انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1068 100 1

یکتا

/yektA/

مترادف یکتا: تنها، فرد، مفرد، منفرد، واحد، وحید، یگانه، بی مانند، بی نظیر، بی همال، بی همتا، یک دانه، یک عدد

معنی اسم یکتا

اسم: یکتا
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی,کردی
معنی: (تلفظ: yektā) یگانه، بی نظیر، تنها، (در قدیم) تنها، فرد، منفرد، (در قدیم) (به مجاز) جدا، بی نیاز، فارغ، مستقیم، راست، مخلص، صمیمی، یک رنگ، بی ریا، (در قدیم) به تنهایی، ساز زهی که فقط یک سیم یا وتر بر آن بسته باشند - یگانه، بی نظیر، تنها، یکی از نامهای خداوند، بی همتا (نگارش کردی

معنی یکتا در لغت نامه دهخدا

یکتا. [ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) به معنی یک عدد باشد. (برهان ) (آنندراج ). یک عدد. یک تاه. (ناظم الاطباء). یک لنگه. یک عدد. یک دانه. یکی.
- بر یکتا زدن ؛ با رودی تنها زدن. با سازی تنها زدن :
آنچه نتوانند زد آن دیگران بر هفت رود
آن نوا از دست چپ آن ماه بر یکتا زند.
سنایی.
|| یک کس. یک تن. یک نفر :
چنان چون به خوبیش همتا نبود
به مانند مردیش یک تا نبود.
فردوسی.
یاقوتی جولاهه بمرد و دو پسر ماند
یک تا بچه غر ماند و دگر تا بچه نر ماند.
سوزنی.
|| (ص مرکب ) یک لای. (برهان ) (ناظم الاطباء). یک تو. نخ وطناب و رشته و هرچه از آن قبیل که دارای یک تار باشد. مقابل دوتا و دوتار و دولا :
رشته ٔ جان تا دوتا بود انده تن می کشید
چون شد اکنون رشته یکتا برنتابد بیش از این.
خاقانی.
تنم چون رشته ٔ مریم دوتای است
دلم چون سوزن عیسی است یکتا.
خاقانی.
در خود کشمت که رشته یکتاست
تا این دو عدد شود یکی راست.
نظامی.
یافتم من پلاسی از مویی
ورنه این رشته نیست جز یکتا.
نظام قاری.
- خیط یکتا ؛ رشته و نخ یک لا و یک تار :
صدهزاران خیط یکتا را نباشد قوتی
چون به هم برتافتی اسفندیارش نگسلد.
سعدی.
- رسن یکتا ؛ رسن یک لا. (یادداشت مؤلف ).
- یکتا شدن ؛ یک لا و یک تار شدن :
یکتا شده ست رشته ٔ شاهی به عهد تو
الحمدﷲ ارچه که یکتاست محکم است.
ظهیر فاریابی.
- یک تا کردن ؛ یک لا کردن. یک تو کردن :
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دوتا کنیم.
سعدی.
|| نام جامه و پوششی است یک تهی. (برهان ) (آنندراج ). جامه ٔ بی آستر. (ناظم الاطباء). جامه ٔ یک لا و بی آستر و تابستانی. (یادداشت مؤلف ). رجوع به یکتایی شود. || طاق. (مهذب الاسماء) (یادداشت مؤلف ). تک. تنها.(یادداشت مؤلف ) :
به لشکر در از خیل تنها مباش
به خیمه درون هیچ یکتامباش.
اسدی.
پسر زاد یکتا که گفتیش مهر
فرودآمد اندر کنار از سپهر.
اسدی.
|| یتیم. یتیمه. (یادداشت مؤلف ).
- دُرِّ یکتا ؛ گوهر یکتا. دُرِّ یتیم. یتیمه. (یادداشت مؤلف ) :
بازپس شد کنیز حورنژاد
دُرّ یکتا به لعل یکتا داد.
نظامی.
خرد رشته ٔ دُرّ یکتای توست
درفش گره بازکن رای توست.
نظامی.
یارب آن شاه وش ماه رخ زهره جبین
دُرّ یکتای که و گوهر یکدانه ٔ کیست.
حافظ.
- گوهر یکتا ؛ یک دانه :
امید عمر جاویدان کنی چون گوهریکتا
دل از اندیشه ٔ اوباش جسمانیت یکتا کن.
سنایی.
و رجوع به دُرّ شود.
|| صمیمی. همدل. یکدل. متحد. (یادداشت مؤلف ). یکتاه. یکتای. یک روی. یک رنگ. اخلاصمند :
رادمرد و کریم و بی خلل است
راد و یک خوی و یکدل و یکتاست.
فرخی.
یکدل و یکتا خواهم همه با خویش تو را
وانکه او چون تو بود یکدل و یکتا نشود.
منوچهری.
چو من بانوی مصر و همتای شاه
شوم با تو یکتا و پیوندخواه.
شمسی (یوسف وزلیخا).
تا چرخ دوتا گردد بر بنده و آزاد
این چرخ دوتا باد تو را بنده ٔ یکتا.
مسعودسعد.
ای تن ز غم جدا شو می دان که هیچ وقت
یکتا نبود کس را این گنبد دوتا.
مسعودسعد.
نیک یکتاست دل گردون در خدمت تو
گرچه در طاعت تو پشتش زینگونه دوتاست.
مسعودسعد.
بر من ز تو جور و تو بدان راضی
با من تو دوتا و من به دل یکتا.
مسعودسعد.
توحید آن است که خدا را یکتا گویی و او را یکتا باشی. (کشف الاسرار ج 2 ص 506).
در خدمت تو پشت دوتا دارم لیکن
در مهر و وفای تو دلی دارم یکتا.
امیرمعزی.
تا عالم است شاها پیروز باش و خرم
با بندگان یکدل با چاکران یکتا.
امیرمعزی.
پشت خوبان همه در خدمت تو هست دوتا
زآنکه در خدمت خسرو دل یکتاست تورا.
امیرمعزی.
زر دو حرف افتاد و با هم هر دو را پیوند نه
پس کجا پیوند سازد با دل یکتای من.
خاقانی.
ای فلک در هوای تو یکتا
پشتم از بار منت تو دوتاست.
ظهیر فاریابی.
در وقت تحفه و هدیه ای که بابت معشوق یکدل و محبوب یکتا بود راست کرد. (سندبادنامه ص 288).
کردم چو قبا پیرهن از درد فراق
لیکن دل من به مهر یکتاست هنوز.
مجدالدین بن رشید عزیزی (از لباب الالباب ).
وز سر صوفی سالوس دوتایی برگشت
کاندر این ره ادب آن است که یکتا آیند.
سعدی.
تا تو مصور شدی در دل یکتای من
جای تصور نماند دیگرم اندر ضمیر.
سعدی.
دو عالم چیست تا در چشم ایشان قیمتی دارد
دویی هرگز نباشد در دل یکتای درویشان.
سعدی.
از این نه تو نپوشم یک دوتایی
فلک با کس دل یکتا ندارد.
نظام قاری.
- یکتادل ؛ یک رنگ. بی غل وغش. یک رو. صافی دل :
او و من هر دو به مهر و دوستی یکتادلیم
نیست راه اندر میانه حاسد و بدگوی را.
امیرمعزی.
- یکتا شدن ؛ متحد شدن.صمیمی شدن. یکدل شدن :
یکتا نشود حکمت مر طبع شما را
تا بر طمع مال شما پشت دوتایید.
ناصرخسرو.
ای پسر چون به جهان بر دل یکتا شودت
بنگر در پدر خویش و ببین قد دوتاش.
ناصرخسرو.
با تو یکتا شدم الف کردار
تا برآیم به صدهزاران لام.
اثیر اخسیکتی.
- || خالی شدن. خالص ماندن. جدا ماندن :
خفتگان بسیار گشتند ای برادر گوش دار
جهد کن تا جانْت از خاک و هوا یکتا شود.
ناصرخسرو.
- || یکی شدن. متحد شدن. در حکم یک چیز گشتن :
چرخ به زیر آید و یکتا شود
چرخ زنان خاک به بالا شود.
نظامی.
- یکتا کردن دل ؛ یک رنگ و صافی کردن دل :
من دژم گردم که با من دل دوتا کرده ست دوست
خرم آن باشد که با او دوست دل یکتا کند.
منوچهری.
قول سنگ و آب وآتش را ندا کس نشنود
جز کسی کو علم دین را جان و دل یکتا کند.
ناصرخسرو.
شاید که ز بیم و شرم رسوایی
در جستن علم دل کنی یکتا.
ناصرخسرو.
چرخ یکتا کرده بد دل بر امید دایگیش
بر سر گهواره ٔ خاکی دوتا زان آمده ست.
مجیر بیلقانی.
- || پاک کردن. بی آلایش کردن. خالی گردانیدن :
امید عمر جاویدان کنی چون گوهر یکتا
دل از اندیشه ٔ اوباش جسمانیت یکتا کن.
سنایی.
من جنس توام به هم نشانی
یکتا کنم از دوآشیانی.
نظامی.
|| راست. مستقیم. غیرخمیده :
گر تو بخرد بدی نگشتی
یکتا قد توچنین دوتایی.
ناصرخسرو.
هستم سگت ای چه ذقن زنجیرم آن مشکین رسن
سگ را ز دم طوق است و من آن قد یکتا داشته.
خاقانی.
|| منفرد. جدا.بی نیاز :
هرکه را سودای این سودا بود
از دو عالم تا ابد یکتا بود.
عطار.
|| فرد. یگانه. واحد. بی نظیر. بی مانند. (ناظم الاطباء). وحید. تنها. فرید.واحد. اوحد. احد. بی مثل. (یادداشت مؤلف ) :
گفتم که امر ایزد یکتای جفت چیست
گفتا که فرد کردن از ازواج منتشر.
ناصرخسرو.
توحید تو تمام بدو گردد
دانستی ار تو واحد یکتا را.
ناصرخسرو.
یکتا و نهان جان توست و ایزد
یکتا و نهان است سوی غوغا.
ناصرخسرو.
یکتاست تو را جان و جسمت اجزا
هرگز نشود سوده چیز تنها.
ناصرخسرو.
یکتاست تو را جان از آن نهان است
یکتا نشود هرگز آشکارا.
ناصرخسرو.
توحید آن است که خدا را یکتا گویی. (کشف الاسرار ج 2 ص 506).
محبت را ز جان یکتاییی دوز
که یکتا را نکو ناید دوتایی.
مولوی.
|| (اِخ ) کنایه از باری تعالی هم هست جل جلاله. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) :
کار دنیا را همی همتای کار آن جهان
پیش تو اینجا چنین یکتای بیهمتا کند.
ناصرخسرو.

معنی یکتا به فارسی

یکتا
تنها، یگانه، بی همتا، بی مانند، بی نظیر
(صفت ) ۱- بی نظیر بی مانند : توحید آنست که خدا را یکتا گویی . ۲- اخلاصمند موحد که جز یکی دلش بکسی نبود: توحید آنست که خدا را یکتا گویی واو را یکتا باشی . زدی درمن یکی آتش که شد جان مرا مفرش که تا آتش شود گل خوش که تا یکتا شود صدتا.(دیوان کبیر )
[ گویش مازنی ] /yaktaa/ یک – یک دانه – تک و تنها
۱-(صفت ) کسی که جزیک پیراهن لباسی برتن نداشته باشد آنکه تنها یک پیراهن پوشیده باشد. ۲- بایک پیراهن : با آنکه بدنش خیس عرق بود یکتای پیراهن برخاست .
که تنها ارخالق بی قبا بر تن دارد یک لا قبا
یکتای پیراهن یک لا قبا
[ گویش مازنی ] /yaktaa dege/ یکی دیگر
ساده لوح صافی درون
[unique factorization domain, UFD] [ریاضی] دامنۀ صحیحی که در آن هر عضو ناصفر و نایکه نمایش یکتایی به صورت حاصل ضرب تعدادی متناهی عضو تحویل ناپذیر، قطع نظر از ترتیب عوامل ضرب، داشته باشد
[unique DNA, unique sequence DNA] [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] توالی ای از دِنا که تنها یک و به ندرت تعداد اندکی نسخه از آن در ژنگان تک لاد وجود دارد متـ . دِنای تک نسخه single-copy DNA

معنی یکتا در فرهنگ معین

یکتا
( ~.) (ص مر.) ۱ - تنها. ۲ - بی نظیر، بی مانند.

معنی یکتا در فرهنگ فارسی عمید

یکتا
تنها، یگانه، بی همتا، بی مانند، بی نظیر.

یکتا در جدول کلمات

یکتا
یگانه, منفرد
یکتا | واحد
یگانه
یکتا پرست
موحد
یکتا و یگانه
واحد
از فیلمهای مرحوم محمدرضا اعلامی با بازی بهرام رادان و یکتا ناصر
ساقی
ساخته دیگری از کیمیایی با بازی محمدرضا فروتن و یکتا ناصر
فریاد
ساخته سینمایی منوچهر هادی با بازی حامد بهداد | یکتا ناصر | نیکی کریمی و پارسا پیروزفر
زندگی جای دیگریست
ساخته مرحوم محمدرضا اعلامی با بازی بهرام رادان و یکتا ناصر
ساقی
سریالی اپیزودیک از قاسم جعفری با بازی پژمان بازغی | یکتا ناصر | روشنک عجمیان | سحر زکریا | امیرحسین صدیق و •••
کاشانه
فیلمی از حسن یکتا پناه
جمعه

معنی یکتا به انگلیسی

alone (صفت)
تنها ، یکتا
unique (صفت)
یکتا ، بی مانند ، بی نظیر ، بی همتا ، فرد ، یگانه ، منحصر به فرد ، بی تا

معنی کلمه یکتا به عربی

یکتا
فريد , لوحده

یکتا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

یکتا ١٤:٤٥ - ١٣٩٦/٠٣/٠٩
یکی از صفت های خدا و بی مانند بودن و تک
|

میرزایی ٠١:٠٤ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
Unipue
|

فاطمه جلیلی فر ٢٠:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/١٩
یکتا یه اسم دخترونه هستش که به معنای یگانه وتنها هست
|

ترنج ٢٢:٠١ - ١٣٩٧/٠٤/١٢
اسم یکتا دخترونه هستش وبه معنی منفرد تک وبی مانند میباشد
|

Zohre ١٢:٢٢ - ١٣٩٧/٠٤/٢٠
تک و بی همتا
|

یکتا ١٥:٠٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
تک و بی همتا
|

♡Yekta♡ ١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
خوشگل ترین اسم و به معنی تک،بی مانند و
بی همتا
|

Yekta ١٤:٠١ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
🤗بی نظیر هستش
|

هنگامه ١٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٧/٠٩
یکتا یعنی تک تنها
|

محسن❤️رضوي❤️ستاره ٠٣:٥٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٠
از صفات خداوند
منحصر بفرد . بي نظير ، بي مانند
|

یکتا ١٨:٣٢ - ١٣٩٧/١٠/١٩
یکتا به معنی تک و بی همتا
|

yekta ٢٣:١١ - ١٣٩٧/١١/٠٣
به مهنی بی همتا و در همهی کارهای نیک بینظیر یکی از صفات خدا
|

یکتا ٢٢:١٧ - ١٣٩٧/١١/١٣
یکتا یک اسم زیبا و دوست داشتنی هستش و به معنی بی مانند و تک
|

* Yekta* ١٥:٠٩ - ١٣٩٧/١١/٢١
یکتا به معنا خاص بودن و بیتا بودن است
|

یکی و اسی دو دخمل خوشمل ٠١:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٧
یکتا یعنی یکی یدونه . بی مانند یه دوست همه چی تموم به به . خوش به حالمون
|

#mahsa ١٧:٠٥ - ١٣٩٨/٠٦/٠٨
هر کسی این یکی یدونه آبجیش باشه انگار دنیارو داره *
|

یکتا ١٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٧/١٨
معنی یکتا بی همتا و تک و نام خداست خوشحالم که این اسمو دارم
|

yekt ١٢:٢٢ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
یکتا یعنی خودم
|

yekta ١٢:٢٣ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
یکتا یعنی خود خود خودم تک تک
|

يكتا ١٦:٠٨ - ١٣٩٨/٠٧/١٩
یکتا بی همتا و تک و نام خداست ، منحصر بفرد
صفات برترين خداوند يكتا بي همتاست
|

یکتا ١٣:٣٦ - ١٣٩٨/٠٨/٠١
یکتا یعنی.....
بی مانند.
تک.
یکی یدونه.
منحصر به فرد.
جذاب.
تغییر ناپذیر.
و....
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• همسر سابق یکتا ناصر   • يكتا ناصر بي حجاب   • همسر اول یکتا ناصر   • یکتا ناصر و منوچهر هادی   • بارداری یکتا ناصر   • کشف حجاب یکتا ناصر   • کلیپ بی شرمانه یکتا ناصر   • تاریخ ازدواج یکتا ناصر   • معنی یکتا   • مفهوم یکتا   • تعریف یکتا   • معرفی یکتا   • یکتا چیست   • یکتا یعنی چی   • یکتا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یکتا
کلمه : یکتا
اشتباه تایپی : d;jh
آوا : yektA
نقش : صفت
عکس یکتا : در گوگل


آیا معنی یکتا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )