برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1325 100 1

یک بند

/yekband/

معنی یک بند در لغت نامه دهخدا

یک بند. [ ی َ / ی ِ ب َ ] (ق مرکب ) متصل. پیوسته. دایم. متوالیاً. مدام : دیشب تا صبح یک بند بارید. بیمار شب را یک بند هذیان گفت. (یادداشت مؤلف ).

معنی یک بند به فارسی

یک بند
پشت سرهم یک نفس بدون درنگ : پشت دستگاه دودکش می نشست و یک بند نال. کسالت آور و غم افزای آنرا بگوش همسایگان می رساند.
[through-composed] [موسیقی] ترانه ای که در آن هریک از تقسیمات شعر لحن جداگانه ای دارند

معنی یک بند در فرهنگ معین

یک بند
( ~. بَ) (ق مر.) پیوسته ، پشت سر هم .

معنی یک بند در فرهنگ فارسی عمید

یک بند
۱. پشت سرهم.
۲. یک نفس و بدون درنگ.

یک بند را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدعرفان
پیوسته ،پشت سرهم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مراحل بند نویسی   • مراحل نوشتن یک بند   • آموزش بند نویسی   • معنی بند ها   • موارد مهم بند نویسی   • بند در ادبیات   • یک بند چند خط است   • معنی یک بند   • مفهوم یک بند   • تعریف یک بند   • معرفی یک بند   • یک بند چیست   • یک بند یعنی چی   • یک بند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یک بند
کلمه : یک بند
اشتباه تایپی : d; fkn
آوا : yekband
نقش : قید
عکس یک بند : در گوگل

آیا معنی یک بند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )