که گرگ های آلاسکا و کانادا و شمال روسیه بسیار بزرگترند. گرگ ها در مقایسه با خویشاوندان نزدیک خود همچون شغال زرد و کایوت بیشتر برای شکار جانوران بزرگ تخصص یافته اند. علاقه بیشتری به زندگی اجتماعی دارند و از زبان رفتاری غنی و پیچیده ای بهره مند هستند.
هسته اصلی گروه اجتماعی گرگ ها از یک خانواده متشکل از زن و شوهر و فرزندانشان تشکیل می شود که معمولاً در قالب گله ای از چند خانواده زندگی می کنند. گرگ به طور کلی یک شکارچی رأس هرم غذایی محسوب می شود و فقط انسان و در برخی نقاط ببر توانایی شکار آن را دارند. غذای اصلی گرگ ها با شکار سم داران بزرگ مثل انواع گوسفند وحشی، بز وحشی، آهو و گوزن تأمین می شود اما گاهی به سراغ حیوانات کوچکتر، دام های اهلی، لاشه و زباله های انسانی هم می روند. هرچند بسیاری از انسان ها از گرگ هراس دارند اما اغلب موارد حمله گرگ به انسان به گرگ های مبتلا به بیماری هاری مربوط می شود و حمله گرگ های سالم به انسان به ویژه انسان های بالغ غیرعادی می باشد.
گرگ ها حدود ۳۰ هزار سال پیش در جستجوی پس مانده غذای انسان به حاشیه اردوگاه های محل سکونت انسان نزدیک شدند. فرایند «اهلی» کردن و پرورش آن ها بعد از آن به تدریج به تغییر رفتار و ژن های گرگ ها منجر شد که نهایتاً به سگ های امروزی بدل شدند.
عکس گرگ
گرگ به معناهای زیر به کار رفته است:
گرگ نوعی حیوان است از رده سگ سانان
گرگ (طایفه) طایفه ای است درسیستان
گرگ های خاکستری نام یک حزب افراطی ترکیه
گرگ ها (مجموعه تلویزیونی)
گرگ ها (فیلم)
گرگ ها (فیلم ۱۹۳۰)
گرگ ها (فیلم ۱۹۹۹)
گرگ ها (فیلم ۲۰۱۴)
گرگ ها (مستند)
گرگ، روستایی است از توابع بخش میان کنگی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران.
گرگ (زابل)، روستایی از توابع بخش میان کنگی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان قرقری قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۶ نفر (۱۰خانوار) بوده است.
گرگ (سرباز)، روستایی از توابع بخش سرباز شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان کیشکور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۳۰ نفر (۷۱خانوار) بوده است.
مختصات: ۱۵h ۱۸m ۰۰s٬ −۴۵° ۰۰′ ۰۰″
NGC 5824 و NGC 5986 که خوشه سنتاره ای کروی هستند.
B 228 که سحابی تاریک است.
NGC 5822 و NGC 5749 که خوشه ستاره ای باز هستند
گرگ(به انگلیسی: Lupus) نام یکی از صور فلکی جنوبی آسمان است.
گرگ ستاره بسیار درخشانی ندارد اما حدود سی ستاره در حدود قدر ظاهری ۲و ۳ هستند و ۷۰ ستاره نیز قدری کوچکتر از ۶ دارند.ستارگان با نام خاص و درخشان گرگ عبارتند از:آلفا گرگ یا مردان(men) که یک غول آبی است بتا گرگ که کِ کائون (به انگلیسی: Ke Kouan) نیز گفته می شود.
دو کهکان مارپیچی
گرگ، یکی از طایفه های سیستان است. نام این طایفه برگرفته از محیط سکونت اولیه آنها، یعنی بیابان گرگ «سیستان» می باشد. به گویش سیستانی صحبت می کنند و هم اکنون نیز در سیستان زندگی می گذرانند.
«گرگ» (مجاری: Farkas) یک فیلم به کارگردانی مایکل کورتیز است که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد.
گرگ (انگلیسی: Wolf) فیلمی ژاپنی در سبک درام به نویسندگی و کارگردانی کانتو شیندو است که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به نوبوکو اوتاوا و تانیه کیتابایاشی اشاره کرد.
۳ ژوئیه ۱۹۵۵ (۱۹۵۵-07-۰۳)
گرگ (به انگلیسی: Wolf) فیلمی محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی مایک نیکولز است. در این فیلم جک نیکلسون، میشل فایفر، جیمز اسپیدر، ریچارد جنکینز، کریستوفر پلامر بازی کردند.
۱۷ ژوئن ۱۹۹۴ (۱۹۹۴-06-۱۷)
ویل راندل(جک نیکلسون) در راه بازگشت به خانه توسط یک گرگ گاز گرفته می شود او مدیر یک انتشارات است و هم زمان در چند روزبعد توسط رئیس جدید ریموند آلدن (کریستوفر پلامر) از شغل خود برکنار می شود و استوارت سوینتون (جیمز اسپیدر) جایگزین او می شود کم کم ویژگی ها و خصوصیات ویل دچار تغییر می شود و بیشتر به یک گرگ شبیه می شود.
او هم زمان متوجه می شود که زنش به او خیانت کرده وبا استوارت سوینتون رابطه دارد او حالا سعی دارد تا با کمک لورا آلدن (میشل فایفر) که دختر رئیس اوست خود را به خصوصیات جدیدش وفق دهد اما در خانه لورا وقتی ماه کامل می شود و به یک گرگ تبدیل می شود و وقتی صبح از خواب بلند می شود خود را با دستان و صورت خون آلود می بیند و بلافاصله محل را ترک می کند.
او سپس به ملاقات کسی می رود که تخصص او کسانی است که دچار حالت هایی مانند او شدند و گرگینه می باشند و او راهنمایی هایی به او می کند او به هتل باز می گردد و شب دوباره وقتی ماه کامل شد به یک گرگ تبدیل شده و به باغ وحش می رود و در آنجا با چند دزد درگیر می شود او صبح از خواب بیدار می شود درحالی که چیزی از شب گذشته به یاد ندارد.
گرگ (به انگلیسی: Wolf) فیلمی محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی مایک نیکولز است. در این فیلم جک نیکلسون، میشل فایفر، جیمز اسپیدر، ریچارد جنکینز، کریستوفر پلامر بازی کردند.
مختصات: ۳۶°۵۸′۳۷″ شمالی ۵۸°۳۱′۳۶″ شرقی / ۳۶٫۹۷۶۹۴°شمالی ۵۸٫۵۲۶۶۷°شرقی / 36.97694; 58.52667
آب گرگ، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران.
این روستا در دهستان سودلانه قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۴۴۵ نفر (۱۰۶ خانوار) بوده است.
آریو گرگ یک ستاره است که در صورت فلکی گرگ قرار دارد.
آشیانهٔ گرگ آلمانی: Wolfsschanze مقر نظامی آدولف هیتلر، پیشوای رایش آلمان در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم بود. این مجتمع که یکی از مقرهای متعدد پیشوا بود، در مناطق متعددی در اروپای اشغالی واقع شده بود. ساخت آن در آغاز عملیات بارباروسا شروع شد.
Wolf's Lair website
Remnants of the Wolf's Lair
آلفا گرگ یک ستاره است که در صورت فلکی گرگ قرار دارد.
اژدها و گرگ (انگلیسی: The Dragon and the Wolf) هفتمین و آخرین قسمت از فصل هفتم مجموعه تلویزیونی درام-فانتزی بازی تاج وتخت و به طور کلی شصت و هفتمین قسمت پخش شده از این مجموعه است. این قسمت توسط دیوید بنیاف و دی. بی. وایس نوشته شد و توسط جرمی پودسوا کارگردانی شد و در تاریخ ۲۷ اوت ۲۰۱۷ (۲۰۱۷-08-۲۷) از شبکه تلویزیونی اچ بی او به نمایش درآمد. مدت زمان این قسمت ۸۰ دقیقه است.
پیلو اسبک در نقش یوران گریجوی
ریچارد دورمر در نقش بریک دوندارین
جیکوب اندرسون در نقش گری ورم
آنتون لسر در نقش کایبرن
دانیل پورتمن در نقش پادریک پین
هافثور یولی یس پی یرشون در نقش گره گور کلی گین
روپرت ونسیتارت در نقش یون رایس
اشلینگ فرنچوسی در نقش لیانا استارک
رابرت آرمایو در نقش ند استارک جوان
نیل فینگلتن در نقش یک غول مرده
ایان وایت در نقش یک غول مرده
جان اسنو و همراهانش برای مذاکره در مورد متوقف کردن جنگ به وستروس می رسند. آنها با سرسی و جیمی لنیستر ملاقات می کنند. جان اسنو دربارهٔ وایت واکرها و اینکه به زودی به دیوار می رسند به آنها می گوید و…
۱۲٫۱ میلیون نفر در کشور آمریکا این قسمت را به شکل زنده تماشا کردند و این امر آن را به پرتماشاچی ترین قسمت این مجموعه تا به آن زمان تبدیل کرد.
استیو گرگ (به انگلیسی: Steve Gregg) (زادهٔ ۳ نوامبر ۱۹۵۵) شناگر اهل ایالات متحده آمریکا است.
فهرست شناگران رکورددار المپیک
فهرست رکوردهای جهانی شنا
افسانه شکارچیان گرگ فیلمی به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی مهدی نادری محصول سال ۱۳۹۴ است.
ذبیح افشار
میسا مولوی
مهدی نادری
یاسر خاسب
آل گرگ 'روستایی از توابع بخش مركزي شهرستان هيرمند در استان سیستان و بلوچستان.
این روستا در دهستان مارگان قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۱۱۵ خانوار) ۶۰۱ نفر بوده است.
امیرآباد کت گرگ، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان عنبرآباد در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان محمدآباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۷۵ نفر (۶۳خانوار) بوده است.
اندرو گرگ (به انگلیسی: Andrew Gregg) سناتور سابق عضو حزب دموکرات-جمهوری خواه بود. وی در سال ۱۸۰۷ تا ۱۸۱۳ میلادی سناتور ایالت پنسیلوانیا در سنای ایالات متحده آمریکا بود.
فهرست نمایندگان سابق مجلس سنای ایالات متحده
فهرست نمایندگان مجلس سنای ایالات متحده از پنسیلوانیا


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گرگ در دانشنامه آزاد پارسی

گُرگ (wolf)
گُرگ
گُرگ
گُرگ
گُرگ
هریک از دو گونۀ سگ های وحشی بزرگ، از جنس Canis. گرگ خاکستری یا گرگ جنگلی Canis lupus، بومی امریکای شمالی و اوراسیا، بسیار اجتماعی است. بلندی این جانور تا شانه ۹۰ سانتی متر، و وزنش حدود ۴۵ کیلوگرم است. تعداد این جانور، جز در نواحی مجزای حفاظت شده، به میزان زیادی کاهش یافته است. گرگ قرمز Canis rufus عموماً باریک تر و کوچک تر است. وزن متوسط آن حدود ۱۵ کیلوگرم است و رنگی سبزه تر دارد. ممکن است گونه ای مجزا نباشد و ممکن است هیبرید (دورگۀ) حاصل از گرگ ـ کایوت باشد. زیستگاه گرگ قرمز محدود به نواحی جنوب ایالات متحده مرکزی بود، ولی اکنون به نظر می رسد در طبیعت منقرض شده باشد. گرگ مرغزار نام دیگر کایوت است. گرگ ها در پایان قرن ۱۳ در انگلستان، و در قرن ۱۷ در اسکاتلند منقرض شدند. در ۱۹۹۴، گرگ های کانادا افزایش یافتند. بنا به تخمین، ۴۰ تا ۶۰ گرگ در یال های شرقی کوه های راکی آلبرتا زیست می کنند. همچنین، تعداد گرگ ها در اروپا رو به افزایش است، از جمله جمعیت فزایندۀ ۳هزار قلاده ای در کوه های کارپات رومانی، و ۲هزار قلاده در شمال اسپانیا.
حفاظت. در ۱۹۹۵، برنامۀ دولت مرکزی ایالات متحده برای احیای گرگ خاکستری امریکای شمالی در ایالت های وایومینگ و آیداهو، آغاز شد، سپس شش گرگ در پارک ملی یلوستون، در وایومینگ، رها شدند. به گرگ ها ردیاب رادیویی وصل، و حرکات آن ها را کنترل کردند. در دهه ۱۹۳۰، گرگ خاکستری در جنوب غربی ایالات متحده امریکا منقرض شد و در لیست گونه های در معرض خطر در تمام ایالت ها، جز آلاسکا و مینه سوتا، قرار گرفت. در ۱۹۹۸، جمعیت گرگ در پارک یلوستون به۱۲۰ قلاده رسید. از ۱۹۹۵ تا ۱۹۹۶، مجموعاً ۳۱ گرگ در این پارک آزاد شد. گرگ خاکستری مکزیک Canis lupus baileyi نادرترین زیرگونۀ گرگ خاکستری است و در ۱۹۷۷، برنامۀ پرورش در اسارت، برای افزایش تعداد آن ها، اجرا شد. این عمل موفقیت آمیز بود و در ۱۹۹۸، یازده گرگ به جمعیت آن ها افزوده و در جنگل ملی آپاچی آریزونا آزاد شدند. این برنامه در ۱۹۹۹، با آزادسازی دو دسته گرگ خاکستری از اسارت ادامه یافت. در ایران، گرگ Canis lupus یافت می شود که در بیشتر مناطق کشور پراکنده است. گرگ ها جمعی شکار می کنند. این جانور به درستی حیوانات مریض و ضعیف را تشخیص می دهد و آن ها را شکار می کند و بدین ترتیب نقش اساسی در جلوگیری از بیماری های مسری بین جانوران شکار دارد، در ضمن با خارج کردن حیوانات ضعیف به بالابردن بنیۀ جسمانی نسل بعدی جانوران نیز کمک می کند.

نقل قول های گرگ

گرگ، پستان داری گوشت خوار از خانواده سگ سانان.
• «از این جهت شیری از جنگل ایشان را خواهد کشت و گرگ بیابان ایشان را تاراج خواهد کرد و پلنگ بر شهرهای ایشان به کمین خواهد نشست و هرکه از آن ها بیرون رود دریده خواهد شد زیرا که تقصیرهای ایشان بسیار و ارتدادهای ایشان عظیم است.» -> انجیل عهد عتیق، کتاب ارمیاء، ۵، ۶
• «اسبان ایشان از پلنگ ها چالاک تر و از گرگان شب تیزروترند و سواران ایشان جست و خیز می کنند.» -> انجیل عهد عتیق، حبقوق نبی - ۱، ۸
• «گرسنگی، گرگ را از جنگل بیرون می کند.»که باعث میشودحیوانی درنده وخونخوارباشد -> انوره دو بالزاک
• «و گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری باهم و طفل کوچک آن ها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آن ها باهم خواهند خوابید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد.» -> انجیل عهد عتیق، کتاب اشعیاء نبی - ۱۱، ۶
• «از دهن گرگ گوشت کشیدن.»
• «از گیر گرگ دررفت، گیر کفتار افتاد.»
• «با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گریه کردن.»
• «برای گرگ دنبه بردن و برای میش ضجه زدن.»
• «داشتند کتاب مقدس را برای گرگ می خواندند، گفت: عجله کنید که گله رفت.» -> ضرب المثل ارمنی
• «گرگ پیر مضحکه سگان است.» -> ضرب المثل آلمانی
• «گرگ در لباس میش.»
• «گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده.»
• «گرگ را گرفتند پندش دهند، گفت: سرم دهید گله رفت»
• «گرگ که پیر شد، رقاص شغال می شود.»
• «گرگ و پوستین دوزی؟»
• «گرگ و میش باهم آب خوردن.»
• «میراث گرگ نصیب کفتار می شود.»
• «میش بخوره پیشواز گرگ میره.»
• «ابله آن گرگی که او نخجیر با شیر افکند// احمق آن صعوه که او پرواز با عنقا کند» -> منوچهری دامغانی
• «اگر زمانه به گرگی دهد زمام امور// بر او زبهر سلامت سلام باید کرد» -> ناشناس
• «تو نشنیدی آن داستان شغال// که زد با یکی پیرگرگ همال// که سگ را به خانه دلیری بود// چو بیگانه شد ونگ وی کم شود» -> ناشناس
• «در برابر چو گوسفند سلیم// در قفا هم چو گرگ مردم خوار» -> سعدی
• «سر پشه و مور تا شیر و گرگ// رها نیست از چنگ و منقار مرگ» -> فردوسی
• «سر گرگ باید هم اول برید// نه چون گوسفندان مردم درید» -> سعدی
• «شبان بره آن به که دارد نگاه// از آن سگ که با گرگ شد آشنا» -> ابن یمین
• «عاقبت گرگ زاده گرگ شود// گرچه با آدمی بزرگ شود» -> سعدی
• «گرگ را با میش کردن قهرمان باشد زجهل// گربه را با پیه کردن پاسبان باشد خطا» -> سنایی
• «گرگ را کی رسد صلابت شیر// باز را کی رسد نهیب شخیش» -> رودکی
• «گر گرگ مرا شیر دهد میش من است// بیگانه اگر وفا کند خویش من است» -> ناشناس
• «گرگ گرسنه چو گوشت یافت نپرسد// کاین شتر صالح است یا خر دجال» -> سعدی
• «مارا به رخت وچوب شبانی فریفته است// این گرگ سال هاست که با گله آشناست» -> پروین اعتصامی
• «نگفتم زلف تو دزد است از کیدش مباش ایمن// به مرگ گله راضی شو چو گرگی را شبان کردی» -> قاآنی شیرازی
• «نیاید به نزدیک دانا پسند// شبان خفته و گرگ در گوسفند» -> سعدی
• «ور گاو گشت امت اسلام لاجرم// گرگ و پلنگ و شیر، خداوند منبرند» -> ناصرخسرو
• «یکی بچه گرگ می پرورید// چو پرورده شد، خواجه را بردرید» -> سعدی
• «یکی گرگ در وی بسان نهنگ// بدرد دل شیر و چرم پلنگ» -> فردوسی

گرگ در جدول کلمات

گرگ عرب
اویس
گرگ عربی
اویس

معنی گرگ به انگلیسی

wolf (اسم)
گرگ

معنی کلمه گرگ به عربی

گرگ
ذيب

گرگ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ارتبن ١٩:٤٤ - ١٣٩٦/١٢/٠٦
Wer wolf
|

Mohammad Reza ٢١:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
گرگ وحشی wild wolf
گرگ زخمی injured wolf
شاه گرگ king wolf
گرگ سیاه black wolf
|

king wolf ٢٢:٣٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
گرگ معنی های زیادی داره اما گرگ یعنی وحشی یعنی یک ارتش یک نفره گرگ یعنی تمام غرور گرگ یعنی خود زندگی تنهایی
|

Alone wolff ٢٢:٢٦ - ١٣٩٨/٠١/١٤
گرگ یعنی تنهایی
گرگ یعنی جدایی
گرگ یعنی ارتش تک نفره
|

A.R.H ١٠:١٩ - ١٣٩٨/٠٨/٠١
اوس
اویس
اهمر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گرگ ایرانی   • گرگ اوراسیا   • گرگ عکس   • گرگ قطبی   • گرگ و سگ   • گرگ هنشو   • گرگ مکزیکی   • گرگ تبتی   • معنی گرگ   • مفهوم گرگ   • تعریف گرگ   • معرفی گرگ   • گرگ چیست   • گرگ یعنی چی   • گرگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گرگ
کلمه : گرگ
اشتباه تایپی : 'v'
آوا : gorg
نقش : اسم
عکس گرگ : در گوگل


آیا معنی گرگ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )