انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1041 100 1

گریه

/gerye/

مترادف گریه: اشکریزی، تضرع، زاری، مویه، ناله، ندبه

متضاد گریه: تبسم، خنده، لبخند

معنی گریه در لغت نامه دهخدا

گریت. [ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش پایی شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال باختری بخش واقع و محدود است از شمال به کوه کیان و دهستان سگوند بخش زاغه ، از جنوب به دهستان سرگانه ، از خاور به کوه های خورشیدوند و دهستان کازه ، از خاور به بخش ویسیان. موقعیت طبیعی آن کوهستانی است. هوای آن دهستان قسمتی گرمسیر و قسمتی معتدل و مالاریائی است. آب آنجا از چشمه ٔ کول وی و چشمه ٔ عیسی و چشمه چنار وسراب جلدان و چشمه های مختلف دیگر تأمین میشود. مرتفعترین قلل کوه عبارتند از کوه کوفل ، کوه شبان کش ، کوه چال جرچی ، یاس کوه و کوه دیراب. این ده از 11 آبادی تشکیل گردیده. جمعیت آن در حدود 1500 تن و قراء مهم آن عبارتند از چشمه عیسی و پری مرده. ساکنین آن از طوایف پاپی هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

گریه. [ گ ِرْ ی َ / ی ِ ] (اِمص ) اسم مصدر گریستن.اشک ریختن. گریستن. اشک. سرشک. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). آب از چشم ریختن. (آنندراج ). بُکاء: خم ؛ گریه ٔ سخت. حَنین ؛ گریه در بینی. (منتهی الارب ) :
بمیرد چون بگرید سیر تا هشیار پندارد
که چیزی جز که گریه نیست ترکیب تن و جانش.
ناصرخسرو.
با پسر این چنین مثل زد سام
گریه بهتر ز خنده بی هنگام.
سنایی.
هیچ شک نیست اندرین گفتار
گریه آید ز خنده ٔ بسیار.
سنایی.
غمزه ٔ اختر ببست خنده ٔ رخسار صبح
سرمه ٔ گیتی بشست گریه ٔ چشم سحاب.
خاقانی.
گفت که خاقانیا آب رویت چون نماند
آب رخم هم به آب گریه ٔ زارم ببرد.
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 754).
گریه ای با صدق بر جانها زند
تا که چرخ و عرش را گریان کند.
مولوی.
زگریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است.
حافظ.
- امثال :
از پی هر گریه آخر خنده ای است .
مرد آخر بین مبارک بنده ای است.
مولوی.
گریه آید ز خنده ٔ بسیار
سنایی
گریه اش در آستین است ؛ فوراً گریان میشود. زود به گریه می افتد.
گریه ٔ به وقت بهتر از خنده ٔ بی وقت است .
گریه ٔ بی سوز نباشد.
گریه دام زن است .
گریه در خواب مایه ٔ شادیست
بندگی از مؤنت آزادیست.
سنایی.
گریه را هم دل خوش می باید.
گریه ٔ زن مکر زن است .
گریه ٔ گوزن به از خنده ٔ شیر. (آنندراج ).
برای هر یک از امثال فوق رجوع به امثال و حکم دهخدا شود. صاحب آنندراج درباره ٔ صفات گریه آرد: گریه ٔ آبدار، گریه ٔ آتش عنان ، گریه ٔ آهسته ، گریه ٔ ارغوانی ، گریه ٔ بی اختیار، گریه ٔ بی رنگ ، گریه ٔ پا در رکاب ، گریه ٔ پهنادار، گریه ٔ تلخ ، گریه ٔ جگرپرداز، گریه ٔ خونی ، گریه ٔ دانه دار، گریه ٔ در گلو، گریه ٔ دروغ ، گریه ٔ دشت گرد، گریه ٔ رنگین ، گریه ٔ زارزار، گریه ٔ سرشار، گریه ٔ شاداب ، گریه ٔ شبانه ، گریه ٔ شمرده ، گریه ٔ شور، گریه ٔ صحرایی ، گریه ٔ طفلانه ، گریه ٔ طوفان خروش ، گریه ٔ طوفان نژاد، گریه ٔ غلطان ، گریه ٔ گرم ، گریه ٔ گسسته مهار، گریه ٔمرجانی ، گریه ٔ مستانه ، گریه ٔ نمکین. و از تشبیهات گریه است :
- برق گریه :
باشدز برق گریه لبالب درون ما
چون میجهد ز ناوک ابر تو خون ما.
میرزامعز فطرت (از آنندراج ).
- تسبیح گریه :
بود زنده مؤذن در خرابات
کندتسبیح گریه در مناجات.
حکیم زلالی (از آنندراج ).
- سیم گریه :
گشته رایج از رواج شوق سیم گریه ام
از گداز بوته ٔ غم در غبار افتاده ام.
ظهوری (از آنندراج ).
- شبنم گریه :
از شبنم گریه سبز گردد
ناکاشته دانه در گل ما.
طالب آملی (از آنندراج ).
- شراب گریه :
شهنشه را چو جوش باده سر شد
دماغش از شراب گریه تر شد.
حکیم زلالی (از آنندراج ).
- عروس گریه :
نی لعلش آتشین و نه یاقوتش آبدار
هرگز عروس گریه چنین بی صفا نبود.
طالب آملی (از آنندراج ).
- موج گریه :
بخت سیاه صیقلی از موج گریه ساخت
خورشید عکس آینه ٔ روشن من است.
ظهوری (از آنندراج ).
- نمک گریه :
عید آمد و در هر طرف میکده دام است
بر ما نمک گریه ٔ مستانه حرام است.
میررضی دانش (از آنندراج ).

معنی گریه به فارسی

گریه
فروریختن اشک ازچشم ازشدت اندوه وتاثر
۱ - ( اسم ) اشک ریختن گریستن مقابل خنده . ۲ - ( اسم ) اشک سرشک مقابل خنده : آخر هر گریه آخر خنده ایست مرد آخر بین مبارک بنده ایست . ( مثنوی ) یا ترکیبات اسمی : گری. آسمان . باران . یا گری. تاک . ۱ - آبی است که در موقع بریدن شاخ. تاک فرو ریزد . ۲ - شراب انگوری . یا گری. سرد . ۱ - گری. دروغین که از دل نباشد . ۲ - گریه ای که از شادی بهمرسد . یا گری. شادی . گریه از روی شوق . یا گری. شمع . ریخت. شمع اشک شمع . یا گری. شیشه . ریخته شدن شراب از شیشه در جام . یا گریه و زاری . گری. توام با ناله و تضرع . یا ترکیبات فعلی : دست گذاشتن به گریه . شروع کردن بگریستن . یا گریه از چشم گشادن . چشم را بگریه در آوردن . یا گریه اندر بر کسی شکستن . گرفتن گریه راه گلوی او را . یا گریه در چشم شکستن . گلو گیر شدن گریه . یا گریه در گلو داشتن . مهیا بودن برای گریستن . یا گریه سردادن . گریستن گریه کردن . یا گریه و زاری کردن . گریستن توام با آه و ناله شیون کردن .
کنایه از باران
گریه آلوده : تماشای گل و شبنم گوارا باد بر بلبل که بوی گل نمی ارزد بروی گریه آلودش . ( صائب )
اشک آلوده .
( صفت ) ۱ - آنچه تولید گریه کند اشک آور . ۲ - متاثر کننده .
کنایه از چشم را بگریه آوردن
( مصدر ) بگریه افتادن گریستن . یا به گریه افتادن . گریه کردن گریستن
( مصدر ) بگریه وا داشتن . یا به گریه انداختن . گریاندن .
( صفت ) ۱ - گریه کننده گریان . ۲ - گریه آور .
آبی که در موقع بریدن شاخ تاک فرو ریزد
آنکه چشمانی گریان دارد . توضیح مرحوم دهخدا در حاشی. فهرست و لف نوشته اند : گریه چشم نیست گربه چشم است : ابا سرخ ترکی بدی گربه چشم که گفتی دل آزرده دارد بخشم . ( فردوسی ) اما در جامع الحکمتین ص ۸۴ آمده : گویم رسم مردم آنست که او زند. خندنده است یا زند. گرینده چشم . و بنابرین گریه چشم بجای خود صحیح است .
داشتن چشمان گریان : ولیکن آن خاصه اندر همه مردم نیست چه گریه چشمی که این مردم راست خاصه ... چنانک گریه چشمی را بوهم بر توان گرفتن از مردم ...
بند شدن گریه در چشم و دهان
گلوگیر شدن گریه
بحال گریه بودن
( مصدر ) گریه داشتن .
( مصدر ) اشک ریختن : چندان که زدم گریه باین شعل. جانسوز ساکن نشد آتش زدرون آب زبیرون . ( میرشاهی )
بگریه افتاده گریسته .
( صفت ) گریه کنان : مرد بدینجا چو بزندان رود گریه زنان آید و خندان رود . ( امیر خسرو )
گریه که از شادی بهمرسد

معنی گریه در فرهنگ معین

گریه
(گِ یِ) (اِمص .) اشک ریختن ، سرشک .
( ~ . اَ تَ) (مص م .) (عا.) گریاندن ، گریانیدن .

معنی گریه در فرهنگ فارسی عمید

گریه
فرو ریختن اشک از چشم از شدت اندوه و تٲثر.
اشک آلود.
آنچه باعث اشک ریختن شود، اشک آور، گریه آورنده.
گریان، گریه کننده.
گریان، اشک ریز.
۱. گرینده.
۲. گریان.

گریه در دانشنامه اسلامی

اگر انسان عواطف انسانی خود را از دست نداده باشد، اشک و شادی حالت روحی او را نشان می دهد. اشک، زبان دل است. گریه کردن، گاهی اعتراض به یک جنایت است. نوحه سرایی، گاهی زنده نگه داشتن یاد یک مظلومیت و افشای چهره یک ظالم است.
حادثه عاشورا که در سال ۶۱ هجری در کربلا اتفاق افتاد، یکی از بزرگ ترین جنایت های بشری درباره گروهی از پاک ترین و فداکارترین انسان ها بود، آن هم از سوی کسانی که خود را پاک و صالح می دانستند؛ اما برای حفظ قدرت خود دست به یک «قتل عام» زدند و فرزند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلّم را همراه برادران، فرزندان و یارانش کشتند؛ حتی از کشتن کودک شش ماهه هم که تشنه بود و بی تاب، چشم نپوشیدند. بعضی ظلم ها و مظلومیت ها اگر یاد نشود، فراموش می شود. بعضی از جنایت کاران اگر افشا نشوند، یک قدیس معرفی می شوند. اینجاست که وظیفه انسان های آگاه و وجدان های بیدار، دفاع و همدلی نسبت به مظلوم و مبارزه و جبهه گیری علیه ظالم است. این «یاد» و «همراهی»، به شکل های مختلف است و اشک و گریه ، یکی از این راه هاست. واقعه عاشورا چیزی است که هر کس بخواند و بشنود و بفهمد، اگر وجدان انسانی او زنده باشد، حتما متاثر می شود و اگر متعهد باشد، تاثر و ناراحتی خود را به شکلی ابراز می کند که گریه یکی از این شکل هاست.
احترام به اهل بیت
برای قدرشناسی از پیامبر، احترام و دوستی و پیوند با خاندان او وظیفه ما مسلمانان است. این چیزی است که خود حضرت محمد، از ما خواسته و ما را به دوستی با اهل بیت سفارش کرده است. در فرهنگ دینی ما، عزاداری بر مظلومیت اهل بیت، یکی از نشانه های دوستی و پیوند با آنان است. شادی کردن در تولدهای آنان و اشک ریختن در شهادت هایشان، پیوند قلبی ما را با آنان محکم تر و عمیق تر می کند. اشک ما، شاهد عشق ماست. برپاکردن مراسم عزاداری در عاشورا، نام و خاطره و یاد آنان را زنده نگه می دارد و این «احیاگری» نوعی تلاش برای خنثی کردن نقشه دشمنان آنان است که هم می خواستند کسی سراغ این خاندان نرود، هم کسی از جنایت های دشمنان نسبت به این خاندان پاک یاد نکند؛ پس عزاداری ما نوعی دفاع از حق و مبارزه با باطل و وسیله ای برای اتحاد و تجمع ما بر محور اهل بیت و عاشوراست.
پشتوانه دینی و عاطفی
سوگواری در فقدان یک عزیز، هم یک امر طبیعی و عاطفی است که نشان دهنده فعالیت احساسات و عواطف انسانی است، هم نسبت به خاندان پیامبر اسلام ؛ به ویژه نسبت به امام حسین علیه السّلام و حادثه عاشورا، یک «دستور دینی» است. عمل پیامبر خدا، و امامان شیعه و توصیه های مکرر آنان نسبت به گریستن بر سیدالشهدا و یادکردن مصائب خاندان پیامبر و مرثیه سرودن برای آنان و برپایی مجالس عزا، هیچ شبهه ای باقی نمی گذارد که این کار ریشه در آموزه های دینی دارد و مستند به دستور پیشوایان دین است و کاری عقلایی و مدبرانه است. گریه بر شهید و غم فقدان یک عزیز، کاری انسانی، مقدس و ارزشمند است. پیامبر دستور داده بود بر جعفربن ابی طالب و زیدبن حارثه که در جنگ موته شهید شدند، گریه کنند. حضرت زهرا علیه السّلام بر سر قبر حمزه سیدالشهدا، حاضر می شد، زیارت می کرد، نماز می خواند، می گریست و یاد آن شهید را زنده نگه می داشت.
سابقه عزاداری اهل بیت
...
بر اساس روایات صحیح در منابع شیعه و اهل سنت، گریه در عزای اهل بیت (علیهم السّلام) و مخصوصا امام حسین (علیه السّلام) نه تنها جایز و مشروع است، بلکه مطلوب و پسندیده بوده و از ثواب فوق العاده ای برخوردار است، چنانکه بنابر نقل منابع اهل سنت هر که در عزای ائمه و امام حسین (علیه السّلام) بگرید، حق تعالی او را در بهشت جای خواهد داد.
طبق روایات معتبری که در منابع مختلف و معتبر روایی شیعه از طریق ائمه معصومین (علیهم السّلام) رسیده، برای گریه، عزاداری و اندوه در مصیبت اهل بیت (علیهم السّلام) به ویژه سیدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) ثواب و پاداش های بی شماری بیان شده است؛ چنانکه بنابر نقل منابع اهل سنت هر که در عزای ائمه و امام حسین (علیه السّلام) بگرید، حق تعالی او را در بهشت جای خواهد داد.
روایت صحیح از منابع اهل سنت
در روایات معتبر شیعه برای گریه، عزاداری، و حتی صرف حزن و اندوه، در عزای اهل بیت (علیهم السّلام) پاداش بیان شده است. در منابع اهل سنت نیز از جمله در کتاب «فضائل الصحابه»، جناب احمد بن حنبل رئیس مذهب حنبلی ها روایت صحیح السندی را از امام حسین (علیه السّلام) نقل کرده که آن حضرت پاداش یک قطره اشک ریختن در عزای اهل بیت (علیهم السّلام) را داخل شدن در بهشت می داند.
← احمد بن حنبل
محقق کتاب (فصائل الصحابه) «جناب وصی الله بن عباس» در پاورقی کتاب راجع به راویان سند روایت می نویسد: "احمد بن اسرائیل شیخ القطیعی لم اجده والباقون ثقات؛ احمد بن اسرائیل استاد قطعی است، من شرحی حالی برایش نیافتم؛ اما بقیه راویان این روایت، مورد وثوق هستند".
حنبلی، احمد بن محمد، فضائل الصحابة لابن حنبل، ج۲، ص۶۷۵، ح۱۱۵۴.    
...
تردیدی نیست که گریه کردن بر امام حسین (علیه السّلام) اجر و پاداش بس بزرگ و بی شماری دارد، و در واقع آنچه ما درک می کنیم و روایات بیانگر آن است فقط گوشه ای از عظمت قیام عاشورا و پاداش عزاداران حسینی می باشد.
تردیدی نیست که گریه کردن بر امام حسین (علیه السّلام) اجر و پاداش بس بزرگ و بی شماری دارد که انسان چه بسا از توصیف و بیان حقیقت آن عاجز است و ممکن است در همه حقایق و عظمت قیام امام حسین (علیه السّلام) و پاداشی که خداوند برای عزاداران و گریه کنندگان بر آن بزرگوار قرار داده، برای ما معلوم نگردد و در واقع آنچه ما درک می کنیم و روایات بیانگر آن است فقط گوشه ای از عظمت قیام عاشورا، و پاداش عزاداران حسینی می باشد.
شایسته و لایق گریستن
اینکه انسانی به حدی برسد که انسانهای زیادی و بلکه تمام عالم هستی برای او گریه کنند و اشک بریزد، نه یک روز و دو روز، بلکه قرنها، لیاقت ویژه ای لازم دارد، لذا قرآن در مورد فرعونیان که بر اثر نفرین موسی غرق شدند می گوید: «فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ وَ الْاَرْضُ وَ ما کانُوا مُنْظَرِینَ» (به هنگام نزول بلا) نه آسمان (و اهل او) بر آنها گریست و نه زمین (و اهل آن). به هر حال، این جمعیت چنان لیاقت و ارزش و پایگاه معنوی خویش را از دست دادند که پس از مرگ آنان نه آسمان و نه زمین و به تفسیر دیگر، از اهل آسمان و زمین کسی برای آنها گریه ای نکرد. زیرا افراد برای کسی گریه می کنند که ارزش و لیاقتی داشته باشند، و اینکه کسی برای آنان گریه ای نکرده، نوعی حقارت و بی لیاقتی به شمار آمده، آنان بدین سبب مورد سرزنش قرار گرفته اند.آری گریه کن حقیقی سیدالشهدا (علیه السّلام) فرزند عزیزش امام زمان (ارواحنا فداه) است که در عزای جد غریبش می فرماید: «یا جداه لابکین علیک بدل الدموع دما» ای جدّم به قدری برایت اشک می ریزم که به جای اشک خون گریه کنم. و حضرت، در همین زیارتنامه می فرماید: « سلام بر کسی که آسمان و زمین بر او گریست». اگر بگوئیم اشک چشم و گریه بر سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السّلام) گوهری گرانبها و گنجینه ای نورانی و ارزشمند است که خداوند متعال به شیعیان ارزانی داشته است و این باور را داشته باشیم که گریه کردن ما برای مصائب اهل بیت (علیه السّلام) در راستای اشک چشم و عزاداری آن عزیزان خصوصا فرزند عزیزشان امام زمان (عجّل الله فرجه الشریف) است که باید قدر این ودیعه الهی را بدانیم و هرچه با شکوهتر به اقامه عزا و گریستن بر مصائب آن انوار مقدس بپردازیم. امام صادق (علیه السّلام) می فرماید: «برای شهادت امام حسین در قلوب مومنان حرارت و آتشی قرار داده شده است که تا ابد سرد شدنی نیست». و رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «از نشانه های قساوت قلب و شقاوت، خشک شدن چشم و محروم بودن از اشک و گریه از خوف خدا است. چنانکه در روایتی می خوانیم گریه چشم ها و ترس دل ها از نشانه های رحمت خدا است.
← روایات گریه بر امام حسین
آن چه نباید از نظر دور داشت این است که هر گریه ای برای امام حسین (علیه السّلام) بدون تحقق شرایط و انگیزه معقول و مناسب آن نمی تواند موجب آن همه پاداش و ثواب هایی شود که در روایات به آن اشاره شده است، اگر چه همه این گریه ها بدون ثواب و اجر نخواهد بود. لذا نباید از مساله عزاداری و گریه کردن بر امام حسین (علیه السّلام) سوء استفاده و به تعبیر بهتر برداشت بد و ناصواب شود، به گونه ای که متاسفانه گاهی اینگونه تصور می شود که هر گناهی مرتکب شویم و با گریه برای اهل بیت (علیهم السلام) آن را پاک نماییم. و به بیان شهید آیت الله مطهری (رحمة الله علیه): «... آن حضرت را به صورت سنگر گناهکاران در می آورد، قیام او را کفّاره عمل به دیگران قرار می دهد. امام حسین کشته شد که گناه کاران از عذاب الهی بیمه شوند! جواب گوی گناهگناه کاران باشد. (به گونه ای که) به شخصی گفتند تو چرا نماز نمی خوانی، روزه نمی گیری، مشروب می خوری؟ گفت من؟! شب جمعه در هیئت، سینه زنی سه ضربه مرا ندیدی؟! (این همان فکر مسیحی است که حضرت عیسی (علیه السّلام) را فدیه و کفاره گناهان مسیحیان می دانند) چیزی که هست فرق ما با مسیحیان این است که می گوئیم یک بهانه لازم است، به قدر یک بال مگسی اشک بریزد و همان کافی است که جواب دروغگویی ها، خیانتها، شراب خواریها، رباخواریها، ظلم ها و آدمکشی ها (و بی انصافی های فراوان) بشود! (و) مکتب امام حسین (علیه السّلام) به جای اینکه مکتب احیاء احکام دین باشد و مکتب «اشهد انّک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکاه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر» باشد و همانطور که خودش فرمود: (هدف من از حرکت و قیامم این است که امر به معروف و نهی از منکر نمایم) مکتب ابن زیاد سازی و (گناهکار پروری) می شود.»
← همراهی گریه با عمل صالح
...
حضرت الیاس که نام مبارکش در قرآن در دو مورد آمده، یکی از پیامبران مرسل است.
حضرت الیاس (علیه السّلام) در سیر و سیاحت خود در صحرا به یکی از سیاحان رسید، و ساعتی با هم همدم شدند. بین الیاس و سیاح، گفتگوی زیر رخ داد:الیاس: آیا ازدواج کرده ای؟سیاح: نه.الیاس: حتماً ازدواج کن، و از تنها زندگی کردن بیرون بیا.سیاح: بسیار خوب ولی با کدام بانویی، با چه ویژگی هایی ازدواج کنم.الیاس: به تو نصیحت می کنم، با بانویی که دارای یکی از این چهار خصلت باشد ازدواج نکن تا دارای زندگی آرام گردی. آن چهار خصلت عبارت است از:۱. با زن «مختلعه»، یعنی زنی که بدون جهت، تقاضای جدایی از همسرش دارد.۲. با زن «مُباریه» یعنی زن خودخواه فخر فروشی که به چیزهای واهی افتخار می کند.۳. با زن «عاهره» یعنی زنی که مرزهای شرم و عفت را رعایت نکرده و بی بند و بار است.۴. با زن «ناشزه» یعنی زن بلند پروازی که می خواهد بر شوهرش چیره گردد، و اطاعت از شوهر نکند.»
راز گریه جانسوز
مطابق بعضی از روایات، الیاس (علیه السّلام) از زندگان است و همانند خضر (علیه السّلام) زنده می باشد، و خداوند این زندگی ابدی را به خاطر عشق و علاقه اش به مناجات با خدا به او داده است، در این راستا به روایت زیر توجه کنید:روزی عزرائیل نزد الیاس آمد تا روحش را قبض کند. الیاس به گریه افتاد. عزرائیل گفت: «آیا گریه می کنی، با این که به سوی پروردگارت باز می گردی؟»الیاس گفت: «گریه ام برای مرگ نیست، بلکه برای فراق از شبهای (طولانی) زمستان و روزهای (گرم و طولانی) تابستان است که دوستان خدا این شبها را به عبادت می گذرانند، و در این روزها روزه می گیرند. و در خدمت خدا هستند و از مناجات با محبوبشان، خدا لذّت می برند، ولی من می خواهم از صف آنها جدا گردم و اسیر خاک شوم.خداوند به الیاس چنین وحی کرد: «تو را به خاطر آن که علاقه به مناجات داری و می خواهی در خدمت مردم باشی. تا روز قیامت مهلت دادم، تا زندگی را ادامه دهی، و از صف اولیای خدا جدا نگردی، و با آنها به مناجات و راز و نیاز، مانوس باشی.
نَفَق، ایجاد سوراخى در زمین است که راه رهایى داشته باشد -همانند سوراخ موش -
گریه طولانى منافقان، بازتاب و کیفر عملکرد آنان:فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ.
توبه/سوره۹، آیه۸۱.    
منافقان متخلف از جهاد در راه خدا، گرفتار گریه هاى طولانى و فراوان در دنیا:فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ .
توبه/سوره۹، آیه۸۱.    
گریه طولانى منافقان، در آخرت و جهنّم:فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ کَرِهُوا أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یَفْقَهُونَ فَلْیَضْحَکُوا قَلِیلًا وَ لْیَبْکُوا کَثِیراً جَزاءً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ .
توبه/سوره۹، آیه۸۱.    
...
گریستن بر مرده و همچنین سوگواری و عزاداری بر او امری برخاسته از احساس پاک و روح لطیف آدمی است. اسلام ضمن تأیید گریه، بر آن تأکید نموده است؛ سیره رسول گرامی (صلی الله علیه و آله وسلّم) و همچنین سیره و منش اصحاب بزرگ ایشان تأییدی بر این مدعاست.این مقاله، در پی تبیین روایی گریستن و عزاداری است و در این راستا، ضمن ارائه سیره پیامبر و اصحاب، نمونه هایی از گونه های ماتم سرایی در تاریخ اسلام را تقدیم داشته و به نقد و بررسی روایات تحریم گریه می پردازد.
گریستن بر درگذشتگان و عزاداری بر ایشان امری برخاسته از احساس است و هر مصیبت زده ایی را به سمت خود می کشاند. رسول گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله وسلّم) چنین امری را سزاوار و شایسته دانسته، بر گریه کردن توصیه می فرمود.
عزادارای پیامبر
اسامه بن زید می گوید:روزی فرزند دختر پیامبر درگذشت، دختر غم دیده آن حضرت، این واقعه را به پدر خبر داد و از ایشان درخواست حضور نمود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز به همراه سعد بن عباده، معاذ بن جبل، ابی بن کعب، زید بن ثابت و جمعی از یاران به منزل دختر غم دیده خویش رفت، پیامبر مهربان کودک را در بغل گرفت و بشدت گریست و اشکان مبارک سرازیر گشت؛ سعد با مشاهده گریه پیامبر، با تعجب پرسید:چرا گریه می کنید؟!رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در پاسخ چنین فرمود: «رحمة یجعلها فی قلوب عباده، انما یرحم اللَّه من عبادة الرحماء؛
نسائی، احمد بن شعیب، سنن نسایی، ج۴، ص۲۱.    
دیدگاه های افراطی و دور از احساس و عاطفه که با گریه کردن مخالفت می کردند در نزد پیامبر جایگاهی نداشت و آن حضرت در برابر آن موضع گیری می فرمود؛ به گفته مورخان: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در تشییع جنازه یکی از مسلمانان حضور یافتند و عمر نیز به همراه ایشان حرکت کرد. عمر تا صدای گریه زنان را شنید برآشفت و آنان را از گریستن نهی کرد! رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) رو به عمر کرده، چنین فرمود: «یا عمر! دعهُنَّ، فان العین دامعة و النفس مصابة و العهد قریب؛
حاکم نیشابوری، محمد بن عبد الله، مستدرک حاکم، ج۱، ص۳۸۱.    
...

نقل قول های گریه

گریه اشک ریزی در پاسخ به یک حالت احساسی در انسان است.
• «اگر تمام شب را بخاطر از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره ها را از دست خواهی داد.» -> ویلیام شکسپیر
• «به سودای روزهای دل انگیز گذشته گریه مکن، به خاطر حضور کوتاهشان لبخند بزن.» -> رابیندرانات تاگور
• «تلخ ترین گریه هایی که بر روی گورها ریخته شده است بخاطر کلمات گفته نشده و کارهای انجام نشده است.» روباه های کوچک فصل سوم -> هریت بیچر استو
• «دلتنگِ نانِ مادرم می شوم/و قهوهٔ مادرم/و نوازشِ مادرم ... / و روز به روز/ کودکی نیز در من بزرگ می شود/ و به روزهای عمرم، عشق می ورزم/ زیرا اگر بمیرم/ از اشکِ مادرم شرم می کنم! ، در «اگر باران نیستی نازنین، درخت باش»، «به مادرم»، برگرفته از نشر سخن، چاپ ۱۳۸۹، ص ۴۵ -> محمود درویش
• «زمانی که چشم به این جهان گشودی، یک روز بارانی بود. در حقیقت آنچه می بارید، باران نبود، اشک آسمان بود که به خاطر از دست دادن ستاره ای گریه می کرد.» -> آنتوان دو سنت اگزوپری
• «زندگی مانند لبخند ژوکوند است، در نظر نخست به روی بیننده تبسم می کند، اما اگر در او دقیق شوی می گرید.» -> ژری تایلر
• «دردی است که پزشکان را به درمانش فراخوانده ام/و پزشکی جز اشک ها نبود.» -> شریف رضی
• «گریه ما وقت تولد از آن رو است که به صحنه بزرگ جنون و حماقت وارد شده ایم.» -> ویلیام شکسپیر
• «با گرگ دنبه خوردن (و) با چوپان گریه کردن.»
• «پیش از روضه خوان گریه می کند.»
• «چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه.»
• «خنده کردن دل خوش می خواد و گریه کردن سر و چشم.»
• «خودافتاده نگرید.»
• «سر قبری گریه کن که مرده توش باشه.»
• «عاقبت خنده، گریه است.»
• «گریه آدم را سبک می کند.»
• «گریه زن دام زن است.»
• «گریه زن مکر زن است.»
• «مهمان باید خنده رو باشد اگر چه صاحبخانه خون گریه کند.»
• «میان گریه کنندگان، گریهٔ مادر عیان است.» -> ضرب المثل عربی
• «هرکه به تقصیر خویش برزمین افتد، نباید گریه کند.» -> ضرب المثل ترکی
• «هرکه عاشقت بود، تورا به گریه می اندازد.» -> ضرب المثل اسپانیایی
• «آن که نان با غم و اندوه نخورد// یا که بی گریه شبی را به سحرگاه نبرد// نَبرَد پی به توانمندی اوج ملکوت// نکند فهم از آن نظم بلند جبروت» -> یوهان ولفگانگ گوته
• «از گریه او شب همه شب، دوش نخفتم// پیداست ز شوریده که شوریده تری زاد» -> شوریده شیرازی
• «اندر پس هر خنده دو صد گریه مهیا است» -> مولوی
• «باز از افق، هلال ِ مُحَرَم شد آشکار// باز ابر گریه خیمه فکن شد به جوی بار» -> عارف قزوینی
• «بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران// کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران» -> سعدی
• «تو نمی دانی که دایه دایگان// کم دهد بی گریه شیرت رایگان» -> مولوی
• «چون خدا خواهد که مان یاری دهد// میل بنده جانب زاری دهد» -> مولوی
• «درپس هرگریه آخر خنده ای ست// مرد آخربین مبارک بنده ای ست» -> مولوی
• «ز ابر گریان شاخ سبز و تر شود// نور شمع از گریه روشنتر شود» -> مولوی
• «زن چو دید اورا که تند و توسن است// گشت گریان، گریه خود دام زن است» -> مولوی
• «گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق// کاندرین طوفان نماید هفت دریا شبنمی» -> حافظ
• «کسی را که دردل بود درد وغم// گرستنش درمان بود لاجرم» -> فردوسی
• «گریه بر هر درد بی درمان دوا است// چشم گریان چشمه فیض خداست» -> مولوی
• «هرکه خندید بیش، بیش گریست» -> سنایی
• «هنوزم زخوردی به خاطر در است// که در لانهٔ ماکیان برده دست// به منقارم آنسان به سختی گزید// که اشکم چو خون از رگ، آندم جهید// پدر خنده بر گریه ام زد که هان// وطن داری آموز از ماکیان» -> علی اکبر دهخدا
• «من می گریم وقتی که فرجام فرشتگان هم مرگ است.»

ارتباط محتوایی با گریه

گریه در جدول کلمات

گریه
رنین
گریه آزاردهنده
عر
گریه با سوز و گداز
زاری
گریه با صدای بسیار بلند
شیون
گریه بچه
ونگ
گریه بلند
زار
گریه پر صدا و آزار دهنده
عر
گریه پرصدا
عر
گریه زورکی
ابغوره
گریه و زاری
مویه

معنی گریه به انگلیسی

cry (اسم)
خروش ، گریه ، فریاد ، بانگ ، ناله ، غریو ، زاری ، ضجه ، عجز
bawl (اسم)
داد و بیداد ، گریه ، فریاد
sob (اسم)
گریه ، هق هق ، بغض گریه
tear (اسم)
گریه ، اشک ، چاک ، سرشک ، پارگی

معنی کلمه گریه به عربی

گریه
بکاء , دمعة
حي
صيحة
ابک , اعط , اندب , بکاء

گریه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

احمد ٠٩:٥٩ - ١٣٩٦/٠٤/٣٠
cry
|

کیمپگرل ١٠:٥٩ - ١٣٩٧/٠٥/٠١
زار زار گریه کردن=Whimper
|

مریم قاسمی ١٠:٠٦ - ١٣٩٧/٠٥/١٠
هر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گریه عاشقانه   • گریه مرد   • گریه دختر   • گریه فانتزی   • گریه بی صدا   • گریه چیست   • معنی گریه   • عوارض گریه زیاد برای چشم   • مفهوم گریه   • تعریف گریه   • معرفی گریه   • گریه یعنی چی   • گریه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گریه
کلمه : گریه
اشتباه تایپی : 'vdi
آوا : gerye
نقش : اسم
عکس گریه : در گوگل


آیا معنی گریه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )