انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1023 100 1

یونان باستان

یونان باستان در دانشنامه اسلامی

آثار به دست آمده از ادوار کهن یونان باستان حکایت از روحیه مذهبى مردم این سامان دارد. پیشینه عقیدتى یونیان ریشه در مذاهب بدوى دارد: در دین عمومى یونان آثار و بقایاى آئین توتم وجود داشت. یونانیان، در سایه اعتقاد به ارواح خبیث مزاحم، به هزاران خرافه پابند بودند. مردم در یونان قدیم به توحید (یک خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را می پرستیدند. در دین یونانیان سه عنصر اساسی وجود داشت: خدایان زمینی، خدایان اولمپی (آسمانی)، و اسرار یا عناصر رمزی یا عرفانی. از عوامل عمده ای یونانی گرایی در جهان اسلام ایجاد جریان های فکری، روی آوردن منشیان فلسفه، تجدید حیات سیاسی تسنن ، شکوفایی فلسفه و غیره را می توان نام برد.
یونان شبه جزیره کوچکى در جنوب شرقى اروپا است که از گذشته هاى دور مرکز هنر، فرهنگ و اندیشه بوده است. این کشور در زبان هاى اروپایى (Greece) خوانده مى شود و کلمه عربى اغریق از اینجا مى آید. نام یونان (Ionia) گرفته شده که یکى از بخش هاى یونان است. یونانیان کشور خود را هلاس (Hellas) مى نامند که نام افسانه اى نیاى یونانیان است. یونان یکى از کهن ترین سرزمین هاى مسکونى و متمدن جهان به شمار مى رود. آثار تمدن آن به ده ها قرن قبل از میلاد باز مى گردد. تمدن قدیمى آن به تمدن مینوسى معروف است که مرکز آن جزیره کرت بود. یونانیان باستان از دو نژاد اصلى یونانى و اقوام دورى بودند.یونانی ها در نواحى مرکزى دریاى اژه و در آسیاى صغیر و دوری ها در سراسر جزیره کرت و جزائر مجاور آن زندگی مى کردند. حدود ده قرن قبل از میلاد، در نقاط مختلف یونان، اجتماعات و شهرهاى مستقل و منفردى بوجود آمدند که آنها را پولیس مى نامیدند. مهم ترین شهرهاى یونان، آتن، اسپارت و تب بودند. یونان از قرن پنجم قبل از میلاد، وارث تمدن و فرهنگ فلسفى اجتماعى و هنرى بسیار برجسته اى مى شود که مهد فرهنگ ها و مذاهب علوم جهان غرب است و به حد بسیار زیادى در شرق نیز دست اندرکار بوده است. این فرهنگ و تمدن یونانى که در قرون پنجم و چهارم و سوم (ق.م) به اوج مى رسد، با سقراط، افلاطون، ارسطو و فیزیوکرات ها، قدرت و شکوفائى نبوغ یونانى را به اوج مى برد و بعد به حضیض مى آید و جذب قدرت اجتماعى و امپراطورى عظیم رومى مى شود.
ادیان و مذاهب یونان باستان
آثار به دست آمده از ادوار کهن یونان باستان حکایت از روحیه مذهبى مردم این سامان دارد. پیشینه عقیدتى یونیان ریشه در مذاهب بدوى دارد. در دین عمومى یونان آثار و بقایاى آئین توتم وجود داشت و گیاه مقدس در آن دیده مى شد. نوعى درخت بلوط جنبه تقدس داشت و به عنوان هاتف و غیب گو بکار مى رفت. حیوانات مقدس مانند گاوز مینوتور یعنى غیب گو، از جانب خدا در کریت قرار داشت. در افسانه هاى یونان هر یک از حیوانات مقدس غالبا جهت قربانی براى خدایان به کار مى رفت.مانند سوسمار که قربانى معبد آپولون سوروکتون بود. مرگ برخى از حیوانات با خدایان همراه بود؛ عقاب با زئوس بود و جغد در کنار آتته قرار داشت. تغییر شکل خدایان به شکل حیوانات غالبا در تاریخ دین به تکرار آمده است. زئوس به شکل قو درآمد تا لذا را که در جهان تخم مى گذارد فریب دهد. قو مربوط به توتمى است که سپس در مقام خدائى شناخته شد و به عنوان پدر براى فرزندان انسان به کار رفت.قربانى حیوان مقدس یکى از مراسم بشمار مى رفت در آتن قربانى سالیانه گاو ملکوتى تحت تشریفاتى به نام بوفونیا انجام مى شد. در آتن دختران جوان لباس پوست خرس در بر مى کردند و نام حیوان را بر خود نهاده و به رقص مشغول مى گشتند. اقوام اژه و آکئوس از نظر اصول به یک نیروى الهى بدون شخصیت عقیده داشتند که با ماناى بدوى قابل تطبیق است. این نیرو به طور خصوصى در بعضى از سنگ هاى مقدس که گمان داشتند از آسمان افتاده است برقرار بود.زنان روحانى جهت تازه وارد در دین تشریفاتى انجام مى دادند تا او را از گناه رهائى بخشیده و در دین نیروى مانا داخل نمایند. مردم یونان به ارواح بسیارى عقیده داشتند که در طبیعت ساکن بودند و مى توانستند به صورت انسان یا حیوان در آیند. ممکن بود روحى که در چشمه قرار داشت به صورت اسب نمایان گردد. ارواح مردگان به شکل مار و پرندگان، مخصوصا پروانه ظاهر مى شد، در زبان یونانى کلمه پروانه و روح یک معنى دارد.
← باورهاى مذهبى یونان باستان
مردم در یونان قدیم به توحید (یک خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را می پرستیدند. منشا اصلی این تصورات در یونان قدیم و چگونگی دقیق پیدایش آن ناروشن است. شناخت امروزی از این تصورات بیشتر متعلق به دوران های بعد هستند. اشعار هومر (Homer) که حدود ٩٠٠ سال قبل از میلاد مسیح می زیست و هزوید (Hesoid) که حدود ٧٠٠ سال قبل از میلاد مسیح می زیسته است از قدیمی ترین نوشته هائی هستند که البته تصورات دوران جدیدتر را منعکس می سازند.ظاهرا در سرائیدن افسانه های مزبور نه فقط این دو شاعر و نویسنده بلکه نویسندگان، متفکرین و شاعران متعددی شرکت داشته اند که هر کدام به فراخور حال و زمان این حق را برای خود قائل می شدند که بجای کاری که امروز آن را تاریخ نویسی می گوئیم. در بسیاری از موارد با حرکت از شخصیت های تاریخی واقعی افسانه های مزبور را بال و پر داده و خود دانسته هائی به آنها اضافه کنند. به این خاطر مرز بین واقعیت های تاریخی و افسانه ها در این نوشته ها روشن نیست. این مساله در شاهنامه فردوسی نیز به نوع خود وجود دارد. خدایان یونان در المپ (Olymp) زندگی می کردند و به همین خاطر خدایان المپ نیز نامیده می شوند. آنان که عمر جاویدان دارند در قصرهائی که هفائیستو (Hephaistos شخصیت وی در زیر توضیح داده خواهد شد، زندگی می کنند. خوراک آنان خوراک خدایان و مشربه آنان مشربه خدایان است که به آنها زندگی جاوید می بخشد. برخلاف آنچه که در ادیان دیگر به خدایان نسبت داده می شود، خدایان المپ قدرت بی پایان و لایزال ندارند و قدرت آنان توسط سرنوشت محدود است.
← ریشه چندخدایی
...
در دین یونانیان سه عنصر اساسی وجود داشت: خدایان زمینی، خدایان اولمپی (آسمانی)، و اسرار یا عناصر رمزی یا عرفانی. مردم در یونان قدیم به توحید (یک خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را می پرستیدند.
مردم در یونان قدیم به توحید (یک خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را می پرستیدند. منشا اصلی این تصورات در یونان قدیم و چگونگی دقیق پیدایش آن ناروشن است. شناخت امروزی از این تصورات بیشتر متعلق به دوران های بعد هستند. اشعار هومر (Homer) که حدود ٩٠٠ سال قبل از میلاد مسیح می زیست و هزوید (Hesoid) که حدود ٧٠٠ سال قبل از میلاد مسیح می زیسته است از قدیمی ترین نوشته هائی هستند که البته تصورات دوران جدیدتر را منعکس می سازند. ظاهرا در سرائیدن افسانه های مزبور نه فقط این دو شاعر و نویسنده بلکه نویسندگان، متفکرین و شاعران متعددی شرکت داشته اند که هر کدام به فراخور حال و زمان این حق را برای خود قائل می شدند که بجای کاری که امروز آن را تاریخ نویسی می گوئیم.در بسیاری از موارد با حرکت از شخصیت های تاریخی واقعی افسانه های مزبور را بال و پر داده و خود دانسته هائی به آنها اضافه کنند. به این خاطر مرز بین واقعیت های تاریخی و افسانه ها در این نوشته ها روشن نیست. این مساله در شاهنامه فردوسی نیز به نوع خود وجود دارد. خدایان یونان در المپ (Olymp) زندگی می کردند و به همین خاطر خدایان المپ نیز نامیده می شوند. آنان که عمر جاویدان دارند در قصرهائی که هفائیستو (Hephaistos) شخصیت وی در زیر توضیح داده خواهد شد، زندگی می کنند. خوراک آنان خوراک خدایان و مشربه آنان مشربه خدایان است که به آنها زندگی جاوید می بخشد. برخلاف آنچه که در ادیان دیگر به خدایان نسبت داده می شود، خدایان المپ قدرت بی پایان و لایزال ندارند و قدرت آنان توسط سرنوشت محدود است.
← ریشه چندخدائی
درباره هر یک از خدایان، اساطیری وجود داشت، و تبار و سرگذشت او، بستگی های انسانی او، و همچنین مراسم مربوط به او را روشن می کرد. این اساطیر، که یا از مقتضیات محلی ناشی می شدند یا ساخته شاعران دوره گرد بودند، عقاید و فلسفه و آداب و تاریخ یونان کهن را به وجود آوردند. همه هنرمندان در ساختن بسیاری از نقش ها و مجسمه ها و ظرف ها از اساطیر الهام می گرفتند. نفوذ اساطیر به قدری بود که، با وجود پیشرفت های فلسفه و کوشش موحدان برای ترویج یکتاپرستی، یونانیان تا پایان عصر یونان گرایی (هلنیسم) برای خود اساطیر و حتی خدایان تازه ای آفریدند. بعضی از متفکران مانند هراکلیتوس اساطیر را به مثل آوردند؛ برخی دیگر مانند افلاطون آنها را تعدیل کردند و قابل قبول ساختند؛ و کسانی مانند کسنوفانس اساطیر را در خور اعتنا ندانستند. در هر حال، پنج قرن پس از افلاطون، پاوسانیاس، که در یونان گشت می زد، متوجه شد که خرافات و اساطیر عصر هومر همچنان زنده و نیرومندند و عواطف مردم را تحریک می کنند. اعتقاد به خدایان به آسانی از میان نمی رود. می توان الوهیت را به انرژی تشبیه کرد که هر چند به صورت های گوناگون در می آید و برخی از جلوه های آن منسوخ می شود، باز مقدار آن ثابت است و با گذشت قرن های پیاپی، زیاد و کم نمی شود.
سه عنصر اساسی در دین یونانیان
در دین یونانیان سه عنصر اساسی وجود داشت، خدایان زمینی، خدایان اولمپی (آسمانی)، و اسرار یا عناصر رمزی یا عرفانی. خدایان زمینی یونان در اصل از آن قوم پلاسکوی و مرد موکنای بودند. خدایان اولمپی به اقوام آخایایی تعلق داشتند، و اسرار از مصر و آسیا به یونان رسید. به طور کلی، پیش از عصر هومر، فرودستان جامعه، خدایان زمینی، یا بهتر بگویم زیرزمینی. را می پرستیدند. در عصر هومر، بزرگان جامعه به پرستش خدایان آسمانی گرایش داشتند. پس از عصر هومر، مردم میانه حال به اسرار و خدایانی که پس از مرگ، مجددا قیام می کنند، گراییدند. در عصر درخشان پریکلس. اسرار، مهم ترین وجه دین یونانیان محسوب می شد. اجراکنندگان این مناسک به فعالیت های نمادی (سمبولیک)، می پرداختند و مخصوصا جریان مرگ و ولادت مجدد خدا را به طرق گوناگون نمایش می دادند.
فهرست منـابـع
مردم در یونان قدیم به توحید (یک خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را می پرستیدند. منشا اصلی این تصورات در یونان قدیم و چگونگی دقیق پیدایش آن ناروشن است. شناخت امروزی از این تصورات بیشتر متعلق به دوران های بعد هستند. در دین یونانیان سه عنصر اساسی وجود داشت: خدایان زمینی، خدایان اولمپی (آسمانی)، و اسرار یا عناصر رمزی یا عرفانی.
وقتی جویای وجوه مشترک تمدن مابین شهرهای یونان می شویم، پنج وجه اصلی نمایان می شود، زبان مشترک با لهجه های محلی؛ حیات معنوی مشترک که فقط چهره های برجسته آن در زمینه ادبیات، فلسفه، و علوم در خارج از مرزهای سیاسی خود مشهور شدند؛ شوق مشترک برای ورزش، که به مسابقات محلی و کشوری ختم می شد؛ عشق به زیبایی که در قالب هنرهای مشترک میان اجتماعات یونانی متجلی می شد؛ و مناسک و اعتقادات مذهبی تقریبا مشترک. عقاید دینی، یونانیان را به همان اندازه که به وحدت کشانید، به تفرقه انداخت.
آئین توتم پرستی و مذاهب بدوی
آثار به دست آمده از ادوار کهن یونان باستان حکایت از روحیه مذهبی مردم این سامان دارد. پیشینه عقیدتی یونیان ریشه در مذاهب بدوی دارد در دین عمومی یونان آثار و بقایای آئین توتم وجود داشت و گیاه مقدس در آن دیده می شد. نوعی درخت بلوط جنبه تقدس داشت و به عنوان هاتف و غیب گو به کار می رفت. حیوانات مقدس مانند گاوز مینوتور یعنی غیب گو، از جانب خدا در کریت قرار داشت. در افسانه های یونان هر یک از حیوانات مقدس غالبا جهت قربانی برای خدایان بکار می رفت. مانند سوسمار که قربانی معبد آپولون سوروکتون بود. مرگ برخی از حیوانات با خدایان همراه بود؛ عقاب با زئوس بود و جغد در کنار آتته قرار داشت. تغییر شکل خدایان به شکل حیوانات غالبا در تاریخ دین به تکرار آمده است. زئوس به شکل قو درامد تا لدا را که در جهان تخم می گذارد فریب دهد.قو مربوط به توتمی است که سپس در مقام خدائی شناخته شد و به عنوان پدر برای فرزندان انسان بکار رفت. قربانی حیوان مقدس یکی از مراسم بشمار می رفت در آتن قربانی سالیانه گاو ملکوتی تحت تشریفاتی به نام بوفونیا انجام می شد. در آتن دختران جوان لباس پوست خرس در بر می کردند و نام حیوان را بر خود نهاده و به رقص مشغول می گشتند. اقوام اژه و آکئوس از نظر اصول به یک نیروی الهی بدون شخصیت عقیده داشتند که با مانای بدوی قابل تطبیق است. این نیرو بطور خصوصی در بعضی از سنگ های مقدس که گمان داشتند از آسمان افتاده است بر قرار بود. زنان روحانی جهت تازه وارد در دین تشریفاتی انجام می دادند تا او را از گناه رهائی بخشیده و در دین نیروی مانا داخل نمایند. مردم یونان به ارواح بسیاری عقیده داشتند که در طبیعت ساکن بودند و می توانستند به صورت انسان یا حیوان در آیند. ممکن بود روحی که در چشمه قرار داشت به صورت اسب نمایان گردد. ارواح مردگان به شکل مار و پرندگان، مخصوصا پروانه ظاهر می شد، در زبان یونانی کلمه پروانه و روح یک معنی دارد.
اثرات جان پرستی
جان پرستی در یونان اثرات عادی و جادوئی داشت.۱: حقیقت معادل تصویر بود. تصویر یک خدا نقش قدرت او را داشت.۲: برای خواب دیدن ارزش فراوان در نظر داشتند.۳: عمل جادوئی، یعنی زخم زدن به تصویر و مجسمه به نیت دیگری وجود داشت.۴: نیروی کلمات؛ زئوس برای انجام دادن سخن می گفت: در نتیجه همین گفتن، هر کاری می خواست انجام می گردید.۵: نیروی نفرین و لعنت در آرگوس رواج بسزا داشت.۶: قدرت سوگند؛ هومر می نویسد: کسی که سوگند خود را نقض نماید مغزش مایع گشته در زمین جاری می گردد.
چندخدائی در یونان باستان
...
در تلقی مردم یونان، خدایان به صورت انسان تصور می شدند و خصوصیات انسانی داشتند ولی جاودانه بودند. اساطیر یونان، فرهنگ انسانی خدایان بشمار می رود. می توان انبوه خدایان یونانی را به هفت گروه تقسیم کرد، خدایان آسمانی، خدایان زمین، خدایان حاصل خیزی، خدایان حیوانات، خدایان زیرزمین، خدایان گذشتگان یا قهرمانان، و خدایان اولمپی؛ چنان که هزیود گفت است، فراگرفتن نام های همه این خدایان بسیار دشوار است.
خدایان درجه دو عبارتند از :
← خدایان آسمان
نام خدایان اولمپی در اشعار هومر مکررا ذکر شده است. احتمالا خدایان اولمپی به وسیله اقوام مهاجم آخایای و دوری به یونان آمدند و خدایان بومی و موکنایی را تحت الشعاع قرار دادند. مثلا، در دو ناحیه دودونا و دلفی، گایا، الاهه زمین، از نظرها افتاد و به جای آن، زئوس (در دودونا) و آپولون (در دلفی) اهمیت یافتند. ولی خدایان درجه دوم مورد پرستش مردم ساده قرار می گرفتند، در صورتی که خدایان فاتح اولمپ، از مقر کوهستانی خود، بر اشراف کامروا فرمان می راندند. بدین سبب، شاعرانی چون هومر و هزیود، و مجسمه سازان فراوان، مطابق مقتضیات اشراف، پرستش خدایان اولمپی را ترویج کردند.در موارد بسیار، خدایان کوچک در خدایان بزرگ مستهلک می شدند یا به صورت وابستگان آنان در می آمدند، همچنان که دولت های کوچک معمولا ضمیمه یا تابع دولت های بزرگ تر می شدند، در نتیجه، شخصیت دیونوسوس، سیلنوس در اساطیر یونان نام هر یک از موجوداتی که نیمی آدم و نیمی جانور بودند، و در جنگل ها و کوهستان ها به سر می بردند. و دیوان بیشه ها و جنگل ها را به خود کشید؛ آرتمیس ارواح جنگلی و کوهستانی را در برگرفت؛ و پوسیدون بر همه پریان دریایی اشتمال یافت. پس، اعتقادات و مراسم و اساطیر وحشیانه ابتدایی از رواج افتاد و یونانیان، جهان را، که تا آن زمان جولانگاه شیاطین و دیوان و ارواح محسوب می شد، دستگاهی منظم دانستند که خدایانی با سازمان و سلسله مراتب مشخص بر آن حکومت می کنند؛ و این تحول فکری مسلما از تحول عمومی جامعه یونانی و استقرار نظام سیاسی جدیدی خبر می داد.
← زئوس خدای خدایان
در میان خدایان یونانی و حتی در میان خدایان اولمپی، خدایان کوچک کم اهمیت بسیار فراوان بودند، و هریک برخی از مظاهر بی شمار طبیعت را نمایش می دادند. از این زمره اند: هستیا (وستای رومی، خدای اجاق و آتش مقدس)، ایریس (رنگین کمان، قاصد زئوس)، هبه (خدای جوانی)، ایلیتویا (یاور زنان باردار)، دیکه (خدای عدالت)، توخه (بخت)، اروس (خدای عشق) که هزیود او را آفریننده جهان می دانست و ساپفو او را موجودی کینه توز و تلخ و شیرین خواند، هومنئوس (نغمه ازدواج)، هوپنوس (خواب)، اونیروس (رؤیا)، گراس (پیری)، لته (فراموشی)، تاناتوس (مرگ)، و موزها یا موسای (هنرهای زیبا)، کلیو، موز تاریخ؛ ائوترپه، موز شعر بزمی؛ تالیا، موز نمایشنامه های کمدی و اشعار عاشقانه؛ ملپومنه، موز تراژدی؛ ترپسیخوره، موز رقص و آواز؛ اراتو، موز غزل و اشعار هزل آمیز؛ پولومنیا، موز سرودها؛ اورانیا، موز نجوم؛ و کالیوپه، موز شعر حماسی. سه الاهه رحمت وجود داشتند، و دوازده خدای «ساعت» آنها را خدمت می کردند.خدایی به نام نمسیس نیک و بد را میان مردم تقسیم می کرد و کسانی را که در روزگار فراوانی نعمت افراط می نمودند (یعنی دستخوش هوبریس یا سعادت غرور آمیز بودند)، به بدبختی می انداخت. الاهگان انتقام یا ارینوئس هیچ ستمی را بی انتقام نمی گذاردند و یونانیان، از سر ترس، آنها را ائومنیدس (مهربانان) می نامیدند. الاهگان سرنوشت یا مویرای حوادث را تعیین و تثبیت می کردند. مفهوم سرنوشت چنان بر اندیشه یونانی سلطه می ورزید که حتی خدایان یونانی هم در اسارت سرنوشت هایی محتوم به سر می بردند. با چنین مفاهیمی، مذهب یونان محدودیت های خود را یافت و راه به علم و قانون باز کرد.
داستان شگفت خدای دیونوسوس
...
یونانیان، در سایه اعتقاد به ارواح خبیث مزاحم، به هزاران خرافه پابند بودند. اما خرافه گرایی معلول کلی جهل و خامی ذهن بشر است و به هر نسبت که آدمی با حقایق و واقعیات آشنا شود، قطعا از مقدار خرافات کاسته شده و به واقع بینی و حقیقی گرایی نزدیک می شود.
خرافات در گوشه ای از باورهای عامیانه مردم هر کشور جای داشته و دارای کارکردهایی است. خرافه پرستی در واقع، همزمان با شروع شناخت بشر از خویش آغاز شد و انسان در صدد برآمد به مدد وسایلی به حوادث آینده وقوف یابد و از اتفاقات ناخوشایند جلوگیری به عمل آورد تا بدین گونه بر ترس هایش فائق شده به نوعی به احساس امنیت دست یابد. تردیدی نیست که خرافه گرایی (اساطیر) معلول کلی جهل و خامی ذهن بشر است و به هر نسبت که آدمی با حقایق و واقعیات (با هر نوع ادراکی) آشنا شود، قطعا از مقدار خرافات کاسته شده و به واقع بینی و حقیقی گرایی نزدیک می شود. می گویند خرافه پرستی از خواص روح آدمی است. حتی با پیشرفت علوم نیز از بین نمی رود و در عصرهای جدید، خرافات جدیدی به جای خرافات کهنه جایگزین می شود.
ریشه گسترده خرافات در یونانیان
خرافات چنان در پوست و استخوان مردم یونان نفوذ کرده بود که ارسطو پیرامون آن چنین می گوید، ظاهرا اعتقاد به خرافات نوعی ترس از قدرت های آسمانی است. خرافه پرست یونانی باید در آغاز روز خود را با آب چشمه بشوید و یک شاخه از برگ بو که در معبد روئیده است را در دهان خویش بگذارد. اگر در سر راه به گربه برخوردند بایستی سه سنگ در راه پرتاب کنند یا باید آنقدر آنجا بایستاند تا کسی از آنجا عبور کند و وی بتواند راهش را ادامه دهد. اگر مردم ماری را در خانه خویش ببینند از خدای دیونوسوس یاری می خواهند و اگر آن مار از نوع مقدس باشد برایش همانجا در خانه لانه ای درست می کنند تا بتواند آنجا زندگی کند و در کنار لانه مار شروع به خواندن دعا می کنند. مردم یونان اگر فردی که بیماری صرع داشته باشد را در شهر ببینند به سینه او تف می اندازند و عبور می کنند. به گفته ویل دورانت مردم یونان باستان به دیوهای بسیاری ایمان دارند روزهای سال را به نحس و نیک تقسیم کرده اند و در روزهای نحس دست به هیچ کاری نمی زنند. جادوگری در بین مردم امری رایج است. آنان برای ازدیاد نیروی جنسی و رشد آلت تناسلی خویش به جادوگران روی می آورند تا چنین کند و برعکس آن نیز اجرا می شده. عده ای نیز برای عقیم کردن خود به نزد جادوگران می رفتند و درخواست عقیم شدن می کردند.جادوگران نیز با خواندن دعاهایی و دادن نوشیدنی های به آنان چنین می کردند. مردم و دولت بر این باور بوده است که حوادث زندگی به اراده شیطان و ارواح خدایان است و برای آگاهی از اراده شیطان و خدایان به نزد غیب گویان می رفته اند. مشهور ترین معابد غیب گویان معبد وخش زتوس بوده است. در داخل معبد گازی از روزنه ای به بیرون می آمده است و سه پیرزن مسئول انجا بودند. مردم بر این باور بودن که گاز متصاعد شده متعلق به لاشه اژدهای پوتون است. زن پیر گاز بدبوی را استنشاق میکند و برگهایی از درختان را می جویدند و از حال بی حال می شدند و پس از به هوش آمدن از عالم دیگر خبر میدادند. یونانیان که بین دو قطب خدایان زمینی و خدایان آسمانی در نوسان بودند، به هزاران خرافه بستگی داشتند.مردم ساده دل که دین یونانی را پر از وحشت می دیدند، برای دلخوش کردن خود، محتاج خرافات بودند. داستان هایی مانند برخاستن تسئوس از میان مردگان برای نبرد در ماراتون، یا تبدیل آب به شراب به وسیله دیونوسوس از اینجا پدید آمد. ظهور این داستان ها، که در همه جوامع وجود دارد. امری متعارف و قابل چشم پوشی است. مردم در پرتو این گونه داستان ها، تاریکی های زندگی را در پرتو تخیلات خود از بین می برند و مثلا چنین می پندارند که با نقل استخوان های تسئوس به آتن زندگی بر وفق مراد می شود. حکومت ها هم برای تثبیت قدرت خود، اعتقاد به کرامات و معجزات را رواج می دادند. به عقیده یونانیان، ارواح و شیاطین پیوسته می کوشیدند تا در قالب انسان ها رشد کنند. پس، هر فرد یونانی می بایست پیوسته از شیاطین بپرهیزد و برای راندن آنها به جادوگری متوسل شد.
خرافات مقدمه علوم طبیعی
این قبیل خرافات مقدمه علوم طبیعی به شمار می روند، و مخصوصا پیشاهنگ میکروب شناسی کنونی هستند. به گمان یونانیان، «کرس» یا خرده دیو چون در بدن کسی رخنه کند، باعث بیماری و حتی مرگ می شود. اگر کسی بیماری را لمس کند، پلیدی بیمار به درون او راه می یابد. در این صورت، مردگان پلید و در خور پرهیزند. نزدیک در خانه ای که کسی در آن مرده بود، ظرفی پر از آب می گذاشتند تا کسانی که از آن خانه بیرون می آیند از آن آب به خود بپاشند و بدین وسیله روح مرده را از خود برانند. بر اثر این تصور، مردم همواره از بیم ارواح دغدغه داشتند. آمیزش مرد و زن، مانند قتل نفس و ولادت کودک، موجب ناپاکی می شد، و کودک نوزاد نیز نجس به حساب می آمد.درباره جنون می گفتند که روحی غریب در پیکر دیوانه حلول کرده و او را از خود بی خود کرده است. برای دفع پلیدی ها وسایل گوناگون به کار می بردند. گاهی خانه ها و معابد و لشکرگاه ها و حتی تمام یک شهر را به وسیله آب و دود تطهیر می کردند. ظرفی از آب پاکیزه نزدیک در ورودی معبدها قرار می دادند تا کسانی که به عزم عبادت بدانجا می آیند، به برکت آب، طاهر شوند. کاهنان با اصول تطهیر آشنا بودند و می توانستند ارواح شریر را به وسیله نواختن ضربه ای بر یک ظرف مفرغی و خواندن دعا، یا جادوگری، از بدن اشخاص بیرون رانند، و حتی کسی را که بر اثر قتل پلید شده است، طهارت بخشند. در این گونه موارد، توبه ضرورت نداشت، و کسی که می خواست پاک شود، فقط می بایست شیطان یا دیو شریری را که در او رسوخ کرده است، از خود براند. دین را اساسا وسیله مناسبی برای دفع ارواح می دانستند و به جنبه اخلاقی آن چندان توجهی نداشتند. اما اجتناب از محرمات و لزوم تطهیر مکرر، یونانیان را عملا به نوعی صفای دینی یا پیرایش گری می کشانید. از مطالعه آثار پینداروس و اشیل بر می آید که، برخلاف مشهور، احساس گناه و ناراحتی وجدان برای یونانیان اهمیت داشته است.
روایت شاگرد ارسطو از خرافه
...

یونان باستان در دانشنامه ویکی پدیا

یونان باستان
یونان باستان (به انگلیسی: Ancient Greece) به تمدنی گفته می شود که متعلق به دوره ای از تاریخ یونان است که از دورهٔ باستانی هشتم تا ششم قبل از میلاد مسیح شروع شده و تا عصر کلاسیک (حدود قرن ششم تا هفتم) به طول انجامید. بلافاصله بعد از این دوران، آغاز اوایل قرون وسطی و روم شرقی">امپراتوری روم شرقی بود.
۱۰۰۰ پیش از میلاد
The پارتنون, a temple dedicated to آتنا, located on the آکروپولیس (معماری) in آتن, is one of the most representative symbols of the culture and sophistication of the ancient Greeks.
مردم یونانی زبان در سرزمین اصلی یونان ساکن شدند. این افراد اوّلین منطقهٔ شهری خود را بنیان گذاری نمودند. این کار همزمان با (یا پس از) سکونت آریاییان در ایران بود.
اولین مسابقات المپیک، در شهر المپیا، در جنوب یونان برگزار گردید.
عکس یونان باستان
ادبیات یونان باستان به ادبیاتی گفته می شود که به زبان یونانی باستان نگاشته شده اند.این دوران در ادبیات یونان باستان از هومر آغاز شده و تا برخاستن امپراتوری روم شرقی ادامه می یابد.
Ancient greece ویکی پدیای انگلیسی
کتاب تاریخ کهن یونان
Ancient Greek literature ویکی پدیای انگلیسی
این دوره از ادبیات یونان با ظهور هومر آغاز می شود و تا به قدرت رسیدن اسکندر مقدونی ادامه می یابد. اوّلین نوشته های یونانی، نوشته های مسینی مرتبط با تجارت (شامل لیست ها، فهرست اموال، رسیدها و ...) است. با این وجود، اثری که بتوان نام ادبیات را بر آن نهاد در این میان یافت نشده است. نظریه های بسیاری در مورد غیبت ادبیات در نوشته های این دوره مطرح شده است. از جمله می توان به این نظریه اشاره کرد که ادبیات مسینی همانند آثار هومر به صورت شفاهی و سینه به سینه منتقل شده است. دلیل این موضوع را می توان با نامناسب بودن رسم الخط مسینی برای نمایش دادن صداهای یونانی مرتبط دانست.
ادبیات یونان در این دوران به صورت دقیقی به ژانرهای ادبی طبقه بندی شده بود. هر یک از این ژانرها چه از نظر زبانی و چه از نظر دستوری، قواعد و ساختار اجباری مخصوص به خود را داشت. اوّلین دسته، میان نثر و شعر قرار می گرفت. ادبیات داستانی در غالب شعر ارائه می شد، حال آنکه نوشته های علمی به صورت نثر نوشته می شدند. شعر خود به سه زیرگونه مهم شامل حماسه، غنا و درام تقسیم می شد. همانگونه که مشخص است، نامگذاری یونانی ژانرهای ادبی، همان چیزی است که بعدها در اروپا نیز رواج یافت، اگرچه هر ژانر خود به چندین دستهٔ جدید تقسیم شد.
ادبیات منثور، قواعد سختگیرانه کمتری را شامل می شد. زمینه های اصلی این دسته شامل تاریخ نگاری، فلسفه و فن خطابه سیاسی است.
یونانی ها ملتی بودند که به دلیل نگرش انسان گرایانه شان استفاده از پوشاک در نزد آنها بسیار با نوع و شیوه زیست شان همخوانی داشت. در یونان جامه ای کلاسیک باب بوده با ویژگی عام که همان داشتن دراپ است. پیروی یونانیان از فرم های شناخته شده و فراگیر همچون شکل های بدوی، ساده و با عناصری همراه با جذابیت، گیرایی و جلب توجه سبک شرقی با استفاده از الگوهایی از دل اساطیر و معماری و سفالینه هایشان خود را به کامل ترین نمونه های لباس پوشی آن دوره تبدیل کرده بود تا برای قرن های متمادی مورد استفاده و الگوبرداری اقوام مختلف و از جمله رومی ها قرار بگیرد.
اقسام پوشاک یونانی شامل موارد زیر بودند:
کلامیس (Chlamys) شنلی تابستانی و سبک بود که در اصل در هنگام سوارکاری بکارمی رفت. بعدها مورد استفاده جوانان قرار گرفت. در جلوی گردن با یک قلاب یا سنجاق محکم می شد. از پارچه های مرغوب پشمی تهیه می شد و به روی کیتان پوشیده می شد. ابعاد آن ۱۸۰×۹۰ سانتیمتر بود در ابتدا مورد استفاده جوانان و نظامیان بود اما بعدها مورد استفاده همگان قرار گرفت. بردگان ژاکت چرمی و شلوار می پوشیدند که نشانه توحش آن ها بود.
پرکاربردترین و همه گیرترین جامه تونیکی بود بنام کیتان (Chiton)؛ که از قرن ۷ق م تا قرن نخست. م توسط یونانیان چه زن و چه مرد استفاده می شد. این یکپارچه مستطیلی بود که همچون پیراهنی بلند استفاده می شد تا مچ پا می رسید و با دو سنجاق قفلی مانند به نام فیبولا در سرشانه محکم می شد دارای یک بند چرمی در کمر بود. در نوع مردانه قد آن تا روی زانو بودکه دست چپ را می پوشاندند و دست راست را برای تسهیل در عملکرد کار و فعالیت روزانه برهنه نگه می داشتند. مردان فقط در مراسم رسمی از نوع بلند آن استفاده می کردند. جنس آن عموماً از پشم یا کتان دو لا بود که نوع دوریانی آن از پشم بسیار لطیف تهیه می شد و در بالاتنه آزادتر بود. پشم در قرن ۵ پیش از میلاد توسط یونانیان چیده رنگرزی و تبدیل لباس می شد و کتان از تمدن اژه ای وارد فرهنگ پوشش یونانیان شد. در مدل رومی آن تجمل و تزیینات فراوان مورد استفاده قرار می گرفت. رنگ کیتان عمومن به رنگ سفید یا شیری بود.
تئاتر یونان باستان اشاره به آیینی دارد که در یونان باستان بین سال های ۵۵۰ ق. م. م تا ۲۵۰ ق. م. م در جریان بوده است. آتن، که در این دوره به وضوح یکی از تأثیرگذارترین مناطق در این آیین بود، پایتخت یونان باستان به حساب می آمد. در حقیقت این تئاتر بخشی از جشن واره ای به نام دیونیسوس بود که به افتخار خدای دیونیسوس برگزار می شد. تراژدی(اوخر شش قرن پیش از میلاد مسیح)، کمدی (۴۸۶ سال پیش از میلاد مسیح) و ساتیر سه گونه دراماتیکی بودند که از دل این جشن واره ها بیرون آمدند. آتن این جشن واره را به بسیاری از مستعمرات و هم پیمان های خود جهت ارتقای هویت فرهنگی مشترک صادر کرد. تئاتر غرب در آتن شکل گرفت و نمایش آن تأثیر مداوم و بسزایی در تمدن شمال داشته است.
کلمه τραγῳδία (تراژویدیا) که تراژدی از آن گرفته شده است خود واژه مرکبی است از دو کلمه یونانی: τράγος(تراژوس) یا «پوست بز» و ᾠδή (اُدِ) به معنای آواز که از ریشه ἀείδειν (آئِیْدِن) به معنای «آواز خواندن» می آید. این ریشه یابی اشاره به ارتباطی بین آداب مراسم دیونیسوس باستانی با کلمات یاد شده دارد. هر چند نمی توان به صورت دقیق دانست که آیین حاصل خیزی چه ارتباطی با تراژدی و کمدی دارد.
بر اساس نظر مارتین لیچفیلد وست، مطالعات اولیه در آیین و تیاتر یونان، که به یکدیگر وابسته اند، به ویژه افسانه ارفی، به شدت تحت تأثیر مراسم شامان آسیای میانه است. از میان بسیاری از دیوارنوشته های ارفی که در البیا از زیر زمین بیرون آورده شده است اینطور به نظر می رسد که این نکته که مستعمرات یکی از ارتباطات مهم بوده است را تصدیق می کنند. الی روزیک از شامان به عنوان نمونه تأثیرگذار بازیگری آیین یونان قدیم نام می برد. تراژدی یونان در حدود ۵۳۲ ق. م به وجود آمده است، یعنی زمانی که تسپیش قدیمی ترین بازیگر ثبت شده در تاریخ است. او برنده اولین مسابقه تئاتری که در آتن برگزار شد، بوده است که در نقش سرخوان دیترامب در حوالی آتیکا به ویژه مراسم دیونیسوس روستایی بازی می کرده است. از زمان تسپیس دیترامب بسیار گسترده تر از آنچه ریشه آیین و مراسمش بود می شود. این نمایش تحت تأثیر حماسه های قهرمانی، آوازهای هم سرایان یونان باستان و نوآوری های آریون شاعر، تبدیل به گونه ای روایت گر و تصنیفی افسانه ای می شود. از این رو از تسپیس به عنوان «پدر تراژدی» یاد می شود. هر چند اهمیت او مورد بحث و مناقشه است و گاهی حتی در ردیف شانزدهمین فرد در سلسله افراد تأثیرگذار در شکل گیری تراژدی ذکر می شود؛ به عنوان مثال نسبت داده شده است که سولون سیاستمدار با خلق اشعاری که در آن شخصیت ها با صدای خودشان سخن می گفتند و نیز دوره گردهایی که حماسه هومر را نقالی می کردند، تا پیش از ۵۳۴ قبل از میلاد مرسوم و رایج بوده است. از این رو سهم واقعی تسپیس در شکل گیری درام به صورت آشکاری روشن نیست اما نام او برای همیشه به عنوان عبارت رایج هنرپیشه(thespian) به عنوان ایفاگر نقش جاودان مانده است. اجرای نمایش برای آتنی ها از اهمیت بسیاری برخوردار بود- این نکته به سادگی از وجود مسابقه و جشن واره دیونیسوس در آن دوره آشکار می شود. شاید این اهمیت به خاطر پرورش وفاداری به قوم آتیکا بود. جشن واره تقریباً در حدود ۵۰۸ قبل از میلاد به وجود آمد. با توجه به موجود نبودن هیچ متنی از شش قرن پیش از میلاد مسیح تنها نام سه تن از دیگر رقبای تسپیس موجود است: کوئریلوس، پرانتیناس و فرینیکوس؛ که به هر یک، ابداع در زمینه ای از تراژدی نسبت داده شده است.
مکان های اجرای تئاتر در یونان باستان، معمولاً وابسته به حریم خدایان مقدس بوده. قبل از برگزاری مسابقات دراماتیک، مکان هایی به این شکل فراوان بوده. کشفیات باستان شناسی در قصرهای مینوسی در کرت یک «محل تئاتر» کشف شده که در دو طرف آن نیمکت هایی سنگی قرارداشته و به شکل مستطیل و به عرض ۱۲ و طول۱۴ متر ساخته شده بود. این مکان ها برای رقص ها، جشن ها و گاوسواری ساخته و استفاده می شده. محققان می گویند فضاهای تئاتری در سرزمین یونان چهارگوش یا مستطیل شکل بوده است.
مردم آتن نقش بسیار زیادی در پیشبرد علم و فلسفه در جهان باستان داشتند یونانیان به ویژه دانشمندان آتنی را باید بنیان گذار فلسفهٔ قدیم دانست. کلمهٔ فلسفه یونانی است و به معنی دانش است و فیلسوف یعنی دوستار دانش. دانشمندان بسیاری در آتن پرورش یافتند. از جملهٔ آن ها می توان سقراط، افلاطون، ارسطو، تالس، فیثاغورس، اقلیدس، بقراط و ارشمیدس را نام برد.
سقراط از اندیشمندان آتنی بود که به نظم اجتماعی آتن اعتراض داشت. او معتقد بود که انسان باید آزاد باشد وخود در یابد که چه باید انجام دهد. وی از دوستان نزدیک پریکلس بود. پس از مرگ پریکلس سقراط شاگردانش را علیه نظم اجتماعی آتن برانگیخت سخنان سقراط سبب شد که جوانان نیز علیه اشرافیت وستم آنان برآشوبند. از آن رو سیاست مداران آتنی بر آن شدند تا مانع کار سقراط شوند سقراط را در دادگاهی محاکمه کردند او را به مرگ با خوردن زهر محکوم کردند سقراط با نوشیدن جام شوکران شرافتمندانه مرد ولی زیر بار سخنان سخنان اشراف آتن نرفت. افلاطون شاگرد و جانشین سقراط بود وی اندیشه های خود را به زبان سقراط بیان می کرد او معتقد بود که آموزش های سقراط برای همیشه اعتبار دارد افلاطون کتابی با نام (جمهور) دارد که در آن روش های ایده آل حکومت کردن را توضیح می دهد.
ارسطو از بزرگ ترین دانشمندان یونان که طی سال های ۳۸۴ تا ۳۲۲ پیش از میلاد می زیست. ارسطو هم فیلسوف بود هم دانشمندی برجسته. وی کتاب های بسیاری دربارهٔ موضوع های مختلف علوم نوشته بود. متأسفانه امروزه تنها چند کتاب از او بر جای مانده است. از کتاب های مشهور او اخلاق، سیاست، حکومت آتن، فن شعر و فن سخنوری را می توان نام برد. ارسطو شاگرد افلاطون بود اما برخی از نظریه های او را قبول نداشت.
پزشکی گر چه در میان مصریان رواج داشت اما آن را با سحر و جادو آمیخته بودند و برای علت بیماری بیشتر به ماوراء طبیعت (از جمله خشم خدایان) توجه داشتند تا علت طبیعی و جسمی. نخستین کسی که به صورت علمی به پزشکی توجه کرد بقراط یونانی بود. وی در سدهٔ پنجم قبل از میلاد زندگی می کرد از نظر بقراط جادو و خواندن اوراد اسرار آمیز در مداوای بیماری هیچ ارزشی ندارد بقراط مشهورترین پزشک یونانی است. وی سوگند نامه ای دارد که مشهور است و امروزه کسانی که در رشتهٔ پزشکی فارغ التحصیل می شوند به آن سوگند می خورند.
چند خدایی یونانی یا به گویش معاصر همان «پاگان» یونانی، به مذهبی در یونان باستان اطلاق میشد که الهگان و رب النوع های آریایی مورد پرستش قرار می گرفتند. خدایان یونانی که گاها نفوذ و ورود آنان به روم را می توان دید، به ۲۴ خدا منتهی میشد که ۱۲ تای آنان خدای کامل و ۱۲ خدای دیگر نیمه خدایان و گاها پهلوانان نامی بودند. این آئین پس از ورود مسیحیت به روم منقضی شد.
فلسفه یونان باستان (به انگلیسی: Ancient Greek philosophy) به وجود آمده در قرن ۶ پیش از میلاد و با طیف گسترده ای از موضوعات، از جمله فلسفه سیاسی، اخلاق، متافیزیک، هستی شناسی، منطق، زیست شناسی، فصاحت و بلاغت، و زیبایی شناسی درآمیخته است. یونان در نزد دانشمندان و بسیاری از مردم جهان زادگاه فلسفه محسوب می گردد و بسیاری از آثار ارزشمند فلسفی حاصل تلاش فیلسوفان شهیر یونانی است.
پس از ده ها قرن از حیات فیلسوفان یونانی، تأثیرات تفکرات فیلسوفان یونانی در آثار فیلسوفان معاصر مشاهده می شود. آتن خاستگاه معنویت یونانی و پیشگام تفکر فلسفی می باشد و اوج فلسفه یونان در قرن ۴ پیش از میلاد یعنی در زمان ظهور سقراط، افلاطون و ارسطو بوده است. اگرچه پیش از افلاطون و سقراط نیز فیلسوفانی چون هراکلیت، طالس و انکسیمانوس نیز می زیسته اند. اما بیشتر متفکران فلسفه غرب را با فلاسفه یونانی آغاز می کنند و در واقع می پندارند که افکار و نظرات افلاطون و ارسطو تأثیرات شگرفی بر فلسفه غرب داشته است.
تأثیر فلسفه یونان بر فلاسفه مسلمان نیز بسیار بوده است. اولین فیلسوف مسلمان که از رسالات افلاطون اقتباس نموده بود، «ابویوسف کندی» بوده که در قرن دوم هجری می زیسته است. فارابی معلم ثانی (قرن سوم هجری) در افکار و نظریاتش از فیلسوفان یونان به ویژه افلاطون تأثیرپذیری زیادی داشته است. علاوه بر فیلسوفان یاد شده ابوالحسن عامری، ابن سینا، ابوعلی مسکویه، ابن فاتک، ابن هندو، ابوالبرکات بغدادی، غزالی، ابن باجه و ابن رشد از فیلسوفان یونانی متأثر بوده اند.
کنوانسیون اصطلاحات فیلسوفانی که قبل از سقراط فعال بودند، پیش از سقراط با انتشار 1903 Fragmente der Vorsokratiker، هرمان الکساندر دیلس مالی کسب می کردند. هرچند این اصطلاح با افلاطون و ارسطو و سقراط ) با عنوان "مدرسه آتن" شناخته می شود، یک تغییر عمیق در موضوع و روش های فلسفه ایجاد کرد. تز فریدریش نیچه که این تغییر با افلاطون و نه سقراط شروع شد از این رو، طبقه بندی او از "فلسفه پیش از سسقراط") مانع غلبه بر تمایز "پیش از سقراط" نشده است.
در این صفحه فهرستی از شخصیت ها، مکان ها و رویدادهای افسانه ای یونان باستان را می بینید. با کلیک روی هر پیوند، به صفحهٔ مخصوص آن بروید.
آئروپه، (به یونانی: Αερόπη) دختر کاترئوس (پادشاه کرت).
آئیتس، (به یونانی: Αἰήτης)، پادشاه کولخیس.
آپولون، (به یونانی: Ἀπόλλων, Apóllōn؛ یا Ἀπέλλων, Apellōn)، خدای روشنایی (خورشید)، هنرها و پیشگویی در یونان باستان.
آپولو.
فویبوس
ضبط نام ها به فارسی در این فهرست براساس ضبط نام ها در تاریخ تمدن جلد دوم یونان باستان نویسنده: ویل دورانت، سرویراستار محمود مصاحب است.
او پنجاه و یک پسر داشت و زئوس همهٔ آن ها را با صاعقه کشت. لایکائون، زئوس را به شام دعوت کرد. اما شاه کاملاً مطمئن نبود که او حتماً زئوس باشد؛ بنابراین برای امتحان قدرتش؟ سعی کرد به او گوشت آدم بخوراند. زئوس از کوره دررفت و پسران او را کشت و خود او را به گرگ تبدیل کرد؛ و جالب است بدانید که خاستگاه واژهٔ lycanthrope که در توصیف پدیدهٔ گرگ انسان به کار می رود از نام این پادشاه گرفته شده است.
برخی از این بزرگان، لزوما یونانی نبوده بلکه آثارشان را به زبان یونانی نوشته اند.
فیثاغورث، فیلسوف و ریاضی دان یونانی، رابطه بین ضلعهای مثلث قائم الزوایه را کشف کرد. ۵۵۰ پیش از میلاد.
آناکسیمنس اهل سیلتوس، فیلسوف یونانی، واقع در آسیای صغیر (ترکیه کنونی)، سعی می کند که آغاز جهان و ساختار آن را کشف کند.او نتیجه می گیرد که هوا مهم ترین ماده جهان است. ۵۴۵ پیش از میلاد.
آیسوخلوس، نمایشنامه نویس یونانی، را برای موضوع نمایشنامه هایش، مورد استفاده قرار می دهد. مشهورترین نمایشنامه او به نام «اورستیا» سرگذشت یک خانواده سلطنتی را در طول جنگ تروا نشان می دهد. ۵۲۴ - ۴۵۶ پیش از میلاد.
آناکساغورس، ستاره شناس یونانی، متوجه می شود که نور ماه انعکاس نور خورشید است. پریکلس، سردار آتنی، واریپیدس (اریپید)، تراژدی نویس نامدار، در محضر وی تعلیم می یابند. ۴۲۸ - ۵۰۰ پیش از میلاد.
سوفوکلس، تراژدی نویس نمایشنامه می نویسد. معروفترین نمایشنامه او «ادیپ شهریار» نام دارد که سرگذشت پادشاهی را که ندانسته پدر خود را به قتل می رساند و با مادر خود ازدواج می کند، به تصویر می کشد. در حدود ۴۰۶ - ۴۹۶ پیش از میلاد.
اوریپیدس، تراژدی نویس یونانی، نمایشنامه هایی را بر پایه اساطیر یونان می نویسد. مشهورترین نمایشنامه وی، «مدیه»، داستان ساحره ای است که فرزندان خود را به قتل می رساند. در حدود ۴۰۶ - ۴۸۶ پیش از میلاد.
فیدیاس، مجسمه ساز یونانی، مجسمه هایی برای معبد پارتنون در آکروپولیس آتن. در حدود ۴۳۰ - ۴۹۰ پیش از میلاد.
سقراط، فیلسوف یونانی و ملقب به پدر فلسفه، در آتن به تدریس می پردازد. مقامات آتن از عقاید او به خشم می آیند و او را به مرگ محکوم می کنند. او با نوشیدن شوکران، خودکشی می کند. در حدود ۳۹۹ - ۴۷۰ پیش از میلاد.
آریستوفانس (آریستوفان)، نمایشنامه نویس یونانی، در نمایشنامه های کمدی اش مسائل روز را در قالب طنز مورد بحث قرار می دهد. برای مثال، نمایشنامه «ابرها»، فلاسفه آتن را به طنز می کشد. در حدود ۳۸۵ - ۴۵۰ پیش از میلاد.
افلاطون، فیلسوف یونانی، نخستین دانشگاه، «آکادمی»، را در آتن دایر می کند و مردان جوان در آن به تحصیل فلسفه می پردازند. وی در رساله «محورات»، مجموعه مباحثات استاد خویش، سقراط، را با اهالی آتن به رشته تحریر در می آورد. او با انتشار «رساله جمهوریت» به بیان عقاید خویش دربارهٔ نحوه اداره یک حکومت ایده آل می پردازد.
در زبان یونانیان قدیم، کلمه فلسفه به معنی «عشق به دانایی» است. در طول سال های ۳۰۰ - ۵۰۰ قبل از میلاد، تمامی علوم عقلانی رونق یافتند. در ۳۴۷ - ۴۲۷ پیش از میلاد.
در حدود ۱۶۸ - ۹۰ قبل از میلاد، بطلمیوس در شهر اسکندریه مصر، که به دست یونانیان بنا شده بود، با استفاده از طول و عرض جغرافیایی، نقشه ای از جهان شناخته شده آن زمان، ارائه می دهد. در حدود ۱۴۴ - ۱۲۷ پیش از میلاد.
دینون
تالس ملطی
آناکسیماندر ملطی
آناکسیمنس ملطی
فیثاغورس
پارمنیدس
امپدوکلس
آناکساگوراس
گرگیاس
هراکلیت
هیپیاس
پروتاگوراس
آناتوس
آریستوفانس
تیائیتوس
آنتیفون
کلینیاس
زنوفانس
زنون الئایی
دموکریتوس
آناکسیماندروس
سقراط
زنوفون
افلاطون
ديوگنس لائرتيوس (ديوجانوس) (دیوژن)
ارسطو
اپیکور
كسنوفانس كولوفونى
معماری یونان باستان
نام و شهرت خدایان یونانی مذهب یونانی ها یک پدیده طبیعی گسترش یافته بود.خدایان یونانی ها شخصیت یافته یک عنصر ویژه بودند یا به عنوان قهرمان شناخته شده بودند و هر شهر یا منطقه اولویت ها، مراسم و سنت های خود را داشت. هیچ مقام کشیشی در آن دوره رایج نبود و کشیش ها عضای یک طبقه انتصاری نبودند ولی زندگی معمولی اجتماع را هدایت می کردند. اسامی خدایان اصلی یونان و آنچه بدان مشهورند به شرح زیر است:
زئوس(zeus)- عالی ترین خدایان و فرمانروای آسمان ها
هرا(Hera)- همسر زئوس، خدای ازدواج



چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

یونان باستان در دانشنامه آزاد پارسی

یونان باستان (Greece, ancient)
آکروپولیس، آتن
آکروپولیس، آتن
تمدنی باستانی که ۲۵۰۰ سال پیش در کرانه های دریای ایونی۱ و دریای اژه۲ (یونان و ساحل غربی ترکیۀ کنونی) شکوفا شد. گرچه جمعیت یونان باستان هرگز از مرز ۲میلیون نفر نگذشت، اما نوآوری های شگرف در فلسفه، سیاست، علوم، معماری و هنر از ویژگی های یونان باستان است.منشأ و مبدأ. با زوال تمدن موکنایی یا میسنی۳ (ح ۱۱۰۰ـ۱۴۰۰پ م)، موجی از مهاجمان شمالی منطقه را اشغال کردند؛ این اقوام ـ آخایایی ها۴، آیولی ها۵، ایونیایی ها۶ و دوری ها۷ ـ در پیش از تاریخ به سر می بردند؛ از این رو اطلاع چندانی از عصر تاریک۸ تا ۸۰۰پ م نداریم؛ از این تاریخ، آنان دارای خط و نگارش شدند و یک جانشین شدند. روستاهای آن ها به دولت ـ شهرهایی با مرکزیت بازار و آکروپولیس۹ (ارگ شهر) برای دفاع تبدیل شدند. موقعیت جغرافیایی کوهستانی و رقابت تنگاتنگ بر سر زمین های حاصل خیز از یکپارچگی شهرها جلوگیری کرد و سبب شد یونانیان به دریا روآورند. در ۷۵۰ـ۵۵۰پ م آنان سوداگران بزرگی شدند که روغن زیتون، شراب و پارچه صادر و غلات، الوار، فلزات و برده وارد می کردند. در سراسر سواحل مدیترانه و دریای سیاه مهاجرنشین های یونانی ساخته شد. نیرومندترین دولت ـ شهرها آتِن، با قدرتمندترین نیروی دریایی، و اسپارت با توانمندترین جنگاوران بودند.
جنگ با امپراتوری هَخامَنِشی. پس از ۵۴۵پ م، ایران شهرهای ایونیا در آسیای صغیر را تصرف کرد. شورش ناموفق آنان (۴۹۴ـ۴۹۹پ م) به کمک آتِنی ها سبب حملۀ داریوش اول، شاهنشاه ایران، به یونان در ۴۹۰پ م شد؛ اما آتِنی ها در جبهۀ ماراتون۱۰ او را شکست دادند. حملۀ دیگر ایرانیان در زمان خشایارشا به شکست دریایی وی در سالامیس۱۱ (۴۸۰پ م) و در خشکی در جبهۀ پلاته۱۲ (۴۷۹پ م) انجامید. شهرهای ایونیا آزاد شدند و با آتن اتحادیه ای دریایی به نام اتحادیۀ دِلوسی۱۳، تشکیل دادند. تمدن یونانی در آتِن قرن ۵ به اوج شکوفایی رسید که آن دوره به «عصر زَرّین۱۴» مشهور شد.
حکومت. یونانیان قدیم گرچه زبان و دین مشترک داشتند، ولی هرگز کشور واحد تشکیل ندادند. دولت ـ شهرها استقلال نظام های سیاسی مختلف خود را حفظ کردند. اغلب آن ها از پادشاهی به حکومت اشراف زمین دار، و از آن به اُلیگارشی۱۵ (حکومت گروهی اندک از ثروتمندان) یا دِموکراسی رسیدند. حکومت اِسپارت، الیگارشی نظامی با پادشاهان موروثی بود. آتِن نمونۀ موفق ترین دموکراسی بود؛ جایی که سولون۱۶ در آن مجموعۀ قوانینی را به اجرا گذاشت (۵۹۴پ م) و کلیس تِنِس۱۷ قانون اساسی دموکراتیک را در ۵۰۷پ م برقرار ساخت. همۀ شهروندان آتِن در مجمع قانون گذاری، خدمت می کردند، و هر سال ۵۰۰ نفر، به حکم قرعه، از بین آنان برای تشکیل شورای حاکم انتخاب می شدند. دموکراسی آتِن انحصاری بود (زنان و بردگانْ شهروند محسوب نمی شدند)، اما آرمان های سیاسی پایدار حکومت مردم، تساوی در برابر قانون و محاکمه با حضور هیئت منصفه از آن ریشه گرفتند.
دین. یونانیان اعتقاد داشتند که خدایان و الهگان جاویدان با قدرت های فراانسانی بر آنان نظارت دارند و رویدادها را هدایت می کنند. اساطیر پیچیده ای به خدایان اصلی افزوده شد؛ خدایانی که تصور می شد در کوه المپ۱۸ زندگی می کنند، همچون زئوس۱۹، هِرا۲۰، آرِس۲۱، آفرودیت۲۲، و آپولون۲۳. در پرستش گاه هایی کاهن ها و کاهنه ها مدعی پیش گویی آینده بودند. جشنواره های مذهبی همواره با رویدادهای ورزشی، همچون بازی های اُلَمپیک، همراه بودند. یونانیان بیشتر به دو و میدانی، مشت زنی، کُشتی و اَرابه رانی علاقه داشتند.
فرهنگ. یونانی ها، به ویژه آتِنی ها، رشد و خلاقیت فردی را تشویق می کردند. از شهروندان انتظار خواندن و نوشتن داشتند. مدارس ویژۀ فن سخنوری، موسیقی، حقوق و پزشکی آموزش می دادند. متفکران یونانی، چون اَفلاطون و اَرَسطو، پایه و اساس فلسفه و علوم را گذاشتند. تکامل نظام مند خرد و اندیشه، آثار پیش گامی در هندسه، زیست شناسی، فیزیک، و تاریخ خلق کرد. هنر با دریافتی از زیبایی براساس اندیشه های نظم و تناسب دگرگون شد. نویسندگان یونانی شکل های نوین بیان، مانند نمایش نامه و شعر حماسی را خلق کردند که به الگویی برای ادبیات بعدی غربی تبدیل شد.
انحطاط. پریکلس۲۴، رهبر دِموکرات آتن (۴۵۵ـ۴۲۹پ م)، کوشید آتِن را به امپراتوری تبدیل کند. بدگمانی به بلندپروازی های او به جنگ پلوپونزی۲۵ (۴۳۱ـ۴۰۴پ م) انجامید، که به عصر زَرّین پایان داد و قدرت نظامی آتن را نابود کرد. اِسپارت به قدرت برتر یونانی تبدیل شد؛ تا این که خود مغلوب تبس (طیوه)۲۶ (۳۷۸ـ۳۷۱پ م) شد. جنگ های مداوم بین شهرها به فیلیپ دوم مقدونی۲۷ فرصت داد تا یونان را در ۳۳۸پ م تسخیر کند. فرزند او اِسکَندَر، امپراتوری ای نظامی پدید آورد که تا هند وسعت داشت. همین امر سبب گسترش فرهنگ یونانی در سراسر جهان شد. در قرن ۳پ م، دولت ـ شهرها کوشیدند استقلال خود را در برابر مَقدونیه، مِصر و روم از طریق تشکیل فدراسیون هایی، مانند اتحادیۀ آخایایی۲۸ و اتحادیۀ اِتولیایی۲۹ حفظ کنند؛ اما اغلب درگیر جنگ با یکدیگر بودند. روم، یونان را در ۱۴۶پ م منضم کرد و دولت ـ شهرها نقش سیاسی خود را به کلی ازدست دادند، اما رومی ها بخش عمدۀ مذهب، فلسفه و هنر یونانی را وام گرفتند. از این رو، برخی از جنبه های اصلی تمدن یونان حفظ شد و آن را با جامعۀ امروزی می توان پیوند زد.Ionian SeaAegean SeaMycenaeanAchaeansAeoliansIoniansDoriansDark AgeAcropolisMarathonSalamisPlataeaDelian LeagueGolden AgeOligarchySolonCleisthenesMount OlympusZeusHeraAresAphroditeApolloPericlesPeloponnesian WarThebesPhilip II of MacedonAchaean LeagueAetolian League

یونان باستان در جدول کلمات

مورخ یونان باستان ملقب به پدر علم تاریخ
هرودت

یونان باستان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ستاره > سما
حسن قاسمی > راهیابی
نرجس عبادی > stunned speechless
مجتبی > مجتبی قمچقایی
مجتبی > مجتبی
Amirhossein > refine
Shiva > taught
Fati > روانشناسی

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی یونان باستان   • مفهوم یونان باستان   • تعریف یونان باستان   • معرفی یونان باستان   • یونان باستان چیست   • یونان باستان یعنی چی   • یونان باستان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یونان باستان
کلمه : یونان باستان
اشتباه تایپی : d,khk fhsjhk
عکس یونان باستان : در گوگل


آیا معنی یونان باستان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )