خرقه انداختن

لغت نامه دهخدا

خرقه انداختن. [خ ِ ق َ / ق ِ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) بخشیدن جامه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || اقرار و اعتراف نمودن بگناه. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || عاجز شدن و تسلیم کردن. || از هستی مبرا گشتن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). || مجرد گردیدن و از خودی بیرون آمدن. ( برهان قاطع ).

فرهنگ فارسی

بخشیدن جامه یا اقرار و اعتراف نمودن بگناه .

پیشنهاد کاربران

بپرس