برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1333 100 1

گل

/gal/

مترادف گل: تراب، خاشاک، خاک، طین، غبرا، جدا، زمین، لای، لجن، وحل | زهر، ورد، داغ

متضاد گل: خار

معنی اسم گل

اسم: گل
نوع: دخترانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: نام زنی در منظومه ویس و رامین

معنی گل در لغت نامه دهخدا

گل. [ گ ُ ](اِ) در اوراق مانوی (به پارتی ) ور (گل سرخ )، اوستا وردا ، ارمنی ورد ، پهلوی گول ، ورتا ، ورد ، معرب «وَرد»، قیاس کنید با ارمنی ، وردژس ، کردی ، گول (گل سرخ )، گول ، (خار) زازا ویل ، گیلکی گول ، به عربی ورد خوانند. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). هر جا که لفظ گل بلااضافت به اسم درختی مذکور شود خاص گل سرخ مراد باشد که بعربی ورد گویند و اگر مضاف باشد بسوی درختی در آن صورت عام است ، چنانکه گل سوسن و گل نرگس. (غیاث ). کل گلها را گل گویند به اضافه نام مثل گل سوسن و نرگس و خیری و امثال آن ولی چون گل مطلق گویند گل سرخ است که بعربی ورد خوانند. (آنندراج ). گل عبارت از اندامی است که ازبرگهای تغییر شکل یافته ساخته شده و در آن سلولهای نر و سلولهای ماده تشکیل میشود بتوسط نوع گیاه تکثیریافته از بین نمیرود. رجوع به فیزیولوژی گل تألیف زاهدی شود. گل از دو قسمت متمایز به نام پریانت و دستگاه مولد تشکیل یافته است. پریانت عبارت از برگه های سبز و یا رنگینی است که دستگاه مولد نبات را احاطه نموده است و برای نظافت آن به کار میرود. پریانت و دستگاه مولد نبات نیز هر یک از دو جزء تشکیل یافته اند جام و کاسه ٔ اجزای پریانت و نافه و مادگی اجزاء دستگاه مولد بشمار میروند.
1- کاسه از مجموع برگهای سبزرنگ به نام کاسبرگ تشکیل یافته و در قسمت خارجی گل دیده میشود و غنچه را میپوشاند. 2- جام ، مجموع گلبرگهای یک گل جام آنرا تشکیل میدهند. 3- نافه یکی از قسمتهای اساسی گل میباشد و جزو دستگاههای مولد آن بشمار میرود و از عده ٔ زیادی میله های باریک به نام پرچم که مانند قطعات دیگر گل از تغییر شکل و برگ بوجود آمده و کلروپلاست خود را از دست داده است تشکیل یافته ومولد دانه گرده و گامت نر میباشد. 4- مادگی دستگاهی است که مانند جام و نافه از برگهای تغییر شکل یافته ای که کارپل نامیده میشوند تشکیل یافته است و مولدتخمک و گامت ماده میباشد. و رجوع به گیاه شناسی ثابتی از صص 408-422 شود :
دانش و خواسته است نرگس و گل
که به یکجای نشکفند بهم.
شهیدبلخی.
مجلس باید بساخته ملکانه
از گل و از یا ...

معنی گل به فارسی

گل
شارل د معروف به دو گل ژنرال نویسنده نظامی سیاستمدار و رئیس جمهور فرانسه ( و . لیل ۱۸۹٠ ف. ۱۹۷٠ م . ) . وی فرمانده یک هنگ زره پوش در جنگ دوم جهانی بود و پس از شکست فرانسه در سال ۱۹۴٠ به لندن رفت و رهبری نهضت مقاومت فرانسه را ضد آلمان بعهده گرفت سپس رئیس دولت موقت فرانسه در الجزیره و از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۶ در پاریس شد . دو گل مدتی از سیاست کناره گرفت و در سال ۱۹۴۷ م . [ مجمع مردم فرانسه ] را بنیان نهاد و در سال ۱۹۵۸ در جریان جنگ الجزیره و فرانسه بر سر کار آمد و قانون اساسی جدیدی را با رفراندم بتصویب رساند و جمهوری پنجم را بنیان نهاد و خود در سال ۱۹۵۹ بمقام ریاست جمهوری فرانسه انتخاب شد . وی کتاب [ خاطرات ] خود را انتشار داده است .
( اسم ) ( فوتبال ) درواز. فوتبال
دهی است از دهستان چهار اویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه .
[goal] [ورزش] امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد
[ گویش مازنی ] /gal/ موش درشت اندام - بار دفعه & آب بند & گل
دهی است از دهستان آختاجی بوکان بخش بوکان شهرستان مهاباد
دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه شهرستان بیرجند
دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه شهرستان بیرجند
همان گل سرخ است که آنرا گل سوری نیز گویند .
[Phlox] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از گُل آتشیان علفی چند ساله یا نیمه درختچه ای به ندرت یک ساله با حدود 50 گونه در امریکای شمالی و یک گونه در سیبری که اغلب آنها زینتی هستند؛ گل های آنها به ندرت منفرد و غالباً با گُل آذین انتهایی خوشه ای منشعب (panicle...
[Polemoniaceae] [زیست شناسی- علوم گیاهی] تیره ای از خلنگ سانان علفی یک یا چند ساله یا به ندرت چوبی با هجده سرده و 300 گونه که اغلب در امریکای شمالی می رویند، و ...

معنی گل در فرهنگ معین

گل
(گُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - عضو تولید مثلی و تکثیر گیاهان که از برگ های تغییر شکل یافته به وجود آمده است . گل ممکن است سلول های هر دو جنس نر و ماده را شامل باشد و یا فقط ممکن است سلول های یک جنس (نر و یا ماده ) را دربرداشته باشد. اکثر گل ها دارای رنگ های مخت
باقالی (گُ) (ص .) دارای خال ها یا لکه های رنگی در یک زمینة مشخص .
( ~ .) [ انگ . ] (اِ.) ۱ - دروازه ، در بازی هایی مانند فوتبال ، جایی که باید توپ داخل آن شود تا امتیاز به دست بیاید. ۲ - امتیازی که پس از عبور توپ از دروازه یا سبد یک تیم به تیم مقابل تعلق گیرد.
(گِ) [ په . ] (اِ.) خاک آمیخته با آب . ، در جایی را ~گرفتن کنایه از: جایی را یک باره تعطیل کردن .
(گَ) (اِ.) (عا.) گردن ، گلو.
(گُ) (اِمر.) ۱ - آرایش و چگونگی قرار گرفتن گل ها بر روی ساقة گیاهان . ۲ - نامی از نام های زنان .
( ~ .) (حامص .) هنر ترکیب و تنظیم گل و متفرعات آن از قبیل برگ و شاخه در گلدان به کمک عناصر و عواملی از قبیل سنگ ریزه و کندة درخت و امثال آن به نحو متناسب .
(گُ. اَ) = گل افشاننده : ۱ - (ص فا.) افشانندة گل ، گل ریز. ۲ - (حامص .) گل افشاندن خاصه در ایام جشن (مانند نوروز). ۳ - (اِمر.) نوعی آتشبازی . ۴ - مخملک ، سرخک و آبله مرغان .
( ~ . اَ تَ) (مص ل .)(عا.) ۱ - سرخ شدن ، برافروخته شدن . ۲ - گرم شدن (گفتگو). ۳ - نقش انداختن .
(گِ. اَ. کَ دَ) (مص م .) مالیدن گل بر بام و غیره .
(گُ) (ص فا.) ۱ - گل افشان ، گلریز. ۲ - معطر، خوشبو.
(گِ لِ) (اِمر.) گل سرشوی .
...

معنی گل در فرهنگ فارسی عمید

گل
گلو، گردن.
۱. وارد شدن توپ به دروازۀ حریف یا در حلقۀ بسکتبال.
۲. دروازه.
۱. خاک مخلوط با آب.
۲. خاک قبر.
۳. [قدیمی] خاک.
۴. [قدیمی، مجاز] ذات، سرشت.
* گل سفید: نوعی سنگ آهک به رنگ سفید که گاهی به واسطۀ وجود مواد خارجی به رنگ زرد یا سبز یا خاکستری است و هرگاه آن را در کوره حرارت بدهند و بعد بگذارند سرد شود، تبدیل به آهک می گردد.
۱. (زیست شناسی) اندام تولیدمثل گیاهان نهان دانه که پس از مدتی به جای آن میوه به وجود می آید و شامل کاسبرگ، گلبرگ، پرچم، و مادگی است: گل سیب، گل بادام.
۲. (زیست شناسی) هریک از گیاهان بوته ای یا درختچه ای کوچک با قسمتی شبیه اندام تولیدمثل گیاهان نهان دانه: گل لاله عباسی، گل سرخ.
۳. نقش ونگار: لباس گل دار.
۴. [مجاز] قسمت مرغوب هرچیز: گل هندوانه.
۵. واحد شمارش برخی چیزها، قطعه: یک گل زغال.
۶. نوک سوختۀ فتیله.
۷. بخش کوچک و دایره مانند در سطح چیزی، لکه.
۸. مهرۀ بازی گُل یاپوچ.
۹. سگک: گل کمربند.
۱۰. [قدیمی، مجاز] رُخ، چهره.
* گل آتشی: (زیست شناسی) = * گل سرخ
* گل ادریسی: (زیست شناسی) گل تزیینی به شکل خوشه، سرخ کم رنگ، بنفش و سفید با برگ های بیضی درشت که بوتۀ آن همیشه سبز است.
* گل ارمنی: قسمی خاک سرخ رنگ که جنس آن آلومین، سیلیس و آهن است و در قدیم بر روی محل ورم کرده می مالیدند.
* گل استکانی: (زیست شناسی) نوعی گل تزیینی با برگ های بزرگ، گل هایی به شکل استکان یا زنگوله که در بیابان و هم در باغچه می روید.
* گل اشرفی: (زیست شناسی) گیاهی زینتی با گل های زرد کوچک شبیه گل همیشه بهار.
* گل برف: (زیست شناسی) گیاهی پایا با ریزوم ضخیم، ساقۀ کوتاه، برگ های بیضی نوک تیز، و گل های سفید کوچک که برگ و گل آن برای تسکین برخی بیماری های قلبی به کار می رود، گل برفک، موگه.
* گل بهمن: (زیست شناسی) نوعی گل سفیدرنگ، با بوتۀ پرخار، برگ های دراز و بریده، و ریشۀ شبیه زردک که در جنگل ها و کوه ها می روید و در زمستان و میان برف گل می دهد، بهمن، بهمنان.
* گل جالیز: (زیست شناسی) = گلک
* گل جعفری: (زیست شناسی) گلی تزیینی، زردرنگ، برگ های ریز، بوتۀ کوتاه، بوی تند و نامطبوع که چند نوع پرپر، زرد کم رنگ، و زرد پررنگ مایل به سرخ دارد
* گل چا ...

گل در دانشنامه اسلامی

لوتوس، روزا، نیلوفر آبی و شمسه مفاهیم گوناگون یک نماد دینی هستند که صفا، پاکی و تنویر در یک جهان ناپاک را نشان می دهد؛ این نماد که سرشار از معنی است، در اساطیر هندویی، ایرانی، مصری، یهودی، مسیحی و مسلمان بازتاب یافته است و از یک رابطه عمیق میان ادیانی، چون هندوئیسم، بودیسم، زرتشت، یهودی، مسیحیت و اسلام حکایت دارد.
شکل انتزاعی این نشان، امروزه در قالب چیلیپا، صلیب، ترنج و شمسه در فرهنگ و آیین ملت های شرق و غرب خودنمایی می کند و در جهان اسلام در تصویرگری قرآن در مناره های مساجد و آرایه های مقابر و مزارات، با این نماد روبه رو می شویم. در تفکر شیعی نماد نیلوفر در دوره معاصر به صورت شمسه، بیشتر برای بیان استمرار سلطنت معنوی امام رضا (علیه السّلام) که خورشید هشتم، سلطان دین و شمس طوس خوانده می شود، مورد بهره برداری قرار می گیرد. آن حضرت بر تارک سرزمین خراسان (خورشید سان) می درخشد و همانند یک (اسطوره الگو) حضور خود را در فرهنگ و هنر و معماری امروز ایران به کرسی نشانده است. این نشان را می توان یکی از نشان های وحدت متعالی ادیان شمرد.
برداشت عرفانی
نیلوفریا همان نانوفر (nanoufa) مصری به معنی زیبا) و لوتوس lotus)) به سانسکریت، پادما (Padma) نام گلی است که در فارسی گل آبزاد یا گل زندگی و آفرینش و یا نیلوفر آبی نامیده می شود؛ این گل مانند حقیقت که در منابع عرفانی، گاهی خورشید و گاهی دریا و گاهی قاف و گاهی عنقا نامیده می شود و نمی توان به حقیقت بی نقش که صورت های بی کرانی را به خود می پذیرد، دست یافت، نام های گوناگونی را به خود دیده، ولی همیشه معنی خود را از دسترس دور نگه داشته است. حقایقی که اصل اصل ها، سرچشمه فرق ها و فصل ها هم هستند.نیلوفر آبی در شرایط بسیار نامناسب در آب های گل آلود به وجود می آید و علیرغم همه موانع بی آنکه کوچک ترین اثری از گل ولای و آلودگی را به خود بگیرد، به رشد خود ادامه می دهد. ریشه نیلوفر در خاک و لجن است و ساقه آن در آب های تیره، ولی تاج آن به طرف خورشید حرکت می کند؛ این یعنی شکفتن معنوی و به همین دلیل، نیلوفر به عنوان سمبل زیبایی و نماد کمال شناخته می شود. ریشه های آن مظهر ماندگاری و ساقه اش نماد بند ناف است که انسان را به اصلش پیوند می دهد و گلش پرتو خورشید را تداع ...


گل در دانشنامه ویکی پدیا

گل
گُل یا شکوفه ساختار زایشی در گیاهان گل دار یا نهان دانه است. کارکرد زیست شناختی گل به هم رسانیدن یاختهٔ زایشی نر (اسپرم) و یاخته زایشی ماده (تخم) است. این فرایند با گرده افشانی توسط حشرات آغاز و پس از لقاح به تشکیل دانه می انجامد. گل ها برای روحیه انسان بسیار مؤثر هستند.نبو
گل را می توان جوانه ای تصور کرد که برای تولیدمثل گیاه مادر تغییر شکل یافته است. در جریان تبدیل برگ به گل، برگ از نظر شکل و رنگ دستخوش تغییرات فراوانی می شود. این برگ های تغییرشکل یافته را قسمت های گل می نامند.
گل ها می توانند پیوند دو نژاد را آسان کنند (تلفیق اسپرم و تخم گل های مختلف در یک گونه) یا درون گونه خود افزایش یابند (تلفیق اسپرم و تخم در همان گونه). بعضی از گل ها بدون لقاح، دیاسپور تولید می کنند (parthenocarpy). گل ها دارای اسپورانژیا هستند، جاییکه محتوی گامتوفیت می باشد. گل ها منجر به تولید میوه و دانه می شوند. بعضی از گل ها در دوره تکامل خود برای حیوانات جذاب هستند و این دلیلی است که حیوانات را عامل گرده افشانی آن ها می کند. علاوه بر تسهیل تولید مثل گیاهان گلدار، گل ها مدت طولانی است؛ که توسط انسان ها تحسین شده و برای زیباسازی محیط، نشانه ای از عشق، آیین، مذهب، پزشکی و به عنوان منبع غذایی استفاده می شوند.
یک گل، از چهار قسمت که به بالای یک ساقه کوتاه متصل شده اند، تشکیل شده است. هر کدام از این بخش ها در یک حلقه از حفره گل گیاه قرار گرفته اند. چهار حلقه اصلی (با شروع از پایه گل یا پایین ترین گره و حرکت به سمت بالا) به شرح زیر است:
عکس گل
گل به موارد زیر اشاره دارد:
گل قسمت سر اکثر گیاهان و همچنین گُل اندام تولید مثلی در گیاهان گل دار
گل (خاک) خاکی که با آب مخلوط شده باشد
سرزمین گل یا گال در گذشته نام منطقه ای در غرب اروپا
گل (بازی رایانه ای) یکی از بازی های پلی استیشن ۳
فولکس واگن گل، خودرویی کوچک تولید شده توسط شرکت فولکس واگن
گل (ورزش)، روش امتیاز دهی در بسیاری از ورزشها
گل (ماده مخدر)
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گل در دانشنامه آزاد پارسی

گل (flower)
واحد تولیدمثلی گیاه نهاندانه یا گیاه گل دار. معمولاً از چهار حلقه برگ های تغییرشکل یافته تشکیل می شود: کاسبرگ، گلبرگ ، پرچم، و برچه. این اجزا روی محوری مرکزی (نهنج) قرار می گیرند. تنوع بسیار در اندازه، رنگ، تعداد، و آرایش این اجزا با روش گرده افشانی ارتباط نزدیک دارد. گل های سازش یافته برای گرده افشانی با باد معمولاً دارای گلبر گ ها و کاسبرگ های تحلیل رفته یا فاقد این اجزایند و کلاله های پرمانندی دارند که به منظور به دام انداختن گرده های منتقل شده با باد به سمت بیرون گل آویزان شده اند. به عکس، گلبرگ های گل هایی که با حشرات گرده افشانی می شوند، معمولاً بسیار مشخص و رنگین اند.
ساختار. کاسبرگ ها و گلبرگ ها به ترتیب کاسۀ گل و جام گل، و این دو با یکدیگر گلپوش را تشکیل می دهند که وظیفۀ آن حفاظت از اجزای گل و جلب موجودات گرده افشان است. پرچم در میان گلبرگ ها قرار دارد. هر پرچم پایه ای آویخته دارد که در انتها دارای میلههای حاوی دانۀ گرده است. به مجموعۀ پرچم های گل نافه گل (اندام نر) می گویند. حلقۀ درونی گل شامل برچه هاست که هریک متشکل از یک تخمدان حاوی تخمک و یک کلاله در انتهای پایه ای نازک (خامه) است. به مجموعۀ برچه ها مادگی (اندام ماده) می گویند.
انواع گل. گل ها از نظر اندازه بسیار متنوع اند. ممکن است مانند عدسک آبی آن قدر کوچک باشند که با چشم غیر مسلح به سختی دیده شوند یا مانند گل های غول پیکر رافلزیای مالزیایی آن قدر بزرگ باشند که قطر تنه آن ها به یک متر برسد. گل ممکن است روی گل آذین به صورت منفرد یا مجتمع قرار داشته باشد. به پایۀ گل آذین پایک، و به پایۀ گل منفرد دُمگل می گویند. گلی که هر دوی اندام های تولیدمثلی نر و ماده را داشته باشد نر ـ ماده (هرمافرودیت) است. اگر اندام های نر و ماده روی یک گیاه، اما به صورت مجزا قرار داشته باشند، آن گیاه را یک پایه می نامند و اگر اندام های نر روی یک گیاه و اندام ماده روی گیاه (پایۀ) دیگر قرار داشته باشند، آن گیاه دو پایه نامیده می شود.

نقل قول های گل

گل
• «آن کس که میل به مال اندوزی دارد، باید از زنبور عسل سرمشق گیرد. او بدون اینکه گل را پرپر کند به جمع آوری عسل می پردازد. تو نیز ثروت خویش را بدون نابودی منبع آن، کسب کن! آنگاه اندوخته تو بیش از پیش افزایش خواهد یافت.» -> گوتاما بودا
• «آن که همیشه شاگرد می ماند آموزگار خود را پاداشی به سزا نمی دهد. چرا تاج گل های مرا از سر نیفکندید؟» -> فریدریش نیچه
• «اسلحه را با بوسه و گلوله را با گل نمیتوان نابود کرد.» -> ایزابل آلنده
• «انسان که از زن زاییده می شود، قلیل الایام و پر از زحمات است. مثل گل می روید و بریده می شود، و مثل سایه می گریزد و نمی ماند.» -> انجیل عهد عتیق، کتاب ایوب - ۱۴، ۱-۲-۳
• «به زنان خود به احترام بنگرید، آن ها گل های آسمانی را در بستر زمین می کارند و جامهٔ دلپذیر و زیبای عشق را می آرایند و در پردهٔ عفاف، احساسات لطیف را می پرورانند.» -> فریدریش شیلر
• «جز با چشم دل نمی توان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است. ارزش گل تو به قدر عمری است که به پاش صرف کرده ای!» -> شازده کوچولو
• «...در آغاز دلدادگی بوسه چه طبیعی زاده می شود! چه فراوان یکی پس از دیگری می جوشد! و چه دشوار است شمارش بوسه های ساعتی و گل های کشتزاری در اردیبهشت.» -> در جستجوی زمان از دست رفته، مارسل پروست
• «زنبور هرچقدر باشد، گل از آن بیشتر است؛ دل های ماتم زده هراندازه باشند، قلب های شاد زیادترند.» -> ویلیام شکسپیر
• «شاید بی پایه نباشد اگر بگوییم که وضع خاص طبیعی شهر نیشابور، خیام را در ادراک معنایی که در سبزه و گل میدیده، یاری کرده است» -> محمد اسلامی ندوشن
• «دستانم بوی گل میداد، به جرم چیدن گل به کویر تبعیدم کردند ، ویک نفر نگفت : شاید گلی کاشته باشد.» سینا به منش - مجموعه شعر " آهوی ناتمام " -> ]
• «شما می توانید گل ها را قطع کنید اما از آمدن بهار نمی توانید جلوگیری کنید.» -> ملالی جویا
• «شیراز شهر بزرگ فارس، شهری است باشکوه و باعظمت که والیان، آنجا منزل می کنند و آن را وسعتی است تا آنجا که در این شهر خانه ای نیست مگر آنکه صاحب خانه را بوستانی است دارای همه میوه ها و گل ها و سبزی ها و هرچه در بوستان ها می باشد.» -> < ...

ارتباط محتوایی با گل

گل در جدول کلمات

گل
لاد
گل آبی | نام دخترانه
نیلوفر
گل ارغوان
اکوان
گل باغچه ا ی
اهار
گل باغچه یی
اهار
گل بتونه
مل
گل برف
موگه
گل بی برگ
پرپر
گل پامچال
پریمور
گل پیرا
باغبان, گلکار

معنی گل به انگلیسی

mud (اسم)
افترا ، گل ، لجن
clay (اسم)
خاک رس ، گل ، رس ، سفال ، خاک کوزه گری
lair (اسم)
طبقه ، گل ، لانه ، کنام ، لانه خرگوش و غیره ، محل استراحت جانور
blossom (اسم)
شکوفه ، گل
flower (اسم)
سر ، شکوفه ، گل ، نخبه ، درخت گل
silt (اسم)
کف ، گل ، درده ، ته مانده ، لجن ، لای
slob (اسم)
گل ، لجن ، ادم نامرتب و کثیف ، ادم کثیف و ژولیده
slobber (اسم)
خوی ، گل ، گلیز ، لجن ، بزاق ، اب دهان ، گریه بچگانه
slosh (اسم)
گل ، لجن ، مشروب لزج ، غذای چسبناک

معنی کلمه گل به عربی

گل
زهرة , طين , عرين
عود
سميک , عکر , موهل
برکة , طين , عرين , لوث
مضرب
بستنة
وردي
زهرة مخملية
صولجان
زهرة
اقحوان
زهرة نجمية
وردة
فخاريات
سنبل
دبوس
مسک
برکة
زنبق
زريبت الخنازير

گل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد طاها
گَل با فتحه «گ» در زبان مازنی به موش گفته می شود.
السا
Bloom
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی

خاک.زمین.

تونه گلمالی کرد::خانه را با گل
تعمیر کرد
Gel.gelmali
ال
flower
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
آویزان.همراه
شولادر گل مه::شلوار به میخ آویزان است
گل گرهد با همو کر لیشه::
با همان پسر بده همراه شد
gal
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
بالا.شاخه

gal

بنس گل دار::آویزان کن به شاخه درخت
لرزنگنه بختیاری
گل هیرو::گل خورشید در مناطق سکونت ایل لر بختیاری

یعقوب
گسترش برنامه ها ولغت نامه
بختیاری
در گویش بختیاری یکی دیگر از معانی گل، بهترین نیز میباشد، مانند، کنایه از گل غذا راخوردن، گل چای را خوردن، یعنی هم بهترین غذا را خوردن وهم اول دم شده چای راخوردن
HENGAME
میشه FIOWER این برای گل است
یا
میشهBIOOSAM این برای شکوفه است

لطفا لایک کنید ممنون میشم با تشکر لایک یادتون نره دوست عزیز😇
سیدحسین اخوان بهابادی
گل :با فتحه [گ] و کسر [ل] در زبان بهابادی وقتی در حالت مضاعف قرار گیرد و ۱- مضاعف الیه اسم باشد به اطراف و دور چیزی گفته می‌شود مانند گل دست(gale dast) ، گل پا ،گل گردن(حلقه ی گل را انداخت گل گردنش) و گل شاخه ی درخت ،در اصل از مصدر گلیدن۲_ مضاعف الیه ضمیر شخصی پیوسته باشد همراه با افعال ۱- خوردن و زدن معنی [به] می دهد مانند تیر خوردگلش (به او ،بهش) ٢- شدن و بودن معنی [داخل] می دهد مانند توی آجیل فندق هم گلش بود.
احمد شه وری
(اِ) خاک مخلوط شده با آب که در بنایی کاربرد دارد. این کلمه بیشتر با شُل آمده و بصورت اسم مرکب گل و شُل کاربرد پیدا می کند.
اشکان
معنی به کردی
گول
علی باقری
گل به گوهر خریدن: کنایه از معامله ی سفیهانه، مبادله ی چیز گرانقیمت با کالای بی ارج
((مال دادی به باد چون تو همی
گل به گوهر خری و خر به خیار))
(تازیانه های سلوک، نقد و تحلیل قصاید سنائی، دکتر شفیعی کدکنی،زمستان ۱۳۸۳، ص۳۷۵.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گل زیبا   • سایت گل   • گل عروس   • نقاشی گل   • گل آپارتمانی   • گل رز   • مواد مخدر گل   • ماشین گل   • معنی گل   • مفهوم گل   • تعریف گل   • معرفی گل   • گل چیست   • گل یعنی چی   • گل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گل
کلمه : گل
اشتباه تایپی : 'g
آوا : gal
نقش : اسم
عکس گل : در گوگل

آیا معنی گل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )