ابن خلدون عبدالرحمن

دانشنامه آزاد فارسی

ابن خَلدون، عبدالرحمن (۷۳۲ـ۸۰۸ق)
دست خط ابن خَلدون
(ملقب به: ولیّ الدین) مورخ مشهور و از علمای فلسفه تاریخ. خلدون، جد اعلای این خانواده از مردم حَضْرَموت بود که پس از فتح اندلس به دست مسلمانان با قوم خود به آن سرزمین مهاجرت کرد و در اشبیلیه اقامت گزید. خاندان خلدون در اواسط قرن ۷ق از بیم تسلط مسیحیان به سبته و سپس به شهر تونس مهاجرت کرد و عبدالرحمن در این شهر به دنیا آمد و در همین شهر به تحصیل علم پرداخت. در ۲۰سالگی از طریق ابومحمد عبدالله بن تافراکین وکیل ابواسحاق ابراهیم بن ابوبکر حفصی حاکم تونس (حک: ۷۵۰ـ۷۷۰ق) طغرانویس دولت شد. پس از هزیمت ابن تافراکین از مقابل ابوزید حفصی امیر قسنطینه، ابن خلدون به تلمسان رفت و در ۷۵۴ق به دعوت ابوعنان فارس بن علی مرینی به فارس رفت و در زمره اعضاء مجلس علمی او درآمد و توقیع نویس دربار شد. در ۷۵۸ق به تهمت همدستی با دشمنان ابوعنان به زندان افتاد و پس از مرگ او در ۷۵۹ق، آزاد گردید و در حکومت ابوسالم ابراهیم بن علی (حک: ۷۶۰ـ۷۶۲ق) به منصب قضاوت رسید و پس از عزل او از سلطنت، ابن خلدون نیز مقام خود را از دست داد. در ۷۶۴ق به اندلس رفت و پس از چندی از بیم وزیر اندلس ناگزیر عازم بجابه شد و بعد از آن شش سال دیگر در بسکره اقامت گزید و به قبایل چادرنشین پیوست و از قدرت آنان به نفع خود و علیه دیگران برخوردار شد. پس از این به غرناطه رفت اما به اصرار امیران مغرب، پادشاه غرناطه از وی خواست که غرناطه را ترک گوید. او نیز در ۷۷۶ به قلعه ابن سلامه در جنوب قسنطینه عزیمت کرد و چهار سال را در آن جا به سر برد و مقدمه و بخشی از تاریخ را در آن جا نوشت. در ۷۸۰ق با موافقت سلطان تونس به زادگاه خود بازگشت و تا ۷۸۴ق کتاب تاریخ به پایان رسانید. در این سال به مصر مهاجرت کرد و به تدریس در الازهر پرداخت و به خواهش ملک ظاهر سیف الدین برقوق برجی پادشاه مصر، قاضی مالکیان شد. پس از چندی به سبب مخالفت های بعضی بزرگان از این سمت برکنار گردید و این کار چند بار تکرار شد. مدتی نیز متولی خانقاه بیبرس شد و تا ۷۹۲ق بر این مقام باقی بود. در۸۰۳ق، همراه ملک ناصر فرج بن برقوق عازم شام شد و ضمن محاصره دمشق توسط امیرتیمور لنگ، به اسارت درآمد و پس از مدتی با موافقت تیمور به همراه گروه بزرگی از دوستانش به مصر بازگشت و سرانجام در ۸۰۸ق درگذشت. ابن خلدون از دانشمندان برجستۀ دوران خود بود. او با تجربه های ارزنده ای که ضمن خدمت در دولت های مغرب اسلامی کسب کرده بود، مقدمۀ کتاب تاریخ را تألیف کرد و در این مقدمۀ مبسوط به تشریح جامعه شناختی و فلسفی علل ترقی و انحطاط تمدن ها پرداخت. عنوان کتاب تاریخ او اَلعِبَرو دیوانُ المبتدأ و الخَبَرِ فی تاریخِ العربِ و العجم و البَربَر در ۷ مجلد است.

پیشنهاد کاربران

بپرس