انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1040 100 1

یاری

/yAri/

مترادف یاری: اعانت، امداد، حمایت، خلط، دستگیری، رفاقت، عون، غوث، کمک، مدد، مساعدت، مظاهرت، معاضدت، معاونت، هم دستی، همراهی، یاوری، دوستی، مصادقت

معنی اسم یاری

اسم: یاری
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: کمک، همراهی

معنی یاری در لغت نامه دهخدا

یاری. (حامص ) اعانت. کمک. دستگیری. پایمردی. دستمردی. دستیاری. پشتی. یارمندی. پشتیبانی. نصرت. مساعدت. عون. معاضدت. معاونت. مظاهرت. معونت. مدد. امداد. نصر. تأیید. تعوین. عضد. یارگی. یاوری. صاحب آنندراج بی اتکاء به دلیلی و شاهدی تفاوتهایی میان یاری و یارگی و یاوری قائل شده است و گوید: یاری عبارت از مدد و نصرت باطن است و یارگی عبارت از مدد و نصرت ظاهر که از سپاه و حشم صورت میگیرد و یاوری عبارت از قوت قلبی و مدد غیبی که تحقق آن به کثرت سپاه لزومی ندارد و بغیر از تأیید حضرت حق جل و علاصورت نمی توان گرفت یا آنکه یارگی عبارت از قوت ضرب و طعن و جرح خصم است و یاری عبارت از طاقت صبر و تحمل متاعب و مکارهی که در جنگ رو میدهد اما بنابر مشهور یاوری عبارت از معاونتی که به ظاهر تعلق دارد و یاری امری است معنوی که به دل تعلق دارد و محتاج به ظهور آثار است - انتهی :
به یاری ماهوی گر من سپاه
برانم شود کارم ایدر تباه.
فردوسی.
بر سام فرمای تا با سپاه
به یاری شود سوی این رزمگاه.
فردوسی.
تو در کار خاموش می باش و بس
نباید مرا یاری از هیچکس.
فردوسی.
ز لشکر بسی زینهاری شدند
به نزدیک خاقان به یاری شدند.
فردوسی.
همه ژنده پیلان فرستادمش
همیدون به یاری زبان دادمش.
فردوسی.
قبول نکند هرگز خدا از من توبه و فدیه و خوار گرداند مرا روزی که چشم یاری ازو خواهم داشت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 319).
ای کرده سپهر و اختران یاری تو
فخر است جهان را ز جهانداری تو.
معزی.
یاری ویاوری ز خدا و مسیح بادت
کز دیده ٔ رضای تو به یاوری ندارم.
خاقانی.
یاری از کردگار دان که رسول
خاک در روی کافر اندازد.
خاقانی.
گرنباشد یاری دیوارها
کی برآید خانه ها و انبارها.
مولوی.
یار شو خلق را و یاری بین.
اوحدی.
|| حالت و چگونگی یار. رفاقت.دوستی. مهرورزی. صحبت. مصاحبت. همنشینی. مقارنت :
نه بر هرزه ست کار یار و یاری
که صدق و اعتقاد آمد به یاری
به یاری در فراوان کار باشد
نه هرکش یار خوانی یار باشد.
ناصرخسرو.
با عقل مکن یار مر طمع را
شاید که نخواهی ز مار یاری.
ناصرخسرو.
چون یاری من یار همی خوار گرفت
ز آن خواست به دست من همی یار گرفت.
ابوالفرج رونی.
دلم را یاری از یاری ندیدم
غمم را هیچ غمخواری ندیدم.
معزی.
ز اول وفا نمودی چندانکه دل ربودی
چون مهر سخت کردی سست آمدی به یاری.
سعدی.
دوست مشمار آنکه در نعمت زند
لاف یاری و برادرخواندگی.
سعدی.
با دشمنان موافق و با دوستان به جنگ
یاری نباشد اینکه تو با یار می کنی.
سعدی.
نه تو گفتی که بجای آرم و گفتم که نیاری
عهد و پیمان و وفا داری و دلبندی ویاری.
سعدی.
رواست گر نکند یار دعوی یاری
چو بار غم ز دل یار برنمی گیرد.
سعدی.
یاری آن است که زهر از قبلش نوش کنی
نه چو رنجی رسدت یار فراموش کنی.
سعدی.
یار مغلوب که در جنگ بداندیش افتاد
یاری آن است که مردی کنی و جلوه گری.
سعدی.
این یکی کرد دعوی یاری
و آن دگر دوستی و دلداری.
سعدی.
آیین برادری و شرط یاری
آن نیست که عیب من هنرپنداری.
سعدی.
یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد.
حافظ.
بنال بلبل اگر با منت سر یاری است
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاری است.
حافظ.
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم.
حافظ.
- بی یاری ؛ بی رفیقی :
اگر بر بوی یکرنگی گزیرت نیست از یاران
به یار بد قناعت کن که بی یاری است بی جانی.
خاقانی.
- || بی مانندی :
ندانم یار خود کس را و از بی یاری ایزد
بنفس خویشتن گفتن که بی یارم نمی یارم.
سوزنی.
- یاری آمدن ؛ کمک رسیدن. مدد رسیدن.
مر ترا ناید یاری ز کسی فردا
چون نیاید ز توامروز ترا یاری.
ناصرخسرو.
بناله یار خاقانی شو ای دل
که از یاران ترا یاری نیاید.
خاقانی.
- یاری خواستن ؛ استمداد. (منتهی الارب ). استرفاد. (تاج المصادر بیهقی ). استنجاد. عول. تعویل. اعتثام. (منتهی الارب ) : و امیرختلان و چغانیان را چون باید از ایشان یاری خواهند. (حدود العالم ).
شاهی بزرگواری کو را به هیچ کاری
از کس نخواست باید جز از خدای یاری.
منوچهری.
گفت من این حرب بنفس خویش کنم و از شما یاری نخواهم. (تاریخ سیستان ).
یاری ز خرد خواه و از قناعت
برکشتن این دیو کارزاری.
ناصرخسرو.
یاری ز صبر خواه که یاری نیست
بهتر ز صبر مر تن تنها را.
ناصرخسرو.
به وصلش رسم این بار گر ایام شود یار
که یاری به چنین کار ز ایام توان خواست.
خاقانی.
بخت گم کردند چون یاری ز کافر خواستند
روی کژ دیدند چون آیینه مغفر ساختند.
خاقانی.
- یاری رسیدن ؛ مدد رسیدن :
از ملکان قوت و یاری رسد
از تو به ما بین که چه خواری رسد.
نظامی.
- یاری طلبیدن ؛ یاری جستن. مدد خواستن :
خدمت نکنی ما راوز ما طلبی خدمت
یاری نکنی ما را وز ما طلبی یاری.
منوچهری.
بیچاره زنده ای بود ای خواجه
آن کو ز مردگان طلبد یاری.
ناصرخسرو.
|| (اِ) چون دو برادر بود و هر دو را زن بود آن زنان یکدیگر را یاری خوانند و امروز جاری گویند :
چه نیکو سخن گفت یاری به یاری
که تا کی کشیم از خسر ذل و خواری.
(از حاشیه ٔ نسخه ٔ خطی فرهنگ اسدی نخجوانی ).
دو زن را گفته اند که در خانه ٔ دو برادر باشند. در تداول امروز مردم مشهد «ییری » گویند. (برهان ) (اوبهی ). || وسنی باشد یعنی دو زن که یک شوهر داشته باشند هر یک مر دیگری یاری باشد و به عربی ضره گویند. (برهان ). همین معنی را لغت نامه های شعوری و انجمن آرا و جهانگیری و رشیدی و آنندراج نیز آورده و کلمات «هوو» و «انباغ » و «بنانج » را مرادف فارسی و سوت و سوکن را مرادف هندی آن ذکر کرده اند و شعر معروف رودکی را (چه نیکو سخن گفت یاری به یاری... الخ ) شاهد آورده اند. || دسته ٔ هاون :
با من ای یار اگر یار منی یاری کن
نه چو یاری که همه زخم زند هاون را.
نزاری قهستانی.
و بدین معنی یار هم مرادف آمده. (از انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به یار شود.

یاری. (اِخ ) از شعرای معاصر میرعلی شیر نوائی و از آن گروه است که امیرعلی شیر به صحبت آنان رسیده است. در مجالس النفائس آمده است :...استرابادی است و قصیده ٔ او نیکوست و بسی خوش طبع و خوش خلق است و خیالات غریبه دارد و این مطلع ازوست :
آن پری را که ز گلبرگ قبا در بر اوست
هر طرف بند قبا نیست که بال و پر اوست.
(مجالس النفائس ص 260).

یاری. (اِخ ) (حافظ یاری ) از شعرائی است که در اوائل روزگار میرعلی شیر نوائی بوده اند در مجالس النفائس آمده است : حافظ یاری یاری شیرین گفتار شیرین کردار بوده و در علم قرائت بی نظیر و اکثر اوقات به تلاوت قرآن مشغولی داشته و همیشه همای همت را بر نصیحت مردم میگماشته ، و از جمله ٔ مصاحبان میرعلیشیر بوده است. و این مطلع در انصاف از اوست :
گرم بر سر هزار آید بلا شایسته ٔ آنم
که هستم بدترین خلق و خود را نیک میدانم.
در مدرسه ٔ اخلاصیه وفات یافته و قبرش در کوچه ٔ صفاست [ و نام این دو جاگواه نجات اوست واﷲ اعلم ] (مجالس النفایس ص 212) و در صفحه 39 همان کتاب آمده است : یاری بغایت خوش طبع و خوش صحبت و شیرین کلام بود و بیشتر اوقات تلاوت قرآن میکرد و علم قرائت راخوب می دانست در باب موعظه و انصاف این مطلع ازوست : گرم بر سر... الخ در مدرسه اخلاصیه جامه نهاد و مزارش به سر کوچه صفا اتفاق افتاد. در مجالس النفایس ذیل مجلس سوم (ذکر شعرائی که میرعلیشیر به ملازمت ایشان رفته یا بخدمت میر آمده اند ص 86). آمده است که این مطلع ازوست :
نخواهم پیش مردم دیده بردیدار یار افتد
چو پیش آید نظربر روی او بی اختیار افتد.
صاحب تذکره ٔ صبح گلشن آرد: یاری استرابادی ، مردی عابد و زاهد بود و به یاری جودت طبیعت نکته سنجی مینمود. از اوست :
گفتی که خواهمت به جفا زار زار کشت
غافل شدی گدای ترا انتظار کشت.
نخواهم پیش مردم دیده بر رخسار یار افتد
چو بیش آید نظر بر روی او بی اختیار افتد.
(صبح گلشن ص 611).

یاری. (اِخ ) (ملایاری ) در مجلس ششم مجالس النفائس موسوم به لطائف نامه که در آن لطائف فضلا و ظرفای ممالک غیر خراسان یاد شده و در زمان میرعلیشیرنوائی میزیسته اند آمده : ملایاری از شیراز است ، و در محلی که از آنجا به خراسان آمد به نقاشی منسوب بود، اما مبتدی بود، فقیر او را به اهل تذهیب سفارش کردم در اندک فرصتی نقاش خوب شد، ولی چنان معلوم شد که در نقاشی غرض او نقش بازی بود چرا که عجب نقشها بروی کار آورد، القصه زبان قلم در تحریرآن عاجز است و شرح نمیتواند کرد، ازوست این مطلع:
ز اشک دیده که دل پر ز دُرّ مکنون است
بیا که بهر نثار تو گنج قارون است.
فی الواقع که حضرت میر درباره ٔ مشارالیه شفقت ؛ بسیار نموده ، و ازوی سهو تمام در وجود آمده ، حاصل مهر پادشاه و امرا را تقلید کرده و به خیالات فاسد نشانها نوشته واقف شده اند و آخر گناه او بخشش یافته است اما مثل او مذهب ومحرر توان گفت که هرگز نبوده است. ازوست این مطلع:
گفتم دُر گوش تو مرا تشنه جگر کرد
بشنید از این گوش و از آن گوش بدر کرد.
(مجالس النفائس ص 120و 121).
و درصفحه 299 ذیل بهشت ششم که در خصوص شاعرانی است که شعر آنان به خراسان. رسیده و شهرت یافته اند آرد: مولانا یاری شیرازی است و چون به هری آمد در نقاشی مبتدی بود ولیکن چون قابلیت ترقی داشت میرعلیشیر استادان نقاش به تربیت او گماشت ، لاجرم در اندک زمانی مانی ثانی گشت و طبع نظم او نیکوست.

یاری. (اِخ ) در مجالس النفائس (لطائف نامه ) ذیل مجلس دوم که درباره ٔ شعرائیست که میرعلیشیر در زمان کودکی با شباب بملازمت ایشان رسیده و در تاریخ شروع به تألیف کتاب مجالس النفایس (895) در حیات نبوده اند آرد: مولانا یاری ، وزیرزاده بود اما درویش صفت و آزاده. بچشم او در بلخ ضعفی طاری گشته و نابینا شد. طبع خوب داشت این مطلع از اوست :
کسم نشان سر موئی از آن دهان ندهد
چنان بتنگم از این غم که کس نشان ندهد.
(مجالس النفائس ص 46).

یاری. (اِخ ) در مجالس النفائس ذیل بهشت هشتم روضه ٔ دوم «ذکر احوال و اشعار سلطان سلیم خان و شعرای معاصر او که تا سنه ٔ 829 حیات داشته اند» آرد: مولانا یاری ، یاری است که هرگز ازو غباری بر دل یاری ننشسته و پیوند یاری باری از او نگسسته و این مطلع ازوست :
بی خبر بودم زدی سنگ جفا ناگه مرا
از برای دیدن خود ساختی آگه مرا.
(مجالس النفائس ص 404).

یاری. (اِخ ) در مجالس النفایس ذیل بهشت هشتم روضه ٔ دوم «ذکر احوال واشعار سلطان سلیم خان و شعرای معاصر او که تا سنه ٔ 829 حیات داشته اند» آرد: در یاری قدم صادق داشت و همت بریاری یاران یاران خود میگماشت ، و با این تخم. محبت در دل ایشان میکاشت ، و شعر نیکو میگفت. این مطلع ازوست :
ز درد عاشقی در دل حدیث مشکلی دارم
که نتوان با کسی گفتن ، عجب درد دلی دارم !
(مجالس النفائس ص 390).

معنی یاری به فارسی

یاری
ازهنرمندان عصر تیموری درنقاشی و تذهیب استادی مسلم بود . بعضی او را یزدی و برخی شیرازی نوشتهاند . در زمان سلطنت سلطان حسین میرزا بایقرا به خراسان رفت و امیر علیشیر نوائی او را مشمول عنایت و توجه قرارداد. در تذهیب بجائی رسید که کمترکسی در آن عهد به آن پایه رسیده بود . خط نستعلیق را خوب مینوشت و تازمان شاه اسمعیل اول صفوی ( ۹۳٠ -۹٠۶ ه.) در قید حیات بود وسال فوتش بدرستی معلوم نیست .
دوستی، همدمی، کمک، همراهی، ییری: نسبت زنان دویاچندبرادربه یکدیگر، جاری
اعانت کمک مدد.
[ گویش مازنی ] /yaari/ نسبت همسران دو برادر به هم – جاری - در جریان
دهی است از بخش نوبران شهرستان ساوه ۲۲۷ تن سکنه دارد و محصول آن غلات و لبنیات است .
( مصدر) ۱- کمک طلبیدن استعانت . ۲- توانایی خواستن .
( مصدر) ۱- کمک کردن. ۲- توانایی دادن .
(صفت) ۱- کمک دهنده.۲- توانایی دهنده .
(صفت) ۱- کمک دهنده.۲- توانایی بخشنده .
یاری رسنده رسنده به طریق یاری در جمیع ازمنه و احوال .
( صفت ) ۱- کمک کار. ۲- نیرو دهنده .
[ گویش مازنی ] /yaari gari/ همکاری دو جانبه در کشاورزی و دام پروری
( مصدر) ۱ - کمک کردن اعانت . ۲ - قوت دادن نیرو بخشیدن .
همراهی کردن کمک کردن
[election assistance,electoral assistance] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] تأمین ملزومات فنی یا مادی برای برگزاری انتخابات
[student assistance program, SAP] [اعتیاد] برنامه ای برای رسیدگی به مشکلات محصلان مانند اعتیاد و خشونت و همچنین مشکلات مربوط به یادگیری و بهداشت روانی
دهی از دهستان طیبی گرمسیری بخش کهکیلویه است که در شهرستان بهبهان واقع است ٠
دهی از دهستان بویراحمدی سردسیر بخش کهکیلویه است که در شهرستان بهبهان واقع است .
حالت و چگونگی بی یار ٠ بی یار و یاوری ٠ بیکسی بی دوست و آشنا بودن ٠ یا بی نظیری ٠ بیهمتایی ٠
[hospitality trade] [گردشگری و جهانگردی] مجموعۀ فعالیت هایی که شرکت هایی خاص در زمینۀ فراهم آوردن خدمات برای مهمانان در مهمان خانه/ هتل و غذاخوری/ رستوران و مراکز تفریحی انجام دهند
آنکه به چهار یار اعتقاد دارد . مومن به چهار یار که بخلافت خلفای چهار گانه را بجا داند آنکه بخلافت خلفای اربعه بترتیب قائل باشد که خلافت خلفائ راشدین حق داند .
مردی بغایت خوش طبع و خوش صحبت و شیرین کلام بود و بیشتر اوقات قر آن تلاوت میکرد
عمل دادیار
[hospitality faculty] [گردشگری و جهانگردی] مؤسسه ای آموزشی که آموزش های لازم و مربوط به امور واحدهای اقامتی و پذیرایی و تفریحی گردشگری را به دانشجویان و فراگیران آن رشته ارائه دهد

معنی یاری در فرهنگ معین

یاری
(حامص .) کمک ، مدد.
(خا تَ) (مص ل .) ۱ - کمک طلبیدن ، استعانت . ۲ - توانایی خواستن .
(دَ) (مص ل .) ۱ - کمک کردن . ۲ - توانایی دادن .
(گَ) (ص فا.) ۱ - کمک کار. ۲ - نیرو دهنده .
(کَ دَ) (مص م .) ۱ - کمک کردن . ۲ - نیرو بخشیدن .

معنی یاری در فرهنگ فارسی عمید

یاری
۱. کمک.
۲. [قدیمی] دوستی، همدمی، همراهی.
* یاری جستن: (مصدر لازم) = * یاری خواستن
* یاری خواستن: (مصدر لازم، مصدر متعدی)
۱. کمک خواستن، مدد خواستن.
۲. استفاده کردن.
* یاری دادن: (مصدر لازم، مصدر متعدی) کمک کردن.
* یاری رساندن: (مصدر لازم) کمک رساندن.
* یاری کردن: (مصدر لازم، مصدر متعدی)
۱. کمک کردن.
۲. توانستن.
۳. [قدیمی] مدارا کردن.
۴. (مصدر متعدی) [قدیمی] تقویت کردن.
= یاررس
شغل و عمل پزشکیار.

یاری در دانشنامه ویکی پدیا

یاری
یاری، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جوانرود در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان پلنگانه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۹۷ نفر (۷۹خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۹°۳۰′ شمالی ۶۷°۵۲′ شرقی / ۳۹٫۵۰۰°شمالی ۶۷٫۸۶۷°شرقی / 39.500; 67.867
یاری جماعت و شهرکی در غرب تاجیکستان است که در ناحیهٔ پنجکنت ولایت سغد قرار دارد.
یاری آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
یاری آباد (تاکستان)
یاری آباد (ساوه)
یاری آباد (سلسله)
مختصات: ۳۵°۵۳′۰۴″شمالی ۴۹°۴۰′۱۰″شرقی / ۳۵٫۸۸۴۳۸°شمالی ۴۹٫۶۶۹۳۱°شرقی / 35.88438; 49.66931
یاری آباد (تاکستان)، روستایی از توابع بخش خرمدشت شهرستان تاکستان در استان قزوین ایران است.
این روستا در دهستان افشاریه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۰ نفر (۵۷خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۵°۱۷′۵۰″ شمالی ۴۹°۴۱′۳۷″ شرقی / ۳۵٫۲۹۷۲۲°شمالی ۴۹٫۶۹۳۶۱°شرقی / 35.29722; 49.69361
فهرست روستاهای ایران
یاری آباد (ساوه)، روستایی از توابع بخش نوبران شهرستان ساوه در استان مرکزی ایران است.
این روستا در دهستان آق کهریز قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
یاری آباد (سلسله)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.
این روستا در دهستان هنام قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۲۲ نفر (۲۹خانوار) بوده است.
یاری اسکینس (انگلیسی: Jari Askins؛ زادهٔ ۲۷ آوریل ۱۹۵۳) یک وکیل، و سیاست مدار اهل ایالات متحده آمریکا است.
یاری رانتانن (انگلیسی: Jari Rantanen؛ زادهٔ ۳۱ دسامبر ۱۹۶۱) بازیکن فوتبال اهل فنلاند است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۲۶ نوامبر ۲۰۱۰.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه فوتبال لستر سیتی، باشگاه فوتبال گوتبورگ، باشگاه فوتبال هلسینکی،اشاره کرد.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال فنلاند بازی کرده است.
یاری اولاوی لیتمانن (فنلاندی: Jari Olavi Litmanen؛ زادهٔ ۲۰ فوریهٔ ۱۹۷۱ در لاختی) بازیکن سابق فوتبال اهل فنلاند است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
لیتمانن بطور گسترده به عنوان بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال فنلاند شناخته می شود.
درخشان ترین دوران وی، در دههٔ ۱۹۹۰ در تیم آژاکس رقم خورد.
او در لیگ قهرمانان اروپا ۹۶–۱۹۹۵ با ۹ گل زده به مقام آقای گلی نیز دست یافت.
یاری-ماتی لاتوالا (فنلاندی: Jari-Matti Latvala؛ زادهٔ ۳ آوریل ۱۹۸۵) راننده رالی اهل فنلاند است.
یاری-ماتی لاتوالا در وبگاه wrc.com
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به فولکس واگن موتوراسپورت و تیم رالی جهانی تویوتا گازو ریسینگ اشاره کرد.
یاری محله، روستایی از توابع بخش اسالم شهرستان طوالش در استان گیلان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان خرجگیل قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۹۲ نفر (۴۲خانوار) بوده است.
آرین یاری در سال ۱۳۶۴ در محله احمدآباد آبادان متولد شد. آرین یاری فارغ التحصیل رشته موسیقی بوده که نوازنده چند ساز می باشد. وی در سال ۱۳۸۱ با خانواده خود از آبادان به تهران محاجرت کرد. وی همچنین در کار خوانندگی مشغول بوده و چند آلبوم روانه بازار کرده است.
تخصص اصلی وی نواختن نی انبان می باشد و در گروه امید جهان نوازنده نی انبان می باشد.
اکرم یاری سیاستمدار و بنیان گذار سازمان جوانان مترقی در افغانستان بود.
سازمان جوانان مترقی
شعله جاوید
اکرم یاری در ولسوالی جاغوری واقع در ولایت غزنی افغانستان به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی را در محل تولد خویش ادامه داد. اکرم یاری در سال ۱۳۴۴ (خورشیدی) سازمان جوانان مترقی افغانستان را تأسیس کرد. خط فکری وی را مارکسیسم، لنینیسم و مائوئیسم تشکل می داد و در اواسط سال های ۶۰ هم زمان با ایجاد «حزب دموکراتیک خلق افغانستان» (وابسته به اتحاد جماهیر شوروی سابق) با همفکرانش سازمان جوانان مترقی افغانستان را تأسیس نمود. رهبری سازمان جوانان مترقی افغانستان را عمدتاً اکرم یاری به عهده داشت و خانواده محمودی و سایرین نیز با وی همگام بودند.
باب (بابک) یاری، تهیه کننده یهودی الاصل ایرانی-آمریکایی سینمای هالیوود و و مالک چهار شرکت تولید فیلم در کشور آمریکا است.
باب یاری در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها (IMDb)
فیلم تصادف (۲۰۰۴) که وی تهیه کننده و سرمایه گذار آن بود، توانست عنوان بهترین فیلم را در ۷۸مین مراسم اسکار از آن خود کند.
بنه علی یاری، روستایی از توابع بخش لنده شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد ایران است.
این روستا در دهستان طیبی گرمسیری شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۳ نفر (۴۶خانوار) بوده است.
بهروز یاری کشتی گیر آزادکار اسبق تیم ملی کشتی جمهوری اسلامی ایران است که ۳ قهرمانی آسیا، ۲ قهرمانی بازی های آسیایی و یک مدال برنز قهرمان جهان در دستهٔ ۷۴ کیلو را به دست آورده است.
مدال آوران ایران در بازی های آسیایی وب گاه فدراسیون کشتی ایران
مدال آوران ایران در مسابقات جهانی وب گاه فدراسیون کشتی ایران
مدال آوران ایران در مسابقات کشتی آزاد قهرمانی آسیا وب گاه فدراسیون کشتی ایران
حسین یاری (زادهٔ ۱۶ دی ۱۳۴۶ خورشیدی، تهران) بازیگر ایرانی سینما، تئاتر و تلویزیون است.
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در چهاردهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «آخرین مرحله»، اسفند ۱۳۷۴
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در جشنواره فیلم دفاع مقدس برای بازی در فیلم سینمایی «آخرین مرحله»
برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هجدهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «بلوغ»، ۱۳۷۸
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد در جشن دنیای تصویر (حافظ) برای بازی در فیلم سینمایی «بلوغ»، سال ۱۳۷۹
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد در جشنواره فیلم های اجتماعی آبادان برای بازی در فیلم سینمایی «بلوغ»، سال ۱۳۸۰
کاندید لوح زرین بهترین بازیگر مرد دوره اول سایت ایران اکتور (بهترین های سال) برای بازی در فیلم سینمایی «بلوغ»، سال ۱۳۸۰
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد سریال های تلویزیونی در ششمین دوره جشن دنیای تصویر (حافظ) برای بازی در سریال «شب دهم»، سال ۱۳۸۱
نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد در بیست و یکمین دوره جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «نغمه»، بهمن ۱۳۸۱
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد در هفتمین دوره جشن دنیای تصویر (حافظ) برای بازی در فیلم سینمایی «نغمه»، سال ۱۳۸۲
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سریال های الف تلویزیونی در چهارمین جشنواره سیما برای بازی در سریال «شب دهم»، سال ۱۳۸۲
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره مذهب امروز ایتالیا برای بازی در فیلم سینمایی «دم صبح»، سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵)
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد فیلم های سینمایی در نخستین جشنواره بین المللی عفاف و حجاب (نور) برای بازی در فیلم سینمایی «نغمه»، سال ۱۳۸۷
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کشتی نوح روسیه برای بازی در فیلم سینمایی «کتونی سفید»، سال ۱۳۸۸
نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «پاریس تا پاریس»، سال ۱۳۸۹
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در پانزدهمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم سینمایی «سعادت آباد»، سال ۱۳۹۰
کسب عنوان بهترین بازیگر مرد فیلم های سینمایی سال ۱۳۹۰ در برنامه سینمایی هفت برای بازی در فیلم سینمایی «سعادت آباد»، سال ۱۳۹۰
نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در سی امین دوره جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «یک سطر واقعیت»، سال ۱۳۹۰
نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در سی و سومین دوره جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم سینمایی «مزار شریف»، سال ۱۳۹۳
نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد در چهاردهمین جشنواره فیلم مقاومت برای بازی در فیلم سینمایی «مزارشریف»، سال ۱۳۹۵
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد از جشنواره ویند فیلم آمریکا برای بازی در فیلم سینمایی «یادم تو را فراموش»، سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۵)
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش اصلی مرد از جشنواره فیلمسازان مستقل برلین برای بازی در فیلم سینمایی «یادم تو را فراموش»، سپتامبر سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶)
وی همچنین کارمند بانک مرکزی ایران بوده است.
حسین یاری بازیگر سینما و تلویزیون است او بازیگری را از سال ۱۳۵۸ در سن ۱۲ سالگی با نمایش «گندم های خونین» آغاز کرد و در سال ۱۳۶۰ به گروه تئاتر حوزهٔ اندیشه و هنر اسلامی پیوست. در سال ۱۳۶۲ برای نخستین بار بازیگری جلوی دوربین فیلمهای ۱۶ میلیمتری «وارث» و «سرباز کوچک» را تجربه نمود.
وی همچنین یک دورهٔ یکساله را در واحد دوبلاژ صدا و سیما گذراند و در این مدت، گفتار متن حدود بیست فیلم مستند را اجرا نمود.
داریوش یاری متولد ۱۳۵۲ تهران، فارغ التحصیل کارگردانی و فیلمنامه نویسی است.
لیلاج (فصل شکار) (۱۳۹۵)
کربلا جغرافیای یک تاریخ (۱۳۹۳)
دخیل (۱۳۸۰)
وی فعالیت خود را با ساخت چندین فیلم کوتاه آغاز کرد و همکاری در پروژه های سینمایی و تلویزیونی به عنوان مدیر تولید، دستیارکارگردان، مدیر برنامه ریز، شروع کار وی در سینما بود.
او در سال ۱۳۸۰ نخستین فیلم سینمایی خود به نام دخیل را کارگردانی کرد و تا کنون سریال های تلویزیونی، تله فیلم و مستندهای زیادی ساخته است.
یاری با فیلم یونس در چهارمین جشنواره فیلم یاس موفق به کسب یاس زرین بهترین کارگردانی شد.
زهیر یاری بازیگر ایرانی است.
مردان آنجلس (فرج ا… سلحشور)
مریم مقدس، (شهریار بحرانی)
گل بارون زده
در چشم باد (مسعود جعفری جوزانی)
سال های مشروطه (محمدرضا ورزی) در نقش اصلان
یوسف پیامبر (فرج ا… سلحشور) در نقش بنیامین
تبریز در مه (محمدرضا ورزی) در نقش گریبایدوف
سرگشته (محمدحسین حقیقی، سال ۱۳۹۰) در نقش عبیدا… بن حر جعفی
میلیاردر (علیرضا امینی) در نقش بهمن
اولین انتخاب (مهدی صباغ زاده، شهریور ۱۳۹۲) در نقش فرزاد
دیوار شیشه ای (راما قویدل، ۱۳۹۵)
لژیونر (مسعود آب پرور، ۱۳۹۶) در نقش فرهاد
ایراندخت (محمدرضا ورزی، ۱۳۹۶)
زهیر یاری فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی از دانشگاه تهران است که در تئاتر، سینما و تلویزیون ایفای نقش نموده است. وی برادرزادهٔ حسین یاری بازیگر سینما و تلویزیون است.
چرک نویس (علی جناب)
سونی اریکسون یاری (به انگلیسی: Sony Ericsson Yari)، یک نمونه از گوشی های تلفن همراه سری یو (به انگلیسی: U) شرکت سونی اریکسون می باشد که توسط همین شرکت به بازار عرضه شده است.
وب گاه رسمی شرکت سونی اریکسون
مدلهای گوشی سونی اریکسون در وب گاه gsmarena
دفتر راهنمای گوشی های همراه سونی اریکسون
با روی کار آمدن رضا شاه بر سر قدرت، یکی از کدخدایان ایل ملکشاهی به نام شاه محمد یاری کدخدای طایفه نقی در قیام سال ۱۳۰۸ هجری شمسی ایل های کرد در پشتکوه استان ایلام را رهبری نمود. در این قیام که هسته مرکزی آن ایل ملکشاهی بود، مردمی از ایل میشخاص، ایل ملخطاوی، ایل علی شروان بدره، ایل خزل، ایل شوهان، ایل دهبالایی، ایل ارکوازی، طایفه عالی بیگی، ابل کرد دهلران و ...شرکت داشتند که تعداد کلی شرکت کنندگان در قیام را تا چهار هزار نفر تخمین زده اند. شاه محمد که نیروهایش اسلحه کافی در اختیار نداشتند، تعداد زیادی سلاح و مهمات از طریق خانقین و کردستان عراق جمع آوری کرد تا در نبرد علیه دولت و نظامیان استفاده نمایند. این عمل او نشان می دهد که شاه محمد و اسلافش با کردهای بارزانی که آن زمان تحت فرماندهی احمد بارزانی بودند رابطه گرم و صمیمانه ای داشته است. قیام با حرکت شرکت کنندگان از مرکز ایل ملکشاهی شهر ارکواز و تصرف حسین آباد پشتکوه که بعدها به شهر ایلام تغییر نام یافت و پیشروی بیش از ۱۰۰کیلومتر تا تنگه رنو ایلام (تنگه ای در مسیر شهر ایلام به شهر کرمانشاه) ادامه داشت. هدف از پیشروی قیام کنندگان تسلط به شهرهای گیلان غرب، سومار، قصرشیرین و کرمانشاه و همراه نمودن مردم این شهرها با خود وگسترش قیام در سراسر غرب ایران بود. این قیام با خیانت رؤسای بعضی ایلات و تجهیزات بی شمار ارتش رضا شاه که سرتیپ رزم آرا فرماندهی آن را به عهده داشت، پس از چندین روز درگیری خونین و کشته شدن تعدای از قیام کنندگان و کشته شدن تعدادی از نیروهای نظامی به سرانجام نرسید و شاه محمد یاری نیز با عفو روبرو شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

یاری در جدول کلمات

یاری
دوستی
یاری خواستن
استمداد
یاری خواستن با صدای بلند
فریاد
یاری دادن
نصرت
یاری در هم ریخته
ییرا
یاری دهنده
ممد
یاری رساندن
امداد
یاری رسانی
امداد
یاری و مدد کردن
کمک
یاری و کمک
مدد

معنی یاری به انگلیسی

aid (اسم)
هم دست ، کمک ، یاری ، یاور ، حمایت ، مساعدت ، مدد کار ، معونت
service (اسم)
لوازم ، کمک ، کار ، یاری ، سابقه ، وظیفه ، خدمت ، بنگاه ، تشریفات ، عبادت ، استخدام ، اثاثه ، سرویس ، نوکری ، زاوری ، درخت سنجد ، یک دست ظروف ، نظام وظیفه
help (اسم)
کمک ، یاری ، مساعدت ، پایمردی ، نوکر ، مزدور ، امداد
helping (اسم)
کمک ، یاری ، یک وعده یا پرس خوراک
companionship (اسم)
همراهی ، یاری ، مصاحبت ، پهلو نشینی
adjutancy (اسم)
معاونت ، یاری ، اجودانی ، معینی
succor (اسم)
کمک ، یاری ، موجب کمک ، کمک برای رهایی از پریشانی
synergy (اسم)
یاری ، همکاری ، اشتراک مساعی ، هم نیروزایی ، کار توام

معنی کلمه یاری به عربی

یاری
رفقة , کدمة , مساعدة , مساعدة علي
أَجارَ
صديق
مساعدة

یاری را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رضاآپادانا ٠١:٣١ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧
دوستی
|

مجتبی ١٤:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٦
نصر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی احمدی > reflected
راحیل > بر
مرضیه > سیرت
محسن پالیزوان الیگودرز > زلقی
Fatemeh > A neat person
حمیدحسینی > نوروز
احسان جعفری > صدای بلند
حسنا > زمزم

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حسین یاری و همسرش   • حسين ياري و فرزندانش   • همسر واقعی حسین یاری   • زهیر یاری   • سروش یاری   • حسین یاری بیوگرافی   • همسر حسین یاری کیست   • حسین یاری و برادرش   • معنی یاری   • مفهوم یاری   • تعریف یاری   • معرفی یاری   • یاری چیست   • یاری یعنی چی   • یاری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یاری
کلمه : یاری
اشتباه تایپی : dhvd
آوا : yAri
نقش : اسم
عکس یاری : در گوگل


آیا معنی یاری مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )