برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1320 100 1

یک تهی

معنی یک تهی در لغت نامه دهخدا

یک تهی. [ ی َ / ی ِ ت َ ](ص نسبی ، اِ مرکب ) جامه ٔ یکتو چنانکه در ایام گرما پوشند. (آنندراج ) (غیاث ). جامه ٔ بی آستر :
بوستان کز ژاله پوشیدی قمیص یک تهی
این زمان از برف پوشیده قبای پنبه دار.
سعید اشرف.
|| پیراهن و زیرپیراهنی زنان. (ناظم الاطباء).

معنی یک تهی به فارسی

یک تهی
جامه یکتو چنانکه در ایام گرما پوشند جامه بی آستر

معنی یک تهی در فرهنگ فارسی عمید

یک تهی
۱. یک لا، یک لایی.
۲. ویژگی جامۀ یک لا و نازک.

یک تهی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی یک تهی   • مفهوم یک تهی   • تعریف یک تهی   • معرفی یک تهی   • یک تهی چیست   • یک تهی یعنی چی   • یک تهی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یک تهی
کلمه : یک تهی
اشتباه تایپی : d; jid
عکس یک تهی : در گوگل

آیا معنی یک تهی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )