برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

گندمگون

/gandomgun/

مترادف گندمگون: اسمر، سبزه، سبزه رو

معنی گندمگون به فارسی

گندمگون
کسی که چهره اشسفیدنباشدواندکی تیره وبرنگ گندم باشد

معنی گندمگون در فرهنگ فارسی عمید

گندمگون
کسی که چهره اش سفید نباشد و اندکی تیره و به رنگ گندم باشد.

گندمگون را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
سمیر ، سمیرا
لی
کسی که دوستش تیره به رنگ گندم باشد
کامی
کسی که گونه هایش برجسته باشد
رضا
گندمی،سبزه
فرزان
مثل م/م گندمکی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گندمگون در جدول   • مترادف یارانه   • آشنا به رسوم همگانی   • رنگ پوست گندمگون   • پرستیدن   • بی حمیت   • چهره گندمگون   • نام دیگر زن گندمگون   • معنی گندمگون   • مفهوم گندمگون   • تعریف گندمگون   • معرفی گندمگون   • گندمگون چیست   • گندمگون یعنی چی   • گندمگون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گندمگون
کلمه : گندمگون
اشتباه تایپی : 'knl',k
آوا : gandomgun
نقش : صفت
عکس گندمگون : در گوگل

آیا معنی گندمگون مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )