انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1069 100 1

گیلان

/gilAn/

معنی گیلان در لغت نامه دهخدا

گیلان. (اِخ ) مرکب از گیل به اضافه ٔ ان ، پسوند مکان ، در پهلوی گلان. یعنی مملکت گیل ها، نزد یونانیان گلا ، در اوستا نام ناحیتی به صورت «ورنا» آمده و خاورشناسان در تعیین محل آن اختلاف دارند. بر طبق سنت آن ، همان مملکت «پتشخوارگر» (طبرستان و گیلان ) است. (یشتها ج 1 ص 57، ج 1، ص 178، 192 و ج 2 ص 75 متن و حاشیه ). اندرآس همین «ورنا» راریشه ٔ گیلان دانسته ، ولی استاد بنونیست این حدس را رد کرده است. (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). رجوع به جغرافی سیاسی کیهان ص 263 به بعد شود. منطقه ای است در شمال ایران و در تقسیمات کشور به استانها استان یکم محسوب میگردد و حدود و مشخصات آن به شرح زیر است : در 36 درجه و 28 دقیقه تا 38 درجه و 11 دقیقه ٔ عرض شمالی و از 48 درجه و 44 دقیقه تا 50 درجه و 32 دقیقه ٔ طول شرقی واقع شده. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).
در طرف شمال دریای خزر واقع است و حدود آن بدین شرح است : از خاور به شهرستان شهسوار و منطقه ٔ مازندران ، از باختر شهرستان اردبیل و خلخال ، از جنوب وجنوب باختر به خطالرأس سلسله ٔ جبال البرز که بین شهرستان زنجان و قزوین و گیلان واقع شده و مقسم المیاه سلسله ٔ مذکور همه جا حد طبیعی گیلان با شهرستانهای مذکور است. وضع کلی طبیعی : سلسله جبال البرز با ارتفاع متوسط سه هزار متر موازی با ساحل دریای خزر مانند دیوار عظیمی منطقه ٔ گیلان را احاطه کرده فقط در قسمت مرکزی بوسیله ٔ رودخانه ٔ سفیدرود معبر مهمی که تنها مدخل طبیعی منطقه است ایجاد گشته و راه شوسه ٔ طهران به گیلان در این معبر و طول رودخانه ٔ سفیدرود احداث شده است. قسمتهای شمال منطقه ٔ جلگه ٔ مسطحی است که از رسوبات رودهای متعددی که از سلسله ٔ جنوبی سرچشمه میگیرند تشکیل شده. قسمت جلگه جنگلزار است و مرور زمان قسمت عمده ٔ آن مبدل به زمینهای زراعتی گردیده است. قسمتهای کوهستانی تا ارتفاع تقریبی هزار و دویست متر پوشیده از جنگل انبوه است. ارتفاع قلل مهم سلسله ٔ البرز در منطقه ٔ گیلان مانند قله ٔ کوه درفک جنوب دهستان سیاهکل 3500 متر و در جنوب فومن 2900 متر و ناتشکوه در املش 3000 متر و سمام کوه از جنوب رودسر 3250 متر وگوانه کل در جنوب اشکور پایین 3250 متر است. آب و هوای گیلان معتدل و مرطوب است. باد شمال رطوبت دریای خزر را به گیلان می آورد و بواسطه ٔ ارتفاع زیاد سلسله ٔ البرز رطوبت از گیلان خارج نمی شود و در اثر برودت نقاط مرتفع تبدیل به باران میگردد. باد جنوبی موسوم به باد گرم است که از طرف فلات مرکزی میوزد فصل وزش آن بیشتر در پاییز است. کوه های گیلان ، دنباله ٔ کوه های طالش است که تا دره ٔ سفیدرود پیش میرود و به دو ناحیه تقسیم میشود: یکی ناحیه ٔ مرتفع که بین گیلان و طارم و خلخال واقع شده و دیگری جلگه ٔ ساحلی دارای خاکهای رسوبی حاصلخیز است. گیلان دارای رودهای متعددی است که به ترتیب اهمیت به شرح زیر است : سفیدرود. پل رود. سامان رود. مرسارود. خشکرود. پلرود. رودخانه ٔ شلمان. رودخانه ٔ لیل. رودخانه ٔ لاهیجاب. رودخانه ٔ شمرو. رودخانه ٔخراررود. زردرود. گوهررود. رودخانه ٔ سنگ. پسیخان. شفت. شاخزر. قلعه رودخان. گشت رودخان. گاز رودبار. ماسوله. پلنک ور. سیاهرودخان. تنیان. ماسال. شاندرمن. چاف رود. شفارود. دینیاچال. دیکاسرا. کیلاسرا. ناو. گرگانرود. هره دشت. خطبه سرا. شیرآباد. حویق. چوبر. لمر.
سازمان اداری : از نظر تقسیمات کشور به پنج شهرستان زیر تقسیم شده است :
1- شهرستان رشت. 2- بندر انزلی. 3- فومنات. 4- طوالش. 5- لاهیجان. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2) (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 263 به بعد) (جغرافیای طبیعی کیهان ص 34 به بعد). و حدود و مشخصاتی که ذکر گردید راجع به گیلان امروز است و اما جهت اطلاع بر گیلان قدیم تااندازه ای اقوال قدماء را در اینجا به اختصار می آوریم : یاقوت در معجم البلدان گوید: نامی است که بر شهرهای بسیار از بلاد ماورای طبرستان اطلاق شود. در گیلان شهرهای بزرگ وجود ندارد بلکه قریه های کوچکی است که درجنگلها میان کوهها باشد و عده ٔ بسیاری از دانشمندان را بدان منسوب دارند. (معجم البلدان ).
مؤلف سرزمینهای خلافت شرقی گوید: دلتای سفیدرود که نیم دایره ٔ بزرگی از تپه ها و کوههای پوشیده از جنگل بر آن احاطه کرده است ایالت کوچک گیلان را تشکیل میدهد زمین های رسوبی دلتا را جغرافی نویسان اسلامی به طور خاص جیل یا جیلان میگفتند وقتی میخواستند تمام ایالت گیلان را اداره کنند، جیلانات (گیلان ها) می گفتند. و این اسم شامل ولایات و نواحی کوهستانی هم میگردید این سرزمین موطن اصلی آل بویه یا دیالمه بود که سرکردگان آنها در قسمت اعظم قرن چهارم در بغداد در دستگاه خلافت نفوذ و قدرت داشتند. در قرن چهارم هجری تمامی گیلان و ولایات کوهستانی که در شرق گیلان و در امتداد سواحل دریای خزر قرار داشت ، جزء ایالت دیلم بود ولی بعدها این نواحی از هم تفکیک شد و خود اسم دیلم نیز از زبانها افتاد و نام جیلان بر تمام ناحیه ٔ مجاور اطلاق گردید. در حالی که در واقع جیلان اراضی ساحلی و دیلم کوهپایه ٔ مشرف بر آن اراضی ساحلی است اما هریک از این دو نام هم گاهی بر تمام سرزمینی که در جنوب باختری دریای خزر واقع بود اطلاق میگردید. در قرن هشتم به قول حمداﷲ مستوفی : لاهیجان و فومن دارالملک جیلانات بود و از شهرهای مهمی که نام می برد فومن و رشت است که هیچ کدام از جغرافی نویسان اسلامی از آن نام نبرده اند. و در قرن چهارم مقدسی گوید که کرسی موغان یا مغکان یا موقان شهری بود به همان نام که اکنون تعیین محل آن دشوار است. رجوع به سرزمینهای خلافت شرقی ص 185 به بعد شود.

گیلان. (اِخ ) دهی است از دهستان ززوماهرو بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در 90هزارگزی جنوب باختری الیگودرز و 16هزارگزی جنوب شوسه ٔ ازنا به دورود. محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن 135 تن است. آب آن از چشمه و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

گیلان. (اِخ ) دهی است از دهستان زلقی بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در 40هزارگزی جنوب الیگودرز، کنار راه مالرو شاه آباد به خاک تپه. محلی جلگه و هوای آن معتدل و سکنه ٔآن 71 تن است. آب آن از چاه و قنات تأمین میشود. محصولات آن غلات ، لبنیات ، چغندر و پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

گیلان. (اِخ ) نامی متداول میان ساکنان سواحل جنوبی خزر برای قسمت پست و ساحلی محدود میان چالوس و انزلی در مقابل کوهپایه و قسمت مرتفعات همین ناحیه. چنانکه هرگاه کسی از کوهپایه های شمالی شهسوار یا رودسر یارامسر به جانب ساحل رود، گویند به گیلان رفته است.

گیلان. (اِخ ) نام تیره ای از طایفه ٔ کلهر کردستان باشد. (از جغرافیایی سیاسی کیهان ص 62).

گیلان. (اِخ ) نام محلی است در اطراف کرمانشاه. واقع در 42هزارگزی سر چله و 6 هزارگزی قصرشیرین. (از مجمل التواریخ گلستانه ص 253).

معنی گیلان به فارسی

گیلان
یکی از بخشهای شهرستان شاه آباد ( استان کرمانشاهان ) واقع در باختر شاه آباد دارای ۱۱۸ آبادی و ۳۹۳٠٠ تن سکنه است . محصول غله بنشن پنبه توتون و محصولات دامی میباشد . در این بخش معادن نفت و زغال سنگ گوگرد و آهن یافت میشود .
نام محلی است در اطراف کرمانشاه . واقع در ۴۲ هزار گزی سرچله و ۶ هزار گزی قصر شیرین
نام موضعی بحدود آمل مازندران بوده است .
دهی است از دهستان گمجگاه بخش سنجبد شهرستان مشکین شهر واقع در ۲٠ هزار گزی باختر مرکز بخش و ۲ هزار گزی شوسه میانه و خیاو . محلی کوهستانی و هوای آن سردسیر و سکنه آن ۱۶۷ تن است .
[ گویش مازنی ] /gilaan shaa/ از پرندگان بومی منطقه
[ گویش مازنی ] /gilaan shaah/ از شاهان زیاری که به مدت هشت سال در گرگان و بخشی از تبرستان فرمان راند – (۴۶ - ۴۷۰ هـق) - نام پرنده ای است
یکی از بخشهای شهرستان شاه آباد ( استان کرمانشاهان ) واقع در باختر شاه آباد دارای ۱۱۸ آبادی و ۳۹۳٠٠ تن سکنه است . محصول غله بنشن پنبه توتون و محصولات دامی میباشد . در این بخش معادن نفت و زغال سنگ گوگرد و آهن یافت میشود .
قصبه مرکزی بخش گیلان غرب از شهرستان شاه آباد واقع در ۹۴ هزار گزی باخترشاه آبادو ۶٠ هزار گزی جنوب خاوری قصر شیرین در قسمت علیای دره گیلان
دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز واقع در ۴۸ هزار گزی شمال خاوری ایذه . محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه آن ۲۹۵ تن است آب آن از چشمه تامین میشود . محصول آن : غلات . و شغل اهالی آن زراعت است .
بگفته حمدالله مستوفی مصب سپید رودست در دریای خزر . توضیح اینکه رودخانه قزل اوزن پس از آنکه در منجیل به رودخانه شاهرود پیوست و تشکیل سپید رود را داد بسوی دریای خزر جریان پیدا میکند .
مسجدی در رشت
دهی است از دهستانکلیائی بخش سنقر کلیائی شهرستان کرمانشاهان ٠
نام رمانی است تاریخی مشتمل بر مختصری از سوانح آخرین مرحله فرمانروایی کارکیاخان احمد در گیلان و انقراض حکومت او بدست توانای شاه عباس کبیر این رمان بوسیله محمد علی صفاری در سال ۱۳۱۱ هجری شمسی برشته تحریر در آمده است .
دهی است جزئ دهستان شاهرود بخش شاهرود شهرستان هرو آباد .
دهی است جزئ دهستان بهنام پازوکی بخش ورامین شهرستان طهران . این دهستان در شمال ورامین و خاور راه تهران به ورامین قرار دارد با هوای سرد و ۴۴۴ تن بدانجا سکونت دارند .
دریای خزر . بحر خزر
دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد

گیلان در دانشنامه اسلامی

استان گیلان با مساحت ۱۴۷۱۱ کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است و مرکز آن شهر رشت است. این استان شامل بخشهای شمال غربی رشته کوه البرز و بخش غربی کرانه های جنوبی دریای خزر می باشد. طبیعت گیلان سرسبز و پوشیده از جنگل و دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است. آب و هوای گیلان، معتدل مدیترانه ای و ناشی از آب و هوای کوهستانی البرز و دریای کاسپین است. همچنین، به علت فراوانی نزولات جوی در گیلان، شهر رشت را شهر باران می نامند. آب و هوای این استان، از رطوبت زیادی برخوردار است. رشته کوه البرز، با ارتفاع متوسط ۳۰۰۰ متر، همانند دیواری در باختر و جنوب آن کشیده شده است. بلند مرتبه ترین ارتفاع گیلان، کوه سماموس، واقع در شهرستان رودسر است گیلان، جز از طریق دره منجیل، راه زمینی دیگری به فلات ایران ندارد. گیلان، از طریق چابکسر با استان مازندران و از طریق آستارا با جمهوری آذربایجان، راه زمینی دارد. رود سفید تمشک که بین چابکسر و رامسر جاری است، آن را از استان مازندران جدا می کند.
جمعیت این استان، طبق آخرین سرشماری، در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، حدود ۲،۶۰۰،۰۰۰ نفر بوده است.

زبان
زبان گفتاری بیشینه مردم گیلان، گیلکی است. حدود سه میلیون نفر گیلکی را به عنوان زبان اول یا دوم گپ می زنند. نواحی باختری و شمال باختری گیلان، تالشی زبان است و گویش رودباری در جنوب گیلان (به ویژه درد شهرستان روبار) استفاده می¬شود.

منبع
موسسه مطالعات ایران و اوراسیا    
...
تاریخ خانی شامل حوادث چهل ساله گیلان کتابی تاریخی است که به فارسی توسط علی بن شمس الدین لاهیجی در سده دهم، مشتمل بر چهل سال تاریخ گیلان (از 880 تا 920) تألیف یافته است. از مؤلف کتاب اطلاعی در دست نیست جز آنکه کتاب خود را به فرمان سلطان خان احمدخان گیلانی (حک: 911-943) نوشته است.
تاریخ خانی مشتمل است بر یک مقدمه و سه باب. باب اول در 44 فصل درباره حوادث سالهای 880 تا 909 است، یعنی اواخر حکومت سلطان محمد (851 -883)، فوت او و جانشینی کارکیا میرزاعلی، جنگ منجیله دشت، فتح قلعه طارم و حوادث دیگر. باب دوم در شش فصل درباره سلطنت سلطان حسن (910-911) و عزل و قتل میرزاعلی و کشته شدن سلطان حسن است. باب سوم شرح سلطنت سلطان خان احمدخان گیلانی است.
سلطان احمدخان بر تألیف این اثر، نظارت مستقیم داشته، زیرا در متن تصحیحاتی انجام داده است. تاریخ خانی درباره تاریخ گیلان در زمان سلاطین کیایی گیلان، و ظاهراً دنباله کتاب تاریخ گیلان و دیلمستان، تألیف ظهیرالدین مرعشی است. تاریخ گیلان و دیلمستان تا پایان حوادث 894 را دربر دارد. کتاب مرعشی و تاریخ خانی در چهارده سال تداخل زمانی دارند، اما مطالب راجع به این چهارده سال در دو کتاب متفاوت است.
تألیف تاریخ خانی در سال 921 ه.ق آغاز شده و در 922 به پایان رسیده است.
نثر کتاب پیچیده و مصنوع، و آمیخته با اشعار فارسی و عربی و آیات قرآن کریم است. اضافه استعاری در این کتاب زیاد به چشم می خورد. لغات مغولی مانند «توشمال» و «ایلغار»، ترکیبات گیلکی مانند «عموپسر» و «زن پسر»، واژه های عامیانه مانند «اِجْدِها» و اصطلاحات ویژه خود مؤلف -- مانند «من اینست که سوار می شوم» به معنای «دارم سوار می شوم» -- نیز در کتاب به کار رفته است که از دیگر خصوصیات نثر آن به شمار می آید.
تاریخ گیلان، کتابی درباره وقایع گیلان از ۹۲۳ تا ۱۰۳۸، به فارسی، تألیف عبدالفتاح فومنی در قرن یازدهم است.
مؤلف، حوادث بیش از یک قرن گیلان را در دوران شاهان صفوی، از اواخر سلطنت شاه اسماعیل اول (۹۰۵ـ۹۳۰) تا جلوس شاه صفی (۱۰۳۸)، در یک مقدمه و دو فصل شرح داده است.
وی در مقدمه انگیزه نگارش این تاریخ محلی را ذکر کرده و بر ثبت رویدادهای مهم گیلان ــ که در کتابهای تاریخی نیامده ــ تأکید کرده است.
← موضوعات این کتاب
(۱) محمدتقی پوراحمد جکتاجی، «بقاع متبرکه و اماکن مذهبی گیلان»، در کتاب گیلان، تهران: گروه پژوهشگران ایران، ۱۳۷۴ش.
(۲) یاسنت لویی رابینو، ولایات دارالمرز ایران: گیلان، ترجمه جعفر خمامی زاده، تهران ۱۳۵۷ش.
(۳) عبدالفتاح فومنی، تاریخ گیلان: در وقایع سال های ۹۲۳ـ ۱۰۳۸ هجری قمری، چاپ منوچهر ستوده، تهران ۱۳۴۹ش.

تاریخ گیلان، اثر ملا عبدالفتاح فومنی درباره تاریخ محلی ایران که به زبان فارسی نوشته شده است.
نویسنده تاریخ گیلان با این که با حکم شاه عباس صفوی، مأمور تنقیح محاسبات چهارده ساله گیلان بیه پس شده و در این زمینه دقت و امعان نظر داشته است، اهل قلم و نویسنده خوبی نیست. عبارات کتاب سلاست و روانی ندارد و گاهی معنی صحیح و اصلی جمله ها، زیر عبارات پیچیده و نارسا پوشیده و پنهان می ماند. عبدالفتاح مردی گوشه نشین بود و پاره ای از سوانح و اتفاقات عجیب گیلان، او را وادار به نوشتن این کتاب کرد. از مردی گوشه نشین که بعدا گرفتاری های اداری و دیوانی نیز پیدا کرده است، بیش از این توقع داشتن، از انصاف دور است.
چون این تألیف در تاریخ حالات و حکایات گیلان بوده، به «تاریخ گیلان» موسوم شده و مرتب بر دو فصل و چهار مقاله می باشد.
فصل اول - در حالات ادبار و انکسار دولت مظفر سلطان مرحوم والی گیلان بیه پس رشت و انقراض دولت سلاطین اسحاقیه که از آن زمان الی الآن مدت ممتد یک صد و چهل و دو سال مصروف شده است.
فصل دوم- در احوال جلای مغفوری خان احمدخان حاکم و والی ولایت بیه پیش لاهیجان و ابتلای پسران شاه جمشیدخان و به قتل رسیدن امیر سیاوش خان حاکم گسکر و عصیان امیر حمزه خان طالش - حاکم آستارا - و به قتل آمدن او در ولایت شیروان و استیصال ملوک مازندران و تصرف نمودن سلاطین صفویه در ممالک گیلان و مازندران و غیر آن.



گیلان در دانشنامه ویکی پدیا

گیلان
گیلان نام منطقه ای در کرانهٔ جنوب غربی دریای خزر است که ساکنان آن عمدتاً گیلک اند. این منطقه از اسلام تا زمان حکومت شاه عباس یکم مستقل بود، هم اکنون نام یکی از استان های جمهوری اسلامی ایران است که در منطقهٔ گیلان واقع شده است و در سال ۱۳۴۰ تاسیس شد.
ولسوالی گیلان، ولسوالی (شهرستان) در ولایت غزنی، افغانستان
گیلان (الیگودرز)
گیلان استانی در شمال ایران است.
تاریخ گیلان، این مقاله دربارهٔ تاریخ گیلان است
ولسوالی گیلان، ولسوالی (شهرستان) در ولایت غزنی، افغانستان
گیلان (الیگودرز)، روستایی از توابع بخش بشارت شهرستان الیگودرز
گیلان (ایذه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه
ایان گیلان، خواننده و ترانه سرای انگلیسی
کارن گیلان، یک هنرپیشه و مدل سابق اهل اسکاتلند
رادیو گیلان، رادیویی در استان گیلان وابسته به صدا و سیمای مرکز گیلان
فولکلور گیلان، نمونه ای قابل توجه از پیوندهای پیچیده بین رسوم قبل از اسلام و رسوم اسلامی
گیلان همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گیلان، روستایی از توابع بخش بشارت شهرستان الیگودرز در استان لرستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان پیشکوه ذلقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۵۰ نفر (۲۰خانوار) بوده است.
گیلان (ایذه)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سوسن غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۶۵ نفر (۲۹خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۷°۲۰′۲۲″ شمالی ۵۵°۲۹′۲۰″ شرقی / ۳۷٫۳۳۹۴۴°شمالی ۵۵٫۴۸۸۸۹°شرقی / 37.33944; 55.48889
گیلان تپه، روستایی است از توابع بخش گالیکش شهرستان مینودشت در استان گلستان ایران.
این روستا در دهستان قراولان قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۶۰ نفر (۶۳ خانوار) بوده است.
گیلان چای (به لاتین: Gilançay) یک منطقهٔ مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان اردوباد واقع شده است. گیلان چای ۲۸۷ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای جمهوری آذربایجان
اهالی گیلان نقشی اساسی در پیروزی انقلاب مشروطه ایران داشته اند. از دلایل اصلی مشارکت گیلانیان در مشروطیت ارتباط آنان با مردم قفقاز و روشنفکران و آزادیخواهان قفقاز و گرجی بود.
کتاب گیلان در جنبش مشروطیت که در سال ۱۳۵۲ توسط ابراهیم فخرایی نوشته شد یکی از منابع مطالعاتی در اتفاقات آن دوران است. دوطبقه در گیلان به عنوان قوای محرکه انقلاب در گیلان به طرز بارزی نمایانند، و اتحاد این دو یعنی دهقانان و صنعتگران شهری خرده بورژوا، پیشه وران، و خرده تجار نشانه جنبشی رادیکال در کرانه های جنوبی دریای خزر بود. مشارکت دهقانان در ائتلاف انقلابی گیلان نشان دهنده مشخصه یکتای جنبش مشروطه در این ایالت است.
در اوایل قرن بیستم دو تن از سکنه خارجی گیلان توصیفاتی از شرایط دهقانی برجای گذاشتند. هایسنت لویی رابینو (۱۸۷۷–۱۹۵۰)، نایب کنسول بریتانیا در رشت، توصیف مهمی از ایالت در ۱۹۱۷ برجای گذاشت. او به وجود دو نوع کشاورز اشاره می کند. یکی که علی الظاهر زیرک و مرفه و خرده مالک به نظر می رسد که زمین داشت و حتی کارگران فصلی استخدام می کرد. دیگری دهقان فقیر است، که یک باغ توت یا شالیزار را از ارباب اجاره کرد و در عوض، به طور نظری، یک سوم محصول را دریافت می کرد. دهقانان گیلان به راستی به نحو متمایزی موفق بودند. رابینو آنان را دارای مزیت های زیادی در تولید کشاورزی در مقایسه با دهقانان دیگر مناطق ایران می داند. علاوه بر این، زمینداران لازم نداشتند در تولید کشاورزی سرمایه گذاری زیادی بکنند یا در برابر هجوم عشایر که در سایر مناطق کشور ناامنی اقتصادی به همراه می آورد محافظتی به عمل آورند؛ ولی رابینو همچنین به یک نظام مالیاتی اختیاری اشاره می کند که در آن دهقان می بایست به اشراف از ارباب و مباشرانش تا حکام محلی و منطقه ای پرداخت می کردند. رونق اقتصادی در تولید از یک سو و مالیات اختیاری از سوی دیگر، دهقانان گیلان را انقلابی کرد.
دیگر توصیف شرایط دهقانان را و. پ. نیکیتین، کنسول روسیه که در ۱۹۱۲، درست پس از انقلاب مشروطه وقتی که رابینو در حال ترک رشت بود، وارد گیلان شد ارائه کرده است. نیکیتین برای نظام مالیات گیری، که بار سنگینی بر دهقانان اعمال می کرد واژگان درشتی استفاده کرده است. مالیاتها در این نظام شامل مالیات های ایالتی و محلی بود، که اغلب به طمع حاکم محلی شخص و حجم پولی که او باید برای تضمین مقامش پرداخت می کرد بستگی داشت. علاوه بر این، حاکمان اغلب از هر بهانهٔ قابل تصور برای پر کردن خزانه شان استفاده کردند، در حالی که مباشران دهقانان را با هزینه های شخصی و سهم اضافه ای برای ارباب جریمه می کردند. نیکیتین شرایط دهقانان گیلان را چنان توصیف می کند که دهقانانی با پیوندهایی قوی منسجمند و می نویسد تا پایان انقلاب «بیشتر مزارع و دهکده ها خالی از سکنه و مخروبه شدند.»
گیلان ده ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
گیلان ده (اردبیل)
گیلان ده (نور)
گیلانده (گیلان)
مختصات: ۳۸°۱۸′۴۳″شمالی ۴۸°۲۲′۰۲″شرقی / ۳۸٫۳۱۱۹۹°شمالی ۴۸٫۳۶۷۲°شرقی / 38.31199; 48.3672
فهرست روستاهای شهرستان اردبیل
فهرست روستاهای ایران
گیلان ده روستایی است که در استان اردبیل، شهرستان اردبیل، بخش مرکزی، دهستان کلخوران قرار دارد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت این روستا ۸۷۷ نفر با ۲۴۱ خانوار بوده است.
گیلان ده (نور)، روستایی از توابع بخش چمستان شهرستان نور در استان مازندران ایران است.
فهرست روستاهای شهرستان نور
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان میان رود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۰۱ نفر (۹۵خانوار) بوده است.
گیلان دوز یک روستا در ایران است که در دهستان زرج آباد واقع شده است. گیلان دوز ۱۶۸ نفر جمعیت دارد.
در منطقه خزری ایران، که رودخانه های سرچشمه گرفته از کوهها، به طور گسترده در آن روان است، روش های آبیاری به طرز قابل توجهی با تکنیک ها و روش های استفاده شده در نواحی خشک این کشور، که مشخصهٔ آن استفاده از قنات می باشد، متفاوت است. در مناطق پشت ساحل خزر که در آن برنج کشت می شود، نیاز به آب قابل توجه است و برای آبیاری نیاز به سازماندهی دقیق وجود دارد. تخمین زده می شود که یک هکتار برنج در فومنات از ۹،۰۰۰ متر مکعب، تا ۱۸،۰۰۰ متر مکعب با متوسط ۱۲،۴۰۰ متر مکعب آب نیاز دارد. سیلاب تراس های برنج درشروع چرخه محصول به تنهایی شامل ۲،۷۰۰ متر مکعب در هکتار می شود.
تکنیک های متنوعی برای پاسخ به این نیاز به کار گرفته می شوند، که به اقلیم ناحیه و منابع موجود وابسته اند. چاههای محلی در دره های بالادست، همچنین آب باران، استفاده می شوند اما اغلب به خودی خود کافی نیستند. ذخیره گاههای آب (سل به گیلکی و تالشی؛ استخر به فارسی) که علاوه بر باران سرریز حوضه های آبریز و گاهی آب خندق های زهکشی بدانها می ریزد، هم به سیستم آبیاری کمک می کنند، همچنیند جریانات و جویبارهای کوهستانی که از طریق سدهای موقتی. آب سفیدرود از طریق لوله های کوچک به کانالکشی می شوند تا زمینهای جلگه مرکزی را آبیاری کنند. سد عظیمی ۴۲۵ طول در ۱۱۰ متر ارتفاع با ظرفیت ۷۶۰ میلیون متر مکعب، در ۱۹۶۲ توسط شرکت فرانسوی Sogreah-Cotha در پایین دست قزل اوزن و سفیدرود در منجیل ساخته شد تا به آبیاری کمک کند. این شاید متناقض به نظر برسد که برای یکی از مرطوبترین مناطق ایران چنان پروژه بزرگ آبیاری لازم باشد ولی می توان این واقعیت را با توجه به این واقعیت توضیح داد که گیلان در کنار مازندران، مناطق اصلی رویش برنج هستند که، غذای اصلی این کشور است. در پایین دست این ذخیره گاه بزرگ دو بند بر سفیدرود ساخته شده: یکی در تاریک برای تأمین آب فومنات از طریق یک کانال زیرزمینی ۱۷ کیلومتری و دیگری در سنگر، برای کامل کردن آبیاری کرانه چپ از منطقه رشت و تضمین جریان منظم آب آبیاری به سرزمینهای کرانه راست سفیدرود است.
http://www.iranicaonline.org/articles/gilan-xi
تاریخ گیلاننبو
منطقه گیلان دارای بارش فراوان است تا جایی که بارش سالانه شاید به ۱۲۰ سانتی متر هم برسد. مواد ساختمانی، جز صخره سخت، سریعاً خراب می شوند، و ساختمانهای قدیمی تبدیل به تلی از آوار می شوند. درختان و علفهای هرز بر این آوارها می رویند و ساختمانهای قدیمی را تبدیل به تپه هایی پوشیده از گیاهان می کنند. بسیاری از این تپه ها که به گویش محلی به آن ها کول، کوتی، دین و دوین می گویند حاشیه ساحل دریا را پر می کنند و هر یک پایگاهی می شوند که واجد ارزش برای کاوش و پژوهش باستان شناسانه است. به هر حال جز چراغ علی تپه در دهانه گوهر رود، که توسط عزت الله نگهبان کاویده شد و بیشتر به عنوان تپه مارلیک شناخته می شود، هیچ کدام شان تاکنون به طور علمی مورد کاوش و مطالعه قرار نگرفته اند. ساختمانهای دارای ارزش تاریخی هم وجود دارند که بیشتر شان در طول تاریخ شان مکرراً تعمیر و بازسازی شده اند. بعشی هایشان ضبط واضحی از تاریخ شان دارند، ولی بیشتر شان فاقد اسناد اولیه قابل اطمینان اند و باید به شواهد غیرمستقیم مانند تواریخ حک شده بر درهای ورودی، سنگ قبرها، ضریحه ها یا تابوتها برای بازسازی بخشی از گذشته یک عمارت داده شده اکتفا کرده به حدس زدن منشا آن ها خطر کرد.
آثار تاریخی اصلی گیلان به ترتیب تاریخی عبارت اند از:
(فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ص 13).
گیلان از نظر تنوع غذاهای محلی نخستین استان ایران است. ۱۷۰ غذای محلی در گیلان پخت می شود. میرزاقاسمی، ترش تره، باقلاقاتوق، ماهی فویج، فسنجان، اناربیج، کولی غورابیج، سیر قلیه، گل در چمن و کال کباب از مهمترین غذهای محلی گیلان است. به عقیده کارشناسان آب و هوای مساعد و خاک مرغوب گیلان، آمادگی پرورش انواع خوراکی های طبیعی شامل: صیفی جات، میوه ها، حبوبات و غیره علت اصلی متنوع بودن غذاهای محلی گیلان است. مرغ ترش، اناربیج، باقلاقاتوق، میرزاقاسمی و زیتون پرورده ۶ غذای محلی است که در نوبت ثبت ملی است. یکی از عوامل اصلی بالابودن سن امید به زندگی در گیلان مصرف ماهی است. در سال ۱۳۹۲ سن امید به زندگی در گیلان ۷۵ سال بوده که سه سال بیشتر از میانگین کشوری است.
فسنجان با مرغ یا مرغ لاکو
الکساندر شودزگو (۱۸۰۴-۱۸۹۱) در کتاب سرزمین گیلان آورده است که «مردم گیلان ماهی شور را بیشتر به عنوان چاشنی به کار می برند تا اینکه به عنوان یک رکن اساسی غذا. در سراسر سرزمین ایران تنها گیلان است که گوشت گاو استفاده می شود و آن را در بازارها می فروشند. طیور همه جا فراوان است و مهارت آشپزهای این سامان حتی در دربار تهران از اشتهاری تام برخوردار است.» همچنین یاسنت لویی رابینو در اوایل قرن بیستم، در کتاب ولایات دارالمرز ایران در مورد غذاهای گیلانی نوشته است که «غذای اصلی گیلانی ها عبارت است از چلو (برنج پخته با آب) و تکه ای ماهی شور. مردم مراکز بزرگ جمعیت در این منطقه نان مصرف نمی کنند.»
مواد لازم: مرغابی یا اردک یا مرغ محلی ، مغز گردو ساییده شده، ترشی (رب انار، رب گوجه فرنگی) و ادویه.
ابتدا گردو را در نـِمیار یا نمکار و با سنگ مشته می سایند تا کاملاًً له شده و روغنش در بیاید (امروزه از آسیابهای برقی استفاده می کنند). سپس گردو را با رب انار ترش، زرد چوبه و مقدار کمی آب، بر روی حرارت ملایم قرار داده و هر از گاهی نیز مقداری آب سرد روی گردو می ریزند، تا روغن گردو در بیاید. یک پیاز متوسط را نیز باید در ابتدا در مخلوط گردو و رب انار و آب رنده کرد. معمولاً اگر از مرغابی یا مرغ های محلی استفاده کنند، آن را به همراه گردو می گذارند تا بپزد و اگر از مرغ های شهری استفاده شود، بعد از آب پز شدن و در پایان، مرغ را در ظرف گردو می ریزند. در پایان وقتی غذا به روغن افتاد، یک قاشق مرباخوری رب گوجه فرنگی در قابلمه می ریزند که این کار باعث رنگ خوش خورش می شود. بهتر است که رب گوجه فرنگی را قبل از افزودن به غذا به همراه مقداری کمی روغن تفت داد تا خوش رنگ تر شود. در بعضی از مواقع نیز چند عدد بادنجان را که به صورت ورقه ای نازک بریده شده، سرخ نموده و جهت تزیین استفاده می کنند. در گذشته، در خورش فسنجان هم زمان با ریختن گردو، به عنوان ترشی مقدار قیسی و خرما نیز اضافه می کردند تا طعم غذا، اندکی ترش و شیرین شود.
اولین مرکز آموزش عالی در گیلان، در سال ۱۳۴۴ خورشیدی، با گشایش آموزشگاه عالی پرستاری، آغاز به کار کرد و در پی آن، مدرسه عالی بازرگانی رشت، در سال ۱۳۴۸ خورشیدی و مدرسه عالی پرستاری، در سال ۱۳۵۵ خورشیدی، تأسیس گردیدند. پس از آنها، دانشگاه گیلان، در راستای قراردادی میان ایران و آلمان غربی، در سال ۱۳۵۳ خورشیدی، تأسیس شد و از سال ۱۳۵۶ خورشیدی؛ کار خود را با پذیرش ۱۵۵ دانشجو در ۹ رشته، آغاز کرد. پس از انقلاب اسلامی ایران، مدرسه عالی مدیریت گیلان در لاهیجان و مدرسه عالی بازرگانی رشت، با دانشگاه گیلان، ادغام شدند.
دانشگاه گیلان
دانشگاه علوم پزشکی گیلان
دانشکده فنی کاسپین، پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران
دانشکده فنی فومن، پردیس دانشکده های فنی دانشگاه تهران
آموزشکده دریایی شهید خدادادی بندرانزلی
آموزشکده فنی مهندسی معین رشت
آموزشکده فنی مهندسی شهید چمران رشت
دانشکده پیراپزشکی صومعه سرا
دانشگاه فنی و حرفه ای و تربیت دبیر فنی صومعه سرا
آموزشکده فنی امام جعفر صادق(ع)آستانه اشرفیه
این مقاله به دریافتهای مردمی و ادبی از هویت مردم گیلان می پردازد.نبو
مردم و گروههای قومی اغلب در خصوص عادات غذایی شان که ناخوشایند شمرده می شود مورد اشاره قرار می گیرند. مشخصه هویتهای جمعی در شمال ایران را نیز از اثر چنین مقایسه های غذایی گریزی نیست: برای رشتیها و عراقیها یعنی مردم داخل یا فلات ایران (الفاظ دوجانبه با پتانسیل بدنام سازی) وسیله مناسب است. با توجه به تنوع و تضاد عادات غذایی آنان، این مسائل زمینه ای نیرومند برای انعکاس مغایرتهاست. مردم گیلان عاشق برنج اند-برنج که آن ها با ماهی، تخم مرغ، زیتون و به قدری کمتر گوشت گوساله تکمیل اش می کنند به طور سنتی با هر سه وعده اصلی غذایی میل می شود. این در تضاد با رژیم سنتی عراقیهاست که از نان، محصولات لبنی و گاهی گوشت گوسفند تشکیل می شود. رشتیها با مشاهده عادات غذایی همسایگان شان، و به علاقه آنان به نان به طور خاص توجه می کنند و گاهی با تفریح و گاهی با تحقیر به آن ها می نگرند. آن ها به مردم تهران دهان گشاد می گویند، زیرا آن ها هنگام جویدن نان دندانهای بزرگ شان را نمایان می کنند. بنا به کلیشه های سنتی، عراقیها «نان خالی خوران» فقیر اند که برنج گیلان برایشان یک نعمت حسرت برانگیز می ماند. هنگامی که عادات غذایی روزانه مردم فلات و رشتیها دو نظام کاملاً متمایز را شکل می داد-گرچه این تمایزات در سی سال گذشته به طور قابل توجهی کاهش یافته- برای ساکنین جلگه خزر، مصرف نان هم موضوع تمسخر و هم عامل هشدار بود:«گیلک» به گزارش رابینو، «نان نمی خورد بلکه آن را غذایی می داند که برای فطرت اش نامناسب است، تا جایی که یک مرد خشمگین به زن اش می گوید: نان بخور و بمیر!». بنا به قول رابینو و کاپیتان آرتور کانلی لافونت، در حدود ۱۸۳۰، والدین گیلانی هنگام تمسخر کودکان شان آن ها را به منظور تنبیه بد رفتاری شان به فرستادن به عراق تهدید می کردند، جایی که مجبور بودند از بدبختی نفرت انگیز خوردن نان رنج ببرند.
زیتون (که به همراه رب انار و گردوی چرخ شده تهیه می شود: زیتون پرورده)، گوشت گوساله، و ماهی از مواد غذایی محبوب رشتیان است که اغلب در بین عراقیها حس تنفر شدید بر می انگیزد و رشتیها به خاطر آن کله ماهی خور خوانده می شوند، نامی مستعار که تمسخر و نفرت را ترکیب می کند. در واقع، ساکنین جلگه گیلان گاه گاهی کله ماهی سرخ شده می خورند و عموماً از تمسخر کنایه آمیزی که همسایگان شان با آن این بخش از فهرست غذایی شان را می بینند آگاه اند. با این حال، آنان ارزشهای تغذیه ای کله ماهی را، که غنی از فسفر است و مغز را بر می انگیزد، تحسین می کنند.
یک مجموعه کامل از کلیشه های قومی علاوه براین نمودهای غذایی مغایرت فرهنگی وجود دارد. در نگاه اول، نمودهای غذایی و کلیشه های قومی دو رده لفظی مستقل، و از لحاظ معنایی بی ربط را شکل می دهند. در واقع، همان طور که خواهیم دید، جدا از پارادایم های تشکیل دهنده مستقل، اسامی مستعار غذایی و کلیشه های قومی بخشی از یک کلان سیستم نمودها را تشکیل می دهند که در آن گونه های غذا و خلق و خو به همدیگر مرتبط و با هم متناظراند.
ارمنی های گیلان بخشی از مردمان ارمنی تبار ساکن استان گیلان که غالباً در شهرهای رشت و بندرانزلی زندگی می کنند. به زبانشان که ارمنی یکی از زبانهای هندواروپایی است، سخن می گویند و پیرو دین مسیحیت از شاخه گریگوریان هستند. ارمنی های استان گیلان به لحاظ دینی جزء ۱۲ ناحیه تابعهٔ شورای خلیفه گری ارامنه تهران و شمال می باشند.
کلیسای مسروپ مقدس رشت(۱۹۶۶ میلادی)
کلیسای مریم مقدس بندرانزلی(۱۸۸۵ میلادی)
در حدود ۲۰۰ نفر
ورود اولیه و سکونت ارمنی ها در نواحی شمالی ایران و استان گیلان به دوران حکومتی شاه عباس باز می گردد که در حدود ۲۴ الی ۲۷ هزار خانوار ارمنی جهت زراعت و پرورش کرم ابریشم به این منطقه کوچانده شدند، اما به علت بیماری های صعب علاج و ناسازگاری با آب و هوای شمال موجب مرگشان گردید که تنها پنج الی شش هزار خانوار از آنان باقی ماند. در همان دوران و امروزه مرکز تجمع و سکونت ارمنی ها در مرکز استان، رشت و سپس بندرانزلی است، ولی در سایر شهرهای گیلان نظیر لاهیجان، لنگرود، رودسر، فومن و تالش نیز اقلیتی از ارمنیان در دوران گذشته سکونت داشتند. اشتغال آنان در بخش های تجارت، صنعت، ادارات دولتی، پزشکی، مشاغل آزاد و هنر بوده است.
ارمنی ها از قرن هفدهم به بعد در رشت سکونت دارند. که در قرن بیستم اوج شکوفایی ارمنیان بود که سبب تبدیل گشتن این شهر به عنوان یکی از مراکز مهم تجاری ارمنیان در زمینه ابریشم و برنج بدل گشته بود تبار و خانوادهٔ این گروه قومی ارمنی در استان گیلان به خانواده های تومانیان، اصلانیان، هورادانیان و گوسیکیان که از جمله خانواده های معروفی هستند که در این تجارت سابقه ای طولانی داشته اند. مراکز تجاری تومانیان و لیازانُف روابط تجاری گسترده ای با روسیه داشته اند، برمی گردند. در دهه های پنجاه قرن نوزدهم میلادی، حدود هشتصد ارمنی در رشت و چهارصد ارمنی در سایر شهرهای گیلان سکونت داشته اند. در سال ۱۹۳۴ میلادی حدود ۵۱۵ و در سال ۱۹۸۹ میلادی حدود ۴۳ خانوار ارمنی در رشت زندگی می کردند.
خانات تالش
جمهوری خودگردان تالش-مغان
اِسْپَهْبَدانِ گیلان یا اسپهبدان آستارا نام یک شاهزاده نشین کوچک با حاکمانی به همین نام و به پایتختی آستارا بوده است. عنوان عمومی حاکمان این منطقه اسپهبد بوده که از خاندان اسپهبد اخذ شده است. زمان آغاز حکومت اسپهبدان نامعلوم است. کهن ترین آگاهی از اسپهبدان به دوران تصرف آذربایجان به دست اعراب در سال ۶۴۲ میلادی/ ۲۱ هجری بازمی گردد که گفته شده حاکم این منطقه، عنوان اسپهبد داشته است. همچنین گزارشی مبنی بر تأیید حاکمیت اسپهبدان گیلان از سوی خلیفه مسلمانان علی بن ابی طالب وجود دارد. تاریخ دقیق پایان کار اسپهبدان نیز همچون آغاز آن، نامعلوم است. سرگذشت تعدادی از اسپهبدان در منابع تاریخی موجود است که بر این اساس، آخرین اسپهبد شناخته شده اسپهبد شاپور است. وی در سال ۱۴۰۹ میلادی / ۸۱۱ هجری درگذشته است. اگرچه نام و اطلاعاتی از سرگذشت حاکمان آستارا پس اسپهبد شاپور نیز موجود است اما انتساب داشتن یا نداشتن آنان به حکومت اسپهبدان نامعلوم است. مهرانیان آستارا اصلی ترین دودمان حاکم بر اسپهبد بوده و پس از پایان یافتن حکومت اسپهبد نیز همچنان تسلط خود را بر سرزمین موروثی حفظ کرده و فرمان راندند. مهرانیان آستارا نیز همانند مهرانیان ارّان، خود را شاخه ای از خاندان مهران می دانستند.
علاوه بر روحیهٔ جنگاوری مردمان سرزمین اسپهبد، محاصرهٔ این سرزمین توسط دریا و جنگل های انبوه، قدرت دفاعی اسپهبدان در برابر دشمنانشان را افزایش چشمگیری داده بود. قلمروی اسپهبدان در بیشترین گسترش خود، از جنوب تا اسالم و از شمال تا انتهای دشت مغان رسیده بود. پایتخت مملکت اسپهبد در قرون اولیه پس از ظهور اسلام، در شمال قلمرو مستقر بوده و به مرور زمان به مناطق جنوبی تر منتقل شده و تا قرن هشتم هجری قمری در شیندان بود که در نهایت به شهر اسپهبد منتقل شده بود. موقعیت جغرافیایی شهر اسپهبد، امروزه در نزدیکی آستارا واقع شده است.
تاریخ الجایتو در شرح لشکرکشی هلاکو خان به ایران در سال ۶۵۴ قمری، از شندان با عنوان مستقرّ سریر مملکت سپهبد یاد کرده و می گوید: «ساکنین مملکت سپهبد به ایلخانان سر اطاعت فرو نمی آوردند». همهٔ ساکنین این سرزمین، جنگجو بودند. جغرافیای طبیعی آن که از طرفی جنگل های انبوهِ از درخت و از طرفی دریا بود، از لحاظ استراتژیک اهمیت فوق العاده ای داشت و دشمن از بیم شکست یافتن، جرأت نمی کرد به این مملکت دست درازی کند. همچنین قلعه شندان مثل دژ مستحکمی، پابرجا بوده و از برای دفاع، از لحاظ استراتژیک اهمیت ویژه ای داشت. در سال ۶۱۹ هجری، لشکریان مغول پس از تسخیر تبریز، شروان شاه را به طرف تالش جهت تسخیر این منطقه گسیل داشتند ولی به علت باران های موسمی و سیلابی شدن رودخانه ها و وجود جنگل های انبوه و نیز نیش پشه مالاریا، بسیاری از لشکریان مغول به تب نوبه مبتلا شده و از بین رفتند. سرانجام اتابک اعظم از آذربایجان به تالش آمده و صلح را با رضایت تالش ها برقرار نمود. مردم تالش در آن عصر، مسلمان، زرتشتی و یهودی بودند.
مختصات: ۳۷°۱۶′۳۹″شمالی ۴۹°۳۵′۲۰″شرقی / ۳۷٫۲۷۷۴°شمالی ۴۹٫۵۸۹۰°شرقی / 37.2774; 49.5890
استان گیلان (به گیلکی: گیلان یا گیلؤن)، از استان های شمالی ایران به مرکزیت کلانشهر رشت است. دربارهٔ نام گیلان و معانی واژهٔ گیل، نظرات متفاوتی ابراز شده است. لغت نامه دهخدا، واژهٔ گیلان را برگرفته از «گیل»، به اضافهٔ پسوند مکان «ان»، به معنای محل سکونت گیل ها دانسته و افزوده است که صورت این واژه در زبان پهلوی، گِلان (Gelan) و نزد یونانی ها گِلای (Gelae) بوده است.
این استان، از شمال به دریای مازندران و کشور آذربایجان، که از طریق آستارا با آن دارای مرز بین المللی است، از غرب به استان اردبیل، از جنوب به استان زنجان و قزوین و از شرق به استان مازندران محدود می شود. مساحت گیلان ۱۴٬۰۴۴ کیلومترمربع و جمعیت آن طبق سرشماری ۱۳۹۱، ۲٬۴۸۰٬۸۷۴ نفر است.
گیلان دهمین استان پرجمعیت و دومین استان پرجمعیت شمال ایران پس از استان مازندران است. تراکم جمعیت در این استان با ۱۷۷ نفر در هر کیلومترمربع جایگاه سوم را در ایران دارد. کلانشهر رشت با داشتن ۴۶ درصد جمعیت کل استان، مرکز و پرجمعیت ترین شهر شمال کشور و دوازدهمین شهر پرجمعیت ایران است. از دیگر شهرهای پرجمعیت این استان می توان به ترتیب به شهرهای بندر انزلی، مهم ترین بندر ایرانی در حاشیه دریای مازندران، لاهیجان، تالش، لنگرود، رودسر، بندر آستارا، صومعه سرا و اشاره کرد.
اقتصاد گیلان، بر پایه کشاورزی، دامداری، صیدماهی و پرورش زنبور عسل و کرم ابریشم استوار است. مهم ترین محصولات کشاورزی شامل برنج و چای می باشد، که در شهرهای مختلف گیلان، از جمله آستانه اشرفیه، لاهیجان و رودسر کشت می شوند. زیتون نیز از دیگر فرآورده های زراعی است که کشت آن در شهرستان رودبار رایج است. مراکز مهم صید ماهی عبارتند از بندر آستارا، بندر کیاشهر و بندرانزلی. مهم ترین مراکز پرورش زنبور عسل عبارتند از اشکور بالا و پایین، عمارلو، دیلمان،آستارا و تالش. دامداری نیز در مناطق کوهپایه ای انجام می شود. گندم و جو، بادام زمینی، توتون و فندق نیز از دیگر محصولات زراعی گیلان می باشند که هنوز نیز به صورت انبوه در نقاط مختلف استان کشت می شوند.
منطقه گیلان سنت صنایع دستی بزرگی نظیر استانهای داخلی ایران ندارد. از جمله سنتهای محلی می توان ابریشم، یا چادرشب قاسم آباد، قلابدوزی رشت، حصیربافی شامل سفره، سبد و کلاه، مصنوعات چوبی خم شده مثل پایه میز و جاسیگاری و ... و سفالگری (گمج) را نام برد. این دامنه محدود صنایع دستی به این دلیل است که گیلان بیشتر منطقه تولیدکننده ماده خام (مقل ابریشم) بوده تا جایی که محصولات تمام شده تولید می کرده و ضمناً این منطقه به مدت طولانی روستایی مانده و کارگاهها و استادکاران حرفه ای اهمیت ناچیزی داشته اند. از محصولات نساجی گیلان می توان به لنگ، پارچه تافته و کجینی اشاره کرد. قلابدوزی رشت مورد تحسین زیادی قرار گرفته است. در شمال تالش شال، و در جنوب استان جاجیم هم بافته می شود. نمدبافی در جنوب تالش و سیاه ورود و طارم و نیز در قاسم آباد رواج دارد.
حصیربافی فعالیت مشخص دلتای سفیدرود و تالاب انزلی است. گونه های مختلف گالی و نی روینده در ساحل دریا و نیز در منابع آب کشاورزی مورد استفاده قرار می گیرند.
پنج نوع خاص سفالگری تا پایان دهه ۱۹۷۰ در مناطق مختلف گیلان از جمله کاسه و تنور نانوایی در هشتپر، گمج، نمکار و چیره در جیرده، گمج و چیره خام در گیلده و خرطوم، ظروف آب و ماست در روستاهای غرب تالاب انزلی و نزدیک سیاهکل، جنوب رودسر و تنها کارگاههای شهری در خمیران زاهدان در رشت موجود بوده است. سفال همچنین برای پوشش سقف خانه ها مورد استفاده قرار می گیرد.
ایان گیلان (به انگلیسی: Ian Gillan) خواننده و ترانه سرای انگلیسی، زاده ۱۹ اوت ۱۹۴۵ است.
او بیشتر به عنوان خواننده اصلی و نویسنده متن آهنگ های دیپ پرپل شناخته شده است. وی همچنین برای یک دوره کوتاه و به جای رانی جیمز دیو با بلک سبث همکاری کرده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های گیلان

گیلان از استان های شمالی ایران به مرکزیت رشت.
• ... یادم آرد روز باران:

ارتباط محتوایی با گیلان

گیلان در جدول کلمات

از مهمترین و زیباترین آثار باستانی گیلان که برجی به ارتفاع 12 متر و در منطقه قاسم آباد واقع شده است
قلعه بندبن
در ایران | این پرنده بومی گیلان | مازندران | جلگه خوزستان و سیستان بوده و شکار آن ممنوع است
طاووسک
یکی از رشته های صنایع دستی که طی سالیان اخیر در گیلان رواج یافته است
مروار بافی
یکی از شهرهای استان گیلان که در حومه شهرستان آستارا قرار دارد
لوندویل
یکی از غذاهای محلی استان های گیلان و مازندران با بادمجان کباب شده
میرزا قاسمی
از جاذبه های زیبای استان گیلان در منطقه جنگلی کنار جاده کوهستانی سیاهکل به دیلمان
ابشار لونک
از شهرستان های استان گیلان که از جاذبه های گردشگری آن پارک جنگلی گیوم است
رضوان شهر
از شهرهای استان گیلان که دارای لقب پایتخت گردشگری جهان اسلام است
لاهیجان

گیلان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند ٢٢:٣٤ - ١٣٩٦/٠٧/١٥
در زبان لری بختیاری به معنی
شاخسار.

gelan
گیل::شاخه.گوشه.
|

پوریا13 ٢٣:٠٣ - ١٣٩٧/٠٤/٢٢
نامی گیلکی برای دختران
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گیلان دانشگاه   • گیلان مقصدها   • گردشگری گیلان   • صنایع دستی استان گیلان   • شهر های استان گیلان   • آداب و رسوم استان گیلان   • فرهنگ بومی گیلان   • استان گیلان مقصدها   • معنی گیلان   • مفهوم گیلان   • تعریف گیلان   • معرفی گیلان   • گیلان چیست   • گیلان یعنی چی   • گیلان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی گیلان
کلمه : گیلان
اشتباه تایپی : 'dghk
آوا : gilAn
نقش : اسم خاص مکان
عکس گیلان : در گوگل


آیا معنی گیلان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )