امیزگاری

/~AmizgAri/

معنی انگلیسی:
sociability

لغت نامه دهخدا

( آمیزگاری ) آمیزگاری. ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی و صفت آمیزگار. || حسن معاشرت. خوش مَنِشی :
زن خوش منش خواه نه روی خوب
که آمیزگاری بپوشد عیوب.
سعدی.

فرهنگ فارسی

( آمیزگاری ) ۱ - حالت و کیفیت آمیزگار . ۲ - حسن معاشرت خوش منشی .

فرهنگ معین

( آمیزگاری ) (اِ مص . ) حُسن معاشرت ، خوش اخلاقی .

فرهنگ عمید

( آمیزگاری ) حُسن معاشرت، خوش منشی: زن خوش منش دل نشان تر که خوب / که آمیزگاری بپوشد عیوب (سعدی۱: ۱۲۳ ).

پیشنهاد کاربران

بپرس