برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1328 100 1

گلیزه

معنی گلیزه در لغت نامه دهخدا

گلیزه. [ ] (اِ) سبو بود. (فرهنگ اسدی ) :
چو کرد او گلیزه پر از آب جوی
به آب گلیزه فروشست روی.
منطقی.

معنی گلیزه در فرهنگ فارسی عمید

گلیزه
= کوزه: چو کرد او گلیزه پر از آب جوی / به آب گلیزه فروشست روی (منطقی: شاعران بی دیوان: ۲۰۴).

گلیزه در دانشنامه ویکی پدیا

گلیزه
گلیزه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قشلاق بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده است.
عکس گلیزه
ویلهم گلیزه (آلمانی: Wilhelm Gliese؛ ۲۱ ژوئن ۱۹۱۵ – ۱۲ ژوئن ۱۹۹۳(1993-06-12)) یک ستاره شناس اهل آلمان بود. او در سال ۱۹۵۷ میلادی نخستین کاتالوگ ستاره ای از ستارگان نزدیک به زمین (کمتر از ۸۱/۵۴ سال نوری) را تحت عنوان کاتالوگ گلیزه از ستارگان نزدیک منتشر کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گلیزه را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گلیزه   • مفهوم گلیزه   • تعریف گلیزه   • معرفی گلیزه   • گلیزه چیست   • گلیزه یعنی چی   • گلیزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گلیزه
کلمه : گلیزه
اشتباه تایپی : 'gdci
عکس گلیزه : در گوگل

آیا معنی گلیزه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )