برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1351 100 1

یواش

/yavAS/

برابر پارسی: آهسته

معنی یواش در لغت نامه دهخدا

یواش. [ ی َ ] (ترکی ، ص ، ق ) آهسته و هموار. (آنندراج ). آهسته و به ملایمت و نرمی. (ناظم الاطباء). نرم. خفی (کار و رفتار و گفتار). مقابل قایم. آهسته در رفتار. به مهل. آرام. همس. (یادداشت مؤلف ).
- یواش یواش ؛ آهسته آهسته. به آهستگی. همساً. به همس. (یادداشت مؤلف ).
- امثال :
یواش برو یواش برو که گربه شاخت نزنه .
|| به تدریج. کم کم. به رفق. به مرور.رفته رفته. (یادداشت مؤلف ). || مخفیانه. در خفا. به نهانی. پنهانی. (یادداشت مؤلف ). || (اِ) اسب کوتل و اسب نرم رفتار و ریاضت داده که لایق سواری بزرگان باشد. (آنندراج ).

معنی یواش به فارسی

یواش
کلمه ترکی، آهسته، آرام
آهسته . ۱- یا یواش یواش. ۱- آهسته آهسته : یواش یواش آمد. ۲- بتدریج کم کم: پیره زن به چرب زبانی و حقه بازی خودش را توی دل دخترجاکرد قاتی کنیزها بود تا یواش یواش رازدار دختر شد.

معنی یواش در فرهنگ معین

یواش
(یَ) [ تر. ] (ق . ص .)آهسته ،آرام ، به نرمی .

معنی یواش در فرهنگ فارسی عمید

یواش
آهسته، آرام.

یواش در جدول کلمات

یواش
آهسته , آرام

معنی یواش به انگلیسی

slowly (قید)
بارامی ، سست ، باهستگی ، یواش

معنی کلمه یواش به عربی

یواش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• یواش یواش   • آخ   • یواشکی   • معنی یواش   • مفهوم یواش   • تعریف یواش   • معرفی یواش   • یواش چیست   • یواش یعنی چی   • یواش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یواش
کلمه : یواش
اشتباه تایپی : d,ha
آوا : yavAS
نقش : قید
عکس یواش : در گوگل

آیا معنی یواش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )