عوامل کثرت

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] یکی از بحث هایی که در آن بین مشائین و شیخ اشراق اختلاف وجود دارد و می توان گفت به یک معنی خاستگاه بحث تشکیک در ماهیت است اقسام کثرتی است که در حقایق می توان فرض کرد.
مشهور بین فلاسفه مشاء این بود که به طور کلی در میان اشیاء بیش از سه نوع کثرت نمی توان یافت. اما شیخ اشراق با مخالفت با این ایده به طرح نوع چهارمی از کثرت پرداخت که در حقیقت همان کثرت تشکیکی بود. مشائین با اینکه تشکیک را در برخی از مفاهیم پذیرفته بودند، اما به هنگام توجیه خارجی این نوع کثرت، آن را به یکی از اقسام سه گانه کثرت که مشهور بین مشائین بود برمی گرداندند. اما شیخ اشراق با اصرار بر نوع چهارم به اثبات آن پرداخته و ادله مشائین را در این خصوص مورد نقد قرار داد. روشن است که برای تحقق کثرت بین دو چیز، حداقل یک جهت افتراق لازم است. چرا که اگر دو شیء مفروض مانند الف و ب از هر جهتی یکسان باشند و از هیچ جهتی کوچک ترین تفاوتی با هم نداشته باشند نمی توان گفت این دو، اصلا دو چیزند، بلکه در حقیقت بین آنها وحدت حقیقی برقرار است و به عبارت دیگر اصلا این دو، دو چیز نیستند، بلکه یک چیز است که دو اسم بر رویش گذاشته شده است. از طرف دیگر دو چیز که به سبب یک جهت افتراق از هم متمایز شده اند و به همین سبب کثرتی پدید آمده است، اقلا از آن حیث که عنوان شیء و مانند آن بر هر دو صادق است با هم اشتراک خواهند داشت. بنابراین می توان گفت هر دو امر کثیری حداقل یک جهت وحدت و یک جهت کثرت دارند و بدون این دو جهت دوئیتی برقرار نمی شود.
کثرت در نزد مشائین
مشائین معتقد بودند کثرت به طور کلی سه نوع می باشد و غیر از آن ممکن نیست. از نظر ایشان دو امری که غیر هم هستند به یکی از انحاء سه گانه کثرت با هم تغایر خواهند داشت: ا. کثرت ناشی از امور عرضی؛ مانند کثرتی که دو فرد از یک ماهیت نوعیه دارند. مثل کثرت زید و عمرو. ب. کثرت ناشی از فصول؛ مانند کثرتی که دو نوع از انواع یک ماهیت جنسی با هم دارند. مثل کثرت انسان و فرس. ج. کثرت ناشی از تمام ذات یا ماهیت؛ مانند کثرتی که دو مقوله با هم دارند. مثل کثرت و تغایر کم و کیف که هر کدام غیر از دیگری است و تباین به تمام ذات دارند. ابن سینا در موارد مختلفی تصریح کرده است معنی واحد، بما هو واحد و بالذات نمی تواند کثرت پیدا نماید. چون لازمه چنین تکثری این است که حتی یک فرد هم از این معنی محقق نشود. به عبارت دیگر کثرت تشکیکی از نظر ابن سینا ممکن نیست. استدلال ابن سینا در نفی کثرت معنی واحد این گونه است: ا. اگر معنی واحد بالذات متکثر شود هیچ فردی از آن موجود نخواهد شد. زیرا: ب. هر فردی از ماهیت دارای همان ماهیت است، بنابراین در عین فرد بودن باید متکثر نیز باشد، زیرا: ج. مطابق فرض، متکثر بودن ذاتی این ماهیت است و فرد نیز به سبب دارا بودن ذات، خصوصیت آن را خواهد داشت. د. اگر قرار باشد فرد در عین فرد بودن کثیر نیز باشد هرگز موجود نخواهد شد، زیرا لازمه اش تناقض است. یعنی هم فرد باشد و هم فرد نباشد. ه. نتیجه این سخن این است که کثیر هم موجود نخواهد شد. چرا که از ترکیب افراد است که کثیر به وجود می آید.
دیدگاه شیخ اشراق
شیخ اشراق با این دیدگاه مخالفت نموده و نوع چهارمی از کثرت را مطرح می کند. به اعتقاد وی گاهی کثرت می تواند ناشی از شدت و ضعف یک حقیقت باشد، به طوری که بدون آنکه چیزی خارج از ذات آن حقیقت بر وی اضافه گردد خود ذات شدید و ضعیف گردد. وی برای این قسم، به امور مختلفی، همچون کثرتی که در سیاهی شدید و ضعیف و خط کوتاه و بلند وجود دارد مثال می زند. روشن است که سهروردی برای اثبات این نکته باید دلایلی را که مشائین در نفی کثرت نوع چهارم بیان کرده اند نقد کرده و رد نماید، وی این کار را در جاهای مختلفی انجام داده و به صورتی مبسوط به نقد ادله مشائین پرداخته است. از نظر شیخ اشراق مشائین خود نیز می پذیرند تمام ماهیات به یک نحو بر افرادشان واقع نمی شوند. از طرف دیگر می دانیم که ایشان ماهیات را خارجی می دانند و اگر گفته می شود سیاهی شدید و ضعیف است منظورشان این است که سیاهی ای که در خارج است یا شدید است یا ضعیف. و بالاخره اینکه قوام تشکیک به این است که آنچه مابه الامتیاز امور مشکک است باید عین مابه الاشتراک باشد یا حداقل این است که در تشکیک خاصی چنین است و مشائین نیز با اینکه تشکیک عامی را مطرح کرده اند، اما تشکیک خاصی را نیز قبول دارند. با توجه به این سه نکته گفته می شود در سه قسم مشهور کثرت ، ممکن نیست ما به الاشتراک و مابه الامتیاز امور متکثر یک نحو حقیقت باشد، چرا که در این سه نحو کثرت، در مواردی که حقیقتی مانند ماهیت نوعیه امور متکثر مابه الاشتراک آنهاست، حقایق دیگری، یعنی حقایقی عرضی، مابه الامتیاز است و در مواردی که حقیقت مذکور مابه الامتیاز است، حقایق عرضی مابه الاشتراک است و در مواردی که حقیقتی ذاتی مانند جنس مابه الاشتراک است حقایق ذاتی دیگری مانند انواع فصول ما به الامتیاز است. پس برای حصول هر یک از این سه نحو کثرت، ضرورتا باید حقایق متفاوتی در کار باشد و ممکن نیست هیچ یک از این سه نحو کثرت را فقط با یک نحو حقیقت داشت. در حالی که در تشکیک، وحدت مابه الاشتراک و مابه الامتیاز لازم است. همین امر نشان می دهد فقط با داشتن یک نحو حقیقت می توان کثرت داشت. نتیجه آنکه ارجاع این نحو تمایز به یکی از سه قسم مذکور ممکن نیست و باید آن را قسم چهارمی از تمایز انگاشت. شیخ اشراق این مطلب را در ضمن اشکالی که به استدلال مشائین مبنی بر اثبات اختلاف نوعی کیفیات شدید و ضعیف وارد می کند، آورده است. یعنی مشائین با توجه به اینکه معتقد بودند تمامی کثرت های موجود در خارج یا ناشی از تباین به تمام ذات است یا ناشی از اختلاف در جزء ذات (فصل) است و یا ناشی از امور عرضی است، اختلاف موجود در کیفیات مشکک همانند سیاهی شدید و ضعیف را به اختلاف نوعی برمی گرداندند. شیخ اشراق در ضمن بررسی این دلیل سخن ایشان را رد کرده و می گوید این نوع از کثرت دلیل دیگری دارد و نمی توان آن را به یکی از این سه قسم برگرداند؛ چرا که لازمه اش این خواهد شد که اساسا تشکیک انکار شود. زیرا اساس تشکیک وحدت مابه الامتیاز و مابه الاشتراک است.
دیدگاه ملا صدرا
...

پیشنهاد کاربران

بپرس