برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1352 100 1

گمان

/gomAn/

مترادف گمان: پندار، پنداشت، تخمین، تصور، توهم، حدس، خیال، زعم، شک، ظن، فرض، فکر، وهم، باور، ایهام

متضاد گمان: یقین

معنی گمان در لغت نامه دهخدا

گمان. [ گ ُ / گ َ ] (اِ) در اوستائی ظاهراً ویمانه (گمان ). قیاس با اوستایی ویمنوهیه شود. پهلوی گومان ، کردی و افغانی عاریتی و دخیلی گومان ، بلوچی گوان و پارسی باستان ویمانه . ظن. وهم. احتمال. شک. شبهه. رای. اندیشه. فرض. تصور. (ازحاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ظن و حدس و فکری که از روی یقین نباشد و با لفظ بردن و بستن و داشتن و افتادن مستعمل است. (آنندراج ). شک. (غیاث ) (دانشنامه ٔ علایی ). ضد یقین. (فرهنگ رشیدی ). ظن. (زمخشری ). وهم. (منتهی الارب ) (دهار). مخیله. (دهار). حدس. ریب. ریبه. تخمین : هوء؛ گمان بردن به کسی نیکی یا بدی. زَغلَمه.غیب. خیله. نخاله : مخیله ؛ گمان بردن چیزی را. خال. خیلان ؛ گمان بردن چیزی را. (منتهی الارب ) :
که شاه جهان از گمان برتر است
چو بر تارک مشتری افسر است
فردوسی.
چنان بد که در کوه چین آن زمان
دد و دام بودی فزون از گمان.
فردوسی.
از دل خویش باری آگاهم
وز دل خویش نیستم به گمان.
فرخی.
گفتم زمانه شاه گزیند بر او دگر
گفتا گزید هیچ کسی بر یقین گمان.
فرخی.
گر یقین هرگز ندیدی از گمان آویخته
اینک آن فربه سرونش وآنک آن لاغر میان.
عنصری.
کرا در جهان خوی زشت ار نکوست
به هر کس گمان آن برد کاندر اوست.
اسدی.
به گیتی درون جانور گونه گون
پسند از گمان وز شمردن فزون.
اسدی.
آن کو به عقل جور و جفا جوید و بلا
بیشک درین عطاش گمان خطا شده ست.
ناصرخسرو.
اگر سوی تو بودی اختیارت
نگشتی هرگز این اندر گمانت.
ناصرخسرو.
بمجرد گمان... نزدیکان خود را مهجور گردانیدن... تیشه بر پای خود زدن است. (کلیله و دمنه ). گمان نمیباشد که شتربه خیانتها اندیشد. (کلیله و دمنه ).
به گمان یوسفیت گمشده بود
یوسفت گرگ شد گمان برگیر.
خاقانی.
گیتی که اولش عدم و آخرش فناست
در حق وی گمان ثبات و بقا خطاست.
ظهیرالدین فاریابی.
گفتم در چیزی که آدمی به گم ...

معنی گمان به فارسی

گمان
ظن، حدس، خیال، وهم، رای، اندیشه، فرض، گمانه هم گفته شده
( اسم ) ۱ - اندیشه ای که از روی یقین نباشد ظن مقابل یقین : بمجرد گمان ... نزدیکان خود را مهجور گردانیدن ... تیشه بر پای خود زدن است . ۲ - تخمین حدس : چنان بد که در کوه چین آن زمان دد و دام بودی فزون از گمان . ۴ - خواب و خیال : بسان گمان بود روز جوانی قراری نبوده است هرگز گمان را . ( ناصر خسرو ) یا به گمان شناختن . تفرس کردن . یا در گمان افتادن . دچار تردید شدن بشک افتادن . یا در گمان افکندن . دچار شک و تردید کردن بشک انداختن . یا در گمان ماندن . در شک و تردید ماندن .
دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر
[ گویش مازنی ] /gemaan/ گمان
آمیخته بگمان توام با شک : از بهر آن که قوم به رستاخیز یقین نبودند میگرویدند گرویدنی گمان آمیغ .
( مصدر ) گمان دست دادن تصور کردن : و گمان چنان افتاده است این مرد را که مرتری را معنی نرمی است ...
( صفت ) ۱ - آنچه تولید ظن کند . ۲ - آنچه تولید سوئ ظن کند سبب بدگمانی : آن گمان انگیز را سازد یقین مهر ها انگیزد از اسباب کین . ( مثنوی )
( مصدر ) ۱ - تصور کردن انگاشتن : چون این حرکات نامضبوط و این هذیانات نامربوط از وی ظاهر گشت گمان بردم که جنون بر دل وی مستولی شده است . ۲ - توهم کردن پنداشتن .
( صفت ) ۱ - آنچه که قابل تصور و گمان باشد . ۲ - عذر پذیر : زان سه نکته که گوش گیرشدش . دل نازک گمان پذیر شدش . ( امیر خسرو )
( مصدر ) ۱ - تصور کردن انگاشتن : باستین ملالی که بر من افشانی گمان مدار که از دامنت بدارم دست . ( غزلیات ) ۲ - سوئ ظن داشتن . ۳ - نگران بودن تشویش داشتن : ور ز کژدم بدل گمان داری کفش و ن ...

معنی گمان در فرهنگ معین

گمان
(گُ یا گَ) (اِ.) ۱ - ظن ، وهم . ۲ - رأی ، اندیشه .
( ~ . بُ دَ) (مص ل .) پنداشتن .
( ~ . کَ دَ) (مص ل .) پنداشتن ، تصور کردن .

معنی گمان در فرهنگ فارسی عمید

گمان
۱. ظن.
۲. حدس.
۳. خیال، وهم.
۴. رٲی، اندیشه.
۵. فرض.
* گمان بردن: (مصدر لازم)
۱. ظن بردن.
۲. تصور کردن، انگاشتن.
* گمان داشتن: (مصدر لازم)
۱. ظن داشتن، شک داشتن.
۲. نگران بودن.
۳. انتظار داشتن.
* گمان کردن: (مصدر لازم)
۱. تصور کردن، پنداشتن.
۲. شک کردن.
آمیخته به شک و گمان.
آنچه سبب ظن و گمان بشود.
بی شک، بی تردید.

گمان در دانشنامه ویکی پدیا

گمان
گمان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گمان (روستا)
گمان (زنجان)
گمان، روستایی است از توابع بخش وزینه و در شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان گورک نعلین قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۹۹نفر (۶۳ خانوار) بوده است.
گمان (زنجان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زنجان در استان زنجان ایران است.
این روستا در دهستان تهم قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گمان در جدول کلمات

گمان
ظن , حدس, خیال, فرض
گمان بردن و حدس زدن
پنداشتن
گمان و پندار
وهم
گمان | خیال
وهم
بدبینی و گمان غلط
بددلی
حدس زدن و گمان بردن
احتمال
در شک و گمان انداختن
ایهام
در گمان انداختن
ایهام

معنی گمان به انگلیسی

doubt (اسم)
دو دلی ، گمان ، نا معلومی ، شک ، تردید ، شبهه
supposition (اسم)
فرضیه ، گمان ، احتمال ، فرض ، انگاشت ، تصور ، انگاشتی ، پندار
impression (اسم)
تاثیر ، اثر ، گمان ، خیال ، احساس ، عقیده ، ادراک ، چاپ ، خاطر ، خاطره ، نشان گذاری ، جای مهر
aim (اسم)
راهنمایی ، عمد ، هدف ، منظور ، مقصود ، جهت ، مراد ، مرام ، حدس ، گمان ، رهبری ، مقصد ، نشان
assumption (اسم)
اتخاذ ، گمان ، غرور ، قصد ، خود رایی ، خود سری ، خود بینی ، فرض ، پنداشت ، انگاشت ، تعهد
opinion (اسم)
نظر ، گمان ، اندیشه ، رای ، اعتقاد ، عقیده ، فکر ، نظریه ، پندار
belief (اسم)
اعتماد ، گمان ، اعتقاد ، باور ، عقیده ، ایمان
guess (اسم)
حدس ، گمان ، خیال ، تخمین ، فرض ، ظن
conjecture (اسم)
حدس ، گمان ، تخمین ، ظن
surmise (اسم)
حدس ، گمان ، تخمین ، ظن
thought (اسم)
نظر ، گمان ، قصد ، اندیشه ، خیال ، استدلال ، عقیده ، تفکر ، فکر ، خاطر ، خاطره ، پندار ، سگال ، چیز فکری
idea (اسم)
معنی ، اگاهی ، مراد ، گمان ، نیت ، اندیشه ، خیال ، فکر ، تصور ، انگاره ، خاطر ، طرز تفکر ، طرز فکر ، خاطره ، نقشه کار

معنی کلمه گمان به عربی

گمان
اعتقاد , انطباع , تخمين , راي , شک , فکر , فکرة , هدف
اِحْتَسَبَ
تخمين
اعتقد
احسب , اعتقد , مشتبه به

گمان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین فلاح
از بن مضارع گفتن ساخته شده است. گو مان= گُمان.
"گویا" و" گوئیا"،هم خانواده گومان یا گُمان هستند.
سحرر
شائبه
hadi_g.a
وهم
مهدیه
گمان: فکر احساس خیال شک حدس ظن
sarina
حدس،تصور
علی باقری
گمان :
دکتر کزازی در مورد واژه ی گمان می نویسد : (( گمان در پهلوی ، با همین ریخت به کار می رفته است . ریختی کهنتر از آن ومان wimān می توانسته است بود . ستاک واژه مان است به معنی اندیشیدن که در هوان به معنی نیک اندیش و در ریخت من در بهمن به همان معنی در دشمن به معنی بد اندیش ، نیز در منش ، باز مانده است . بر این پایه " گمان " می تواند به معنی اندیشه ای باشد که از راستی و درستی بدور و جدا مانده است و هنوز بی چند و چون و استوار نیست .))
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارنده ی بر شده پیکرست
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 172 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شک و گمان در جدول   • معنی جریمه ها   • گمان بردن در جدول   • مترادف شک   • گمان بردن دوحرفی   • مترادف شاخ   • گمان بردن در حل جدول   • به درازا کشیدن   • معنی گمان   • مفهوم گمان   • تعریف گمان   • معرفی گمان   • گمان چیست   • گمان یعنی چی   • گمان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گمان
کلمه : گمان
اشتباه تایپی : 'lhk
آوا : gomAn
نقش : اسم
عکس گمان : در گوگل

آیا معنی گمان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )