برهان غایی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فیلسوفان غرب براهین کلاسیک اثبات خدا را به چند دسته تقسیم می کنند: براهین جهان شناسی(دسته ای از براهین که از راه ممکن الوجود بودن جهان و نیاز حرکت به محرک یا معلول بودن آن، وجود خدا را نتیجه می گیرند) برهان وجودی (براهینی که با تامل در معنای واجب الوجود یا کمال مطلق یا ....تحقق خارجی آن را ضروری می دانند) و برهان غایی. برخی یک دسته دیگر نیز به سه دسته پیش افزوده و آن را شامل سایر براهین متفرقه مانند براهین اخلاقی دانسته اند. در این دو تقسیم برهان غایی با برهان نظم یکی دانسته شده است. در میان فیلسوفان مسلمان نیز گاهی اوقات مقصود از برهان غایی همان برهان نظم مصطلح است. خلاصه برهان غایی چنین بیان می شود: جهان نمایانگر یک نظم غایی است. در نتیجه این نظم باید از ناظم عاقلی نشات گرفته باشد. به عبارت دیگر جهان خلقت و بسیاری از اجزاء آن مجموعه ای طراحی شده به نظر می رسند و بهترین احتمال توجیه این مجموعه، فرض وجود خداست. قبل از هر چیز باید مفهوم نظم غایی روشن گردد.
اگر گروهی از عناصر بخواهند با شیوه خاصی منظم شوند باید چنان به هم مربوط شوند که الگوی معینی را بسازند.مشخصه عمده نظم غایی آن است که تصور و مفهوم فرآیندها و ساختارهایی را که برای ایجاد یک نتیجه مشخص هماهنگ شده اند مطرح می کند. موجودات زنده نمونه های رایج نظم غایی هستند. شکل اندام و نحوه فعالیت غریزی حیوانات برای برآورده کردن نیازهایشان کاملاً مناسب است. مثلاً گوش های حیوانات گوشتخوار مانند سگ و گرگ در تعقیب شکار متمایل به سمت جلو می شود تا صدای شکار را بهتر بشنوند ولی گوش های حیوانات گیاهخوار مورد تعقیب مانند آهو و خرگوش در هنگام فرار به سمت عقب متمایل می ماند. باید دانست نظم غایی با نظم زیبا شناختی و نظم علّی متفاوت است. اینکه بررسی آسمان پر ستاره ما را به اعتقاد به خدا ترغیب می کند نمونه ای از نظم زیباشناختی است. اینکه نظم موجود در منظومه شمسی دال بر خالقی هوشمند است نیز نمونه ای از نظم علّی است. نظم غایی غیر از این دو مورد و نظیر استدلالی است که ویلیام پالی از فیلسوفان قرن هجدهم ارائه کرده و خلاصه آن بدین نحو است: فرض کنید در عبور از بیابان پای من به سنگی برخورد می کند . در پاسخ به چرایی وجود سنگ در آن نقطه عبارات متعددی محتمل است که برخی از آنها ممکن است دیگری را تکذیب کند.اما هنگامی که با یک ساعت روی زمین مواجه شوم تنها احتمال ممکن آن است که این ساعت را موجود هوشمندی ساخته است . دلیل چنین احتمالی، سازگاری میان اجزاء در رسیدن به غایت معیّن(نشان دادن زمان) است. که این ویژگی در سنگ که هیچ جزء مشخص و سازگار با یک هدف خاص ندارد موجود نیست. تا کنون روشن شد نظم غایی بیانگر نظم اجزا نسبت به هدفی خاص است و بر همین اساس با نظم علّی و زیباشناختی متفاوت است. لذا باید در مساوی دانستن برهان نظم و برهان غایی احتیاط بیشتری کرده و با بیان دقیق تر بگوییم برهان نظم غایی مساوی با برهان نظم مصطلح نیست بلکه یکی از انواع برهان نظم است که در آن با تکیه بر غایت اجزا به وجود سازنده هوشمند پی برده می شود.این برهان طی قرن هجدهم مورد اقبال و توجه دانشمندان غربی بسیاری بود. لکن با طرح نظریه تکامل داروین اشکالاتی بدان مطرح گردیده و آن را با چالش مواجه ساخت. این اشکالات با مرور زمان قوّت خود را از دست داد. کانت که برهان وجود شناختی و جهان شناختی را تحقیر می کرد برخورد ملایم تری با این برهان دارد. وی این برهان را به دلیل فاصله ای که اثبات ناظم با اثبات خدای ادیان (قادر مطلق، عالم مطلق،خالق تمام جهان و ...) دارد انکار می کند ؛ لکن با اینهمه آن را شایسته احترام می داند ،زیرا به اعتقاد او این برهان، قدیمی ترین، روشن ترین و منطبق ترین براهین با عقل همگانی انسانی است. این تقریر از برهان غایی نمی تواند تمام آنچه طرفداران وجود خدا انتظار دارند برآورده سازد.برای تامین هدف موحدان باید از تقریر برهان بر مبنای علت غایی که در انتهای مقاله خواهد آمد مدد جست.
انتقادات به برهان غایی
گذشت که برهان غایی یکی از تقریرهای برهان نظم است. در طول تاریخ انتقاداتی به برهان غایی شده است که برخی از آنها به مربوط برهان نظم و برخی به خصوص این برهان وارد می شود. گفته شده که این برهان نمی تواند توحید و یگانگی خدا را اثبات نماید، زیرا می توان فرض نمود هر دسته از موجودات ناظم خاصی داشته باشند و در نتیجه نظم موجودات با فرض چندین ناظم نیز توجیه می گردد. حتی اگر یگانگی ناظم نیز اثبات شود، این برهان نمی تواند اثبات کند که این ناظم کاملاً خیر است و نه شرّ یا اینکه او قدرت و علم نامتناهی است.
تقریر برهان غایی از راه علت غایی
برخی اندیشمندان تقریر دیگری از برهان ارائه داده اند تا از بسیاری نقایص برهان نظم مصون باشد. این تقریر بر محور علت غایی می گردد و هدف آن اثبات غایت بالذات است . اثبات غایت بالذات نیز مستلزم اثبات فاعل بالذات است . زیرا هر علت غایی مستلزم علت فاعلی و به عبارت دقیق تر عین علت فاعلی است. یعنی در هر فعلی هم راه علت فاعلی، علت غایی نیز موجود است و همانطور که سلسله علل فاعلی به دلیل محال بودن تسلسل به یک فاعل بالذات ختم می شود سلسله علل غایی نیز باید به یک غایت بالذات ختم شود که عین واجب بالذات و دارای ضرورت ازلی است.یعنی در هر شرایطی وجود آن ضروری است. بنابراین این برهان نه تنها یکی از اوصاف واجب بلکه ذات او و ضرورت وجود او را نیز اثبات می کند.اما چگونه باید غایت بالذات اثبات شود؟ برای اثبات غایت بالذات از این قیاس استفاده می شود :۱- هر فعلی علاوه بر نیاز به علت فاعلی نیازمند علت غایی است.۲- غایت هر فعل، بالفعل موجود است.۳- این غایت بالفعل یا خود غایت بالذات است یا اینکه به دلیل محال بودن تسلسل ، به غایت بالذات منتهی می شود.در نتیجه در هر فعلی غایت بالذات موجود است.در توضیح مقدمه نخست باید گفت هر فعلی تنها با یک نتیجه معیّن ارتباط خاص و ضروری دارد. اگر یک فعل با نتایج متعدد مرتبط باشد تحقق یکی از آنها و عدم تحقق دیگران مستلزم ترجیح بدون مرجّح است که عقلاً امری محال است.مقدمه دوم نیز نیازمند این توضیح است که رابطه غایت با فعل امری ضروری است .پیوند میان غایت و فعل نمی تواند امری اعتباری یا صناعی باشد.دانه ای که در زمین کشت می شود با صورتی که در پیش دارد و حکم غایت را برای آن دارد بی تفاوت نیست. این دانه با صورتی خاص یعنی درختی تناور ارتباط و پیوند واقعی دارد.اگرچه ممکن است این ارتباط از نظر بسیاری که از آینده دانه مطلع نیستند پنهان باشد ، لکن این دانه نسبت به آینده جهتی خاص را تعقیب می کند . روشن است که غایت دانه که امری بالفعل است در موطن دانه و بذر موجود نیست. بنابراین ربط دانه با غایت، به وجود بالفعل غایت در موطنی خارج از بذر و دانه گواهی می دهد.مقدمه سوم نیز به دلیل باطل بودن تسلسل آشکار است.این تقریر از برهان بسیاری از محدودیت های برهان نظم را ندارد.

پیشنهاد کاربران

بپرس