برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1323 100 1

یک دنده

/yekdande/

معنی یک دنده در لغت نامه دهخدا

یک دنده. [ ی َ/ ی ِ دَ دَ / دِ ] (ص مرکب ) سخت پایدار در عقیده ٔ خویش. لجوج. عنود. یک پهلو. که از رای خود بازنمی آید. ستیهنده. ستیزنده. مستبد به رأی. لجباز. خودرای. (یادداشت مؤلف ). || (ق مرکب ) به یک حال. بی تغییر وضع. آرام. یک نواخت : تا صبح یک دنده خوابید.

معنی یک دنده به فارسی

یک دنده
۱- (صفت ) مستبد خودرای لجوج : آدم یک دندهایست . ۲- آرام یکنواخت . تاصبح یک دنده خوابید.
[ گویش مازنی ] /yek dande/

معنی یک دنده در فرهنگ معین

یک دنده
( ~. دَ دِ) (ص مر.) لجوج ، خود - رأی .

معنی یک دنده در فرهنگ فارسی عمید

یک دنده
لجوج، سرسخت، خودرٲی، یک پهلو.

یک دنده در جدول کلمات

معنی یک دنده به انگلیسی

adamant (صفت)
تزلزل ناپذیر ، یک دنده
dogged (صفت)
ترشرو ، یک دنده ، سخت ، سر سخت ، لجوج
obstinate (صفت)
خود رای ، یک دنده ، ستیز گر ، معاند ، خیره سر ، کله شق ، سر سخت ، لجوج

معنی کلمه یک دنده به عربی

یک دنده
صارم

یک دنده را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

صادق کمالی
سرسخت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• یک دنده حل جدول   • معنی یک دنده   • یک دنده در جدول   • پیوستگی در حل جدول   • منطق لجباز و یک دنده در جدول   • طبیب یونان باستان   • دستگاه فشار صنعتی در حل جدول   • دود در حل جدول   • مفهوم یک دنده   • تعریف یک دنده   • معرفی یک دنده   • یک دنده چیست   • یک دنده یعنی چی   • یک دنده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی یک دنده
کلمه : یک دنده
اشتباه تایپی : d; nkni
آوا : yekdande
نقش : صفت
عکس یک دنده : در گوگل

آیا معنی یک دنده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )