انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 988 100 1

گنگ

/gang/

مترادف گنگ: صامت، مبهم، ابکم، اصم، الکن، بکم، بی زبان، لال

متضاد گنگ: گویا

معنی گنگ در لغت نامه دهخدا

گنگ. [ گ َ ] (اِخ ) شهری است خرم به ترکستان ، بهارخانه نیز گویندش از غایت خوشی. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). بهارخانه ای است و شهری است به ترکستان. (نسخه ای از لغتنامه ٔ اسدی ). نام شهری است که در شرق خطا واقع است ، گویند شب و روز همیشه درآنجا یکسان است ، یعنی هر یک دوازده ساعت میباشد و هوای آن در نهایت اعتدال بود چنانکه پیوسته در آنجا بهار باشد، و گنگ دژ همان است. (برهان ). رجوع به گنگ دژو گنگ بهشت و بهشت گنگ شود. || نام بتکده ای است از بتکده های چین. نام بتخانه ای است در ترکستان و گویند آن بتخانه را کیکاوس ساخته است :
تا چون بهار گنگ شد از روی او جهان
چشمان خسروانی مانند گنگ شد.
خسروانی.
برفتند از آن سوی ببْهشت گنگ
به جایی نبودش فراوان درنگ
تهی کرد و شد با سپه سوی گنگ
بهانه نجست و فریب و درنگ.
فردوسی.
گشاده شد این گنگ افراسیاب
سر بخت او اندرآمد به خواب.
فردوسی.
از کف ترکی دلارامی که از دیدار اوست
حسرت صورتگران چین و نقاشان گنگ.
معزی.
زمین ز باد صبا شد نگارخانه ٔ چین
چمن ز فیض هوا شد بهارخانه ٔ گنگ.
ازرقی.
تضمین کنم به قافیه ٔ تنگ بیتکی
از شعر خویش کآن به خوشی چون بهشت گنگ.
سوزنی.
|| مطلق بتکده (؟) :
یکی گنگ بودش به سان بهشت
گلش مشک سارا بد و زَرْش خشت.
فردوسی.
|| رودخانه ای باشد بسیار بزرگ در ملک هندوستان و منبع آن کوههای سوالک است و ازملک هندوستان و بنگاله گذشته به عمان میریزد و هندوان بدان اعتقاد بسیار دارند و در آن آب غسل کردن و مردهای خود را سوختن و خاکستر و استخوانهای آنها را در آن آب ریختن فوز عظیم و سبب درجات و مزیل سیئات می دانند. (برهان ). نام رودی بسیار بزرگ در هندوستان که فیزوم نیز گویند و فرنگیان گانژ خوانند و این رود که منبع آن کوهستان سوالک است از جمنا و اﷲآباد گذشته مشروب میکند بنارس و پاتنا و شاندرناگور و کلکته را... (ناظم الاطباء). آب گنگ به هند از کوهها[ ی ] مابین ملک ختای و هند برمی خیزد و اهل هند این آب را چنانکه مسلمانان آب روم را سخت متبرک دارند و گویند منبعش از بهشت است و از آن آب تا دویست فرسنگ به تبرک برند و عظما و کبرا را به وقت وفات بدان غسل دهند و اکفان خود را بدان آب برآرند و معابد خود را بدان شویند. طول این رود سیصد فرسنگ باشد. (نزهةالقلوب چ گای لسترانج ص 219). یکی از رودهای بزرگ آسیاست که در شمال شبه جزیره ٔ هندوستان جاری است و از کوه هیمالیا سرچشمه گرفته از بلاد اﷲآباد و بنارس و پتنه گذشته به خلیج بنگاله میریزد. طول این رود تقریباً 3100 کیلومتر (443 فرسنگ ) است. شعب معروف آن عبارتند از جمنا و سن از جانب راست و گومتی و گندک و گوگرا از جانب چپ. عرض رود گنگ گاه به 4500 ذرع و عمق آن به هشت ذرع میرسد و در ثانیه 80000 قدم مکعب آب به دریا میریزد. هندیان رود گنگ را مقدس میشمارند و آب آن را در انجام شعائر دینی برهما به کار می برند. (تمدن قدیم تألیف فوستل دو کولانژ فرانسوی ترجمه ٔ نصراﷲ فلسفی ص 501). پهنای این رود 1300 اِستاد (تقریباً یک فرسنگ ) و عمق آن بیش از هر رود دیگرهند است. (ایران باستان پیرنیا ص 1804). به عقیده ٔ هندوها رود مذکور اول در آسمان بوده با ریاضت یکی ازراجگان مقدس به زمین آورده شد... (فرهنگ نظام ) :
تا چون بهار گنگ شد ازروی او جهان
دو چشم خسروانی چون رود گنگ شد.
ابوطاهر خسروانی.
شد از باختر سوی دریای گنگ
دلی پر ز کنیه سری پر ز جنگ.
فردوسی.
ملاح خاطرم نکند مر مرا رها
تا برکشم سفینه ٔ مدح تو را به گنگ.
سوزنی.
|| (اِ) نام بادی است که به سبب سودا در بدن مردم به هم میرسد و بن مویها میخارد و تا موی را نکند خارش برطرف نمیشود. (برهان ) :
تا برکند حسود تو سبلت به دست خویش
در سبلت حسود تو افتاده باد گنگ.
سوزنی.
گنگ اندرافکنم به در کون شاعران
تا مویهای کون بکنند از نهیب گنگ.
سوزنی.
|| جزیره. (از برهان ) :
ای گوی کآرام جود تو همی دریا کند
هر کجا آزار بخل سفلگان کرده ست گنگ .
منجیک.
همانگه سپاه اندرآمد به جنگ
سپه همچو دریا و دریا چو گنگ.
عنصری.
گلنارها بیرنگها، شاهسپرم ، بی چنگها
گلزارها چون گنگها، بستانهاچون اودیه.
منوچهری (دیوان چ 1 دبیرسیاقی ص 78).
|| (ص ) حدب که بر پشت مردم بود. (لغت فرس اسدی ). هر چیز خمیده و کج و گوژ را گویند. (برهان ). غوز:
همی مناظره و جنگ خواهی از تن خویش
کنون که گنگ شدی و برآوریدی «گنگ ».
؟ (از لغت فرس ).
که به بینی پس از این از قِبَل خدمت تو
پشت اعدای تو چون پشت حمایل شده گنگ.
سنایی (دیوان چ مدرس رضوی ص 277).
|| گوژ مادرزاد. (برهان ) (ناظم الاطباء) :
ای پهلوان که زیر طناب سرادقت
گردون همی خمیده رَوَد بر مثال گنگ.
عمید لوبکی (از رشیدی ).
|| گنگ مؤاجر. (لغت فرس ). امرد بزرگ و قوی تن. (نسخه ای از لغت فرس ). امرد بود ضخم و زَفت. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). امرد قوی جثه. (انجمن آرا) :
داری گنگی کلندره که شب و روز
خواجه ٔ ما را ز کیر دارد خشنود.
منجیک.
گنگی پلیدبینی گنگی پلیدپای
محکم ستبر ساقی زین کرده ساعدی.
عسجدی یا عنصری.
رجوع به لغت فرس چ اقبال ص 269 شود. در لغت فرس چ دبیرسیاقی ص 113 گنگ به این معنی آمده و شعر فوق به عنوان شاهد آمده است.
|| (اِخ ) نام کوهی است. (از برهان ) :
برادر بُوَد جهن و جنگی پشنگ
که در جنگ دریا کند کوه گنگ.
فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 5 ص 1294).
یکی ژنده پیل است بر کوه گنگ
اگر باسلیح اندرآید به جنگ.
(شاهنامه چ بروخیم ج 6 ص 1683).
|| (ص ) نیکو و خوب و زیبا را گویند. (برهان ) :
به هر گونه بوی و به هر گونه رنگ
نکوتر بیارای آن شنگ گنگ.
فردوسی (از رشیدی ).
ولی در فهرست ولف ، گنگ به این معنی نیامده. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || (اِ)روزی است در هفته. روزهای هفته را گویند همچنانکه شنبه ، یکشنبه ، دوشنبه. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ).

گنگ. [ گ َ ] (اِخ ) نام شهر تاشکنت است که آنرا چاچ هم میگویند. (برهان ). ظ: کنت (با کاف تازی )مخفف «تاشکنت » = تاشکند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). شعوری گوید: این معنی از تاریخ ظفرنامه نقل شد.

گنگ. [ گ َ ] (اِخ ) نام قبله ٔ پیشینیان است که بیت المقدس باشد. (برهان ). رجوع به گنگ دژهوخت شود.

گنگ. [ گ َ ] (اِخ ) همان گنجه و گنزه است که محل آتشکده ٔ آذرگشسپ بوده. رجوع به گنجه و گنزه و گنزک و گندزک و شیز و مزدیسنا و... تألیف معین چ 1 ص 203 و 204 و 206 شود.

گنگ. [ گ ُ ] (اِ) نامی است که در نیک شهر و ایرانشهر به پنج انگشت (گیاه ) دهند. رجوع به پنج انگشت شود.

گنگ. [ گ َ ] (اِ) اگزما. (یادداشت مؤلف ).

گنگ. [ گ ُ ] (ص ) لال. و به عربی ابکم خوانند یعنی شخصی که به ایما و اشاره حرف زند نه به زبان. (برهان ) (آنندراج ). اَخْرَس. (زمخشری ) (مهذب الاسماء). اَبْهَم. اعجم. عَجماء. مُستَعجِم. (منتهی الارب ). ابکم. (ترجمان القرآن ). بکیم. (نصاب ) :
گویی زبان شکسته و گنگ است بت تو را
ترکان همه شکسته زبانک بوند نون.
عماره.
سخن پرسی ازگنگ و از مرد کر
به داد اندر آیی نیاید به بر.
فردوسی.
آن تویی کور و تویی لوچ و تویی کوچ و بلوچ
آن تویی گول و تویی دول و تویی بابت گنگ.
خطیری.
به حدیثی که رود بند بر ابرو چه زنی
همچو گنگان نتوان بست به یک بار دهان.
فرخی.
از حجت اگر گنگ نخواهی که بمانی
در پیش خداوند سوی حجت کن گوش.
ناصرخسرو.
در فحش و خرافات عندلیبی
در حجت و آیات گنگ و لالی.
ناصرخسرو.
تات نپرسند همی باش گنگ
تات نخواهند همی باش لنگ.
مسعودسعد.
قایل او بس ، تو گنگ باش و مگوی
طالب او بس تو لنگ باش و مپوی.
سنایی.
هر زمان شعر توآرد برِ ما این کل کور
نعره بردارد گوییم نه گنگیم و کریم.
سوزنی.
دائماً هر کرّ اصلی گنگ بود
ناطق آن کس شد که از مادر شنود.
مولوی.
جز مگر مرغی که بد بی جان وپر
یا چوماهی گنگ بود از اصل و کر.
مولوی.
کند هرآینه غیبت حسود کوته دست
که در مقابله گنگش بود زبان مقال.
سعدی (گلستان چ قریب ص 199).
- حروف گنگ ؛ حروف غیرمصوت.
- گنگ ده زبان ، گنگ صدزبان ؛ گل سرخ. (ناظم الاطباء). سوسن. (رشیدی ).
- گنگ زبان ؛لال :
کسی که ژاژ دراید به درگهش نبود
که خوب گویان اینجا شوند گنگ زبان.
فرخی.
- امثال :
... خر گنگ بهتر از گویا.
خاقانی (از امثال و حکم دهخدا ج 2 ص 734).
دائماً هر کرّ اصلی گنگ بود
ناطق آن کس شد که از مادر شنود.
مولوی.
مثل گنگ خواب دیده . :
من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر
من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش.
؟ (از امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1480).
گنگ اندر حدیث و در آواز
به که بسیارگوی بیهده تاز.
سنایی (از امثال و حکم دهخدا ج 3 ص 1327).

گنگ. [ گ ُ ] (اِ) لوله ای که به جهت راه آب از سفال سازند ودر زیر زمین به هم وصل کنند. (برهان ). تِنْبوشه. کَوَل. موری : و تن آدمی گویی گنگی است میان این دو عالم و حاجزی میان این دو دریا. (معارف بهاء ولد چ فروزانفر چ اداره ٔ انطباعات وزارت فرهنگ ص 414). تا غایت که در بیشترین مواضع و محلتها و دربهای قم این آب بر ظاهر روان بود و بعضی از آن در زیر زمین به گنگها و گوها روان کرده بودند. (تاریخ قم ص 42).

گنگ. [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان اشتهارد بخش کرج شهرستان قزوین که در 87 هزارگزی جنوب باختری کرج و 9 هزارگزی جنوب راه فرعی کرج به اشتهارد واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش 230 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات ، حبوب و صیفی و میوه جات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

گنگ. [ گ ُ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میمند بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد که در 45000 گزی شمال خاوری فیروزآباد نزدیک راه مالرو میمند به سیمکان واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش 248 تن است. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن لبنیات ، پشم ، پوست و جزئی غلات و شغل اهالی گله داری و زراعت و گلیم بافی و راه آن مالرو است. ساکنان در حدود خرمن کوه و سفیدار برای تعلیف تغییر محل میدهند و ساختمان ندارند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7). قریه ای است چهارفرسنگ ونیمی میانه ٔ شمال و مغرب شهر خفر [ از بلوک خفر فارس ]. (فارسنامه ٔ ناصری گفتار2 ص 197).

معنی گنگ به فارسی

گنگ
اقامتگاه تابستانی خسرو پرویز که ظاهرا در نواحی دریاچه ارومیه در سر راه مراغه - تبریز در نزدیکی لیلان بوده است گویند در نزدیکی آن چشمه نفتی بوده که آتشکده آذر گشسب بواسطه آن روشن میشده است .
بی زبان، کسی که هیچ نتواندحرف بزند
( اسم ) جزیره : همانگه سپاه اندر آمد بجنگ سپه همچو دریا و دریا چو گنگ ( عنصری )
دهی است از دهستان میمند بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد
[gong] [موسیقی] سازی از دستۀ الواح
[ گویش مازنی ] /geng/ لوله سفالی برای گذر آب - ارتفاعی درشهرستان سوادکوه & دست و پا گم کرده – عقل از دست داده – سرگردان – خل خنگ
نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود و آنرا بهشت گنگ نیز گویند ( داستان ) .
همان گنگ مذکور که به تازی قبه الارض گویند روز و شب آنجا برابر است و بهشت گنگ نیز مینامند .
ده کوچکی است از دهستان چنارور بخش آخوره شهرستان فریدن
دهی است ازبخش میان کنگی شهرستان زابل
نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود .
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . ۵۲ : ۱ ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
نام بیت المقدس است و به سریانی ایلیا خوانندش و پیش ازین قبله بیت المقدس بوده و حالا نیز قبل. نصاری است و به کسرها هم گفته اند .
به معنی گنگ دژهخت است که بیت المقدس باشد و به کسرها نیز آمده است
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . ۵۲ : ۱ ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
گنگ دژهخت گنگ دژهوخت .
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . ۵۲ : ۱ ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
به معنی گنگ دژهرج است که بیت المقدس باشد .
کنایه از گل سرخ است و آن را گنگ صد زبان هم میگویند باعتبار صد برگ .
منشائ رودخانه گنگ .
گنگ دز . گنگ دژ
شطی است در هندوستان بطول ۳٠۹٠ کیلومتر و آن از هیمالایا سرچشمه گیرد و در الله آباد [ جمنا ] بدان پیوندد شهرهای بنارس و پتنه را مشروب کند و در خلیج بنگاله ریزد.
همان رود گنگ است .
کنایه از قلم است
( مصدر ) لال شدن ابکم گشتن .
( مصدر ) لال شدن ابکم گشتن .
دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل
( صفت ) خمیده کج کوژ ( مادر زاد و غیره ) : که ببینی پس از ین از قبل خدمت تو پشت اعدای تو چون پشت حمایل شده گنگ . ( سنائی )
( مصدر ) لال کردن ابکم ساختن .

معنی گنگ در فرهنگ معین

گنگ
( ~ .) (اِ.) = کنگ : امرد قوی جثه .
( ~ .) (اِ.) جزیره .
( ~ .) (اِ.) بادی است که گویند به سبب سودا در بدن مردم به هم می رسد و بن موها می خارد و تا موی را نکنند خارش برطرف نمی شود.
(گَ) (ص .) خمیده ، کج ، کوژ (مادرزاد و غیره ).
( ~ .) (اِ.) لولة سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار می گذاشتند.
(گُ) [ په . ] (ص .) لال ، بی زبان .
( ~ .) (ص .) نیکو، خوب ، زیبا.
(گُ. شُ دَ) (مص ل .) لال شدن .

معنی گنگ در فرهنگ فارسی عمید

گنگ
مرد قوی جثه.
۱. خمیده، کج.
۲. دارای پشت خمیده، قوز.
جزیره: همان گه سپاه اندر آمد به جنگ / سپه همچو دریا و دریا چو گنگ (عنصری: ۳۵۸).
۱. کسی که اصلاً نتواند حرف بزند، بی زبان.
۲. [مجاز] مبهم، نامفهوم.
لولۀ سفالی که برای عبور آب در زیر زمین کار میگذاشتند، تنبوشه.

گنگ در دانشنامه ویکی پدیا

گنگ
گنگ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گنگ (رود)
گنگ (فیروزآباد)
گنگ (فیلم)
گنگ (۱۸۶۱)
گنگ (۱۸۸۲)
گنگ (ساز)
گنگ (۱۸۶۱) (به انگلیسی: Ganges (1861)) یک کشتی است که طول آن ۱۹۲ فوت (۵۹ متر) می باشد. این کشتی در سال ۱۸۶۱ ساخته شد.
گنگ (۱۸۸۲) (به انگلیسی: Ganges (1882)) یک زیردریایی است که طول آن ۲۴۱ فوت (۷۳ متر) می باشد. این زیردریایی در سال ۱۸۸۲ ساخته شد.
گنگ (به انگلیسی: Ganges)‏ (تلفظ هندوستانی: این رود برای پیروان آیین هندو نوعی تقدس دارد.
دائرةالمعارف کودکان و نوجوانان انتشارات پیام آزادی چاپ پنجم سال ۱۳۸۱
گنک
(در انگلیسی gonak)
این روستا در بخش میمند شهرستان فیروز آباد قرار دارد و براساس در سال 1390 ه.ش، جمعیت آن ۱۰۲۱ نفر (۴۳۱خانوار) بوده است.
فاصلهٔ گنک از مرکز استان یعنی شهر شیراز ۱۰۳ کیلومتر از مرکز شهرستان یعنی شهر فیروز آباد ۵۵ کیلومتر و از شهر جهرم هم ۱۰۵کیلومتر می باشد.
گنک روستایی کوهپایه ای است که در شمال آن کوههای چاه بید قرار دارند و جهات دیگر آن دشت وسیعی است که از شمال غرب به کوه سپیدار، از سمت جنوب به کوه پادانا و در سمت شرق به کوه پودنک منتهی می شود.
موقعیت گنک با همسایگانش بدین صورت است که از غرب با شهر میمند (۸ کیلومتر)، از جنوب با روستای صحراسفید (۳ کیلومتر)، سمت شرق با روستای پرزیتون (۳ کیلومتر)، از شمال شرق با روستای آبگل (۵ کیلومتر) و از شمال غرب با روستای تنگریز (۴ کیلومتر) همسایه است.
این روستا دارای پتانسیل و زیرساختهای طبیعی-تاریخی و گردشگری بسیاری است، که از همین رو در دور دوم سفرهای استانی دولت نهم، به عنوان منطقه ویژه گردشگری شناخته شد.
امامزاده شاه عطاالله یکی از قدیمی ترین و زیباترین مکانهای سیاحتی زیارتی روستای گنک است. همچنین از دیگر مناطق قدیمی و دیدنی این روستا میتوان به خرابه های سه قلعه قدیمی، آب و کوههای چاهبید، دالان طولانی و تاریک معروف به دّلون نام برد.
گنک از کهن ترین روستاهای بخش میمند است و در کتاب لغت نامه علامه دهخدا بعنوان روستایی با ۲۰۰ نفر جمعیت و راه مالرو یاد شده است، هم چنین در کتاب فارسنامه ناصری جلد 8 نیز مطالبی نوشته شده که حاکی از قدمت تاریخی این روستا است. وهمچنین چند قلعه بر کوههای مجاور روستا قرار داشته که اکنون جز ویرانه ای از آن ها بیشتر نمانده است.
از راههای امرار معاش عامه مردم کشاورزی، باغداری، گلیم بافی و بعضاً دامداری است، و از جمله درختان و حبوبات می توان به این موارد اشاره کرد: گردو، بادام، انگور، انجیر، گل محمدی و نسترن، گندم، جو، عدس، برنج، نخود و…، البته در این روستا بخاطر نوع اقلیم و جغرافیای منطقه، انواع درختان سردسیری و گرمسیری کاشته می شود.
سطح سواد مردم روستا طبق “اطلس اشتغال روستایی شهرستان فیروزآباد” %۹۵ است.
گنگ (انگلیسی: Ambiguous (film)) فیلمی است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به شیرو شیموموتو و می نامی آئویاما اشاره کرد.
گنگ جو (به کره ای: 강조) ژنرال بزرگ ارتش گوریو در زمان ملکه چونچو بود.
او در اصل از فرزندان فرماندهان ارتش بالهایی بود که پدرش در جنگ با دودمان لیائو کشته شده بود و کینه انتقام از لیائو در او بود. به همین دلیل به ارتش گوریو پیوست و تحت حمایت ملکه چونچو و ژنرال گانگ گام چان به مقام وزیر جنگ دربار دست یافت. چنین روایت شده است که او در نبرد با دشمنان بی نظیر بود و کسی یارای مقابله با او را نداشت. او نیزه زن ماهری بود. او در سال ۱۰۱۰ میلادی زمانی که در تعقیب ارتش مخصوص شنگ زونگ بود به تله افتاد و کشته شد.
گنگ جینجی (انگلیسی: Gong Jinjie؛ زادهٔ ۱۲ نوامبر ۱۹۸۶) یک دوچرخه سوار اهل جمهوری خلق چین است.
وی در مسابقات کشوری و بین المللی در مجموع برندهٔ ۳ مدال طلا، ۷ مدال نقره، ۲ مدال برنز شده است.
گَنگِ خیابان ۱۸اُم (در انگلیسی: ۱۸th Street gang) (همچنین با نامهای: ۱۸، خیابان هیجده، مارا ۱۸) یکی از بزرگ ترین گروه های تبهکاری در ایالات متحده آمریکا با مرکزیت شهر لوس آنجلس است. اعضای گروه گانگستری خیابان ۱۸اُم را اسپانیولی تبارهای اهل کشورهای آمریکای جنوبی تشکیل می دهند.
Wikipedia contributors، "۱۸th Street gang،" Wikipedia، The Free Encyclopedia، http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=18th_Street_gang&oldid=185364114 (accessed January ۱۹، ۲۰۰۸).
۱۸th Street Gang by Alex Alonso
اعضای گروه خیابان ۱۸اُم در قتل، سرقت، فحشا و معامله مواد مخدر بخصوص در منطقه لس آنجلس دست دارند.
مامورین اداره پلیس و فدرال آمریکا بر این عقیده هستند که گروه تبهکاری خیابان ۱۸دهم، یکی از بزرگ ترین گروههای تبهکاری در ایالات متحده آمریکا با شاخه هایی در کشورهای آمریکای جنوبی است. بر اساس اطلاعات موجود گروه تبهکاری خیابان ۱۸اُم دارای ۸۰۰۰ تا ۲۰٬۰۰۰ عضو تنها در کلانشهر لس آنجلس است.
اعضای گروه خیابان هیجده، با گذاشتن خالکوبی هایی با نام گروه، به عضویت رسمی این باند تبهکاری درمیایند. خالکوبی هایی با مضامین "۱۸، "DIESIOCHO" و "XV۳" از عامیانه ترین آنان است.
کَنگ دژ یا کنگ دز در اساطیر ایران، نامِ شهر-دژی در شرق ایران است. این دژ که سیاوش ساخته است در فرجام شناسیِ مزدایی اهمیت می دارد. پشوتن که یکی از جاویدانان است در گنگ دژ به سر می برد و در پایانِ هزارهٔ زرتشت با صدوپنجاه نفر مردِ پرهیزگار از سوی کنگ دژ خروج می کند. علاوه بر این در متن های پهلوی، کیخسرو پس از دادن پادشاهی به لهراسب به گنگ دژ می رود.
کنگ (سرزمین)
مطابق اساطیر مندرج در متن های پهلوی، کنگ دژ دارای دست و پای، همیشه گردان و بر سر دیوان بود. کیخسرو آن را در سیاوش گرد نزدیک ایرانویج به زمین نشاند. بر سر زمان «نشاندن» کیخسرو گنگ دژ را بر سیاوش گرد میان محققان اختلاف است. عده ای معتقدند که این کار در آخرالزمان انجام می پذیرد یعنی کیخسرو شهر را بر سیاوش گرد «نشانَد» و عده ای معتقدند که کیخسرو در همان زمان گذشته گنگ دژ را بر سیاوش گرد «نشانْد».
در فارسی این نام به صورت کنگ دز و کنگ دژ و هم با فاصلهٔ مجازی و هم بی فاصلهٔ مجازی آمده است.
گنگ دژ در ناحیه نیمروز مابین سیستان و خراسان قدیم قرار داشت.
مختصات: ۳۵°۲۷′۳۰″ شمالی ۵۰°۲۷′۳۵″ شرقی / ۳۵٫۴۵۸۳۳°شمالی ۵۰٫۴۵۹۷۲°شرقی / 35.45833; 50.45972
آغذی گنگ روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان زرندیه در استان مرکزی ایران.
این روستا در دهستان حکیم آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۹۱ نفر (۷۳ خانوار) است.
اچ ام اس گنگ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
اچ ام اس گنگ (۱۷۸۲)
اچ ام اس گنگ (۱۸۲۱)
پیشخدمت گنگ (به انگلیسی: The Dumb Waiter) نمایشنامه ای است به نویسندگی هارولد پینتر.
«پیشخدمت گنگ»، سارا خلیلی جهرمی، انتشارات آهنگ دیگر
«بالابر غذا»، رضا دادویی، انتشارات سبزان
بالابر غذا نخستین بار در کلوپ نمایشی هامپستید در ۲۱ ژانویهٔ ۱۹۶۰، همراه اتاق به نمایش درآمد.
شخصیت های نمایش:
بن ــ یک قاتل کاملاً حرفه ای اجیر شده
تحصیل تله گنگ (به انگلیسی: Talagang Tehsil) یک تحصیل در پاکستان است که در پنجاب واقع شده است.1 Town 23 Union councils
تله گنگ (به انگلیسی: Talagang) یک منطقهٔ مسکونی در پاکستان است که در پنجاب واقع شده است.
فهرست شهرهای پاکستان
جلگه سند و گَنگ جلگهٔ پهناور و حاصلخیزی است که بیشتر شمال و شرق هندوستان، بخش اعظم پاکستان و همهٔ بنگلادش را در بر می گیرد.
بخش بزرگی از این جلگه از دو رود بزرگ سند و گنگ آب می خورد و نام آن از نام این دو رود گرفته شده است.
در آسیا رود های پر آب، جلگه های پهناوری به وجود آوردند .مانند جلگه بزرگ سیبری ،جلگه گنگ و سند و جلگه ی چین. رود گنگ وسند ازرشته کوه هیمالیا سر چشمه می گیرد .
خمارِ گُنگ (به لاتین: Khumorigung) یک منطقهٔ مسکونی در تاجیکستان است که در ولایت سغد واقع شده است.
فهرست شهرهای تاجیکستان
دلتای گنگ (که به دلتای بنگال نیز شناخته می شود) یک دلتای رود در جنوب بنگال است که شامل نواحی از بنگلادش، بنگال غربی و هند می شود. این دلتا، بزرگترین دلتای جهان است و در خلیج بنگال خالی می شود. ناحیه این دلتا یکی از حاصل خیرترین نواحی دنیا است که به همین دلیل این دلتا نام دلتای سبز را نیز به دست آورده است.
زنده باد رود گنگ (به هندی: Jai Gangaajal) فیلمی است محصول سال ۲۰۱۶ و به کارگردانی پرکاش جیها است. در این فیلم بازیگرانی همچون پریانکا چوپرا، پرکاش جیها، مانو کائول ایفای نقش کرده اند.
۴ مارس ۲۰۱۶ (۲۰۱۶-03-۰۴)
سوگند به رود گنگ (انگلیسی: Ganga Ki Saugandh) فیلمی در ژانر جنایی به کارگردانی سلطان احمد است که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به آمیتاب باچان، رخا، امجد خان، و بیندو اشاره کرد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

گنگ در دانشنامه آزاد پارسی

گَنْگ (Ganges)
گَنْگ
(یا: گَنْگا) مهم ترین رود شبه قارۀ هند به طول ۲,۵۱۰ کیلومتر. از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرد و در مسیر جنوب شرقی از بنگلادش می گذرد و به خلیج بنگال می ریزد. یامونا در کنار کلکته(جمنا)، با ۱,۳۸۵ کیلومتر طول، مهم ترین ریزابۀ آن است که نزدیک الله آباد به گنگ می پیوندد. رود براهماپوترا در دلتای گنگ در بنگلادش به رود گنگ می پیوندد. مهم ترین و غربی ترین شاخابۀ تجاری گنگ، که به خلیج بنگال منتهی می شود، رود هوگلی است. رود گنگ مقدس ترین رود نزد هندوهاست که به نام الهه گنگ نامیده شده است. هزاران زایر به بنارس (وارانسی) و الله آباد می آیند تا خود را در آب های گنگ شست وشو دهند. در این جا هندوها اجساد و مردگان خود را می سوزانند و خاکستر آن را به رود گنگ می ریزند. رود گنگ تا پیش از رسیدن به جلگه های هردوار در جهت جنوب غربی و سپس جنوب شرقی تا دلتای خود جریان می یابد و از این جا در جهت جنوب روان می شود و به خلیج بنگال می ریزد. این رود در نیمۀ دوم مسیر خود که از میان دشت ها می گذرد، ریزابه های مهمی را دریافت می کند که غالباً از دامنه های جنوبی هیمالیا سرچشمه می گیرند، این ریزابه ها عبارت اند از رامگنگا، گومتی، گاکرا (گوگرا) در ایالت اوتار پرادش؛ گَندَک، بوری گندک، گوگری، و کوسی، در ایالت بیهار. رودهای سون و یامونا ریزابه های مهم جنوبی رود گنگ به شمار می روند. رود گنگ سابقاً از خلیج بنگال تا الله آباد قابل کشتی رانی بود، اما کاهش جریان های آن بر کشتی رانی در رود تأثیر منفی داشته است.

گنگ در جدول کلمات

گنگ
ابکم
گنگ و بی زبان
لال
گنگ و حیران
سر در گم
گنگ و زبان بسته
ابکم

معنی گنگ به انگلیسی

dumb (صفت)
بی معنی ، بی صدا ، کند ذهن ، گنگ ، لال ، بی کله ، زبان بسته
mute (صفت)
ساکت ، بی صدا ، صامت ، گنگ ، لال ، خمش ، خموش ، بی زبان ، غیر حاکی
unvocal (صفت)
غیر مصطلح ، گنگ ، ناگویا ، بدون موسیقی ، بدون نوسان صدا
whist (صفت)
ارام ، بی صدا ، گنگ ، خاموش
speechless (صفت)
صامت ، گنگ ، لال
surd (صفت)
بی صدا ، صامت ، گنگ ، اصم
inexpressive (صفت)
گنگ ، نارسا ، غیر گویا ، نرساننده مقصود
incommensurable (صفت)
گنگ ، سنجش ناپذیر
tongueless (صفت)
گنگ ، بی زبان
voiceless (صفت)
بی صدا ، گنگ ، بیواک ، بدون رای و عقیده

معنی کلمه گنگ به عربی

گنگ
اخرس , بلا لسان , صامت

گنگ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی گنگ

Amir ١٢:٠٤ - ١٣٩٦/٠١/٢٠
گَنگ
ناشناخته
|

amir mahdi ١٤:١١ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
نا معلوم
|

mina ١٢:٥٩ - ١٣٩٦/٠٨/٢٥
نا مشخص
|

محمدحسین ابادی ٠٩:٣٥ - ١٣٩٦/١٢/٢١
اخرس
|

آریا بهداروند ١٢:٥٩ - ١٣٩٧/٠٣/٠٤
در زبان لری بختیاری به معنی لال.بی صدا.کر

کلمه گنگ او*گنگ آب* به محل خروج آب
می گویند*آب بی صدا*

گنگ آب ::راه آب خانه
|

آنیتا اکبری ١١:٣٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠٦
مبهم
|

A_D ٢٠:٥٧ - ١٣٩٧/١٢/١٧
معنی گَنگ یاگَنگستردررپ به معنی شاخ شدن
. گنده بازی .ازاین هاست اگه شک داریددر
اینترنت سرچ کنید.a_d
|

یسنا کامران ١٥:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٠
دسته ای تبه کار
|

بهنام ٠٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٣/١١
یعنی نمی دونی پیکار کنی
مبهم
حالتی شبیه به حالت ترس
|

Prrsto ١٩:٣٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢١
_شاخ شُدَن_
|

EO_OV ٠١:٠٩ - ١٣٩٨/٠٣/٢٧
توی هیپ هاپ به معنای شاخ بازی دراوردن و اینا میاد
|

اshirin ١٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٤/٠١
شاخ .شاخ شدن
|

Nazanin ١٧:٥٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
شاخ بازی در اوردن
|

AFSANE ٠٤:١٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٥
گَنگ تو رپ ب معنی شاخ شدن و کلمه گُنگ ب معنی مبهم گیج ـــــــع
|

پیشنهاد شما درباره معنی گنگ



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی گنگ در جدول   • رود گنگ   • گنگ رپ   • اعداد گنگ چیست   • سبک گنگ   • رود گنگ کجاست   • گَنگ   • اهنگ گنگ   • مفهوم گنگ   • تعریف گنگ   • معرفی گنگ   • گنگ یعنی چی   • گنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گنگ
کلمه : گنگ
اشتباه تایپی : 'k'
آوا : gang
نقش : اسم خاص مکان
عکس گنگ : در گوگل


آیا معنی گنگ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )