انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1069 100 1

یونس

/yunes/

معنی اسم یونس

اسم: یونس
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: عبری
معنی: (تلفظ: yuno (e) s) (سریانی ؟) سوره ی دهم از قرآن کریم، دارای صد و نه آیه، (در اعلام) یونس (ع) پسر متی ملقب به ذوالنون (= صاحب ماهی) یکی از انبیای بنی اسرائیل یونا - کبوتر، نام پسر امتای، یکی از پیامبران بنی اسرائیل، نام سوره ای در قرآن کریم، جیژ

معنی یونس در لغت نامه دهخدا

یونس. [ ن ُ ] (عبری ، اِ) به معنی کبوتر است. (از قاموس کتاب مقدس ).

یونس. [ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سامن شهرستان ملایر، واقع در 24000گزی جنوب شهر ملایر، کنار خاوری راه شوسه ٔ ملایر به بروجرد. سکنه ٔ آن 593 تن. آب آن از چشمه و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5). نام محلی کنار راه ملایر و بروجرد، میان سامن و چوقانی ، در 404هزارگزی تهران. (یادداشت مؤلف ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) نام سوره ٔ دهم از قرآن مجید، پیش از سوره ٔ هود و پس از سوره ٔ توبه. و خود دارای 109 آیه است و در مکه نازل شده و با این آیه آغاز می شود: الَّر تلک آیات الکتاب الحکیم. (یادداشت مؤلف ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن ابراهیم وفراوندی. ابن ندیم در الفهرست ذکر او کرده است. او راست : «الشافی فی علوم القرآن » و «الوافی فی العروض و القوافی ». (از معجم الادباء چ مصر ج 20 ص 68).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن ابی عمر اصفهانی ، معروف به یونس اصفهانی. از محدثان بود و احادیثی از آن حضرت روایت کرده است. (از ذکر اخبار اصبهان ص 354).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن ابی فروة. رجوع به یونس (ابن محمدبن کیسان...) شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن احمدبن رسته مغازلی ، مکنی به ابوالحسن. شیخی ثقه و از محدثان بود و به سال 321 هَ. ق. درگذشت. (از ذکر اخبار اصبهان ص 346).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن احمد محلی ازهری کفراوی شافعی ، معروف به یونس مصری. فقیه بود و به علم حدیث اشتغال داشت. در محلةالکبرای مصر در سال 1029 هَ. ق. به دنیا آمد و در همانجا و سپس در الازهر به تحصیل پرداخت. آنگاه به سال 1070 هَ. ق. به دمشق رفت و از محضر برخی از علمای آنجا کسب علم کرد و پس ازآن در جامع اموی تدریس حدیث را به عهده گرفت و به سال 1120 هَ. ق. در دمشق درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن بدران بن فیروزبن صاعد شیبی قرشی حجازی الاصل ، مکنی به ابوالولید و معروف به جمال الدین مصری. قاضی القضاة دمشق. وی در سال 555 هَ. ق. در مصر به دنیا آمد و از سلفی و جز وی دانش آموخت و در شام وکالت سلطنتی را بر عهده گرفت و پس ازآن در امینیه و عادلیه به تدریس پرداخت و به نمایندگی از سوی الملک العادل نزد خلیفه و پادشاهان روم و کشورهای شرق رفت. کتاب «الام » شافعی را تلخیص کرد و درباره ٔ فرائض تصنیفاتی دارد. پس از مرگ الملک العادل به سال 619 هَ. ق. از طرف الملک المعظم به قاضی القضاتی شام رسید و به سال 623 هَ. ق. در دمشق درگذشت و در خانه ٔ خود به خاک سپرده شد. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن بُکَیْربن واصل شیبانی ، مکنی به ابوبکر. مورخ و از حافظان حدیث و از مردم کوفه و از مصاحبان جعفربن یحیای برمکی بود. یافعی و ذهبی او را صاحب «المغازی » دانسته اند. مرگ یونس به سال 199 هَ. ق. بود. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن حبیب الضبی ، مکنی به ابوعبدالرحمان. امام نحویان بصره در روزگار خویش بود و محضر او مجمع اهل ادب و نحو و تحقیق و مرجع رفع مشکلات ادیبان و نحویان بود. سیبویه ازمحضر او کسب علم کرده و در کتاب خود از او روایت دارد و نیز کسایی و فراء و ابوعبیده و ابوزید انصاری وجز آنان و همچنین فقها از محضر او استفاده کرده اند.او در عربیت شیوه ها و قیاسهایی داشت که مخصوص خودش بود. وی را تألیفات سودمند بسیاری بود که از آن جمله است : 1- معانی القرآن (بزرگ ). 2- معانی القرآن (کوچک ). 3- کتاب اللغات. 4- کتاب النوادر. 5- کتاب الامثال. وی به سال 80 هَ. ق. به دنیا آمد و به سال 182 هَ. ق. در 102سالگی درگذشت. (از معجم الادباء ج 19 ص 67). حلقه ٔ درس او به بصره بود. طلاب علم و اهل ادب و فصحای اعراب و وفود بادیه از راههای دور به خدمت او شتافتند. من [ابن ندیم ] به خط عبداﷲبن مقله خواندم که از ابوالعباس ثعلب روایت کرده است. عمر یونس از صد درگذشت و به سبب پیری از کار افتاده بود و به سال صد و هشتادوسه درگذشت و در عمر خود زن نکرد و سریه نیز نگزید و همت او جز در طلب علم و محادثه ٔ رجال علم صرف نشد.(از فهرست ابن الندیم ص 63). و رجوع به روضات الجنات ص 272 و ابن خلکان ج 2 ص 603 و فهرست عقدالفرید و فهرست البیان و التبیین و فهرست الموشح و اعلام زرکلی شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن حبیب بن عبدالقاهربن عبدالعزیز. از راویان بود و احادیثی از آن حضرت (پیغمبر) روایت کرده. وی به سال 267 هَ.ق. در مدینه درگذشت. (از ذکر اخبار اصبهان ص 345).

یونس. [ن ُ ] (اِخ ) ابن حسن مصری. از متصوفان بود و کتاب «غایات السرائر و آیات البصائر» از اوست که به سال 896 هَ. ق. از تألیف آن فراغت یافت. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن حسین بن علی بن محمدبن زکریا، ذوالنون زبیری واحی (یا الواحی ) مصری شافعی. فاضل بود و به حدیث و فتوا اشتغال داشت. وی به سال 755 هَ. ق. در قاهره به دنیا آمد و به سال 842 هَ. ق. در همانجا درگذشت. وی کتاب «ردع الجهال عن اشرف العمال » را تألیف کرد و به استفتا درباره ٔ حوادث سخت حریص بود و چندان از فتواها گرد آورد که اگر آنها را تألیف می کرد از پنج مجلد بیشتر می شد، از این روی ابن فهد او را ابوالفتاوی نامید. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن خلیل یا شیخ یونس بن خلیل. او راست : «معیار الاخبار و الاسرار» در تصریف ، به زبان ترکی. (از یادداشت مؤلف ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن سالم بن یونس خیاط قرشی.از مخضرمین و از شاعران عصر بنی امیه و بنی عباس و شاعری نغزگوی و ظریف و هجوسرا بود. به وسیله ٔ عبداﷲبن مصعب بن زبیر به درگاه مهدی خلیفه رسید و شعر خود را بر وی خواند. پدر وی نیز شاعر بود و یونس عاق پدر بودو در حق یکدیگر شعرها دارند. روزی در محضر پدر و یاران وی این چند شعر برخواند تا او را به خشم آورد:
یا سائلی مَن ْ أنا أو مَن ْ یناسبنی
انا الذی ما له اصل و لا نسب
الکلب یَختال ُ فخراً حین یُبصرُنی
فَالکلب ُ اکرَم ُ مِنی حین َ ینتسب ُ...
لو قال لی الناس طرّاً انت الاسنا
لم یشططِ الناس فی هذا و لاکذبوا.
(از معجم الادباء ج 20 صص 67-68).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن کردبن شهریار، معروف به یونس کاتب. از فرزندان هرمز و کاتب و شاعر و در علم موسیقی استاد بود. در مدینه بزرگ شد و سکنی گزید. در تجارت به شام مسافرت کرد و ولیدبن یزید (پیش از رسیدن به خلافت ) از او دعوت کرد و مقدم او را گرامی داشت و پس از رسیدن به ولایت نیز او را پیش خود فراخواندو پس از قتل او یونس دوباره به مدینه برگشت و در آنجا در حدود سال 135 هَ. ق. درگذشت. او نخستین کسی است که در زبان عربی قوانین موسیقی را تدوین کرد و کتابی درباره ٔ «اغانی » و صاحبان آن اغانی تألیف کرد که اصفهانی درباره ٔ آن گفته است : آن اصلی است که موردعمل قرار می گیرد و مرجع احکام موسیقی است. (از اعلام زرکلی ). پدرش سلیمان نام داشت و مکنی به ابوسلیمان و از مردم فارس بود. وی را کتب مشهوری است در اغانی و مغنیان. و گویند ابراهیم ماهان پدر اسحاق موصلی فن غنا را از او اخذ کرده و از کتب اوست : کتاب مجرد یونس. کتاب القیان. کتاب النغم. (از فهرست ابن الندیم ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبدالاعلی بن موسی بن میسرة، الصدفی ، مکنی به ابوموسی. یکی ازاعاظم فقیهان شافعی و از اصحاب امام شافعی و از اهالی مصر بوده ، فقه و حدیث و دیگر علوم را از امام شافعی فراگرفته و از وی روایت کرده است. در علم قرائت نیز متبحر بوده است. یونس به سال 170 هَ. ق. متولد شد و به سال 264 هَ. ق. درگذشت. و رجوع به تاریخ ابن خلکان ج 2 صص 605-606 و اعلام زرکلی (یونس صدفی ) شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمان قمی. از مشهورترین محدثان شیعی مذهب است. وی بارها به ایفای اعمال حج و عمره موفق گردید و به سال 208 هَ. ق. در مدینه ٔ منوره درگذشت. گویند به دست خود 1000 جلد کتاب نوشته است که مهم ترین آنها: علل الحدیث ، اختلاف الحدیث ، الجامع الکبیر است. (از قاموس الاعلام ترکی ). و ابن الندیم می نویسد: وی از اصحاب موسی بن جعفر علیه السلام و از موالی آل یقطین بود. علامه ٔ زمان خویش به شمار می رفت و صاحب تصنیفات بسیار درباره ٔ مذهب شیعه بود. از جمله ٔ کتب اوست : کتاب علل الاحادیث. کتاب الصلاة. کتاب الصیام. کتاب الزکاة. کتاب الوصایا و الفرائض. کتاب جامعالاَّثار. کتاب البداء. (از ابن الندیم ). مرحوم اقبال آشتیانی می نویسد: یونس بن عبدالرحمان از بزرگترین رجال شیعه واز مصنفان مشهور این طایفه است که در عهد خلافت هشام بن عبدالملک (105-125 هَ. ق.) تولد یافته و از معاصران حضرت صادق و امام موسی کاظم و از وکلا و خواص امام علی بن موسی الرضا بوده و قریب به سی کتاب در مواضیع مختلف از جمله در باب امامت و رد بر غُلات تألیف داشته و او را شیعه در آن عصر مانند سلمان فارسی در عصر حضرت رسول می شمردند. یونس بن عبدالرحمان و اصحاب او یعنی یونسیه را هم مخالفین شیعه از مشبهه می شمارند. (از خاندان نوبختی ص 82). و رجوع به الفرق بین الفرق صص 52-53 و مقالات اشعری ص 35 و ابن ابی الحدید ج 1 ص 295و رجال کشی صص 301-311 و رجال طوسی صص 311-312 شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبدالقادر رشیدی اشری. او راست : تحفة اهل المعرفة بفضائل یوم عرفة. (از یادداشت مؤلف ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمدبن مغیث ، معروف به ابن صفار و مکنی به ابوالولید. قاضی اندلسی و از مردم قرطبه بود و به سال 338 هَ. ق. متولد شد و از متصوفان و دانشمندان حدیث است. در بطلیوس و حومه ٔ آن قضاوت داشت و از آن پس خطیب جامعالزهراء شد. هشام بن محمد مروانی خلیفه به سال 419 هَ. ق. او را در قرطبه مقام قضاوت و وزارت داد ولی سرانجام تنها به شغل قضا اکتفا کرد تا به سال 429 هَ. ق. درگذشت. تصنیفاتی دارد که از آن جمله است : 1- الموعب ، در شرح الموطاء. 2- فضائل المنقطعین الی اﷲ عز و جل. 3- التسلی عن الدنیا بتأمیل خیر الاَّخرة. 4- الابتهاج بمحبة اﷲ تعالی. 5- التیسیر و التسبیب و الاختصاص و التقریب. 6- فضائل المتهجدین. اشعاری شیوا درباره ٔ زهد و مانند آن نیز دارد. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبدالمجیدبن علی بن داود هذلی ، ملقب به سراج الدین و معروف به ارمنتی. قاضی و عارف به فقه و ادبیات بود. در ارمنت به سال 644 هَ. ق. به دنیا آمد و نخست در قوص و سپس در قاهره به تحصیل فقه پرداخت. و آنگاه به قضای اخمیم و بهنسا و بلبیس و سرانجام قوص رسید. دارای فضایل اخلاقی بود و به سال 725 هَ. ق. درقوص به سبب گزیدن مار درگذشت. مردی خوش محضر بود و تألیفاتی دارد، از آن جمله است : 1- المسائل المهمة فی اختلاف الائمة. 2- الجمع و الفرق. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبدالوهاب بن احمدبن ابی بکر عَیثاوی شافعی. فقیه بودو لقب مفیدالطالبین و خطیب المسلمین یافت. او را تألیفاتی است که از آن جمله است : 1- الجامع المغنی لاولی الرغبات ، در فقه شافعی. 2- شرح العنایة. 3- شرح الورقات. 4- تصحیح الغایة. 5- توضیح التصحیح. 6- دیوان خطبه ها. یونس شعر نیز می سرود ولی در زبان ضعیف بود. وی در دمشق به سال 976 هَ. ق. درگذشت. تولد او نیز به سال 898 هَ. ق. در همین شهر بود. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عبیدبن دینار عبدی بصری ، مکنی به ابوعبداﷲ یا ابوعبید. از حافظان حدیث و از ثقات و خود از یاران حسن بصری و از مردم بصره بود. ذهبی او را یکی از اعلام الهدی وصف کرده است. و بزرگان آل عباس جنازه ٔ او را بر گردن خود حمل کردند. او در حدود 200 حدیث دارد و به سال 139 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ). مؤلف صفةالصفوة می نویسد: وی از محدثان بود و سخنانی پندآمیز ازاو نقل کرده اند، از جمله در هنگام مرگ به دو پای خود نگریست و گریست. سبب گریه را از وی پرسیدند. گفت من پاهای خود را در راه خدا برنداشتم. حسان از قول سعیدبن عامر گوید: یونس گفت : «میزان پرهیزکاری و تقوای مرد را در هنگام سخن گفتن از کلام او درک می کنم ». یونس به قول انس بن مالک استناد می جست و حدیث های بسیاری از حسن و ابن سیرین و عطاء و عکرمه و جز آن روایت کرد و به سال 139 هَ. ق. و به روایتی به سال 134 هَ.ق. درگذشت. (از صفةالصفوة ج 3 صص 222-228). و رجوع به عقدالفرید فهرست ج 3 و عیون الاخبار فهرست ج 2 و 3 و تاریخ الخلفاء ص 180 و البیان و التبیین فهرست ج 3 شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن عطیه ٔ حضرمی قاضی ، مکنی به ابوکثیر. از فقیهان بزرگ و از نجیب زادگان حضرموت در مصر بود. مدت یک سال و هفت ماه قضای آنجا را داشت. سیوطی او را در شمار مجتهدان بزرگ و پیشوایان آورده است. مرگ وی به سال 86 هَ. ق. بود. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن متی. ذوالنون. (دهار) (مجمل اللغة). نام پیغمبری که به تازی ذوالنون نیز گویند. (از ناظم الاطباء). نام پیغامبری از بنی اسرائیل که پس از سلیمان (ع ) بر اهل نینوی مبعوث شدو بی فرمان از میان قوم برفت و برای این ترک اولی ماهی نون او را بیوبارید و چهل روز در شکم ماهی بماند و سپس توبه کرد و خدای تعالی توبه ٔ او برآورد و نافرمانی او ببخشید و از شکم ماهی رهایی داد. به همین سبب او را ذوالنون و صاحب الحوت لقب داده اند که به معنی خداوند ماهی و همدم ماهی باشد و در قرآن کریم بدین دولقب از وی یاد شده است. (یادداشت مؤلف ). خداوند وی را مأمور فرمود که رفته برضد نینوی نبوت نماید (هنگام سلطنت یربعام دوم یا در سال 825 ق.م.). آن حضرت بسیار ساعی بود که از این مأموریت استعفا دهد. برای فرار سوار کشتی شد اما به طوفان عظیمی مبتلا و به خواهش خودش به دریا انداخته شد و ماهی عظیمی وی را بلعید و پس از سه روز به ساحلی که محتملاً به صیدون نزدیک بود افکند. و دوباره مأموریت یافت و به نینوی رفت و به هدایت قوم پرداخت ، ولی به سبب تأثیر نکردن تبلیغش متأثر و منفعل شد و در نتیجه خداوند لطف خود دوباره از او بازگرفت. عموم مفسرین او را نخستین پیغمبر قانونی دانسته اند که از مدتها پیش از مأموریت نینوی در اسرائیل نبوت نموده است. (از قاموس کتاب مقدس ). ناصرخسرو درباره ٔ قبر یونس نوشته است : چون از زیارت آن موضع [ کوهی که در نزدیکی شهر طبریه قرار دارد ] برگشتم به دیهی رسیدم که آن را کفرکنه می گفتند و جانب جنوب این دیه پشته ای است و بر سر آن پشته صومعه ای ساخته اند نیکو و دری استوار بر آنجا نهاده و گور یونس نبی علیه السلام در آنجاست. (سفرنامه چ دبیرسیاقی ص 22) : ماینبغی لعبد أن یقول أنا خیر من یونس بن متی. (حدیث نبوی ، صحیح مسلم ج 7 صص 101-102).
یکی یعقوب بِن اسحاق و دیگر یوسف چاهی
سیم ایوب پیغمبر، چهارم یونس متی.
منوچهری.
یونس به بطن ماهی و یوسف میان چاه
موسی میان تیه و محمد میان غار.
امیرمعزی.
من ز بلخ آن چنان شدم به سرخس
به بلا و عنا و حسرت و هم
که گنه کار یونس بن متی
به سوی نینوی ز ساحل یم.
سنایی.
مستغرق نعیم وی اند اهل هنگ و هوش
از غم نجات یافته چون یونس از نهنگ.
سوزنی.
ازدلو یوسفی بجهد آفتاب و چشم
بر حوت یونسی به تماشا برافکند.
خاقانی.
چون ماهی ار بریده زبانی دلت به جاست
دل در تو یونس است زبان دان صبحگاه.
خاقانی.
ماهی چو صدف گرش فروخورد
چون یونسش از دهان برافکند.
خاقانی.
چون یوسف از دلو آمده در حوت چون یونس شده
از حوت دندان بستده بر خاک غبرا ریخته.
خاقانی.
گفت پیغمبر که معراج مرا
نیست از معراج یونس اجتبا.
مولوی.
وقت است خوش آن راکه بود ذکر تو مونس
ور خود بود اندر شکم حوت چو یونس.
سعدی.
قضا نقش یوسف جمالی نکرد
که ماهی گورش چو یونس نخورد.
سعدی (بوستان ).
نینوی بر کنار دجله نهاده اند، دورش شش هزار گام است و مشهدیونس پیغمبر در قبلی آن شهر است و از شهر تا آن مشهد هزار گام است بی کم و زیاد. (از نزهةالقلوب ج 3 ص 106).
- یونس در (اندر) دهان ماهی شدن ؛ کنایه از رفتن روز و آمدن شب باشد . (برهان ) (آنندراج ) :
یونس اندر دهان ماهی شد
همچنان مونس الهی شد .
سعدی.
قرص خورشید در سیاهی شد
یونس اندر دهان ماهی شد.
سعدی (گلستان ).
و رجوع به قاموس الاعلام ترکی و قاموس کتاب مقدس و تاریخ گزیده صص 58-59 شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن کیسان ، ملقب به ابوفروة. جد او ابوفروة از موالی عثمان خلیفه بود. او در مدینه بزرگ شد.سپس کاتب عیسی بن موسی برادرزاده ٔ سفاح گشت. و با ابن المقفع و بشاربن برد و حماد راویه و دیگر ادبا و شعرا آمیزش داشت. آنان گرد هم می آمدند و شراب می خوردندو شعر می گفتند و یکدیگر را هجو می کردند. و همه از نظر دینی متهم به زندقه بودند. سید مرتضی شریف گفته : یونس کتابی در معایب عرب و عیوب اسلام به زعم خود نوشت و آن را نزد پادشاه روم برد و از وی پول گرفت. مرگ وی در حدود سال 150 هَ. ق. بود. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن محمد، معروف به قَسْطَلّی و مکنی به ابوولید. شاعر فحل اندلسی و از مؤلفان و نویسندگان بود. به سوی مشرق رفت و کاتب برخی از والیان شد. یونس ازمردم دیه قسطلة بود که از دیه های الجزیرة الخضراء است و به سال 576 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن محمدبن منعةبن سعدبن قیس ، ملقب به رضی الدین اربلی. پدر شیخ عمادالدین ابوحامد محمد و کمال الدین ابوالفتح موسی ، از مردم اربل بود. به موصل عزیمت کرد ودر خدمت ابن خمیس کعبی جهنی علم فقه آموخت و بسیاری از کتابها و مسموعاتش را از وی شنید، آنگاه به بغدادرفت و در مدرسه ٔ نظامیه در محضر ابن بزاز به تحصیل وتکمیل فقه پرداخت و آنگاه دوباره به موصل برگشت و از طرف امیر زین الدین مأمور تدریس در مسجد او شد. وی در آن مسجد به تدریس و تحقیق و مناظره و فتوا آغاز کرد و گروه بیشماری از طلاب به محضر او گرد آمدند و نیز دو پسر خود وی (شیخ عمادالدین و کمال الدین ) به کسب علم از حضور او پرداختند. یونس بن محمد تا هنگام مرگ (سال 576 هَ. ق.) در موصل اقامت کرد و به همان کار علمی اشتغال داشت. (از تاریخ ابن خلکان ج 2 ص 607).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن مودود (شمس الدین )بن ملک عادل محمدبن ایوب ، ملقب به مظفرالدین و معروف به الملک الجواد. از امیران دولت ایوبی به شمار می رفت و مردی کریم و بخشنده و در عین حال ساده و گول بود. خُدّام وی به مردم ستم می کردند و او اهمیت نمی داد. در سال 635 هَ. ق. پس از مرگ «الکامل » به اتفاق نظر اکثر شاهزادگان در دمشق والی شد. درهای خزانه را گشود و همه ٔ جواهر واموال را پراکنده کرد. در سیاست کشور درماند و اطرافیانش از او منزجر شدند. وی می گفت : مرا با ملک چه کار؟! سگ و باز شکاری در نزد من از کشورداری عزیزتر است ! مردم سنجار بر او شوریدند و او پس از فرار و گرفتاری سرانجام به سال 641 هَ. ق. به دست الملک الصالح «اسماعیل » صاحب دمشق خفه گردید. (از اعلام زرکلی ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن یوسف بن مساعد مخارقی ، معروف به یونس شیبانی. پیشوای فرقه ٔ یونسیه بود که بدو منسوبند. وی مردی زاهد و از مردم ده قنیه (از نواحی ماردین ) بود و به سال 530 هَ. ق. در آنجا به دنیا آمد و به سال 619 هَ. ق. در همانجا درگذشت. شعر می گفت و خود و پیروانش به بیخردی و یاوه گویی متهم بودند. (از اعلام زرکلی ). یکی از شیوخ طریقه ٔ یونسیه بود و کراماتی بدو منسوب است و در سال 619 هَ. ق. در زادگاه خویش قنیه وفات کرد و مرقد او زیارتگاه است. (یادداشت مؤلف ).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) ابن یونس بن عبدالقادربن احمد اثری رشیدی شافعی. از مردم رشید مصر و ستاره شناس بود و به علم حدیث اشتغال داشت. آثاری دارد که از آن جمله است : 1- غایةالسول فی شرح العشرة فصول. 2- تحفة اهل المعرفة بفضائل یوم عرفة. 3- الدرر فی مصطلح اهل الاثر. 4- تحفة اهل النظر، که شرح کتاب اخیر است. 5- عمدةالرائض فی علم الفرائض.6- المقاصد السنیة بشرح فرائض الرحبیة. وی پس از سال 1020 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ). مؤلف در یادداشتی مرگ او را سال 1011 هَ. ق. ضبط کرده است.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) خوارزمشاه. یونس بن تکش خان بن الب ارسلان بن اتسزبن محمدبن نوشتکین. بعد از انهزام برادر درسال 568 هَ. ق. به پادشاهی نشست و رشیدالدین وطواطدر مدح او شعر سروده است. (از تاریخ گزیده ص 492).

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) غیثاوی. خطیب جامع جدید به دمشق. او راست : رسالة فی القهوة و تحریمها. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به یونس بن عبدالوهاب... شود.

یونس. [ ن ُ ] (اِخ ) مالکی ، ملقب به شرف الدین. صاحب «الکنز المدفون و الفلک المشحون » که به جلال الدین سیوطی منسوب است. و نیز کتاب «الجواهر المصون » از اوست. وی از شاگردان شمس الدین ذهبی (متوفای سال 748 هَ. ق.) بود و در حدود سال 770 هَ. ق. درگذشت. (از اعلام زرکلی ). کتاب «الکنز المدفون و الفلک المشحون » از اوست که برخی آن را به غلط به جلال الدین سیوطی نسبت داده اند. (از معجم المطبوعات ج 2 ص 196).

معنی یونس به فارسی

یونس
یونس پسر متی ملقب به ( ذوالنون ) یکی از انبیای بنی اسرائیل . نبوت او محتمل است در زمان سلطنت یربعام دوم و یا پیش از سلطنت او که در سال ۸۲۵ ق . م بوده اتفاق افتاده باشد. هنگامیکه از یانا بکشتی سوار شد و قصد ترشیش را داشت دچار طوفان عظیمی شد و بدریاافتاد و ماهی عظیمی معجز آسا ویرا بلعید و پس از سه روز به ساحلی که محتمل است به صیدون نزدیک بوده افکند.
به معنی کبوتر است
منجم مشهور و صاحب زیج حاکمی معروف به زیج ابن یونس
تابعی است
دهی از دهستان فرورق بخش حومه شهرستان خوی
ربیع بن یونس بن محمد بن ابی فروه کیسان معروف به ابن ابی فروه مکنی به ابو الفضل از موالی بنی عباس و از وزیران دور اندیش بود .

معنی یونس در فرهنگ فارسی عمید

یونس
دهمین سورۀ قرآن کریم، مکی، دارای ۱۰۹ آیه.

یونس در دانشنامه اسلامی

یونس
معنی يُونُسَ: از پیامبران الهی علي نبينا و عليهم السلام (ذا النون يعني صاحب ماهي ، يونس پيغمبر فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان ماهي است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نينوي شد و ايشان را دعوت کرد ولي ايمان نياوردند پس نفرينشان کرد و از خدا خ...
معنی نُّونِ: ماهي (ذا النون يعني صاحب ماهي ، که لقب حضرت يونس فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان ماهي است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نينوي شد و ايشان را دعوت کرد ولي ايمان نياوردند پس نفرينشان کرد و از خدا خواست تا عذابشان کند همين که نشا...
معنی ذَا ﭐلنُّونِ: لقب حضرت يونس علي نبينا و عليه السلام (کلمه نون به معناي ماهي است و ذا النون يعني صاحب ماهي ، يونس پيغمبر فرزند متي علي نبينا و عليهما السلام است که صاحب داستان ماهي است و از طرف پروردگار مبعوث بر اهل نينوي شد و ايشان را دعوت کرد ولي ايمان نياوردند پ...
معنی لَوْلَا: اگر نبود - چرا نشد (در عباراتي نظير "وَلَوْلَا دَفْعُ ﭐللَّهِ ﭐلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ " معني اگر نبود مي دهد وقتی در ترکیب با فعل بیاید معنی چرا نشد یا چرا می دهد مثل "وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مَا شَاءَ ﭐللَّهُ ":چرا وقتي به باغ خ...
ریشه کلمه:
يونس‌ (۴ بار)

«علیه السلام» نام مبارکش چهار بار در قرآن مجید ذکر شده است و نیز به لفظ ذاالنون و صاحب الحوت از او یاد شده. . این پیامبر بزرگوار همان است که از قوم خویش قهر کرد و از میان آنها بیرون رفت و بالاخره به شکم ماهی افتاد و خدایش از آن نجات داد لذا لازم است احوال او از چند جهت بررسی شود ابتدا آیات قرآن را در این زمینه نقل می‏کنیم سپس به موضوعات دیگر می‏پردازیم. 1- . یعنی: حقا که یونس از پیامبران است. آنگاه که به حال نارضایی به سوی کشتی پر رفت. با اهل کشتی قرعه انداخت و از مغلوبان شد. ماهی او رابلعید حال آنکه خودش را ملامت می‏کرد چرا از قومش جدا شد یا قوم خویش را ملامت می‏کرد که اسباب بیرون رفتن او را فراهم آوردند اگر خدا را تسبیح نمی‏گفت تا قیامت در شکم ماهی می‏ماند، او را از شکم ماهی به ساحل انداختیم حال آنکه مریض و ناتوان بود. درخت کدویی بر او رویاندیم، بصدهزار نفر بلکه بیشتر پیامبرش کردیم. آنها ایمان آوردند تا مدتی متاعشان دادیم. 2- . 3- . 1 نمی‏شود گفت: یونس «علیه السلام» در خارج شدن از قوم خویش، دانسته گناه کرد که انبیاء علیهم السلام معصومند و خدا در باره آنها فرموده: . حاشا که پیامبر مخصوصا پس از مبعوث شدن مرتکب گناه شود از جمله «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ» روشن می‏شود که آن حضرت مانعی از خارج شدن نمی‏دید که قومش او را اذیت کرده و دعوتش را نپذیرفتند و اگر بیرون رفتنش را حرام می‏دانست دیگر «ظنّ» مورد نداشت و به یقین می‏دانست که خدا بر وی تنگ خواهد گرفت. بلی از مجموع آیات مخصوصا از جمله:« فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِکَ وَ لا تَکُنْ کَصصاحِبِ الْحُوتِ» معلوم می‏شود که بهتر بود بیشتر صبر به خرج داده و از میان قومش خارج نشود و از «فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ» فهمیده می‏شود علت گرفتاری و افتادن به شکم ماهی در اثر همان خارج شدن و قهر از امتش بوده است. 2 «فَساهَمَ فَکانَ مِنَ الْمُدْحَضینَ» نشان میدهد که برای به دریا انداختن بعضی از اهل کشتی قرعه کشیده‏اند و یونس «علیه السلام» در قرعه شرکت کرده است، لفظ «مُدْحَضینَ» نشان میدهد که به دریا انداخته گان چند نفر بوده‏اند و گرنه لفظ جمع معنی نداشت. گفته‏اند: دریا طوفان کرده و آنها قائل به ارباب انواع بوده و خواسته‏اند به خدای دریا یک قربانی بدهند تا طوفان آرام گیرد و گرنه بودن و نبودن یونس «علیه السلام» تأثیری در سبکی و سنگینی کشتی نداشت. بنظر نگارنده این مطلب درست نیست زیرا لفظ «مُدْحَضینَ» نشان می‏دهد که تنها یونس «علیه السلام» بدریا انداخته نشده است بلکه چندین نفر بوده‏اند و نیز لفظ مشحون در «اِذْأَبَقَ اِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ» صریح است که کشتی پر از اجناس و مسافران بوده، در این صورت هیچ مانعی ندارد که خواسته‏اند مقداری از بارها و چند نفر از مسافران را به قید قرعه به دریا افکنند تا کشتی سبک شده و از غرق نجات یابد. در تورات فعلی کتاب یونس «علیه السلام» آمده ملاحان اسبابی را که در کشتی بود به دریا ریختندتا آن را سبک سازند چون کشتی نجات نیافت و دریا آرام نگرفت گفتند: بیایید قرعه بیاندازیم تا روشن شود این طوفان به سبب چه کس بر ما وارد آمده است پس قرعه انداختند قرعه بنام یونس در آمد... یونس گفت: مرا برداشته به دریا بیاندازید تا طوفان آرام گیرد زیرا که این طوفان به سبب من پیش آمده است... او را به دریا انداختند ماهی بزرگی او را فرو برد و یونس سه روز و شب در شکم ماهی ماند. 3 پس از آن که آن حضرت در شکم ماهی جا گرفت، خدا در اثر تسبیح و استغاثه نجاتش داد و اگر استغاثه نمی‏کرد نجاتش غیرممکن بود «فَلَوْلا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِحینَ لَلَبِثَ فی بَطْنِهِ اِلی یَوْ.ِ یُبْعَثوُنَ» به قرینه «فَنادی فِی الضُّلَماتِ أَنْ لااِلهَ اِلَّا أَنْتَ سَبْحانَکَ اِنی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ» می‏دانیم که در شکم ماهی تسبیح گفته و استغاثه کرده است لذا باید تقدیر آیه اول «مِنَ الْمُسَبِحینَ فی بَطْنِ الْحُوتِ» باشد گرچه از اول هم از مسبحین بود. 4 آنچه از آیات به نظر می‏آید این است که استغاثه و دعا او را فقط از شکم ماهی نجات داد و پس از بیرون آمدن دیگر، سختی نداشت. و اگر همانطور می‏ماند مورد ملامت بود ولی پس از بیرون آمدن خداوند لطف دیگری بر او فرموده و آن اعاده مأموریت و رسالت بود والله العالم ظهور «لَوْلا أَنْ تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ» آن است که اگر پس از بیرون آمدن لطف دیگری بوی نمی‏شد ،در اثر تسبیح فقط از شکم ماهی خارج می‏شد آنهم به طور مذموم ولی «تَدارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِهِ» و آن نعمت این بود که «فَاجْتَباهُ رَبَهُ فَجَعَلَهُ مِنَ‏الصَّالِحینَ» که بواسطه اجتباء مذموم بودن مرتفع گردید به عبارت دیگر: «وَأَرْسَلْناهُ اِلی مِأَةِ اَلْفِ أَوْیَزیدوُنَ» ارسلنا و اجتباء ظاهرا هر دو یکی است. 5 آیا یونس «علیه السلام» به میان قوم خویش برگشت و کارخود را از سرگرفت یا به قوم دیگری مبعوث شد؟ قرآن مجید در برگشتن به میان قوم خود صریح نیست بلکه فقط در تجدید رسالت صراحت دارد. طبرسی رحمه الله هر دو احتمال را داده است. نگارنده گوید: هر چه هست ظهور «أَرْسَلْنا - اجْتَباهُ» در تجدید رسالت است خواه به قوم اول باشد یا به قومی دیگر والله العالم. 6 به نظر می‏آید: دریاییکه یونس «علیه السلام» در آن به شکم ماهی رفت دریای مدیترانه باشد درتورات در کتاب یونس باب اول آمده: «یونس خواست بر «ترشیش» فرارکند و به «یافا» آمد به کشتی نشست تا عازم «ترشیش» بشود ترشیش از سواحل اسپانیا و نیز قریه ایست در «لبنان» - «یافا» نیز از شهرهای فلسطین و درکنار مدیترانه است علی هذا آن حضرت از یافا سوار کشتی شده و می‏خواسته به اسپانیا یا آفریقا برود. در بعضی از تفاسیر بحرقلزم به چشم می‏خورد، مراد از آن دریای سرخ است در آن صورت آن حضرت خواسته از سواحل عربستان یا از خلیج عقبه مثلا به آفریقا برود. گویند: به اهل نینوی مبعوث شده بود و از آنجا بیرون رفت. 7 ماهئی که آن حضرت را فروبرد قهرا دهان و حلقومش آنقدر بزرگ بود که یونس«علیه السلام» از آن گذشت و در شکم وی قرار گرفت. در کتاب نظری به طبیعت و اسرار آن تألیف یکی از اساتید دانشگاه پاریس ترجمه محمدقاضی فصلی بنام «یونس در کام نهنگ» باز کرده و در باره نهنگی که آن حضرت را بلعیده تحقیق نموده است و بالاخره نظر داده که ممکن است یونس «علیه السلام» رانهنگ «کاشالو» بلعیده باشد، این نهنگ نوعا دارای (22) متر طول و از گلوی آن انسان به راحتی فرو می‏رود. والله العالم. «وَسَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلینَ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِ الْعالَمینَ».
یونس ممکن اشاره به معانی ذیل باشد: قرآن• سوره یونس، دهمین سوره از سوره های قرآن کریم• حضرت یونس، از پیامبران بنی اسرائیل اعلام و اشخاص• یونس کوچک خان جنگلی، از علما و مبارزان معاصر شیعه
...
یُونُس(ع) از پیامبران منسوب بهبنی اسرائیل که به سبب ترک محل رسالتش به امر خدا طعمه نهنگ شد. محل رسالت یونس در منطقه باستانی نینوا در شمال کشور عراق بوده است. وی پس از نافرمانی اهالی نینوا و وعده عذاب الهی قوم خود را ترک کرد.
پس از آنکه از برداشته شدن عذاب اهالی نینوا آگاه شد، برای آنکه او را در ماجرای محقق نشدن عذاب، متهم به دروغگویی نکنند از نینوا فاصله گرفت و خود را به دریا رساند و سوار بر کشتی شد. به دنبال هجوم نهنگ به کشتی، مسافران کشتی مصمم شدند یکی از سرنشینان را برای رهایی از نهنگ طعمه آن بکنند. یونس(ع) به سبب انتخاب در قرعه طعمه نهنگ شد. به امر خدا نهنگ آن را بلعید و در شکم خود جای داد.
یونس، در شکم نهنگ به درگاه خدا توبه کرد. وی ضمن ستمکار دانستن خود از خدا طلب بخشش کرد. به فرمان خدا نهنگ، یونس را در دریا رها کرد و او در ساحل دریا آرام گرفت. در قرآن به برداشته شدن عذاب قوم یونس و حوادثی که برای وی پس از خروجش از نینوا رخ داد اشاره شده است.
یونس بن ظبیان از یاران امام صادق می باشد.
از روات اصحاب حضرت امام صادق علیه السلام است و اگر چه فضل بن شاذان او را از کذابین شمرده و نجاشی فرموده که او ضعیف است جدا و التفات کرده نمی شود. بر روایات او و ابن غضائری گفته که او غالی و کذاب و وضاع حدیث است.ولکن شیخ ما - عطر الله مرقده - در خاتمه مستدرک فرموده: و دلالت می کند بر حسن حال او و استقامت و علو مقام او و عدم غلو او اخبار بسیاری. پس آن اخبار را ذکر فرموده که از جمله کلام حضرت صادق علیه السلام است در حق او که در جامع بزنطی است که فرموده: رحمه الله و بنی له بیتا فی الجنّة، کان و اللّه مأمونا علی الحدیث. و هم تعلیم حضرت صادق علیه السلام به او زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام را به نحوی که شیخ در التهذیب و ابن قولویه در کامل روایت کرده اند و نیز تعلیم آن جناب به او دعای معروفی که در نجف باید خواند که اول آن اللهم لابد من امرک است که در تمام کتب مزاریه مذکور است و هم تعلیم او فرموده که عوذه را که برای رفع درد چشم نافع است الی غیر ذلک.و نیز شیخ ما جواب داده از اخباری که در مذمت او وارد شده به تفصیلی که مقام گنجایش ذکر ندارد، طالبین رجوع کنند به آن کتاب شریف .
کلید واژه: یاران امام صادق علیه السلام، یونس بن ظبیان کوفی،
از روات اصحاب حضرت امام صادق علیه السلام است و اگر چه فضل بن شاذان او را از کذابین شمرده و نجاشی فرموده که او ضعیف است جدا و التفات کرده نمی شود. بر روایات او و ابن غضائری گفته که او غالی و کذاب و وضاع حدیث است.
ولکن شیخ ما - عطر الله مرقده - در خاتمه مستدرک فرموده: و دلالت می کند بر حسن حال او و استقامت و علو مقام او و عدم غلو او اخبار بسیاری. پس آن اخبار را ذکر فرموده که از جمله کلام حضرت صادق علیه السلام است در حق او که در جامع بزنطی است که فرموده: رحمه الله و بنی له بیتا فی الجنّة، کان و اللّه مأمونا علی الحدیث.
و هم تعلیم حضرت صادق علیه السلام به او زیارت حضرت سیدالشهداء علیه السلام را به نحوی که شیخ در التهذیب و ابن قولویه در کامل روایت کرده اند و نیز تعلیم آن جناب به او دعای معروفی که در نجف باید خواند که اول آن اللهم لابد من امرک است که در تمام کتب مزاریه مذکور است و هم تعلیم او فرموده که عوذه را که برای رفع درد چشم نافع است الی غیر ذلک.
و نیز شیخ ما جواب داده از اخباری که در مذمت او وارد شده به تفصیلی که مقام گنجایش ذکر ندارد، طالبین رجوع کنند به آن کتاب شریف و گذشت در فیض بن المختار چیزی که متعلق به او بود.
(1). انساب سمعانی، ج 5، ص 86.
حاج شیخ عباس قمی, منتهی الآمال قسمت دوم، باب نهم: در تاریخ حضرت امام صادق علیه السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ الر ۚ تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْحَکِیمِ
الر (از اسرار وحی الهی است) این است آیات الهی که به حقّ و راستی گویاست.
الر ـ این آیات کتاب محکم و استوار است.
الف، لام، راء. این است آیات کتاب حکمت آموز.
الف، لام، را. این است آیات کتاب به حکمت آمیخته.
الر، این آیات کتاب استوار و حکمت آمیز است!
Alif, Lam, Ra. These are the verses of the wise Book
A. L. R. These are the ayats of the Book of Wisdom.
دَعْوَاهُمْ فِیهَا سُبْحَانَکَ اللَّهُمَّ وَتَحِیَّتُهُمْ فِیهَا سَلَامٌ ۚ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و در آن بهشت زبان شوق به تقدیس خدا گشایند که بار الها تو از هر نقص و آلایش پاک و منزهی و درود آنها در بهشت «سلام» است و آخرین سخنشان حمد پروردگار عالمیان است.
نیایششان در آنجا : خدایا! از هر عیب و نقصی منزّهی، و درود خدا در آنجا به آنان عطا کردن سلامتی کامل است، و پایان بخشِ نیایششان این است که همه ستایش ها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.
نیایش آنان در آنجا سبحانک اللهم و درودشان در آنجا سلام است، و پایان نیایش آنان این است که: الحمد لله رب العالمین .
در آنجا دعایشان این است: بار خدایا تو منزهی. و به هنگام درود، سلام می گویند. و پایان دعایشان این است: سپاس خدای را، آن پروردگار جهانیان.
گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که: «خداوندا، منزهی تو!» و تحیّت آنها در آنجا: سلام؛ و آخرین سخنشان این است که: «حمد، مخصوص پروردگار عالمیان است!»
Their call therein will be, "Exalted are You, O Allah," and their greeting therein will be, "Peace." And the last of their call will be, "Praise to Allah, Lord of the worlds!"
(This will be) their cry therein: "Glory to Thee, O Allah!" And "Peace" will be their greeting therein! and the close of their cry will be: "Praise be to Allah, the Cherisher and Sustainer of the worlds!"
وَمَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَیَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ
و هیچ یک از نفوس بشر را تا خدا رخصت ندهد ایمان نیاورد و پلیدی (کفر و جهالت) را خدا برای مردم بی خرد که عقل را کار نبندند مقرر می دارد.
هیچ کس را نسزد که ایمان بیاورد مگر به اذن و توفیق خدا، و خدا پلیدی را بر کسانی قرار می دهد که نمی اندیشند.
و هیچ کس را نرسد که جز به اذن خدا ایمان بیاورد، و بر کسانی که نمی اندیشند، پلیدی را قرار می دهد.
جز به اذن خدا هیچ کس را نرسد که ایمان بیاورد. و او پلیدی را بر کسانی که خرد خویش به کار نمی بندند مقرر می کند.
(اما) هیچ کس نمی تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا (و توفیق و یاری و هدایت او)! و پلیدی (کفر و گناه) را بر کسانی قرارمی دهد که نمی اندیشند.
And it is not for a soul to believe except by permission of Allah, and He will place defilement upon those who will not use reason.
No soul can believe, except by the will of Allah, and He will place doubt (or obscurity) on those who will not understand.
قُلِ انْظُرُوا مَاذَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَمَا تُغْنِی الْآیَاتُ وَالنُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لَا یُؤْمِنُونَ
بگو: در آسمانها و زمین بنگرید تا چه مشاهده می کنید. و (گر چه) مردمی را که نخواهند ایمان آورند دلایل و آیات و بیم دادنهای الهی هرگز سودمند نمی افتد.
بگو: با تأمل بنگرید که در آسمان ها و زمین چه چیزها هست؟ ولی نشانه ها و هشدارها به حال گروهی که ایمان نمی آورند، سودی نمی دهد.
بگو: «بنگرید که در آسمانها و زمین چیست؟» و نشانه ها و هشدارها، گروهی را که ایمان نمی آورند سود نمی بخشد.
بگو: بنگرید که چه چیزهایی در آسمانها و زمین است. و این آیات و هشدارها قومی را که ایمان نمی آورند سود نمی کند.
بگو: «نگاه کنید چه چیز (از آیات خدا و نشانه های توحیدش) در آسمانها و زمین است!» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که (به خاطر لجاجت) ایمان نمی آورند مفید نخواهد بود!
Say, "Observe what is in the heavens and earth." But of no avail will be signs or warners to a people who do not believe
Say: "Behold all that is in the heavens and on earth"; but neither Signs nor Warners profit those who believe not.
فَهَلْ یَنْتَظِرُونَ إِلَّا مِثْلَ أَیَّامِ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ قُلْ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ
پس مردمی که ایمان نمی آورند منتظر چیستند جز آنکه روزگار هلاکت و عذابی که پیشینیان دیدند به چشم ببینند؟ بگو که شما (نزول عذاب را)، منتظر باشید که من هم با شما منتظر (نزول فتح و نصرت خدا) می باشم.
پس آیا جز مانند روزهای کسانی را که پیش از آنان درگذشتند، انتظار می برند؟ بگو: پس منتظر بمانید که من با شما از منتظرانم.
پس آیا جز مانند روزهای کسانی را که پیش از آنان درگذشتند، انتظار می برند؟ بگو: «انتظار برید که من با شما از منتظرانم.»
آیا جز این است که انتظار روزی را می کشند همانند روزهایی که پیشینیانشان منتظرش بودند؟ بگو: انتظار بکشید، که من نیز با شما منتظرم.
آیا آنها (چیزی) جز همانند روزهای پیشینیان (و بلاها و مجازاتهایشان) را انتظار می کشند؟! بگو: «شما انتظار بکشید، من نیز با شما انتظار می کشم!»
So do they wait except for like the days of those who passed on before them? Say, "Then wait; indeed, I am with you among those who wait."
Do they then expect (any thing) but (what happened in) the days of the men who passed away before them? Say: "Wait ye then: for I, too, will wait with you."



یونس در دانشنامه ویکی پدیا

یونس
عکس یونس
یونُس در دو مورد به کار می رود:
یونس پیامبری الهی
یونس (سوره) نام سوره ای از قرآن
یونس یک خواننده و آوازخوان معروف اهل افغانستان بود. وی یکی از نخستین آوازخوانان موسیقی آماتور در افغانستان محسوب می شود.
یونس دوران ابتدایی تحصیل خود را در مکتب/مدرسه امانی در کابل گذراند و سپس برای تحصیل در رشتهٔ زمین شناسی راهی مسکو شد. یونس مدتی در کشور پاکستان زندگی می کرد و سپس به همراه خانواده به استرالیا مهاجرت نمود و ۱۷ سال پایانی زندگی اش را در شهر ملبورن گذراند.
وی آوازخوانی را از ۸ سالگی آغاز نمود و موسیقی را نزد استادانی نظیر «محمدحسین سرآهنگ»، «دیش پندی» و «پروفسور چترجی» فرا گرفت. سپس در دههٔ ۵۰ خورشیدی به طور حرفه ای در رادیو افغانستان به اجرا پرداخت.
یونس در حدود ۲۰۰ ترانه در رادیو و ۳۰ ترانه در تلویریون افغانستان اجرا و ضبط کرد.
سورهٔ یونس سورهٔ ۱۰ام قرآن است، دارای ۱۰۹ آیه است، و از سوره های مکی است. محتوای این سوره پیرامون اعتقادات اساسی اسلام مانند مبدأ و معاد است: بحث نخست در مورد مسئلهٔ وحی و مقام پیامبر اسلام است؛ سپس بخش هایی از زندگانی دیگر پیامبران مانند نوح، موسی، و یونس بازگو می شود و دلیل نامگذاری سوره نیز به همین علت است. از مطالب دیگر سوره می توان به مقابله با بت پرستی و انذار طغیان گران اشاره کرد.
ترجمهٔ فارسی
یونس (مرگ: ۱۳۲ پیش از میلاد) یک برده اهل شهر افامیا سوریه امروزی بود که در سال ۱۳۵ الی ۱۳۲ پیش از میلاد مسیح به عنوان یک گلادیاتور رهبری جنبش بردگان سیسیل در نخستین جنگ بردگان را به عهده داشت.
در میان بردگان یونش مانند یک پیامبر و منجی بردگان شناخته شده بود.
در سال ۲۰۱۱ باستان شناسان در منطقه انا سکه هایی را پیدا کردند که «پادشاه آنتیوخوس» را نشان می دهد که در حال پرس و جو از یونس می باشد.
یونس یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۷۷ به کارگردانی محمدرضا خالقی، می باشد که از شبکه دو پخش شد.
یونس یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ١٣٧۷ به کارگردانی محمدرضا خالقی، می باشد که از شبکه دو پخش شد.
سیدجواد هاشمی
رضا توکلی
امیر سلیم خانی
بهنوش طباطبایی
حسین جعفرزاده
سعید کشن فلاح
شاهین خلیل زاده
عباس غزالی
فرشاد کشانی
محمد خیاطی
محمد شیری
منوچهر علیپور
وحید شیخ لر
سعيد علي آبادي
هومن پزشکی
سعید دولتی
فرشید بهزاد
مختصات: ۳۴°۰۹′۳۱″ شمالی ۴۸°۴۰′۲۴″ شرقی / ۳۴٫۱۵۸۶۱°شمالی ۴۸٫۶۷۳۳۳°شرقی / 34.15861; 48.67333
فهرست روستاهای ایران
یونس (ملایر)، روستایی از توابع بخش سامن شهرستان ملایر در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان سامن قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۲۳۹ نفر (۱۰۱خانوار) بوده است.
یونس آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
یونس آباد (ری)
یونس آباد (زاهدان)
یونس آباد (سنندج)
یونس آباد (ری)، روستایی از توابع بخش فشاپویه شهرستان ری در استان تهران ایران است.
این روستا در دهستان حسن آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
یونس آباد (زاهدان)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان چشمه زیارت قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷ نفر (۹خانوار) بوده است.
ابوالحسن علی بن عبدالرحمن بن احمد بن یونس صدفی مصرفی مشهور به ابن یونس (زاده ۳۲۹ خورشیدی - در گذشته ۳۸۸ خورشیدی) از مشهورترین اخترشناسان و ریاضی دانان مسلمان مصری بود که کارهایش در زمان خود به دلیل سر آمد بودن مورد توجه قرار گرفته است. مشهورترین کار او در نجوم اسلامی، زیجی بنام زیج حاکمی (الزیج الکبیر الحاکمی) بود که در حدود سال ۳۷۹ خورشیدی تألیف شده است. این زیج که کتابچه ای از جدول های نجومی بود دارای اطلاعات رصدی بسیار دقیقی است. دهانه ای در ماه به افتخار او ابن یونس نامگذاری شده است.
اردوگاه پناهندگان خان یونس (به عربی: مخیم خان یونس)؛ (انگلیسی: Khan Yunis Camp) یک منطقهٔ مسکونی در فلسطین است، که در خان یونس واقع در غرب شهر خان یونس و ۲ کیلومتری شرق ساحل مدیترانه که در نوار غزه جنوبی قرار دارد. اردوگاه پناهندگان خان یونس ۳۷٬۷۰۵ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای فلسطین
پناهندگان فلسطینی
اردوگاه پناهندگان مغازی
اردوگاه پناهندگان الوحدات
اردوگاه پناهندگان مارکا
در حالی که آژانس امداد و اقدام سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک UNRWA اعلام کرده است در سال ۲۰۱۰ که حدود ۷۲۰۰۰ پناهنده فلسطینی در اردوگاه زندگی می کنند، اداره مرکزی آمار فلسطین در سرشماری سال ۲۰۰۷ آمار جمعیت خان یونس را ۳۷۷۰۵ نفر ثبت کرده است.
اردوگاه خان یونس پس از جنگ شش روزه ۱۹۴۸-اعراب- اسرائیل احداث شد و حدود ۳۵٫۰۰۰ پناهنده فلسطینی در آن اسکان داده شدند. در ۳ نوامبر ۱۹۵۶، اردوگاه و شهر خان یونس توسط نیروهای ارتش اسرائیل اشغال شد و در عملیات تهاجمی که صورت گرفت حدود ۲۷۵ نفر کشته شدند که ۱۴۰ پناهنده از اردوگاه را در بر می گرفت. ساکنان اردوگاه تصریح کردند که بیشتر تلفات پس از پایان جنگ ها رخ داد و آن هنگامی بود که ارتش به خانه هایی که مظنون به حضور شورشیان مسلح می دید تهاجم کرد. با این حال، مقامات اسرائیلی اعلام کردند که تلفات ناشی از مقاومت ساکنان اردوگاه بوده است.
طبق گزارش آژانس امداد و اقدام سازمان ملل متحد برای آوارگان فلسطینی در خاور نزدیک UNRWA، بسیاری از ساکنان این اردوگاه ها به دلیل عملیات توسط ارتش اسرائیل، خانه های خود را از دست دادند. UNRWA در اوائل دهه ۲۰۰۰ تلاش های بازسازی را آغاز کرد اما به دلیل تصرف این منطقه توسط حماس و محاصره اسرائیل در نوار غزه عمدتاً این پروژه متوقف شده است. UNRWA می گوید که حداقل ۱۰٬۰۰۰ خانه باید ساخته شوند.
نبو
استان خان یونس (به عربی: محافظة خان يونس) یکی از ۱۶ استان فلسطین در جنوب نوار غزه است که توسط دولت فلسطین اداره می شود. براساس داده های اداره مرکزی آمار فلسطین در سال ۲۰۰۶ میلادی جمعیت آن ۲۸۰٬۰۰۰ تن بوده است.
مرکز این استان، شهر خان یونس است.
مختصات: ۳۱°۲۱′شمالی ۳۴°۱۸′شرقی / ۳۱٫۳۵°شمالی ۳۴٫۳°شرقی / 31.35; 34.3
اسعاد یونس (عربی: إسعاد يونس‎؛ زادهٔ ۱۲ آوریل ۱۹۵۰) یک هنرپیشه، تهیه کننده فیلم، فیلم نامه نویس، مجری تلویزیون و روزنامه نگار اهل مصر است.
او بطور هفتگی در روزنامهٔ الیوم السابع مقاله می نویسد.
از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی که وی در آن ها نقش داشته است می توان به ساختمان یعقوبیان اشاره نمود.
امامزاده یونس مربوط به اواخرقرن ۹ ه.ق است و در شهرستان ساوه، روستای مرق واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۱۸۳ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
۱۲ چنار واقع در ورودی این امامزاده به زیبائیهای طبیعی این بارگاه افزوده است.
امین یونس (آلمانی: Amin Younes؛ زادهٔ ۶ اوت ۱۹۹۳) بازیکن فوتبال اهل آلمان است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۱۸.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به بروسیا مونشن گلادباخ، کایزرسلاوترن، آژاکس و ناپولی اشاره کرد.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال آلمان بازی کرده است. او در سال ۲۰۱۷ با این تیم توانست در روسیه قهرمان جام کنفدراسیون ها ۲۰۱۷ شود. او این رقابت ها ۱ گل به ثمر رساند.
او در دوسلدورف از پدری لبنانی و مادر المانی به دنیا آمد.
آنومالی پیر یونس یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سقز استان کردستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.
فهرست اندیس های استان کردستان
ایمن یونس (انگلیسی: Ayman Younes؛ زادهٔ ۲۰ فوریهٔ ۱۹۶۴) بازیکن فوتبال اهل مصر است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه ورزشی زمالک اشاره کرد.
وی همچنین در تیم ملی فوتبال مصر بازی کرده است.
بیت الشیخ یونس (به عربی: بیت الشیخ یونس) یک روستا در سوریه است که در صافیتا واقع شده است. بیت الشیخ یونس ۲٬۱۹۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای سوریه
تپه زیویه پیر یونس مربوط به هزاره دوم واوایل ۱ قبل از میلاد است و در شهرستان سقز، بخش سرا، روستای پیر یونس واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۴۷۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

یونس در دانشنامه آزاد پارسی

یونُس (قرن ۷پ م)
در قرآن از انبیای بزرگ الهی؛ بر قومی که بیش از ۱۰۰هزار جمعیت داشتند، مبعوث شد. نام و داستان او پنج بار در قرآن ذکر شده است (نساء، ۱۶۳؛ انعام، ۸۶؛ یونس، ۹۸؛ صافات، ۱۳۹؛ انبیا، ۸۷). در آیۀ ۸۷ سورۀ انبیاء به او صفت ذوالنّون (صاحب ماهی) داده شده است. هم چنین در آیۀ ۴۶ سورۀ قلم یونس را «صاحب الحوت» نامیده است. قوم یونس به او، که از جانب خداوند رسالت داشت، ایمان نیاوردند و خداوند مقرر داشت عذابی سخت بر آنان نازل کند. آثار عذاب که پدیدار شد مردم دست به دعا برداشتند و ایمان آوردند. خداوند آنان را با نظر به اخلاص و صدق نیّت شان بخشید. یونس که از میان قوم خود خارج شده بود و از ایمان و توبۀ قوم خود نیز اطلاع نداشت، وقتی از برداشته شدن عذاب آگاه شد، به سوی آنان برنگشت درحالی که از ایشان خشمگین و ناراحت بود. وی از آن دیار به سوی دریا رفت و ظاهر حالش حال کسی بود که از خدا فرار می کند و به عنوان قهرکردن از این که چرا خدا او را نزد این مردم خوار کرد دور می شود. پس سوار کشتی پُر از جمعیت شد و رفت. در بین راه نهنگی بر سر راه کشتی آمد، چاره ای ندیدند جز این که یک نفر را نزد آن بیندازند تا سرگرم خوردن او شود و از سر راه کشتی کنار رود. به این منظور قرعه انداختند و قرعه به نام یونس درآمد. او را در دریا انداختند، نهنگ او را بلعید و کشتی نجات یافت. آن گاه خداوند او را چند شبانه روز در شکم ماهی زنده نگه داشت. یونس فهمید که این جریان بلا و آزمایشی است که خداوند وی را بدان مبتلا کرده و مؤاخذه ای است از خدا دربرابر رفتاری که او با قوم خویش کرد، لذا در مقام اعتراف و انابه درآمد. خداوند در پاسخ، او را نجات داد. وقتی یونس از شکم ماهی به بیرون افکنده شد، مریض بود. خداوند بوتۀ کدویی بالای سرش رویاند تا بر او سایه افکند. پس از این که حالش بهبود یافت، خداوند او را به سوی قومش فرستاد. قوم هم دعوت او را پذیرفتند و به وی ایمان آوردند. داستان یونس (ع) با تفاوت هایی در عهد جدید و قدیم نیز آمده است، ولی هیچ یک از آن دو سرگذشت کامل او را نیاورده اند.

یونس در جدول کلمات

نام پدر حضرت یونس (ع)
متی

یونس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

یونس موسوی ٢٠:٣٧ - ١٣٩٦/٠٩/٠١
یعنی همدم ‌‌‌
‌‌‌‌‌‌غمخار

وفادار
دلنشین
مهربان
قلب رعوف
|

آرام ١١:١٨ - ١٣٩٦/٠٩/٠٤
آرام
|

یونس ١٨:٥٨ - ١٣٩٧/٠٩/١٦
بخشنده
|

یونس ٠٩:٥١ - ١٣٩٧/١٠/١٣
بی همتا
|

یونس بمپوری ١٥:٥٩ - ١٣٩٧/١١/١٧
یونس کاما
|

یونس ٠٠:٢٠ - ١٣٩٧/١٢/١٩
معجزه ی خدا
آرامش
صبور
|

هرچه کس ٠٩:٤٥ - ١٣٩٨/٠٢/١٨
بزرگوار
سالار جوانمرد
|

فاطمه عبدی ٢١:٢٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٩
بزرگوار ،بخشنده،بی همتا
|

مهراب ٠١:٥٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤
یونس

معنی یونس: به معنی کبوتر است. سوره ي دهم از قرآن کریم.
|

مهراب ٠١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤
یونس : /yuno(e)s/ یونس (سرياني ؟) (اَعلام) 1) سوره‌ي دهم از قرآن كريم، داراي صد و نه آيه؛ 2) يونس(ع) پسر متّي ملقب به ذوالنون (= صاحب ماهي) يكي از انبياي بني اسرائيل که به روایت عهد عتیق، در نینوا ظهور کرد. هنگامی که در کشتی سفر می کرد او را در آب انداختند. ماهی بزرگی او را بلعید و سه روز بعد از شکم خود به ساحل انداخت. کتاب یونس نبی (ترجمه)، در عهد عتیق درباره‌ي اوست. يونا.
|

مهراب ٠١:٥٤ - ١٣٩٨/٠٤/٢٤
یونا : /yunā/ یونا : (عبري) 1- به معني �خداوند مي‌دهد�؛ 2- (اَعلام) نام ديگر حضرتِ يونس(ع). [صاحب قاموس كتاب مقدس در ذيل مدخل يونس گفته است لفظ يونا به معني كبوتر است]. يونس.
|

یونا ١٤:٤٠ - ١٣٩٨/٠٧/١١
یونس = یونا = کبوتر
حضرت یونس (ع ) در آیۀ ۸۷ سورۀ انبیاء به او صفت ذوالنّون (صاحب ماهی) داده شده است. هم چنین در آیۀ ۴۶ سورۀ قلم یونس را �صاحب الحوت� نامیده است.
|

یونس ١٦:٤٨ - ١٣٩٨/٠٧/١٥
یونا : /yunā/ یونا (عبري) 1- به معني �خداوند مي‌دهد�؛ 2- (اَعلام) نام ديگر حضرتِ يونس(ع). [صاحب قاموس كتاب مقدس در ذيل مدخل يونس گفته است لفظ يونا به معني كبوتر است]. يونس.

یونس : /yuno(e)s/ یونس (سرياني ؟) (اَعلام) 1) سوره‌ي دهم از قرآن كريم، داراي صد و نه آيه؛ 2) يونس(ع) پسر متّي ملقب به ذوالنون (= صاحب ماهي) يكي از انبياي بني اسرائيل که به روایت عهد عتیق، در نینوا ظهور کرد. هنگامی که در کشتی سفر می کرد او را در آب انداختند. ماهی بزرگی او را بلعید و سه روز بعد از شکم خود به ساحل انداخت. کتاب یونس نبی (ترجمه)، در عهد عتیق درباره‌ي اوست. يونا.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آرامگاه حضرت یونس   • عکس حضرت یونس در شکم ماهی   • اسم یونس   • حضرت یونس چند روز در شکم ماهی بود   • یونس به انگلیسی   • خلاصه داستان حضرت یونس   • حضرت یونس در شکم نهنگ   • کتاب یاشار کمال   • معنی یونس   • مفهوم یونس   • تعریف یونس   • معرفی یونس   • یونس چیست   • یونس یعنی چی   • یونس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یونس
کلمه : یونس
اشتباه تایپی : d,ks
آوا : yunes
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس یونس : در گوگل


آیا معنی یونس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )