دهخوارقان

لغت نامه دهخدا

دهخوارقان. [ دِخوا / خا ] ( اِخ ) قصبه مرکز بخش و دهستان دهخوارقان از شهرستان تبریز. در 51 کیلومتری جنوب باختری تبریز در جلگه و مسیر شوسه مراغه - تبریز واقع است. سکنه آن 13087 تن. آب آن از رود دهخوارقان و قنات تأمین می شود. در حدود 400 باب مغازه از کسبه مختلف و چند کارخانه پارچه بافی دستی و کارخانه برگه سازی ومشروب و کمپوت سازی و کارخانه برق دارد. همچنین دارای دبستان و دبیرستان و شعبات دوایر دولتی و پست و تلگراف می باشد. از ابنیه تاریخی دارای یک مسجد قدیمی به نام مسجد حاجی کاظم و بنایی به نام چهارسوق است که از چوب بست درست نموده اند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ). نام آن اکنون به آذرشهر تبدیل شده است.

دهخوارقان. [ دِ خوا / خا ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای حومه بخش دهخوارقان شهرستان تبریز محدود از شمال به دهستان ممقان ، از جنوب به دهستان شیرامین ، از خاور به بخش اسکو، از باختر به دهستان گاوگان. این دهستان کوهستانی است و آب قراء آن از چشمه سارها و رودخانه دهخوارقان تأمین می شود و از 17آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده است و نفوس دهات مزبور6596 نفر می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

دهخوارقان. [ دِ خوا / خا ] ( اِخ ) یکی از بخشهای چهارگانه شهرستان تبریز و در جنوب باختری تبریز و خاور دریاچه ارومیه واقع و از شمال محدود است به بخش اسکو و از باختر به دریاچه ارومیه. دهات خاوری این بخش در کوهستان و دارای آب و هوای سالم و دیه های باختری آن در جلگه و کنار دریا می باشد که مالاریایی است. این بخش از لحاظ تقسیمات اداری شامل 4 دهستان است :
دهستان ممقان 1 آبادی 6349 نفر
دهستان گاوگان 15آبادی 10256 نفر
دهستان شیرامین 12 آبادی 5576 نفر
حومه دهخوارقان 17آبادی 6596 نفر
جمع 45آبادی 28777 نفر
جمعیت بخش با سکنه خود دهخوارقان 39864 نفر می باشد. قراء این بخش از رودخانه های دهخوارقان و ایشکه چای و قنوات و چشمه سارها مشروب می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

آذرشهر قصبه مرکزی ازبخشهای شهرستان تبریزدر ۵۱ کیلومتری جنوب غربی تبریز و مشرق دریاچه ارومیه ( رضائیه ) در مسیر شوسه مراغه به تبریز. جلگه یی معتدل ۱۳٠۸۷سکنه .

دانشنامه آزاد فارسی

دِهْخوارْقان
رجوع شود به:آذرشهر، شهر

پیشنهاد کاربران

دهخوارقان فارسی شده ی "دووارقان "که در خود محل ومنطقه بصورت "داوارقان ، دووایقان ، دیوارقان، توفایقان ، توفارقان، تافایقان وتافارقان"کاربرد دارد . اگر آبادی های حومه ی دهخوارقان را بررسی کنیم به آبادی
...
[مشاهده متن کامل]
های بنام : امیر دیزج ( آلاکوزه ) ، دیزج {روستایی بوده است که به دهخوارقان ( آذرشهر ) ملحق شده است }، دیزج حسن آغا ( دیزج آغا حسن ) ، آخرجان ( اخی جهان ) و. . . روبرو می شویم . واژه ی دیزج، فارسی شده ی واژه ی ترکی دیزه است که به معنای مکان خوابیدن چهارپایان وگوسفندان است در زمانهای گذشته ، زندگی درمنطقه ی دهخوارقان برمدار دامداری استوار بود ه است وبراساس محل چرا وخواب وصاحبان گوسقندان این آبادها ی نامگذاری شده اند . بااین اوصاف "دووارقان "از دو بخش "دووار "و "قان " ترکیب یاقته است که "دووار "وازه ی ترکی است به معنای گوسفند وچهار پا است و "قان "پسوند مکان است دووارقان بمعنای مکان نگهداری گوسفند است که دهخوارقان دگرگون شده دووارقان است که هم اکنون با نام " آذرشهر" ، یکی از شهرهای شهرستان آذرشهر است در آذربایجان شرقی قراردارد .

نام ده نخیرجان که به آذر شهر تبدیل شد. نک. آذرشهر و نخیر جان.

بپرس