انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1090 100 1

گورانی

معنی گورانی در لغت نامه دهخدا

گورانی. (ص نسبی ) منسوب به گوران (کرد). رجوع به گوران شود.

گورانی. (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع در 18 هزارگزی جنوب خاوری ارومیه و 1500 گزی باختر شوسه ٔ ارومیه به مهاباد. دره و هوای آن معتدل و سالم است. سکنه ٔآن 130 تن است. آب آن از باراندوزچای تأمین میشود.محصول آن غلات و توتون و چغندر و انگور و حبوب و برنج و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جوراب بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

گورانی. (اِخ ) دهی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در 24 هزارگزی جنوب میناب کنار راه مالرو میناب به جاسک. جلگه و گرمسیراست. سکنه ٔ آن 400 تن است. آب آن از چاه تأمین میشود. محصول آن خرما و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرواست. مزارع سرمست ، سورکی ، جوشکی ، غلامرضایی و علی شاهی جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

گورانی. (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در 30 هزارگزی جنوب میناب و 6 هزارگزی خاور راه مالرو جاسک به میناب. جلگه و گرمسیر است و 130 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی گورانی به فارسی

گورانی
لهجه گورانی . لهجه ایست که در مناطق گوران قدیم تکلم میشد و در دو قرن اخیر بتدریج از استعمال آن کاسته شد و از بین رفت . این لهجه خود شامل لهجه های : کندوله پاره اورامان ریجاب باجلان و تله هدشک گوره جویی گهواره جویی گهواره یی قدیم و پیونیجی قدیم میباشد . لهجه گورانی از لحاظ دستور زبان بلهجه ها و زبانهای مرکزی ایران نزدیکتر از کردی است ولی مقدار زیادی لغات کردی در آن وارد شده .
( صفت ) منسوب به گوران .
ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس واقع در ۳٠ هزار گزی جنوب میناب و ۶ هزار گزی خاور راه مالرو جاسک به میناب .
یکی از دانشمندان ایرانی از طائفه اکراد

گورانی در دانشنامه آزاد پارسی

از زبان های گروه شمال غربی زبان های ایرانی، رایج در کردستان و کرمانشاه، از دامنه های رشته کوه شاهو تا مرز عراق. مهم ترین شهر آنان گُهره در دورۀ رود زمکان از متفرعات سیروان است. گروه دیگر گورانی ها در کندوله نزدیک دینور، ۴۰کیلومتری کرمانشاه، سکونت دارند. این زبان به اورامانی بسیار نزدیک است. زبان اهل حق نیز گورانی است. گورانی زبان شاعران دربار اردلان و دربار خاندان بابان در سلیمانیه بوده است.

گورانی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

کرمانجی ٠٦:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/٠١
تیره گوران*گهوران.کی وران*ایل حسنکیفا *حسنکی *از ایل بزرگ لر بختیاری

بدلیسی ::
طوایف ایل لر حسنکیفا *14 طایفه *
بجنوی *بجنوردی *
شوهان
کردلی کوچک
کردلی بزرگ
آستورکی *آسترکی *
..
...
..
محل سکونت تاریخی
جزیره بختی
شهر حسن کیف جنوب ترکیه
غرب ایران

|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گورانی کوردی mp3   • گورانی کوردی قدیمی   • گورانی کوردی غمگین   • کانال گورانی کوردی تلگرام   • گورانی کوردی صوتی   • گورانی کوردی زور خوش   • گورانی کوردی شاد   • دانلود گورانی کوردی   • معنی گورانی   • مفهوم گورانی   • تعریف گورانی   • معرفی گورانی   • گورانی چیست   • گورانی یعنی چی   • گورانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گورانی
کلمه : گورانی
اشتباه تایپی : ',vhkd
عکس گورانی : در گوگل


آیا معنی گورانی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )