اژنگ ناک

لغت نامه دهخدا

( آژنگ ناک ) آژنگ ناک. [ ژَ ] ( ص مرکب ) شکن ، شکنج ، چین ، نورد، گره ، انجوغ دار. ترنجیده. چین خورده. کیس. || مواج. || منقبض. گرفته.

فرهنگ فارسی

( آژنگ ناک ) ( صفت ) ۱ - شکن دار چین دار ترنجیده. ۲ - منقبض گرفته . ۳ - مواج .
شکن گره منقبض گرفته

فرهنگ عمید

( آژنگ ناک ) چین خورده، چین وچروک دار، پرچین وچروک.

پیشنهاد کاربران

بپرس