انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1008 100 1

یادگیری

/yAdgiri/

مترادف یادگیری: آموزش، تعلم، آموزشی، تعلیم

معنی یادگیری به فارسی

یادگیری
[learning] [روان شناسی] فراگیری اطلاعات یا الگوهای رفتاری یا توانایی های جدید، به صورت نسبتاً پایدار که مشخصۀ آن تعدیل رفتار درنتیجۀ تمرین یا مطالعه یا تجربه است
[رایانه و فنّاوری اطلاعات] ← یادگیری از راه دور
[distance learning, distance training] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی آموزش که در آن یاددهنده و یادگیرنده در مکان های فیزیکی جدا و دورازهم قرار دارند و ارتباط آنها ازطریق ابزارها و رسانه های مختلف امکان پذیر است متـ . یادگیری از دور
[online learning] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی یادگیری که در آن محتوای آموزشی ازطریق رسانه های الکترونیکی و به صورت برخط در اختیار یادگیرندگان قرار می گیرد
[blended learning] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی یادگیری که ترکیبی از جنبه های مختلف آموزش برخط و آموزش چهره به چهره است
[state-dependent learning] [روان شناسی] یادگیری در وضعیت روان شناختی یا زیست شناختی ویژه که در آن آموخته ها بهتر فراخوانده می شوند درحالی که فراخوانی آن آموخته ها در وضعیتی دیگر ممکن است دچار کاستی شود
[m-learning, mobile learning] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی یادگیری با استفاده از افزاره های بی سیم
[rote learning] [روان شناسی] یادگیری از راه تکرار بدون توجه به معنی متـ . یادسپاری طوطی وار rote memorization
[active learning , action learning] [روان شناسی] یادگیری درضمن انجام فعالانۀ یک تکلیف یا عملیات شناختی
[incidental learning, nonintentional learning, latent learning, passive learning] [روان شناسی] نوعی یادگیری که بدون برنامه ریزی و قصد و تلاش آگاهانه رخ می دهد
[active learning , action learning] [روان شناسی] جست وجوی فعالانۀ اطلاعات تازه در تقابل با یادگیری غیرفعال
[stimulus-response learning] [روان شناسی] دیدگاه ادوارد ثرندایک که بر مبنای آن یادگیری اساساً فرایندی مبتنی بر آزمون و خطا در نظر گرفته می شود
[vicarious learning, observational learning] [روان شناسی] کسب اطلاعات یا مهارت یا رفتار با مشاهدۀ عملکرد دیگران، چه به صورت مستقیم و چه ازطریق رسانه ای مانند فیلم
[asynchronous learning] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] برنامه ای آموزشی که در آن یاددهنده و یادگیرنده به طور هم زمان شرکت ندارند
[synchronous learning] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] نوعی یادگیری که در آن یاددهنده و یادگیرنده ارتباط مستقیم و حضوری دارند
[web-based learning, WBL] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرایند یادگیری ازطریق رسانۀ وِب اختـ . یادـ وِب
[action learning] [آینده پژوهی و آینده نگری] بهره گیری از تجربه های فردی و جمعی برای تولید دانش در فرایند اقدام
[anticipatory action learning, AAL] [آینده پژوهی و آینده نگری] برآورد آینده های محتمل و ممکن و مرجح براساس بهره گیری از اقدامات کنشگران و دسته بندی ذی نفعان
[learning disorder, LD] [روان شناسی] هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد با توجه به سن و آموزش و هوش، براساس آزمون های معیار خواندن و نوشتن و محاسبه از آنچه انتظار می رود بسیار کمتر باشد
[learning platform, LP] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] پایگاه یا مجموعۀ پایگاه هایی که امکان دستیابی به اطلاعات مورد نظر معین را برای یادگیری فراهم می آورد

یادگیری در دانشنامه اسلامی

یادگیری را می توان تغییر تقریبا دایمی رفتار که در نتیجه تمرین به وجود می آید دانست. آن دسته از تغییرهای رفتاری که ناشی از بلوغ و پختگی است یا بر اثر شرایط و اوضاع موقت سازواره پیدا شده است (نظیر خستگی یا حالات ناشی از مصرف دارو) در شمار یادگیری قرار نمی گیرد.
یادگیری به طور کلی، فعالیتی دگرگون ساز است که افراد را برای مقابله با رویدادها و سازش با محیط آماده می سازد. یادگیری، در موقعیت های مختلف و در اکثر سطوح زندگی حیوانی از بازتاب های شرطی جانوران تا فرآیند های پیچیده شناختی افراد آدمی رخ می دهد. یادگیری در حقیقت دارای مفهموم بسیار گسترده ای است که در قالب های دگرگونی، عادت شکنی، ایجاد علاقه، نگرش های نو، درک ارزش و پیش داوری پدیدار می شود. شیوه ترکیب و کاربرد معلومات در استدلال، تفکر، نظریه پردازی، حل مساله، احساس و دگرگونی هایی که در کل شخصیت به وجود می آیند همه از یادگیری مایه می گیرند.
پارسا، محمد، روان شناسی یادگیری، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۷۴، چاپ اول، ص۲۱.
عده ای از روان شناسان، یادگیری را چنین تعریف کرده اند: یادگیری، تغییری است که بر اثر تجربه یا آموزش در رفتار موجود زنده پدید می آید. در این تعریف، مهم ترین واژه ای که نظر را به خود جلب می کند واژه "تغییر" است. زیرا رفتار فرد در زمانی که چیزی نیاموخته با زمانی که آن چیز را آموخته است تفاوت دارد. واژه مهم دیگر در تعریف روان شناسان از یادگیری "رفتار" است. زیرا تغییر رفتار با تغییر ابعاد بدنی مانند طول، عرض، قد و وزن ارتباطی ندارد، بلکه بیشتر معلول یادگیری است نه دگرگونی های بدنی. برخی دیگر از روان شناسان نیز یادگیری را دگرگونی های نسبتا پایدار در توانایی، گرایش یا ظرفیت پاسخ دهی عنوان کرده اند. در این تعریف تاکید شده است که یادگیری پیش از تغییر رفتار پدید می آید.
پارسا، محمد، روان شناسی یادگیری، تهران، انتشارات سخن، ۱۳۷۴، چاپ اول، ص۲۴.
یادگیری دارای انواع مختلفی است که عبارتند از: خوگیری، شرطی شدن سنتی، شرطی شدن فعال و آن چه یادگیری مختلط خوانده می شود.
← خوگیری
...

یادگیری در دانشنامه ویکی پدیا

یادگیری
یادگیری، کارکردی است که با آن، دانش، رفتارها، توانمندی ها یا انتخاب های نو یا موجود به ترتیب، درک یا تقویت و اصلاح می شوند، که شاید به یک تغییر بالقوه در ترکیب دادهها، عمق دانش، رویکرد یا رفتار نسبت به نوع و گسترهٔ تجارب منجر شود. توانایی یادگیری، در دسترس انسان‎ها، جنبندگان و گیاهان و انواعی از ماشین ها قرار دارد. روند یادگیری در طول زمان، منحنی یادگیری را دنبال مینماید. یادگیری به صورت آنی انجام نمی‎شود، بلکه بر پایه دانسته های گذشته رشد می کند. بر همین پایه، دید ما یادگیری می تواند در راستای یک روند تعریف شود تا مجموعه ای از دانش شیوۀ انجام و گزاره هایی بر مبنای واقعیت باشند. یادگیری، در نهایت به تغییراتی می انجامد که معمولاً دائمی هستند.
نظریه های کارکردگرایی
نظریه های تداعی گرایی
نظریه های شناختی
نظریه گشتالت
نظریه ژان پیاژه
یادگیری در انسان می تواند بخشی از فرایند تحصیل، توسعه فردی، و تمرینات باشد که ممکن است هدفمند یا به وسیله انگیزش انجام شود. مطالعهٔ اینکه یادگیری چگونه رخ می دهد بخشی از روان شناسی تربیتی، عصب روانشناسی، تئوری آموزش و علوم پرورشی می باشد. یادگیری ممکن است در نتیجهٔ خوگیری یا شرطی شدن کلاسیک (همانطور که در بسیاری از تیره های جنبندگان دیده شده است) انجام شود یا اینکه می تواند نتیجهٔ کارهای پیچیده ای نظیر بازی (که صرفاً در جنبندگان هوشمند دیده شده است) باشد. یادگیری ممکن است خودآگاه یا ناخودآگاه انجام شود.
یادگیری اینکه یک رویداد ناگوار، فرارناپذیر است و نمی‎شود از آن پیشگیری کرد درماندگی آموخته شده نامیده می شود.
شواهدی وجود دارد که در انسان، در هنگام جنینی، یادگیری در 32 هفته پس از باروری شروع می شود، که گویای این می تواند باشد که دستگاه عصبی مرکزی به اندازهٔ کافی توسعه یافته است و آماده است تا حافظه شروع به کار کند.
در نظریه یادگیری محاسباتی، یادگیری احتمالاً تقریباً صحیح (یادگیری PAC) چارچوبی ست برای تحلیل ریاضی یادگیری ماشین که در سال ۱۹۸۴ توسط لسلی والینت پیشنهاد شد.
یادگیری ماشین
داده کاوی
خطا تحمل (PAC یادگیری)
در این چارچوب یادگیرنده نمونه هایی را دریافت کرده و باید از کلاس مشخصی از توابع ممکن یک تابع تعمیم (به نام فرضیه) انتخاب کند. هدف این است که با احتمال بالا ("احتمالاً") تابع انتخاب شده خطای تعمیم پایینی دارد (تقریباً صحیح). یادگیرنده باید قادر به یادگیری مفهوم با هر ضریب تقریب، احتمال موفقیت، یا توزیع نمونه ها باشد.
این مدل بعدها به منظور استفاده در محیط ها و داده های دارای نویز نیز توسعه داده شد (نمونه misclassified).
یک نوآوری مهم چارچوب PAC وارد کردن مفاهیم محاسباتی نظریه پیچیدگی در یادگیری ماشین است. به ویژه، انتظار می رود که یادگیرنده توابع بهینه (زمان و فضای مورد نیاز محدود به یک چند جملهای (زمان و فضای چند جمله ای) از اندازه نمونه هستند) و یادگیرنده خود را باید یک روند بهینه را پیاده سازی نماید.
یادگیری ادراکی به تغییرهایی اشار می کند که در مغز روی می دهند و بر نحوهٔ پردازش اطلاعات حسی تأثیر می گذارند ،مانند هنگامی که از رایانه استفاده می کنیم و باید بیاموزیم که به برخی از محرک های خاص توجه کنیم، مانند ایکنها و کامندها. هم چنین می اموزیم که محرک هایی را که در ابتدا مشابه به نظر می رسیدند را از هم تشخیص دهیم. در دیگر مواقع انسان ها می اموزند که فقط بر یک قسمت از مجموعه محرک ها توجه داشته باشند .این کار سبب می شود تا مجبور نشوند همهٔ محرک های درون مجموعه را پردازش نمایند.
یادگیری مدل عمل یا یادگیری اکشن مدل (به انگلیسی: Action model learning) بخشی از یادگیری ماشینی است که مربوط به ایجاد و اصلاح دانش در مورد اثرات و پیش شرط های اعمالی است که می تواند در محیط خود اجرا شود. این دانش معمولاً در زبان توصیف عمل مبتنی بر منطق نمایش داده می شود و به عنوان ورودی برای برنامه ریزان خودکار استفاده می شود. یادگیری مدل های عمل زمانی اهمیت دارد که اهداف تغییر کنند. زمانی که یک نماینده مدت زمانی عمل می کند، می تواند از دانش خود در مورد اقدامات در حوزه برای تصمیم گیری های بهتر استفاده کند؛ بنابراین مدل های عملی یادگیری از یادگیری تقویتی متفاوت هستند. این کار به استدلال در مورد اقدامات به جای کارآزمایی های پرهزینه در جهان، می پردازد. یادگیری مدل عمل شکلی از استدلال استقرایی است، که در آن دانش جدید براساس مشاهدات تولید می شود. این تفاوت با یادگیری نظارت شده استاندارد که در آن زوج های ورودی / خروجی صحیح ارائه نمی شود، و نه مدل های عمل غیر دقیق به صراحت تصحیح می شوند. انگیزه معمول برای یادگیری مدل عملی این است که توصیف دستی مدل های عملی برای برنامه ریزان اغلب کار سخت، وقت گیر و همراه با خطایی است.
یادگیری ماشین
Automated planning and scheduling
زبان عملی
STRIPS
PDDL
زبان توصیف معماری
استقرا
Computational logic
بازنمود دانش
مجموعه آموزشی E {\displaystyle E}  متشکل از نمونه های e = ( s , a , s ′ ) {\displaystyle e=(s,a,s')}  جایی که s , s ′ {\displaystyle s,s'}  مشاهدات یک حالت جهانی از دو مرحله متوالی t , t ′ {\displaystyle t,t'}  و a {\displaystyle a}   می باشد، یک «نمونه عملی» است که در مرحله زمانی t {\displaystyle t}  مشاهده می شود. هدف از یادگیری مدل عمل، به طور کلی، ساخت یک مدل عملی ⟨ D , P ⟩ {\displaystyle \langle D,P\rangle }  جایی که D {\displaystyle D}  شرح پویایی دامنه در شکل توصیف عمل مانند STRIPS، زبان توصیف معماری و برنامه ریزی زبان تعریف دامنه است و P تابع احتمال تعریف شده روی اعضای D است. با این حال، بسیاری از روش های یادگیری فعلی هنر، جبرگرایی را در نظر می گیرند و P را القا نمی کنند. در کنار جبرگرایی، روش های فردی در نحوه برخورد با ویژگی های دیگر دامنه تفاوت دارند.
روش های یادگیری عملی اخیر رویکردهای مختلفی اتخاذ کرده و انواع مختلفی از ابزارها را از زمینه های مختلف هوش مصنوعی و منطق محاسباتی به کار می گیرند. به عنوان مثالی از یک روش مبتنی بر منطق گزاره ای، ما می توانیم به SLAF (یادگیری و پالایش همزمان) اشاره کنیم، که از مشاهدات عملی برای ساخت فرمول گزاره ای در طول زمان استفاده می کند و سپس آن را با استفاده از مسئله صدق پذیری دودویی (SAT) تفسیر می کند. تکنیک دیگر که در آن یادگیری به مسئله صدق پذیری تبدیل می شود (weighted weighted -SAT در این مورد) و حل کننده های SAT به کار گرفته شده در AMRS می باشد. دو رویکرد کاملاً مشابه برای آموزش اکشن پاسخ به مجموعه برنامه یعنی ASP و گسترده آن است. به عنوان مثال، رویکرد برنامه نویسی منطقی پایین بالا به کار گرفته شد. راه حل های مختلف به طور مستقیم مبتنی بر منطق نیستند. برای مثال، یادگیری مدل عمل با استفاده از یک الگوریتم پرسپترون یا جستجوی حریصانه چند سطحی در فضای مدل های عملی ممکن.
اکثر مقالات تحقیقاتی یاد شده در مجلات و کنفرانس های انجام شده بر روی هوش مصنوعی به طور کلی منتشر می شوند (به عنوان مثال ژورنال تحقیقات هوش مصنوعی)، هوش مصنوعی، هوش مصنوعی (AAI)یا کنفرانس های AAAI). با وجود ارتباط متقابل موضوعات، یادگیری مدل اکشن معمولاً در کنفرانس های برنامه ریزیمانند ICAPS مورد توجه قرار نمی گیرد.
یادگیری با نظارت یا یادگیری تحت نظارت (به انگلیسی: Supervised learning) یکی از زیرمجموعه های یادگیری ماشینی است. با یک مثال عمومی وارد این بحث می شویم. یک میوه فروشی را در نظر بگیرید که تمام میوه ها را به صورت کاملاً جدا از هم مرتب کرده است و شما نوع میوه را کاملاً می دانید، یعنی زمانی که یک میوه را در دست می گیرید به نام نوشته شده در قفسهٔ آن نگاه می کنید و در میابید که مثلاً سیب است و اصطلاحاً می گویند تمام داده ها تگ گذاری شده هستند. به طبع فردی از قبل دستهٔ داده ها را مشخص کرده است. حال اگر با دید موجودی در حال یادگیری به ماجرا نگاه کنیم، انتظار می رود فرضاً مفهومی از سیب ها را یاد بگیرد و احتمالاً در آینده نیز اگر تصویری از سیب ها دید آن را تشخیص دهد.
یادگیری ماشینی
یادگیری بی نظارت
درخت تصمیم گیری
آدابوست
ماشین بردار پشتیبانی
دسته بندی کننده بیز ساده
رگرسیون خطی
رگرسیون لجستیک
گرادیان تقویتی
شبکه های عصبی
این روش، یک روش عمومی در یادگیری ماشین است که در آن به یک سیستم، مجموعه ای از جفت های ورودی – خروجی ارائه شده و سیستم تلاش می کند تا تابعی از ورودی به خروجی را فرا گیرد. یادگیری تحت نظارت نیازمند تعدادی داده ورودی به منظور آموزش سیستم است. با این حال رده ای از مسائل وجود دارند که خروجی مناسب که یک سیستم یادگیری تحت نظارت نیازمند آن است، برای آن ها موجود نیست. این نوع از مسائل چندان قابل جوابگویی با استفاده از یادگیری تحت نظارت نیستند. یادگیری تقویتی مدلی برای مسائلی از این قبیل فراهم می آورد. در یادگیری تقویتی، سیستم تلاش می کند تا تقابلات خود با یک محیط پویا را از طریق آزمون و خطا بهینه نماید. یادگیری تقویتی مسئله ای است که یک عامل که می بایست رفتار خود را از طریق تعاملات آزمون و خطا با یک محیط پویا فرا گیرد، با آن مواجه است. در یادگیری تقویتی هیچ نوع زوج ورودی- خروجی ارائه نمی شود. به جای آن، پس از اتخاذ یک عمل، حالت بعدی و پاداش بلافصل به عامل ارائه می شود. هدف اولیه برنامه ریزی عامل ها با استفاده از تنبیه و تشویق است بدون آنکه ذکری از چگونگی انجام وظیفه آن ها شود.
یک مجموعه از مثال های یادگیری وجود دارد بازای هر ورودی، مقدار خروجی یا تابع مربوطه نیز مشخص است. هدف سیستم یادگیر بدست آوردن فرضیه ای است که تابع یا رابطه بین ورودی یا خروجی را حدس بزند به این روش یادگیری با نظارت گفته می شود.
مثال های زیادی در یادگیری ماشینی وجود دارند که در دسته یادگیری با نظارت میگنجند، از جمله می توان به درخت تصمیم گیری، آدابوست، ماشین بردار پشتیبانی، دسته بندی کننده بیز ساده، رگرسیون خطی، رگرسیون لجستیک، گرادیان تقویتی، شبکه های عصبی و بسیاری مثال های دیگر اشاره کرد.
مشارکت در گفتگو مشترک می تواند به دانش آموزان کمک کند تا به طور انتقادی و مستقل در مورد مسائل مهم و ارزش های متضاد فکر کنند. قبل از اینکه دانش آموزان بتوانند در گفتگوی مشترک مشارکت کنند، باید به اخلاف قدیمی و عمیق بین خرد و احساسات غلبه کنند. تهاجم به دیگران را متوقف سازید، و به جای آن انگیزه ها احساس های مثبت خود را نسبت به مسئله مورد بحث و دیدگاه های دیگران بروز دهید. وقتی دانش آموزان در بحث در کلاس درس مشارکت می کنند، آن ها در حال گفتگو به منظور یادگیری هستند. گفتگو زمانیکه به عنوان یک رویکرد مشارکتی مشاهده شود، می تواند به آموزگاران برای دستیابی به اهداف مهم یادگیری متنوع کمک کند. راه های بسیاری وجود دارد که گفتگو می تواند به یادگیری کمک کند. اول، گفتگو شامل توسعه دانش، استدلال و ارزیابی است. نشان داده شده است که این فعالیت ها به یادگیری مفهومی عمیق تر کمک می کنند.نبو
دوم، مشارکت در گفتگو به دانش آموزان در مورد ساختارهای استدلالی کمک می کند. سوم، به این دلیل که گفتگوی تولیدی نوعی مشارکت است، می تواند به توسعه آگاهی اجتماعی و توانایی های مشارکت بیشتر کمک کند (. چهارم: گروهی از افراد در محل کار، منزل، گردهمایی های اجتماعی، اغلب روش های گفتگوی مشترکی دارند. و مشارکت مؤثر در این گروه ها می تواند یادگیری نحوه گفتگوی درون آن ها را به اثبات برساند. این به ویژه در مورد جوامع مبتنی بر دانش که به عنوان مهم ترین جامعه دانشی هستند - گروه هایی از متخصصین بسیار آموزش دیده مانند دانشمندان، پزشکان، وکلا و مدیران.
این مکانیزم ها بر اساس علوم یادگیری عمومی است که به نظر می رسد به طور وسیع به طیف گسترده ای از دانش محتوا اعمال می شود:
مهارت های استدلال غیررسمی از طریق گفتگو رشد می یابند، زیرا استدلال، ذخیره و دسترسی به دانش در حافظه و رشد مدل های ذهنی دقیق، که به تولید نسبی کمک می کند را تسهیل می کند. یک مطالعهویرایش کوهن (۱۹۹۱) مهارت های استدلال را با در نظر گرفتن افراد برای آمادگی گفتگوها و مخالفتها در مورد مسائل دارای اهمیت اجتماعی نظیر آنچه باعث می شود زندانیان پس از آزاد شدن مجدد به جرم بازگردند، مورد مطالعه قرار دادند؟ چه چیزی باعث می شود بچه ها در مدرسه شکست بخورند؟ کوهن با ۱۶۰ نفر در چهار گروه سنی (نوجوانان، ۲۰، ۴۰ و ۶۰ ساله) برای نظریه های علی آنها، شواهد مورد استفاده برای حمایت از نظریه هایشان، توانایی آنها در ایجاد یک نظریه جایگزین به تنهایی و توانایی آنها در ایجاد اختلاف نظر به نظریه خود و مخالفت با مخالفت ها مصاحبه کرد.نظریه خود و مخالفت با مخالفت ها مصاحبه کرد. اکثر این افراد استدلال های ضعیف ساختاری ارائه دادند و نظریه ها را همراه با یک لیست از علل غیر مرتبط ارائه دادند. diffتن ها ۱۶ درصد از شرکت کنندگان توانستند شواهد واقعی برای نظریه هایشان ایجاد کنند. اکثر شواهد ارائه شده از نوعی بود که کوهن شبه شواهد نامید (مثلا وقتی پرسش از «چه چیزی باعث می شود زندانیان پس از آزاد شدن به جرم بازمی گردند "افراد ممکن است شبه دلیلی را مانند" بعضی از آن ها می توانند یک زندگی عادی داشته باشند، شما می دانید "). بیشتر شرکت کنندگان (۳۳٪)، هرچند هنوز یک اقلیت بودند، توانستند یک نظریه جایگزین را بپذیرند. یک مهارت استدلال مهم، توانایی تولید مخالفت ها است و تنها ۳۴ درصد به طور مداوم قادر به ایجاد یک مخالفت با نظریه خو بودند. در نهایت درصد افرادی که اعتبارات معتبری را به نظریه های خود اضافه کرده بودند، بین ۲۱ تا ۳۲ درصد در موضوعات مختلف بودند. کوهن معتقد است که مهارت های استدلال بر مبنای نظریه های معرفت شناسی شخص است، یعنی دیدگاه آن ها در مورد ماهیت دانش و دانستن. او پیشنهاد کرد که نظریه معرفت شناختی یک فرد دردوسر طیفی بسیار متفاوت قرار می گیرد: معرفت شناسی مطلق و معرفت شناسی ارزشمندی. در معرفت شناسی مطلق، دانستن در نادیده گرفتن کامل بر امکانات جایگزین غالب است. در معرفت شناسی ارزشیابی، دانستن مستمر و فرایندی کارآمد برای ارزیابی امکانات است، که هرگز کامل نشده است. معرفت شناسی ارزشگذارانه با مهارت و فهم استدلال مرتبط است. اقلیت مردم مورد مطالعه (بین ۹ تا ۲۲ درصد بسته به موضوع) معرفت شناسی ارزیابی را داشتند. برای چنین یادگیرندگانی به منظور پیشرفت در درک بهتر استدلال، ابتدا باید معرفت شناسی خود را تغییر دهند.
یادگیری بصیرت یا یادگیری پیچیده؛ نوعی یادگیری همخوان و عالی ترین نوع آن است. در این رفتار، جانور پس از قرارگیری در موقعیتی که پیش تر با آن روبه رو نشده است، بدون استفاده از آزمون و خطا رفتار مناسبی را از خود بروز می دهد. با وجود این جانور از یافته های یادگیری نهفته برای انجام این رفتار، بهره می گیرد.
پژوهش های ولفگانگ کوهلر روی شامپانزه ها نشان داد که این جانوران می توانند بدون آزمون و خطا، برخی مسائل پیش آمده را حل کنند. کوهلر شامپانزه ای به نام سلطان را در اتاقی با تعدادی جعبه و چوبدست قرار داد و تعدادی موز از سقف آویزان نمود. شامپانزه با اینکه قبلاً چنین موقعیتی را تجربه نکرده بود، با قرار دادن جعبه ها روی هم توانست به موزها دست یابد. شامپانزه ای دیگر هم با وصل کردن چوبدست ها به موزها دست یافت.
یادگیری بی نظارت یا یادگیری بدون نظارت (انگلیسی: Unsupervised machine learning، در مقابل یادگیری بانظارت)، یکی از انواع یادگیری در یادگیری ماشینی است. اگر یادگیری بر روی داده های بدون برچسب و برای یافتن الگوهای پنهان در این داده ها انجام شود، یادگیری بدون نظارت خواهد بود.
یادگیری ماشینی
خوشه بندی
از انواع یادگیری بدون نظارت می توان به خوشه بندی، مدل پنهان مارکوف، بعضی روش های تشخیص ناهنجاری و برخی شبکه های عصبی مصنوعی اشاره کرد.
یادگیری پایتون (به انگلیسی: Learning Python) یک کتب خودآموز برای زبان برنامه نویسی پایتون است که توسط انتشارات اوریلی مدیا منتشر شده و هم اکنون در ویرایش چهارم خود به سر می برد.
ویرایش اول (۱۹۹۹; ۳۸۴ صفحه; شابک ‎۱-۵۶۵۹۲-۴۶۴-۹)
ویرایش دوم (۲۰۰۳; ۶۲۰ صفحه; درباره پایتون ۲٫۳; شابک ‎۰-۵۹۶-۰۰۲۸۱-۵)
ویرایش سوم (۲۰۰۷; ۷۴۶ صفحه; درباره پایتون ۲٫۵; شابک ‎۰-۵۹۶-۵۱۳۹۸-۴)
ویرایش چهارم (۲۰۰۹; ۱۲۱۶ صفحه; درباره پایتون ۲٫۶ و ۳; شابک ‎۰-۵۹۶-۱۵۸۰۶-۸)
یادگیری پدیده محور (PhBl یا PhenoBL) یک شیوهٔ یادگیری یا آموزشگری ساخت گرا و چندرشته ای است که در آن، دانش آموز موضوع یا مفهومی با رویکردی جامع را به جای رویکرد مبتنی بر مبحث می آموزد. این نوع آموزش شامل یادگیری موضوعی (همچنین یادگیری مبتنی بر موضوع) که در آن پدیدهٔ آموزشی یک موضوع یا نکتهٔ مشخص است و یادگیری زمینه ای (همچنین یادگیری مبتنی بر زمینه) که در آن پدیدهٔ آموزشی یک مفهوم یا ایده است، می شود. یادگیری پدیده محور، از ایدهٔ منسوخ شدن یادگیری سنتی مبتنی بر مبحث، حذف شدن آن از دنیای واقعی و نداشتن رویکرد بهینه برای پیشرفت توانمندی های قرن ۲۱ بیرون آمده است. این شیوه در طیف گسترده ای از موسسات آموزش عالی و اخیراً در مدارس ابتدایی اجرا شده است.
یادگیری پروژه محور الگویی است که یادگیری را بر محور پروژه ها سازماندهی می کند. بر اساس تعریفی که در راهنمای این روش برای معلمین مطرح شده، پروژه ها فعالیت های پیچیده ای هستند بر اساس سوالات یا مسائل چالش بر انگیز که دانش آموزان را درگیر کار طراحی، حل مسئله، تصمیم گیری، و فعالیت های تحقیقی می کنند؛ به دانش آموزن فرصت کار نسبتاً مستقل را در بازه های طولانی زمانی می دهند؛ و در پایان منجر به تولیدات یا ارائه های واقع گرایانه می شوند . تعریف های دیگری که در ادبیات یافت می شود شامل محتوای موثق، ارزیابی موثق، تسهیل و نه دستورالعمل از طرف معلم، اهداف آموزشی شفاف ، یادگیری مشارکتی، باز اندیشی، و دربرگیری مهارتهای بزرگسالان . این تعدد تعاریف باعث می شود که افراد مختلف برداشتهای متفاوتی از این مفهموم داشته باشند، بر ویژگی های متفاوتی از آن تأکید کنند، و در نتیجه روش های عملی متفاوتی برای پیاده سازی آن به کار گیرند. برای مثال در مورد میزان استقلال دانش آموز و میزان جزئیات دستورالعمل هایی که معلم می تواند براش شاگردانش فراهم کند توافق نظر کاملی وجود ندارد.
یادگیری پروژه محور پیشینه ای طولانی دارد. در اوایل سال های 1900، جان دیوی با پشتیبانی از نظریه "یادگیری با انجام دادن" در واقع به مفهومی شبیه یادگیری پروژه محور اشاره کرده است. این گرایش همچنین در مکتب ساختارگرایی هم بازتاب داشته. ساختارگرایی توضیح می دهد که افراد دانش را از طریق ارتباط با محیطشان می سازند و ساختار دانش هر فرد با دیگری متفاوت است. در نتیجه در جریان تحقیق، صحبت یا دیگران، یاانجام فعالیت های مختلف، هر فرد در حال یادگیری از طریق ساخت دانش تازه بر مبنای دانسته های قبلی خود است. همانطور که قابل انتظار است، این مفاهیم در واقع پایه های یادگیری پروژه محور و رویکرد آن به آموزش و یادگیری هستند.
یکی از دانشمندانی که با نظریه هایش در مورد یادگیری به توسعه یادگیری پروژه محور کمک کرده است سیمور پپرت، ریاضیدان دانشگاه ام آی تی است. او معتقد است که علت زدگی دانش آموزان از مدرسه، سلسله مراتب غلط آشنایی آن ها با مفاهیم مختلف است. او معتقد است که به جای اینکه ابتدا به دانش آموزان مفاهیم انتزاعی فیزیک و ریاضی و شیمی درس بدهیم، و بعد فقط در دانشگاه مهندسی را معرفی کنیم، بهتر است با مهندسی شروع کنیم. یعنی که دانش آموزان ابتدا با کاربرد این مفاهیم به طور عملی آشنا شوند و در نتیجه هنگام مطالعه مباحث انتزاعی تر بتوانند ارتباطی بین دروس جدید و تجربه هایشان برقرار کنند.
به نظر مدافعین این روش، یادگیری پروژه-محور یک رویکرد پویا به تدریس است که در آن دانش آموزان مسائل و مشکلات دنیای واقعی را کندوکاو می کنند و همزمان، با شرکت در فعالیت های گروهی مهارتهای فراتر از برنامه درسی به دست می آورند. چون این روش متمرکز بریادگیری فعال دانش آموزان است، آن ها را تشویق به فهم عمیق تر دانش پیش رو می کند. تحقیقات همچنین نشان داده است که دانش آموزان با احتمال بالاتری نسبت به روش های سنتی کتاب محور مطالب آموخته شده در این روش را به خاطر می سپارند ، . علاوه بر این شرکت در فعالیت های گروهی و مستقل باعث افزایش اعتماد به نفس و اراده شخصی دانش آموزان می شود. در فرایند انجام پروژه ها، دانش آموزان مهارتهای سازماندی و تحقیقشان را دقیق تر می کنند، ارتباط مؤثر تری با همتا هایشان و با بزرگترها برقرار می کنند، و معمولاً در جامعه یا محله خودشان کار می کنند و اثرهای مثبت فعالیتشان را می بینند. چون دانش آموزان بر اساس پروژه هایشان ارزیابی می شوند (به جای معیارهای محدود مورد استفاده در امتحانات، مقاله ها، و گزارشها) معمولاً کارشان برایشان معنا دار تر است. آن ها خیلی سریع متوجه می شوند که چطور کار درسی می تواند به مسائل زندگی واقعی مرتبط شود و حتی ممکن است که برای انتخاب شغل یا شرکت در فعالیت های اجتماعی که به پروژه شان مربوط است انگیزه پیدا کنند.
هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد، با توجه به سن و آموزش و هوش و يا براساس آزمون های معیار خواندن و نوشتن و محاسبه، از آنچه انتظار می رود بسیار کمتر باشد، اختلال یادگیری توصیف می شود.
در فهمیدن و پیروی کردن از دستورالعمل ها مشکل دارد.
در به یاد آوردن چیزی که به او گفته شده است، مشکل دارد.
ضعف هماهنگی در راه رفتن، ورزش کردن یا مهارت هایی از قبیل نگه داشتن یک مداد دارد.
وسایل مورد نیاز برای تکالیف را گم می کند یا جا می گذارد، مثل کتاب های مدرسه و …
در فهمیدن مفهوم زمان، مشکل دارد.
در مقابل انجام دادن تکالیف یا فعالیت هایی که نیاز به خواندن، نوشتن یا ریاضیات دارد مقاومت می کند یا دایما نمی تواند تکالیف را بدون کمک قابل توجه کامل کند.
اعتراض می کند، خصومت یا واکنش های هیجانی شدید در مدرسه نشان ميدهد. زمانی که تکالیف تحصیلی از قبیل تکالیف خانگی یا خواندن دارد، واكنش شديد هيجاني نشان می دهد.
اصطلاح اختلال یادگیری، از نیاز به تشخیص و خدمت به دانش آموزانی برخاسته است که به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه می شوند و در عین حال درچهارچوب سنی کودکان استثنایی نمی گنجند. ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزن شان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوش آن ها کمابیش عادی است، به خوبی صحبت می کنند، مانند سایر کودکان بازی ميكنندو مثل همسالان خود با سایرین ارتباط بر قرار می کنند. درخانه نیز یاری های لازم را دارند و کارهایی را که والدین به آنان واگذار می کنند به خوبی انجام می دهند. لیکن توانایی لازم برای به جریان اندازی اطلاعات برای بیان کردن و به ویژه، نوشتن را ندارند. پس با توجه به مشخصات کلی این دانش آموزان، می توان آن ها را در گروه جدیدی به نام دانش آموزان با اختلال یادگیری قرار داد و گفت این دانش آموزان در یک یا چند فرایند روانی که به درک کردن با استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می شود، اختلال دارند که این اختلال می تواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود.
این اصطلاح، شرایطی چون معلولیت های ادراکی، آسیب دیدگی های مغزی، نقص جزئی در کار مغز، و خوانش پریشی را در بر می گیرد. این تعریف، آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل معلولیت های دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده اند، شامل نمی شود.
ناتوانی های یادگیری با اصطلاح هایی چون خواندن جبرانی یا دیرآموزی مترادف نیست. این تعریف به طور ویژه از کودکان و نوجوانانی یاد می کند که به شدت دچار ناتوانی های یادگیری بخصوصی هستند. دانش آموزان مبتلا به این مشکل، نیازمند آموزش ویژه ای هستند که بنا بر نظر امز باید با تمرینهای مخصوص، غیرمعمول و با کیفیتی غیرعادی سر و کار داشته باشند. این امر جدا از شیوه های آموزشی و منظمی است که اکثر کودکان از آن استفاده می کنند. وظیفهٔ کارشناسان در این زمینه، این است که عهده دار جبران ناتوانی یادگیری به خصوص کودک به صورت آموزش انفرادی یاگروههای کوچک باشند.
اقتصادهای مدرن می توانند به عنوان اقتصادهای یادگیری شناخته شوند که در آن دانش یک منبع حیاتی است و یادگیری مهم ترین فرایند است. همچنین می توان انواع مختلفی از یادگیری و انواع مختلفی از دانش های مرتبط را شناسایی کرد.اقتصاد یادگیری اقتصادی است که در آن قابلیت یادگیری برای موفقیت اقتصادی افراد، بنگاه ها، نواحی و ملت ها ضروری است. باید توجه داشت که یادگیری اشاره به ایجاد توانمندی های جدید و مهارت های جدید دارد و منظور از آن فقط دستیابی به دانش و اطلاعات نیست. ↑در بحث عمومی، دانش به طور فزاینده ای به عنوان عامل حیاتی در توسعه جامعه و اقتصاد ارائه می شود. در تعداد زیادی از نشریات کمیسیون اروپا و سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، تأکید شده است که شهروندان کشورهای عضو اتحادیه اروپا در حال حاضر در "اقتصاد مبتنی بر دانش" عمل می کنند. به دلایل مختلف ، بسیاری اصطلاح "اقتصاد یادگیرنده" را در توصیف مرحله فعلی توسعه اقتصادی و اجتماعی ترجیح می دهند( از جمله دانشمندان مکتب آلبورگ).نبو
اقتصاد مدرن از اهمیت دانش و یادگیری بیش از هر زمان دیگری آگاه است. تئوری رشد جدید و نظریه تجارت جدید، یک پیوند قوی بین افزایش دانش و میزان رشد بهره وری ایجاد می کنند. اقتصاددانان اتریش، یادگیری را به عنوان یک فرایند اساسی در تحلیل معاملات بازار تلقی می کنند و اهمیت اقتصاد یادگیری روز به روز در حال افزایش است به طوریکه طی دهه های گذشته، شاهد بسیاری از مشاغل جدید مربوط به اقتصاد یادگیری و اقتصاد نوآوری بوده ایم. در این حوزه های جدید، دانش و یادگیری نقش مهمی را در توسعه اقتصادی ایفا می کنند.ادبیات حوزه مدیریت ، مفهوم سازمان یادگیرنده را برای توسعه نظری و مخصوصا برای توسعه مهارت افراد شاغل در سازمان ها ایجاد کرده است.
نوآوری- یادگیری- اقتصاد تکاملی
بازی های رایانه ای از دیگر تنها سرگرمی نیستند و به حوزه علوم یادگیری و تربیت وارد گشته اند. جایگاه بازی های رایانه ای در زندگی کودکان و نوجوانان به طور چشمگیری پررنگ شده است. کودکان به طور غیررسمی از طریق این بازی ها سواد دیجیتالی کسب کرده اند. بازی های رایانه ای بازیکن را در شش عنصر ساختاری قوانین و مقررات، رقابت، چالش، مقابله با اهداف و اهداف درگیر می کنند. انواع بازی های رایانه ای شامل: بازی های اکشن، ماجراجویی، رقابتی، شبیه سازی، مدلسازی، مدیریتی، استراتژی، تعاملی، فردی، منطقی و ریاضی هستند. در بسیاری موارد جامعه مجازی بازی آنلاین به عنوان یک جامعه فکری عمل می کند و دانش و مهارتی را میان بازیکنان پیش می برد. بازی های شبیه سازی پتانسیل بالایی برای پیشبرد اهداف آموزشی علمی از جمله ایجاد انگیزه برای بادگیری علم، درک مفهومی، کسب مهارت های فرایند علمی، درک ماهیت علم، گفتمان علمی و استدلال و شناسایی علم و یادگیری دارد. بازی های رایانه ای می توانند به عنوان محتوای تعاملی در حوزه های علمی باشند و به یادگیری کمک کنند. در بازی های رایانه ای کاربران به دلایل غیر آموزشی جذب بازی می شوند ولی در حین بازی مهارت های یادگیری را فرا می گیرند. محتوای بازی ها به طور آشکار آموزشی نیست اما نیازمند عملیات فکری است که نتیجه های آموزشی را منجر می شود.
پژوهشی در رابطه با تجزیه و تحلیل رابطه بین بازی و پیشرفت تحصیلی انجام شد که نشان داده شد بازی های رایانه ای بر دروس زبان، تاریخ و آموزش جسمانی تأثیرات مثبتی داشته است. پژوهشگران به این نتیجه دست یافته اند که اثرات بازی های ویدئویی زمانی که محتوای خاصی مورد هدف قرار می گیرد و اهداف یادگیری به طور دقیق مشخص می شود به احتمال زیاد بیشتر دیده می شود. همچنین پژوهشگران به این نتیجه دست یافته اند که در بازی های اکشن تصاویر بیشتر از کلمات دارای اهمیت هستند که می تواند مهارت های بازنمایی را از کلامی به نمادین تغییر دهند که موجب توسعه آگاهی فضایی و مهارت های شناختی بازیکنان شوند. استفاده از بازی های رایانه ای در یادگیری دارای مزایایی است. بازی های رایانه ای موجب افزایش اعتماد به نفس یادگیرندگان می شوند و آن ها را به یادگیری تشویق می کنند. در برنامه های آموزش و پرورش استفاده از بازی های رایانه ای به دلیل کاهش زمان آموزش و فراهم کردن فرصت ها بیشتر برای تمرین پیشنهاد می شود. البته بازی های رایانه ای یادآوری کمتری در درس ها دارند و اهداف متعددی را دنبال می کنند. می توان انواع بازی های ساده ای را برای دریافت نتایج خاص یادگیری مانند یادآوری محتوای واقعی یا به عنوان پایه ای برای مشارکت فعال و بحث و گفتگو در یادگیری طراحی کرد. بازی های اکتشافی و تعاملی وسیله خوبی برای آموزش برنامه محتوای دروس ریاضی و علوم هستند چرا که دستکاری و تجسم در این دروس سخت است. بازی های معمایی نیز موجب تقویت خلاقیت و تفکر انتقادی می شوند. بازی های پیچیده دارای پتانسیل پشتیبانی از پردازش شناختی و توسعه مهارت های استراتژیک هستند. همچنین در بازی های پیچیده نواسانات مغزی مرتبط با یادگیری جغرافیایی و فضایی مشاهده می شود؛ که این امر موجب افزایش یادگیری، توانایی یادآوری و تقویت مهارهای علمی، اجتماعی و رایانه ای می شود.
بازی های رابانه ای در افزایش مهارت های کودکان و بزرگسالان در زمینه ها ریاضی و زبان بسیار مؤثر بوده اند. شواهد نشان داده است که بازی های رایانه ای موجب بهبود عملکرد افرادی که در خواندن ضعیف بوده شده اند. بازی ها همچنین تأثیرات مثبتی بر پویایی کلاس داشته اند. استفاده از بازی های مسابقه ای نتایج مثبتی در جذب و حفظ دراز مدت دانش آموزان به موضوعات درسی نسبت به روش سنتی به دست آورده اند.
سامانهٔ مدیریت یادگیری یا سیستم مدیریت یادگیری یا ال ام اس (به انگلیسی: Learning Management System، اختصار: LMS) یک نرم افزار کاربردی است که فرایند توزیع محتوای الکترونیک میان دانش آموزان و دانشجویان را مدیریت می کند. بیشتر این سیستم ها به لحاظ دسترسی در هر کجا و در هر زمان به صورت مبتنی بر وب تهیه شده اند. به طور کلی، LMS امکان ثبت نام و انتخاب واحد، تعیین فعالیت آموزشی و انجام تکالیف در یک محیط برخط (آنلاین) را فراهم می کند. در این وبگاه اشاره شده که LMSهای جامع تر دارای ابزارهایی برای «مدیریت شایستگی» (competency management)، «تحلیل فاصلهٔ مهارتی» (skills-gap analysis)، «برنامه ریزی موفقیت» (succession planning)، «تأیید صلاحیت» (certification)، و «اختصاص منابع» (Resource Allocation) می باشند.
LMS مخفف کلمات Learning Management System به معنای (سیستم مدیریت یادگیری) می باشد. LMS یک بسته نرم افزاری است که فرایند توزیع محتوی الکترونیک بین دانش آموزان و دانشجویان را مدیریت می کند. بیشتر این سیستمها به لحاظ دسترسی در هر کجا و در هز زمان به صورت مبتنی بر وب تهیه شده اند. به صورت عمومی، LMS امکان ثبت نام و انتخاب واحد، تعیین فعالیت آموزشی و انجم تکالیف در یک محیط Online فراهم می کند. در این وب سایت اشاره شده که LMSهای جامع تر دارای ابزارهایی برای مدیریت شایستگی (competency management)، تحلیل فاصله مهارتی (skills-gap analysis)، برنامه ریزی موفقیت (Succession Planning)، تأیید صلاحیت (certification) و اختصاص منابع (Resource Allocation) می باشند.
گفتگو نوعی برهم کنش بین دو یا چند نفر و ارتباطی بداهه بین دو یا چند نفر از مردم در راستای رسوم موجود می باشد. تحلیل گفت گو شاخه ای از جامعه شناسی است که به مطالعه بافت و ساختار رفتارهای انسانی با نگاهی عمیق تر به رفتارهای گفتگو می پردازد یکی از اولین متفکرانی که بر گفتگو برای یافتن حقیقت تأکید می کرد، سقراط بود. او معتقد بود آفرینش معنا در پرتو گفت گو حاصل می شود. بدون مکالمه نمی توان انتظار شنیدن و هم رأیی داشت. هیچ یک از مکالمات سقراطی برای قانع ساختن یا مخالفت ورزیدن نبود. او شالودهٔ این مکالمات را فهم و تفهم می دانست. اساساً گفت گو راهی برای فهمیدن است، راهی که خود نیز بخشی از این دانایی را شکل داده و تنها ابزار دست یافتن به فهم صحیح نیست.
یادگیری
مشارکت در گفتگو مشترک می تواند به دانش آموزان کمک کند تا به طور انتقادی و مستقل در مورد مسائل مهم و ارزش های متضاد فکر کنند. قبل از اینکه دانش آموزان بتوانند در گفتگوی مشترک مشارکت کنند، باید بر اختلاف قدیمی و عمیق بین خرد و احساسات غلبه کنند. تهاجم به دیگران را متوقف سازید، و به جای آن انگیزه ها احساس های مثبت خود را نسبت به مسئله مورد بحث و دیدگاه های دیگران بروز دهید. وقتی دانش آموزان در بحث در کلاس درس مشارکت می کنند، آن ها در حال گفتگو به منظور یادگیری هستند. گفتگو زمانیکه به عنوان یک رویکرد مشارکتی مشاهده شود، می تواند به آموزگاران برای دستیابی به اهداف مهم یادگیری متنوع کمک کند. راه های بسیاری وجود دارد که گفتگو می تواند به یادگیری کمک کند.اول، گفتگو شامل توسعه دانش، استدلال و ارزیابی است. نشان داده شده است که این فعالیت ها به یادگیری مفهومی عمیق تر کمک می کنند. دوم، مشارکت در گفتگو به دانش آموزان در مورد ساختارهای استدلالی کمک می کند.سوم، به این دلیل که گفتگوی تولیدی نوعی مشارکت است، می تواند به توسعه آگاهی اجتماعی و توانایی های مشارکت بیشتر کمک کند (.چهارم: گروهی از افراد در محل کار، منزل، گردهمایی های اجتماعی، اغلب روش های گفتگوی مشترکی دارند. و مشارکت مؤثر در این گروه ها می تواند یادگیری نحوه گفتگوی درون آن ها را به اثبات برساند. این به ویژه در مورد جوامع مبتنی بر دانش که به عنوان مهم ترین جامعه دانشی هستند - گروه هایی از متخصصین بسیار آموزش دیده مانند دانشمندان، پزشکان، وکلا و مدیران.
این مکانیزم ها بر اساس علوم یادگیری عمومی است که به نظر می رسد به طور وسیع به طیف گسترده ای از دانش محتوا اعمال می شود:
مهارت های استدلال غیررسمی از طریق گفتگو رشد می یابند، زیرا استدلال، ذخیره و دسترسی به دانش در حافظه و رشد مدل های ذهنی دقیق، که به تولید نسبی کمک می کند را تسهیل می کند. یک مطالعهویرایش کوهن (۱۹۹۱) مهارت های استدلال را با در نظر گرفتن افراد برای آمادگی گفتگوها و مخالفتها در مورد مسائل دارای اهمیت اجتماعی نظیر آنچه باعث می شود زندانیان پس از آزاد شدن مجدد به جرم بازگردند، مورد مطالعه قرار دادند. سؤال تحقیقی این بود که چه چیزی باعث می شود بچه ها در مدرسه شکست بخورند؟ کوهن با ۱۶۰ نفر در چهار گروه سنی (نوجوانان، ۲۰، ۴۰ و ۶۰ ساله) برای نظریه های علی آنها، شواهد مورد استفاده برای حمایت از نظریه هایشان، توانایی آنها در ایجاد یک نظریه جایگزین به تنهایی و توانایی آنها در ایجاد اختلاف نظر به نظریه خود و مخالفت با نظرهای مخالف مصاحبه کرد.اکثر این افراد استدلال های ضعیف ساختاری ارائه دادند و نظریه ها را همراه با یک لیست از علل غیر مرتبط ارائه دادند. تنها ۱۶ درصد از شرکت کنندگان توانستند شواهد واقعی برای نظریه هایشان ایجاد کنند. اکثر شواهد ارائه شده از نوعی بود که کوهن شبه شواهد نامید (مثلاً وقتی پرسش از «چه چیزی باعث می شود زندانیان پس از آزاد شدن به جرم بازمی گردند "افراد ممکن است شبه دلیلی را مانند" بعضی از آن ها می توانند یک زندگی عادی داشته باشند، شما می دانید "). بیشتر شرکت کنندگان (۳۳٪)، هرچند هنوز یک اقلیت بودند، توانستند یک نظریه جایگزین را بپذیرند. یک مهارت استدلال مهم، توانایی تولید نظرهای مخالف است و تنها ۳۴ درصد به طور مداوم قادر به ایجاد یک مخالفت با نظریه خود بودند. در نهایت درصد افرادی که اعتبارات معتبری را به نظریه های خود اضافه کرده بودند، بین ۲۱ تا ۳۲ درصد در موضوعات مختلف بودند. کوهن معتقد است که مهارت های استدلال بر مبنای نظریه های معرفت شناسی شخص است، یعنی دیدگاه آن ها در مورد ماهیت دانش و دانستن. او پیشنهاد کرد که نظریه معرفت شناختی یک فرد دردوسر طیفی بسیار متفاوت قرار می گیرد: معرفت شناسی مطلق و معرفت شناسی ارزشمندی. در معرفت شناسی مطلق، دانستن در نادیده گرفتن کامل بر امکانات جایگزین غالب است. در معرفت شناسی ارزشیابی، دانستن مستمر و فرایندی کارآمد برای ارزیابی امکانات است، که هرگز کامل نشده است. معرفت شناسی ارزشگذارانه با مهارت و فهم استدلال مرتبط است. اقلیت افراد مورد مطالعه (بین ۹ تا ۲۲ درصد بسته به موضوع) معرفت شناسی ارزیابی را داشتند. برای چنین یادگیرندگانی به منظور پیشرفت در درک بهتر استدلال، ابتدا باید معرفت شناسی خود را تغییر دهند.
کیو-یادگیری تکنیک یادگیری تقویتی است که با یادگیری یک تابع اقدام/مقدار، سیاست مشخصی را برای انجام حرکات مختلف در وضعیت های مختلف دنبال می کند. یکی ازنقاط قوت این روش، توانایی یادگیری تابع مذکور بدون داشتن مدل معینی ازمحیط می باشد. اخیراً در این روش اصلاحی با نام کیو-یادگیری تاخیری انجام شده که بهبود قابل توجهی ایجاد نموده است. در روش اخیر یادگیری PAC با فراینده های تصمیم مارکوف ترکیب شده اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های یادگیری

یادگیری فراگیری و توسعهٔ ذهن و رفتار مانند مهارت ها، دانش، فهم، ارزش ها و عقل است.
• «تا آنگاه که نیازمند یادگیری هستی، دانش آموز بمان؛ این معنای همهٔ زندگی ات است». -> هنری لاتام دوهرتی
• «یادگیری در حاشیهٔ دانسته های ما شکل می گیرد. چنانچه شما سعی در یادگیری چیزهای کنید که خیلی از دانسته های کنونی تان دور نباشند، احتمال موفقیتان زیاد است. هرچه حاشیهٔ دانسته هایات وسیع تر باشد، یا به عبارت دیگر، دانش بیشتری داشته باشید، احتمال بیشتری دارد که به کشف چیزهای جدید نایل شوید.» -> داگلاس لنات
• «هر روز چیز جدیدی یادمی گیرم. به نظر من هیچ رضایتمندی بالاتر از این نیست که هر روز که به خانه بر می گردی بگویی امروز چقدر یاد رفتم.» در مصاحبه با یورنیوز؛ ۳۰ مه ۲۰۱۷/ ۹ خرداد ۱۳۹۶ -> فابیولا جیانوتی

معنی یادگیری به انگلیسی

learning (اسم)
فراگیری ، اطلاع ، معرفت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، یادگیری ، فضل وکمال

یادگیری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی یادگیری

مریم گلی ٠٠:٥٩ - ١٣٩٦/٠٧/٠٩
تحصیل
|

فرشید ١٤:٠٣ - ١٣٩٧/١١/٢٥
تحصیل
|

سارینا ١٥:٢٤ - ١٣٩٨/٠١/٢٦
تحصیل
|

پیشنهاد شما درباره معنی یادگیری



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف یادگیری   • یادگیری pdf   • معنی یادگیری   • مقالات یادگیری   • انواع یادگیری   • مقاله در مورد یادگیری   • یادگیری چیست   • مقاله یادگیری   • مفهوم یادگیری   • معرفی یادگیری   • یادگیری یعنی چی   • یادگیری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یادگیری
کلمه : یادگیری
اشتباه تایپی : dhn'dvd
آوا : yAdgiri
نقش : اسم
عکس یادگیری : در گوگل


آیا معنی یادگیری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )