برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1323 100 1

یم

معنی یم در لغت نامه دهخدا

یم. (ضمیر) ضمیر شخصی متصل فاعلی اول شخصی جمع: می بریم ، بردیم ، بیاوریم ، آوریم .

یم. [ ی َ ] (ضمیر) (از: ی + م ضمیر) ضمیر شخصی متصل اول شخص مفرد در حالت فاعلی ، مخصوص فعلهایی که ماده ٔ مضارع آنها به الف یا واو ختم شده باشد، مانند می گشایم ، بگویم. (از یادداشت مؤلف ). || ضمیر متصل به معنی «م » که به آخر اسم هایی که با الف و یا واو تمام شده اند درمی آید، مانند عصایم و گیسویم. (ناظم الاطباء). ضمیر «م » است که در حالت اضافه مانند همه ٔ کلمه های مختوم به مصوتهای «الف » و «و»،یایی برای ظهور کسره ٔ اضافه به آخر مضاف افزوده می شود، مانند: عصای «من »، گیسوی «من »، که در «ام » می شود: عصایم ، گیسویم. این «ی » در آخر کلمه های مزبور در هنگام جمع مانند: دانایان ، مهرویان و موارد دیگر نیز افزوده می شود، بنابراین «یم » مرکب است از «ی » + «م » ضمیر. || (فعل ) صورت دیگر فعل ربطی «اَم » در آخر کلمات «نه ، که ، چه »: نیم ، چیم ، کیم و نیز کلمات مختوم به الف و واو مصوّت مانند دانایم و خوشرویم ، که الف به «ی » بدل شده است. (از یادداشت مؤلف ).

یم. [ ی َم م ] (ع اِ) دریا و در استعمال فارسی به تخفیف آید. (از آنندراج ). دریا و دریای بی نهایت عمیق. (ناظم الاطباء). دریا. (ترجمان القرآن جرجانی ص 108). بحر. یَمَم. ج ، یُموم. (یادداشت مؤلف ). دریا. ج ، یموم ، ایمام. (مهذب الاسماء). دریایی که ساحل آن دیده نشود. (ناظم الاطباء) (از معجم البلدان ). دریایی که ژرفای آن دانسته نشود، به عربی بحر است ، و یم نام سریانی آن است و برخی گویند هر دریا و آب جمعشده را گویند. (از الجماهر ص 140). به لغت سریانی دریاست. (از المعرب جوالیقی ص 355). خلیل درباره ٔ یم گفته است که دریایی است که ژرفا وکرانه های آن دریافت نشود و در اینکه یم به معنی دریاست اختلافی نیست و این کلمه به زبان سریانی بر دریا اطلاق می شود. ولی در تنزیل (قرآن ) برخلاف نظر خلیل بر هر آب محتملاً اطلاق شده است : «فأخذناه و جنوده فنبذناهم فی الیم » (قرآن 40/28)؛ فراگرفتیم او را و سپاه او را کشتیم ایشان را در دریا. (کشف الاسرار). و غرق فرعون در دریا ...

معنی یم به فارسی

یم
دریا
(اسم ) دریا.
دریا
مردم گیاه را گویند و به عربی آن را یبروح الصنم خوانند
که بخشش وی مانند دریا بی پایان باشد که شیمتی چون دریا دارد در بخشندگی و پادشاهی
نباتی از جنس ژرانیاسه و آنرا پلار گنیه نیز خوانند

معنی یم در فرهنگ معین

یم
(یَ) [ ع . ] (اِ.) دریا.

معنی یم در فرهنگ فارسی عمید

یم
دریا.

یم در دانشنامه اسلامی

یم
یم به معنای دریا که جمع آن به صورت یُمَم و یُموم است.
این واژه در آیات مختلفی از قرآن کریم آمده است؛ مانند : 40/قصص، 39/طه، 78/طه، 40/ذاریات و ... .

یم در دانشنامه ویکی پدیا

یم
یَم خدای اقیانوس ها، رودخانه ها، دریاچه ها و چشمه های زیر زمینی است و نقش مهمی در اساطیر اوگاریتی بازی می کند.
چگونگی شکل گیری اسطورهٔ شرِ لویاتان با تکیه بر نقد اسطوره شناختی نورتروپ فرای، دکتر بهمن نامور مطلق و مریم پیردهقان، ارائه شده در کنفرانس بین المللی فلسفه دین معاصر/ بخش شّر و الهیات/ سوم دی ماه ۱۳۹۱
یم به شکل دریای بزرگ کیهانی و اغلب همچون یک رود بزرگ تجسم می شود و نمادی از آشوب و تاریکیِ نخستین به شمار می آید. وی با بعل، خدای بزرگ نظم آفرین که نبردهایش با آفرینش طوفان، باران زایی، تندر و آذرخش در پیوند است در جنگی همیشگی است. اما سرانجام بر اساس لوحه ای که بر مبنای این اسطوره به دست آمده است مشخص می گردد که یم مرده است و بعل شاه می گردد.
لوتان یک مار بزرگ یا اژدهایی هفت سر در اسطوره های اوگاریتی است که یا حیوانِ دست آموز یم (دریای بزرگ کیهانی، اغلب همچون یک رود بزرگ) محسوب می شود یا یک جنبه از خودِ یم است.
ضمناً واژه یم که در فارسی هم استفاده می شود کلمه ای عربی به معنای دریاست.
یم می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
یم خدای اقیانوس ها، رودخانه ها، دریاچه ها و چشمه ها در اساطیر اوگاریتی
یَم گیاهی از گونه تمیس که بنام به نام «سیب زمینی هندی» نیز شناخته می شود
یَم تلفظی از جَم یا جمشید پادشاه اسطوره ای ایران
یم تلفظی از یما اولین انسان مرد و همچنین خدای مرگ در اسطوره های ودایی با تلفظ های مختلف یَمَه، یاما و یما
یمی اولین انسان زن و همچنین خدابانوی مرگ در اسطوره های ودایی با تلفظ دیگر یامی
یَم (انگلیسی: Yam) نام مشترک برخی از گونه های گیاهی از گونه تمیس (خانواده تمیسیان) که به صورت غده خوراکی هستند. یم ها گیاهان چندساله علفی بالاروندهای هستند که برای مصرف غده های نشاستهای آن در آفریقا، آسیا، آمریکای مرکزی و جنوبی و اقیانوسیه کشت می شود. غده های این گیاه به نام «سیب زمینی هندی» نیز شناخته می شود.
سیب زمینی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با یم

یم در جدول کلمات

معنی کلمه یم به عربی

حرکات بطيئة
نسيم
تانيب
شاذ
حميد , رزين , سهل , عديم العاطفة , لطيف , متساهل , معتدل , موافق , ناعم , وديع
قاسي
لامبالي

یم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ثریا
دریا
امیررضا قره بقلو
به معنی دریا
سینا
دریا
...
یم به معنی دریای عمیق هست . مترادف بحر هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شرکت یم   • یمن   • شرکت یم اصفهان   • یک   • شرکت تابلوسازی یم   • بم   • يم در جدول   • سم   • معنی یم   • مفهوم یم   • تعریف یم   • معرفی یم   • یم چیست   • یم یعنی چی   • یم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یم
کلمه : یم
اشتباه تایپی : dl
عکس یم : در گوگل

آیا معنی یم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )