برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1287 100 1

یوغ

/yuq/

معنی یوغ در لغت نامه دهخدا

یوغ. (اِ) یغ. آن چوبی بود که بر گردن گاو نهند یعنی بندوق. (لغت فرس اسدی ). چوبی که بر گردن گاو زراعت و گاو گردون گذارند. (ناظم الاطباء) (برهان ) (از انجمن آرا). چوبی که بر گردن گاو قلبه نهند. به هندی جو نامند. (از آنندراج ). چوبی است که برزیگران بر گاو بندند به وقت زمین شکافتن. (فرهنگ اوبهی ). سَمیق. اُرْعُوّة. ربقه. جُغْ در تداول جنوب خراسان :
همی گفت با او گزاف و دروغ
مگر کاندر آرد سرش را به یوغ.
ابوشکور بلخی.
ور ایدون که پیش تو گویم دروغ
دروغ اندرآرد سرم را به یوغ.
ابوشکور بلخی.
چنانکه بینی تاول نکرده کار هگرز
به چوب رام شودیوغ را نهد گردن.
اورمزدی.
تو را گردن دربسته به یوغ
وگرنه نروی راست با سپار.
لبیبی.
ای آدمی به صورت جسم و به دل ستور
بر گردن تو یوغ من است و سپار هم.
ناصرخسرو.
ای همه قول تو نفاق و دروغ
پیش دنیا تو گردن اندر یوغ.
سنایی.
چو یکی گاو سروزن شده ای
جسته از یوغ و ز آماج و سپنج.
سوزنی.
به پیش کوهه ٔ زین برنهاده ایر چو یوغ
سوار گشته بدان مرکبان رهوارم.
سوزنی.
آفتاب و مه چو دو گاو سیاه
یوغ بر گردن ببیندشان الاه.
مولوی.
گاو گر یوغی نگیرد می زنند
هیچ گاوی کو نپرد شد نژند؟
مولوی.
صبح ؛ یوغ آماج. سَمیق ؛ چوب یوغ که بر گردن گاو نشیند. (منتهی الارب ).
- یوغ بندگی ؛ کنایه است از قبول اطاعت و عبودیت. (یادداشت مؤلف ).

یوغ. (اِخ ) (اصطلاح نجوم ) نام سعد بلع یکی از منازل قمر به لغت سغد و خوارزم. (از آثارالباقیه ص 240).

معنی یوغ به فارسی

یوغ
چوبی که هنگام شخم زمین روی گردن جفت گاومی گذارند، جوغ و جغ نیز میگویند
(اسم ) چوبی که برگردن گاو شخم زن نهند.
نام سعد بلع یکی از منازل قمر به لغت سغد و خوارزم
[yoke] [حمل ونقل دریایی] قاب یا میله ای فولادی که بخش میانی آن خالی است و سر محور سکان به آن محکم می شود و میله های اتصال سکان افزار به دو سر آن متصل می شود
[yoke line, yoke lanyard, yolk line, steering line] [حمل ونقل دریایی] در قایق های کوچک، هریک از طناب هایی که به یوغ وصل می شود تا تکان دادن سکان به سهولت صورت گیرد

معنی یوغ در فرهنگ معین

یوغ
(اِ.) چوبی که هنگام شخم زدن زمین بر گردن گاو می گذارند.

معنی یوغ در فرهنگ فارسی عمید

یوغ
چوبی که هنگام شخم زدن زمین روی گردن جفت گاو می گذارند و گاوآهن را به آن می بندند: همی گفت با او گزاف و دروغ / مگر کاندر آرد سرش را به یوغ (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۱۰۳).
گاوی که با گاو دیگر بر یک یوغ بسته شده باشد.

یوغ در دانشنامه ویکی پدیا

یوغ
یوغابزاری چوبی ست که معمولاً برای به هم بستن دو ورزا (یا هر حیوان دیگر) که معمولاً به صورت جفتی بکار گرفته می شوند استفاده می شود تا بتوانند باری را با هم بکشند. با این وجود یوغ هایی برای بستن به یک حیوان هم وجود دارند.
چندین نوع یوغ در مناطق جغرافیایی مختلف و برای بستن به انواع مختلف ورزا وجود دارد. یوغ برای حیوانات دیگری چون اسب، قاطر، خر و گاومیش نیز استفاده می شود.
یوغ گردن نوعی یوغ است که بر گردن ورزا یا گاه اسب انداخته می شود. یوغ گردن شامل قسمتی Uشکل است که نیرو را از شانه های حیوان منتقل می کند. در وسط یوغ و بین دو حیوان مفصلی گردان وجود دارد که به وسیلهٔ فقلیه یا باری که باید کشیده شود متصل می شود.
یوغ گردن در اروپا، امریکا، استرالیا و افریقا مرسوم است.
یوغ سرخسیان (نام علمی: Zygopteridaceae) نام یک تیره از راسته زیگوپتریدالس است.
تئاتر دواتی «یوغ» جمهوری آذربایجان (به ترکی آذربایجانی- Azərbaycan Dövlət "Yuğ» Teatrı) در ۱۸ ماه اکتبر سال ۱۹۸۹ میلادی از سوی «حسن آقا تورابف» و «واقف آبراهی اوغلو» به تأسیس رسیده است. «واقف آبراهی اوغلو» تا سال ۲۰۱۱ میلادی مدیر هنری این تئاتر بوده و بعد «ترلان رسولف» مدیریت آن را بر عهده گرفته است. ساختمان تئاتر «یوغ» از اهمیت تاریخی برخوردار می باشد. این بنا در سال ۱۸۸۸ میلادی ساخته شده است. در اولین دوره راه اندازی، این ساختمان به عنوان حمام «حاجی فرج الله» فعلیت کرده بود.
ویدادی حسنف (خادم هنر افتخاری)
محمد صفا (خادم هنر افتخاری)
فرهاد اسرافیلوف (خادم هنر افتخاری)
یاقوت پاشازاده (خادم هنر افتخاری)
سوناخانم میکاییلوا (خادم هنر افتخاری)
گولزار قوربانووا (خادم هنر افتخاری)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با یوغ

یوغ در جدول کلمات

معنی یوغ به انگلیسی

yoke (اسم)
اسارت ، یوغ ، محتویات نطفه ، بندگی عبودیت

یوغ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

پوریا13
سلطه، سیطره
زیر یوغ : کنایه از گردن نهادن به امر کسی ، تسلیم خواسته کسی شدن
پوریا13
سلطه ،سیطره، اسارت
علی باقری
یوغ :وسیله چوبی که چهار ضلع دارد و دور قالب ستون جهت نگهداری قالب عمل میکند.(اصطلاح بنایی و ساختمان سازی)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• یوغ در جدول   • یوغ در قالب بندی چیست   • مترادف یوغ   • یوغ بردگی   • یوغ استاتور   • معنی یوغ بندگی   • لامپ سه الکترودی   • مفهوم یوغ   • تعریف یوغ   • معرفی یوغ   • یوغ چیست   • یوغ یعنی چی   • یوغ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یوغ
کلمه : یوغ
اشتباه تایپی : d,y
آوا : yuq
نقش : اسم
عکس یوغ : در گوگل

آیا معنی یوغ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )